رفتن به محتوای اصلی
جامعه ی مسيحيان افغانستان

جامعه ی مسيحيان افغانستان

گفت و گوی کابل پرس با حسين اندرياس

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

این گفت و گو در سال 2007 انجام شده بود و به مناسبت کریسمس، دوباره به روز شد.

اشاره : با توجه به فرا رسيدن سال روز تولد عيسی مسيح ، کابل پرس? گفت و گويی کوتاه با حسين اندرياس، مدير مسوول وب سايت های مسيحيان افغانستان و تهيه کننده ی برنامه های تلويزيونی و راديويی انجام داده است. وقتی از حسين اندرياس خواسته شد که با کابل پرس گفت و گويی انجام دهد، او با کمال ميل آن را پذيرفت و پرسش ها برای وی روان و پاسخ ها نيز بعد از چند روز به دست رسيد. گرچه می توان دامنه ی اين گفت و گو را گستراند اما نبود وقت و زمان اين اجازه را به من نداد تا اين کار را انجام دهم. با اين حال احساس می کنم اين گفت و گو به همين شکل نيز جذابيت های خود را دارد و می تواند شمايی کلی از وضعيت افغانستانی های مسیحی در داخل و خارج از کشور ترسيم کند.

کابل پرس?: آقای حسين اندرياس سپاسگزار از اينکه در اين گفت و گو با شرکت کرديد. لطفا ابتدا خودتان را برای خوانندگان کابل پرس معرفی کنيد؟

حسين اندرياس: وطنداران عزيزم، سلامتی به نام سرور سلامتی عيسی مسيح بر شما باد! در دعوت تان برای مصاحبه با من يک عالم متشکرم و نيز عيد ميلاد عيسی مسيح را به تمامی هموطنانم تبريک گفته آرزوی سعادت در زندگی تان را دارم و ضمناً از خداوند در دعا هستم که وطن عزيز ما افغانستان صلح حقيقی را ببيند.

نام من حسين اندرياس است و مه در 23 ماه جون سال 1965 در شهر بمبئی هندوستان در زمان سفر پدر و مادرم درآن شهر متولد شدم و اما در ماه سپتامبر همان سال همه ما به افغانستان برگشتيم و در شهر کابل از کودکی تا نوجوانی آب و هوا و نان نمک وطن عزيزم را لطف بردم. در سال 1980 ميلادی بار اول يک مرد خارجی که نميدانم روسی بود و يا اروپای غربی و يا آمريکای، خلاصه هرکی بود اوراقی را به من داد. من فکر کردم که او تبليغات کمونيزم را به من داده باشد اما اين اوراق کتاب مقدس بود شامل انجيل متی و لوقا.

فصل 5 متی آيات 43 و 44م برايم آيات کليدی بود و همين آيات در تحقيقات 9 ساله ام تا سال 1990 ميلادی مرا از کابل تا جهاد عليه کمونستها در کوه های قياغ و شهر غزنی و شهر قم ايران که درآنجا شامل حوزه علميه شدم و تا سوريه و قاهره و شهر کراچی پاکستان و بالاخره دهلی نو تعقيب کرد تا بتاريخ 14هم ماه اکتوبر سال 1990 من عيسی مسيح را بعنوان نجاتگر و خداوندم قبول کردم.

در دهلی نو با سازمان صادراتی لباس بنام الانکو انديا انترنشنل بحيث فيشن مد چند روز کار کرده تا اينکه برای خدمت خداوند و مردم زندگی ام را وقف کردم.

خانم عزيزم برايم دوست عزيزی است و در کابل متولد و بزرگ شده و بخاطر محافظت خانواده های ايشان نميتوانم تمامی شناخت شان را ارائه کنم ولی بايد بگويم که در پوهنتون کابل در سالهای اخير پيش از تصرف کابل توسط جنگسالاران بحيث معلم کامند بوده است.

يک دختر نازنين دارم که خيلی دوستش دارم و در صنف 6 مکتب است و پسرم که خدا را خيلی دوست دارد در صنف 4 است.

کابل پرس: آقای اندرياس آيا گفته می توانيد که چه تعداد از مردم افغانستان مسيحی می باشند و چه تعداد از آن ها در داخل کشور هستند؟

حسين اندرياس: نه من نه هيچ کسی ديگری از تعداد درست مسيحيان افغان شمارش در دست داريم . اما ملاهای طالبان تعداد آنها را به بيش از يکصد هزار (يک لک)تن توسط روزنامه های زمانشان نشر کرده بودند و اما من فکر ميکنم که تعداد افغانهای مسيحی در داخل و خارج از کشور بيش از 5000 تا 10000 نخواهد باشند. ولی نکته مهم اين است که بيشتر مسيحيان افغان در داخل افغانستان هستند و قرار مصاحبه های بی بی سی و ديگران با آنان، آنها کليسا های نيز دارند.

کابل پرس: وضعيت زندگی مسيحيانی که در افغانستان می باشند به چه شکلی ست؟ آيا آنان می توانند به صراحت اعلام کنند که مسيحی هستند و آيا حقوقی که در قانون اساسی برای شهروندان افغانستان تعريف شده است، شامل آنان هم می شود؟

حسين اندرياس: در افغانستان مسيحيان نمی توانند آزادانه خود را مسيحی معرفی نمايند و قانون اساسی افغانستان آنان را محکوم بمرگ ميکند؛ چون همه مسيحيان افغان مسلمان زاده ها هستند بجز آن عده ای که در خانواده های مسلمان زاده های مسيحی بدنيا آمده اند. بهتر ميشود عرض کنم خدمت شما عزيزان که ماه مارچ سال 2006 را بياد آوريد، تنها يک مرد مسيحی افغان اعلام کرد که او مسيحی است، اربابان مذهب و دين او را کافر و مرتد خواندند و خواهان مرگ عبدالرحمن شدند و حتی دولت افغانستان بخاطر فشارهای بين المللی او را ديوانه خوانده بدين ترتيب او را از افغانستان بيرون راندند. اما عده زيادی از هموطنان ما که با حکمت و علم و دانش هستند برای نجات وی کوشش های زيادی کردند که نامه های رسمی آنها را شما ميتوانيد در www.afghankhabar.com مطالعه فرماييد. شما نيز ميتوانيد در وبسايت بالا در مورد قتل مسيحيان افغان توسط طالبان و ديگران در افغانستان بخوانيد.

خلاصه کلام، در افغانستان فعلی يک مسيحی افغان چون قبلاً مسلمان بوده نميتواند به آزادی کامل ايمان خود را اعلام کند و مانند يوسف ارمتيا و نيقوديموس که در انجيل ذکر شده اند در خفا هستند تا که خداوند به آنها اجازه بدهد.

کابل پرس: افغاننستانی های مسيحی که در خارج از افغانستان هستند، دارای چه تجمعاتی می باشند و فعاليت های آنان چيست؟

حسين اندرياس: مسيحيان افغان در خارج از کشور دارای اجتماعات زيادی بنام "اجتماع مسيحيان افغان" در پاکستان (مخفيانه) در هند، آستراليا، هالند، آلمان، انگليستان، نروژ، اروپای شرقی، اتريش (وبسايت آنان در اتريش: www.khudawand.com) کانادا و آمريکا(وبسايت آنان در لس انجلس: www.afghanchurch.net) وغيره هستند و در هر گوشه حيات خداوند و مردم را خدمت ميکنند. آنها نشرات راديو و تلويزيون و بزرگترين پلاتفارم انترنيتی را برای افغانستان دارند. شما ميتوانيد در مورد فعاليت های آنها از اين آدرس اطلاع بيشتری حاصل نماييد: www.afghansearch.comn

کابل پرس: يکی از مسايلی که هميشه در افغانستان سوال برانگيز است، مساله ی مسلمانانی ست و يا مسلمان زاده هايی که دين مسيحيت را اختيار کرده اند. گفته می توانيد که اين افراد به چه تعداد هستند و علت تغيير در دين آنان چيست؟

حسين اندرياس: همانطوريکه قبلاً متذکر شدم، بجز دو برادر و خواهر که از اهل هنود افغانستان به عيسی مسيحی ايمان آورده اند، ديگران همه قبلاً مسلمان بوده اند و در طی جستجوهای شخصی و تجارب شان به اين نتيجه رسيده اند که مسيحی شوند. ميخواهم به اين نکته تاکيد کنم که مسيحيت يک دين نيست و عيسی مسيح هرگز دينی ديگری را به انسانها معرفی نکرده. خداوند عيسی مسيح فرمود: من راه و من راستی و من زندگی هستم و هيچکسی جز بوسيله من نزد پدر آمده نمی تواند. درين آيت و آياتی ديگر کلام خدا ما ، هرگز نمی توانيم مسيحيت را با دين و يا مذهب ديگری مقايسه کنيم زيرا اديان و مذاهب در کتب خود بر دين و مذهب تاکيد داشته اند و اما مسيح دين و مذهب را به ما تعليم نداد بلکه خود را بما شناساند که او مظهر ذات خداست.

کابل پرس: گفته می شود که تعداد قابل توجهی از مسلمانانی که تغيير دين داده اند و مسيحی شده اند، بدليل دريافت امتيازاتی مانند امتيازات مالی و يا پناهندگی در يکی از کشورهای ثروتمند اين کار را انجام داده اند. نظر شما در اين باره چيست؟

حسين اندرياس: اين کاملاً اشتباه و قضاوت يکجانبه است. من از آنانی که اينطور فکر ميکنند سوالی دارم، اگر کسی مسلمان شود و هندو شود (عده ای شده اند) به آنها نيز شما خواهيد گفت که بخاطر پول وغيره تغير دين داده اند؟ همانطوريکه قبلاً عرض کردم، مسيحيت يک دين و يا مذهب ديگری نيست و کسی که پيش مسيح ميايد تغير دين نمی دهد بلکه آواز مسيح را ميشنود که در فصل 11هم انجيل متی ميفرمايد: " . ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، نزد من بیائید و من به شما آرامی خواهم داد. یوغ مرا بگردن گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا من بردبار و فروتن هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت ،
زیرا یوغ من آسان و بار من سبک است."

دو آيات بالای برای هرکسی است که در تلاش راه و راستی و زندگی است. و بارهای گرنگ همه کسانی که به مسيح ايمان مياورند سبک خواهد شد چون مسيح بار گناهان را برداشت و راه آرامش را بما نشان داد.

من دو فاميل بزرگ را ميشناسم که بخاطر پول خواستند خود را مسيحی جلوه دهند. آنها تصميم گرفتند که اول يکی آنها خود را مسيحی معرفی ميکنند و سپس ديگر اعضای خانواده را هرکدام يک در بدل 50000 کلدار به کليسا معرفی کنند. مطابق پلان وقتی يکی آنها به کليسا رجوع کرد و رهبر کليسا هم به گفته کردکی بازی خورد و در گذشت زمان همه آنها به کليسا رفتند و حتی تعميد گرفتند و اما از 50000 هزارها درکی نداشت. آنها از رفتن به کليسا دلسرد شدند و اما در سالهای بعدی تعليمات کتاب مقدس را که شنيده بودند بياد آوردند و يکه يکه همه آنها به عيسی مسيح ايمان آوردند و امروز آنها مسيحيان بسيار مومن هستند که ما مثال آنها را به ديگران هميشه گواهی ميدهيم.

يک مسيحی چه افغان و چه غير افغان از ثمر روح القدس شناخته ميشود که او در بدل پول خود را مسيحی جلوه ميدهد و يا واقعاً مسيحی است. چون کلام خدا به ما اينطور ميفرمايد:

اما ثمر که روح القدس ببار می آورد : محبت ، خوشی آرامش ، بردباری ، مهربانی ، خیرخواهی ، وفاداری ، فروتنی و خویشتن داری است که هیچ قانونی که بر خلاف چنین کارها باشد وجود ندارد . و آنانی که متعلق به مسیح عیسی هستند، طبیعت نفسانی را با هوس ها و امیال آن مصلوب کرده اند. اگر روح خدا منشاء زندگی ماست ، او هم باید هادی زندگی ما باشد. خود پسند نباشیم و یکدیگر را نرنجانیم و بریکدیگر حسادت نورزیم. رساله غلاطيان فصل 5 آيات 22 تا 26

کابل پرس: گفته می شود که برخی از افراد بلندپايه حکومت افغانستان و يا افراد وابسته به آنان، بدلايلی مانند امتيازات، به دين مسيحيت گرويده اند، آيا شما اين گفته ها را تاييد می کنيد و آيا می توانيد نامی از آنان ببريد؟

حسين اندرياس: آنعده از برادران و خواهران ما که در مقامهای بلند دولتی بوده اند و يا هستند، در آن مقام آنها واقعاً نياز به امتيازات ديگری ندارند که بخاطر آن مسيحی شوند. آيا افغانستان يک کشور اسلامی نيست؟ و اگر در يک کشور اسلامی بايد امتيازاتی حاصل کرد، آيا نبايد به اينصورت با جلوه دادن يک بهتر مسلمان آن امتيازات را گرفت تا اينکه مسيحيت. چون در صورت دومی که امتيازات آن شخص مطابق قانون افغانستان موت خواهد بود.

دهان مردم مانند کجکول گداست که اگر ببنديد خواهد شکست اما بسته نخواهد شد. مردم هرچه گويند، از حقيقتی که واضح است پنهان نخواهد شد که خدا انسان را دارای ادراک، حکمت، و اختيار خلق کرده تا بتواند خود خوش کند که کدام را است و کدام چاه. يکی از والی های يکی از ولايات افغانستان که در يکی از کشورهای عربی در سالهای 60 ميلادی به عيسی مسيح ايمان آورده اند از يک خانواده بسيار معتبر محمد زی و پولدار قندهار هستند و شما چه فکر ميکنيد که ايشان بدليل کدام امتياز به عيسی مسيح ايمان آورده اند؟ فرزندان ايشان رهبران مسيحی هستند و خود ايشان بيش از 80 سال عمر دارند. يکی از وزرأ قبلی که در سالهای اخير 50 ميلادی در افغانستان به مسيح ايمان آورده اند بعد از چند سال زندگی مسيحی مجبوراً از افغانستان خارج شد و زندگی مهاجرت را گرفت و آن زندگی "لپ و جپ" دنيوی را ديگر نديد، شما چه فکر ميکنيد امتيازات اين بزرگ را؟ واقعاً کلمات عيسی مسيح بيادم ميايد که ميفرمايد:

خوشحال باشید اگر به خاطر من به شما اهانت میکنند و جفا میرسانند و به ناحق هرگونه افترائی به شما می زنند. خوشحال باشید و بسیار شادی کنید، زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است چون همینطور به پیامبران قبل از شما نیز جفا می رسانیدند. انجيل متی فصل 5 آيات 11 و 12

اگر جهان از شما نفرت دارد بدانید که قبل از شما از من نفرت داشته است. اگر شما متعلق به این جهان بودید جهان متعلقان خود را دوست میداشت، اما چون شما از این جهان نیستید و من شما را از جهان برگزیده ام،به این سبب جهان از شما نفرت دارد. انجيل يوحنا فصل 15 آيات 18 و 19

کابل پرس: برخورد جامعه ی مسيحيان و رهبران دينی آنان با آن هایی که بدليل امتيازات به دين مسيحيت می گروند چيست؟

حسين اندرياس: بسيار کم عده ی هستند قراريکه قبلاً نيز به آن اشاره شد، که بخاطر پول ميخواهند خود را مسيحی جلوه دهند و اما ازين انکار نميتوانيم که گناه انسان را به فريب ميکشاند و در فصل 3 و آيت 23 رساله روميان ميخوانيم که همه گناه کرده اند و از جلال خدا محروم اند و يا بزير افتاده اند. پس از يک گناهکار تنها گناه خواهد سرزد چون همه در گناهيم و هيچ کسی گفته نمی تواند که من هيچ گونه گناهی نکرده ام. ولی فيض خدا بالا تر و بزرگتر از گناه است.

کسانی که با هر ترتيب که به کليسا می آيند حتی در صورت فريب، عيسی مسيح بما حکم ميکند:

‌ شنیده اید که گفته شده:

« چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان» اما من به شما می گویم به کسی که به تو بدی میکند بدی نکن و اگر کسی بر گونه راست تو سیلی میزند گونه دیگر خود را بطرف او بگردان. متی فصل 5 و آيت 38 و 39

پس کلام خدا به ما حکم ميکند که ما هرکی را بايد در آغوش بگيريم و دوست داشته باشيم چون زمانی ما نيز در گناه بوديم عيسی مسيح حتی خود را فدای ما کرد.

کابل پرس: آيا افغان های مسيحی خود را بخشی از جامعه ی افغانستان می دانند و يا اينکه بيشتر احساس می کنند که به جوامع مسيحی غرب تعلق دارند؟

حسين اندرياس: مسيحيت و غرب دو کلمه جداگانه است. در غرب همه مسيحی نيستند و يا بهتر ميشود که بگويم که در غرب حتی 30 درصد مردم به عيسی مسيح ايمان ندارند. بزرگترين جميعت مسيحيان در جهان در کشور همسايه افغانستان يعنی چين هستند. کلام خدا به ما ميفرمايد که خدا همه جهانيان را دوست دارد بدون کدام امتياز مردمی، نژادی و کلتوری و زبانی. ما خدا را شکر ميکنيم که خدا ما را افغان بنديا آورده و ما افتخار ميکنيم به افغان بودن خود و دوست داريم افغانستان عزيز خود را و حتی جوانان و کودکان ما که در افغانستان تولد نشده اند خود را افغان معرفی ميکنند. برنامه تلويزيونی مسيحيان افغان را بتاريخ 24م دسامبر حتمی مشاهده نماييد که چطور يک نوجوان مسيحی که حتی افغانستان را هرگز نديده بزبان شيرين دری خدا را با سرود تمجيد ميکند.

کابل پرس: آقای اندرياس، زندگی در جوار مسلمانان و در کشوری اسلامی مانند افغانستان چگونه است؟ فکر می کنيد جامعه ی مسيحی در افغانستان می تواند آزادانه فعاليت کرده و مراسم و آيين های دينی خود را انجام دهند؟

از خداوند عزيز در دعا هستم که روزی بتوانيم با صلح و آرامش در افغانستان آزادانه کتاب مقدس را بخوانيم و سرودهای مسيحی را بسراييم و بدون کدام مشکلی همسايگی و وطنداری کنيم. و اما تا آنروز ما برای وطنداران خود در دعا هستيم که خداوند قلب همه گی را نرم بسازد و تا همانطوريکه خدا به ما تحفه اختيار را داده، هرکه بتواند راه روحانيت خود را خودش و بدون مشکلی انتخاب کند.

کابل پرس: درباره ی کليسا و مراکز عبادی مسيحيان در افغانستان چه معلوماتی داريد؟ در افغانستان هيچ کليسای فعالی ديده نمی شود. آيا هست؟

حسين اندرياس: در افغانستان کليسا های زيادی وجود دارد. در قندهار، در هرات، در مزار شريف، در جلال آباد در باميان، در غزنی در کابل و تخار و در پکتيا و ننگرهار. وقتی کتاب خدا در مورد کليسا صحبت ميکند، در مورد تعميری با مينار و يا صليبی بر آن صحبت نميکند بلکه در مورد اجتماعی صحبت ميکن که مسيحی باشند. در انجيل متی ما شکل اصل کليسا را از زبان عيسی مسيح ميتوانيم بفهميم:

"هر جای که دو يا سه نفر گردهم آيند من در ميان آنها خواهم بود." انجيل متی فصل 18 آيت 20

متأسفانه اوضاع افغانستان به من اجازه نمی دهد که من آدرسی از يکی از اجتماعاتی مسيحی را بشما بدهم و اما آنها هميشه بروزهای مختلف دور هم جمع ميشوند و خداوند را عبادت ميکنند. کسی از وطندارانم به من طعنه زده گفت: "شما بيغرت هستين که روی بروی نميشين." من با لبخند به او گفتم؛ "نه بيغرت نيستيم و اما نمي خواهيم خودکشی کنيم." خواهشمندم تا به اين مقاله بی بی سی مراجعه فرماييد:

http://news.bbc.co.uk/2/hi/south_asia/4865818.stm

کابل پرس: شما چه توقعی از دولت افغانستان و جامعه ی مسلمانان کشور داريد و در مقابل فکر می کنيد مسلمانان افغانستان که اکثريت قاطع می باشند، چه انتظاراتی از جامعه ی مسيحی افغانستان دارند؟

حسين اندرياس: من نمی دانم که دولت و اکثريت قاطع مسلمانان افغانستان چی انتظاراتی از مسيحيان افغان دارند و اما مسيحيان افغان در دعا هستند که خدا قلب همه را نرم بسازد تا همه بتوانيم آزادانه راه روحانيت خود را انتخاب کنيم و همديگر را دوست داشته باشيم و همديگر را احترام کنيم و نيز دل و گرده آنرا خدا بما بدهد تا بتوانيم با وجود اختلافات قبول اختلاف را با آرامش بپذيريم. هرکس به پيشگاه خدا شخصاً جوابده است پس ما نبايد خود را خدا بسازيم. چون اگر خدا بخواهد ميتواند همه آنانی که مطابق احکام کامل او راه نميروند را قبض و روح کند ولی او اينکار را بخاطری نمی کند چون او خدای زور نيست بلکه خدا محبت است و ميخواهد هرکه با اختيار خود خدا را تمجيد گويد. در آيت 8 فصل 4 رساله اول يوحنا ما اينطور ميخوانيم: "هرکه محبت ندارد خدا را هرگز نشناخته است چون خدا محبت است." من از خداوند محبت در دعا هستم که مردم ما خدا را در حقيقت اش بشناسند که او همه را دوست دارد و ميخواهد همه به او به پاکی و قدوسيت رجوع کنند و از نفرت، عدوت، قتل، مکاری، زنا، آدمکشی، نسل و نژاد امتيازی وغيره نجات بيابند.

کابل پرس: از ميان اندرزهای عيسی مسيح، چه چيزی می تواند برای شرايط فعلی افغانستان مفيد باشد؟

حسين اندرياس: تعليمات عيسی مسيح. اشعيای نبی در مورد او گفت که او چهار نامی برد که يکی آنها سرور سلامتی است. بلی او سرور سلامتی است و همانطوريکه که او مردم را بخود دعوت ميکند و ميگويد؛ "اي گرانباران و زحمتکشان نزد من بياييد و من به شما آرامش ميدهم." او واقعاً ميتواند به ما آرامش بدهد.

کابل پرس: در شرايطی که افغانستان دچار جنگ، گرسنگی و تمام جنايات حاد عليه بشريت شده است، جامعه ی مسيحيان چه کاری برای بهبود کرده می توانند؟

حسين اندرياس: مسيحيان افغان در عمل در افغانستان در مختلف سازمانهای بشردوستانه داخلی و خارجی کمک کرده اند در تالار جهانی از آنها همواره خواسته اند تا بداد همه افغانها برسند. من خودم دو بار در آفريقای جنوبی و بارها در اروپا و آمريکا ار مردم بخاطر کمک به مردم افغانستان گدايی کرده ام و در آينده خواهم کرد. ما نميخوايم که اين کارهای ما نمايان همه اخبارات باشد و اما همه مسيحيان افغانستان هميشه و همواره کوشان هستند تا مردم افغانستان از کاميابی و سرفرازی در جوار ديگر اقوام عالم باشند و از افغانستان عزيز ما يک ديموکراسی واقعی تعمير نمايند.

کابل پرس: در پايان چه سخنی با خوانندگان کابل پرس داريد؟

حسين اندرياس: هميشه جور باشين و صحتمند باشين و خدا شما ره دوست داره و کوشش کنين که يکديگر را احترام کنين و زندگی تانه وقف کارهای خير کنين و برای صلح و ديموکراسی واقعی در افغانستان وطن عزيز ما گامزن باشين و او قسمی که استاد اولمير ميگفتن:

"وطن جنت نشان دی گلان پکښی کرمه"

واقعاً ما بايد افغانستان خوده گلستان بسازيم نه خاکبادستان و يا بربادستان بلکه آنرا يک نمايانگر جنت در زمين بسازيم تا همه بتوانيم به او افتخار کنيم و سربلند باشيم.

از خداوند هميشه در دعا هستيم که روزی همه ما در صلح و آرامش کامل دور از دشمنی و نفرت و کينه و بغض وغيره دور هم نشسته، يا زير صندلی و يا دور آتش زمستان و يا در لاله راز های بهار و شادابی موسم ها با هم بخنديم شادمانی کنيم .

فيض خدا با همه شما باد. آمين.

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

99 دیدگاه
Ramzia

جامعه ی مسيحيان افغانستان

در کتاب زبور شریف نوشته شده : بچشید و ببینید که خداوند نیکوست ..
امیدوارم برادران و خواهران عزیز افغانم واقعا نیکویی خداوند را که در عیسی مسیح است بچشند و ببینند .
خواهر تان رمزیه
www.afghanradio.org

hamidullah badakhshi

جامعه ی مسيحيان افغانستان

u r da man mr. kamran mirhazar!!!
thanx for prom8ing equli8y! i think it’s da time afghans take a strong stand against da fandamentalism and let people decide for demselves wat de want and wat de like and wat faith they huv.

thanx, thanx and thanx and just egnore da ali hur guy coz he just is ignorant. cox he says "I do trust on freedom of relegion" NO NO NO he dont trust cos if he did he agree wid a person’s choice wat ta beliv and wat not.

رویا

جامعه ی مسيحيان افغانستان

بسیار خوشحال هستم که خواهران و برادران مسیحی افغان نظرات خود را نوشته اند همچنان خوشحالم که دیگر وطنداران عزیزم نظرات خود را ارایه کرده اند .
من خداوند را شکر میکنم که شوهرم ، اطفالم و خودم پیرو عیسی مسیح خداوند میباشیم.
و دعا میکنم که روزی تمام مردم عزیز ما به حقیقت خداوند پی ببرند و بدانند که روح خدا و خود خدا یکی هستند ..
آرامش خداوند را که مافوق جمیع عقل است برای شما میخواهم .
خواهر شما رویا

محمد

جامعه ی مسيحيان افغانستان

اول بنامی خداوندی کریم مهربان بعد کسی حقل در سر داشته باشد سوال ساده میکنم در ایامی امانالله خان هم قانون بود در ایامی کرزی هم قانون است ایاه امروز تو تابعت از قانونی امانالله خان میکنی یا از کرزی در ایامی عیسی مسیح گزشت در امان اینچیل نام از قران کریم است ابدُ در زبور تورات اینجیل در همش بوده امروز نیست اتاه شکلی محمد ص گفته شده کی بعد عیسی مسیح به اسمی احمد از قومی عر ب امدنی است ایا تو از ملیکی ابش کرده رسیده استی از ان کرده عیلیم دانیشد بالا است اگر دینی این کیتاب های امروزی همش دست خورده غربی است اگر حقیت دارد شماه عیسی را فرزندی خداوند قرار میدید خداوند پس جرا دیگر فرزند ندارد فقط یک فرزند عیسی گبی شماه دورغ است این کیتاب در دستی شماه اسم اش اینچل است اصلُ اینچیل را ندیدی بر تو شرم اور است یاد از کیتاب میکنی ماه عیسی مسح عقیده داریم فیرستادی خدا وند است محمد ص هم است وقتی این پیغمبری اخیر نازیل شد دیگر همه معو گردید مقزی تو مقز نیست کدو است کدو خبر نیستی ان کسی این را براید داده دشمنی چیسمت بوده بی خبر

آنلاین : بینکاک

ناشناس
جامعه ی مسيحيان افغانستان

Dear mr. kamran,
I doubt your journalism skills or you maybe linked with these Christians Preachers. You must ahve asked Mr. hussain about Yasooh Maseeh and God. they consdier him God and there are many questions to be asked that how can a humabn being be God

Please be an independent journalist and do not paly a part in these games. I know we all will survive becuase Allah is the one who provides us food not these christians.

Have nice time,

Ali Asghar, USA

ناشناس
جامعه ی مسيحيان افغانستان

Dear Mr. Ali Asghar:
In my opinion this is the best site for our society, as every one exchange opinion, without fear of losing their lives. The Islamic world in general, but Afghanistan by it self, have not experienced such a freedom of expressions during the history of its existence. No matter what the subject matter of discussion might be, it is very useful for the young generation of our society. We all should appreciate the hard work and patients of all and every one who created this site. I personally encourage every one to support it and help any way we can.

فرخزاد

جامعه ی مسيحيان افغانستان

من نظر آقای اندریاس را رد میکنم که میگوید کسانی که مسیحی میشوند به خاطر پول مسیحی نمیشوند و خودش از یک والی افغانستان که به یک قوم بزرگ قندهار ارتباط دارد مثال میزند و میگوید که او به پول چه احتیاج داشت که به خاطر پول و دیگر امتیاز ها مسیحی شود به نظر من این شخص نیز فطرت مشابه به والیان و مقامات فعلی افغانستان داشته که همه با وجود اینکه این قدر مال این ملت را خورده و خون این ملت را نوشیده اند باز هم سیر نشده اند و باز هم میخواهند به خیانت خود ادامه دهند و باز هم پول جمع کنند و این شخص نیز به آن پول که داشته قانع نشده و به خاطر کسب پول،مال،ثروت و امتیاز بیشتر مسیحی شده. که بطور خلاصه میتوان به این شعر سعدی اشاره کرد که میگوید:
روده تنگ به یک نان تهی پرگردد نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ

ع ل
جامعه ی مسيحيان افغانستان

سلام دوستان عزیز من وخانواده ام مدت 6 سال می شود که به عیسی مسیح ایمان اوردیم زیرا حقیقت را درک کردیم ودر یکی از کشور های غربی زنده گی می کنیم از وقتی که به عیسی مسیح ایمان اوردیم تمام دوستان واقارب از ما بریدن اکثرا افغانها بما توهین وجفا رساندن تنها بودیم اما کسانی که بما جفا کردن ما به حق شان دعا خیر نمودیم زیرا عیسی چنین بما یاد داد وحا لا به فیض مسیح چندین خانواده افغان به عیسی مسیح ایمان اورده اند که با هم خداوند مان عیسی مسیح را شکر گزاریم که در عوض بما دوستان واقارب با ایمان اعطا فرمود که البته ایمان ما نه از روی پول واین چیزا بود فقط بخاطر این بود که خداوند حقیقی را شناختیم امین

توفیق
جامعه ی مسيحيان افغانستان

شما از قبل (وقتیکه مسلمان بودید) نیز به عیسی مسیح (ع) ایمان داشتید، منتها فعلاً او را از درجۀ بنده گی و نبوت به درجه خداوندی ویا خالق تان ارتقا داده اید... بهرحال، بفکر بنده شما بعوض اینکه پیشرفت کنید، به عقب رفته اید. امید با مطالعه، تعقل و تحقیق بیشتر به راه راست هدایت شوید. آمین

ناشناس
جامعه ی مسيحيان افغانستان

در انجیل یوحنا ایه 1 چنین نوشته شده از ازل کلمه بود و کلمه با خدا بود وهیچ چیزی بدون کلمه بوجود نیامد وکلمه خود خدا بود پس کلمه جسم گشت انسان شد و در بین ما ظاهر گشت ........که همانا کلمه عیسی مسیح بود که بخاطر نجات بشر نزد ما امد............دوست عزیز برای معلومات بیشتر مطاله انجیل شریف را که شما هم به ان ایمان دارید توصیه برادرانه مینمایم .امین

Bahara
جامعه ی مسيحيان افغانستان

baa salaam khedmat tame dostane musalman wa gher musalman arz mekonam ke baraye agahe beshtar shuma az din moqadas Islam wa hamchonan sbot inka Esa(a) hechgah dawee khudayi nakarda bod, chand address ra baraye tan zeker mekonam ke shuma ham inshallah ba asab e aram ba an ha deqat koned wa baray nejat donya wa akherat tan beandeshed.
youtube/is jesus god
quran and modern science
Isalam the fastest growing reigion in the world
Islam (taslem sodan ba khuda) yagana rah e nejat ensan hast.

توفیق
جامعه ی مسيحيان افغانستان

مشکل انجیل در این است که توسط پیروان ناخلف مسیحیت دست کاری شده یعنی اکثر این کتاب هائ را که امروز مسیحیان بنام انجیل میخوانند همانا دست نوشته های یکتعداد فرصت طلب و دنیا پرست است که برای منافع شخصئ خود چیز هائ را به کتاب مقدس انجیل اضافه و یا کم کرده اند.

وگرنه در اصل انجیل که بزبان عبریست، شراب و گوشت خوک حرام بوده و بی حجابی و همجنس گرایی بشدت طرد گردیده اما در عمل میبینیم که عیسوی های امروزی دست از هیچ کاری برنمیدارند یعنیکه دست به هر کاری میزنند.

اما بنده بعد از اینکه وقت یافتم حتماً اناجیل چند گانه ی امروزی را مطالعه خواهم کرد نه برای اینکه تغیر دین دهم بلکه میخواهم نقاط ضعف این دین را بهتر و کاملتر بدانم و بفهمم.

خداوند (ج) همه را به راه راست هدایت کناد!

ناشناس
ان کلمه محمد بود نه عیسی!

اغای ناشناس ولی من برایتان میگویم که ان کلمه همانا حضرت خاتم النبین (ص) بود که نزد ما امد وبا امدن وی انجیل وشریعت عیسوی منسوخ شد. شما به قران ایمان ندارید ولی میتوانید منحیث یک بیطرف انرا خوانده با انجیل تعریف شده خود مقایسه کرده بعدا تصمیم بگیرید. امین

مزاری
جامعه ی مسيحيان افغانستان

دوست عزیزیکه نامت را ننوشته ئی ! سوالاتی داشتم که میخواهم برایم توضیح بدهی . امید وارم به استناد درسی که به اصطلاح شماخداوند عیسی مسیح داده بالایم خفه نشوید .

1_ آیا عیسی مسیح آفریده گار است ؟

2_ شماهم قبول دارید که پدر یعنی خداوند و پسر یعنی عیسی و روح القدس یکی است ؟ به عبارت دیگر خدا هم خداست ، عیسی هم خداست و روح القدس هم خداست ؟ آیا انجیل متی فصل هفتم آیات 21 الی 32 کلام خدا نیست ؟

3_ آیا انجیل کلام خداست ؟ کدام انجیل ( متی ،مرقس ، لوقا ، یوحانا ) درست و قابل قبول شماست ؟

4_ آیت 21 فصل دهم و آیات 11 و 12 فصل یازدهم رومیان را خوانده اید ؟ آیا واقعأ خداوند منتظر بازگشت یهودیان است ؟

لطفأ درین موارد روشنی بیندازید تا در موضوع ، بحث را با شما پیگیری نمایم . من شخصأ یکتا پرستم ، ولی هرگز و هیچ گاهی با دین سیاسی شده اسلام امروزی موافق نبوده و نخواهم بود . در قسمت چهار کتاب آسمانی نظر یات شخصی و ناتوان خویش را دارم ، میترسم از روزیکه نه شما باشید و نه ما ! چه زیبا و عالمانه خیام بزرگ فرموده :

قومي مـتـفـکرند اندر ره دين +
قومي به گمان فـتاده در راه يقين +
ميترسـم از آن که بانـگ آيد روزي +
کاي بيخبران راه نه آنست و نه اين

علی از ملبورن
ان کلمه محمد بود نه عیسی!

برادر محترم اول ابن را بدان که انجیل شریف کلام خداوند است و کلام خدا هیچ وقت منسوخ نمیشود چرا که خداوند اشتباه نمیکند کلام را که گفت بعدا از گفته خود پشیمان شود وانرا منسوخ کند وعوض ان چیزی دیگری بگوید انسان است که اشتباه میکند وکلام خود را پس میگیرد کلام خدا تا ابدالاباد ماندگار است و لاتغیر....

ناشناس
ان کلمه محمد بود نه عیسی!

بازهم علی جان ازملبورن

شما بازهم در خطا هستید. کلام خدا حق است وخداوند بزرگ العیاذ باالله هرگز اشتباه نمیکند بلکه این بشر است که درکلام خدا تغیر میاورد و ایات خداوندی را مطابق به میل خود تغیر وانرا به مرور زمان چنان تغیر میدهد که نسل های بعدی کاملا به گمراهه میروند.

به همین دلیل است که خداوند تقریبا یکصد وبیست وچهار هزار پیامبر را از ادم گرفته الی محمد (ص) فرستاد تا بشر را از گمراهی نجات بدهد. در مورد انجیل هم این صدق میکند. حضرت عیسی عله سلام یک فرستاده خدا ویک بشر معمولی بود که از یک مادر باکره بنام بی بی مریم مقدس به دنیا امد و فرامین خداوند را که مبتنی بر یکتا پرستی بود به بشریت تبلیغ کرد وگفت که خداوند حق است وشریک ندارد. ولی عیسویان به مرور زمان از خود وی خدا ساختند ووی را فرزند خدا (العیاذ باالله) خواندند و وی را سجده کردند و یک خدا را سه خدا ساختند (توبه). به همین دلیل مانند همیشه خداوند اخرین رسول ونبی خود را که فخر کاینات حضرت محمد ص باشد فرستاد تا نتنها مسحیان در تاریکی بلکه تمام جهان را از نور خداوندی مملو سازد.

اگر قسمکه شما میگویید باشد پس در انصورت بعداز ادم عله سلام دیگر ضرورت به فرستادن رسول نبود وباید همه به دین وی میبودند وگمراه نمیشدند.

در مورد قران کریم ایت کریم است: بسم الله الرحمن الرحیم: انا انزلنا لذکر وانا لحو لحافظون. ترجمه: هراینه ما فرستادیم قران را وهرایینه ما حافظ ان هستیم.

به همین دلیل است واین یگانه خصوصیت دین اسلام است که هرگز درایات ان تغیر نمی اید زیرا خداوند خود متکلف حفظ ان است.

امروز اگر خودت انجیل امروزی را با انجیل صد سال ویا حتی بیست سال قبل سر بدهی به وضاحت میتوانی تغیرات را دران ببینی که نه توسط خداوند بلکه توسط بنده های گمراه اش درکلیساها صورت گرفته است.

توفیق
ادیان باطل از تعرضش بر دیگران تشخیص میشوند همچنانکه مسلمین مورد تاخت و تاز سایرین قرار دارند

و این خواست خداوند متعال بود که دین های قبل از اسلام بعد از بعثت پیامبر اسلام (ص) همه گی منسوخ گردند و فلهذا قبل از ظهور اسلام آنها (پیروان مذاهب عیسویت و یهودیت) با دستکاری در کتب آسمانی فرامین و فرمایشات الهی را به نفع شخصی خود تغیر داده بودند و راهی نبود بجز از منسوخ شدن آن ادیان. نمونه اش را میتوانید در خدا خواندن عیسی (ع) و خداوند بی نیاز را شوهر مریم گفتن است که امروزه حتی در مورد ازدواج همجنسگرایان باهمدیگر، آنها (عیسویان و یهودیان) خاموشی اختیار کرده اند. هزاران مثال دیگر مبنی بر بطلان اندیشه های عیسوی ها و یهودیان میتوان بیان داشت که این صفحه گنجایش آنرا ندارد.

بدرود

توفیق
جامعه ی مسيحيان افغانستان (قابل توجه مزاری صاحب)

دین اگر سیاسی نباشد و از سیاست گریزان گردد مانند اکثر کشور های اسلامئ امروزی، بلخصوص کشور های عربی باید نوکرئ غربی ها و اسرائیل را قبول کنند...

این مفکوره از تبلیغات چند صد ساله دوستان انگلیسئ ما سرچشمه گرفته و با تزریق آن خواسته اند مردم را از سیاست و حکومت به دور برند و به مسایل همچون فوتبال، شراب نوشی، عیاشی، زن بارگی، فحشا، کار های ماشین وار، مادیات پرستی و غیره مشغول سازند.

این طرز مفکورۀ آقای مزاری کاملاً مردود و محکوم است و یقیناً منجر به اشغال سرزمین های مسلمین توسط بیگانه ها خواهد شد!

آقای مزاری اگر سنی هستند پس باید از رهبران سیاسی دینئ خود یعنی جناب ابوبکر(رض)، عمر (رض) <داستان این دو بسیار جالب است چرا که پس از رحلت پیامبر گرانقدر اسلام (ص) این دو نفر فوراً برای تعین جانشین پیامبر بدون اینکه در مراسم تدفین و نماز جنازۀ آن حضرت شرکت کنند به سقیفه بنی ساعده رفته و به بحث و معاملۀ تن دادند که منجر به انتخاب جناب ابوبکر (رض) بصفت خلیفه مسلمین و برخلاف وصیت و نصیحت پیامبر اسلام (ص) گردید. جالب است بدانیم که تعداد افراد شرکت کننده در این معامله انگشت شمار بود که خود بیانگر حقیقت تلخ انتخاب خلیفه اول است>، عثمان (رض) و معاویه بیآموزد و اگر شیعه هستند باید از علی ابن ابوطالب (کرم الله وجهه) و پسرش امام حسین (ع) درس بگیرد.

اسلام سیاسی یعنی اسلام زنده، و اسلام غیرسیاسی یعنی اسلام مرده!

اسلام بدور از سیاست یعنی رژیمی دکتاتورئ چون ترکیه که موسس و رهبرش (مصطفی اتاترک پلاستیکی) از عیاشان مشهور و زنکه بازان درجه یک تاریخ بوده و به امر باداران خارجی اش اسلام را در ترکیه تضعیف و بجایش فحشا و لهو و لهب را در کشور حاکم نمود.
خداوند (ج) همه گی را به صراط المستقیم هدایت کناد!

مزاری
جامعه ی مسيحيان افغانستان (قابل توجه مزاری صاحب)

توفیق جان ! سپاسگذارم که به جای برادران مسیحی ما، شما درجواب پرسشهای من به بیراهه رفته و از اسلام زنده یعنی اسلام سیاسی شده دفاع نموده و مفکوره مرا مردود و محکوم نموده اید . امروز عربستان سعودی صادر کننده دین محمدی وبا سیستم اسلام سیاسی خود چنان نوکر و غلام حلقه بگوش آمریکا است که حرم و پادشاهی خادم حرمین شریفین را آمریکائیان حفاظت میکنند . تمام اعراب سوسمار خور شتر چران و مالکین دین محمدی چنان در لهوو لهب مستغرقند که شما خبر ندارید . ادیان در مجموع بخاطر ارتقای سطح معنویت بشریت ظهور نموده اند که اسلام هم یکی از آنهاست . تمام ادیان به حقانیت راه خود متیقن هستند . یهودی یقین دارد که قوم خدا هستند ، مسیحیان در خدای سه گانه خود افتخار دارند ، بودائیان به روش بودا افتخار دارد ، زردشتیان به شعار انسانی ( گفتار نیک ، کردار نیک، پندار نیک ) افتخار میکنند ، ولی مسلمانان از قرآن آیت میخوانند که آموختن علم بر مرد و زن فرض است ولی مکتب میسوزانند ، دانشجویان را مسموم میکنند ، بر روی دختران مکتب تیزاب میپاشند . شما از همین دین سیاسی شده اسلام دفاع میکنید؟ از قرآن آیت میخوانید که کشتن یک انسان بمعنی کشتن بشریت است ، ولی در عمل انسان های بی گناه را با نعره الله و اکبر سر میبرید . از همین اسلام سیاسی شده دفاع میکنید ؟ از قرآن آیت میخوانید که همه مسلمانان برادرند . آیا برادری را در وجود این مسلمانان سیاسی شدهیتوانید سراغ نمائید؟ اگر شیوخ عرب به حکم قرآن که خود شان بانی آنند عشر و ذکات دارائی های خداآورده را به غربای مسلمان بدهند در جهان اسلام یک نفر گرسنه باقی خواهند ماند ؟ همین است برادری ؟آیا محکمه شرمگین کامبخش و زلمی اسلامی بود ؟ همین هاست شمهء فر آورد اسلام سیاسی شده که خدمت تان بعرض رسانیدم توفیق جان نظریات دیگران رامحکوم نمودن در کابل پرس? آزاد است ولی باید انسان با منطق سلیم در قضایا برخورد نماید . ازماست که بر ماست ، فقط در تمام جهان اسلام ، یک وطن من و توو مردم بیخبرماست که باید در راه اسلام عزیز قربانیها بدهند ؟ اگر اعراب صادر کننده دین محمدی مسلمانند ، چرا در وطن خود علیه کفر که در رگ و پود شان خانه کرده جهاد نمیکنند که در وطن من و تو سرپرست و تمویل کننده جهاد شده اند ؟ بیدار شو دوست عزیز که تا خبر شوی نه خر ماند نه خورجین !!

توفیق
جامعه ی مسيحيان افغانستان (قابل توجه مزاری صاحب)

دوست عزیز مزاری

اینهایی که گفتی درست اما من ادعا نکرده بودم که راه اینها درست است بلکه عکس آنرا گفته بودم که شما شرحش را نوشته اید.

هر فرد شاید نظری داشته باشد راجع به کار کرد کشور های به اصطلاح اسلامی اما بنده به این نتیجه رسیده ام که وقتی از حکومت اسلامی صحبت میکنیم باید هدف مان همان چیزی باشد که در قرآن و حدیث (درست) رسولش آمده نه کم نه زیاد.

در شرایط کنونی، بهترین نمونۀ حکومت اسلامی سیاسی را میتوان در نهاد حزب الله لبنان سراغ کرد نه در وجود کثیف افراد و کشور هائ که شما مثال آورده اید.

همانطوریکه ترکیه و مصر نمیتوانند ادعای موفقیت و کامیابی در آوردن حکومت دست نشاندۀ سیکیولار نمایند، وهابیون سعودی (که خود فرآوردۀ استعمار کهنه)، طالبان، و غیره کشور های به اصطلاح اسلامی نیز نمیتوانند مدعی گردند که آنها نماد و نمونۀ یک حکومت اسلامی میباشند.

والسلام، ختم کلام!

مزاری
جامعه ی مسيحيان افغانستان (قابل توجه توفیق صاحب)

توفیق جان ! حالا شدید آدم حسابی ! مشکل همین جاست که همان قران و حدیث پیغمبر را جامعه مسلمانان سیاسی شده جهان امروزی قبول ندارند . اگر یک کمی تحقیق کنید در بیخ و بن حزب الله لبنان هم چنان شبش های گندیده ء بوگین را پیدا نمائید که دلتان را از اسلام چی که از زنده گی بد نمایند . اگر همین پیامت را مسلمانان سیاسی شده بخوانند و امکان دست رسی به شما داشته باشند ، به آفریده گار قسم که به حکم تمام قوانین شرعی اسلامی محکو م به اعدامت میکنند !

راستکار باش تا رستگار شوی ! این است درس پروردگار من . دیگر هم هیچ !! به شما هم مشوره میدهم که ازین شعار انسان ساز پیروی نمائید ، تا رستگار شوید .

پیروز باشید .

توفیق
جامعه ی مسيحيان "و یا کسانیکه نان را به نرخ روز میخورند" در افغانستان و خارج از آن

راستی آقای مزاری صاحب فکر کنم بد نیست یک مقداری راجع به موضوع سکیولاریزم و دموکراسئ غربی و صدور آن مانند اجناس تجارتی به کشور های اسلامی بحث کنیم.

در این زمینه بد نیست تا مصاحبۀ این طوطی (پسر شاه سابق ایران) را در مورد تغیر رژیم مذهبئ ایران به یک نظام سکیولار، ببینیم.

بنظر شما چرا غرب سعی و تلاشش را در 30 سال گذشته متمرکز به مسئلۀ سقوط دادن حکومت مذهبئ ایران نموده است؟

کارشناسان امریکایی میگویند، "در صورتیکه ایران مذهب را رها کند، میتواند پیشرفت خوبی داشته باشد..." آیا غربی ها برای مردم ایران، دایۀ مهربان تر از مادر شده اند؟

الترناتیف غرب به عوض رژیم مذهبئ ایران چیست؟ نمونۀ آنها در عراق و یا افغانستان؟ آیا نشنیده اید "آزموده را آزمودن خطاست"؟

نمونۀ دیموکراسئ غربی را در عراق و افغانستان که مشاهده کردیم فکر نمیکنید همین دو نمونه کافی باشد؟

آیا بنظر شما رژیم سکیولار ترکیه (کشوریکه بنام سکیولاریزم، در حقیقت ارتش با زورگویی های مطلقش در آن حکم میراند) که خانم ها در کشور اسلامئ خود حق ندارند با چادر یا حجاب به اماکن عمومی مانند دانشگاه ها و دفاتر داخل شوند، قابل قبول است؟

اگر شما در کشوری چون ترکیه زندگی کنید و اعضای فامیل محترم شما (خواهر، مادر، دختر و غیره) نتوانند حکم صریح خدا و رسولش را عملی سازند، بازهم حاضر هستید از رژیم سکیولار حمایت کنید؟

در مصر برای دهه های متمادی شاهد حکومت سکیولار که در آن دیکتاتوری به اسم (حسنی مبارک) حاکم مطلق العنان است، میباشیم. آیا همین نوع حکومتداری مورد پسند شماست؟

اگر شما فکر میکنید که کشور های اسلامی نیز مانند کشور های غربی باید اداره گردند، این طرز فکر شما تا به چه حدی عملی بوده میتواند؟

غرب همیشه دو نوع حکومت را برای کشور های اسلامی میخواهد، یکی نوع دیکتاتورئ وهابیست و دومی نوع دیکتاتورئ سکیولاریزم است.

شما اگر به نوع دومی علاقه دارید، در واقع خواهان "خیستن از زیر باران و نشستن در زیر ناودان هستید" و بس.

گذشته از این مسئله، آیا همین نان خور های مفت که تجارت دین و مذهب میکنند و یکروز در مقابل پول عیسوی شده و روز دیگر در مقابل دریافت ویزای یک کشور غربی دین بهایت و یا یهودیت را قبول میکنند، نتیجۀ تلاش های سیستماتیک سازمان های دولتی و غیر دولتئ (به اصطلاح خیریه) رژیم های سکیولار غربی نمیباشند؟

این مهم نیست که چرا بعضی های دین خود را تغیر میدهند (چرا که خداوند خود فرموده است، لااکراه فی دین"، مهم اینست که چرا بعضی ها دین را در مقابل غذا و امنیت میفروشند؟

اولاً امنیت، غذا و هست و نیست مردم را از آنها میگیرند و بعداً در مقابل بازگشتاندن نسبئ بعضی از آنها، اوشان را مجبور به تغیر عقیده و دین میکنند؟

من میدانم اینهایی که دین را در مقابل لقمه نانی مانند لنگ حمام تغیر میدهند در واقعیت ملامت نیستند بلکه مجبور هستند. اما گلایه و شکایتم از صادر کننده گان دموکراسی و سکیولاریزم به کشور های اسلامیست.

فلهذا، باید از خواب خرگوش برخیزیم وگرنه بنام سکیولاریزم و دیموکراسی پدیده های شومی چون وهابیزم، ترور و وحشت را همراه با گلوله های داغ و کشنده برایمان هدیه خواهند داد.

خبری ناخوش دیگر اینکه به کمک مستقیم کشور های غربئ حاضر در افغانستان، کشور به اصطلاح اسلامئ عربستان سعودی قرار است بزودی به کمک ایالت پنجاوسوم امریکا (یا به اصطلاح سکیولار) امارات متحده عربی (که شیوخ آنجا مانند سایر کشور های عربی مصروف تاراج دارایی های عامه هستند و سرمایه های نقدی را نیز دودسته به باداران غربئ خود برای رفع مشکلات اعتبارئ آنها اعطا میکنند)، در هر ولایت افغانستان (ولایات سنی نشین) مسجد و مدرسۀ به ظرفیت گنجایش ده هزار نفر در یک زمان بسازند.

آیا فکر نمیکنید که از این به بعد و به همین وسیله انتحاریون را نه در پاکستان بلکه در داخل افغانستان تربیه نموده وهمچنان زمینه را برای جنگ میان سنی ها و اهل تشیع براه خواهند انداخت؟

آیا بانی و حمایت کننده گان این نقشه های خطرناک، سکیولار و بی دین و یا بدور از دین نمیباشند؟

زمزمه های آوردن یک حکومت دیکتاتورئ وهابی نیز نوید دهندۀ تحقق همین مسئله است.

بهروز باشید

ناشناس
جامعه ی مسيحيان افغانستان (قابل توجه مزاری صاحب)

سوال اینست زمانیکه مدبرترین و باسواد ترین، متمول ترین طبقه جامعهء اسلامی با همه فهم و دانش اسلامی شان وجدان شان هنوز بخواب ابدی فرو رفته و آله دست این وآن قرار میگیرند، مشکل در کجاست؟ وقتی شما فامیل واعضای خانواده و اولاد تا نرا نمیتوانید درست تربیه کنید گناه از کیست؟ معلوم داراین غفلت و رهنمایی نادرست شماست. اصل مطلب همین است که خدا کند موردتوجه تان واقع گردد. واگر مخالف این اصل هستید پس راه حل برای بیداری یک بلیارد مسلمانن جهان که 99 درصد آنها نمیدانند الحمد یعنی چه، چه خواهد بود؟

kambiz
جامعه ی مسيحيان افغانستان بهتر از قاتلوهم لا تکونو فتنه

توفیق که مثل طالب می اندیشی دراین جهان پهناور بلی همان طور که انجیل دست کاری شده و درست کار می کند خودت هم نیاز به دست کاری داری و گر نه همیشه همین خرافات و جهل اسلام را برای همه نمایش می دهی.

انسان
جامعه ی مسيحيان افغانستان (قابل توجه مزاری صاحب)

جناب آفای مزاری!
من (توفیق جان) نیستم ولی روی تصادف توفیق یافتم تا جواب های شمارا که به توفیق جان نوشته بودید بخوانم، نه تنها بخوانم بلکه لذت ببرم ای کاش در جامعه سیاه وسپید بین کشور ما، رنگین مفکوره های مانند شما زیاد میبود، تا مارا درس دیگر اندیشی، انسانیت، فهم و برادری می آموختند، خوشبختم که هموطنی همچو شما را داریم تا احساس نماییم که، ما هم ملتی هستیم. ( آفتاب باشید که تا اگر خواهید بر کسی نتابید نتوانید)

nazir

جامعه ی مسيحيان افغانستان

هر کس اجازه آزادی گفتن را دارد ولی من در اینجا اینقدر میگویم که : هر آنچه با قرآن درتضاد هست مردود هست.

استغفرالله . الله احد

wa aan aqhel hst u kherad.

Able, Virginia
جامعه ی مسيحيان افغانستان

همنوعان و هموطنان عزیز:
ما باید ممنون و مشکور مو سس ویبسایت کابل پرس? باشیم. زیرا از برکت همین ویبسایت است که همه به هر عقیده مذهب و دینی که هستیم میتوانیم بطور آزاد – بدون هراس از دست دادن سر وجان خود نظریات و عقاید خودرا ابراز نماییم. ایکاش مانند اکثر جوامع توانایی این جروبحث ها را در یک فضای آزاد رویارویی بدون خشونت و ترس ازدست دادن حیات خود میداشتیم .من عقاید ونظریات همه انسانهای شریف ونجیب راکه به خیر وصلاح انسان و جوامع بشری باشند محترم میدانم و ازدانشمندان و عزیزان محترمی که درین سایت ابراز نظر های مختلف نموده اند خواهش مینمایم - ازجمله سوالهای زیادی که در مورد ادیان مختلف ازدوران کودکی در ذهنم لاینحل بوده وجواب قناعت بخشی از هیچ منبعی نتوانستم دریافت کنم و نسبت عدم گنجایش این سایت ووقت گرانبهای عزیزان فقط چند سوال ساده و عامیانه انرا باشما درمیان گذاشته امید وارم بدون تعصب قناعت من و اکثر عزیزان دیگری را که حتما به این مفکوره موافق هستند فراهم آورده ممنون سازند.
خداوند با همه علم و قدرت و توانایی که دارد - جهان را با عظمت و نظم و نسقی- ازدوران شب و روز و سال و ماه – زندگی وخلقت های آن تا مرگ ومیر وازبین رفتن و دوباره بوجود آوردن موجودات - همه بطوردقیق تنظیم و ازملیون ها سال دردوران بوده کوچکترین عیب و نقصی دران موجود نیست - آیاامکان دارد چنین ذاتی مانند انسان فکرکند ومانند انسان عمل کند ؟ و آیا چنین ذات بی همتا که به ماهمه یکسان قدرت تفکر و عقل و منطق اعطا نموده بین ما تفاوت هایی قایل باشد؟ امکان دارد در دوره های مختلف فقط و فقط چند قانون مختلف در زمان خیلی کوتاه(بادرنظرداشت عمر زمین) به یک منطقه خاص وبرای یک قوم خاص بفرستد وبعد از مدتی فکر کند اشتباهاتی را مرتکب شده و آنرا به شکلی تصحیح کند که دربین بندگانش تفرقه و کشت وخون بوجود بیاورد؟ ویا اینکه خداوند بجز منطقه خاص به دیگر مناطق زمین علاقه مندی نداشته و خواسته است که از ادیان جدید بی خبر بما نند تا در آتش دوزخ بسوزند؟ ویا اینکه بطور مثال روزه رمضان را از شفق تا غروب فرض فرموده اند- آیا دانایی نداشتند که قسمتی از کره زمین ششماه غروب را نمیبینند وباشندگان آن سرزمین ها این قوانین را مراعات میتوانند؟ من طفلی بیش نبودم که این سوالات درذهنم خطور میکرد و از هرکس سوال میکردم جواب این بود که سوال شک وتردید درین موارد کفر است. آیا جواب عاقلانه به این سوال ها و صد ها سوال دیگر مانند آن که در ذهن یک انسان عاقل همیشه خطور میکند واقعا بی ایمانی وکفر است؟ امید وارم دانشمندان و علمای دین بدون حاشیه روی ازروی عقل و منطق که قابل فهم ومورد قبول باشد جواب قناعت بخش بدهند. باعرض احترام

عیسی

سرگذشتم با مسیحیان افغان

من در دهلی یکتعداد از افغانها را دیدم که مسیحی شده بودند ومن شخصا صد شکر که مسلمان هستم ولی کدام تعصب دینی ندارم وبنا برایم فرق نمیکند که اگر کدام افغان را عیسوی ویا لادین ببینم. دلش بایسکیلش! ولی خدا شاهد است که تمام افغانهای عیسوی شده در دهلی البته درسال 2003 به عوض مریم باکره و مسیح وخدا و روح القدس خواب لندن ونیویورک وتورنتو او اوتاوا را میدیدند!!!!!!!!!!! بنا برایم به اسانی قابل درک بود که بیچاره ها برای رسیدن به انجاها تغیر عقیده داده بودند. برای منهم یکی از مبلیغین ویا کشیش های امریکایی (فکر کنم اسمش جان واکر بود که انسان را به یاد ویسکی های جانی واکر میانداخت) که فارسی را به بسیار خوبی صحبت میکرد تقاضا قبول کردن دین مسیحت را کرد که من گفتم که نمیخواهم در اروپا یا امریکا زندگی کنم. زمانکه معنی پاسخم را پرسید ومن برایش گفتم که افغانها برای رفتن به انجاها عیسوی میشوند اگرچه بالایش بد خورد ولی با انهم خندید ومن چندین بار به کلیسای افغانها واقع در لاجپت نیگر دهلی رفتم که انجا البته بعضی ایرانی های عیسوی شده ام میامدند وبعداز خواندن کتاب مقدس به عوض خیال پردازی در مورد جنت اعلی، یعنی ان جنت که عیسی مسیح در انجیل مقدس انرا بشارت داده است درمورد امریکا واروپا خیال پردازی میکردند.

کلیسا برای هرخانواده مسیحی ماهوار مدت معاش هم میپرداخت وتمام عیسوی شده ها مجبور بودند تا در مراسم مذهبی اشتراک کنند. فکرکنم به شکل غیر مستقیم از انها حاضری گرفته میشد اگر چه من خودم شاهد نبودم. البته یکی افغان که سابق صاحب منصب وزارت داخله بود واصلا از ولایت وردک افغانستان بود به مقام شاخص کشیشی رسیده بود ویک سروگردن از دیگران بلندتر معلوم میشد. البته اسم ان اقا از یادم رفته است وخانمشان هم دستیار امور کلیسا بود واصلا از کابل بود وقرار گفته خودش قبل از مهاجرت به هندستان معلم بود. البته اولاد هایشان درکانادا زندگی میکردند. یک خانم دیگر هم که از شوهر خود به تازگی ها طلاق گرفته بود وخدا گردنم را بسته نکند مشغول فحشا بود و سه فرزند پسر هم داشت عیسوی شده بود البته فعلا ان خانم به جنت اعلی یعنی کانادا رسیده است. در کلیسای افغانها دردهلی بچه جوانهای افغان هم اکثرا برای چشم چرانی ویا به اصطلاح چشم اب دادن هم میامدند

البته ان اقای وردکی که کشیش شده بود نمبر تلیفونم را گرفت وبعدا با ان کشیش امریکایی به کابل امد ومن انها را برای یک روز درخانه مهمان کردم زیرا انها برای من بسیار در دهلی مهمان نوازی کرده بودند. اقای کشیش وردک برایم گفت که درکابل یکتعداد زیاد فامیل ها عیسوی شده اند که البته من جزیات انرا نپرسیدم. البته انها از طریق موسسه ای او ام به کابل امده بودند. ای او ام یک موسسه است که اکثرا برای نابینایان زمینه درس وغذا را اماده میسازد وخدا میداند که چند نفر از کورها عیسوی شده باشند!

البته افغانها تنها عیسوی نشده اند. من افغانهای بهایی را هم میشناسم. رهبر بهایی های افغانستان شخصی است بنام احمدی که اصلا از قندهار است ومعاون وی شخصی است بنام ناصری. یکتعداد افغانها که عمدتا هزاره ها و چند نفر پنجشیری ویکتعداد زیاد پشتو زبانها هم بهایی شده اند. بهایی ها 19 روز اخر هر سال را روزه میگیرند و بعدا نوروز را جشن بسیار بزرگ میگیرند. فکر کنم تعداد بهایی ها اگر زیادتر از عیسوی ها نباشد کمتر از انها نیست. بهایی ها معتقد هستند که حضرت محمد صل علی وسلم پیامبر اخیر نبوده بلکه خدا مرزا حسینعلی خان نوری مقلب به بهاالله را بعد از وی پیامبر فرستاد زیرا مسلمانها به جنایت مصروف شدند و نعوذ باالله شریعت اسلامی منسوخ است!

من که با عالی ترین مراجع دینی عیسویت وبهاییت اشنا شده ام وهمین فعلا انجیل را به زبان فارسی و کتاب مقدس بهاییان را که بنام کتاب اقدس یاد میشود با خود دارم به نظر من منحیث یک روشنفکر بهترین دین اسلام است اگر درست با ان رفتار شود.

درست است که اسلام شرایط سخت جزایی مانند سربریدن ودست بریدن دارد ولی چه بهتر که چند نفر سر ویا دست بریده شوند تا جامعه وملیونها شهروند زندگی ارام داشته باشند. باانهم من به عقاید دیگران احترام دارم ولی با این دروغ پراکنی هایشان که گویا انها عیسویت یا بهاییت را از روی عقیده پذیرفته اند بکلی رد میکنم.

عبدالرحمن عیسوی شده همصنفی یکی از خویشاوندان من در زمان جهاد درکورس های شش ماهه طبی که برای مجاهدین در پیشاور دایر میشد بود که وی از همان زمان خلل دماغ داشت. روزنامه اشپیگل چاب المان هم اعتراف کرده است که عبدالرحمن از یک تکلیف روانی رنج میبرد بنا عیسوی شدن یک دیوانه قابل افتخار برای عیسویان نیست. من خود شاهد اسلام اوردن ده ها نفر عیسوی خارجی درکابل بوده ام که اسم های خودرا عبدالرحمن گذاشته اند.

ناشناس
سرگذشتم با مسیحیان افغان

عیسی از شاگردانش سوال کرد که مردم من را چه میگویند . پتروس جواب داد یکی میگوید که تو الیاس پیغمر استی که دوباره زنده شودی یکی میگوید یحیی پیغبر استی . عیسی از پتروس شاگردش میپرسد تو چه میگویی که من که استم پتروس میگوید تو خداوند استی عیسی میگوید این را خدا پدر بتو اشکار کرد که فهمیدی ومیگوید اینرا بدانید که من و خدا یکی هستیم من در خدا و خدا در من است .اقتباس ازانجیل شریف

habib
سرگذشتم با مسیحیان افغان

jazak allah brather aziz goftah hae shoma ra hama ra khowandam in gofta hae shoma hama rast wa haqeqat ast khoda shahed ast ma khodam da kharej az keshwar astam in gofta hae shoma ra ba chashm khod dedam ke ba khater ba dast awardan visa va passport tark den mekonan

توفیق
سرگذشتم با مسیحیان افغان (خدایی که العیاذ باالله، به بیت الخلا برود و قضای حاجت کند، خدا نیست!) سوراخ دعا را گم کرده اید او مردم پول پرست!

خدایی که در قالب انسان بیاید و مانند انسان بخورد و بیاشامد و قضای حاجت کند، خدا نیست (!).

از این معلوم میشود که همان انجیل مقدس نیز 99.99% تحریف شده میباشد و شما نیز سطحاً میآندیشید و پول و مادیاتی را که از درک عیسوی شدن بدست آورده اید میپرستید نه چیزی دیگریرا...

خدا همه را هدایت کناد خصوصاً تاجران دین و مذهب را!

توفیق

قابل توجه همۀ دوستان اعم از کسانیکه بخاطر پول، روادید ورود به کشور های غربی، ویا نداشتن علم و آگاهی در بارۀ ادیان الهی به دین حضرت عیسی ع معتقد گردیده و هم آنانیکه میخواهند مابقی را امربالمعروف و نهی از منکر کنند

قرآن عظیم الشان، سورۀ عنکبوت، آیۀ 46: "بسم الله الرحمن الرحیم، وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ"

ترجمه:

"بنام خداوند بخشنده و مهربان، و با اهل كتاب جز به [شيوه‏اى] كه بهتر است مجادله مكنيد مگر [با] كسانى از آنان كه ستم كرده‏اند و بگوييد به آنچه به سوى ما نازل شده و [آنچه] به سوى شما نازل گرديده ايمان آورديم و خداى ما و خداى شما يكى است و ما تسليم اوييم"

فلهذا از تمامئ دوستانیکه میخواهند در زمینه بحث کنند خواهش میشود که لطف نموده و بحث علمی، مستدل، مستند، و دوستانه کنند تا باشد که حق از باطل متمایز گردد با آنکه حق آشکار شدنیست ولو افراد باطل بخواهند آنرا پنهان کنند.

بنده از دوستانیکه به دین عیسویت تغیر عقیده داده اند میپرسم که اگر واقعاً دین عیسویت جانبدار حق و حقیقت است پس چرا برای تبلیغ و ترویج دین خود، به مردم بیسواد و فقیر (که مجبور و معذور هستند) روی میآورند؟

چرا از طبقۀ متمول و با سواد جامعه آغاز نمیکنند؟ بطور مثال میتوانند در دانشگاه ها و مراکز علمی برای تبلیغ دین عیسویت دست بکار شوند.

راستش یک انتقاد دیگریکه متوجه مبلغین عیسویت میگردد اینست که آنها از حکومت های پیروی میکنند که در عمل باعث ترویج وحشت، افراطیگری، ترور و بربریت اند. حکومت های که با مبلغین دین عیسویت همصدا و همگام اند در نگهداشتن مردم کشور های چون افغانستان در فقر و جهالت همواره تلاش میورزند و نیرو هاییرا بوجود میآورند همچون طالبان که هدف اساسئ آنها را بیسواد نگهداشتن مردم تشکیل میدهد تا باشد که در قدم بعدی مبلغین دین عیسویت بتوانند به آسانی آنها را شکار حرف های چرب و نرم خود گردانند.

از اینگونه حقایق در مورد مبلغین دین عیسویت میتوان مثال های بیشماری را ذکر نمود که متأسفانه وقت تقاضا نمیکند.

به آرزوی شکست باطل!

محمد خداپرست

نقد مسحیت در راستای حرفهای کشیش افغانی مسیحی

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام . مطالبي را که در پيش رو داريد بررسي اجمالي دين مسيحيت و مسائل پيرامون آن ميباشد . که به طور کلي اين بحث را در سه بخش ( معرفي عيسي _ اشکالات اناجيل _ اشکالات مسيحيت ) خدمت دوستان ارائه ميکنيم

بخش اول : زندگاني حضرت عيسي عليه السلام

ابتدا وانتهاي زندگي عيسي عليه السلام

در متجاوز از دو هزار سال قبل ، عيسي روح الله عليه السلام در فلسطين ( بيت المقدس ) از مادرش مريم بنت عمران به طريق اعجاز و خرق عادت متولد ، و بعد از سي سال مبعوث به رسالت گرديد و به مقام الولعزمي نائل شد و کتابي به نام انجيل از جانب حق تعالي در جامعه بني اسرائيل براي تتميم تورات و هدايت آنها آورد .

بعد از سه سال از مبعوث شدنش جماعت يهود در صدد قتل آنحضرت بر آمدند . لذا آنحضرت با حواريون که دوازده نفر بودند به غاري پناه بردند تا اينکه جاسوسان آنها را دستگير کرده تا فرداي آن روز آنها را اعدام کنند .

عقيده مسيحيت نسبت به سر انجام عيسي عليه السلام : در اناجيل موجوده آمده است فرداي آن روز جناب عيسي را به دار آويختند و با قساوت او را کشتند و سه روز بعد از دفن شدن به آسمان عروج نمود . مسيحيان ميگويند : مقابل درب بيت المقدس صورت قبري وجود دارد که عيساي پيغمبر از آنجا به آسمان عروج کرد .

عقيده اسلام نسبت به سر انجام عيسي عليه السلام : در قرآن مجيد آمده است : و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبّه لهم ...... يعني جناب عيسي نه کشته شد و نه به دار آويخته شد و لکن امر بر آنها مشتبه شد يعني فرد ديگري را که شبيه عيسي بود به دار آويختند و کسانيکه در مورد به دار آويخته شدن عيسي حرف ميزنند فقط از روي گمان حرف ميزنند و علم به واقع امر ندارند . يقينا عيسي کشته نشده بلکه او را خداوند به بالا برده است و خداوند عزيز و حکيم است ( سوره مبارکه نساء آيه 156 )

پدر و مادر عيسي عليه السلام

مادر عيسي زني است به نام مريم بنت عمران که از زنان پاک روز گار بوده است . و همچنانکه گفته شد او بدون مقاربت با مردي ، عيسي را به طور معجزه واري به دنيا آورده است . بنا بر اين عيسي عليه السلام داراي پدر نبوده است . اما متاسفانه در اناجيل فعلي گفته شده : عيسي داراي پدر بوده و اسامي اي را براي پدر ذکر کردند مثلا :

1_ عيسي پسر يوسف هالي بوده است >>> انجيل متي باب 1 آيه ا تا 19 و همچنين در انجيل لوقا باب 2 ايه 23 و باب 4 ايه 41 .

2_عيسي پسر خدا بوده است >>> انجيل متي باب 11 آيه 25 و انجيل لوقا باب 4 آيه 41 و انجيل يوحنا باب 1 آيه 19

3_ عيسي پسر روح القدس بوده است >>> انجيل متي باب 1 آيه 19 و 20 و 21 به بعد .

ملاحظه 1 : اگر خوب دقت کنيد در ميبابيد که فقط در همين اناجيل ذکر شده ، پارادوکس منطقي و جملات خود متناقض وجود دارد که خود دليلي است بر اينکه به مطالبي که در اناجيل در مورد عيسي عليه السلام ميباشد نميتوان به آن اعتماد کرد .

ملاحظه 2 : در قرآن مجيد در آيه 59 سوره مبارکه آل عمران آمده است : ان مثل عيسي عند الله کمثل آدم خلقه من تراب يعني مَثل عيسي ابن مريم بمانند آدم عليه السلام است چرا که خداوند آدم را از خاک افريد ( يعني مثل عيسي بدون پدر ) .

اين آيه با يک استدلال کوتاه به ادعاهاي مسيحيان نجران درباره الوهيت مسيح پاسخ ميگويد : اگر عيسي بدون پدر به دنيا آمد هيچگاه دليل بر آن نميشود که او فرزند خدا و يا عين خدا باشد زيرا اين موضوع به شکل عجيبتري درباره آدم تحقق يافت چرا که او نه پدر داشت و نه مادر بلکه او را خدا مستقيما از خاک آفريد .

عيسي از ديدگاه اناجيل موجوده

آيا عيسي واقعا خدا است ؟ : در اناجيل موجوده در بعضي از موارد عيسي را پسر خدا ميدانند کما اينکه در بالا ذکر کرديم و در بعضي از موارد عيسي را عين خدا ميدانند .

مسيحيان علت خدا دانستن عيسي را زنده کردن مردگان ميدانند و ميگويند : چون زنده کردن مردگان را فقط خدا ميتواند انجام دهد پس عيسي خدا است .

ملاحظه 1 : زنده کردن مردگان براي خيلي از پيغمبران در کتب يهوديت و مسيحيت نقل شده است مثلا در کتاب دومين ملوک باب 4 ايه 32 حکايت از زنده کردن مردگان از ناحيه اليوشع دارد پس چرا او خدا نيست ؟!!

اتفاقا جالب است بدانيد که در مناظرات حضرت رضا عليه السلام آمده است که وقتي حضرت به آن عالم مسيحي اعتراض کردند که چرا عيسي را خدا قرار ميدهيد ؟؟؟ او در جواب عرض کرد : چون او مردگان را زنده ميکرد و اين نيست جز کار خدا . حضرت به او فرمودند : مگر در کتاب انجيل شما نيامده که فلان پيغمبر و فلان پيغمبر مرده را زنده ميکردند ؟ عرض کرد : آري . حضرت فرمود : پس چرا آنها را خدا نميدانيد ؟؟؟ اينجا بود که آن عالم مسيحي ساکت شد .

ملاحظه 2 : در آيه 171 سوره مبارکه نساء آمده است : يا اهل الکتاب لا تغلوا في دينکم ...... يعني اي اهل کتاب ( مسيحيت ) در دين خود غلو نکنيد و در باره خدا غير حق مگوئييد . عيسي ابن مريم فقط فرستاده خدا و مخلوق اوست که او را به مريم القاء نمود و روحي از طرف او بود بنا بر اين ايمان به خدا و پيامبران او بياوريد و نگوئييد خداوند سه تا است و از اين سخن پرهيز کنيد که به سود شما نيست .

آيا عيسي خداوند است يا پسر خداوند و يا ...... ؟ دراناجيل موجوده عيساي پيغمبر را به صفات مختلف متصف کردند که از نظر شما خواننده محترم ميگذرد البته از قبل از طرف نويسندگان اناجيل از شما به خاطر بعضي از صفات عذر خواهي ميکنيم ........

1_ مسيح ( به معناي نجات دهنده ) انجيل لوقا باب 2 آيه 11

2_ خدا : انجيل يوحنا باب 1 آيه 1

3 _ پسر خدا : انجيل متي باب 3 آيه 17

4_ پسر انسان : مرقس باب 14 آيه 62

5_ بَرّه خدا : انجيل يوحنا باب 1 آيه 29 و 30

6_ مار بزرگ : يوحنا باب 3 آيه 14

7_ شبان نيکوکار : يوحنا باب 10 آيه 11

8_ پادشاه پادشاهان : مکاشفات يوحنا باب 17 آيه 14

نتيجه بخش اول : اناجيل موجوده آنقدر داراي تناقض هستند که مخاطبين نميتوانند عيسي را بدرستي بشناسند زيرا در جائي او را خدا خوانده اند و در جاي ديگر او را پسر خدا ودر بعضي از موراد او را پسر انسان معرفي ميکنند و در بعضي از موارد او را متصف به صفات رذيله کردند . اين اختلاف آراء باعث ميشود تا مخاطبين اناجيل فعلي نتوانند عيسي را بشناسند .

اما از ديدگاه ما مسلمانان عيسي نه خدا است و نه پسر خدا بلکه بنده اي از بندگان خدا بوده که به مقام نبوت و اولوالعزمي رسيد چرا که خداوند متعال در آيه 34 سوره مبارکه مريم ميفرمايد : وقتي عيسي به دنيا آمد در همان کودکي لب به سخن گشود و در مورد خود گفت : اني عبد الله آتاني الکتاب و جعلني نبيا يعني من بنده خدا هستم و مرا نبي و پيغمبر از طرف خود قرار داده است .

پايان بخش اول

محمد خداپرست

نقد مسحیت در راستای حرفهای کشیش افغانی مسیحی

بخش دوم : اشکالات اناجيل

مقدمه: دراينکه حضرت موسي و عيسي عليهما السلام داراي کتاب بودند شکي نيست و هيچ اختلافي در ميان اديان وجود ندارد .

در آيات قرآن از يهوديت و مسيحيت تعبير به اهل الکتاب شده واز خود اين کتب تعبير به نور و هدايت شده است ...... انزل الکتاب الذي جاء به موسي نورا و هدي / انعام 91 .

اختلاف در آنجاست که آيا اين کتب موجوده که به اسم تورات و انجيل در دست ماست آيا اين کتب همان تورات و انجيل واقعي هستند يا خير ؟

تصريح آيات قرآن آنستکه اين کتب تحريف شدند و ديگر قابل اعتناء نيستند . در آيه 91 سوره مبارکه انعام خطاب به اهل کتاب ميفرمايد : تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون کثيرا يعني شما اهل کتاب ، کتاب واقعي پيغمبرتان را در چند ورق از کاغذ خلاصه کرديد و بسياري از مطالب آن را پنهان کرديد . اين بود بيان قران و عقيده مسلمانان .

اما اهل کتاب يعني يهوديت و مسيحيت اين مطلب را رد کرده و قائل به آن هستند که کتب فعلي همان کتب حقيقي هستند که بر پيغمبرانشان نازل شده است .

چون بحث ما پيرامون مسيحيت است برآن شديم تا از اناجيل موجوده سخن بميان آوريم و صحت اين اناجيل را در 2 بخش کلي و جزئي مورد بررسي قرار دهيم .

قسمت اول : تحقيق کلي فحول علماي مسيحيت در مورد اناجيل موجوده :

اولا : کشيشهاي مسيحيت از قبيل ( جيروم ) و ( ارحن ) مفسرين معروف مسيحي گفته اند : انجيل در زمان عيسي نبوده بلکه سالها بعد از مسيح به طريق الهام بر حواريين تصنيف شده . و کنت تولستوي روسي در مقدمه کتاب خود با نام انجيل تولستوي ميگويد : اين اناجيل هرگز به طريق وحي روح القدس بر نويسندگان آنها نازل نشده است چنانچه کشيشها در ميان مردم نشر داده اند .

ثانيا : هورن مفسر مسيحي در کتاب تفسير خودش در باب 2 از قسم 2 از مجلد چهارم چاپ سال 1822 ميلادي ميگويد : زمان نوشته شدن اناجيل مشخص نيست و کلماتي که از قدماي مورخين مسيحيت نقل شده همه ابتر و مقطوع السند است .

ثالثا : تولستوي در مقدمه کتاب تفسير خود ميگويد : اناجيل موجوده در زمان ما اتصالي به عيسي ندارد .

نتيجه قسمت اول : از کلمات علماي مسيحيت فهميده ميشود که خود آنها معتقدند که هيچ کدام از اناجيل موجوده در دوران عيسي نبوده است و همه آنها ساخته دست ديگران بوده و فقط ارزش تاريخي دارد . با همه اين اوصاف ما در بخش دوم به يکا يک اناجيل معتبره در نزد مسيحيان اشاره کرده و نقد ميکنيم .

قسمت دوم : بررسي اناجيل موجوده به صورت جزئي

انجيل متي

مسيحيان معتقدند که متي يکي از ياران عيسي عليه السلام بود و انجيلي را که او جمع آوري کرده معروف به انجيل متي است

نقد 1 : مسيحيان تا به الان دليل قاطعي ارائه نکردند که انجيل متي همان انجيلي است که بر عيسي نازل شده است زيرا ميگويند انجيل متي به زبان عبري بوده و بعد ترجمه شده است و باز خودشان ميگويند : نسخه عبراني در دست نيست و حتي نام مترجم انجيل متي عبراني را نميدانند و لذا براي اينکه سندي براي او درست کنند ميگويند : نسخه اصلي به زبان يوناني بوده است !!! . اين توجيه مسيحيت در حاليستکه علماي بزرگ مسيحيت بمانند « هورن » « يوسي » « بيس جيرم » « پي پيس » « ارنينوس » « پي فلس » همگي عقيده دارند که انجيل متي عبراني بوده است .

لازم بذکر است که هورن نام 24 نفر از علماي مسيحيت را ميبرد که در اين مورد با او هم عقيده اند

نقد 2 : بطلان انجيل متي از خود آيات اين انجيل : در باب 9 آيه 9 ص 13 چنين آمده : چون عيسي از آنجا ميگذشت مردي را مسمي به متي به باج گاه ديد و به او گفت : مرا متابعت کن . متي نيز به دنبال او روانه شد . در آيه دوازده همين باب ميگويد : فريسيان به حواريون گفت : چرا استاد شما ( يعني حضرت عيسي ) با آن مرد گناهکار و گمرگچي ( يعني متي ) غذا ميخورد ؟؟؟

نقد 3 : تولستوي در جلد چهارم تفسير خود ميگويد : احتمالات در مورد انجيل متي : تاليف سالهاي 38 _ 43_ 48_ 61_ 62_ 63 _64 بعد از ميلاد است . بنا بر اين ، اين کتاب نميتواند خطابات الهي با عيسي عليه السلام باشد بلکه بعد از او بدست کس ديگري تاليف شده است .

خلاصه : تا به حال مسيحيت نتوانسته اند ثابت کنند که انجيل متي همان انجيل نازل شده بر عيسي است بلکه تاريخ تصنيف آن نشان از آن دارد که اين انجيل بعد از عيسي نوشته شده است و خود اين انجيل هم نشان از آن دارد که انجيل متي نوشته فردي گنهکار بوده که نميتوان به گفته او اطمينان حاصل کرد !!!

انجيل لوقا

در مورد شخص لوقا که جمع کننده انجيل لوقا است ، اختلاف شديدي در ميان مسيحيان وجود دارد . فقط تنها اتفاقي که در مورد او کرده اند اينستکه او حتي از حواريون يا شاگرد حواريون هم نبوده است . گفته اند او از شاگردان پولس بوده است .

نقد 1 : تاريخ تصنيف اين انجيل را بين سالهاي 53 و 64 بعد از ميلاد ذکر کرده اند . بنا بر اين يقينا اين انجيل ، انجيل نازل شده بر عيسي عليه السلام نخواهد بود چرا که بعد از رفتن مسيح از ميان مردم ، نوشته شده است .

نقد 2 : بر فرض که لوقا از يکي از حواريون و يا شاگرد حواريون باشد ميگوئييم : در خود اناجيل موجوده شاگردان حضرت عيسي عليه السلام گناهکار و سست ايمان معرفي شده اند و طبيعي است که افرادي که در حفظ ايمان ناتوان باشند نميتوانند حافظ وحي الهي باشند .

از باب مثال : انجيل متي باب 16 ايه 8 ميگويد : عيسي عليه السلام به ياران خود گفت : اي سست ايمانان چرا در خود تفکر نميکنيد .

نقد 3 : درانجيل لوقا مطالبي وجود دارد که نه با عقل جور در ميايد و نه تاريخ آن را تائييد ميکند . از باب مثال به نمونه ذيل توجه کنيد

در انجيل لوقا باب 20 ايه 41 ميگويد : داوود در کتاب زبور گفته است : خداوند ( يعني عيسي ) به من گفت ......

با اين بيان انجيل لوقا در صدد آنست که بگويد داوود هم ، خدا بودن عيسي را تائييد کرده در حاليکه از نظر تاريخ جناب داوود عليه السلام سالها قبل از حضرت عيسي عليه السلام در دنيا بوده است.

خلاصه : يقينا انجيل لوقا همان انجيل واقعي نيست و شاهد بر اين مطلب ، هم زمان تاليف آن است و هم محتواي اين انجيل است که نه با عقل جور در ميايد و نه تاريخ آن را تائييد ميکند .

انجيل مرقس

در مورد او گفته اند که از خادمان يکي از حواريون بوده و در دوران عيسي حتي به ملاقات حضرت عيسي هم نائل نگشته است . اکثر علماي مسيحي عقيده دارند که انجيل مرقس از نوشته هاي پطرس ميباشد .

نقد 1 : تولستوي معروف روسي در مورد انجيل مرقس مينويسد : اين انجيل ما بين سالهاي 56 تا 65 بعد از ميلاد نوشته شده است . بنا بر اين بعد از حيات دنيوي حضرت عيسي اين انجيل به نگارش در آمده است .

نقد 2 : نقل مطالبي که مخالف عقل است نشان از آن دارد که اين انجيل هم بمانند انجيل لوقا فاقد ارزش است . براي يک نمونه به اين ادرس مراجعه کنيد >>> انجيل مرقس باب 36 آيه 12

خلاصه : اولا اينکه اين انجيل نوشته کيست دقيق معين نبوده و خود علماي مسيحيت در مورد آن اختلاف کرده اند و بر فرض که خود مرقس نوشته باشد بايد گفت : اين انجيل نوشته فردي استکه حتي حضرت عيسي را از نزديک هم نديده است ثانيا اينکه تاريخ و محتواي اين انجيل نشان از بي اعتبار بودن اين انجيل دارد .

انجيل يوحنا

انجيل يوحنا در ميان اناجيل چهار گانه مسيحيت ، آخرين انجيلي بود که نوشته شده است چرا که تاريخ نوشته شدن اين انجيل را سالهاي 68 تا 95 بعد از ميلاد ذکر کرده اند . و گفته اند : اين انجيل را طالبي از طلاب مدرسه اسکندريه نوشته است

نقد 1 : اين انجيل سخت مورد انکار خود اهل کتاب است و خودشان آن را قبول ندارند .

نقد 2 : مطالبي که در انجيل يوحنا موجود است نشان از بطلان اين انجيل دارد مثلا صفاتي که به حضرت عيسي عليه السلام در اين انجيل نسبت داده شده است و شما در بخش اول با دو مورد آن آشنا شديد .

خلاصه : زمان نگارش اين انجيل و مورد انکار واقع شدن اين انجيل از طرف خود علماي مسيحيت و همچنين مطالب نا مربوطي که در اين انجيل به حضرت عيسي نسبت داده شده ، نشان از آن دارد که اين انجيل هم بمانند اناجيل ديگر دست ساخته ديگران بوده و فاقد اعتبار ميباشد .

نکات قابل ملاحظه

نکته 1 شما خود قضاوت کنيد که آيا ميشود به اين اناجيل اطمينان کرد در حاليکه خود اين اناجيل

شاهد بر بطلان خود به انحاء مختلف هستند . و جالب است بدانيد که مسيحيت براي تبليغ مرام خود همين کتب را به متجاوز از هزار و سيصد زبان ترجمه و جزوات آن را به اطراف و اکناف فرستاده اند و دوست دارند که جهانيان مرام آنها را قبول کرده و هم مسلک آنها شوند !!! .

نکته 2 : لازم بذکر است که به طور کلي اناجيل هفتاد و چهار نوع بوده که توسط علماي مسيحيت يک به يک از دور خارج شده و تنها 4 انجيل معتبر مذکوره را مورد تائييد قرار دادند که بطلان انها را ثابت کرديم . البته بعضي ها اناجيل تصنيف شده را تا 160 مورد و بعضي ها تا 400 انجيل ذکر کرده اند .

نکته 3 : يک از اناجيلي که توسط علماي مسيحيت از دور خارج شد انجيل برنابا ميباشد که مطالب آن به مطالبي که در قرآن وجود دارد ، شباهت زيادي دارد . لازم بذکر است که برنابا يکي از شاگردان حضرت عيسي عليه السلام ميباشد که آنحضرت به او علاقه داشتند.

حال چطور شده که انجيلي مثل انجيل يوحنا با اينکه 90 سال پس از وجود حضرت عيسي عليه السلام نوشته شده مورد اعتبار واقع شده ولي انجيلي مثل انجيل برنابا که توسط يکي از شاگردان حضرت عيسي نوشته شده بايد از دور خارج شود . واقعا جاي بسي تعجب است .

نکته 4 : عده اي از مسيحيت رو به عهد جديد اورده و ميگويند ما فقط اين کتاب را قبول داريم . بايد در قبال اين حرف آنها بگوئييم : وقتي ما کتب چهار گانه شما را باطل کرديم و ثابت کرديم که آنها به هيچ وجه نميتواند خطابات الهي با عيسي عليه السلام باشد به طريق اولي عهد جديد نميتواند خطابات الهي باشد . بنا بر اين استناد به عهد جديد نيز بي فائده و باطل خواهد بود

خلاصه بخش دوم :

اناجيل موجوده از ديدگاه علماي مسيحيت فقط اعتبار تاريخي دارد . اعتبار تاريخي داشتن يک کتاب به منزله خبر واحد به حساب آمده و نميتواند اثبات کننده مطلب مهمي مثل کتاب الهي باشد . يعني به صرف اينکه ثابت شد اين کتب جنبه تاريخي دارد نميتوانيم ادعا کنيم که محتواي اين کتب همان مطالبي استکه از ناحيه خداوند بر عيسي نازل شده است .

بنا بر اين مسيحيت در حال حاضر فاقد کتابي استکه از ناحيه خداوند بر پيغمبرشان نازل شده باشد .

ali
نقد مسحیت در راستای حرفهای کشیش افغانی مسیحی

زن سامری چاپ پست الكترونيكي
لحظۀ ملاقات!
بازهم روزی دیگر؛ غمی سنگینتر؛ غم بی کسی وبی همدمی. باز هم گرمای شد ید سر ظهروهمان راه همیشگی.
زن آهسته باقدمهای سنگین غرق درافکار خویش روان بود؛ دردی جا نگاه تمام تا ر وپود دلش را آزار میداد وتشنگی شدیدی تمام وجودش را به آتش می کشید. لبانش خشک شده بود وزبانش به سقف دهانش چسبیده بود.
هنوز اندکی آب در کوزه آیی که حمل میکرد باقی بود؛ ولی او تمایلی برای نوشیدن نداشت.

با خود اندیشید آیا در تمام دنیا کسی پیدا خواهد شد که عطش دایمی قلبم را فرو کش کند؟ ایاآبی که تسکین دهنده عطش سوزانده درونم باشد یافت خواهد شد؟
زن به آسمان وبه خورشید سوزان نگاه کرد. انگار خورشید هم بر او خشمگین بود وتمام حرارت خود را بر او میریخت تا اورا بسوزاند؛ آهی کشید و به گذشتهای دور دست اند یشید؛ به روزی که سرنوشت اورا به عقد مردی در آورد که دفتر خوشبختی اورا بست. ازدواجی ناموفق وزندگی شگست خورده؛ آرزوهای به باد رفته ودلی پایمال شده. روزها به ماههاوماهها به سالها گذشتندوزندگی او همه آه بود ناله وبعدمردی دیگر وزندگی سختر. صدای پدرومادر که اورا مجبور به سازش میکردند و تهدیدهای مرد را بیاد آورد. روزهای سخت زندگی وجوروجفاهای زمان از او زنی سخت و دلشکسته ساخت.
دردل اندیشید چرا؟ چرا؟ هرگز کسی حاضر نشد علت جدایها و سختیهای زندگیم را بپرسد ودلیل ازدواجهای ناموفق ومتعددم را جویا شود؟

تحقیرها وسرزنشها فراوان بودند وهمیشگی؛ اما کلامی تسکین دهنده هرگز نشنیده بود. او یاد گرفته بود که درد و اندوه را در درون خویش مخفی سازد ولی همیشه در جستجوی کسی بود که وضعش را بفهمد و بر زخمهایش مرهمی نهد؛ بر دردهای خویش گریست و چند قطره اشک از چشمها یش چکید و شوری اشکهایش لبهای خشک ترک خورده اش را سوزاند با ناله آهسته زیر لب نا لید هیچکس مرا نمی خواهد هیچکس خدا هم مرا فراموش کرده است.

زن در دلش آروزیی داشت؛ آروزی روزی که بتواند دم غروب وقت خنکی هوا آنوقت که نسیم صورت گلهارا نوازش میکند؛ آنوقت که تمام زنهای ده برای حمل آب دور چاه جمع میشوند تا با یکدیگر به گفت و شنود بایستند و با هم دردل کنند؛ وقتیکه صدای خنده زنان با شادی و فریاد کودکان و صدای گله ها همه وهمه همهمه ایی بر پا میکنند که صدای زندگیست صدای بودن است؛ صدای خوشبختی است بتواند برای حمل آب به آنجا برود ولی دردلش می دانست که آرزویی محال در سر دارد؛آخرین باری را که برای کشیدن اب در چنین وقتی رفته بود بیاد آورد؛او اهسته به چاه نزدیک شده بود؛ ولی ناگهان صداها قطع شدند و همه به او چشم دوختند. انگار که روحی دیده باشند وبعد صدایی که اورا روسپی نجس گناهکار خطاب کرده؛ و بعد صدایی دیگر؛ ناسزایی و فحشی دیگر و سنگهایی که بسویش پرتاب شدند. بیاد آورد که چگون تحقیر و سرزنش شد؛چگونه بی رحمانه مورد آزار قرار گرفت و ازآان وقت هرگز جرات نکرده بود که وقت غروب برای حمل آب برود. آه که عطش درونش را می سوزاند عطش برای گفت دردها و برای طلب کردن؛ برای شنیدن کلامی دلنواز برای تسلی یافتن. چند قطره دیگر اشک از چشمانش جاری شد؛ قدمهایش را تند کرد انگار میخواست که از خودش هم فرار کند؛ در درونش نالید خدا هم مرا فراموش کرده است خدا هم مرا فراموش کرده است.

مردی خسته و تشنه از راهی دور آهسته آمد و در زیر تابش سوزانده ظهر نزدیک چاه نشست. عطش درونش را میسوزاند؛ در چند قدمی او چاهی بود ولی عطش او برای نوشیدن آب نبود. عطش او برای ملاقات بود؛ ملاقاتی که بابتش بهایی سنگین پرداخته بود. عطش در درونش شعله میکشید. عطش برای بخشیدن؛ برای سیراب کردن؛ برای تسلی دادن وزندگی بخشیدن.
آن مرد عیسی بود که ندای درونی زن را شنیده بود و به انتطار او بر سر چاه نشسته بود.
زن به آرامی به لب چاه رسید. مردی را نشسته در کنار چاه د ید. عیسی به آرامی به او سلام کرد و از او آب خواست. این اولین باری بود که زن مورد تحقیر قرار نگرفته بود و کسی از او چیزی طلب میکرد. در نگاه و صدای مرد محبتی بود که به زن جرات بخشید تا مرد را آنطور که بود ملاقات کند. ملاقاتی ابدی و دگرگون کننده؛ و بعد........وبعد از آن گفتگویی بود و خلوتی؛ خلوت بین خالق ومخلوق؛ خلوت خداوند بود و انسان گناهکار؛ و لحظه لحظه مباد له گناه و بخشش لحظه شفای دردها و تسلی خاطر.
زن فهمید که او عیسی خداوند است؛ خداوندی که هرگز انسانها را فراموش نمیکند. خداوندی که درون را می بیند؛ علتها را می داند و بهای آزادی را میپردازد.

امروز هم عیسی مسیح خدای زنده؛ سر چاهای زیادی به انتظار انسانهای تشنه؛ خسته؛ رنجیده؛ ودلشکسته نشسته در انتظار انسانهای فراموش شده و گناهکار؛ او هرگز دست رد به سینه انسانی نخواهد زد.....هرگز
ای دوست بر سر چاههای زندگی تو هم کسی نشسته؛ که عطش درونش را شعله ور می شازد؛ عطش برای نجات دادن و سیراب کردن توبا آب حیات؛
عطش برای آزادی و رهانید ن تو عطش برای بخشیدن گناهان توو بخشیدن زندگی جاوید بتو ای دوست. دست خود را دراز کن وآب حیات ابدی را از دست منجی خود مسیح که به انتظارت سر چاههای زندگیت نشسته بگیرو بنوش و برای همیشه سیراب شو!
انجیل یوحنا :41.1:4
خداوند شما را برکت بدهد

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 99 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس