کابل پرس?: آقای حسين اندرياس سپاسگزار از اينکه در اين گفت و گو با شرکت کرديد. لطفا ابتدا خودتان را برای خوانندگان کابل پرس معرفی کنيد؟
حسين اندرياس: وطنداران عزيزم، سلامتی به نام سرور سلامتی عيسی مسيح بر شما باد! در دعوت تان برای مصاحبه با من يک عالم متشکرم و نيز عيد ميلاد عيسی مسيح را به تمامی هموطنانم تبريک گفته آرزوی سعادت در زندگی تان را دارم و ضمناً از خداوند در دعا هستم که وطن عزيز ما افغانستان صلح حقيقی را ببيند.
نام من حسين اندرياس است و مه در 23 ماه جون سال 1965 در شهر بمبئی هندوستان در زمان سفر پدر و مادرم درآن شهر متولد شدم و اما در ماه سپتامبر همان سال همه ما به افغانستان برگشتيم و در شهر کابل از کودکی تا نوجوانی آب و هوا و نان نمک وطن عزيزم را لطف بردم. در سال 1980 ميلادی بار اول يک مرد خارجی که نميدانم روسی بود و يا اروپای غربی و يا آمريکای، خلاصه هرکی بود اوراقی را به من داد. من فکر کردم که او تبليغات کمونيزم را به من داده باشد اما اين اوراق کتاب مقدس بود شامل انجيل متی و لوقا.
فصل 5 متی آيات 43 و 44م برايم آيات کليدی بود و همين آيات در تحقيقات 9 ساله ام تا سال 1990 ميلادی مرا از کابل تا جهاد عليه کمونستها در کوه های قياغ و شهر غزنی و شهر قم ايران که درآنجا شامل حوزه علميه شدم و تا سوريه و قاهره و شهر کراچی پاکستان و بالاخره دهلی نو تعقيب کرد تا بتاريخ 14هم ماه اکتوبر سال 1990 من عيسی مسيح را بعنوان نجاتگر و خداوندم قبول کردم.
در دهلی نو با سازمان صادراتی لباس بنام الانکو انديا انترنشنل بحيث فيشن مد چند روز کار کرده تا اينکه برای خدمت خداوند و مردم زندگی ام را وقف کردم.
خانم عزيزم برايم دوست عزيزی است و در کابل متولد و بزرگ شده و بخاطر محافظت خانواده های ايشان نميتوانم تمامی شناخت شان را ارائه کنم ولی بايد بگويم که در پوهنتون کابل در سالهای اخير پيش از تصرف کابل توسط جنگسالاران بحيث معلم کامند بوده است.
يک دختر نازنين دارم که خيلی دوستش دارم و در صنف 6 مکتب است و پسرم که خدا را خيلی دوست دارد در صنف 4 است.
کابل پرس: آقای اندرياس آيا گفته می توانيد که چه تعداد از مردم افغانستان مسيحی می باشند و چه تعداد از آن ها در داخل کشور هستند؟
حسين اندرياس: نه من نه هيچ کسی ديگری از تعداد درست مسيحيان افغان شمارش در دست داريم . اما ملاهای طالبان تعداد آنها را به بيش از يکصد هزار (يک لک)تن توسط روزنامه های زمانشان نشر کرده بودند و اما من فکر ميکنم که تعداد افغانهای مسيحی در داخل و خارج از کشور بيش از 5000 تا 10000 نخواهد باشند. ولی نکته مهم اين است که بيشتر مسيحيان افغان در داخل افغانستان هستند و قرار مصاحبه های بی بی سی و ديگران با آنان، آنها کليسا های نيز دارند.
کابل پرس: وضعيت زندگی مسيحيانی که در افغانستان می باشند به چه شکلی ست؟ آيا آنان می توانند به صراحت اعلام کنند که مسيحی هستند و آيا حقوقی که در قانون اساسی برای شهروندان افغانستان تعريف شده است، شامل آنان هم می شود؟
حسين اندرياس: در افغانستان مسيحيان نمی توانند آزادانه خود را مسيحی معرفی نمايند و قانون اساسی افغانستان آنان را محکوم بمرگ ميکند؛ چون همه مسيحيان افغان مسلمان زاده ها هستند بجز آن عده ای که در خانواده های مسلمان زاده های مسيحی بدنيا آمده اند. بهتر ميشود عرض کنم خدمت شما عزيزان که ماه مارچ سال 2006 را بياد آوريد، تنها يک مرد مسيحی افغان اعلام کرد که او مسيحی است، اربابان مذهب و دين او را کافر و مرتد خواندند و خواهان مرگ عبدالرحمن شدند و حتی دولت افغانستان بخاطر فشارهای بين المللی او را ديوانه خوانده بدين ترتيب او را از افغانستان بيرون راندند. اما عده زيادی از هموطنان ما که با حکمت و علم و دانش هستند برای نجات وی کوشش های زيادی کردند که نامه های رسمی آنها را شما ميتوانيد در www.afghankhabar.com مطالعه فرماييد. شما نيز ميتوانيد در وبسايت بالا در مورد قتل مسيحيان افغان توسط طالبان و ديگران در افغانستان بخوانيد.
خلاصه کلام، در افغانستان فعلی يک مسيحی افغان چون قبلاً مسلمان بوده نميتواند به آزادی کامل ايمان خود را اعلام کند و مانند يوسف ارمتيا و نيقوديموس که در انجيل ذکر شده اند در خفا هستند تا که خداوند به آنها اجازه بدهد.
کابل پرس: افغاننستانی های مسيحی که در خارج از افغانستان هستند، دارای چه تجمعاتی می باشند و فعاليت های آنان چيست؟
حسين اندرياس: مسيحيان افغان در خارج از کشور دارای اجتماعات زيادی بنام "اجتماع مسيحيان افغان" در پاکستان (مخفيانه) در هند، آستراليا، هالند، آلمان، انگليستان، نروژ، اروپای شرقی، اتريش (وبسايت آنان در اتريش: www.khudawand.com) کانادا و آمريکا(وبسايت آنان در لس انجلس: www.afghanchurch.net) وغيره هستند و در هر گوشه حيات خداوند و مردم را خدمت ميکنند. آنها نشرات راديو و تلويزيون و بزرگترين پلاتفارم انترنيتی را برای افغانستان دارند. شما ميتوانيد در مورد فعاليت های آنها از اين آدرس اطلاع بيشتری حاصل نماييد: www.afghansearch.comn
کابل پرس: يکی از مسايلی که هميشه در افغانستان سوال برانگيز است، مساله ی مسلمانانی ست و يا مسلمان زاده هايی که دين مسيحيت را اختيار کرده اند. گفته می توانيد که اين افراد به چه تعداد هستند و علت تغيير در دين آنان چيست؟
حسين اندرياس: همانطوريکه قبلاً متذکر شدم، بجز دو برادر و خواهر که از اهل هنود افغانستان به عيسی مسيحی ايمان آورده اند، ديگران همه قبلاً مسلمان بوده اند و در طی جستجوهای شخصی و تجارب شان به اين نتيجه رسيده اند که مسيحی شوند. ميخواهم به اين نکته تاکيد کنم که مسيحيت يک دين نيست و عيسی مسيح هرگز دينی ديگری را به انسانها معرفی نکرده. خداوند عيسی مسيح فرمود: من راه و من راستی و من زندگی هستم و هيچکسی جز بوسيله من نزد پدر آمده نمی تواند. درين آيت و آياتی ديگر کلام خدا ما ، هرگز نمی توانيم مسيحيت را با دين و يا مذهب ديگری مقايسه کنيم زيرا اديان و مذاهب در کتب خود بر دين و مذهب تاکيد داشته اند و اما مسيح دين و مذهب را به ما تعليم نداد بلکه خود را بما شناساند که او مظهر ذات خداست.
کابل پرس: گفته می شود که تعداد قابل توجهی از مسلمانانی که تغيير دين داده اند و مسيحی شده اند، بدليل دريافت امتيازاتی مانند امتيازات مالی و يا پناهندگی در يکی از کشورهای ثروتمند اين کار را انجام داده اند. نظر شما در اين باره چيست؟
حسين اندرياس: اين کاملاً اشتباه و قضاوت يکجانبه است. من از آنانی که اينطور فکر ميکنند سوالی دارم، اگر کسی مسلمان شود و هندو شود (عده ای شده اند) به آنها نيز شما خواهيد گفت که بخاطر پول وغيره تغير دين داده اند؟ همانطوريکه قبلاً عرض کردم، مسيحيت يک دين و يا مذهب ديگری نيست و کسی که پيش مسيح ميايد تغير دين نمی دهد بلکه آواز مسيح را ميشنود که در فصل 11هم انجيل متی ميفرمايد: " . ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، نزد من بیائید و من به شما آرامی خواهم داد. یوغ مرا بگردن گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا من بردبار و فروتن هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت ،
زیرا یوغ من آسان و بار من سبک است."
دو آيات بالای برای هرکسی است که در تلاش راه و راستی و زندگی است. و بارهای گرنگ همه کسانی که به مسيح ايمان مياورند سبک خواهد شد چون مسيح بار گناهان را برداشت و راه آرامش را بما نشان داد.
من دو فاميل بزرگ را ميشناسم که بخاطر پول خواستند خود را مسيحی جلوه دهند. آنها تصميم گرفتند که اول يکی آنها خود را مسيحی معرفی ميکنند و سپس ديگر اعضای خانواده را هرکدام يک در بدل 50000 کلدار به کليسا معرفی کنند. مطابق پلان وقتی يکی آنها به کليسا رجوع کرد و رهبر کليسا هم به گفته کردکی بازی خورد و در گذشت زمان همه آنها به کليسا رفتند و حتی تعميد گرفتند و اما از 50000 هزارها درکی نداشت. آنها از رفتن به کليسا دلسرد شدند و اما در سالهای بعدی تعليمات کتاب مقدس را که شنيده بودند بياد آوردند و يکه يکه همه آنها به عيسی مسيح ايمان آوردند و امروز آنها مسيحيان بسيار مومن هستند که ما مثال آنها را به ديگران هميشه گواهی ميدهيم.
يک مسيحی چه افغان و چه غير افغان از ثمر روح القدس شناخته ميشود که او در بدل پول خود را مسيحی جلوه ميدهد و يا واقعاً مسيحی است. چون کلام خدا به ما اينطور ميفرمايد:
اما ثمر که روح القدس ببار می آورد : محبت ، خوشی آرامش ، بردباری ، مهربانی ، خیرخواهی ، وفاداری ، فروتنی و خویشتن داری است که هیچ قانونی که بر خلاف چنین کارها باشد وجود ندارد . و آنانی که متعلق به مسیح عیسی هستند، طبیعت نفسانی را با هوس ها و امیال آن مصلوب کرده اند. اگر روح خدا منشاء زندگی ماست ، او هم باید هادی زندگی ما باشد. خود پسند نباشیم و یکدیگر را نرنجانیم و بریکدیگر حسادت نورزیم. رساله غلاطيان فصل 5 آيات 22 تا 26
کابل پرس: گفته می شود که برخی از افراد بلندپايه حکومت افغانستان و يا افراد وابسته به آنان، بدلايلی مانند امتيازات، به دين مسيحيت گرويده اند، آيا شما اين گفته ها را تاييد می کنيد و آيا می توانيد نامی از آنان ببريد؟
حسين اندرياس: آنعده از برادران و خواهران ما که در مقامهای بلند دولتی بوده اند و يا هستند، در آن مقام آنها واقعاً نياز به امتيازات ديگری ندارند که بخاطر آن مسيحی شوند. آيا افغانستان يک کشور اسلامی نيست؟ و اگر در يک کشور اسلامی بايد امتيازاتی حاصل کرد، آيا نبايد به اينصورت با جلوه دادن يک بهتر مسلمان آن امتيازات را گرفت تا اينکه مسيحيت. چون در صورت دومی که امتيازات آن شخص مطابق قانون افغانستان موت خواهد بود.
دهان مردم مانند کجکول گداست که اگر ببنديد خواهد شکست اما بسته نخواهد شد. مردم هرچه گويند، از حقيقتی که واضح است پنهان نخواهد شد که خدا انسان را دارای ادراک، حکمت، و اختيار خلق کرده تا بتواند خود خوش کند که کدام را است و کدام چاه. يکی از والی های يکی از ولايات افغانستان که در يکی از کشورهای عربی در سالهای 60 ميلادی به عيسی مسيح ايمان آورده اند از يک خانواده بسيار معتبر محمد زی و پولدار قندهار هستند و شما چه فکر ميکنيد که ايشان بدليل کدام امتياز به عيسی مسيح ايمان آورده اند؟ فرزندان ايشان رهبران مسيحی هستند و خود ايشان بيش از 80 سال عمر دارند. يکی از وزرأ قبلی که در سالهای اخير 50 ميلادی در افغانستان به مسيح ايمان آورده اند بعد از چند سال زندگی مسيحی مجبوراً از افغانستان خارج شد و زندگی مهاجرت را گرفت و آن زندگی "لپ و جپ" دنيوی را ديگر نديد، شما چه فکر ميکنيد امتيازات اين بزرگ را؟ واقعاً کلمات عيسی مسيح بيادم ميايد که ميفرمايد:
خوشحال باشید اگر به خاطر من به شما اهانت میکنند و جفا میرسانند و به ناحق هرگونه افترائی به شما می زنند. خوشحال باشید و بسیار شادی کنید، زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است چون همینطور به پیامبران قبل از شما نیز جفا می رسانیدند. انجيل متی فصل 5 آيات 11 و 12
اگر جهان از شما نفرت دارد بدانید که قبل از شما از من نفرت داشته است. اگر شما متعلق به این جهان بودید جهان متعلقان خود را دوست میداشت، اما چون شما از این جهان نیستید و من شما را از جهان برگزیده ام،به این سبب جهان از شما نفرت دارد. انجيل يوحنا فصل 15 آيات 18 و 19
کابل پرس: برخورد جامعه ی مسيحيان و رهبران دينی آنان با آن هایی که بدليل امتيازات به دين مسيحيت می گروند چيست؟
حسين اندرياس: بسيار کم عده ی هستند قراريکه قبلاً نيز به آن اشاره شد، که بخاطر پول ميخواهند خود را مسيحی جلوه دهند و اما ازين انکار نميتوانيم که گناه انسان را به فريب ميکشاند و در فصل 3 و آيت 23 رساله روميان ميخوانيم که همه گناه کرده اند و از جلال خدا محروم اند و يا بزير افتاده اند. پس از يک گناهکار تنها گناه خواهد سرزد چون همه در گناهيم و هيچ کسی گفته نمی تواند که من هيچ گونه گناهی نکرده ام. ولی فيض خدا بالا تر و بزرگتر از گناه است.
کسانی که با هر ترتيب که به کليسا می آيند حتی در صورت فريب، عيسی مسيح بما حکم ميکند:
شنیده اید که گفته شده:
« چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان» اما من به شما می گویم به کسی که به تو بدی میکند بدی نکن و اگر کسی بر گونه راست تو سیلی میزند گونه دیگر خود را بطرف او بگردان. متی فصل 5 و آيت 38 و 39
پس کلام خدا به ما حکم ميکند که ما هرکی را بايد در آغوش بگيريم و دوست داشته باشيم چون زمانی ما نيز در گناه بوديم عيسی مسيح حتی خود را فدای ما کرد.
کابل پرس: آيا افغان های مسيحی خود را بخشی از جامعه ی افغانستان می دانند و يا اينکه بيشتر احساس می کنند که به جوامع مسيحی غرب تعلق دارند؟
حسين اندرياس: مسيحيت و غرب دو کلمه جداگانه است. در غرب همه مسيحی نيستند و يا بهتر ميشود که بگويم که در غرب حتی 30 درصد مردم به عيسی مسيح ايمان ندارند. بزرگترين جميعت مسيحيان در جهان در کشور همسايه افغانستان يعنی چين هستند. کلام خدا به ما ميفرمايد که خدا همه جهانيان را دوست دارد بدون کدام امتياز مردمی، نژادی و کلتوری و زبانی. ما خدا را شکر ميکنيم که خدا ما را افغان بنديا آورده و ما افتخار ميکنيم به افغان بودن خود و دوست داريم افغانستان عزيز خود را و حتی جوانان و کودکان ما که در افغانستان تولد نشده اند خود را افغان معرفی ميکنند. برنامه تلويزيونی مسيحيان افغان را بتاريخ 24م دسامبر حتمی مشاهده نماييد که چطور يک نوجوان مسيحی که حتی افغانستان را هرگز نديده بزبان شيرين دری خدا را با سرود تمجيد ميکند.
کابل پرس: آقای اندرياس، زندگی در جوار مسلمانان و در کشوری اسلامی مانند افغانستان چگونه است؟ فکر می کنيد جامعه ی مسيحی در افغانستان می تواند آزادانه فعاليت کرده و مراسم و آيين های دينی خود را انجام دهند؟
از خداوند عزيز در دعا هستم که روزی بتوانيم با صلح و آرامش در افغانستان آزادانه کتاب مقدس را بخوانيم و سرودهای مسيحی را بسراييم و بدون کدام مشکلی همسايگی و وطنداری کنيم. و اما تا آنروز ما برای وطنداران خود در دعا هستيم که خداوند قلب همه گی را نرم بسازد و تا همانطوريکه خدا به ما تحفه اختيار را داده، هرکه بتواند راه روحانيت خود را خودش و بدون مشکلی انتخاب کند.
کابل پرس: درباره ی کليسا و مراکز عبادی مسيحيان در افغانستان چه معلوماتی داريد؟ در افغانستان هيچ کليسای فعالی ديده نمی شود. آيا هست؟
حسين اندرياس: در افغانستان کليسا های زيادی وجود دارد. در قندهار، در هرات، در مزار شريف، در جلال آباد در باميان، در غزنی در کابل و تخار و در پکتيا و ننگرهار. وقتی کتاب خدا در مورد کليسا صحبت ميکند، در مورد تعميری با مينار و يا صليبی بر آن صحبت نميکند بلکه در مورد اجتماعی صحبت ميکن که مسيحی باشند. در انجيل متی ما شکل اصل کليسا را از زبان عيسی مسيح ميتوانيم بفهميم:
"هر جای که دو يا سه نفر گردهم آيند من در ميان آنها خواهم بود." انجيل متی فصل 18 آيت 20
متأسفانه اوضاع افغانستان به من اجازه نمی دهد که من آدرسی از يکی از اجتماعاتی مسيحی را بشما بدهم و اما آنها هميشه بروزهای مختلف دور هم جمع ميشوند و خداوند را عبادت ميکنند. کسی از وطندارانم به من طعنه زده گفت: "شما بيغرت هستين که روی بروی نميشين." من با لبخند به او گفتم؛ "نه بيغرت نيستيم و اما نمي خواهيم خودکشی کنيم." خواهشمندم تا به اين مقاله بی بی سی مراجعه فرماييد:
http://news.bbc.co.uk/2/hi/south_asia/4865818.stm
کابل پرس: شما چه توقعی از دولت افغانستان و جامعه ی مسلمانان کشور داريد و در مقابل فکر می کنيد مسلمانان افغانستان که اکثريت قاطع می باشند، چه انتظاراتی از جامعه ی مسيحی افغانستان دارند؟
حسين اندرياس: من نمی دانم که دولت و اکثريت قاطع مسلمانان افغانستان چی انتظاراتی از مسيحيان افغان دارند و اما مسيحيان افغان در دعا هستند که خدا قلب همه را نرم بسازد تا همه بتوانيم آزادانه راه روحانيت خود را انتخاب کنيم و همديگر را دوست داشته باشيم و همديگر را احترام کنيم و نيز دل و گرده آنرا خدا بما بدهد تا بتوانيم با وجود اختلافات قبول اختلاف را با آرامش بپذيريم. هرکس به پيشگاه خدا شخصاً جوابده است پس ما نبايد خود را خدا بسازيم. چون اگر خدا بخواهد ميتواند همه آنانی که مطابق احکام کامل او راه نميروند را قبض و روح کند ولی او اينکار را بخاطری نمی کند چون او خدای زور نيست بلکه خدا محبت است و ميخواهد هرکه با اختيار خود خدا را تمجيد گويد. در آيت 8 فصل 4 رساله اول يوحنا ما اينطور ميخوانيم: "هرکه محبت ندارد خدا را هرگز نشناخته است چون خدا محبت است." من از خداوند محبت در دعا هستم که مردم ما خدا را در حقيقت اش بشناسند که او همه را دوست دارد و ميخواهد همه به او به پاکی و قدوسيت رجوع کنند و از نفرت، عدوت، قتل، مکاری، زنا، آدمکشی، نسل و نژاد امتيازی وغيره نجات بيابند.
کابل پرس: از ميان اندرزهای عيسی مسيح، چه چيزی می تواند برای شرايط فعلی افغانستان مفيد باشد؟
حسين اندرياس: تعليمات عيسی مسيح. اشعيای نبی در مورد او گفت که او چهار نامی برد که يکی آنها سرور سلامتی است. بلی او سرور سلامتی است و همانطوريکه که او مردم را بخود دعوت ميکند و ميگويد؛ "اي گرانباران و زحمتکشان نزد من بياييد و من به شما آرامش ميدهم." او واقعاً ميتواند به ما آرامش بدهد.
کابل پرس: در شرايطی که افغانستان دچار جنگ، گرسنگی و تمام جنايات حاد عليه بشريت شده است، جامعه ی مسيحيان چه کاری برای بهبود کرده می توانند؟
حسين اندرياس: مسيحيان افغان در عمل در افغانستان در مختلف سازمانهای بشردوستانه داخلی و خارجی کمک کرده اند در تالار جهانی از آنها همواره خواسته اند تا بداد همه افغانها برسند. من خودم دو بار در آفريقای جنوبی و بارها در اروپا و آمريکا ار مردم بخاطر کمک به مردم افغانستان گدايی کرده ام و در آينده خواهم کرد. ما نميخوايم که اين کارهای ما نمايان همه اخبارات باشد و اما همه مسيحيان افغانستان هميشه و همواره کوشان هستند تا مردم افغانستان از کاميابی و سرفرازی در جوار ديگر اقوام عالم باشند و از افغانستان عزيز ما يک ديموکراسی واقعی تعمير نمايند.
کابل پرس: در پايان چه سخنی با خوانندگان کابل پرس داريد؟
حسين اندرياس: هميشه جور باشين و صحتمند باشين و خدا شما ره دوست داره و کوشش کنين که يکديگر را احترام کنين و زندگی تانه وقف کارهای خير کنين و برای صلح و ديموکراسی واقعی در افغانستان وطن عزيز ما گامزن باشين و او قسمی که استاد اولمير ميگفتن:
"وطن جنت نشان دی گلان پکښی کرمه"
واقعاً ما بايد افغانستان خوده گلستان بسازيم نه خاکبادستان و يا بربادستان بلکه آنرا يک نمايانگر جنت در زمين بسازيم تا همه بتوانيم به او افتخار کنيم و سربلند باشيم.
از خداوند هميشه در دعا هستيم که روزی همه ما در صلح و آرامش کامل دور از دشمنی و نفرت و کينه و بغض وغيره دور هم نشسته، يا زير صندلی و يا دور آتش زمستان و يا در لاله راز های بهار و شادابی موسم ها با هم بخنديم شادمانی کنيم .
فيض خدا با همه شما باد. آمين.
نظرات
99 دیدگاهجامعه ی مسيحيان افغانستان
علی بچیم ! از خواندن نوشته تو مرا قاه قاه خنده گرفت. راستی ادمهای احمق مثل تو در دنیا کم نیستند. یکی ادم را پرستش میکند یکی دیگر مار را میپرستد و یکی هم بت های سنگی را میپرستد و یکی دیگر هم موش را میپرستد یکی دیگر هم یک موجود خیالی را بنام خدا مورد پرستش قرار میدهد. چقدر خنده اور است. تو خر دجال هم از دم عیسی قایم گرفته ای. همان عیسی یی که چند نفر او را به صلیب بستند و دستانش را به چوب میخ نمودند تا اینکه از خونریزی و تشنگی و گرسنگی هلاک شد. چه عجب خدایی که گوزش روی صلیب در هوا رها شد. بدون اینکه کوچکترین کاری برای نجات خودش توانسته باشد. حالا تو خر مجسم بعد از دو هزار سال به بیضه های یک مرده بیچاره چنگ انداخته ای. دعوی نجات هم داری. ادم بیعقل از چی نجات یافته ای. از زیر باران برخاسته و زیر ناوه نشسته ای و دلت خوش است.
ما مردم بیچاره و غریب افغانستان همیشه کهنه پوش دیگران بوده ایم. هر چیزی که استفاده شد و کهنه شد به وطن ما روان میشود. کالای کهنه لیلامی، موتر کهنه و چلیده و طیاره غراضه و زنگ زده و بالاخره اعتقادات از چلند برامده هم نصیب ما میشود. مردم در اروپا و امریکا حالا بعد از بیداری از این دین مزخرف عیسویت سیر شده و انرا به کمود میاندازند اما متاسفانه حالا چند بیعقل دو دستی به این اعتقادات مردود و کهنه چسپیده اند.
از قدیم میگویند که کل اگر طبیب بود سر خود دوا کند. عیسی که خود را نجات داده نتوانست حالا علی جان گنده بغل را نجات میدهد. ها ها ها . انسان کودن و خرافاتی و بیعقل.
عجب دنیایی شده است یک نفر را ببینید که برای رفتن به جنت نوشیدن ادار محمد را توصیه میکند و یک مرکب دیگر یک انسان گو وک را خدای خود میشمارد.
جامعه ی مسيحيان افغانستان
فقد میخواهم بگویم ای آنانیکه گمراه شده اید از دین مقدس اسلام رو گشتانداید یک بار متوجه معجزات شوید که در دنیا میبینید.مانند اسم الله و محمد که در هر جا به قدرت خدا نوشته میشود(محمد رسول الله یا تنها محمد) این همه برایشماست تا که ایمان بیاورید.آنانیکه دین مسیح را انتخاب کرده اند آیا در کدام جا نوشته را دیده اید که عیسی روح الله؟ اگر کسی میخواست بحث کند میتوانید که از فیس بوک مرا پیدا کنید.
جامعه ی مسيحيان افغانستان
یک معجزه دیگر .پس به الله و رسولش ایمان بیاورید.اگر از عیسی کدام معجزه دارید پس مهربانی کنید؟
جامعه ی مسيحيان افغانستان
یک معجزه دیگر، از محمد بچه باز و زنباره!
جامعه ی مسيحيان افغانستان
این یکی دیگر از معجزات محمد پیقنبر اسلام! این معجزه پیامبر اسلام را در هنگام دیدن دختر بچه های 9 ساله بصورت سمبلیک نشان داده است.
جامعه ی مسيحيان افغانستان
راستیش خداوند از شما هدایت را گرفته استدعا میکنم که بیشتر غرق شوید .چنان که غرق شدند آنانیکه قبل از شما بودند
جامعه ی مسيحيان افغانستان
کامران میر هزار! چرا کامنت مرا سانسور نموده و انرا نشر نه نمودی؟ ایا چیزی مخالف اخلاق در ان موجود بود؟ چرا بر خلاف وعده ات سانسور مینمایی؟ قابل تعجب است.
جامعه ی مسيحيان افغانستان
راجع به محل مسحیت در کابل اطلاع میخواستم چون دین جذابی است
جامعه ی مسيحيان افغانستان
دلاور حکیمی راجع به مسیحیت باید بگیم که اصلآ مسیحیت دین نیست. عیسی بیچاره بار ها و بار ها میگفت که من نیامده ام تا شریعت دیگری به وجود بیاورم. در واقعیت عیسی یک یهودی بود و یهودی زاده شد و یهودی مرد. عیسی هیچ نوع کتابی ندارد. هیچ کتاب مقدس به اصطلاح اسمانی به عیسی نازل نشده است. اینکه مسلمانها اعتقاد دارند که انجیل برای عیسی از جانب خداوند نازل شده است یک ادعای غلط و ناصحیح است. انجیل دهها سال بعد تراز مرگ عیسی، از روی خاطرات و تحریف ها و داستانهای یک زاغ و چهل زاغ و قصه های راست و دروغ و اغراق امیز و غیر واقعی توسط حواریون و یا پیروانشان نوشته شده است.
قصه این پیامبران و پیغمبر بازی ها نزد بشریت متفکر امروزی یک قصه مفت است. مزخرفات عیسی به درد زنده گی عصر حاضر نمیخورد. حکیمی اغا وقتت را ضایع نکن. دنبال دین افراد کم عقل و بیسواد و خرافاتی میگردند. دین یک سراب بی معنی است.نوشته هایی که به نام نوشته خدا به انسانها عرضه میگردد از یک مشت اراجیف بی معنی و از مود رفته چیز دیگری بیش نیست. اگر واقعا به فکر نجات خودت هستی برو ادم درست و راست و خدمتگار به ملت و وطنت باش و علم بیاموز و به مردم غریبت کمک کن. باقی قصه های ناچل عیسی و موسی و محمد و زردشت و صدها دروغگوی دیگر را انسو بیانداز
جامعه ی مسيحيان افغانستان
بسم الله الرحمن الرحیم! قل یا ایهاالکافرون، لا اعبد ما تعبدون،.....
من بیشتری از پیامها را خواندم، و در آخر خواستم پیام الله متعال را(چند آیت از کلام الله را در قوق نوشته کردم) که لطف و مهربانی کرد تامن پیرو دین مقدس اسلام، یگانه دین قابل قبول الله متعال و امت رسول الله ص باشم، برایتان بنویسم. من با صراحت و با ایمان کامل شهادت میدهم که: اشهدان لا اله الا الله و اشهد ان محمدرسول الله! خدوندج درقرآن پاک میفرماید: ان اکرم کم عندالله اتقاکم، بهترین شما نزد الله ج با تقواترین شماست، این جواب رد قرآنی به تمامی کسانی است که لکه بدنامی را به اسلام عزیز بخاطر اعمال زشت انسانها(مسلمان)، پیوند میدهند. اسلام آنطوریکه شما فکر میکنید نیست، دینی است کامل و بدون عیب و نقص! ما به الله، به ملائکه ها، کتابها، پیغمبران، زنده شدن بعد از مرگ و اینکه خیر و شر از جانب الله ج است ایمان داریم، الحمدلله! اگر قرآن نعوذباالله نوشته دست بشر بود، پس چرا تا به حال که 1400 سال از نزول آن میگذرد کسی نتوانسته به مانند آن یک آیت یا یک سوره جور کند، این کار را نخواهند توانست! خداوندج همه ما را راه راست هدایت کند،ولی کسانیکه قابل هدایت نیستند را هلاک و نابود کند تا باعث بد بختی دیگران نشوند! آمین یا رب العالیمن!
جامعه ی مسيحيان افغانستان
خداوند هیچ گروهی را دوست ندارد تا که اسلام نیارد
همانگونیکه درعد حضرت پیامبر اعظم اسلام (ص) مسیحیان و یهودیان ادعای محبت خدا را داشت و می گفت که ما خدا را بی حد دوست داریم و عیسی را به او به فرزندی نسبت می دهیم و از ان مجسمی ساخته و آن را در خانه های خود گذاشته پرستیش می کنیم
آیات نازل گردید و پروردگار عالمیان گفت (بگو ای پیامبر خدا کسی را دوست دارد و مورد عفو قرار میدهد که پیامبرش را دوست داشته باشد )
و درجای دیگری میگوید (بجز اسلام هیچ دینی در نزد پروردگار قابل قبول نیست)
من هم به عنوان یک مسلمان زاده افغان از شما برادر عزیز که اسم تان حسین است خواهش می کنم که راه درست و حقیقت کامل جز در پر تو اسلام در هیچ دینی سراغ نخواهید کرد . اسلام حق است حق است ... خواهش می کنم کلمه شهادت را بر لب جاری کن و دوباره نعمت های خوب و با حلال پرورداگارت شامل حالت شود . دینی که تو ان را بزگزیده ای ناشی از عدم آگاهی تو بوده اگر به واقعت این دین بعد از منسوخ شدنش متوجه شوی شاید به حد نفرت کنی که کسی جرت گرفتن اسم از دین را نداشته باشد به نمونه مثال : رسوای های کیشیش های عیسوی در کلیسا ها سوی استفاده جنسی از کودکان توسط پاپ 16 بیبین دوست عزیز همثال این هزار ها واقعی غیر انسانی در کلیساها رخ داده است به عنوان یک انسان عاقل یک مقایسه کن تا چی حد تفاوت را پیدا می کنی در سال 2002 میلادی از رهبر عیسویهای دنیا خواسته شد که برای واقعت دانستن دینش با رهبرهای مسلمانان در یک برنامه لایف تلویزونی حاضر شود اما او ابا ورزید و بعد چند کشیش دیگری حاضر این بحث شد اما در برابر واقعت اسلام تاب مقابله را نیاورد و بلآخره اسلام آورد دوست عزیز ان های که قرن هاست عیسو اما اسلام می آورد اما ما که در این راه هند را با همین عظمتش که حالا 200میلیون مسلمان در آن زنده گی می کند نتیجه زحمات ما افغان ها است . تو چی طور توانستی دینی که منسوخ شده و ارزش معنوی ندارد قبول کردی و و حقیقت را میابی .
همانگونه که اسم شما گرفته شده از اسم نواسته بهترین مخلوقات اشرف انبیا حضرت محمد(ص)است باید به روی نامت نباید این دین را قبول می کردی
باز هم خداوند(ج)بزرگ است دوباره اسلام بیار خداوند می بخشد شمارا .
جامعه ی مسيحيان افغانستان
در دوران گوناگون زندگی بشر نخبگان برای بسیج کردن توده ها بر منافع سیاست ها از روش های مختلف کار گرفته و همه این این روش ها را در قالب بنام دین بیان داشته است پس ما دین را چنین تعریف کرده می توانیم: دین وسیله ی است که از آن استفاده ابزاری جهت بسیج کردن افراد بر منافع سیاست ها صورت می گیرد. مهم ترین ویژگی مثبت دین بر منافع سیاست ها خاصیت مسکین بودن آن برای افراد جوامع می باشد، به افراد در هنگام مشکلات امید واری مجازی می دهد، دین درد را دوا نمی کند، بلکه آرامش موقت می دهد، دین وسیله تسکین درد بطور عادتی برای افراد می باشد و وابستگی افراد به دین و پرخاشگری های شان بر علیه دین ستیزان به دلیل معتاد بودن آنها به دین می باشد.
اما به نظر شخصی من دین یک معیار برای معنی بخشیدن به زندگی می باشد، بدون دین زندگی معنی ندارد این دین است که به زندگی رنگ و بوی می دهد، انسان نیاز دارد تا به آفریدگاری بیندیشد تا در آرامش بسر ببرد، من قرار مطالعه که از اسلام و مسیحیت دارم مسیحیت را نسبت به اسلام ترجیج میدهم مسیحیت حداقل مانند اسلام آزادی را چارچوب قرار نمی دهد.
مثلا: در دین اسلام ادعا و جود دارد که هیچ کسی شبه آیت های قرآن بمیان آورده نتوانسته است، این طور به آثار کم نظیر که با خیالپردازی های شعرای ما بوجود آمده می نگریم، مانند: شاهنامه فردوسی، حافظ ... اینطور همانگونه که آیت های قرآن مبهم است اشعار حافظ مبهم است کسی هدف اصلی اش را نمی فهمد. سیاست ها است که هر حرکت را در جوامع در قالب بنام دین قرار می دهد و به نفع خود قضاوت می کند. فرض مثال: دمکراسی در اصلیت دین اسلام و جود نداد ولی بخاطر نفع سیاست ها با تعاریف گوناگون وارد جهان اسلام شده است، اسلام در حکومت های اسلامی خود یک نظام می باشد که هیچ نظریه علیه قوانینش را نمی پذیزد و دموکراسی در جهان خودش یک نظام مجزا می باشد. ولی با تعاریف گوناگون در جوامع اسلامی این نظام تطبیق می شود.
در جهان هستی پادشاه و جود دارد و کسی است که این جهان را بوجود آورده و گمان نمی رود به گفته اسلام این آفریده گار جهان دوست و دشمن در بین خلقش داشته باشد پارتی بازی کند، قیودات بوجود بیاورد، شیطانی برای گمراه کردن آنان بفرستد، و یا نیازی به پرستش بنده گانش داشته باشد.
سن من از نوزده سال بیش نیست گرچند جهان بینی محدود تری دارم ولی به نظر من قیودات که در جامعه اسلام پیاده می شود خیلی آزار دهنده و غیر عادلانه می باشد به خصوص اسلام که در افغانستان می باشد مردان خدایان زنان می باشد و زنان در اسارت و بندگی مردان بسر می برد حالا ما تنها به کابل ننگریم در عین حال که کابل عاری از چنین قیودات نیست. به ولایات دیگر بنگریم اگر از استثناًت بگذریم زنان بدون مرد از بازار جنس خریداری نمی تواند، به سفررفته نمی تواند اگر به کدام ولایت دیگر سفر کند باید تنها نباشد اگرتنها باشد از او پرسیده می شود و آزار و اذیت او حتمی است، زنان حتی به کار های منفی مردان شان ایراد گرفته نمی تواند. و همینطور مردان در اوج تعصبات بسر می برد. مانند: زنان را بشر نمی داند، مذهب ها امر آدم کشی را تحت نام جهاد بر علیه همدیگر صادر می کند، ادیان دیگر را که به هیچ عنوان در قطار ادمیان نمی شمارند و ریختن خون شان را صد فیصد واجب می دانند همانگونه که ما شاهد هستیم بمب را برای کشتن انسانها شرم از روی شما دوستانی خواننده حتی به مقعد شان انتقال می دهد. وهر مذهب اسلامی در بین خود ده ها فرقه می باشد رهبران فکری که متشکل از علمای دین می باشد نقش عمده در تصمیم گیری بین جوامع سنتی افغانستان دارد اینها هر طور که دلش خواست دین را به نفع خودش تفسیر می کند. مثلا: همانگونه که بزرگسالان ما به وضاحت بیان می دارد، در دوران جنگ های داخلی در دو ولسوالی ولایت بامیان که هردو ولسوالی که پیرو یک مذهب اسلامی می باشد بخاطری مخالفت رهبران فکری این دو ولسوالی کشتن افراد را بین طرفین حلال اعلان کرده بودند. و آن مردم تعصبی و بی فرهنگ مشتاق ریختن خون همدیگر شده و بین همدیگر خونریزی به پاکرده بودند.
من در ظاهر مسلمان می باشم ولی مدتی است که از میان ادیان مسیحیت را برگزیدم. در یکی از شهرهای بزرگ افغانستان سکونت داردم اگر دوستی در این زمینه کمکم کند مرکزی برایم نشان بدهد ویا کسی که بتواند کمکی به من کند معرفی کند خوشحان می شوم. ایمیل من WWW.ARMAN1995@YAHOO.COM
بااحتـــــرام
جامعه ی مسيحيان افغانستان
لعنت خدا بر شما مسیحا ما مسلمانا به پیامبران خدا ایمان داریم حضرت عیسی هم پیامبر خدا ست و ما برحضرت عیسی هم ایمان داریم اما شما عوضیا بنام حضرت عیسی چی کثافت کاری که نمیکنید در دنیا حالا پایتن رسید به افغانستان عزیز به مردم مومین افغانستان شما خیلی بیشعور هستین
آنلاین : http://www.hamid.com