نهمیدانم چه عامل باعث شد، تاکرزی تصمیم تغیرنام دانشگاۀ تعلیم وتربیه و جادۀ منتهی به پولی تکنیک را بیگرد، اسمیکه برای همهگان مفهوم داشت، ازتکسی ران گرفته تا روزمزدکار، دانشگاۀکه در آن هزاران دانشجوازقشر و تبارگوناگون زیر یک سقف درس میخواندند، به قولی شماری؛ خانهی ملت بود، بهنام شخصی شود، که مرتکب جنایتهای ضد بشری شده است.
اکنون این خانهی ملت؛ به خانهی شخصی ربانی تبدیل شده، و درآن جوی خون روان است، فضای دانشگاه به فضای خشونت تبدیل شده، و دوگانگی میان دانشجویان به میان آمده است، سخنهای کرزی خودش را نقد میکند؟ او گاه درسخنانش دانشجویان و دانشگاهها را از سیاست مبرا میداند، ولی اسمی سیاسی بالایش میگذارد، این به کدام قاموس سیاسی است؟
من به عنوان یک شهروند این کشور، زمانیکه از تصمیم کرزی مبنی بر تغیر نام این دانشگاه مطلع شدم، احساس خجالت کردم، کرزی میخواهد، مردم ناراضیرا به میز مذاکره نشاند، شورای نمیدانم... ساخته است، و یامیخواهد میان آنها تفرقه اندازد، چه ضرورت احساس میشد، تا نام این دانشگاه را تغیردهد، کابل اسمی زیبای است، و تاریخ کهندارد.
درین کارکرزی رفیق کاروان است یا شریک دزد؟ چرا خواسته است با صدور فرمانش دانشگاۀ تعلیم وتربیه را به نام برهان الدین ربانی کند؟ آنهم کسی را انتخاب کند، که جرایم ضد بشری وقتل وعام انسان های بیگناه را مرتکب شده است، شاید هم این را فراموش کرده است، که وی در انسان کشی همتایی نداشت، به داربستن بچه های 13 ساله، تجاوز بالای زنان و دختران در افشار، قتل عام بی رحمانه درین منطقه، چوروچپاول کردن اموال مردم و... .
آیا شخصی دیگر پیدانمیشد که این دانشگاه به نامش شود؟ اگرتاریخ این سرزمین غم زده را مرور کنیم، صرف نظر از رهبران متعصب وخونخوار، صدها دانشمند و شخصیتهای برجستهی داریم که دنیا به آنها میبالند، اما ماچه؟ رفتیم شخصی را انتخاب کردیم، که دردهه های شصت وهفتاد، هر روز صدها مرمی مزایل از اطراف به کابل پرتاب میکردند، که همه قربانیها افرادی غیر نظامی بود.
اگر دقت کنیم، تغیر نام این دانشگاه تازه کردن، دردی کسانی است، که درجریان ریاست جناب عالی قربانی شده بودند، در زنده گی چه جنایتهای را مرتکب شد، اما پس از مرگش چه اتفاقهای بدی روی داد، تعطیل درسهای دانشگاۀ تعلیم وتربیه پس از تغیر نام، راه پیمایی دانشجویان، مشاجره لفظی میان دانشجویان موافق و مخالف، درگریهای فزیکی، وحتا خشونت پولیس دربرابر دانشجویان همه از رویدادهای بود، که درین مدت اتفاق افتاد.
کرزی با تصمیم اش درواقع همان شریک دزد است، تا رفیق کاروان، از شخصی تقدیر کرد، که جنایتهای را مرتکب شده بود، که در بالا شمردم، این نمیشود دلیلی باشد، برای کسانیکه چند وقت در اریکه قدرت باشد، وهرکاری را که خواسته باشند انجام دهند، اگر کرزی به ربانی احترام دارد، ماهیج نوع مخالفتی باوی نداریم، برود از پولی شخصی اش، برایش کاری انجام دهد، چشم بخیل کور.
نتیجهی این تغیرنام چه شد، کرزی ازین تغیرنام چه به دست آورد؟ دیگران تلاش میکنند، تا سطح تحصیلی را بالاببرند درچنین وضعیت که ما با آن دست وپنجه نرم میکنیم، نه اینکه، درسها را به نحوی تعطیل کنند، یک بار انفلانزای مرغی؛ درسهای دانشگاههار مختل ساخت، روزی دیگر به دلیل برگزاری مجلس قومی ، واین بارهم به دلیل تغیر نام، آیا جای دیگر پیدانمیشود که کرزی درآن جلسه دایر کند؟
من ازاین جاه منحیث یک فرد نه کل، ابزار تنفرمیکنم از چنین وضعیت و سیاستهای نادرست، دیروز از دوستانم کسی به من تماس گرفت، که لوحه دانشگاۀ را پایین کرده اند، کمی خوش شدم، ولی امروز باز درتلفنی گفتند، لوحه تعلیم وتربیه ربانی را به دروازه دانشگاه نصب کرده اند، فرق این لوحه، با آن لوحه چیست؟ چرا چشمان کرزی نابیناشده، و به درستی نمیبیند، گوشهایش هم ناشنوا، آیا این دانشجویان برایش ارزش ندارند، که روزها به جادهها راه پیمایی کردند، اینها پرسشهایست که جواب آن برای من وامثال من روشن نیست.
کرزی به کورسی ریاست جمهوری نشسته است، چه به فکر مردم باشد، ضرب المثل که گویند: سوارچه از دل پیاده خبر دارد، یاهم سیر از دل گرسنه.
پیامد آنچه برشمردم، کرزی با پیش گرفتن چنین سیاست، مجرم تاریخ شناخته شده وخواهد شد، اگر امروز هرچه به آن توجیه کنیم، منحیث موافق ومخالف.
دوم اینکه کرزی با کارش، میان مردم تفرقه انداخت، که معلوم نیست، سرنوشتش به کجا رسد، چنانچه ربانی این کار را کرده بود.
سوم کرزی وتیمی کارش؛ هدف مشخص را دنبال میکنند، و درین جاه مردم است، که قربانی میشود، و آنها برای مردم هیچ ارزشی قایل نیستند، و مردمرا به قمار باختند، چنانچه امضای پیمان استراتیژیک میان افغانستان و آمریکا.
پیشنهادم این است، که کرزی باید خود لوحه دانشگاه را پایین کنند، و اگر مخالفان و موافقان، قبول نداشتند، شخصی سوم را انتخاب کنند، البته شخصی سوم سیاسی نباشد، مانند: مولانا، فردوسی، فرخی، عنصری، ابن سینا و... .
دیگراینکه به جای تغیر نام دانشگاۀ تعلیم وتربیه برود، یک دانشگاۀ دیگر به نام ربانی بسازد، با این کارش در واقع خدمت بزرگی را به سطح تحصیلی انجام داده است، و از شماری پشت دروازههای دانشگاهها کاسته خواهد شد، وهمچنان از شماری مخالفان، زیرا ما درهر شهر به یک دانشگاه نه بل به دانشگاهها نیاز داریم.
نظرات
38 دیدگاهنتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
نه آقای نظری مجبور اند، که اینجا اسناد ارائه کنند، نه هواداران جنگسالاران مجبور اند، برای ما ثابت کنند، که کدام جنگسالار بیشتر جنایت کرده اند و کدام شان کمتر!
تمام جنایانیکه به امر این جنگسالاران به حق مردم بیچاره افغانستان روا داشته شده، در گذارش کمیسیون حقوق بشر افغانستان ثبت است.
قرار اظهارات رئیس این کمیسیون خانم سیما سمر، با صد هزار نفر قربانیان مصاحبه صورت گرفته و جنایات هریک از رهبران و قوماندانِ های شان نامگرفته درین گذارش مستند سازی شده است.
متأسفانه این گذارش تا امروز به هیچ مرجع معتبر مانند کمیسیون حقوق بشر ملل متحد یا دادگاه بین المللی دنهاگ سپرده نشده.
بلکه امریکا از ین گذارش بحیث آله فشار علیه جنگسالاران استفاده میکند و از هریک شان در بستن قرارداد ها یا دیگر خواسته های استعماری خود باجگیری میکند.
اینحا دو نمونه ازصحبت های خانم سمر که گاهی مشکلات فنی و گاهی مشکلات امنیتی را برای نشر نکردن این گذارش بهانه میکند:
بی بی سی 17اوکتوبر 2012
مصاحبه با سیما سمر
ده ماه است که کمیسیون حقوق بشر افغانستان نتوانسته گزارش مستند خود را درباره نقض حقوق بشر
منتشر کند. تهیه این گزارش چهار سال زمان برده و موارد نقض حقوق بشر در سه دهه جنگ افغانستان در آن
مستند شده. گفته شده یکی از دلایل منتشر نشدن این گزارش، مخالفت افراد متهم به جنایات جنگی است که
اکنون در دولت افغانستان قدرت دارند. هرچند سیما سمر، رییس این کمیسیون، به خبرنگار ما هارون نجفی
زاده گفته مشکلات فنی مانع انتشار گزارش شده است.
رادیو آزادی09.07.1391 مصاحبه با سیما سمر
"کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید زمانی که امنیت در این کشور تامین گردد گزار
ثبت واقعات تاریخی این کمیسیون به نشر خواهد رسید".
سیما سمر رییس این کمسیون امروز به رادیو آزادی گفت که اگر این گزارش در حال حاضر به نشر
برسد جان برخی از کارمندان این کمسیون با خطر مواجه می شود.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
نه آقای نظری مجبور اند، که اینجا اسناد ارائه کنند، نه هواداران جنگسالاران مجبور اند، برای ما ثابت کنند، که کدام جنگسالار بیشتر جنایت کرده و کدام شان کمتر!
تمام جنایانیکه به امر این جنگسالاران به حق مردم بیچاره افغانستان روا داشته شده، در گذارش کمیسیون حقوق بشر افغانستان ثبت است.
قرار اظهارات رئیس این کمیسیون خانم سیما سمر، با صد هزار نفر قربانیان مصاحبه صورت گرفته و جنایات هریک از رهبران و قوماندانِ های شان نامگرفته درین گذارش مستند سازی شده است.
متأسفانه این گذارش تا امروز به هیچ مرجع معتبر مانند کمیسیون حقوق بشر ملل متحد یا دادگاه بین المللی دنهاگ سپرده نشده.
بلکه امریکا از ین گذارش بحیث آله فشار علیه جنگسالاران استفاده میکند و از هریک شان در بستن قرارداد ها یا دیگر خواسته های استعماری خود باجگیری میکند.
اینحا دو نمونه ازصحبت های خانم سمر که گاهی مشکلات فنی و گاهی مشکلات امنیتی را برای نشر نکردن این گذارش بهانه میکند.
بی بی سی 17اوکتوبر 2012
مصاحبه با سیما سمر
ده ماه است که کمیسیون حقوق بشر افغانستان نتوانسته گزارش مستند خود را درباره نقض حقوق بشر
منتشر کند. تهیه این گزارش چهار سال زمان برده و موارد نقض حقوق بشر در سه دهه جنگ افغانستان در آن
مستند شده. گفته شده یکی از دلایل منتشر نشدن این گزارش، مخالفت افراد متهم به جنایات جنگی است که
اکنون در دولت افغانستان قدرت دارند. هرچند سیما سمر، رییس این کمیسیون، به خبرنگار ما هارون نجفی
زاده گفته مشکلات فنی مانع انتشار گزارش شده است.
رادیو آزادی09.07.1391 مصاحبه با سیما سمر
"کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید زمانی که امنیت در این کشور تامین گردد گزار
ثبت واقعات تاریخی این کمیسیون به نشر خواهد رسید".
سیما سمر رییس این کمسیون امروز به رادیو آزادی گفت که اگر این گزارش در حال حاضر به نشر
برسد جان برخی از کارمندان این کمسیون با خطر مواجه می شود.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
سلام به خواننده گان عزیز سایت کابل پرس?!
من که تا کنون منتظر پاسخ منطقی ومستدل جناب شیر احمد نظری مانده ام تا کنون از ایشان در ذیل مطالبی که به آدرس ایشان فرستاده ام چیزی بچشم نمیخورد.
ولی به عوض آقای شیر احمد نظری پاسخ جناب نادر نیز قابل تأمل است ایشان میفرمایند:
«نه آقای نظری مجبور اند، که اینجا اسناد ارائه کنند، نه هواداران جنگسالاران مجبور اند، برای ما ثابت کنند، که کدام جنگسالار بیشتر جنایت کرده و کدام شان کمتر!»
نادرجان!
شما که خودتانرا بی نیاز ازارائه اسناد میدانید به چه شکلی میتوانید که جنگ سالار ومجاهد حقیقی را ازهم جدا کنید؟ مگرجناب عالی قبلا اعتراف نکردید که تنها رهبران مجاهدین را قابل محاکمه میدانید ولی بقیهء مردم را که فریب رهبران شانرا خورده اند قابل مجازات نمیدانید؟ حالا چه شد که باز تغیر موقف دادید وهمه را بدون ارائهء اسناد میخواهید بنام جنگ سالار بکوبید؟ مگر در دادگاه بیین المللی قاضی هایش مانند شما عقده ایی وقبیله گرا تشریف دارند که اعلان کنند : ما محتاج به اسناد نیستیم وهمه را بنام جنگ سالار قابل مجازات میدانیم؟ چه عجب قضاوتی؟؟؟؟!
چه دادگاهی که محتاج اسناد نیست. مگر اینرا نگفتید که جناب عالی تنها قاضی ابتدائیه استید ویا ازمرافعه ویا آخرین آن تمیز؟ آیا این حکم شما استئناف طلب نیست؟ نشود که یک چشم شما نیز مانند اعلیحضرت نادرشاه خان کور باشد که همه را به یک چشم میدید ومجازات می نمود. ویا امیرالمومنین افغانیه حضرت ملامحمد عمرمجاهد هوتکی؟
این قلم ازآقای نظری صرف یک پرسش کوتاه کرده ام که مصلح آدم کش را دربارهء آقای ربانی با معیارها واسنادیکه برایش درمیان سایر رهبران افغان تبار خلقی وپرچمی وشاهی داده ام تعریف کند وبگوید درمقایسه با آن آدمکشان حرفوی چقدر اطلاق صفت آدمکش بر برهان الدین ربانی چسپ منطقی دارد. برعکس ایشان خودشان را گاه به در میکوبند وگاهی به دیوار.
شما ازسیما سمر یاد کرده اید چه شد که به یاد سیما ثمر افتادید چند روزقبل که وی را متهم به همدستی ومماشات با جنگ سالاران هزاره کردید ولی حالا سخنان وی را منبع قرارده اید؟
ولی بهرترتیب اعتراف نیم کلهء تان دربارهء معاملهء امریکا با کسانیکه شما آنها را جنگ سالار خوانده اید خوشم آمد ولی این نکته را نیز فراموش نکنید که مقراصلی ادارهء کمیسون حقوق بشر درنیویارک می باشد. بناء ازنظر انسانهای بیطرف کمیسون حقوق بشر نیز دراکثر کشورهای جنگ زده با معیارهای دوگانه برخورد کرده است. پس ادعاهای آن کمیسون مانند ادعاهای جناب عالی شما وجناب شیراحمد نظری اهداف سیاسی پنهان را درخود دارد که بنام حقوق بشر میخواهند صدای حق طلبی اکثریت خاموش غیرافغان را که دوصدوشصت سال قربانیان بی چون وچرای جنگ ساران قبایلی اوغان می باشند وهنوزهم این تراژیدی ادامه دارد خاموش سازند قربانیان که کشورشان ؛ خانهء شان ملک وزمین شان هویت زبانی ومذهبی شان ؛ فرهنگ شان؛ تاریخ شان توسط اقلیت افغان مهاجر ازپشت کوه های سلمیان غصب شده واشغال گردیده اینها را بنام ملت افغان و وحدت ملی وغیره شعارهای دروغین که حتی خودشان نیز به آن باورندارند ساکت وخاموش گردانند.
زنده یاد برهان الدین ربانی نه یک آدمکش نه یک جنگ سالار بلکه یک استاد دانشگاه یک رهبر مجاهد یک رئیس جمهور مشروع منتخب توسط شورای اهل حال وعقد که درآن تمام رهبران مجاهدین امضا نموده بودند می باشد. این رئیس جمهور بخاطر هویت قومی تاجیکی اش ازطرف افغانهای لر وبر قابل قبول قرار نگرفت . ابتدا حاکمیت وی را بخاطر حضور جنگ سالاران ازبیک وهزاره سبوتاژکردند وهزاران راکت به شهرکابل ریخیتند. ولی بعدها همان جنگ سالاران ازبیک وهزاره را خود پشتونها درآغوش گرفتند ولی بازهم موفق به براندازی دولت وی نگردیدند تا لشکر دیگری را بنام طالبان به همکاری مستقیم افغانهای اصیل پاکستانی وکمکهای عربستان سعودی وانگلیس ازقندهار به طرف کابل بنام طالبان ومصلحان اجتماعی بحرکت درآوردند ولی بعدازتعهدات وقرآن خوری رهبرملی هزاره ها شهید عبدالعلی مزاریرا ناجوانمردانه گوش وبینی اش را بریدند واو را برخلاف تمام موازین بشری ازهلیکوپتر به زمین انداختند.
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
جواب بیماران روانی خاموشی!
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
نشریة پرتیراز انگلیسی زبان «اکونومیست» چاپ لندن در 20 ژانویه سال 1993 تحت عنوان «افغانستان غارت تمام عیار» پرده از جنایات نیروهای دولت برهانالدین ربانی برداشته، چنین نوشت:
ارتش تحت فرماندهی احمدشاه مسعود با تمرکز آتش نیروهای خود روی حزب وحدت اسلامی، 200 نفر از هواداران، زنان، کودکان آن را به هلاکت رساند و این بهای سنگین برای یک نبرد در خیابانهای مرکزی شهر بود. سربازی با سر و وضع قرون وسطایی لبخند بر لب میگوید: این یک غارت تمام عیار است. امروز بیش از هرچیز شبیه به دوران قرون وسطایی شده است
قتلعام هزارهها در افشار کابل
11 فوریه 1993 میلادی
قتلعام هزارهها در افشار کابل سال 1371 بعد از تشکیل شورای اهل حل و عقد بهوجود آمد. این شورا دوباره ربانی را به ریاست جمهوری افغانستان ابقأ کرد و بلافاصله دولت ربانی تبلیغات وسیعی را بهنام تأمین امنیت شهر کابل و اخراج کروپهای نظامی احزاب به خارج از شهر آغاز کرد که به تاریخ 12/11/1371 عملیاتی به نام تصفیوی را در افشار کابل محل ستاد مرکزی حزب وحدت آغاز کردند و بعد از اتمام عملیات نظامی طی اعلامیه رسمی که از رادیو کابل نشر شد عملیات را بسیار موفقیتآمیز خواند و ادعا کرد که مقرّ عبدالعلی مزاری را تصرف کردهاند.
نتیجة این عملیات که با همکاری و اشتراک همپیمانان دولت و وزارت دفاع و حزب اتحاد اسلامی سیاف و جمعیت اسلامی انجام شود بعد از پایان عملیات همین قتلعام بود که نهادهای بینالمللی و سازمان عفو بینالملل و سازمان دیدهبان حقوق بشر رسماً دولت ربّانی را مسؤول این فاجعه و قتلعام معرفی کردند که بازتاب آن و اسنادش را در این مجموعه ملاحظه میکنید.
کابل ـ حدود صد نفر زن در بیرون از دفتر سازمان ملل در کابل روز شنبه دست به اعتراض زدند. آنها خواهان این بودند که برادران و شوهرانشان که به اسارت گرفته شدهاند، را برگردانند. آنها از تجاوز و غارت اموال و کشتار بیرحمانه در منطقه افشار، یک قسمت از پایتخت افغانستان سخن میگفتند.
تجاوز و غارت بعد از آن صورت گرفته است که منطقة افشار مجدداً توسط نیروهای اتحاد سیاف که از طرف عربستان سعودی حمایت میشود و نیروهای وزیردفاع احمدشاه مسعود، از نیروهای حزب وحدت شیعه پس گرفته میشود.
کشتار از روز پنجشنبه آغاز و ساعتها تا روز بعد ادامه پیدا میکند
براساس گزارش شاهدان عینی که در یک مسجد در منطقه تایمنی پناه بردهاند، این اظهارات را بیان کردند، اما یک مقام رسمی دولت، جنایت در افشار را تکذیب کرد و گفت: اینها شایعات است مبنی بر بیاعتبار کردن دولت.
یک پرستار جوان به نام شهلا گفت: 12 نفر که راکتهایی را در شانه داشتند، در خانه ما را شکستند. ابتدا به خواهرم و بعد به من تجاوز کردند. پدرم سعی کرد که مانع تجاوز آنها شود، او را کتک زده و شکنجه کردند. آنها یکی از پاهای پدرم را و دو دستش را قطع کردند. در همین هنگام، سگی با یکی از قوماندانها همراه بود. دستهای پدرم را جلوی آن سگ انداختند.
در روز شنبه بعدازظهر کشتار خاتمه یافت، اما نیروهای اتحاد سیاف همچنان خانهبهخانه به دنبال غارت اموال مردم میگشتند. یک زن دیگر به نام معصومه میگوید: من به چشم خود دیدم که چهار نفر از همسایههای ما را در جلوی چشم سر بریدند..
متن اعتراضیه حذب وحدت:
1 ـ کتشار بسیار وسیع و بیرحمانه مردم، به طوری که از خانههایشان بیرون آورده و در پیش چشم زن و فرزندانشان تیرباران نمودهاند.
2 ـ اعدام افراد بیدفاع در پایههای برق و شاخههای درخت که بچههای 10 تا 15 ساله هم به دار آویخته شده است و مثله کردن آنها.
3 ـ غارت تمام اموال مردم، هم از خانهها و هم از مغازهها و دکانها.
4 ـ آتشزدن خانهها و دکانهای مردم مناطق افشار و چنداول. لذا تمام نمایندگیهای حزب وحدت اسلامی در سراسر اروپا و امریکا و کشورهای عربی با تحصن و اعتراض، مراتب انزجار و تنفر خود را اعلام میدارند و از مجامع بینالمللی میخواهند که دولت ربانی را محکوم نمایند و خواستار بررسی این جنایت جنگی هستند.
نشریة پرتیراز انگلیسی زبان «اکونومیست» چاپ لندن در 20 ژانویه سال 1993 تحت عنوان «افغانستان غارت تمام عیار» پرده از جنایات نیروهای دولت برهانالدین ربانی برداشته، چنین نوشت:
ارتش تحت فرماندهی احمدشاه مسعود با تمرکز آتش نیروهای خود روی حزب وحدت اسلامی، 200 نفر از هواداران، زنان، کودکان آن را به هلاکت رساند و این بهای سنگین برای یک نبرد در خیابانهای مرکزی شهر بود. سربازی با سر و وضع قرون وسطایی لبخند بر لب میگوید: این یک غارت تمام عیار است. امروز بیش از هرچیز شبیه به دوران قرون وسطایی شده است.
نیویورک، خبرنگار فرانسپرس گزارش کرد: تهدیدهای خطرناکی تا هنوز بر زنده ماندن و حق حیات مردم افغانستان جریان دارد. کشتارهایی در ماه فبروری (22 دلو) گذشته در حق شیعیان کابل انجام شد، ادعای فوق را ثابت میکند.
گزارشگر کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد اضافه میکند: گروههای مسلحی که این کشتار را در حق شیعیان کابل مرتکب شدند، در حدود 200 الی 300 نفر را سر بریدند و به عفّت زنان و نوجوانان تجاوز و اطفال را شکنجه نمودند.
در آخر کمیته حقوق بشر سازمان ملل خواستار آزادی اسرأ و زندانیان شد که در حدود 700 نفر اسیر و مفقودالاثر اعلام شد.11
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
bale waqti ki band mandi, digara bimar hastand. lol khoda shoma ram shafa beta Naderak jana
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
برادرم نادر!
من هیچ وقت سکوت نمیکنم، برای کسانیکه میخواهند مانند، آن کسیکه منتظر جواب بود، من از صبح تا به حال چندین بار کوشیدم تا جواب روان کنم، شب این کار را کردم ولی پیامم را نگرفتند، یا درست درک نکرده اند، امروز این جواب را با تمام جیزئیات فرستادم، امیدوارم ب درستی بخوانند، این یک نمونه ی از جنایت های است، در باره هرکدام به صفحه ها میتوانم بنویسم، تشکر می کنم از شما،
اگرپیامم دوباره منتشر شده مرا ببخشید به دلیل مشکل فنی بوده، یک بار فرستادم نیامد روی ویب دوباره کوشیدم، که دو بار به روی صفحه نمایش شده است.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
امیدوارم این برایت کافی باشد، این را فقط مشت نمونه خروار انتخاب کردم اگر خواسته بقیه اش را با تصاویر میتوانم به وال بگذارم، قضاوت را بگذار به عهدۀ دیگران، من هم قضاوت نمیکنم شما، ولی شما ...
نشریة پرتیراز انگلیسی زبان «اکونومیست» چاپ لندن در 20 ژانویه سال 1993 تحت عنوان «افغانستان غارت تمام عیار» پرده از جنایات نیروهای دولت برهانالدین ربانی برداشته، چنین نوشت:
ارتش تحت فرماندهی احمدشاه مسعود با تمرکز آتش نیروهای خود روی حزب وحدت اسلامی، 200 نفر از هواداران، زنان، کودکان آن را به هلاکت رساند و این بهای سنگین برای یک نبرد در خیابانهای مرکزی شهر بود. سربازی با سر و وضع قرون وسطایی لبخند بر لب میگوید: این یک غارت تمام عیار است. امروز بیش از هرچیز شبیه به دوران قرون وسطایی شده است
قتلعام هزارهها در افشار کابل
11 فوریه 1993 میلادی
قتلعام هزارهها در افشار کابل سال 1371 بعد از تشکیل شورای اهل حل و عقد بهوجود آمد. این شورا دوباره ربانی را به ریاست جمهوری افغانستان ابقأ کرد و بلافاصله دولت ربانی تبلیغات وسیعی را بهنام تأمین امنیت شهر کابل و اخراج کروپهای نظامی احزاب به خارج از شهر آغاز کرد که به تاریخ 12/11/1371 عملیاتی به نام تصفیوی را در افشار کابل محل ستاد مرکزی حزب وحدت آغاز کردند و بعد از اتمام عملیات نظامی طی اعلامیه رسمی که از رادیو کابل نشر شد عملیات را بسیار موفقیتآمیز خواند و ادعا کرد که مقرّ عبدالعلی مزاری را تصرف کردهاند.
نتیجة این عملیات که با همکاری و اشتراک همپیمانان دولت و وزارت دفاع و حزب اتحاد اسلامی سیاف و جمعیت اسلامی انجام شود بعد از پایان عملیات همین قتلعام بود که نهادهای بینالمللی و سازمان عفو بینالملل و سازمان دیدهبان حقوق بشر رسماً دولت ربّانی را مسؤول این فاجعه و قتلعام معرفی کردند که بازتاب آن و اسنادش را در این مجموعه ملاحظه میکنید.
کابل ـ حدود صد نفر زن در بیرون از دفتر سازمان ملل در کابل روز شنبه دست به اعتراض زدند. آنها خواهان این بودند که برادران و شوهرانشان که به اسارت گرفته شدهاند، را برگردانند. آنها از تجاوز و غارت اموال و کشتار بیرحمانه در منطقه افشار، یک قسمت از پایتخت افغانستان سخن میگفتند.
تجاوز و غارت بعد از آن صورت گرفته است که منطقة افشار مجدداً توسط نیروهای اتحاد سیاف که از طرف عربستان سعودی حمایت میشود و نیروهای وزیردفاع احمدشاه مسعود، از نیروهای حزب وحدت شیعه پس گرفته میشود.
کشتار از روز پنجشنبه آغاز و ساعتها تا روز بعد ادامه پیدا میکند
براساس گزارش شاهدان عینی که در یک مسجد در منطقه تایمنی پناه بردهاند، این اظهارات را بیان کردند، اما یک مقام رسمی دولت، جنایت در افشار را تکذیب کرد و گفت: اینها شایعات است مبنی بر بیاعتبار کردن دولت.
یک پرستار جوان به نام شهلا گفت: 12 نفر که راکتهایی را در شانه داشتند، در خانه ما را شکستند. ابتدا به خواهرم و بعد به من تجاوز کردند. پدرم سعی کرد که مانع تجاوز آنها شود، او را کتک زده و شکنجه کردند. آنها یکی از پاهای پدرم را و دو دستش را قطع کردند. در همین هنگام، سگی با یکی از قوماندانها همراه بود. دستهای پدرم را جلوی آن سگ انداختند.
در روز شنبه بعدازظهر کشتار خاتمه یافت، اما نیروهای اتحاد سیاف همچنان خانهبهخانه به دنبال غارت اموال مردم میگشتند. یک زن دیگر به نام معصومه میگوید: من به چشم خود دیدم که چهار نفر از همسایههای ما را در جلوی چشم سر بریدند..
متن اعتراضیه حذب وحدت:
1 ـ کتشار بسیار وسیع و بیرحمانه مردم، به طوری که از خانههایشان بیرون آورده و در پیش چشم زن و فرزندانشان تیرباران نمودهاند.
2 ـ اعدام افراد بیدفاع در پایههای برق و شاخههای درخت که بچههای 10 تا 15 ساله هم به دار آویخته شده است و مثله کردن آنها.
3 ـ غارت تمام اموال مردم، هم از خانهها و هم از مغازهها و دکانها.
4 ـ آتشزدن خانهها و دکانهای مردم مناطق افشار و چنداول. لذا تمام نمایندگیهای حزب وحدت اسلامی در سراسر اروپا و امریکا و کشورهای عربی با تحصن و اعتراض، مراتب انزجار و تنفر خود را اعلام میدارند و از مجامع بینالمللی میخواهند که دولت ربانی را محکوم نمایند و خواستار بررسی این جنایت جنگی هستند.
نشریة پرتیراز انگلیسی زبان «اکونومیست» چاپ لندن در 20 ژانویه سال 1993 تحت عنوان «افغانستان غارت تمام عیار» پرده از جنایات نیروهای دولت برهانالدین ربانی برداشته، چنین نوشت:
ارتش تحت فرماندهی احمدشاه مسعود با تمرکز آتش نیروهای خود روی حزب وحدت اسلامی، 200 نفر از هواداران، زنان، کودکان آن را به هلاکت رساند و این بهای سنگین برای یک نبرد در خیابانهای مرکزی شهر بود. سربازی با سر و وضع قرون وسطایی لبخند بر لب میگوید: این یک غارت تمام عیار است. امروز بیش از هرچیز شبیه به دوران قرون وسطایی شده است.
نیویورک، خبرنگار فرانسپرس گزارش کرد: تهدیدهای خطرناکی تا هنوز بر زنده ماندن و حق حیات مردم افغانستان جریان دارد. کشتارهایی در ماه فبروری (22 دلو) گذشته در حق شیعیان کابل انجام شد، ادعای فوق را ثابت میکند.
گزارشگر کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد اضافه میکند: گروههای مسلحی که این کشتار را در حق شیعیان کابل مرتکب شدند، در حدود 200 الی 300 نفر را سر بریدند و به عفّت زنان و نوجوانان تجاوز و اطفال را شکنجه نمودند.
در آخر کمیته حقوق بشر سازمان ملل خواستار آزادی اسرأ و زندانیان شد که در حدود 700 نفر اسیر و مفقودالاثر اعلام شد.11
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
جناب محترم شیراحمد نظری!
من دربرابر جوابات شما می ایستم تا وقتیکه حرف خودتانرا بگوئید. مطالب نشرشده درسایتهای دیگران ؛ باترجمه های غرض آلود ازقلم نویسنده گان محترم قومگرای پشتون را خیلی خوانده ام. نظریات پدر نا جایز قومگرایان پشتون یعنی بیل ریچاردسون را هم خوانده ام .همین اکنون حتی من درسایت بینوا بیشتر از آنچه که شما نوشته اید؛ درین باره متن پشتوی آنرا نیز خوانده ام. من چنانچه که به یکی ازرفقای بیماردیگرتان گفته ام بشما نیز میگویم که کلوخ استنجای دیگران را مضمضه کردن کار انسانهای شرافتمند نیست. خیلی تهوع آور می باشد. بناء کوشش کنید که از خودتان تحلیل ارائه کنید ودرنظریات تان صادق باشید تا یک شخصیت مستقل بار آئید. یعنی اینکه به پای خودتان راه رفتن را تمرین نمائید. خودتانرا مانند سلاطین وسیاستمداران پشتون زیر پای انگلیسها وروسها بخاطر حفظ قدرت وحاکمیت وسلطه نه اندازید.
من ازشما درپیامهای که گذاشته ام ومعیار آدمکش حرفوی را پرسیده ام که باید آنرا برایم بدون حاشیه روی به تعریف بنشینید.
من ومجلهء اکونومیست لندن باهم طرف نیستیم ونه هم مجلهء اکونومیست لندن دربحث کنونی من وتو میتواند منبع ومأخد قرارگیرد. من خودم تاریخ زندهء حوادث خونبار جنگهای تنظیمی درکابل می باشم. خودم تاریخ استم. من ضرورتی ندارم که مطالب اکونومیست را با ترجمه های تحریف گونهء آن ازقلم جناب عالی بخوانم. من ازشما پرسشهای را مطرح کرده ام که جنابعالی به آن ها پاسخ نداده اید.
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
من با بحثهای منطیقی هستم تا آخر، شرط آن است که درنخست ما، قبیله شکنی کنیم، تا زمانیکه ما با قبیله باشیم، هیچ گاه بحث به جای نهخواهد رسید، و پیامد آن همان دشنامها خواهد بود، که شماری درین مقاله نوشته اند، به شمول قضاوتها و درکهای شما، اگر اسناد و یا مدرک را پیشکش کنم، عاجل مسایل قومی را دامن میزنید ودشمنام مینویسید.
شما هنوزهم با مسایل قومی دست وپنجه نرم میکنید، تمامی مصروفیتهای ذهنی شما همان قوم، قبیله و فرماندهان است، که درجنگهای چند دهه نقش داشتند، زمانیکه از چیزی نقد کنیم، بدون درک مطلب؛ به مسایل قومی می پردازید، اگرچه مسئله روشن باشد، بازهم مرغ شما همان یک لینک دارد. چنانچه جناب تعالی نوشته اید، من بافلان و... طرف نیستم، بل طرف شما منم، بی خبر ازینکه بیشترین اطلاعات درمسایل تحقیقی را همین رسانه میدهند، همین سازمانهستند، که اطلاعات جمع آوری میکنند، چنانچه شما در رابطه به اسناد آنان منکر هستید، پس درین صورت من را نیزقبول ندارید.
1- برایشما قبیله و قوم تان ارزش دارد، نه فرد، بدون شک حرف شما است، که قبیله ارزش پیدا میکند ودرین صورت مزاری همه هزارهها میشود، ربانی ومسعود تمامی تاجیکها، حالانکه مزاری توسط طالبان کشته شد، تمامی هزارهها نابود نشد، هم چنان مسعود و ربانی، درین جاه دیدید که فرد قربانی شد، نه گروه.
2- ازنظر من آدم کش واقعی کسی است که فرمان صادر میکند، نه کسیکه بنابر احساسات قومی، مذهبی، دینی و یا حزبی به دستور عمل میکنند، شاید درک این مطلب برای شما و امثال شما مشکل باشد.
اگردرک کرده بودید خوب، ورنه چه گویم بانفهمان
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
سلام به آقای شیراحمد نظری!
دوست عزیز!
من به شما دشنام نزده ام ونمیزنم. من برای پشتونها یا یا اوغانها ویا افغانها وغیره دشنام نزده ام وآنها را مانند طرفداران شماچون شکراله جان رحمانزی که تمام تاجیکها را سگ خوانده است یک ملت را بصورت دسته جمعی سگ خطاب نمیکنم. من از استعمال چنین دشنامها علیه یک ملیت خاص عار دارم وچنین دشنامها را بدور ازشخصیت وشان وشرافت انسانی خویش میدانم. خودم نیز ازنژاد خالص تاجیک تشریف ندارم وتاپهء قبیلوی را دربحثهای که با آقایان نادر ونوید وشما نموده ام حتی آنها نیز تاکنون دربارهء هویت قومی ام نمیدانند که آیا من تاجیکم ویا هزاره یا ازبیک ویا پشتون.
ولی حقایق مسلم تاریخی را می نویسم. من در ابتدا خدمت جنابعالی عرض کرده ام که منکر جنگهای تنظیمی درکابل درسالهای 90 میلادی نیستم واین را نیز ننوشته ام که درجنگها ازقوانین جنگی تخطی صورت نگرفته است وهمهء مجاهدان ویا به اصطلاح شما جنگ سالاران پاک ومعصوم اند.
ولی من به منطق شما تعجب میکنم ازیکطرف مرا متهم به قومگرایی وقبیله گرایی میکنید ولی ازطرف دیگر فاشیسم آشکارا وعلنی تان را زیر کلمات پر زرق وبرق حقوق بشر می پوشانید وبه نقل های جعلی ازاکونومیست لندن میخواهید دلایل تانرا به کرسی بنشانید. به برهان الدین ربانی بخاطر تاجیک بودنش لقب مصلح آدمکش را اعطا میکنید ولی زمانیکه من خواهان دلیل وسند میشوم مرا متهم به قومگرایی میکنید این چه منطق است؟ من پرسشهای خیلی ساده را ازشما مطرح کرده ام که آدمکش کیست ولی جناب عالی ازارائه پاسخ روشن به آنها طفره میروید.
من جهت آرامی خاطر تان باید بنویسم که دربارهء جنگهای کابل هرکسی نوشته است. به کتاب جنرال سیدعبدالقدوس سید که خود یک تاجیک بدخشانی وازصاحبمنصبان دورهء نجیب الله احمدزی است رجوع کنید که چشمدیدهایش را مطابق ذوق شما وازدید شما نوشته است وآنرا امروز پشتونها بحیث منبع وماخد قرار داده اند. من این کتاب هار مطالعه کرده ام. اما چیزیکه درین میان غایب است منطق شماست. ببنید چه زیبا فرموده اید:
« - ازنظر من آدم کش واقعی کسی است که فرمان صادر میکند، نه کسیکه بنابر احساسات قومی، مذهبی، دینی و یا حزبی به دستور عمل میکنند، شاید درک این مطلب برای شما و امثال شما مشکل باشد»
درک این موضوع برایم هیچ اشکالی ندارد. شما درپیام قبلی تان نوشتید که مزاری نمایندهء هزاره ها نبود. پس منطق مسعود وربانی نیز همین منطق امروزی شما بود ؛ حالا شما این منطق را باوصف تمام جنایات طالبان درحق هزاره ها واستقبال مردم ازمزاری میگوئید که مزاری نمایندهء هزاره ها نبود. پس ربانی بحیث یک رئیس جمهور دربرابر یک باغی جنگیده است.
ببنید من منطق شما را تکرار میکنم. شما نوشته اید که من تاکید میکنم که مزاری بمثابهء تمام هزاره ها نبود. درحالیکه من ( پرویز بهمن) امروز میگویم که نخیر! ربانی اشتباه کرده است مزاری نمایندهء هزاره ها بود نباید باوی از در جنگ پیش می آمد. این منطق امروز من است درحالیکه شما حالا نیز مزاری را نمایندهء هزاره ها نمیدانید ولی بازهم ازجنگ افشار یاد میکنید .
دوم مساله این است که فرمان برهان الدین ربانی مبنی برتصفیهء نژادی افشاریها ویا هزاره ها را ازکجا بدست آورده اید؟ مگر درکنار برهان الدین ربانی رهبران هزاره موجود نبودند؟ چگونه میشود که درحضور رهبران مذهبی وقومی یک ملیت فرمان نیست ونابودی بخشی ازمردم را صادر کرد؟ اگر من میگویم که ملاعمر فرمان قتل عام هزاره ها را برای کوچی ها ص صادر کرده است سند دارم. لطفا درکابل پرس فرمان امیرالمومنین را دربارهء تصفیه نژادی هزاره ها بخوانید. فرمان ملا نیازی را درتصفیهء نژادی هزاره ها درمزار درکابل پرس بخوانید. آیا برهان الدین ربانی ویا مسعود چنین فرمانی صادر کرده اند؟
بااحترام
پر
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
دوستم پرویز بهمن:
نوشتم مزاری به مثابه تمامی هزاره ها نیست وهمین طور ربانی ومسعود به مثابه همه ی تاجیک ها، وعبدلرحمان به مثابههمه ی پشتون ها دلیل های وجود دارد، که برای همه روشن است، شماهم میدانید، ولی از آن چشم پوشی می کنید.
درمیان هزارهها چندین گروه وجود داشت، همین طوری میان دیگر اقوام. چنانچه مزاری میان هزاره طرفداران ومخالفان دارد، که دیگر رهبران میان اقوام شان.
آمدیم اینکه چرا درجنگ افشار مردمان ملکی تلف شدند.
این درست است که رهبران میان شان مخالف بودند، چنانچه ربانی با مزاری، یا کسانی دیگر، اما مردم درین میان هیچ گناه نهداشتند، من بازهم مینوسم، که جنگ با مزاری به معنای جنگ با هزارهها نبود. ونباید باشد، اکنون نیز چنانچه شماری درین مقاله پشتون ها را مقصر همه حوادث درکشور میخوانند، حالانکه گروهی زیر نظر ای اس ای ویا دیگر سازمان به نا امنی ها وفجایع دست می زنند.
1- درهمان زمان جنگ افشار، رادیو کابل که یک رادیوی دولتی بود، واکنون نیز دولتی است، دریک اعلامیه رسمی اعلان کرد، نیروهای دولت به صدور فرمان برهان الدین ربانی ریس جمهور کشور مرکز عبدالعلی مزاری را درحومهی شهر کابل موفقانه تصرف و پاک سازی کرده اند.
اما دیدید که مردم قربانی شدند، قوای زیر فرمانی ربانی دست به تصفیه زدند، یک بار واقع بینانه به آن فکر کنید، شما نوشته اید که خود شاهد حوادث کشور بودید، شما اکنون مجبورید، که از حقیقتهارا پنان کنید، زیرا شما متاثر ازهمان توجیه های نیک ربانی ومسعود هستید، اگر من هم در موقف که شما بودید بودم، شاید امروز مثلی شما قضاوت می کردم.
2- ربانی درنخست این فرمان را صادر کرده بود، سید عسکر موسوی گرچه هزاره نیست درکتاب زیر نام هزاره های افغانستان نوشته است: نخست ربانی فرمان کشتار ساکنان افشار را صادر، اما پس ازدرک ملامتی پیامد جنگ را به گردن افرادش می اندازد. این را شخص نگارندۀ کتاب نیز رد میکند، و میگوید که چنین عملی در هیچ جای دنیا اتفاق نه افتاده است، که افراد باعث کاری شده باشد تا فرمان نداشته باشد.
3- این دلیل شده نه میتواند، که شماری رهبران هزاره ازجمله محسنی واکبری وکاظیمی درکنار ربانی بودند، زیرا این ها وامثال این ها کسانی بودند که به منافع خود بیشترمی اندیشیدند تا به منافع همه، که اکنون نیز چینین است، درست وضعیت امروزی کشور؛ آیا درکنار کرزی خلیلی ازمردم هزاره و فهیم مردم تاجیک نیست، کرزی فرمان صادر میکند یا فهیم وخلیلی، این دوتاجزسمبول کدام کاری دیگری تاهنوز کرده اند.
4- توجه داشت، که هیچ وقت پشتون قندهاری و یا سیدان هزاره شده نمیتواند، همین طوریکه سیدان پشتون ویا تاجیک شده نمی توانند.
5- در آن زمان جنگ در افغانستان جنگی قومی بود، تا مذهبی، چنانچه محسنی با تشکیل حذب حرکت اسلامی هدفی نابودی هزارههارا دنبال می کرد، او درچندین جلسه خصوصی اش، سیدان را تشویق به درس، وهزاره تشویق به جنگ کرده بود، اکنون نیز ازنام مذهب همان استفاده را می کند.
6- نوشته اید که اگرمزاری نماینده هزاره نبود، چرا درکشورهای اروپایی و آمریکایی از آن تجلیل میشود، وعکس ها به روزنامه و ویب سایتها نشر میشود.
عجب منطیقی؛ شما کتله اندک ازمردم را مساوی میدانید، به تمامی نفوس همان ملیت، تمامی هزاره ها هیچ گاهی از مزاری تجلیل نکرده اند و نمی کنند، این یاد بودهارا که شما مشاهده کرده اید، از سویی اعضایی حذب وحد بوده نه تمامی هزارهها همین طور از مسعود.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
دوست نهایت عزیز وارجمند جناب محترم شیراحمد نظری سلام برشما!
خداوند شمارا خیر وبرکت بدهد که حرفی را که من میخواستم جناب عالی ازقلم خودتان آنرا آوردید؛ من نیز همین چیزرا ازشما میخواستم ولی جناب عالی تاکنون نا حق خودتان را گاهی به در وگاهی هم به دیوار میزدید. جناب عالی فرموده اید:
« این درست است که رهبران میان شان مخالف بودند، چنانچه ربانی با مزاری، یا کسانی دیگر، اما مردم درین میان هیچ گناه نهداشتند، من بازهم مینوسم، که جنگ با مزاری به معنای جنگ با هزارهها نبود. ونباید باشد»
دوست عزیز!
من نیزنگفته ام که مردم گنهکار اند ونه هم برهان الدین ربانی با مردم اعلان جنگ داده است. بلکه برهان الدین ربانی با افراد مسلح آقای مزاری درگیرشده است. همین منطق دیروز برهان الدین ربانی ومسعود بود که حالا شما به آن رسیده اید یعنی اینکه آقای ربانی نیز باهمین منطق جنگ خویش را بامزاری توجیه میکرد که جنگ با مزاری درآنوقت جنگ باتمام هزاره ها نبوده بناء مطابق همین حکم منصفانه وعاقلانه جناب شما اطلاق صفت مصلح آدمکش بر زنده یاد برهان الدین ربانی نمی چسپد. زیرا او با تمام هزاره ها اعلان جنگ نداده بود. آنچه که جناب عالی ازقول رادیوی دولتی نقل کرده اید درست است. دررادیو درهمان وقت اعلان گردید که نیروهای دولت اسلامی منطقهء افشاررا ازافراد مسلح غیرمسؤول مزاری پاکسازی نمودند. مگر نیروهای مسلح یک دولت میگذارد که درکنار گوش اش یک نیروی مسلح دیگر دست به حفریات نظامی بزند ودرصدد آن باشد که سرک را بین افشار وکوتل بادام باداغ احداث نموده ویک تانگ را درآنجا مستقر نموده وشرق کابل را تامیدان هوایی وخیرخانه وشهرنو و وزیراکبر زیر آتش توپخانه وانواع سلاحهای ثقیل دیگر قرار دهد. اگر شما به عوض ربانی می بودید چنین اجازه را به مزاری میدادید؟
درحالیکه جناب عالی حالا نیز وی را نمایندهء هزاره ها نمیدانید. پس ازین اعتراف تان خوشم آمد. بناء اطلاق صفت مصلح آدمکش ازقلم جناب عالی به جناب برهان الدین ربانی نه توجیه عقلانی دارد ونه هم شرعی. این نوع لقب ها رابخشیدن به دوست ودشمن بیشتر روی انگیزه احساسات و هیجانات درونی افراد می باشد که گاه گاهی قبلا جناب کاندید اکادمیسن محمد اعظم سیستانی از آن استفاده میکرد ولی حالا کاملا ازنوشته های گذشته اش معذرت خواسته است وبا پورتال افغان جرمن قطع علاقه نموده است. درجای دیگر نیز جناب عالی واقعا اعتراف خوبی مبنی برجنگهای قومی دارید باوجودیکه مزاری را به مثابهء تمام هزاره ها نمی دانید:
بخوانید:
« در آن زمان جنگ در افغانستان جنگی قومی بود، تا مذهبی، چنانچه محسنی با تشکیل حذب حرکت اسلامی هدفی نابودی هزارههارا دنبال می کرد، او درچندین جلسه خصوصی اش، سیدان را تشویق به درس، وهزاره تشویق به جنگ کرده بود، اکنون نیز ازنام مذهب همان استفاده را می کند.»
خوب درینجا باید طرفداران آقای محسنی اگر این پیامها را میخوانند باید جواب بگویند که آیا ادعای شما درین باره درست است ویا اینکه میخواهید میان پیروان شیعه مذهب هم درز ونفاق ایجاد کنید آب را گل آلود نموده وماهی دلخواه تان را بگیرید. اما یک نکته را فراموش نکنید که :این اعتراف جناب عالی ادعاهای قبلی تانرا که که آیا مزاری ازهزاره ها نماینده گی میکرد ویا نه بکلی نقض میکند زیرا درصورتیکه محسنی چنین منافقت را میان هزاره ها وسیدها براه انداخته بود وجناب عالی ازآن خبر دارید پس مزاری بازهم نمایندهء هزاره ها بوده است که جنگ برهان الدین ربانی را باوی من حالا قابل توجیه نمیدانم. ولی دربارهء تلفات افراد ملکی؛ بلی من باشما موافق هستم درهرجنگ افراد غیر نظامی به تلف رسیده اند وهرقوماندان وفرمانده نظامی که ازقوانین جنگ سرپیچی کرده باشد ومطابق هوا وهوس خودش بر افراد غیرنظامی واسرا بدون عذر معقول شلیک کرده باشد ویا به ناموس کسی تجاوز جنسی نموده باشد ازهردو طرفین درگیر ولو برادر من هم باشد وی باید محاکمهء عادلانه گردد. ولی مطابق فرمودهء خودتان تمام اعضای جمعست اسلامی ویا شورای نظار سابق مشمول جنایات ضد بشری بوده نمیتوانند. من برایتان موفقیت میخواهم
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
یعنی میفرمایید چون جنگ ربانی و مسعود با کلی هزارهها نبوده و با بخشی از هزاره بوده است بنابراین نمیشود صفت آدم کشی را به ربانی بست! عجب منطقی دارید شما! خیر بیسواد یاوه گو، کشتن بخش از انسان ها هم کشتن است و جرم دارد! اکنون پاسخ بالا را یک بار دیگر اینجا می آورم: «این پروفسور قلابی صلح مسئول جنایت و بر بادی دهه نود است! ایشان به عنوان رئیس جمهور فرد نخست جنایت و خیانت و بر بادی شهر کابل باید شناخته شود، چون اگر یک گروهی مرتکب جنایت میشود مسئول اصلی رهبر آن گروه است. نمونه: هیتلر هم شخصاً یهودیان را کشتار نکرده بود ولی تاریخ او را به نام تن نخست جنایت بر علیه یهودیان میشناسد.»
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
پرویز بهمن
سلام به آقای شکراله رحمانزی!
رحمانزی صاحب!
نمیدانم که چرا حالا ازنوشتن شماره های تیلفون تان خود داری میکنید. !!!!!!
شماره های تیلفون مه ثابت است !!!
اگر من به قدرت برسم هر جا در گوشه و کنار شهر کنارابی باشد به نام این خاینین و قاتلین مردم افغانستان میگذارم!!!
پرویز بهمن!!!
یکی و یکبار نوشته کنید مرگ بر گلبدین، سیاف، ربانی ,احمد شاه مسعود ، فهیم، عبدالله، اسماعیل، خلیلی، عطامحمد، کرزی، فاروق وردک، شکم گُنده کریم خرم و هرچه جهادی ,خاینین و قاتلین است.!!!!!!
0784035745
0706818782
0782109652
0786611240
0780031128
0784035745
(( شکرا له رحمانزی )) کابل پوهنتون, ژورناليزم محصل
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
بخاطر یکی سازی وتوحید بحث میان خودم وآقای نظری من اینجا بار دیگر هم نظریه آقای نظری را وهم جواب خودم را اینجا تکرار نشرمی نمایم:
ازآنجایکه بحث مجلهء اکونومیست نیز راجع به جنگ حزب وحدت ودولت آقای ربانی است اول نظرشص آقای نظر درباره شهید مزاری این است:
جهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
17 اكتبر 14:11, بوسيلهى شیراحمد نظری
من با تاکید می نویسم، مزاری نه می تواند تمام مردم هزاره باشد، همین طور که ربانی تمام تاجیکها نیست، اگر این لطف را شما درحق آنان هم کنید، بازهم نه می شود که ربانی به مثابه تمام تاجیک ها باشد، ویا مسعود،
repondre message
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
17 اكتبر 17:05, بوسيلهى پرویز بهمن
بح بح بح دست تان درد نکند محترم شیراحمد نظری با این پاسخ علمی؟؟؟؟؟! تان!
چقدر عالی وآسان فرموده اید که مزاری به مثابه تمام هزاره ها نیست!!!!!!!!!؟؟؟؟؟ واقعا ازین اعتراف تان مانند دیگر اعترافات تان خوشم آمد که مزاری بمثابهء تمام هزاره ها نیست. مگر اینقدر هزاره هایکه درکشورهای اروپایی وامریکا واسترالیا هرسال در روزهای شهادت وی سوگوارانه اشک می ریزند وسینه میزنند پسران خالهء جناب عالی می باشند ؟ مگر اینقدر فوتوهای مزاری ونامگذاری های جاده وسرک درمنطقهء پل سوخته وقلعهء شهاده کابل نماینده گی ازین نمیکند که مزاری یعنی هزاره وهزاره یعنی مزاری؟ اینها کی ها اند؟ این فوتوهای که ازطرف شبکه جهانی مردم هزاره درکابل پرس نشر می شود اینها کی ها استند؟ آیا شما فوتوهای تظاهرات مردم هزاره را در روزهای شهادت عبدالعلی مزاری درسایتهای هزاره گی دیده اید ویانه؟ آیا بحث مرا بایکی ازطرفدارن عبدالعلی مزاری درکابل پرس بنام ستایش علی خوانده اید؟
آیا اینها نماینده گی ازمردم هزاره نمیکنند؟ مگر جناب عالی مقاله های دانشمند گرامی آقای میراحمد لومانی را دربارهء تجزیهء کشور خوانده اید؟ مگر سخی اروزگانی وعوض نبی زاده هزاره نیستند شما استید؟
مگر مقالات گرانسنگ دانشمند ازبیک تبار توردیقل خان میمنگی ازنظرتان نگذشته است؟ اینها چه میخواهند آقای شیراحمد نظری؟ آیا درد ورنج تاریخی ملیتهای اصیل وبومی این سرزمین که دوصد وشصت سال حاکمیت نامشروع سلاطین پشتون را تحمل کردند وپدران شان بحیث برده ها دربازارهای دهلی وقندهار وکراچی فروخته شده است هزاره نیستند شما استید؟
امروز که با دیده درایی تمام پشتونها حتی قاتلین هزاره ها را به تجلیل می نشینند وتاریخ حقیقی آنها را درمدارس ومکاتب تحریف می نمایند پشتون تشریف ندارند؟ مگر فاروق وردک پشتون نیست؟ مگر آن جنگ سالار فاشیست تاریخی بنام محمد گل خان مهمند پشتون نبود؟
آیا کدام پشتونی اعمال عبدالرحمن ومحمد گل مهمند را دربرابر ملیتهای غیر پشتون این کشور محکوم کرده است؟
پس اگر اینها هزاره وازبیک نیستند مرادزی صاحب وآریوزی صاحب وحکمتیار صاحب وملاصاحب عمر طارق جان بزگر افغان نیستند پس کی ها کی می باشند؟ مگر شما ازبیک یا هزاره تشریف دارید که خیلی آسان حکم به عدم نماینده بودن مزاری ازملیت هزاره کردید؟
امیدوارم که بدون بهانه گیری پاسخ بیابم.
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
بیخود است بیسواد، وقتی سخن از یک تیره میشود عبارت از سترگ از مردم است با دیدگاهها و عقاید مختلف سیاسی. نمونه: همه تاجیکها جمعیتی و یا شورای نظاری نیستند، تاجیک کمونیست داریم، تاجیک هیومانیست داریم، تاجیک که به هیچ گروه سیاسی متعلق نیست داریم و مانند شما فاشیست قبیله گرای تاجیک هم داریم. نمیشود همه تاجیکها را داخل یک گروه سیاسی قالب کرد و ادعا نمود تاجیک مساوی است با جمعیتی و یا پروفسور قلابی صلح برهانالدین ربانی! مثال دیگر: اینکه طالب پشتون نجیب پشتون را دار میزند نمونه دیگر، که نمیشود یک تیره را مساوی به یک شخص و یا یک گروه دانست. انسان باید مغز خر خورده باشد که ادعا کند تاجیک مساوی است با پروفسور قلابی صلح ربانی و یا هزاره مساوی است به آخوند مزاری!
.
اینکه در کشور های اروپای عده هزارهها از آخوند مزاری تجلیل میکنند پیروان آخوند مزاری است نه همه هزارهها
.
اینهمه بیخودی سخن از منطقی میزنی، منطق را باید در چنین جاهای به کار بست.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
سلام به آقای پرویز بهمن !!!
واقعا ازین اعتراف تان مانند دیگر اعترافات تان خوشم آمد!!!!!!
ولی نصیحت من بشما این است که اگر واقعا دانشجوی دانشکدهء روزنامه نگاری تشریف دارید ازهمین حالا رفتن به پای خودرا تمرین کنید )))
لطف نمایند, نظر مناسب تا نرا قرار اظهارات دانشمند ان kabulpress را نیز بنویسید امیدوارم که بدون بهانه گیری پاسخ بیابم!!!
شکرا له رحمانزی
با احترام
((اظهارات دانشمند ان kabulpres))
خرویز، بهمن خرمن!!
آیا خودت چیزی بنام وجدان داری؟ آیا خودت وقار، عزت و حثییت داری؟ آیا خودت حیا داری؟ بدون شک که از صفات بالا برخوردار نیستی! زیرا خودت همه چیز را فدایی ببرک، مسعود و دها قاتل، جنایتکار و جنګ سالار نموده ای. ای کاشکی این همه را بخاطر خود از دست میدادی، شاید دردی نمی داشت، ولی وقتی انسان مانند خودت برای کسانیکه منفور هستند همه چیز را از دست میدهد فاجعه آور است. برخیز از خواب برادر! در مورد خود صحبت کن، از خود بګو و از خود قصه کن. بخاطر یک چند نفر مرده و شرمنده تاریخ خود را خراب خراب کردی
سلام به دوستا ن !!!
از اشخاصی مانند بهمن ، زرنگار ، نوين وعظيم بابک نادر, شما نباید گله کنید؛ زیرا اینها درهمان ایام کود کی کارشان خراب شده است. اگر خراب نمی بود دشنام نمیدادند. یک شخصی که خودش بزبان خودش درکابل پرس اعتراف کرده باشد.
((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام)))))!!!
پرویز بهمن !!!!!!!!!! !یا خودت چیزی بنام وجدان داری؟
آیا خودت وقار، عزت و حثییت داری؟ آیا خودت حیا داری؟ بدون شک که از صفات بالا برخوردار نیستی!!!!
بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است نه قربانی!!!!
جالب است این همه اطلاعات و تصاویر خصوصی از گردهم آیی اوغان های سلیمان کوهی(به گفته فاشیست های فارسی پرست) را پرویز بهمن چگونه بدست می آورد؟ شاید کدام بوی فیریند کندهاری داشته باشد! و یا نکند زن پرویز بهمن در برمنگهام مشغول کار خیر با کرد و سیاه پوست است و بهمن مانند سگ ولگرد در سویدن چکر میزند!!!!
اخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد به نظر من انسانهای مانند سیستانی و بهمن دو روی یک سِکه اند
ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!
مفعول را چه بر گذشت روزگار و پرستش ببرک کارمل و احمد شاه مسعود !!!!!!!!!
اخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد درررررررررررررر
سلام بهمن!
اینجانب با اغا نادر صد در صد مافق هستم. اگر به خدا گرفتن سیستانی باید انتحار کند . بهمن جان باید خود را قبل از سیستانی انتحارکند. قبلأ خدا بهمن کارمل وطنفرش بود و حالا مسعود جنایتکار است. اگر انتحار میکنید وشکو که مردم بی کناه را شهید نکنی. انتحارت را در بین فهیم بینی کته، احمد ضیا خلمی، عبدالله بی ریش، قانونی معفول، عطا بی دین بکنید که از این خر ها هم بی غم شویم .
فکرکنم خودت بدتر,منفورترومریض ترازهرکسی دیگری تشریف دارید پس عجله کنید درانتحارتان تابووگند کمترشود!
رفیق کارمل گرامی شما چنان شیفته قبیله بود که خود را پشتون قلمداد کرد و در برابر ان از هویت خود تیر شد. به یادت است یا نی؟
آقای پرویز بهمن
فکر ميکنم شما رابطه نزديک با مرحوم مسعود داريد ٠ از مرجع موثق با خبر شدیم که مسعود در وقت وزارت دفاع به کاتب ضرورت داشت و شما(آقای پرویز بهمن) در وقت رسمي کاتب ودر اوقات غير رسمي روابط جنسي با ايشان برقرار ميکرديد٠
امروز همه مردم اوغان را هم ميشناسد و پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست مثل شما راهم ٠با نشر چنين مطالب که باعث تفرقه ميليت ها ميشود هيچ حاصل نخواهيد کرد چون شما مفعول بيش چيزی نيستيد٠
نوکران و دستنشانده های استعمار تا چه اندازه درعوام فریبی باهم شباهت دارند.
یگی لُنگی به سر میزند و دیگری چپن به تن میکند.
پرویز جان بیشتر بنویس، از لجنزار خون و تعفن!
بیشتر بنویس، از جنایات خدایانت، تا مردم چهره های واقعی این شیاطینِ را که تو میپرستی، خوبتر بشناسد.
بیشتر بنویس، از خیانت و جنایتِ که خدایانت به حق جوانان ساده و فریب خورده این میهن روا داشتند.
بیشتر بنویس، از تزویر، مَکر و هیله رهبرانت (ببخش، خدایانت).
این بهترین خدمتِ ست،که ناخود آگاه (یا عمداّ ؟؟) انجام میدهی، به همه کسانیکه قربانی قدرت طلبی خدایان تو شده اند.
به امید افشاگری بیشترِ از لنجزار خون و خیانت.
سر خودرا زير ريك بت كردى ولى عقبت در ميدان است.
ازاخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد به نظر من انسانهای مانند سیستانی و بهمن دو روی یک سِکه اند
ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!!!!!!!!!
مفعول را چه بر گذشت روزگار و پرستش ببرک کارمل و احمد شاه مسعود !!!!!!!!!
اخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد درررررررررررررر
آقای پرویز بهمن
فکر ميکنم شما رابطه نزديک با مرحوم مسعود داريد ٠ از مرجع موثق با خبر شدیم که مسعود در وقت وزارت دفاع به کاتب ضرورت داشت و شما(آقای پرویز بهمن) در وقت رسمي کاتب ودر اوقات غير رسمي روابط جنسي با ايشان برقرار ميکرديد٠
امروز همه مردم اوغان را هم ميشناسد و پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست مثل شما راهم ٠با نشر چنين مطالب که باعث تفرقه ميليت ها ميشود هيچ حاصل نخواهيد کرد چون شما مفعول بيش چيزی نيستيد٠
نوکران و دستنشانده های استعمار تا چه اندازه درعوام فریبی باهم شباهت دارند.
یگی لُنگی به سر میزند و دیگری چپن به تن میکند.
پرویز جان بیشتر بنویس، از لجنزار خون و تعفن!
بیشتر بنویس، از جنایات خدایانت، تا مردم چهره های واقعی این شیاطینِ را که تو میپرستی، خوبتر بشناسد.
بیشتر بنویس، از خیانت و جنایتِ که خدایانت به حق جوانان ساده و فریب خورده این میهن روا داشتند.
بیشتر بنویس، از تزویر، مَکر و هیله رهبرانت (ببخش، خدایانت).
این بهترین خدمتِ ست،که ناخود آگاه (یا عمداّ ؟؟) انجام میدهی، به همه کسانیکه قربانی قدرت طلبی خدایان تو شده اند.
به امید افشاگری بیشترِ از لنجزار خون و خیانت.
سر خودرا زير ريك بت كردى ولى عقبت در ميدان است.
از شما نباید گله کنید؛ زیرا اینها درهمان ایام کود کی کارشان خراب شده است. اگر خراب نمی بود دشنام نمیدادند. یک شخصی که خودش بزبان خودش درکابل پرس اعتراف کرده باشد که
کابل پرس? را این اولادای سقو تریبون مورده گوی شورای نصوار جور کده و این بهمنک مفعول بچه هر چه دزد و قاتل آدم کش است را قهرمان میتراشد. از نظر این مفعولک هر که پنچرمین است قهرمان است.
کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست
پرویز بهمن بهمن ، زرنگار ، نوين وعظيم بابک نادر, نادر نوین پنچرمين ، تلخان خور دیروز و نو یسنده فاشیست قبیله گرای امروز!!!!!!!!
رفیق کارمل گرامی شما چنان شیفته قبیله بود که خود را پشتون قلمداد کرد و در برابر ان از هویت خود تیر شد. به یادت است یا نی؟
پرویز بهمن مردیکه از گذشت روزگار و تجاوز جنسی هیچ نیاموخته است !!!!
ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!!!!!!
مفعول را چه بر گذشت روزگار و نو یسنده گی !!!!!!!!
درجوابت که مراگردپا!!!؟؟؟(نمیدانم درانوقت ایکه باتوکاری صورت گرفته چه چیزی رابه جای پا گرفته ای که گردهم بوده وهی نشخوارش میکنی ,خوب فکرکن شاید پانبوده و...,)
اما خودت با این پیامت یکبار دیگر ثابت ساختی که انسان معقول نیستی، بلکه تبعیض قومی و نژادی چشمانت را کور کرده است و دنیا را در تونل تاریک قومپرستی فقط سیاه و سفید میبینی. به امید روزیکه رنگ های زیبای دیگر را نیز دیده بتوانی شما نباید گله کنید؛ زیرا اینها درهمان ایام کود کی کارشان خراب شده است. اگر خراب نمی بود دشنام نمیدادند. یک شخصی که خودش بزبان خودش درکابل پرس اعتراف کرده باشد که ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام)))
کابل پرس را این اولادای سقو تریبون مورده گوی شورای نصوار جور کده و این بهمنک مفعول بچه هر چه دزد و قاتل آدم کش است را قهرمان میتراشد. از نظر این مفعولک هر که پنچرمین است قهرمان است.
کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست
پرویز بهمن بهمن ، زرنگار ، نوين وعظيم بابک نادر, نادر نوین پنچرمين ، تلخان خور دیروز و نو یسنده فاشیست قبیله گرای امروز!!!!!!!!
رفیق کارمل گرامی شما چنان شیفته قبیله بود که خود را پشتون قلمداد کرد و در برابر ان از هویت خود تیر شد. به یادت است یا نی؟
پرویز بهمن مردیکه از گذشت روزگار و تجاوز جنسی هیچ نیاموخته است !!!!
ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!
مفعول را چه بر گذشت روزگار و نو یسنده گی !!!!!!!!
درجوابت که مراگرد پا!!!؟؟؟(نمیدانم درانوقت ایکه باتوکاری صورت گرفته چه چیزی رابه جای پا گرفته ای که گردهم بوده وهی نشخوارش میکنی ,خوب فکرکن شاید پانبوده و...,)
اما خودت با این پیامت یکبار دیگر ثابت ساختی که انسان معقول نیستی، بلکه تبعیض قومی و نژادی چشمانت را کور کرده است و دنیا را در تونل تاریک قومپرستی فقط سیاه و سفید میبینی. به امید روزیکه رنگ های زیبای دیگر را نیز دیده بتوانی
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
دوستان گرامی به معذرت چند نکات ذیل برایتان تقدیم میدارم:
اول اینکه عین مطلب را دیروز نوشته بودم کدام لوده احمقاز سایت کابل پرس? حذف کرده اینک دوباره می نویسم .
من اهل پنجشیرم در شهر مالمو سویدن با فامیل ام مدت چندین سال زندگی میکنم خاطرات بدزمان کودکی ام مرا وادار میسازد که درمقابل فاشست های اوغان کلمات دشنام اور ودور از چوکات انسانیت بنویسم این دشنام زدن زمانی غلیظ میشود خصوصأ زمانیکه بنده احساس نارحتی درین سن و سال کند درحقیقت انقدر پست هم نیستم که یک هموطن عزیزم رابا دشنام های مکررم سرزنش کنم مگر افسوس چه کنم .....کوشش کنید که مرا درک کنید
با حرمت بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
شکرا له رحمانزی حرامی!!!!!
آیا خودت چیزی بنام وجدان داری؟!!!
آیا خودت وقار، عزت و حثییت داری؟!!!
آیا خودت حیا داری؟
مطابق اتهام مطرح شده دوسیه فساد اخلاقی خانم تانرا در لوی څارنوالی کابل حذف کنید!!!!!!!!!!!
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
بادرد ودریغ باید گفت که تحلیل مسایل افغانستان ازدید قومی و تنظیمی به گرایش عام تبدیل شده است.هرکی به قوم وتنظیم خاصی تعلق دارد از محکوم کردن افراد مسوول آن قوم وتنظیم در جنگ ها وویرانی کشور انکارمی کند وبرای آن ها دلایل شرعی می تراشدچنان که گویی در قتل عام مردم کابل تمام رهبران و تنظیم ها فقط از خود دفاع می کرده اند. گویی تنها ا اشباح ناشناخته بیش از شست هزار کابلی بخت برگشته را از هستی ساقط و شهررا به ویرانه تیدبل کرده اند. گلبدین می فرماید ما می خواستیم مردم رااز شر کمونیست ها و گلم جمع ها نحات بدهیم. شورای نظار ادعا می کند که ما می خواستیم امنیت ودولت داری را حفظ کنیم ومانع به حاکمیت رسیدن گلبدین شویم. حزب وحدت می فرماید ما مخالف انحصار قدرت وخواهان سهم بیشتر در دولت بودیم . دوستم می فرماید ما برای آرامی مردم می جنگیدیم .و.... بدین ترتیب هیچکسی مقصر نیست ، مقصر اصلی همان ده ها هزار انسانی بودند که به کام مرگ فرورفتند. آیا شما به اصطلاح " روشنفکران" ی که در اینجا کامنت می نویسید وهرکدام به سود یکی ازاین گروه ها ی جانی و تبهکار کف بر لب می آورید؛ چیزی به نام وجدان در خود سراغ دارید؟ برای کسانی که از ربانی دفاع می کنند در اینجا یک مورد از جنون او برای حفظ قدرت را مثال می آورم : زمانی که شورای صلح متشکل از رهبران ونمایندگان تنظیم ها و شخصیت های سیاسی ملی وبیطرف مانند داکتر یوسف صدراعظم دوران شاه درهرات تشکیل گردید تا برای حل اختلافات وقطع جنگ های کابل فکری بکنند، احمد شاه مسعود به ربانی که عازم هرات می شد گفت که استاد ! شما باید دراین جلسه استعفا دهید تا بدنامی جنگ به نام ما ختم نشود . مسعود در یکی از مصاحبه های خود می گوید : من که " ا ستاد" را تا میدان هوایی کابل بدرقه می کردم مکررن از او خواهش کردم که در این جلسه باید استعفای خود را اعلام نماید و استاد پذیرفت و اطمینان داد که این کاررا خواهد کرد . مسعود م می افزاید که حتا داخل طیاره شده و بار دیگر این موضوع را تکرار کردم و استاد اطمینان داد . ولی سر انجام شنیدم که " استاد" در بیانیه ی خود گفت که من از مردم افغانستان به خاطر اعتماد مجدد شان نسبت به خودم شکرگزار هستم ... این مطلب را بنده در یکی از کتاب هایی که به نام مصاحبه ها وسخنرانی های مسعود نقل شده خوانده ام ولی همین لحظه دقیقن به یادم نیست که در کدام بخش آورده شده است . به هر صورت، کسانی که به نهاد بی بنیادی به نام شورای حل وعقد استناد نموده و آن را وسیله ی مشروعیت ابقای قدرت جمعیت اسلامی معرفی میکنند، باید از خود بپرسند که چنین نهاد ی در کجای تاریخ وفرهنگ سیاسی افغانستان یا کشور هایدیگر اسلامی سابقه داشته واین نهاد دست نشانده ومتشکل از جهادیون تنظیمی چگونه می توانست ممثل اراده ی تمام مردم افغانستان باشد؟ حتا برخی ازتنظیم ها نیز مخالف آن به اصطلاح " شورا" بوده و اعتراض داشتند. نتیجه این که ربانی ومسعود را نمی توان روسفید ساخت . اگر جنایات گلبدین سنگین تر از همه است دیگررهبران وتنظیم ها نیز دست شان به خون مردم بیگناه وتاراج مال ودارایی وناموس مردم الوده ا ست . حقیقت را فدای احساسات قومی و تعلق خاطر به این یا آن رهبر نباید کرد.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
سلام به خواننده گان کابل پرس? وسلام خاص به جناب محترم فرشید!
فرشید عزیز!
محتوای پیام تان با دیگر پیامدهنده گان فرق کلی دارد آنجا که جناب عالی افراد واشخاصی که بطرفداری ویا برضد رهبران وگروه های درگیر درچند دههء اخیر درینجا پیام میگذارند متهم به بی وجدانی کرده اید. اما حالا بیائید که شخص جناب عالی درمیزان قضاوت قرار دهیم که فرشید نام خودشان چقدر ازوجدان سالم بشری برخورد استند ودرکابل پرس؛ ما با چند فرشید سر وکار داریم.
ازنظر وجدان؛ شما راست میگوئید. ژان پل سارتر میگوید درهرقتلی که حتی هزارسال قبل ازتولد وی درروی زمین صورت گرفته باشد تمام بشریت معاصرش ونسل های بعدی درآن سهیم اند وازجمله او خودش را مسؤول جنایت قتل عام کمون پاریس که قریب بیش ازصد سال قبل ازتولد وی بوقوع پیوسته بود میداند. قرآن نیز باهمین شیوه آیه ای دارد که قتل یک انسان بیگناه را چه مسلمان وچه غیر مسلمان مساوی به قتل تمام جهان میداند ونجات بخشیدن زنده گی یک انسان را مساوی به زنده ساختن تمام جهان معرفی میکند.
واقعا ازنظر وجدان بشری که اگر دروجود من ویا شما یا شیراحمد نظری ویاهرکس دیگری که درپیامخانهء کابل پرس مقاله می نویسد وپیام میگذارند این وجدان وجود داشته باشد همهء ما مسوولیت داریم. آری!
به قول دکترعلی شریعتی ما همه مسؤولیم اگر درافشار انسان بیگناه کشته شده است همهء ما مسؤول استیم ویا درچهارآسیاب ویا درخیرخانه ویا درشهرنو و وزیر اکبرخان . ما همه مسؤولیت پذیری این جنایات هولناک را که ازهرطرفی رخ داده است به حیث شهروندان این آب وخاک مطابق وجدان بشری باید حمل کنیم.حتی درکشتار انسانهای بیگناه رژیم حفیظ الله امین نیز من وتو امروز مسؤول هستیم.ازین نگاه جناب عالی نیز مانند من ودیگران درقطار انسانهای بی وجدان قرار گرفته اید ولو وابستگی سیاسی تانرا به احزاب ورهبران سیاسی جهادی ویا غیر جهادی ازشرم پنهان میکنید.
اما سوال این است که کابل پرس با چند فرشید سر وکار دارد؟
آیا این فرشید خود یکنفر است ویا چندین نفرمتضاد؟
دریک جا فرشید برضد حزب وحدت وعبدالعلی مزاری شدید ترین ودشنام آمیز ترین پیامرا درکابل پرس از خویش بجا گذاشته ودربحثی که با محترم خلیل نبیل مزاری درقسمت جنرال دوستم و استاد عطا داشته است جانب استاد عطارا با افراطی ترین شکل گرفته است. وحتی دربرابر این نظرمن که باید سه ملیت بزرگ ازبیک وهزاره وتاجیک باهم دربرابر هژمونیزم پشتونی باید یکی شوند وازخودخواهی های قومی خویش بگذرند خیلی افراطی جنگهای حزب وحدت وشورای نظاررا در دههء نود میلادی یاد آوری نموده وبا استناد به آن جنگها ممکن بودن چنین ائتلافی را زیر سوال برده است. درجای دیگر درستون مقاله ام پولاد افغان کیست؟ ازمقاله ام دربارهء پشتونیزم استقبال کرده است ونظریات من در بارهء افکار قبیله ایی گلبدین واستفاده جویی های گلبدین ازاحساسات غیر پشتونها درحزبش مورد پسند جنابعالی فرشید جان قرار گرفته است.
درجای دیگر ازعزیز یاسین ونظریات اسلام ستیزانه اش دفاع کرده ولی بعد وی را بخاطر کمونیست بودنش به بدترین دشنامها نوازش داده و با قرآنیار گلبدینی یکی شده است.
درحای دیگر پیامهای مرا دربرابر نوشتهء حکیم نعیم بدون ارائهء کوچکترین دلیل منطقی رد کرده ولی به بهانه های جالبی ازبحث ومناقشه بامن خودداری ورزیده است. پس آیا این همه فرشیدها میتواند یکی باشد ویا چند نفر؟
اگر اینقدر همه فرشیدهای متضاد یکی باشد پرسش من ازجناب شان این است که وجدان بشری خودتان درکجا قرار دارد که گاهی ازیک موضع دفاع میکنید وفردا برضدآن بدون دلیل موجه برمیخیزید. آیا واقعا شما پیام نویس جدی استید ویا اینکه میخواهید میدان بحث وجدل هرچه بیشتر داغ گردد تا شما سیر وتماشای خودتانرا بکنید؟
شما دراینجا گاه گاهی ازاحمدشاه مسعود روایاتی میکنید وخیلی زیرکانه وی را درقطار سیاه روهیان تاریخ میاورید. ولی خیلی با احتیاط از وی رد میشوید چنانچه درهمین پیام نیز شما این کار را کرده اید: احمدشاه مسعود به ربانی گفت که استاد زمانی که به هرات رسیدی استعفایت را پیش کن واستاد نیز آنرا قبول کرد وتامیدان هوایی نیز مسعود این را به استاد ربانی تکرار کرده که باید استاد درجلسهء هرات استعفایش را پیش کند. اینجا نیز بطور غیر مستقیم وخیلی زیرکانه برائت دادن زنده یاد مسعود بزرگ مقصود می باشد ولی صادقانه نیست. است درینجا نیز صداقت ندارید. زیرا چند کلمه بعد وی را نیز درقطار سیاه روهیان تاریخ درآورده اید. حالا جناب عالی با این تضادهای درونی تان نشود که همان رازق مامون بدنام باشید که هم گلبدینی بود وهم نبود هم خادیست نجیبی بود هم نبود هم شورای نظاری بود هم نبود؛ گاهی رگه های قومیتش بررگه های ایدیالوژیکی اش به افراطی ترین شکل چربی میکند وگاهی برخلاف آن. همیشه ازیک خط افراطی به خط افراطی دیگر لغزیده است در وبلاک خویش عکس ها وفوتوهای شخصیتهای متفاوت ومتضاد را به نمایش گذاشته واز هرکدام آن بدلایل واهی تجلیل میکند . میشود بپرسم که میان اینهمهء فرشیدهای متضاد ورزاق مامون بدنامیکه بالای یک زن شوهردار تجاوز جنسی کرده ورسوایی اخلاقی اش مشامها را می آزارد کدام پیوندی وجود دارد؟ منتظر پاسخ جناب عالی می باشم.
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
هموطنان گرامی به همه ایی شما مانده نباشید گفته و پیش از ابراز نظر خویش ، سعادت وبهروزی تان ،آرزوی من است .من ،نام گذاری یک دانشگاه را بنام شخص سیاسی که استاد برهان الدین باشد ،چندان فرا خوان عقل نمیدانم واما ،صد ها جاده ،مکتب ،محل ومنطقه بنام های که در نخست وجود فزیکی و محیطی نداشته ،زیور تاریخ وتاریخ قلابی شده ودر اذهان ملیت های بومی از صنف اول به گونه تاریخ وحوادث واقعی ترزیق و توضحی شده ونسل واندر نسل را در گودال تحریف وتقلب تاریخی تربیه نموده ومثال ملالی إ؟
دوم -کسیکه به خاطر قوطی نصوار صف مبارزان وطن پرست شمال کشور را که در مقابل انگلیس ها جان فدایی میکردند ،مزدورانه ترک نموده ودر آغوش دشمن خاک ومردم غنوده بود که امروز جاده ها ومکاتب به نام این وطن فروش مسمی میشود .یعنی جاده ومکتب وزیر اکبر خان إ؟
این جا دومثال آوردم که مشت نمونه خروار باشد واما ،این نام گذاری از سوی کی پیشنهاد شده وبخاطر چه ،سوال برانگیز است ؟پرروشن است که آقای کرزی طالب از این عمل اهریمنی خویش حد واندازه عدم تجانس وهمگرایی ملیت های بومی را پیش بین شده و به مخالفت های جزی وفرعی تیل پاشیده و آتش در میان مردمان اصیل وطن افروخته واز این شیوه و طریق حاکمیت قبیلوی طالبی را در چند صد سال بعد تضمین نمایند.
معنی تبصره ها ضدونقیص است واما ،روح نیمه جان دارد واین نیمه جانی بیان اندیشه ودیدگاه ها در جامعه جهان سوم "افغانستان"قابل قدر میباشد إ
متوجه باشید که درخت از ریشه آب میگیرد و شرایط امروز متآسفانه حاصل حاکمیت های بیگانه ،قبیلوی ووطن فروشانه وتاریخ وتمدن ستیزی ها است وتخریف بت بامیان را میتوان مثال آورد.برادران افغان ما ،زیادتر تاریخ را مطالعه نموده ودر برابر پدیده های دردناک تاریخ پاسخ تاریخی بیابندإ