رفتن به محتوای اصلی
جامعه ی مسيحيان افغانستان

جامعه ی مسيحيان افغانستان

گفت و گوی کابل پرس با حسين اندرياس

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

این گفت و گو در سال 2007 انجام شده بود و به مناسبت کریسمس، دوباره به روز شد.

اشاره : با توجه به فرا رسيدن سال روز تولد عيسی مسيح ، کابل پرس? گفت و گويی کوتاه با حسين اندرياس، مدير مسوول وب سايت های مسيحيان افغانستان و تهيه کننده ی برنامه های تلويزيونی و راديويی انجام داده است. وقتی از حسين اندرياس خواسته شد که با کابل پرس گفت و گويی انجام دهد، او با کمال ميل آن را پذيرفت و پرسش ها برای وی روان و پاسخ ها نيز بعد از چند روز به دست رسيد. گرچه می توان دامنه ی اين گفت و گو را گستراند اما نبود وقت و زمان اين اجازه را به من نداد تا اين کار را انجام دهم. با اين حال احساس می کنم اين گفت و گو به همين شکل نيز جذابيت های خود را دارد و می تواند شمايی کلی از وضعيت افغانستانی های مسیحی در داخل و خارج از کشور ترسيم کند.

کابل پرس?: آقای حسين اندرياس سپاسگزار از اينکه در اين گفت و گو با شرکت کرديد. لطفا ابتدا خودتان را برای خوانندگان کابل پرس معرفی کنيد؟

حسين اندرياس: وطنداران عزيزم، سلامتی به نام سرور سلامتی عيسی مسيح بر شما باد! در دعوت تان برای مصاحبه با من يک عالم متشکرم و نيز عيد ميلاد عيسی مسيح را به تمامی هموطنانم تبريک گفته آرزوی سعادت در زندگی تان را دارم و ضمناً از خداوند در دعا هستم که وطن عزيز ما افغانستان صلح حقيقی را ببيند.

نام من حسين اندرياس است و مه در 23 ماه جون سال 1965 در شهر بمبئی هندوستان در زمان سفر پدر و مادرم درآن شهر متولد شدم و اما در ماه سپتامبر همان سال همه ما به افغانستان برگشتيم و در شهر کابل از کودکی تا نوجوانی آب و هوا و نان نمک وطن عزيزم را لطف بردم. در سال 1980 ميلادی بار اول يک مرد خارجی که نميدانم روسی بود و يا اروپای غربی و يا آمريکای، خلاصه هرکی بود اوراقی را به من داد. من فکر کردم که او تبليغات کمونيزم را به من داده باشد اما اين اوراق کتاب مقدس بود شامل انجيل متی و لوقا.

فصل 5 متی آيات 43 و 44م برايم آيات کليدی بود و همين آيات در تحقيقات 9 ساله ام تا سال 1990 ميلادی مرا از کابل تا جهاد عليه کمونستها در کوه های قياغ و شهر غزنی و شهر قم ايران که درآنجا شامل حوزه علميه شدم و تا سوريه و قاهره و شهر کراچی پاکستان و بالاخره دهلی نو تعقيب کرد تا بتاريخ 14هم ماه اکتوبر سال 1990 من عيسی مسيح را بعنوان نجاتگر و خداوندم قبول کردم.

در دهلی نو با سازمان صادراتی لباس بنام الانکو انديا انترنشنل بحيث فيشن مد چند روز کار کرده تا اينکه برای خدمت خداوند و مردم زندگی ام را وقف کردم.

خانم عزيزم برايم دوست عزيزی است و در کابل متولد و بزرگ شده و بخاطر محافظت خانواده های ايشان نميتوانم تمامی شناخت شان را ارائه کنم ولی بايد بگويم که در پوهنتون کابل در سالهای اخير پيش از تصرف کابل توسط جنگسالاران بحيث معلم کامند بوده است.

يک دختر نازنين دارم که خيلی دوستش دارم و در صنف 6 مکتب است و پسرم که خدا را خيلی دوست دارد در صنف 4 است.

کابل پرس: آقای اندرياس آيا گفته می توانيد که چه تعداد از مردم افغانستان مسيحی می باشند و چه تعداد از آن ها در داخل کشور هستند؟

حسين اندرياس: نه من نه هيچ کسی ديگری از تعداد درست مسيحيان افغان شمارش در دست داريم . اما ملاهای طالبان تعداد آنها را به بيش از يکصد هزار (يک لک)تن توسط روزنامه های زمانشان نشر کرده بودند و اما من فکر ميکنم که تعداد افغانهای مسيحی در داخل و خارج از کشور بيش از 5000 تا 10000 نخواهد باشند. ولی نکته مهم اين است که بيشتر مسيحيان افغان در داخل افغانستان هستند و قرار مصاحبه های بی بی سی و ديگران با آنان، آنها کليسا های نيز دارند.

کابل پرس: وضعيت زندگی مسيحيانی که در افغانستان می باشند به چه شکلی ست؟ آيا آنان می توانند به صراحت اعلام کنند که مسيحی هستند و آيا حقوقی که در قانون اساسی برای شهروندان افغانستان تعريف شده است، شامل آنان هم می شود؟

حسين اندرياس: در افغانستان مسيحيان نمی توانند آزادانه خود را مسيحی معرفی نمايند و قانون اساسی افغانستان آنان را محکوم بمرگ ميکند؛ چون همه مسيحيان افغان مسلمان زاده ها هستند بجز آن عده ای که در خانواده های مسلمان زاده های مسيحی بدنيا آمده اند. بهتر ميشود عرض کنم خدمت شما عزيزان که ماه مارچ سال 2006 را بياد آوريد، تنها يک مرد مسيحی افغان اعلام کرد که او مسيحی است، اربابان مذهب و دين او را کافر و مرتد خواندند و خواهان مرگ عبدالرحمن شدند و حتی دولت افغانستان بخاطر فشارهای بين المللی او را ديوانه خوانده بدين ترتيب او را از افغانستان بيرون راندند. اما عده زيادی از هموطنان ما که با حکمت و علم و دانش هستند برای نجات وی کوشش های زيادی کردند که نامه های رسمی آنها را شما ميتوانيد در www.afghankhabar.com مطالعه فرماييد. شما نيز ميتوانيد در وبسايت بالا در مورد قتل مسيحيان افغان توسط طالبان و ديگران در افغانستان بخوانيد.

خلاصه کلام، در افغانستان فعلی يک مسيحی افغان چون قبلاً مسلمان بوده نميتواند به آزادی کامل ايمان خود را اعلام کند و مانند يوسف ارمتيا و نيقوديموس که در انجيل ذکر شده اند در خفا هستند تا که خداوند به آنها اجازه بدهد.

کابل پرس: افغاننستانی های مسيحی که در خارج از افغانستان هستند، دارای چه تجمعاتی می باشند و فعاليت های آنان چيست؟

حسين اندرياس: مسيحيان افغان در خارج از کشور دارای اجتماعات زيادی بنام "اجتماع مسيحيان افغان" در پاکستان (مخفيانه) در هند، آستراليا، هالند، آلمان، انگليستان، نروژ، اروپای شرقی، اتريش (وبسايت آنان در اتريش: www.khudawand.com) کانادا و آمريکا(وبسايت آنان در لس انجلس: www.afghanchurch.net) وغيره هستند و در هر گوشه حيات خداوند و مردم را خدمت ميکنند. آنها نشرات راديو و تلويزيون و بزرگترين پلاتفارم انترنيتی را برای افغانستان دارند. شما ميتوانيد در مورد فعاليت های آنها از اين آدرس اطلاع بيشتری حاصل نماييد: www.afghansearch.comn

کابل پرس: يکی از مسايلی که هميشه در افغانستان سوال برانگيز است، مساله ی مسلمانانی ست و يا مسلمان زاده هايی که دين مسيحيت را اختيار کرده اند. گفته می توانيد که اين افراد به چه تعداد هستند و علت تغيير در دين آنان چيست؟

حسين اندرياس: همانطوريکه قبلاً متذکر شدم، بجز دو برادر و خواهر که از اهل هنود افغانستان به عيسی مسيحی ايمان آورده اند، ديگران همه قبلاً مسلمان بوده اند و در طی جستجوهای شخصی و تجارب شان به اين نتيجه رسيده اند که مسيحی شوند. ميخواهم به اين نکته تاکيد کنم که مسيحيت يک دين نيست و عيسی مسيح هرگز دينی ديگری را به انسانها معرفی نکرده. خداوند عيسی مسيح فرمود: من راه و من راستی و من زندگی هستم و هيچکسی جز بوسيله من نزد پدر آمده نمی تواند. درين آيت و آياتی ديگر کلام خدا ما ، هرگز نمی توانيم مسيحيت را با دين و يا مذهب ديگری مقايسه کنيم زيرا اديان و مذاهب در کتب خود بر دين و مذهب تاکيد داشته اند و اما مسيح دين و مذهب را به ما تعليم نداد بلکه خود را بما شناساند که او مظهر ذات خداست.

کابل پرس: گفته می شود که تعداد قابل توجهی از مسلمانانی که تغيير دين داده اند و مسيحی شده اند، بدليل دريافت امتيازاتی مانند امتيازات مالی و يا پناهندگی در يکی از کشورهای ثروتمند اين کار را انجام داده اند. نظر شما در اين باره چيست؟

حسين اندرياس: اين کاملاً اشتباه و قضاوت يکجانبه است. من از آنانی که اينطور فکر ميکنند سوالی دارم، اگر کسی مسلمان شود و هندو شود (عده ای شده اند) به آنها نيز شما خواهيد گفت که بخاطر پول وغيره تغير دين داده اند؟ همانطوريکه قبلاً عرض کردم، مسيحيت يک دين و يا مذهب ديگری نيست و کسی که پيش مسيح ميايد تغير دين نمی دهد بلکه آواز مسيح را ميشنود که در فصل 11هم انجيل متی ميفرمايد: " . ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، نزد من بیائید و من به شما آرامی خواهم داد. یوغ مرا بگردن گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا من بردبار و فروتن هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت ،
زیرا یوغ من آسان و بار من سبک است."

دو آيات بالای برای هرکسی است که در تلاش راه و راستی و زندگی است. و بارهای گرنگ همه کسانی که به مسيح ايمان مياورند سبک خواهد شد چون مسيح بار گناهان را برداشت و راه آرامش را بما نشان داد.

من دو فاميل بزرگ را ميشناسم که بخاطر پول خواستند خود را مسيحی جلوه دهند. آنها تصميم گرفتند که اول يکی آنها خود را مسيحی معرفی ميکنند و سپس ديگر اعضای خانواده را هرکدام يک در بدل 50000 کلدار به کليسا معرفی کنند. مطابق پلان وقتی يکی آنها به کليسا رجوع کرد و رهبر کليسا هم به گفته کردکی بازی خورد و در گذشت زمان همه آنها به کليسا رفتند و حتی تعميد گرفتند و اما از 50000 هزارها درکی نداشت. آنها از رفتن به کليسا دلسرد شدند و اما در سالهای بعدی تعليمات کتاب مقدس را که شنيده بودند بياد آوردند و يکه يکه همه آنها به عيسی مسيح ايمان آوردند و امروز آنها مسيحيان بسيار مومن هستند که ما مثال آنها را به ديگران هميشه گواهی ميدهيم.

يک مسيحی چه افغان و چه غير افغان از ثمر روح القدس شناخته ميشود که او در بدل پول خود را مسيحی جلوه ميدهد و يا واقعاً مسيحی است. چون کلام خدا به ما اينطور ميفرمايد:

اما ثمر که روح القدس ببار می آورد : محبت ، خوشی آرامش ، بردباری ، مهربانی ، خیرخواهی ، وفاداری ، فروتنی و خویشتن داری است که هیچ قانونی که بر خلاف چنین کارها باشد وجود ندارد . و آنانی که متعلق به مسیح عیسی هستند، طبیعت نفسانی را با هوس ها و امیال آن مصلوب کرده اند. اگر روح خدا منشاء زندگی ماست ، او هم باید هادی زندگی ما باشد. خود پسند نباشیم و یکدیگر را نرنجانیم و بریکدیگر حسادت نورزیم. رساله غلاطيان فصل 5 آيات 22 تا 26

کابل پرس: گفته می شود که برخی از افراد بلندپايه حکومت افغانستان و يا افراد وابسته به آنان، بدلايلی مانند امتيازات، به دين مسيحيت گرويده اند، آيا شما اين گفته ها را تاييد می کنيد و آيا می توانيد نامی از آنان ببريد؟

حسين اندرياس: آنعده از برادران و خواهران ما که در مقامهای بلند دولتی بوده اند و يا هستند، در آن مقام آنها واقعاً نياز به امتيازات ديگری ندارند که بخاطر آن مسيحی شوند. آيا افغانستان يک کشور اسلامی نيست؟ و اگر در يک کشور اسلامی بايد امتيازاتی حاصل کرد، آيا نبايد به اينصورت با جلوه دادن يک بهتر مسلمان آن امتيازات را گرفت تا اينکه مسيحيت. چون در صورت دومی که امتيازات آن شخص مطابق قانون افغانستان موت خواهد بود.

دهان مردم مانند کجکول گداست که اگر ببنديد خواهد شکست اما بسته نخواهد شد. مردم هرچه گويند، از حقيقتی که واضح است پنهان نخواهد شد که خدا انسان را دارای ادراک، حکمت، و اختيار خلق کرده تا بتواند خود خوش کند که کدام را است و کدام چاه. يکی از والی های يکی از ولايات افغانستان که در يکی از کشورهای عربی در سالهای 60 ميلادی به عيسی مسيح ايمان آورده اند از يک خانواده بسيار معتبر محمد زی و پولدار قندهار هستند و شما چه فکر ميکنيد که ايشان بدليل کدام امتياز به عيسی مسيح ايمان آورده اند؟ فرزندان ايشان رهبران مسيحی هستند و خود ايشان بيش از 80 سال عمر دارند. يکی از وزرأ قبلی که در سالهای اخير 50 ميلادی در افغانستان به مسيح ايمان آورده اند بعد از چند سال زندگی مسيحی مجبوراً از افغانستان خارج شد و زندگی مهاجرت را گرفت و آن زندگی "لپ و جپ" دنيوی را ديگر نديد، شما چه فکر ميکنيد امتيازات اين بزرگ را؟ واقعاً کلمات عيسی مسيح بيادم ميايد که ميفرمايد:

خوشحال باشید اگر به خاطر من به شما اهانت میکنند و جفا میرسانند و به ناحق هرگونه افترائی به شما می زنند. خوشحال باشید و بسیار شادی کنید، زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است چون همینطور به پیامبران قبل از شما نیز جفا می رسانیدند. انجيل متی فصل 5 آيات 11 و 12

اگر جهان از شما نفرت دارد بدانید که قبل از شما از من نفرت داشته است. اگر شما متعلق به این جهان بودید جهان متعلقان خود را دوست میداشت، اما چون شما از این جهان نیستید و من شما را از جهان برگزیده ام،به این سبب جهان از شما نفرت دارد. انجيل يوحنا فصل 15 آيات 18 و 19

کابل پرس: برخورد جامعه ی مسيحيان و رهبران دينی آنان با آن هایی که بدليل امتيازات به دين مسيحيت می گروند چيست؟

حسين اندرياس: بسيار کم عده ی هستند قراريکه قبلاً نيز به آن اشاره شد، که بخاطر پول ميخواهند خود را مسيحی جلوه دهند و اما ازين انکار نميتوانيم که گناه انسان را به فريب ميکشاند و در فصل 3 و آيت 23 رساله روميان ميخوانيم که همه گناه کرده اند و از جلال خدا محروم اند و يا بزير افتاده اند. پس از يک گناهکار تنها گناه خواهد سرزد چون همه در گناهيم و هيچ کسی گفته نمی تواند که من هيچ گونه گناهی نکرده ام. ولی فيض خدا بالا تر و بزرگتر از گناه است.

کسانی که با هر ترتيب که به کليسا می آيند حتی در صورت فريب، عيسی مسيح بما حکم ميکند:

‌ شنیده اید که گفته شده:

« چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان» اما من به شما می گویم به کسی که به تو بدی میکند بدی نکن و اگر کسی بر گونه راست تو سیلی میزند گونه دیگر خود را بطرف او بگردان. متی فصل 5 و آيت 38 و 39

پس کلام خدا به ما حکم ميکند که ما هرکی را بايد در آغوش بگيريم و دوست داشته باشيم چون زمانی ما نيز در گناه بوديم عيسی مسيح حتی خود را فدای ما کرد.

کابل پرس: آيا افغان های مسيحی خود را بخشی از جامعه ی افغانستان می دانند و يا اينکه بيشتر احساس می کنند که به جوامع مسيحی غرب تعلق دارند؟

حسين اندرياس: مسيحيت و غرب دو کلمه جداگانه است. در غرب همه مسيحی نيستند و يا بهتر ميشود که بگويم که در غرب حتی 30 درصد مردم به عيسی مسيح ايمان ندارند. بزرگترين جميعت مسيحيان در جهان در کشور همسايه افغانستان يعنی چين هستند. کلام خدا به ما ميفرمايد که خدا همه جهانيان را دوست دارد بدون کدام امتياز مردمی، نژادی و کلتوری و زبانی. ما خدا را شکر ميکنيم که خدا ما را افغان بنديا آورده و ما افتخار ميکنيم به افغان بودن خود و دوست داريم افغانستان عزيز خود را و حتی جوانان و کودکان ما که در افغانستان تولد نشده اند خود را افغان معرفی ميکنند. برنامه تلويزيونی مسيحيان افغان را بتاريخ 24م دسامبر حتمی مشاهده نماييد که چطور يک نوجوان مسيحی که حتی افغانستان را هرگز نديده بزبان شيرين دری خدا را با سرود تمجيد ميکند.

کابل پرس: آقای اندرياس، زندگی در جوار مسلمانان و در کشوری اسلامی مانند افغانستان چگونه است؟ فکر می کنيد جامعه ی مسيحی در افغانستان می تواند آزادانه فعاليت کرده و مراسم و آيين های دينی خود را انجام دهند؟

از خداوند عزيز در دعا هستم که روزی بتوانيم با صلح و آرامش در افغانستان آزادانه کتاب مقدس را بخوانيم و سرودهای مسيحی را بسراييم و بدون کدام مشکلی همسايگی و وطنداری کنيم. و اما تا آنروز ما برای وطنداران خود در دعا هستيم که خداوند قلب همه گی را نرم بسازد و تا همانطوريکه خدا به ما تحفه اختيار را داده، هرکه بتواند راه روحانيت خود را خودش و بدون مشکلی انتخاب کند.

کابل پرس: درباره ی کليسا و مراکز عبادی مسيحيان در افغانستان چه معلوماتی داريد؟ در افغانستان هيچ کليسای فعالی ديده نمی شود. آيا هست؟

حسين اندرياس: در افغانستان کليسا های زيادی وجود دارد. در قندهار، در هرات، در مزار شريف، در جلال آباد در باميان، در غزنی در کابل و تخار و در پکتيا و ننگرهار. وقتی کتاب خدا در مورد کليسا صحبت ميکند، در مورد تعميری با مينار و يا صليبی بر آن صحبت نميکند بلکه در مورد اجتماعی صحبت ميکن که مسيحی باشند. در انجيل متی ما شکل اصل کليسا را از زبان عيسی مسيح ميتوانيم بفهميم:

"هر جای که دو يا سه نفر گردهم آيند من در ميان آنها خواهم بود." انجيل متی فصل 18 آيت 20

متأسفانه اوضاع افغانستان به من اجازه نمی دهد که من آدرسی از يکی از اجتماعاتی مسيحی را بشما بدهم و اما آنها هميشه بروزهای مختلف دور هم جمع ميشوند و خداوند را عبادت ميکنند. کسی از وطندارانم به من طعنه زده گفت: "شما بيغرت هستين که روی بروی نميشين." من با لبخند به او گفتم؛ "نه بيغرت نيستيم و اما نمي خواهيم خودکشی کنيم." خواهشمندم تا به اين مقاله بی بی سی مراجعه فرماييد:

http://news.bbc.co.uk/2/hi/south_asia/4865818.stm

کابل پرس: شما چه توقعی از دولت افغانستان و جامعه ی مسلمانان کشور داريد و در مقابل فکر می کنيد مسلمانان افغانستان که اکثريت قاطع می باشند، چه انتظاراتی از جامعه ی مسيحی افغانستان دارند؟

حسين اندرياس: من نمی دانم که دولت و اکثريت قاطع مسلمانان افغانستان چی انتظاراتی از مسيحيان افغان دارند و اما مسيحيان افغان در دعا هستند که خدا قلب همه را نرم بسازد تا همه بتوانيم آزادانه راه روحانيت خود را انتخاب کنيم و همديگر را دوست داشته باشيم و همديگر را احترام کنيم و نيز دل و گرده آنرا خدا بما بدهد تا بتوانيم با وجود اختلافات قبول اختلاف را با آرامش بپذيريم. هرکس به پيشگاه خدا شخصاً جوابده است پس ما نبايد خود را خدا بسازيم. چون اگر خدا بخواهد ميتواند همه آنانی که مطابق احکام کامل او راه نميروند را قبض و روح کند ولی او اينکار را بخاطری نمی کند چون او خدای زور نيست بلکه خدا محبت است و ميخواهد هرکه با اختيار خود خدا را تمجيد گويد. در آيت 8 فصل 4 رساله اول يوحنا ما اينطور ميخوانيم: "هرکه محبت ندارد خدا را هرگز نشناخته است چون خدا محبت است." من از خداوند محبت در دعا هستم که مردم ما خدا را در حقيقت اش بشناسند که او همه را دوست دارد و ميخواهد همه به او به پاکی و قدوسيت رجوع کنند و از نفرت، عدوت، قتل، مکاری، زنا، آدمکشی، نسل و نژاد امتيازی وغيره نجات بيابند.

کابل پرس: از ميان اندرزهای عيسی مسيح، چه چيزی می تواند برای شرايط فعلی افغانستان مفيد باشد؟

حسين اندرياس: تعليمات عيسی مسيح. اشعيای نبی در مورد او گفت که او چهار نامی برد که يکی آنها سرور سلامتی است. بلی او سرور سلامتی است و همانطوريکه که او مردم را بخود دعوت ميکند و ميگويد؛ "اي گرانباران و زحمتکشان نزد من بياييد و من به شما آرامش ميدهم." او واقعاً ميتواند به ما آرامش بدهد.

کابل پرس: در شرايطی که افغانستان دچار جنگ، گرسنگی و تمام جنايات حاد عليه بشريت شده است، جامعه ی مسيحيان چه کاری برای بهبود کرده می توانند؟

حسين اندرياس: مسيحيان افغان در عمل در افغانستان در مختلف سازمانهای بشردوستانه داخلی و خارجی کمک کرده اند در تالار جهانی از آنها همواره خواسته اند تا بداد همه افغانها برسند. من خودم دو بار در آفريقای جنوبی و بارها در اروپا و آمريکا ار مردم بخاطر کمک به مردم افغانستان گدايی کرده ام و در آينده خواهم کرد. ما نميخوايم که اين کارهای ما نمايان همه اخبارات باشد و اما همه مسيحيان افغانستان هميشه و همواره کوشان هستند تا مردم افغانستان از کاميابی و سرفرازی در جوار ديگر اقوام عالم باشند و از افغانستان عزيز ما يک ديموکراسی واقعی تعمير نمايند.

کابل پرس: در پايان چه سخنی با خوانندگان کابل پرس داريد؟

حسين اندرياس: هميشه جور باشين و صحتمند باشين و خدا شما ره دوست داره و کوشش کنين که يکديگر را احترام کنين و زندگی تانه وقف کارهای خير کنين و برای صلح و ديموکراسی واقعی در افغانستان وطن عزيز ما گامزن باشين و او قسمی که استاد اولمير ميگفتن:

"وطن جنت نشان دی گلان پکښی کرمه"

واقعاً ما بايد افغانستان خوده گلستان بسازيم نه خاکبادستان و يا بربادستان بلکه آنرا يک نمايانگر جنت در زمين بسازيم تا همه بتوانيم به او افتخار کنيم و سربلند باشيم.

از خداوند هميشه در دعا هستيم که روزی همه ما در صلح و آرامش کامل دور از دشمنی و نفرت و کينه و بغض وغيره دور هم نشسته، يا زير صندلی و يا دور آتش زمستان و يا در لاله راز های بهار و شادابی موسم ها با هم بخنديم شادمانی کنيم .

فيض خدا با همه شما باد. آمين.

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

99 دیدگاه
عبدالحکیم جویا

جامعه ی مسيحيان افغانستان

من و تمامی جمعیت افغانستان مسلمان هستند و افغانستان 99.99 ٪ مسلمان دارد و تنها 0.1 فیصد هندویزم و بس !!!
این شایعات است که از از کشوری ایران پخش و نشر می شود ؛ البته به کنترول غرب و کاسه لیسان شان ما همه مسلمانیم و به خاطر هیچ غرضی مادی دین خودرا از دست نخواهیم داد بلکه به جای آن برای اسلام خود سر خواهیم داد و هر آنکسی که در افغانستان ادعای مسیحیت کند از جمله ما نبوده و هر جوان مسلمان آرزوی مردار او را دارد ...... تا زمان این افغانستان است انشا الله اسلام خواهد بود هیچ جای برای هیچ دینی باطل نیست ..!!!

محمدلطف الحق مسلم

جامعه ی مسيحيان افغانستان

حضرت عیسی"ع" یک پیامبر بود در این هیچگاه نمیتوان به عنوان یک مسلمان شک کرد.
اما آن مسیحیت آسمانی حالا کجاست کدام دستورات آسمانی حضرت عیسی حالا توسط عیسویان جهان پذیرفته و تطبیق میشود عیسوی ها در هر قرن وزمان مطابق به شرایط زنده گی خویش دین خود را هم عیار میسازند قسمیکه دولت چین در هر تحولی مطابق به شرایط سیاسی در ایدئولوژی کمونیستی خود تغیراتی میاورد.
کشتار انسان توسط به اصطلاح مسیحیان، آمیزش جنسی از راه دهان، سکس دسته جمعی(مانند چهارپایان) دست آورد مسیحیان معاصر است.
دین مقدس اسلام شخصیت فطری هر انسان را (اشرف مخلوقات) که پیرو خاص این دین مقدس باشد نگهمیدارد.
اما در مسیحیت چنین چیزی وجود ندارد.
مسیحیان بشریت را به سیاه،سامی،سفید،گندمی رنگ و... تقسیم کرده اند اما این رنگ ها در اسلام دارای یک قدر وقیمت هستند وتنها فرق انسان از انسان را میتوان در تقوا وپرهیز او از خرافات( خرافات کنونی معمول دنیای مسیحیت ) در یافت.
دین مقدس اسلام یعنی دین انسان ساز مایه راحتی من است از هر دستور آن از جمله جهاد علیه کفر وخرافات پرستی تا آخرین رمق حیات دفاع میکنم.

مهدی آذر

جامعه ی مسيحيان افغانستان

اول تر از کرسمس مقدس را به تمام مردم جهان و بخصوص به پیروان عیسی مسیح تبریک می گویم.
من یک مسیحی هستم و خوشحالم که با انتخاب خودم، دین خودم را انتخاب کردم. در کابل زندگی می کنم اما از دست مسلمان های افراطی و بنیادگرا، نمی توانم به کسی بگویم من مسیحی هستم. وگرنه اعتقاد واقعی ناشی از انتخاب فردی است. دین میراثی نیست و کسانی که فکر می کنند یک فرزند حتماً باید متعلق به دین پدر و مادرش باشد، حرف کاملاً بی منطقی زده اند. ماهیت دین، انتخاب فردی است و گرنه دین شلاقی یا دین شمشیری، منجر و منتج به تروریسم، داعش، وهابی، و هزاران فرقه وحشتناک و خون آشام و وحشی دیگر می شود.
سرفراز باشید.

محمود

جامعه ی مسيحيان افغانستان

در دنیا از یک چیز خوشم آمد؛ آزادی. دین برایم کشنده ترین زهری بود که از پدرانم رسیده بود و اسلام خوره جانم. الان خیلی خوشبختم که نه مسلمانم و نه مسیحی. خدایم طبیعت و انسانیت پیشه ام. انسانی را نمیکشم، درختی را نمبرم، نانی را نمیدزدم و فقیر را سوار نمیشوم؛ چون دیگر مسلمان نیستم.
درود بر بی دینی! که آسوده و راحتم کرد.

محمود

جامعه ی مسيحيان افغانستان

کشتار برادران مسلمان خالص یعنی داعش

Sarwari

جامعه ی مسيحيان افغانستان

ادیان ابراهیمی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند زیرا یکی از روی دیگر کاپی برداری شده منتها در بین شان عیسویت یکمی اخلاقی تر است و آنهم شاید به این دلیل باشد که حضرت عیسی هیچوقت قدرت سیاسی را بدست گرفته نتوانست اگرنی خدا میفهمد که چی کار ها میکرد طوریکه در ابتدا حضرت محمد نیز بسیار یک آدم خوب و نرم بود، آیات قرآن تمامآ از آزادی و بی غرضی حرف میزد ولی در مدت 13 سیزده سال با این استراتیژی به جز از 83 نفر که خویشان و نزدیکانش بود دیگر کسی به وی ایمان نیاورد و مجبور شد از مکه به مدینه برود و درآنجا به تاراج کاروان های تجارتی شروع کرد و پیروانانش به هزاران نفر رسید و قدرت پیدا کرد که بعد از آن حضرت محمد دیگر آن آدم نرم، روف و مهربان سابق نبود و آیات قرآن نیز دیگر از مهربانی و آزادی حرف نمیزد بلکه گپ از قتل، تجاوز به زنان و برده گرفتن کودکان میزد.

یک دختر تحصیل کرده افغان با افتخار مسلمان

جامعه ی مسيحيان افغانستان

واقعا برای این ادمهای گمراه شده متاسفم.اگر بعضی ها با اسم طالب و داعش ویا هر نام دیگر میخواهند که نام دین مقدس اسلام را لطمه دار کنند . صرف کسانی باور میکنند که خودشان هیچ بویی از اسلام نبرده اند . مشکل از اسلام نیست بلکه از بعضی مسلمان نماها است ویا بهتراست که بگویم کسانی که با دین اسلام دشمنی دارند گروهایی ایجاد میکنند که با نام اسلام فعالیت های حیوانی کنند و کارهایی انجام دهند که بیشتر در غرب و در دنیای بی دینی انها رواج دارد را انجام دهند.
وگرنه دین اسلام به غیر از محبت ودوستی با همه موجودات زنده ومهربانی با آنها چیز دیگری از انسانها در تمام روابطش نخواسته است. و خداوند متعال تمام قوانینی که در اسلام در 1400 سال پیش در قران فرموده است امروزه دنیای غرب یکا یک انرا کشف میکنند .
ومن خوشحالم که چنین انسانهایی نادان ، لیاقت داشتن دین اسلام را ندارند. واگر دقت کنید تمام کسانی که رویای در غرب زنده گی کردن را دارند ولی از لحاظ اقتصادی نمیتوانند، انها دین اسلام را ترک میکنند .
ولی کسانی از دین هایی دیگر به اسلام مشرف میشوند که فیلسوف ویا دانشمند هستند.
حرف برای گفتن زیاد است اما مجال ان نیست .فقط در آخر میگم واقعا برای چنین آدم هایی متاسفم

رحمت الله

جامعه ی مسيحيان افغانستان

چی بنویسم ای صفحه با نوشتن من این مسلمان های تروریست دست از سر ما مگر بر میدارند
دو روز پیش با فهمیدن این که مسیحی هستم ملا امام روستایمان با چندین تروریست دیگر چنان زدن مرا که یک انسان را در دوران پیامبر تروریستشان اینطور نزده بودن
ای عیسی مسیح به تو پناه میبرم با شکنجه ای که مرا کردن ایمانم به تو چندین برابر شده پ
رحمت الله از هرات زندگی چند روزه

رحمت الله

جامعه ی مسيحيان افغانستان

mammonafg@gmail.com
مازنده ایم تا زندگی کنیم
نه واسه اینا بردگی کنیم
بردگی دیگه دوره ای سر اومده
این یک مسیحی افغانه که صداش در اومده
رحمت الله از هرات زندگی چند روزه

آنلاین : http://www.kabulpress.org/my

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 99 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس