رفتن به محتوای اصلی
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

نامه سر گشاده جمعی از افغانهای مقیم اروپا

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه سر گشاده جمعی از افغانهای مقیم اروپا عنوانی وزارت امور خارجه , دفتر ریاست جمهوری و پارلمان افغانستان در مورد عملکرد سفرای افغانستان

رونوشتها:

سفارتهای افغانستان در پاریس, برلین , لندن , رم و اسلو

جنرال قونسلگریهای افغانستان در هالند و بن

دفتر ساحو ملل متحد درکابل( یونما)

با توجه به تحولات عظیم سالهای اخیر افغانستان و نیز با اذعان به فرو ریختن هیمنه استبداد و انحصار تا ریخی که درد استخوانسوزآن پیکره آحاد مردم افغانستان را رنجور نموده و یاد آوری آن دوره های تاریک قرون وسطایی نیز نباید در زمانه ایکه قرار است همه چیز را از نو آغاز نمود، زمزمه گردد، متاسفانه کسانی وجود دارند که بر خلاف روند آغاز شده از "بن " و حرکت به سوی ایجاد جامعه جدید مبتنی بر احترام به نقش همه اقوام و طوایف افغانستان و رفتن به سوی دموکراسی و تقویت پایه های جامعه نو پای مدنی در تلاش حرکت به قهقرا و جد وجهد برای پیوستن به قافله از پا افتاده استبداد قومی می باشند.

نمونه بارز این روند، حرکت ضد ملی و تکروانه ایست که درقالب دعوتها، بر گزاری محافل، تجلیل مناسبتهای خاص و بایکوت و عدم دعوت از سایر اقوام افغانستان از مدتی به این سو از جانب سفارت افغانستان در لندن آغاز یافته و جلوه های مشابه آن در آلمان و فرانسه نیز به کرات به مشاهده رسیده است. تمام تلاش و کوشش سفیر وتیم قومی آن در جهت هر چه پر رنگ ساختن جبهه گیرهای قومی و تباری خلاصه گشته وکلیه امکانات سفارت افغانستان درا ختیار طیفهای معینی قرار گرفته است که یا رفیق گرمابه و گلستان سفیر ویا از زمره همتباران آن می باشند. این حرکت ضد ملی سفیرو مامورین تحت امرش ازآنجایکه به خاندان اشرافیت خاصی منسوب بوده و حضور اقوام دیگر در جهان بینی این ته ماندگان اشرافیت قبیله یی ، محلی از اعراب ندارد، دور از واقعیت جلوه نمی نماید، ولی اتخاذ چنین مواضع سخیف و مخالف وحدت ملی از آدرس نماینده گی رسمی دولت منتخب افغانستان که در نتیجه انتخابات آزاد و مردمی بوجود آمده و مشروعیت آن نیزاز آراء جمعی ملت افغانستان بدست آمده است، ضربه جبران ناپذیری به آبروی نظام کنونی افغانستان تلقی شده وبه هیج عنوان قابل توجیه نخواهد بود.

واقعیت این است که نمایندگان قونسلی و سیاسی افغانستان در اروپا, پیش از آنکه نماینده گان و سفرای صادق دولت و مردم افغانستان باشند, نمایندگان قبیله و تبار معینی می باشند که خود بدان تعلق دارند. گستره دید و جهان بینی این نوع سفرا به اندازه ایست که از جغرافیای محل تولد خود به مقیاس یک میلیمتر هم فراتر دیده نمی توانند. در بینش چنین رجاله های افراد دیگر مناطق افغانستان ، نامطلوب ، بیگانه و نتیجتا نامحرم تلقی می شوند. بگذاریم وبگذریم که دامن این نمایندگان که در نتیجه اصلاحات پر طمطراق وزارت خارجه بر نمایندگیهای افغانستان مسلط شده اند به چه فسادهای دیگری آلوده اند که انتسابشان حتی به ملت فقیر، انقلابی اما با دیانت افغانستان ننگ و جفای بزرگی محسوب می گردد.

باور ما به عنوان جمعی از شهروندان افغانستان این است که نظام نو پای این کشور در نتیجه تعامل مثبت بین المللی و مبتنی بر آزادی و دموکراسی شکل گرفته و تقویت هر چه بهتر این پروسه نو پا در جهت رسیدن به اهدافی که از آغاز پایه گذاری آن در" بن " پیش بینی شده بود، وجیبه هر شهروند دلسوز این وطن محسوب می گردد. اما متاسفانه بر خوردهای غیر منطقی و تنگ نظرانه مسولین و دست اندراکاران امور کشور علی الخصوص سفارتخانه های افغانستان که ممثل سیاستهای رسمی دولت افغانستان می باشند، ما و جمع کثیری از هموطنان مقیم کشورهای اروپا و امریکا را به بسیاری از شعارهای دولت افغانستان بد بین ساخته است.

تعدیلات و اصلاحاتیکه ازمدتها توسط وزارت خارجه افغانستان با عناوین بلند و بالا و طی نشستهای خبری نوید داده می شد عملا به جابجایی قومی با قوم دیگر منجر شده و نتیجه اصلاحات وزیر دانشمند و روشنفکر افغانستان که خوشبختانه به قول خودش در "سیاست شاگرد مکتب اعتراضی و عدالت پسند فرانکفورت می باشد" به گونه یی به فر جام رسیده است که تقریبا کلیه نمایندگیهای سیاسی و قونسلی افغانستان از وجود اقوامی که ورودشا در عهد بابای ملت به وزارت خارجه ممنوع و از جمله ناممکنات تلقی میشد پاکسازی و در ضریب فوق العاده بالا، شمار قابل ملاحظه یی از دیپلوماتان ولایت پاد شاه پرور قندهار که قبل از تقرر شان در وزارت خارجه، کارمندان صلیب سرخ, طالبان میانه رو و یا عضو انجو های ماین پاکی بوده اند به سفارت ها و قونسلگریهای افغانستان تقرر حاصل نموده اند. بسیاری از این دیپلوماتانی که تولید ماشین اصلاحات می باشند ازتکلم و کتابت به زبانهای رسمی افغانستان عاجز و در بر خورد با مراجعین روزه مره سفارت مانند وکیلان گذررفتار می نمایند. برای شمار بزرگی از مردم افغانستان در اروپا سئوالهای زیادی وجود دارد از جمله اینکه به چه دلیل کارمندان انجوهای سرک سازی ، ماین پاکی و کارمندان صلیب سرخ از بادغیس ، هرات، قندهار و هلمند به عنوان دیپلومات ، سفیر و مستشار به پاریس ، لندن ،بروکسل و........اعزام می شوند ولی دیپلوماتان سابقه دار افغانستان به بهانه های گوناگون خانه نشین می شوند و در برابر عده کثیری ازبهترین فرزندان تحصیل یافته و متخصص این ملت بهانه جویی و مشکل تراشی می شود تا ازتقرر شان در وزارت خارجه جلوی گیر به عمل آید؟ چرا عده ای از دیپلوماتانی که به تبار خاصی تعلق دارند تنها از کشوری به کشور دیگر تبدیل و با ارتقای مقام، سفیر، مستشار و… می شوند ولی دیپلوماتان دیگر اقوم، تحکما باید به کابل فرا خوانده شوند و یا با توهین وتحقیر از وظایفشان سبکدوش گردند! به اعتقاد کثیری از مردم افغانستان این نوع جدیدی از آپارتاید است که در سایه دموکراسی علیه سایر اقوام افغانستان به شکل عریان اعمال میگردد.

ما به عنوان بخشی از مردم افغانستان که فعلا در کشورهای هالند، آلمان،بریتانیا، فرانسه و... زندگی می نماییم با صراحت و قاطعیت اعلام می داریم که عملکرد نمایندگی های سیاسی و قونسلی افغانستان در اروپا نا سالم، بر خلاف منافع ملی و درخدمت اهداف خاصی در حرکت اند که رد پای آنرا باید در بیغوله های متعفن قومییت گرایی و راسیزم سراغ گرفت. دولت افغانستان و واحد های تحت امر آن اگر واقعا از اراده قاطبه ملت افغانستان بدون نظر داشت قوم, سمت و زبان خاصی نمایندگی نموده و خودرا ملزم به اساسات معاهده تاریخی "بن" می داند باید سیاست خودرا در برابر تبعیضات آشکاری که در درون نهادهای این نظام علی الخصوص نمایندگیهای سیاسی و قونسلی آن به شدت تمام به مشاهده می رسد روشن ساخته و حسابش را با جریانات برتری طلب، فاشیست و نژاد گرا پاک نماید. بگذارید با صراحت تمام گوشزد نماییم که برای ما به مثابه انسانهای معتقد به دموکراسی و حقوق شهروندی که در عصر جهانی شدن به سر می بریم به هیج وجه قابل قبول نمی باشد که تر کیب نمایندگیهای سیاسی افغانستان به نفع تبار خاصی آرایش یافته و مبنای انتصاب و تقرر در وزارت خارجه علایق قومی و حدود روابط با جریانی می باشد که در سایه نظام جدید افغانستان برای اولین بار در تاریخ حیات خود به قدرت راه یافته است.

ماضمن احترام به تمامی اقوام با هم برادر افغانستان و نیز با تکیه به این اصل که راه حل مشکلات کنونی افغانستان جز از طریق توسل به اتحاد ملی راه علاجی نخواهد داشت؛ توجه به واقعیتهای مسلم قومی را نیز به مثابه اصل خدشه ناپذیری می دانیم که ضامن وحدت ملی راستین محسوب می گردد. تجربه سالها ی سیاه استبداد و انحصار به خوبی گویای این واقعیت است که وحدت ملی با شعار و فرمان رسمی حکام برسر اقتدار ایجاد نخواهدشد. راه تحقق وحدت ملی راستین جز از طریق توزیع عادلانه قدرت و ثروت و به تبع آن حضور متناسب اقوام افغانستان در بدنه نظام سیاسی کشور امکان پذیر نخواهد بود. وحدت ملی روند دامنه داریست که با تلاش و مجاهد ت جمعی کلیه اقوام افغانستان به صورت داوطلبانه و آگاهانه باید شکل بگیرد. پندار گمراه کننده ایکه اقوام افغانستان باید از پیگیری مطالبات حق طلبانه خود به خاطر تحقق وحدت ملی چشم پوشی نموده و رسیدن به آ ن را به زمان مناسبی واگذار نماید توصیه خطای است که به جای کمک به شکل گیری وحدت ملی، ضدیت با آن را به صورت نا خواسته ای ترویج می نماید. بنا بر این ما به عنوان نمایندگان تشکلهای فرهنگی و اجتماعی افغانی مقیم اروپا از جناب رئیس جمهور افغانستان، وزارت امور خارجه و پارلمان نو پای افغانستان مجدانه تقاضا به عمل می آوریم تا جهت زدودن معایب کاری ادارات دولتی، مقابله با اندیشه های خطرناک تبار گرایی و نیز پایبندی به اصول معاهده "بن" و کلیه حقوق و ارزشهای انسانی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر که دولت افغانستان به آن اعلام وفادرای نموده است مطالبات آتی را به عنوان خواستهای امضا کنند گان این نامه سر گشاده که به شکل فراگیر از جمع بزرگی از مردم افغانستان در اروپا نمایندگی می کند اعلام می داریم:

1. از دولت افغانستان به طور جدی می خواهیم که جلو تعصبات کور قومی را در درون دولت و ادارات تابعه سد نماید.

2. ازرئیس جمهور به عنوان نماینده کافه ملت افغانستان تقاضا داریم تا تحت تاثیر جریانات قومگرا و متعصب قرار نگرفته و روحیه ملی را در کلیه تصمیم گیریها در نظر بگیرد.

3. از وزارت امور خارجه به عنوان مسئول دستگاه دیپلوماسی کشور می خواهیم تا ترکیب قومی فعلی این وزارت را متوازن و نمایندگیهای خارجی افغانستان را از حالت انحصاری و قومی آن خارج نماید.

4. در کلیه تعییناتی که در نمایندگیهای سیاسی و قونسلی افغانستان انجام می پذیرد باید به لیاقت و کاردانی , واقعیتهای قومی افغانستان و نیز حوزه ماموریت نمایندگان سیاسی و قونسلی توجه کافی و لازم صورت گیرد.

5. از وزارت امور خارجه می خواهیم تا جلو حرکتهای خود سرانه, سیلقه ای و اماتور دیپلوماتان این وزارت را گرفته و از کلیه آنان بخواهند تا از حرکتهای قومی و ضد وحدت ملی پرهیز نمایند.

با احترام

نمایندگان شماری از تشکلهای فرهنگی- اجتماعی افغانهای مقیم اروپا

1. الحاج محمد حسین بلخی بیدفورد( انگلستان) انجمن افغانهای بیدفورد

2. غلام محمد مشفق منچستر (شمال انگلسان) انجمن امیر علی شیر نوایی

3. محمد سرور سخا لندن

4. محمد اسحق شجاعی لندن

5. الحاج میرزایی اسلو( ناروی) بنیاد شهید مزاری

6. سید نادر حسینی لندن

7. محمد اقبال شاهد لندن

8. محمد بشیر شهباز رم (ایتالیا) مرکز اجتماعی افغانهای رم

9. دکتر محمد علی قدسی سویس

10. محمد علی نوید لندن

11. زهره راحل لندن

12. رضا بهسودی لندن

13. محمد علم جعفری کنت(جنوب انگلستان)

14. انجنیر علی قره باغی دنمارک

15. محمد علی غزنوی بیرمنگهم

16. دکتر محمد حسن بامیانی هالند

17. حسین محمدی لندن

18. سید جواد ارزگانی لندن

19. محمد جواد شهرستانی منچستر

20. جاوید رضایی بلژیک انجمن فرهنگی صبح

21. محمد احسان علوی ناروی

22. دکتر فریبا شفق فرانسه

23. معصومه عباسی امستردام(هالند)

24. عزیز حسینی بیرمنگهم( انگلستان)

25. رجب علی عباسی هامبورگ (آلمان) کلوپ جوانان افغان

26. دکتر امان عسکری فرانسه مرکز فرهنگی افغانهای شهر لیون

27. جاوید اقبال هالند

28. عبدالخالق ترکمنی لندن

29. علی رضااکبری کنت( جنوب انگلستان)

30. اسد عزیزی لندن ( اسکول اف اکونومیک)

31. جمعه بهرام لندن

32. زکریا رازی ولورهمتن ( شمال انگلستان)

33. جواد رمضانی لندن

34. رمضانعلی بید فورد ( انگلستان)

35. حسین جعفری لندن

36. عارف رضایی لندن

37. بصیر احمد نور لندن

38. محمد جواد ظفیر لندن

39. سلطان محمد پاینده فرانسه

40. نور احمد صبا بلژیک

41. داد محمد صدیق بریستول (انگلستان) انجمن افغانهای بریستول

42. جان محمد رهجو لندن

43. بشیر الدین خیر زاده لندن

44. مصطفی نیازی فرانسه

45. دوست محمد عزیز فرانسه

46. باز محمد پاینده هالند

47. جمیل بیگ لندن

48. محمد نعیم جوزجانی لندن

49. قاسم پویا ناروی

ضمیمه:

جدول سفرا و جنرال قونسلهای افغانی مقیم کشورهای مختلف جهان

اشاره ی کابل پرس?: پاسخ رسمی وزارت امور خارجه ی افغانستان و يا هر سفارتخانه ی افغانستان بدون کم و کاست در سايت کابل پرس نشر خواهد شد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

18 دیدگاه
عارف ، قره باغي

نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

درخانواده من ، همواره يك اختلاف نظر در باره افغانستان وجود داشته ودارد . آن اختلاف نظر اين است كه :

من به اين باور بوده وهستم كه ما بايد دربرابراتفاقاتي كه در كشور ما به وجود مي آيد بي تفاوت نباشيم واز اوضاع واحوال اين مملكت آگاه وباخبر باشيم . بايد بدانيم كه چه كسي باچه اعتقاد ي رئيس جمهور يا وزير كشور يا وزير خارجه و ...غيره مي گردند ، براي من خيلي اهميت داشته ودارد. زيرا من به اين باور هستم كه شناخت واطلاع داشتن از مسؤلين مملكت ومخصوصاً اعتقادات وتفكرات آنها وكارهاي كه براي مردم انجام مي دهند مي تواند در اصلاح رفتار آنها مفيد وموثر باشد . در عصري كه ما زندگي مي كنيم شاخص فرهنگ ، اطلاعات وارتباطات است وما با آرا ونظر خود مي توانيم سرنوشت آنها را تعين نمايم .

اما ساير اعضاي خانواده مي گويند : خواب ديدي خير باشد . جامعه وكشور ما باساير كشورهاي دنيا متفاوت است . در اين جامعه كسي به دمكراسي ، آزادي ، يا حاكميت قانون ، ويا احترام به حقوق شهروندي باور واعتقاد ندارند . بنا براين حرفهاونظر ما كوچك ترين تاثير به موقعيت شغلي وكاري يك مسؤل مملكتي نمي تواند داشته باشد . همچنين اكثراعضاي خانواده به اين اعتقاد زندگي مي كنند كه :افغانستان نه تنها نمي تواند مايه سرافرازي وافتخار ما باشد بلكه مايه شرمساري ما در دنيا گشته است . در كشور ما به جز اختلاف ، جنگ ، اختلافات قومي ، مذهبي ، گروهي ، سياسي ، وهزاران موارد ديگر مثل نسل كشي ونديده گرفتن حق وحقوق انساني وسواستفادههاي فراواني وجود دارد . پس بايد ما بدنبال راه هاي ديگري براي زندگي كردن وافتخار آفريني باشيم . بايد به دنبال ارزش هاي ديگري در جاي ديگري باشيم نه درافغانستاني چطور ..... چكار شده .

به قضاوت آنها گوش مي كنم ! وبعد سكوت مي كنم وچيزي نمي گويم ! كمي به خود مي انديشم وسؤالي از خود مي پرسم ، افغانستان چه چيزي به اينها داده است .؟ در حالي كه بزرگترين افتخار اكثر انسانهاي دنيا هويت ملي آنها است اما اينها چرا نمي توانند به هويت ملي خود افتخار كنند . چه كسي مقصر است ؟ آيا روشنفكراني مثل جناب دكترا سپنتا ؟ ياطالبان؟ وياساير مسؤلين مملكتي ؟ وشايد هم باورها واعتقادات غلط اين جامعه ؟ زيرادراين مملكت خيلي از انسانها با فرهنگ واعتقادات غلط زندگي مي كنند و انساني نمي انديشند وبه انسان وحق وحقوق آنها به ديده احترام وانساني نگاه نمي كنند و گرفتار سنتهاي قومي احمقانه هستند .

دوستان عزيز: نه تنها دركشورهاي كه شما از آنها اسم برده ايد بلكه درساير كشورها مثل نمايندگي دركشور ايران ، خدمت به مردم نكرده است . سفارت افغانستان در ايران بانگاه پول شويي براي افراد وكارمندان خود بوده است . 99% از مهاجرين سفارت افغانستان در ايران را نمايندگي رسمي خود نمي دانند وبه اين باور واعتقاد اند كه كارهاي آنها هيچ وقت مشكل مهاجرين را حل نكرده است . نه در اين دوره ونه در هيچ دوره ديگر .

نور محمد غزنوی

نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

نژاد پرستی در اروپا یک جرم آشکار است. هرکس به این عمل ضد انسانی مبادرت ورزد به حکم دادگاه مجازات مناسب خواهد شد. اما بیاو ببین در افغانستان چه خبر است؟؟؟ هرکس غلظت نژاد پرستی اش قوی تر ازهمه باشد از امتیاز سفیری یا دیپلومات شدن برخوردار میگردد!! دلم به حال وزیر میسوزد که چگونه خودرا در ازای پست وزارت از همه جریان تفکر ، نو اندیشی و عدالتخواهی تجرید نمود. وضعیت سفارتهای افغانی واقعا تکان دهنده است. کافیست فقط یکبار کسی به طور سرزده از آن خبر گیر شود که چه میگذرد.

بهمن اندرابی از کانادا

نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

با سلام .
پنج سال در ماسکو بودم . اعضای سفارت با جنرال غلام محمد پشتون خلقی رییس مرکز کاری افغانهای سواستوپول ماسکو و رافایل مافیای ماسکو ، ترافیک مواد مخدر را در دست دارند . عبد التواب آصفی با میلیون ها دالر فرار کرد . قونسل سفارت غلام سخی غیرت از هرات است با یک گروپ هراتی هایش مانند پرویز آرزو از هرات و دیگران مدت دوازده سال است که امور سفارت را در قبضه دارند . کنون که وزیر خارجه از هرات است ، پایه سخی غیرت و دیگران طوس است . اکثر اینان قبلا مامور دولت نبوده توسط سخی غیرت مقر شده اند . سخی غیرت با مشاورین روسی به کابل آمد و مدتی کارمند تهیه مسکن بود . رشته اش خانه سازی است و از دوازده سال به اینطرف قونسل سفارت است . مربی داری مربا بخور .

ناشناس

نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

در لست سفرا و نمايندگي هاي افغانستان ظاهر طنين را پشتون معرفي كرده ايد در حاليكه مادر ايشان از پنجشير و پدر ايشان از مردم كوهستان شمالي ميباشند و فعلاً پدر و مادر آقاي طنين در شهر Tours در فرانسه زندگي ميكنند و از مليت تاجيك ميباشند . جواد مجيد

کریم
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

جواد جان مجید

ظاهر طنین درست است مادرش پنجشیری است ولی پدرش ازپشتونهای صافی کوهستان است.قوم صافی از جمله قبایلی است که بسیار با فارسی زبانان مختلط شده و خصوصیات ظاهری آنان به فارسی زبانان شباهت های زیادی دارد.از این خاطر خیال کردی چون مادرش از پنجشیر شد خصوصیت پدری اش زایل می شود. در شمالی تعداد قابل ملاحظه ازبرادران پشتون زندگی می کنند که به زبان فارسی بسیار روان و خوب گپ میزنند.در قره باغ شمالی و در استالف و.....

Rostam

نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

Well, if in a country like Afghanistan we see someone abusing/trying to abuse children, and we keep quite, obviously we can have a good excuse of SECURITY. But doing so in a country like UK is ridiculous and act of cowards. My massage to Mrs/Mr Rahila Kohistai is this. Now that you spook about this incident on the internet, it automatically contradicts your claim of keeping embassy’s honor. So if you are a real Afghan woman/man or at least human being, then contact me to arrange an action plan to fight for poor child that you know and to fight for the replacement of sick people in our embassy. We will keep informed Kabulpress readers of the progress. And if you don’t contact me about this case, then you are one of the dirtiest people on the planet or member of shora-e-nezar (the thieves) group.
You can contact me on my email address that is:- rostamarzo@yahoo.com
And finally I want to request Mr Kudos Talash not to address me since his writings and way of writing is very cheap.

رستمی
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

آقای رستم خان

تو غلط زیادی نکن و به تو امور سفارتها ربطی هم ندارد و کسی تو را آدم هم حساب نمی کند. اگر راحله کدام مشکلی دارد خودش با سفارت در تماس شود و مشکل را مطرح کند. تو کی هستی؟ شورای نظار یعنی چه؟ یک ذره جهل و عصب را کنار بگذارید. شورای نظار شورای نظار! از خودتان خجالت بکشید. شورای نظار اگر نمی بود امروز وضع کشور مثل صوبه سرحد بود. در ضمن این مسایل چه ربطی به شورای نظار دارد؟ و بسیار اکت آدمهای با سواد را هم ننما. خودت که نه فارسی یاد داری نوشته کنی و نه پشتو از همو فاشیستها آفغانستان ندیده هستی که افغانها به آدمهای مثل تو نیاز ندارند. شورای نظار اقلاً از افغانستان است و فرهنگ کشور خود را دارد. امروز اگر در سفارت یک هموطن از یک گوشهء افغانستان است فردا شاید از اعضای شورای نظار باشد. و این حق مردم افغانستان از هر قوم و قبیله ای است که در مقامات اداری کشورش خدمت کند.

احمد ضیاء طلوع

نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

در سفارت افغانستان در تهران هم همین وضع است و یک چیز جالب و دردناک اینکه در کشوری که تمام اشتراکاتش با ما از طریق زبان فارسی است، از زمان روی کار آمدن حکومت کرزی همیشه سفیرهای افغانستان از میان دوستان پشتون انتخاب شده اند ... دلیلش را هم که احتمالا همه می دانند.

ناشناس
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

آیا کسی هست که شهر تورنتو را هم ببیند و سوالی از داکتر سپنتا نماید. یعنی قونسلگری افغانستان در شهر تورنتوی کانادا. او که همیشه داد از شایسته سالاری میزد ولی به زور بالا به یکبارگی آقای قادری را جنرال قونسل تعیین نمود.

شخصی که در وزارت خود خیلی ناکام بود و نتوانست یک بخش از وزارت را اداره کند به دلیل مریضی یا تکلیفی که داشت ( میگویند اعصاب خود را از دست داده است و فعلاً زیر تداوی میباشد) به حیث جنرال قونسل معرفی شد در شهری که افغانهای چیز فهم و مطبوعات افغانی کم نیستند.

در روز فاتحه ظاهر شاه این آقای حبیب اله قادر نتوانست حتی چند سطر را از روی خط بخواند و همه میخندیدند که این یک وزیر بود و فعلاً جنرال قونسل.........

در قسمت پول باید متذکر شد که این قونسلگری از زمان وزارت داکتر سپنتا تنها به پول نقد اکتفا مینماید و همیش برای مراجعین توصیه مینمایند که تنها پول نقد بیاورید.

مردم تورنتو این شخص را با داکتر جاهد همراه جنرال قونسلی قبلی مقایسه مینمایند و میگویند خدا کفن کش قبلی را ببخشد که فعلاً این جنرال قونسلی تنها به یک قوم تعلق دارد.

Rostam

نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

Dear Mr Rostami!

I would like you to understand few things. First of all human beings and animals can be recognized from the way they write and speak or acts, let our dear readers make this judgment between me and you. Secondly I want to say that my computer hasn’t got Farsi or Pashto fonts therefore I can’t write Farsi. Also if you don’t believe me, go to embassy and foreign ministry’s website and find news about my claim in Feb 2007, if you found this report then please believe that most members of shora-e-nezar are thieves. Furthermore, my friend shora-e-nezaries escaped like Indian monkeys when Kabul was attacked by Taliban, and what we and shora-e-nezar have now is only thanks to B52 and Bush. Finally I should say that Afghan embassy for us there and we do have right to watch or monitor their activities. Suppose you are right, then why you are writing regarding this issue to kabulpress or reading articles regarding this matter.
Please think deeply

رستمی
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

آقای رستم خان!
اکثر کمپیوترهای که از سال 2000 به بعد تولید شده اند در خود سیستم فونت فارسی و عربی دارد و به آسانی می شود آن را فعال نمود. ثانیاً برای کسانی مثل تو، که عقلشان در نژادشان و یا حزبشان است بهتر از این نمی شود سخن گفت. در منطق کسانی مثل تو، هر کسی که از قبیلهء شما نباشد و تاجیک باشد(و یا از قومی دیگر) از شورای نظار است( و یا اگر هزاره باشد شیعه است و جاسوس ایران) و دزد! می خواهم این نکته را برای عقل های موشی شما روشن کنم که این منطق ریشه در عدم فهم، عدم بردباری، عدم پذیرش دیگران، خود بر تر بینی کاذب، قضاوت وارونه و پستی جایگان اندیشه و عدم شناخت کشور خود دارد.در لیستی که انتشار یافته است نمونهء از ادعای غصب مناسب توسط شورای نظار به مشاهده می رسد! منظور شما از شورای نظار همیشه اشاره به تاجیکان است. بله من تاجیک هستم و به شورای نظار افتخار می کنم. شورای نظار بر علیه تجاوز روس جنگیده است و بهترین مبارزان کشور بر ضد قوای شوری در کنار دیگر مجاهدین در دیگر جاهای افغانستان و دیگر اقوام افغانستان شورای نظار بوده است. شورای نظار در مقابل عوامل پاکستان در فردای پیروزی مجاهدین و تک روی آنها مقاومت کرده است و خواهان تغییر بافت سیاسی و مشارکت مردم در قدرت شده است و این از نظر انسانی از لحاظ مشارکت اقوام در حیات سیاسی کشور یک گاک به جلو بوده است. شورای نظار در جنگ های کابل مرتکب اشتباهات زیادی شده است و این اشتباهات فقط ناشی از سیاست های مقطعی غلط شورای نظار نبوده است، بلکه عوامل متعددی و جناح های مختلف در سیاست و مشی خویش دچار اشتباه شدند. شورای نظار در مقابل تجاوز پاکستان از طریق طالبان بر افغانستان مقاومت نمود و با کمک دیگر احزاب و اقوام سالها در برابر ماشین جنگی طالبان و پاکستان و القاعده ایستادگی نمود که اکنون اگر یک ذره چشم بصیرت داشته باشید می بینید که همین دولتی که فعلاً ما داریم جمع هزاران نیروی خارجی با تمام تجهیزات در مقابل طالبان و القاعده در مانده شده اند! و از برکت همان مقامت بوده است که شهرها از دست طالبان خارج شد و دولت جدید تشکیل شد وگرنه هنوز شما باید منتظر می بودید کی طابان از بین می رفتند تا باز شعق قدرت مسحورتان می کرد.
شورای نظار یکی از عوامل قوی در به وجود آمدن نظام جدید بوده و هست و خواهد بود. شورای نظار از تمامیت ارضی افغانستان در کنار دیگر نیروها و اقوام دفاع نموده است و شریک در افتخارات تاریخی هم دوران جهاد و هم مقاومت است. البته این مفاهیم برای شما عزیزان طالب و به قول داکتر صاحب سپنتا "شبه فاشیست"کهای رمانتیک فهمش یکی دو قرن دیگر کار لازم دارد و باکی هم نیست که چه می گویید. از دید من آمدن و رفتن مامورین دولت افغانستان در همهء سفارت ها امری است عادی و برای خدمت به مردم. و مهم نیست که مامورین ازبک باشد و یا هزاره و یا پشتون، اما برای روان های نژاد پرست شمردن تعداد هم قومی هایشان و تنفر از کسانی که از تبار آنها نیستند میزان منحنی خشنودی و یا عدم خشنودی آنها را از وضع نشان می دهد. البته این تفاوت دارد با خواست برابری که یک تعداد از هموطنان خواهان آن هستند. برابری در برخورد با آنها و شرامت آنها در مسایل کشوری.
خدمت شما ارجمند عرض شود که در وزارت خارجه به اندازهء کافی شورای نظاری(تاجیک) است و خواهد بود.

اسفندیار
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

آقای رستمی جان خیلی کوشش کرده ای خودراروشنفکر نشان دهی اما به خطا رفته ای!

من هزاره هستم و کاری به قضاوت آقای رستم ندارم و با ایشان هم موافق نیستم ولی ازشما رستمی عزیز و مدافع تساهل و تسامح چند سئوال دارم:

همین شما نبودید که پس ازرویکارآمدن دکتر سپنتا زمین را به آسمان و آسمان را به زمین می زدید؟؟ اززبان و قلم دوستان شورای نظار شما مگر در دفاع از جایگاه قومی تان در وزارت و سفارتهای افغانستان دهها مقاله علیه دکتر سپنتا نوشته نشده است؟ ازدید شما به هیچ وجه قابل قبول نمی باشد که سفارتخانهای افغانستان ازتسلط شورای نظارخارج گشته است. این از نوع بر خورد و واکنش شتاب آلود تان در روزهای نخست و سپس رای عدم اعتماد تان در پارلمان افغانستان به ایشان ثابت شده است . زیاد خودرا روشنفنکر و دارای خوی بردباری نشان ندهید شما را همه در افغانستان به اوصافی که لازم است شناخته اند. به دیگران هم حق دهید تا مطالبات خودرا بیان کنند اینکه به مطالبات مشروع دیگران انگ نژاد پرستی میزنید خود دلیل آنست که مانند فاشیستانی که ادعای نزاد برتر دارد و افغانستان را متعلق به خود می داند همانسان فکر می کنید.این ادعای مضحک انهاست که همیشه در برابر حق طلبی دیگران اتهام نژاد پرستی می زنند. کافیست در همین لیست نگاهی بیافگنید و بیبنید که ازدید مبارکتان این آرایش نژادی قابل اعتراض هست یا نه؟ مگر در افغانستان بغیر ازشما و اون برادر بزرگتر تان، دیگران لیاقت و اهلیت سفارت را ندراند؟ چرا ازشروع پروسه بن تا کنون هر روزیکه میگذرد شما زمین و زمان را به باد انتقاد واعتراض می گیرید و واویلایتان گوش فلک را کر کرده است؟ چرا درآنجا برایتان جابجایی پستهای دولتی مهم نیست و به قول تان بگذار امروزیکی برود فردا دیگری بیاید و این پروسه طبیعی روان باشد؟ مگر دیگران حق ندارند بگویند باید تبعیض و تعصب ازبین برود؟ مگر هزاره و ازبک و...حق ندارند در سفارتهای افغانستان مقرر شوند؟ این چه ربطی به نژاد باوری دارد؟ چرای هزاره و ازبک اگر حق مشروعش را مطالبه نمود باید نژاد گرا باشد اما دیگران که که دوصد و پنجاه سال به صورت تک قومی بر همه حکومت کرده و دیگریش حتی کرسی ریاست دولت را با خود به کجا ها که نبرده نژاد گرا نیستند؟ جان برادر اینقدر تند نتاز نژاد گراها و نژاد پرستها در افغانستان معلومند.ما در افغانستان خواهان مشارکت عادلانه هستیم نه خواستار زیاده طلبی و نه هم حاضر به پذیرش کمتر ازآن.در مود ایران چیزکی گفته بودی که دیگران اینگونه قضاوت می کنند من برایت سند دارم که شما از همه بیشتر در مظان آن اتهام قرار دارید. برو این لینک راکه ارگان سپاه پاسداران ایران است بخوان تا بفهمی که چگونه عمق روابط.... بزرگان تان را روشن ساخته است:
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=1911

رستمی
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

دوست گرامی جناب اسفندیار!

به نظرم اصلاً به پیام من توجه نکرده اید و یا اصلاً آن را تا آخر نخوانده اید. من هم عین حرف شما را زده ام. آقای رستم هرگاه که شورای نظار می گوید منظورش تاجیکان هستند و از اینکه آنها را مثلاً در جایی کمتر می بیند احساس شور و شعف برش دست می دهد. این گونه شور شعف از ندیدن دیگر اقوام اگر در بیان من است حق با شماست اما من فقط همین طرز دید را نقد کرده ام. فکر می کنم شما پیام مرا به دقت نخوانده اید. لطفاً یکبار به دقت بخوانید و اگر منافاتی با گفته های من و خودت مشاهده کردید حاضرم روی آن با شما بحث کنم. دو نکتهء که شما بر جسته کرده اید یکی حق ندادن به شما و مطالبات مشروع و دیگری روابط بزرگان ما با دولت ایران:

دوست گرامی من در عین اینکه با تمام مطالبات شما موافقم و با شما هم نظر هستم اما از کج بحثی و کج فهمی شما سخت حیرانم. من چه می گویم شما چه می گویید؟ مگر من در سطر پایانی از خواست برابری دفاع نکرده ام؟ مگر آن را از موارد دیگر تفکیک نکرده ام و آن را سخنی از جنی دیگر ندانسته ام؟

من کی از "عمق روابط" هزاره ها با ایران سخن گفته ام که شما می خواهید عکس آن را ثابت بسازید؟ چیزی را که من گفته ام این است در نزد یک عدهء که افغانستان را مال خودشان می دانند اگر تاجیک باشی حتماً تورا عضور شورای نظار می دانند (و یا اضافه کنم که عامل ایران و یا روسیه و هند و ... )و اگر شیعه یا هزاره باشی در نزد همان متولیان اصلی افغانستان!( منظورم طیف قومگرا است که تعدادشان کم است اما قدرتشان زیاد) عامل ایران. این حرف من کجایش به مذاق شما بد خورده است؟ همچنان من از روابط با ایران هیچ انکار و شرمی ندارم. دولت استاد ربانی روابط بسیار نزدیکی با ایران داشت و از ایران اسلحه می خرید و کمک تسلیحاتی هم در دوران مقاومت دریافت می کرد. در آن سایت مثلاً چه چیزی بیشتر از این می گوید (که حتی کمتر هم گفته است)؟ اما من بر خلاف شما از این خجالت نمی کشم. روابط و نزدیکی بین هزاره ها و ایران امری سری و پوشیده نیست. یک امر طبیعی است. اما این روابط در چارچوب فرهنگی به معنای وابستگی به کسی نیست. بسیاری از ملت ها و دولت ها با دیگر ملت ها و دولت ها نزدیکی دارند. وقتی این روابط شکل طبیعی و تاریخی دارد، چه کسی می خواهد آن را نا بود و انکار کند؟ آیا هزاره ها این روابط را به قیمت وابستگی به ایران دارند و یا شکل طبیعی مراودهء دو ملت با منافع تعریف شده و جداگانه در عرصهء سیاسی است؟

من منظور شما از ثابت شدن مواضع شورای نظار برای "وی" را نفهمیدم که چه مبنا و منظوری دارد.

سخن آخرم هم همین است که من حرفهای آن اعلامیه را قبول و تفکر در پشت آن را قبول دارم و آن مطالبات همه بر حق است. اما از سخنان عتاب آلود و تهمت آلود شما در این همسخنی که من داشته و دارم حیرانم.

اسفندیار
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

دوست و برادر عزیزم رستمی!

اگر واقعا دیدگاهت همانی است که در کامینت دومی درج کرده ای، من تمام حرفهایم را پس می گیرم. من هم موافق دیدگاهتان هستم. اما پیام اولت بخیالم از عصبانیت رستم نکاتی داشت که با این سخنان دلنشینت کمی تفاوت داشت.بگذریم همین و بس :

میان ما وتو صد درد مشترک باقیست

ترا به خود ز چه بی اعتماد می نگرم؟

Rostam

نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

Dear Rostami!
Since I don’t have anything to do for few days, therefore I’m writing back to you. It doesn’t mean that you claims are discussable, they are just yours and your notorious group’s the thieves) and too far from reality. Just want to tell (you that I’m not Tajik, Pashton, Hazara, Uxzbek or Baloch. I belong to another minority group in Afghanistan, and the reason why I don’t want to tell you its name is that you are very nasty person and might say something nasty to my race as you are telling me. Plus please do NOT try to call shora-e-nezar (the thieves) representative of our Tajik brothers since Tajiks are not cheap, thieves and criminals like them. Sorry for not continuing discussion with you but will look forward for your better and realistic writings and then we will see.

رستمی
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

آقای رستم خان!
خودت در آن سویه نیستی که من بحث شورای نظار و یا هر بحث تاریخی دیگری را پیش بکشم. منطقی که دنیا را سیاه یا سفید می بینید، چه در عرصه اندیشه باشد و یا اجتماع به نتایج مطلقی مثل شما می رسد. این ذهن کودکانه و نا بالغ، مثلاً می بیند هرکه در شورای نظار است دزد است و یا هرکه پاکستانی است دشمن است و یا هرکه ایرانی است چنان است و یا هرکه پشتون است ... . تو که هنوز نه عقلت به آنجا قد می دهد و نه سنت نمی دانی همینها که دزد می گویی بسیاریشان بهترین جنگهای چریکی در تاریخ را انجام داده اند و بهترین مبارزان در دورهء اشغال کشور بر ضد قوای بیگانه بوده اند. من دیده ام بسیاری از آنها شبها تا نیمه در میان برف و بوران به ذکر و درس قرآن گذرانده اند و ... .

اینکه گفتهء پشتون نیستی و از ترس اینکه من به قوم شریف شما توهین کنم قومت را نمی گویی به خیالم دیگران را در آیینهء خود می بینی. من هیچ مشکلی در مورد اقوام ندارم و آن را نشانهء گوناگونی و تنوع فرهنگی در کشور می دانم.

ناشناس
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

خر باش كه اين جمعيت از فرطِ خري
هر كو نه خر است كافرش مي خوانند

پيام هاي اين سايت كاملاً از دايره اخلاق و انسانيت برو شده است. آقاي ميرهزار! مگر مي خواهي اوباشخانه داشته باشي؟ چه تأثيري مي گذارد اين پيام هاي دشنام آلود؟ مي خواهي آنان را اصلاح بسازي يا ديگراني را هم كه از نو اين پيام ها را مي خوانند،‌ بداخلاق؟

كمي احساس داشته باش.

Kudos Talash
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!

All commentaries which the writers did not write them correct names are invalid ,and people not believe and trust on them

The persons who do not write them names in writtens under articles in this site or any other sites , they fear for ,if they write them correct names ,the people will not read a word of them writtens because they are belong to infamous organizations and parties or they are known in society as bad persons. No reason is acceptable for it to do not write her/his name the writer

If a writer ,write a documantry article like an article wrote a few week ago about the past 200 hunderd years Khorasan-Country = ( Afghan=Pashtun+Stan ),and rule of Ahmad Jan later became Ahmad Khan Abdali Hindi in site www.kabulpress.com ,and the writer does not write her/his name ,it is normal because the writer of article maybe does not want to write her/his name from security reason
Pro.Rasul Rahen insulted the writer of article without to explain any thing ! He did mistake. The writer of article insult nobody, she/he wrote the truth

About three years , I see internet a few times every week, in all cases the Afghan-Mellat gang people or any other Pashtun started bad language ,and then he got his response

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 18 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس