نهمیدانم چه عامل باعث شد، تاکرزی تصمیم تغیرنام دانشگاۀ تعلیم وتربیه و جادۀ منتهی به پولی تکنیک را بیگرد، اسمیکه برای همهگان مفهوم داشت، ازتکسی ران گرفته تا روزمزدکار، دانشگاۀکه در آن هزاران دانشجوازقشر و تبارگوناگون زیر یک سقف درس میخواندند، به قولی شماری؛ خانهی ملت بود، بهنام شخصی شود، که مرتکب جنایتهای ضد بشری شده است.
اکنون این خانهی ملت؛ به خانهی شخصی ربانی تبدیل شده، و درآن جوی خون روان است، فضای دانشگاه به فضای خشونت تبدیل شده، و دوگانگی میان دانشجویان به میان آمده است، سخنهای کرزی خودش را نقد میکند؟ او گاه درسخنانش دانشجویان و دانشگاهها را از سیاست مبرا میداند، ولی اسمی سیاسی بالایش میگذارد، این به کدام قاموس سیاسی است؟
من به عنوان یک شهروند این کشور، زمانیکه از تصمیم کرزی مبنی بر تغیر نام این دانشگاه مطلع شدم، احساس خجالت کردم، کرزی میخواهد، مردم ناراضیرا به میز مذاکره نشاند، شورای نمیدانم... ساخته است، و یامیخواهد میان آنها تفرقه اندازد، چه ضرورت احساس میشد، تا نام این دانشگاه را تغیردهد، کابل اسمی زیبای است، و تاریخ کهندارد.
درین کارکرزی رفیق کاروان است یا شریک دزد؟ چرا خواسته است با صدور فرمانش دانشگاۀ تعلیم وتربیه را به نام برهان الدین ربانی کند؟ آنهم کسی را انتخاب کند، که جرایم ضد بشری وقتل وعام انسان های بیگناه را مرتکب شده است، شاید هم این را فراموش کرده است، که وی در انسان کشی همتایی نداشت، به داربستن بچه های 13 ساله، تجاوز بالای زنان و دختران در افشار، قتل عام بی رحمانه درین منطقه، چوروچپاول کردن اموال مردم و... .
آیا شخصی دیگر پیدانمیشد که این دانشگاه به نامش شود؟ اگرتاریخ این سرزمین غم زده را مرور کنیم، صرف نظر از رهبران متعصب وخونخوار، صدها دانشمند و شخصیتهای برجستهی داریم که دنیا به آنها میبالند، اما ماچه؟ رفتیم شخصی را انتخاب کردیم، که دردهه های شصت وهفتاد، هر روز صدها مرمی مزایل از اطراف به کابل پرتاب میکردند، که همه قربانیها افرادی غیر نظامی بود.
اگر دقت کنیم، تغیر نام این دانشگاه تازه کردن، دردی کسانی است، که درجریان ریاست جناب عالی قربانی شده بودند، در زنده گی چه جنایتهای را مرتکب شد، اما پس از مرگش چه اتفاقهای بدی روی داد، تعطیل درسهای دانشگاۀ تعلیم وتربیه پس از تغیر نام، راه پیمایی دانشجویان، مشاجره لفظی میان دانشجویان موافق و مخالف، درگریهای فزیکی، وحتا خشونت پولیس دربرابر دانشجویان همه از رویدادهای بود، که درین مدت اتفاق افتاد.
کرزی با تصمیم اش درواقع همان شریک دزد است، تا رفیق کاروان، از شخصی تقدیر کرد، که جنایتهای را مرتکب شده بود، که در بالا شمردم، این نمیشود دلیلی باشد، برای کسانیکه چند وقت در اریکه قدرت باشد، وهرکاری را که خواسته باشند انجام دهند، اگر کرزی به ربانی احترام دارد، ماهیج نوع مخالفتی باوی نداریم، برود از پولی شخصی اش، برایش کاری انجام دهد، چشم بخیل کور.
نتیجهی این تغیرنام چه شد، کرزی ازین تغیرنام چه به دست آورد؟ دیگران تلاش میکنند، تا سطح تحصیلی را بالاببرند درچنین وضعیت که ما با آن دست وپنجه نرم میکنیم، نه اینکه، درسها را به نحوی تعطیل کنند، یک بار انفلانزای مرغی؛ درسهای دانشگاههار مختل ساخت، روزی دیگر به دلیل برگزاری مجلس قومی ، واین بارهم به دلیل تغیر نام، آیا جای دیگر پیدانمیشود که کرزی درآن جلسه دایر کند؟
من ازاین جاه منحیث یک فرد نه کل، ابزار تنفرمیکنم از چنین وضعیت و سیاستهای نادرست، دیروز از دوستانم کسی به من تماس گرفت، که لوحه دانشگاۀ را پایین کرده اند، کمی خوش شدم، ولی امروز باز درتلفنی گفتند، لوحه تعلیم وتربیه ربانی را به دروازه دانشگاه نصب کرده اند، فرق این لوحه، با آن لوحه چیست؟ چرا چشمان کرزی نابیناشده، و به درستی نمیبیند، گوشهایش هم ناشنوا، آیا این دانشجویان برایش ارزش ندارند، که روزها به جادهها راه پیمایی کردند، اینها پرسشهایست که جواب آن برای من وامثال من روشن نیست.
کرزی به کورسی ریاست جمهوری نشسته است، چه به فکر مردم باشد، ضرب المثل که گویند: سوارچه از دل پیاده خبر دارد، یاهم سیر از دل گرسنه.
پیامد آنچه برشمردم، کرزی با پیش گرفتن چنین سیاست، مجرم تاریخ شناخته شده وخواهد شد، اگر امروز هرچه به آن توجیه کنیم، منحیث موافق ومخالف.
دوم اینکه کرزی با کارش، میان مردم تفرقه انداخت، که معلوم نیست، سرنوشتش به کجا رسد، چنانچه ربانی این کار را کرده بود.
سوم کرزی وتیمی کارش؛ هدف مشخص را دنبال میکنند، و درین جاه مردم است، که قربانی میشود، و آنها برای مردم هیچ ارزشی قایل نیستند، و مردمرا به قمار باختند، چنانچه امضای پیمان استراتیژیک میان افغانستان و آمریکا.
پیشنهادم این است، که کرزی باید خود لوحه دانشگاه را پایین کنند، و اگر مخالفان و موافقان، قبول نداشتند، شخصی سوم را انتخاب کنند، البته شخصی سوم سیاسی نباشد، مانند: مولانا، فردوسی، فرخی، عنصری، ابن سینا و... .
دیگراینکه به جای تغیر نام دانشگاۀ تعلیم وتربیه برود، یک دانشگاۀ دیگر به نام ربانی بسازد، با این کارش در واقع خدمت بزرگی را به سطح تحصیلی انجام داده است، و از شماری پشت دروازههای دانشگاهها کاسته خواهد شد، وهمچنان از شماری مخالفان، زیرا ما درهر شهر به یک دانشگاه نه بل به دانشگاهها نیاز داریم.
نظرات
38 دیدگاهنتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
شير احمد ن در مورد نامهاى قوم بشتون كه تبارت و خون اشان ترين و مزخرف ترين افراد تاريخ هستند و نامهاى قراه و قصبات و مكاتب و خيابانها بنام انها نامكزارى شده است و مردم كشور از شنيدن ان نامها ازار ميبينند ,حرفى نكفته يي. انكه مردانه و ايستاده بخاطر صلح براى من و تو جان داد و تو از ان مانند تبار مزخرفت با سبكسرى ياد كردى و محتويات روده خودرا اينجا بجاى مقتله افشانده يي. خيلى كار ضد وحدت ملى و ضد اقوام بردر غير بشتون كرده يي. تو با ين جرنديات ثابت ساخته اى كه شما بشتونها تحمل نخبه كان اقوام غير بشتون را نداريد. از شنيدن نام يك شهيد كه بدست ناباك قوم مزخرفت قوم زن فروشت كشته شده هم تحمل كنى. جايش بود كه ما انتقام صد ها هزار شهيد خودرا كه بدستان نا باك اين قوم مزخرف و جاهل كشته شده است و نيست و نابود شده است بكيريم. با وصف اين همه وحشت قوم بشتون ما تحمل كرديم و بشتونها ى ناقل با كستانى كه زمينهاى ما را اشغال كردند,ما انتقام نكرفتيم. باز شما قوم جاهل تعصب و دشمنى داريد.يكبار اكر وجدان داريد بيش خود فكر كنيد.ربانى نا موست را نكاه كرد امروز با كستانى سر زنت سوار است.بينى زن بشتون به سمبول اسلام تبديل شده است.جايش بود شما در رفع جهالت و حشت و دهشت قوم مزخرف خود ببر دازيد.تا باشد كه در اتش جهل هم خود نسوزيد و ديكران هم نسوزانيد.ربانى كدام كارى بدى نكرده او از شرف و غزت وطن در برابر بادارت كه قومت اورده بود به دفاع برداخت و امروز تو كيف ميكنى.ميدانم كه اين همه هياهو را شما به دستور با كستان كه حامى شماست بر با كرده ايد.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
خوانندۀ کابل پریس: ن.ب!
شما از خدمت چه تعریف دارید؟ اگر خیانت و مرتکب شدن جنایتهای ضد بشری را خدمت میمیدانی، پس از نظری شما جنایت چیست؟
نهمیدانم، شما از ربانی چقدر شناخت دارید؟ اگر شناخت ندارید، یک بار تاریخ را به دقت بخوان، آن زمان خواهید فهمیدی که جنایت چیست وخیانت چیست، ربانی هیچگاه نه زن پشتون را حفظ توانست و نه از کدام قوم دیگر، حتا نتوانست زنان تاجیکها را که شما به آن متعلق هستید حفظ کند، اگر بازهم ادعای حفظ دارید، به شکل نمونه: در زمان جنگ رهبران تاجیک با طالبان پاکستانی، در شمال کشور، زنان تاجیک به دستان طالبان پاکستانی وچچینی نهمی افتاد، ازین چشم انداز او حتا نتوانست شخصی خودرا حفظ کند، تا زن پشتون ویا کدام قوم دیگر.
این را به این دلیل نوشتم که شما فکر میکنید تمام این کارها را پشتونها انجام داده اند، من چیزی دیگر را اضافه میکنم؛ اگر ربانی بالای تقسیم حکومت بادیگر رهبران کنار می آمد، طالبان پاکستانی، عربی و... به افغانستان نمیآمدند.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
اینجا نیز جناب شیراحمد نظری اگر خواهان ارائه ء پاسخ منطقی وبی تعصب هستند میتوانند جواب بگویند آنجا که فرموده اند:
« این را به این دلیل نوشتم که شما فکر میکنید تمام این کارها را پشتونها انجام داده اند، من چیزی دیگر را اضافه میکنم؛ اگر ربانی بالای تقسیم حکومت بادیگر رهبران کنار می آمد، طالبان پاکستانی، عربی و... به افغانستان نمیآمدند.»
خیلی خوب فرموده اید ولی حافظهء تانرا از دست داده اید. اگر جناب ربانی بادیگر رهبران جهادی کنار می آمد؟ باکی باید کنار می آمد؟ اگر مرادتان گلبدین است او باوی کنار آمد مگرنیامد؟ کنار آمدن درقاموس شما یعنی چی ؟ مگر خودش وتمام حزبش را تسلیم گلبدین میکرد؟ یا بعدا با طالبان کنار می آمد؟ جناب عالی فرموده اید که این جنایت ها را پشتونها نکرده اند . من هم با احترام به جناب عالی وبخاطر شامل نساختن همهء پشتونها در دایرهء جنابت ضد بشری میگویم که بلی تمام پشتونها جنایت نکرده اند ولی پرسش این است که طالبان وگلبدین درمیان کدام گروه قومی بیشتر طرفدار دارند؟ همین اکنون درارگ ریاست جمهوری چه کسانی تلاش دارند تا نام ملاعمر وگلبدین ازلست سیاه شورای امنیت خارج ساخته شود؟ آیا کریم خرم و داوودزی وارغندیوال وسباوون وغیره هزاره وازبیک وتاجیک اند؟ چه کسانی بخاطر پشتونوالی حتی خواهان این استیند که نام حقانی اوملاعمر را ازلست سیاه شورای امنثت بیرون سازند؟ فرزندان کدام گروه قومی برای طالب وگلبدین به قربانی خود حتی تاسطح انجام عملیات خودمرداری حاضر استند؟ وحتی ازکشتار وقتل عام مردم بیگناه یکاولنگ ومزار وبامیان دریغ نورزیدند؟ آیا هزاره ها ازگلبدین وطالب دفاع کرده اند ویا پشتونها؟ دوم اینکه برهان الدین ربانی مطابق فیصلهء رهبران جهادی دروالپندی بعدازمجددی زمام امور را بدست گرفت میتوانید بگویید که چند تن ازین رهبران جهادی درکنار آقای ربانی مطابق فیصلهء روالپندی که باید بعدازشش ماه شورای حل وعقد دایرشود ورهبر بعدی قدرت رابدست بگیرد قرارگرفتند؟ مگر مولوی خالص رهبر جهادی نبود؟ سیاف رهبرجهادی نبود؟ محسنی رهبرجهادی نبود؟ بالاخره همان شورای حل وعقدیکه پای آن تمام رهبران جهادی امضا کرده بودند دایر نشد؟ چه کسی مشروعیت آن شورا را زیر سوال برد؟
با احترام پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
بينى زن بشتون را در زمان ربانى با كستانى نيريده بود. تو كه اينجا در اروبا با بوتل نشسته اى از زنت جه خبردارى؟ كه جقدر بدخشى او زبيك و هزاره در جنوب جان ميدهد. د غمجن زويه.عسكر خود تول كه اوزبيك كه تاجيك و يا هزاره دى. زينو بشتنو عسكرى ته راشى خود دوى بيا با كستانى سره يوشى او يا به دستورى رازى.ستا دناموس دغه د غير بشتون اقوام دفاع كوى ته خبر هم نهيي,دغمجن زويه.تو به كشته شدن هر غير بشتون جشن ميكيرى و خوشى ميكنى, انكه او را كشته يك روز شما محكوم نكرديد.در قبيله ات مانند ربانى يكنفر كزشته؟ با همين صفات نام بكير؟
تو بيناموس نوشتى كه از اطراف كابل به داخل كابل را كت ميزد. اين را كتها را شوى زنت كلبد الين خان ميزد. حافظه هم ندارى.به ده هزار راكت را كى ميزد؟
نواز شريف كفت كه ما بلان در دادن كابل را كشيديم و عملى كرديم. بلاى قومت عملى كرد.در اطراف كابل قوم بشتون بود.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
من متاسفم از هرقطره خون که درکشور به زمین میافتد، بازهم، به تکرار مینویسم، که من از سیاستهای نادرست رهبران که در پشت قضیههای نا امنیهای کشور دست دارند، بیزارم و تقبیح میکنم، اما چیزی را که شما نوشته اید، کاملن غلط است، شما بلدید دشنام نویسید، اگربا شما بحثی منطیقی کنم، بازهم دشنام مینویسید، زیرا شخصیت نوشتاری شما نشانگر تربیه شما و فامیلی شما است، شمادر وضعیتی قرار ندارید، که باشما بحث کنم، زیرا تاهنوز از قبیله گرایی فراختر فکر نکرده اید.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
آقای شیراحمد نظری!
شما با این پاسخ خودتان مسخره نموده اید. درمحاکمهء صحرایی قدرت در دست دیکتاتور است ونه دموکرات یعنی چه مگر کابل پرس? جای محاکمهء صحرایی ودیکتاتورهاست؟ آیا شما درمقام قاضی قرار دارید ویا مدعی؟
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
جه عجب!
نویسنده آنقدر لفظ قاتل وجنایت کاررا بکاربرده است که توگویی که وی شاهد بوده است که درحضور وی برهان الدین ربانی اطفال سیزده ساله را مانند ملا دادالله جلو چشم دوربینهای خبرنگاران حلال کرده است. به این جملات دقیق شوید:
« چرا خواسته است با صدور فرمانش دانشگاۀ تعلیم وتربیه را به نام برهان الدین ربانی کند؟ آنهم کسی را انتخاب کند، که جرایم ضد بشری وقتل وعام انسان های بیگناه را مرتکب شده است، شاید هم این را فراموش کرده است، که وی در انسان کشی همتایی نداشت، به داربستن بچه های 13 ساله، تجاوز بالای زنان و دختران در افشار، قتل عام بی رحمانه درین منطقه، چوروچپاول کردن اموال مردم و... »
آقای نویسنده!
اینکه برهان الدین ربانی نتوانست به شکل درست افغانستان را مدیریت کند یک حقیقت است که هرکسی بالای وی این انتقاد را دارند ولی این تصویر وحشتاکی را که شما از وی میخواهید به خواننده بدهید چقدر عاری ازتعصب می باشد وچقدر وجدان نویسنده گی را زیر پا نکرده اید ویا چقدر بیطرفانه ومنصفانه می باشد؟ مگر این ادعای شما به کندکاوهای حقوقی نیاز ندارد؟ آیا شما خود شاهد بوده اید که برهان الدین ربانی بالای زنان تجاوز جنسی نموده باشد و طفل سیزده ساله را مانند ملا دادالله حلال کرده باشد؟
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
بهمن مینویسد:"اینکه برهان الدین ربانی نتوانست به شکل درست افغانستان را مدیریت کند یک حقیقت است که هرکسی بالای وی این انتقاد را دارند"
بیخود است جناب فاشیست، مسئله مدیریت خوب و یا بد نیست. این پروفیسور قلابی صلح مسئول جنایت و بر بادی دهه نود است! ایشان به عنوان رئیس جمهور تن نخست جنایت و خیانت و بر بادی شهر کابل باید شناخته شود، چون اگر یک گروهی مرتکب جنایت میشود مسئول اصلی رهبر آن گروه است. نمونه: هیتلر هم شخصاً یهودیان را کشتار نکرده بود ولی تاریخ او را به نام تن نخست جنایت بر علیه یهودیان میشناسد.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
امروز هم مانند ديروز.يك قوم در خدمت بيكانه قرار بكيرد,بايد برادر خودرا بكشى راه ديكر ندارى. برادرت قاتل است. مشكل امروز يك بر فيسرجه كه هزار بروفيسر.تو يك ربانى را ملامت ميكنى از امروز حرف بزن تو امروز را با ديروز مقايسه كو طرفها همانها هستند.قواى بشتونى تحت امر اى اس اى اكر او را نكشى او انفجار ميكند.اينه خر. تا با كستان اين طور قوم جاهل را داشته باشد ,خاك ما را برباد كرده ميتواند. كرزى امروز بندنك مانده كه جكند. زده نميتواند كه قومم است؟
ديروز ربانى زده نميتوانست كه وحدت ملى است؟
ايا وحدت ملى با قاتل است؟
كرزى بزن قاتل را نترس!اين قاتل نجيب را نسق كرد تو را هم ميكند.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
اینجا سخن از جنایت و خیانت پروفیسور قلابی صلح ربانی است، اینکه دیگران جنایت کرده و یا نکرده جنایت ربانی را توجیه نمیکند.
.
از حملات شخصی و واژه های رکیک خود داری کنید.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
همانطوریکه شما اشاره کرده اید، من تندتر نوشته ام، آنهارا به دلیلی نوشتم، که دیگران از نوشتن آن خود داری میکنند، من بنابه دلیل واسناد وفیلمهای که در دست دارم مینویسم، اگر ننویسم، فراموش خواهد شد، چیزیکه حقیقت باشد، بیان حقیقت جرم نخواهد بود، اگر عدالت بود، اگر نبود درمحکمهی صحرای قضاوت به دست دیکتاتور است، نه به دست دیموکرات
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
آقای شیراحمد نظری!
شما با این پاسخ خودتان مسخره نموده اید. درمحاکمهء صحرایی قضاوت در دست دیکتاتور است ونه دموکرات یعنی چه مگر کابل پرس? جای محاکمهء صحرایی ودیکتاتورهاست؟ آیا شما درمقام قاضی قرار دارید ویا مدعی؟
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
اینجا نیز تناقض منطقی درکلام جناب عالی شیر احمدجان نظری دیده میشود که امیدوارم خواننده گان عزیز عطف توجه فرمایند جناب می نویسنده:
من تندتر نوشته ام» معنای سخن جناب عالی این است که اکثرادعاهای شما بی پایه است. درهرادعای حقوقی ثقلت وخفت جرم مد نظر گرفته میشود نه خفت وثقلت ادعا. زیرا مدعی میتواند بخاطر اثبات ادعاهایش هرقدر تندتر اقامهء دعوا کند آزادی واختیار دارد. ولی این قاضی وداور با وجدان وبیطرف است که حجم ثقلت وخفت جرم را با ثقلت وخفت مدعی ودفاعیهء مدعی علیه می سنجند وسبک وسنگین میکند.
پس ادعاهای شما نظر به اعتراف خودتان مستندنیست. کمی پیشرجناب عالی علت تندنویسی تان را خودتان بیان میکنید وآن اینکه بخاطری تند نوشته اید که دیگران ازنوشتن آن خود داری میکنند. سوال این است که دیگران چرا ازنوشتن اینگونه مضامین تندتر!!!!؟ خود داری میکنند؟ جواب واضح است که بخاطریکه اسناد وجود ندارد وتنها تعصبات قومی وقبیلوی است که زیرنام اسناد « تندتر!!!!؟ خودش را پنهان نموده وباید بنویسد ولی دیگران مانند شما درلجن تعصبات قومی گیرنمانده اند بهمین علت مانند شما تندتر!!!!!؟ نمی نویسند.
حالا به اجازهء جناب عالی من برای تان قاتل وقاتلان را با دلایل منطقی می شناسانم:
کسانیکه حفیظ الله امین را قاتل میگویند اسناد دارند حتی خود منابع روسی درپورتال افغان جرمن توسط خود افغان ترجمه میشود وبه حفیظ الله امین لقب قاتل داده میشود.
به شهنواز تنی لقب قاتل اهدا میگردد زیرا جناب شان طبق اعترافات خودشان واعترافات منابع کی گی بی بازهم درمنابع خود افغانها یا پشتونها مسؤول کشتار دسته جمعی بیش ازبیست هزار انسان درشهرهرات می باشد. به اینها لفظ قاتل اطلاق میگردد. بالای تره کی که خودش اعلان کرد: بعدازین هرکی درتاریکی توطئه میکند باید درتاریکی کشته شود صفت قاتل اطلاق میگردد. بازهم بالای حفیظ الله امین که لست دوازه هزار نفر زندانی مقتول را درویترین های وزارت داخله آویزان کرد تا بازمانده گان شان دیگر رفع مزاحمت کنند صفت قاتل اطلاق میگردد. به جنرال امام الدین اسدالله سروری نظر به نوشته ای خود همرزمان شان وهم اسناد کی گبی بی که درقتل خاندان سردار داوود سهم داشتند صفت قاتل اطلاق میگردد؛برای خوشنودی شما باید عرض کنم که تمام خلقی های با صلاحیت تا سطح منشی های کمیته های ولایتی را قاتلین ملت میگویند که عمدا وقصدا مانند شما محاکمهء صحرایی کردند وافراد واشخاص بیگناه را ازمعلم ومهندس وکارگر گرفته تا دلاک وموچی را سربه نیست کرده است. بازهم بخاطر خوشنودی شما به جنرال نجیب الله احمدزی یا دکترمرگ لقب قاتل
داده شده است هرچند که محاکمهء وی قانون جنگل بود وعقده های قبیلوی میان خود پشتونها را تمثیل کرد. به امیر المومنین پشتونها ملا محمد عمرمجاهد هم لقب قاتل داده میشود که علنا برکشتن وقتل عام گروه های قومی بدلیل هزاره بودن وشیعه بودن ازبیک بودن شان فتوا داده وازنظر وی همه شان قابل مجازات می باشند. به حقانی صاحب ؛ حکمتیار صاحب ومالا دادالله صاحب هم قاتلین میگویند. اگر توان دیدن فلم ذبح شرعی اجمل نقشبندی را دارید با مسؤولان سایت جهانی یوتوب تماس بگیرید.
آری! اینها هم ازنظر حقوقی وهم ازنظر جامعه شناسی مستحق بخشیدن صفت قاتل می باشند ودرتمام محاکم بین المللی بحیث قاتلان وقصابان شناخته شده اند و میشوند. اما هیچ کسی عبدالخالق هزاره را قاتل نمیگوید جز بقایای خاندان سلطنتی که متضرر شده اند. به عبدالخالق مردم قاتل نه بلکه قهرمان میگویند. درحالیکه وی یک پادشاه را به قتل رسانده است. اما قتل وی ازنظر تمام معیارهای بشری قابل توجیه است زیرا یک خونخوار وظالم را ازبین برد.
اما جنگهای تنظیمی کابل را من هم منکر نیستم. درجنگهای کابل افراد زیادی اززندانها قبل ازورود مجاهدین اززندانها رها شدند که درمیان آنها بصدها جانی وقاتل حرفوی وسادیست هم بود هرکی نظر به شناخت وخویشاوندی ورفاقت خودش را داخل تنظیمهای جهادی کرد وکنترول ازدست ربانی وهمهء رهبران جهادی به سبب لجاجت یک رهبر که آنهم جناب محترم گلبدین خان باشد خارج شد ولی اینکه شخص ربانی مانند تره کی صاحب مرحومی ویا امین صاحب وتنی صاحب دریک روز فرمان قتل عام وکشتار جمعی بخش بزرگی ازانسانهای بیگناه را داده باشد این را حتی نهادهای حقوقی هم نپذیرفته اند. نهادهای حقوقی تمام طرفهای درگیررا بشمول قوتهای گلبدین ومزاری وسیاف ودوستم درجنگهای داخلی متهم نموده اند ولی محکوم نساخته اند . کاریکه جنابعالی کرده اید قضاوت برمحکومیت متهم قبل از اجرای محاکمه می باشد وآنه هم محاکمهء صحرایی!!!!!!!!؟
ولی این اجازه را بشما کسی نمیدهد. صرف شما میتوانید درحد یک مدعی ازجانب خودتان اقامهء دعوا کنید آنهم اگراسناد داشته باشید.
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
معنی بلندمن فکر تند میخواهد سیرفکرم آسان نیست کوهم وکوتل دارم
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
اگر زن بهمن و زن ن.ب شب همرای شان همبستر نشدن، گناه از پشتون هاست.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
ربانی با ساختن شورای حل وعقد؛ قدرت را با حیله و نیرنگ از مجددی گرفت، این درحالی بود که درین شورا بسیاری از احزاب مطرح افغانستان شامل نبودند، و بعد از آن احمدشاه مسعود را به حیث وزیر دفاع تعین کرد.
درهمین حال ربانی با هرگونه حضوری اقوام دیگر در کابینه به صورت مشخص از اقوام هزاره واقلیت های دیگر و پشتونهای که با آنها مخالفت داشت، شدیدا مخالفت کرد، و از ورود آنها به کابینه با تمام قوا جلوگیری کرد.
نمیگویم سران پشتون دخیل در جنگ های میان حزبی انسان های خوبی بوده اند، بل آنها هم به نوبه خود در فجایع انسانی که به وقوع پیوست مسئول اند، ولی مسئولیت بیشتر درین زمینه متوجه اقای ربانی است، به این دلیل که وی مشروع یاغیر مشروع بر ارگ ریاست جمهوری کشور تکیه کرده بود، و زعیم کل کشور بود، درچنین زمانی بزرگترین جنایتهای ضدبشری، فجایع انسانی وخونین ترین جنگهای داخلی به وقوع پیوست.
چنانچه باکار کردآقای ربانی از درمسامحه برخورد نمایم، وفرض را بر این بگیریم که آقای ربانی به صورت مستقیم ویا یکی از طرف های درگیر درین جنگ ها نبوده، امابه عنوان بلند پایه ترین مقام دولتی کشورکه قدرت را در دست داشته، به علت ناتوانی از جلوگیری فجایعی را که برشمردم، بازهم در ردیف جنایت کاران جنگی درمیانه دوم قرن بیست به حساب می آید.
و درهرحال چنانچه ما این مسئله را فراموش کنیم، تاریخ آن را نمیتواند فراموش کند، به این ترتیب نسلهای بعدی درمورد آقای ربانی قضاوت خواهند کرد.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
آقای نظری!
شما که از اسناد وفیلم ها درپیام قبلی تان حرف زده اید چه شد که حالا حرف ازمسامحه میزنید به این تناقض گویی های دوباره مراجعه کنید:
« چنانچه باکار کردآقای ربانی از درمسامحه برخورد نمایم، وفرض را بر این بگیریم که آقای ربانی به صورت مستقیم ویا یکی از طرف های درگیر درین جنگ ها نبوده، امابه عنوان بلند پایه ترین مقام دولتی کشورکه قدرت را در دست داشته، به علت ناتوانی از جلوگیری فجایعی را که برشمردم، بازهم در ردیف جنایت کاران جنگی درمیانه دوم قرن بیست به حساب می آید.»
درردیف کدام جنایتکاران همان جنایتکارانی که درپای توافقات روالپندی امضا کرد وبعد نمایندهء خویش را بنام استاد فرید بحیث نخست وزیر فرستاد وخودش درچهارآسیاب کمین گرفت وبا فتنه انگیزی وراکت پرانی و تحریک احساسات قومی پشتونها ازجنوب شهرکابل را به راکت ست ودمار ازروزگار مردم کشید؟
میخواهید بگوید که ربانی ومسعود باید بوی تسلیم میشدند؟
شما نوشته اید که ربانی را حتی هزاره ها هم قبول نداشتند. خیلی خوب. آیا شما این ادعای تانرا مطابق اسناد حزب وحدت اسلامی وبیانات عبدالعلی مزاری میگوئید یا اینکه میخواهید جنگ میان تاجیک وهزاره را دوباره زنده سازید؟
هدف ومرام شهید مزاری ازمخالفتش باربانی ازدید شما چی بود؟
امیدوارم که هم به پیام کنونی وهم به پیام قبلی ام یکجا جواب شما را بخوانم
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
چرا یکی و یکبار نمیگوید مرگ بر گلبدین، سیاف، ربانی، فهیم، عبدالله، اسماعیل، خلیلی، اعطامحمد، کرزی، فاروق وردک، شکم گُنده کریم خرم و هرچه جهادی است.
اگر من به قدرت برسم هر جا در گوشه و کنار شهر کنارابی باشد به نام این خاینین و قاتلین مردم افغانستان میگذارم....
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
مجید سرخیل!شما راست گفته اید وباشما موافقم!
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
خدا خیرت دهد آقای سرخیل !
شعار هرافغان هوشیار وباعقل سلیم باید کشانیدن همه ان جنگسالاران ایکه شما نام برده اید به میزمحاکمه ملت باشد نه تکیه گاه شدن وتقویت کننده بودن جنگسالار ملیت وقوم شان.
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
اگربه تاریخ سرزنیم، و دقت کنیم، اینها همه برای ما روشن خواهدشد، کافی است از در قبیله گرایی به آن نگاه نهکنیم، اگر درست نوشتهی من را خواندی ودرک کردی، فکر نمیکنم ضرورت باشد، تادوباره به آن بپردازم، اگر درک نکردی، پس مشکل من درین وسط چیست؟
شماهمه یاد دارید قبیله گرا باشد تا فردگرا، نقد بر اساس قبیله مردود است، چنانچه شما از خیلی مسایل چشم پوشی کرده اید، نه تنها شما بل افرادی زیادی اند، که دست به چنین کارهای زده اند.
از نظر شمای تاجیک احمدشاه مسعود قهرمان ملی است، ولی از نظری منی پشتون یا اوزبیک و یا هزاره شخصی متکبر خود خواه ودرعین حال کسی که در حادثهی افشار و یا دهها جنگهای داخلی دست داشت، چگونه این واقعیت را که جناب ربانی در راس آن بود، فراموش کنیم، ولی بازهم تاکید میکنم که ازنظری تاجیکها قهرمان است، و ربانی شهید صلح.
برای وضاحت ادعایم، به نقطهی دیگری تاریخی اشاره میکنم، دورۀ غزنویان را شاید مطالعه کرده باشی، اگرنکرده باشی، امروزه به دهها نویسنده از آن دوره به شگوفانی ... نمیدانم چه صفتهای عالی که شایسته انسانهای مانند سلطان محمود نیست، یاد کرده اند، امروزه دورهی غزنویان را پرشکوه ترین دوره قلم داد می کنند.
اما واقعیتهای تاریخ چیزی دیگر است، که ما از آن چشم پوشیده میگذریم، سلطان محمود برای ما یک قهرمان است، چون بتهای هند را شکست و لقب بت شکن را برایش داده اند، اکنون نیز، به دروازههای شهر غزنی لوحه های ازین قبیل وجود دارد: سلطان محمود بت شکن.
اما برای هندیها یک ظالم است، درعین حال یک چپاول گر ومتجاوز، زیرا تمام داراییهای هندوهارا درجنگهایش به غزنه انتقال داد. مثال نزدیکتر وسیاه تر: دوره حمله های مغول به این جغرافیا که امروز افغانستان نام دارد.
گذشته ازین، تناقض گویی نه بل با ادبیاتی نوشتم که شما بهتر درک کیند، دیدم بازهم به همان سو روان هستید، اگرهزارهها قبول داشتند،(مزاری به مثابه تمام مردم هزاره نیست، همینطور دیگر افراد) مزاری ودیگر افرادی به مانندی مزاری، به پشت دروازههای کاخ وکابینه نمیماندند، آیا حادثه افشار اتفاق میافتاد؟
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
ش احمد بی نظری
فکر میکنم بخاطر نوشتهء پیشترت در مورد استاد ربانی شهید از طرف قبیله یی هایت پاداش مالی زیاد بدست آوردی که دوباره بی آبی را قبول کرده باز جفیدی
گرچه در گذشته نیز برایت نوشته بودم که تو اول برو تحصیل اترا مکمل کن تو در زمان حکومت استاد ربانی چند ساله بودی و از اوضاع انزمان چه برداشت کرده توانسته یی تو چیزهایکه نوشته یی ساخته وبافتهء مغز پر از تعصب تو وشاید هم کدام مشاور همنوع ات میباشد چون از کله های مریض تان چکیده بنا" متعفن وتهوع آور است . گرچه گناه شما نیست خداوند اوغان را فطرتا" درنده هست نموده زندگی انسانی به مذاق و طبع تان برابر نیست در مورد تان اندک پژوهش نمایید خودرا به ساده گی شناخته میتوانید , خوش ندارید تاریخ های راست را مطالعه کنید زیرا حقایق برای شما درد آورست , باور کن که اینگونه مزخرف نویسی هیچ جای را نمیگیرد و هیچ کسی باور هم نمیکند چنانچه عکس العمل خواننده گانرا در پیامهای شان برایت , می خوانی تنها همتباران و همنوعانت را راضی میسازی و بس , پس میتوانی به پورتال های اوغانی ارسال کنی
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
شاباش ، مگر چرا در مورد امیران وحشی فعلی و گذشتهء تان چنین قضاوت نمیکنی که در مورد سلطان محمود غزنوی کرده یی ؟ زیرا تو اوغان استی و چشم خود بین ات کور است شما فقط میتوا نید دگران را محکوم کنید و عملکرد شما که سراسر جنایت و وحشیگری است اما چون بخاطر منافع تان انجام داده اید ، حق تان میشمارید اوغان های مستبد همیشه تلاش دارید همه چیز مطابق خواست شما انجام شود که اگر کسی اندکی تخلف ورزد فورا" محکوم میگردد .
گرچه چرند نویسان اوغانذلتی میدانند که به همچو دروغ پردازی شان اهمیتی قایل نیست اما آنها میخواهند به انیگونه ، دگرانرا تحت تأثیر داشته باشند ، که این نیرنگ هم بر عکس ثابت گردیده است
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
آقای نظری!
ببنید که دلایل کنونی تان هرگز باموضعگیری های قبلی تان هیچ سرنمیخورد. شما ازیکطرف شهید مزاری را نمایندهء تمام هزاره ها نمیدانید ولی ازطرف دیگر اصرار دارید که وی را کسی به داخل ارگ راه نمی داد. اگر شهیدمزاری به زعم شما نماینده گی ازملت هزاره نمیکرد پس اورا ربانی روی چه دلیلی باید به ارگ راه میداد چرا به عوض وی اکبری ومحسنی وانوری وکاظمی وغیره نمیداد که داد. نفی نماینده گی مزاری ازملت هزاره توسط جناب عالی جنگ افشاررا توجیه میکند. زیرا مزاری مطابق منطق شما ازمردم هزاره نماینده گی نمیکرد ولی دربرابر نظام نوپای مجاهدین دست به بغاوت زده بود وازخانه های مردم ملکی بحیث سنگرنظامی استفاده کرده بود. شما خیلی آسان به این نتیجه رسیده اید . پس معلوم گردید که شما با قربانیان حادثهء افشار نیز همدردی ندارید فقط خواستید که آب را گل آلود وماهی دلخواه تان را بگیرید
دوم مسأله ایکه ذکر کرده اید ازسلطان غزنین مثال آورده اید که نزد مردم افغانستان قهرمان است ولی نزد هندوها یک قاتل وچپاولگر. این هم اعتراف دیگرتان که که مسعود نزد تاجیکها قهرمان است ولی نزد پشتونها نه. خیلی ازین اعترافات تان خوشم آمد. پس اگر مسعود قهرمان تاجیکان هم باشد تاجیکها نیز مانند دیگر ملتهای بومی این سرزمین یعنی ازبیکها وهزاره ها حق زیستن وحکومت کردن درخاک و وطن شانرا دارند که ازپشت کوه های سلیمان بطرف افغانستان کنونی حمله نیاورده اند وزمینهای مردم را غصب نکرده اند ونام کشورتاریخی را بنام یک قوم رقم نزده اند. پس این حق تاجیکها بود واست که ازخود قهرمان داشته باشند وازخود رئیس جمهور داشته باشند. پس حالا معلوم شد که (مصلح قاتل) خواندن وی توسط جناب عالی انگیرهء قومی داشت که خود بدان اعتراف کرده اید. اما اگر شما خودتانرا شهروند این کشورمیدانید چه خوب بود به عوض قاتل خواندن وی؛ اورا ازجهات دیگر مورد نقد قرار میدادید چیزیکه من نیز این کاررا میکنم. یعنی اینکه برهان الدین ربانی یک رئیس جمهور تاجیک تباریکه از دانشگاه الازهر مصرفارغ شده بود. جهاد ملت افغانستان را قبل ازسقوط جنرال نجیب الله احمدزی رهبری کرد؛ ولی بعدازآنکه به اتفاق رهبران جهادی خواست زمام اموررا بدست بگیرد تاجیک بودنش مانع آن شد که او بتواند به شکل درست سلطهء خویش را برتمام افغانستان پهن نماید. چیزیکه ازپیام شما درک کرده ام.
با احترام
پرویز بهمن
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
من با تاکید می نویسم، مزاری نه می تواند تمام مردم هزاره باشد، همین طور که ربانی تمام تاجیکها نیست، اگر این لطف را شما درحق آنان هم کنید، بازهم نه می شود که ربانی به مثابه تمام تاجیک ها باشد، ویا مسعود،
نتیجهی تقدیر ازمصلح آدم کُش
بح بح بح دست تان درد نکند محترم شیراحمد نظری با این پاسخ علمی؟؟؟؟؟! تان!
چقدر عالی وآسان فرموده اید که مزاری به مثابه تمام هزاره ها نیست!!!!!!!!!؟؟؟؟؟ واقعا ازین اعتراف تان مانند دیگر اعترافات تان خوشم آمد که مزاری بمثابهء تمام هزاره ها نیست. مگر اینقدر هزاره هایکه درکشورهای اروپایی وامریکا واسترالیا هرسال در روزهای شهادت وی سوگوارانه اشک می ریزند وسینه میزنند پسران خالهء جناب عالی می باشند ؟ مگر اینقدر فوتوهای مزاری ونامگذاری های جاده وسرک درمنطقهء پل سوخته وقلعهء شهاده کابل نماینده گی ازین نمیکند که مزاری یعنی هزاره وهزاره یعنی مزاری؟ اینها کی ها اند؟ این فوتوهای که ازطرف شبکه جهانی مردم هزاره درکابل پرس نشر می شود اینها کی ها استند؟ آیا شما فوتوهای تظاهرات مردم هزاره را در روزهای شهادت عبدالعلی مزاری درسایتهای هزاره گی دیده اید ویانه؟ آیا بحث مرا بایکی ازطرفدارن عبدالعلی مزاری درکابل پرس بنام ستایش علی خوانده اید؟
آیا اینها نماینده گی ازمردم هزاره نمیکنند؟ مگر جناب عالی مقاله های دانشمند گرامی آقای میراحمد لومانی را دربارهء تجزیهء کشور خوانده اید؟ مگر سخی اروزگانی وعوض نبی زاده هزاره نیستند شما استید؟
مگر مقالات گرانسنگ دانشمند ازبیک تبار توردیقل خان میمنگی ازنظرتان نگذشته است؟ اینها چه میخواهند آقای شیراحمد نظری؟ آیا درد ورنج تاریخی ملیتهای اصیل وبومی این سرزمین که دوصد وشصت سال حاکمیت نامشروع سلاطین پشتون را تحمل کردند وپدران شان بحیث برده ها دربازارهای دهلی وقندهار وکراچی فروخته شده است هزاره نیستند شما استید؟
امروز که با دیده درایی تمام پشتونها حتی قاتلین هزاره ها را به تجلیل می نشینند وتاریخ حقیقی آنها را درمدارس ومکاتب تحریف می نمایند پشتون تشریف ندارند؟ مگر فاروق وردک پشتون نیست؟ مگر آن جنگ سالار فاشیست تاریخی بنام محمد گل خان مهمند پشتون نبود؟
آیا کدام پشتونی اعمال عبدالرحمن ومحمد گل مهمند را دربرابر ملیتهای غیر پشتون این کشور محکوم کرده است؟
پس اگر اینها هزاره وازبیک نیستند مرادزی صاحب وآریوزی صاحب وحکمتیار صاحب وملاصاحب عمر طارق جان بزگر افغان نیستند پس کی ها کی می باشند؟ مگر شما ازبیک یا هزاره تشریف دارید که خیلی آسان حکم به عدم نماینده بودن مزاری ازملیت هزاره کردید؟
امیدوارم که بدون بهانه گیری پاسخ بیابم.
با احترام
پرویز بهمن