نهمیدانم چه عامل باعث شد، تاکرزی تصمیم تغیرنام دانشگاۀ تعلیم وتربیه و جادۀ منتهی به پولی تکنیک را بیگرد، اسمیکه برای همهگان مفهوم داشت، ازتکسی ران گرفته تا روزمزدکار، دانشگاۀکه در آن هزاران دانشجوازقشر و تبارگوناگون زیر یک سقف درس میخواندند، به قولی شماری؛ خانهی ملت بود، بهنام شخصی شود، که مرتکب جنایتهای ضد بشری شده است.
اکنون این خانهی ملت؛ به خانهی شخصی ربانی تبدیل شده، و درآن جوی خون روان است، فضای دانشگاه به فضای خشونت تبدیل شده، و دوگانگی میان دانشجویان به میان آمده است، سخنهای کرزی خودش را نقد میکند؟ او گاه درسخنانش دانشجویان و دانشگاهها را از سیاست مبرا میداند، ولی اسمی سیاسی بالایش میگذارد، این به کدام قاموس سیاسی است؟
من به عنوان یک شهروند این کشور، زمانیکه از تصمیم کرزی مبنی بر تغیر نام این دانشگاه مطلع شدم، احساس خجالت کردم، کرزی میخواهد، مردم ناراضیرا به میز مذاکره نشاند، شورای نمیدانم... ساخته است، و یامیخواهد میان آنها تفرقه اندازد، چه ضرورت احساس میشد، تا نام این دانشگاه را تغیردهد، کابل اسمی زیبای است، و تاریخ کهندارد.
درین کارکرزی رفیق کاروان است یا شریک دزد؟ چرا خواسته است با صدور فرمانش دانشگاۀ تعلیم وتربیه را به نام برهان الدین ربانی کند؟ آنهم کسی را انتخاب کند، که جرایم ضد بشری وقتل وعام انسان های بیگناه را مرتکب شده است، شاید هم این را فراموش کرده است، که وی در انسان کشی همتایی نداشت، به داربستن بچه های 13 ساله، تجاوز بالای زنان و دختران در افشار، قتل عام بی رحمانه درین منطقه، چوروچپاول کردن اموال مردم و... .
آیا شخصی دیگر پیدانمیشد که این دانشگاه به نامش شود؟ اگرتاریخ این سرزمین غم زده را مرور کنیم، صرف نظر از رهبران متعصب وخونخوار، صدها دانشمند و شخصیتهای برجستهی داریم که دنیا به آنها میبالند، اما ماچه؟ رفتیم شخصی را انتخاب کردیم، که دردهه های شصت وهفتاد، هر روز صدها مرمی مزایل از اطراف به کابل پرتاب میکردند، که همه قربانیها افرادی غیر نظامی بود.
اگر دقت کنیم، تغیر نام این دانشگاه تازه کردن، دردی کسانی است، که درجریان ریاست جناب عالی قربانی شده بودند، در زنده گی چه جنایتهای را مرتکب شد، اما پس از مرگش چه اتفاقهای بدی روی داد، تعطیل درسهای دانشگاۀ تعلیم وتربیه پس از تغیر نام، راه پیمایی دانشجویان، مشاجره لفظی میان دانشجویان موافق و مخالف، درگریهای فزیکی، وحتا خشونت پولیس دربرابر دانشجویان همه از رویدادهای بود، که درین مدت اتفاق افتاد.
کرزی با تصمیم اش درواقع همان شریک دزد است، تا رفیق کاروان، از شخصی تقدیر کرد، که جنایتهای را مرتکب شده بود، که در بالا شمردم، این نمیشود دلیلی باشد، برای کسانیکه چند وقت در اریکه قدرت باشد، وهرکاری را که خواسته باشند انجام دهند، اگر کرزی به ربانی احترام دارد، ماهیج نوع مخالفتی باوی نداریم، برود از پولی شخصی اش، برایش کاری انجام دهد، چشم بخیل کور.
نتیجهی این تغیرنام چه شد، کرزی ازین تغیرنام چه به دست آورد؟ دیگران تلاش میکنند، تا سطح تحصیلی را بالاببرند درچنین وضعیت که ما با آن دست وپنجه نرم میکنیم، نه اینکه، درسها را به نحوی تعطیل کنند، یک بار انفلانزای مرغی؛ درسهای دانشگاههار مختل ساخت، روزی دیگر به دلیل برگزاری مجلس قومی ، واین بارهم به دلیل تغیر نام، آیا جای دیگر پیدانمیشود که کرزی درآن جلسه دایر کند؟
من ازاین جاه منحیث یک فرد نه کل، ابزار تنفرمیکنم از چنین وضعیت و سیاستهای نادرست، دیروز از دوستانم کسی به من تماس گرفت، که لوحه دانشگاۀ را پایین کرده اند، کمی خوش شدم، ولی امروز باز درتلفنی گفتند، لوحه تعلیم وتربیه ربانی را به دروازه دانشگاه نصب کرده اند، فرق این لوحه، با آن لوحه چیست؟ چرا چشمان کرزی نابیناشده، و به درستی نمیبیند، گوشهایش هم ناشنوا، آیا این دانشجویان برایش ارزش ندارند، که روزها به جادهها راه پیمایی کردند، اینها پرسشهایست که جواب آن برای من وامثال من روشن نیست.
کرزی به کورسی ریاست جمهوری نشسته است، چه به فکر مردم باشد، ضرب المثل که گویند: سوارچه از دل پیاده خبر دارد، یاهم سیر از دل گرسنه.
پیامد آنچه برشمردم، کرزی با پیش گرفتن چنین سیاست، مجرم تاریخ شناخته شده وخواهد شد، اگر امروز هرچه به آن توجیه کنیم، منحیث موافق ومخالف.
دوم اینکه کرزی با کارش، میان مردم تفرقه انداخت، که معلوم نیست، سرنوشتش به کجا رسد، چنانچه ربانی این کار را کرده بود.
سوم کرزی وتیمی کارش؛ هدف مشخص را دنبال میکنند، و درین جاه مردم است، که قربانی میشود، و آنها برای مردم هیچ ارزشی قایل نیستند، و مردمرا به قمار باختند، چنانچه امضای پیمان استراتیژیک میان افغانستان و آمریکا.
پیشنهادم این است، که کرزی باید خود لوحه دانشگاه را پایین کنند، و اگر مخالفان و موافقان، قبول نداشتند، شخصی سوم را انتخاب کنند، البته شخصی سوم سیاسی نباشد، مانند: مولانا، فردوسی، فرخی، عنصری، ابن سینا و... .
دیگراینکه به جای تغیر نام دانشگاۀ تعلیم وتربیه برود، یک دانشگاۀ دیگر به نام ربانی بسازد، با این کارش در واقع خدمت بزرگی را به سطح تحصیلی انجام داده است، و از شماری پشت دروازههای دانشگاهها کاسته خواهد شد، وهمچنان از شماری مخالفان، زیرا ما درهر شهر به یک دانشگاه نه بل به دانشگاهها نیاز داریم.
نظرات
38 دیدگاهنتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
سلام به اهل علم ودانش
اقاي بهمن شخص بي نام (ن ب) که حتي از نوشتن اسمش خوف دارد از تبار خودت است که صرف به دشنام و فحش عادت است و تربيه فاميلي بي نهايت ضعيف دارد ٠ شما نيز از ايشان پشتباني ميکنيد ٠ افسوس به حال شما ٠
اقاي شیراحمد نظری سلام
شير مادر حلال با اين حوصله وبرداشت بزرک شما
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
سلام به اهل علم ودانش
اقاي بهمن شخص بي نام (ن ب) که حتي از نوشتن اسمش خوف دارد از تبار خودت است که صرف به دشنام و فحش عادت است و تربيه فاميلي بي نهايت ضعيف دارد ٠ شما نيز از ايشان پشتباني ميکنيد ٠ افسوس به حال شما٠
اقاي شیراحمد نظری سلام
شير مادر حلال با اين حوصله وبرداشت بزرک شما
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
سلام به اهل علم ودانش
اقاي بهمن شخص بي نام (ن ب) که حتي از نوشتن اسمش خوف دارد از تبار خودت است که صرف به دشنام و فحش عادت است و تربيه فاميلي بي نهايت ضعيف دارد ٠ شما نيز از ايشان پشتباني ميکنيد ٠ افسوس به حال شما ٠
اقاي شیراحمد نظری سلام
شير مادر حلال با اين حوصله وبرداشت بزرک شما
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
احمد شاه مسعود در آغاز فعالیت در سازمان اخوان؛ به زیر چتر I.S.I پاکستان خزید و به تحریک و تشویق یک کشور بیگانه علیه رژیم داوود به قیام بر خاست. البته می توان گفت که رژیم داوود یک رژیم مستبد و دیکتاتور بود اما قیام علیه آن رژیم به دستور I.S.I پاکستان یک نقطه ی سیاه در زندگی احمد شاه مسعود به شمار می رود.!!!
شرکت در کودتای ضد نجیب الله و از میان بردن ارتش ملی افغانستان، نقطه سیاه دیگری در زندگی احمد شاه مسعود است.!!
ناتوانی در حفظ اتحاد شمال و کوشش برای حذف دیگران و گرفتن قبضه قدرت که منجر به فاجعه شد یکی دیگر از ضعف های احمد شاه مسعود است هرچند اضافه خواهی ها و تند روی های تنظیم های دیگر و نقش پاکستان و مهره ی فعال آن یعنی گلبدین در جنگ های کابل را نباید دست کم گرفت.!!!!
در این میان آنچه چهره احمد شاه مسعود را در اذهان برخی از اقوام کشور مخدوش ساخته است ، دخالت وی در جنگ های داخلی به عنوان یک طرف درگیر بوده است. پناه دادن به گلبدین که شاید انگیزه اخوانی گری داشت و البته بعضی ها آن را به صفات جوانمردی احمد شاه مسعود می گذارند، یکی دیگر از نقطه های ضعف احمد شاه مسعود بود!!!
جنایاتی که در دوران تصدی احمد شاه مسعود بر وزارت دفاع کشور و طرف درگیر در جنگ های داخلی از طرف نیروهای وی ( مانند بقیه طرف های درگیر ) نقل قول می شود ، پشت هر انسانی را بلرزه در می آورد !!!
احمد شاه مسعود که در زمان 4 ساله دولت مجاهدین به ریاست جمهوری برهان الدین ربانی مسولیت وزارت دفاع را برعهده داشت ، مرتکب اشتباهات بی توجهی به دیگر اقوام کشور شد که باعث بروز مخالفت ها در درون هسته های جهادی گردید و بالاخره طالبان به تسلط خود بر پایتخت به درگیری های داخلی در کابل پایان دادند!!!
مذاکره ی احمد شاه مسعود با طالبان I.S.I در (wardak) که گفت حاضر است قانون اسلامی طالبان ( که واقعا افراطی بود ) را بپذیرد، نشان داد که او هنوز یک بنیاد گرا باقی مانده و حاضر بود برای شرکت در قدرت از حقوق انسانی مردم افغانستان بگذرد و با مزدوران I.S.I پاکستان کنار بیاید.!!!
– استقبال مسعود از I.S.I طالبان در آغاز. اگر طالبان برای وی یک وزارتی میداند وی شاید فوری میپذیرفت.!!!
– اعتراف به اینکه جنگ های ویرانگر مسعود و شرکا در کابل به حدی ماهیت اینان را به مردم برملا ساخته بود که مردم چه که حتی ربانی, احمد شاه مسعود و قومندانان معروف جمعیت از طالبان استقبال کردند و این گروه تاریک اندیش را منجی صلح نامیدند.!!!
– اعتراف مسعود به اینکه بین طالبان و آنانی فرق ماهوی وجود ندارد و خواستهایشان یکیست. این اعترافات را وی در آن زمان در مصاحبه هایش با مطبوعات نیز نموده بود!!!
شکرا له رحمانزی ( کابل پوهنتون, محصل ژورناليزم )
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
شکرالله رحمانزی !
باهمین منطق قوی خاینین ونفاق طلبان را مردانه واربکوب .
موفق باشید
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
سلام به آقای شکراله رحمانزی!
رحمانزی صاحب!
نمیدانم که چرا حالا ازنوشتن شماره های تیلفون تان خود داری میکنید. بهرترتیب این قلم درمورد نظریات شما مقالهء مفصل زیر عنوان پولاد افغان کیست نوشته ام هر وقت که به آن نوشته جواب دادید این کاپی ها را نیز برایتان جواب خواهم داد.
ولی نصیحت من بشما این است که اگر واقعا دانشجوی دانشکدهء روزنامه نگاری تشریف دارید ازهمین حالا رفتن به پای خودرا تمرین کنید ازقلم خودتان بنویسید تا درآینده شخصیت مستقل بار آئید. مضمضه کردن کلوخ استنجای دیگران سخت تهوع آور می باشد. شما بانوشتن وکاپی کردن مضامین دیگران درحقیقت کلوخ استنجای دیگران را مضمضه میکنید که این کارررا من دور ازشان وشرافت انسانی شما میدانم.
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
اسپ زرین شده مجروح بزیر پالان طوق زرین به گردن خر میبینم ربانی نه ظرفیت ونه لیاقت ریاست جمهوری را داشت همان به اصطلاح بیانیه های که مریض ها واری هییییی هااااا ها کرده گپ میزد ادم را از بیانیه دل بد میکرد.ربانی لیاقت چوکی نماینده پارلمان ویا یک ملا امام مسجد را داشت وبس .مگر احمد وف مسعود از ربانی بیچاره استفاده کرده بنام ریس مولی دولت خودش همه کاره جنگ و قتل چور چپاول و گریز موش مانند از دست طالبان به غار های کوه های هندو کش و شمالی بود.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
آقایان شیراحمدنظری ورحمانزی سلام!
باتایید صحبت های شما باید علاوه نمودکه ملا ربانی واحمدشاه خان پنجشیری وتمام جنگسالاران جمعیت -نظار-گلب الدین وسایر جنگ خدایان وایمان اوردگان به جنگ وجهاد یک سو وطالبان مرگ ومصیبت ازسوی دیگر دوروی یک سکه اند ,اینان همه بااندیشه های مرگ وخون وقهقراگرایی به صحنه امدند ودرنتجه کشور راویران مردم رانابود وتمدن نیمه جان مادروطن رابه خاکسترکشانیدند.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
در زنده گی خیر این پروفیسور جنگ و قتل وویرانی را کسی دیده بود در مرده گی اش هم مردم از دست این ملای جنگی جنگ طلب ارام نیست
آنلاین : http://yuio
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
در زنده گی خیر این پروفیسور جنگ و قتل وویرانی را کسی ندیده بود در مرده گی اش هم مردم از دست این ملای جنگی جنگ طلب ارام نیست.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
این ملاگگ نه زن ونه مرد کی بود که تاجک ها شیفته وار به دفاع اویخن پاره می کنند؟؟؟
زهی نادانی وجهالت!!!
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
هوبرادر!
ربانی آخوند اززن وفامیل اش درپاکستان مواظبت ومحافظت نتوانیست که قصه عشق بازی نوکرهای خانه وحرم روان منزل اش راچندماه قبل کسی دریک مجله هم نوشته بود بااسناد انکارناپذیر.اوملت چه کردونام او چه خواهدکرد؟
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
متن بهزاد: شاباش ، مگر چرا در مورد امیران وحشی فعلی و گذشتهء تان چنین قضاوت نمیکنی که در مورد سلطان محمود غزنوی کرده یی ؟ زیرا تو اوغان استی و چشم خود بین ات کور است شما فقط میتوا نید دگران را محکوم کنید و عملکرد شما که سراسر جنایت و وحشیگری است اما چون بخاطر منافع تان انجام داده اید ، حق تان میشمارید اوغان های مستبد همیشه تلاش دارید همه چیز مطابق خواست شما انجام شود که اگر کسی اندکی تخلف ورزد فورا" محکوم میگردد .
گرچه چرند نویسان اوغانذلتی میدانند که به همچو دروغ پردازی شان اهمیتی قایل نیست اما آنها میخواهند به انیگونه ، دگرانرا تحت تأثیر داشته باشند ، که این نیرنگ هم بر عکس ثابت گردیده است.
این متنی است، شخصی بهنام بهزاد گذاشته است.
اصلن یک چیز برایم مبهم است، اگر بالای ربانی نقد نوشتم، انتقادکردی، فکر کردم تاجای احساسی قومی و قبیله گرایی شما بالا آمده باشد، ولی شمارا چه به سلطان محمود، او که تاجیک نیست.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
نظری
اگر دوستانیکه با تو مباحثه دارند به این پیامت دقیق شوند باید به این نتیجه رسند که اصلا" تو ارزش این همه ضیاع وقت را نداری و باید بعد ازین به نوشته های پوچ ات هیچ توجهی نکنند , تو سرء کله ات خوب فشار بیاور تا باشد اگر زرهء منطق دران فعال گردیده و از مطلب برداشت درست کرده بتوانی .
من از سلطان محمود دفاع نکرده ام بلکه شاباشی هم گفته ام , تا این اندازه که فکرت رسیده از تو خواسته ام که در مورد همتباران جنایتکار خود نیز چنین قضاوت کنی تو باید مترادف یاد آوریء بدی های سلطان محمود , ازجنایات احمد خان درانی بابای تان الی کرزی مامای تان نیز یاد آوری میکردی , با این قضاوت ودرک , که از نوشته من کرده یی واضح میگردد که دماغ ات از فرط دود و غبار تعصب جامد شده مانند همه ای هم تبارانء نوع تو . اگر تو درک وبرداشت میداشتی , از نوشته های محترم پرویز بهمن که در ذات خود درس منطق است , دانسته میشدی . برای آگاهی تو باید بگویم , اینکه بنا به ذهنیت که داری مرا غلط , تاجک خوانده یی , من از هیچ کسی نا حق دفاع نمیکنم بلکه طرفدار حق وعدالت است