بسم الله الرحمن الرحیم
نامه سر گشاده جمعی از افغانهای مقیم اروپا عنوانی وزارت امور خارجه , دفتر ریاست جمهوری و پارلمان افغانستان در مورد عملکرد سفرای افغانستان
رونوشتها:
سفارتهای افغانستان در پاریس, برلین , لندن , رم و اسلو
جنرال قونسلگریهای افغانستان در هالند و بن
دفتر ساحو ملل متحد درکابل( یونما)
با توجه به تحولات عظیم سالهای اخیر افغانستان و نیز با اذعان به فرو ریختن هیمنه استبداد و انحصار تا ریخی که درد استخوانسوزآن پیکره آحاد مردم افغانستان را رنجور نموده و یاد آوری آن دوره های تاریک قرون وسطایی نیز نباید در زمانه ایکه قرار است همه چیز را از نو آغاز نمود، زمزمه گردد، متاسفانه کسانی وجود دارند که بر خلاف روند آغاز شده از "بن " و حرکت به سوی ایجاد جامعه جدید مبتنی بر احترام به نقش همه اقوام و طوایف افغانستان و رفتن به سوی دموکراسی و تقویت پایه های جامعه نو پای مدنی در تلاش حرکت به قهقرا و جد وجهد برای پیوستن به قافله از پا افتاده استبداد قومی می باشند.
نمونه بارز این روند، حرکت ضد ملی و تکروانه ایست که درقالب دعوتها، بر گزاری محافل، تجلیل مناسبتهای خاص و بایکوت و عدم دعوت از سایر اقوام افغانستان از مدتی به این سو از جانب سفارت افغانستان در لندن آغاز یافته و جلوه های مشابه آن در آلمان و فرانسه نیز به کرات به مشاهده رسیده است. تمام تلاش و کوشش سفیر وتیم قومی آن در جهت هر چه پر رنگ ساختن جبهه گیرهای قومی و تباری خلاصه گشته وکلیه امکانات سفارت افغانستان درا ختیار طیفهای معینی قرار گرفته است که یا رفیق گرمابه و گلستان سفیر ویا از زمره همتباران آن می باشند. این حرکت ضد ملی سفیرو مامورین تحت امرش ازآنجایکه به خاندان اشرافیت خاصی منسوب بوده و حضور اقوام دیگر در جهان بینی این ته ماندگان اشرافیت قبیله یی ، محلی از اعراب ندارد، دور از واقعیت جلوه نمی نماید، ولی اتخاذ چنین مواضع سخیف و مخالف وحدت ملی از آدرس نماینده گی رسمی دولت منتخب افغانستان که در نتیجه انتخابات آزاد و مردمی بوجود آمده و مشروعیت آن نیزاز آراء جمعی ملت افغانستان بدست آمده است، ضربه جبران ناپذیری به آبروی نظام کنونی افغانستان تلقی شده وبه هیج عنوان قابل توجیه نخواهد بود.
واقعیت این است که نمایندگان قونسلی و سیاسی افغانستان در اروپا, پیش از آنکه نماینده گان و سفرای صادق دولت و مردم افغانستان باشند, نمایندگان قبیله و تبار معینی می باشند که خود بدان تعلق دارند. گستره دید و جهان بینی این نوع سفرا به اندازه ایست که از جغرافیای محل تولد خود به مقیاس یک میلیمتر هم فراتر دیده نمی توانند. در بینش چنین رجاله های افراد دیگر مناطق افغانستان ، نامطلوب ، بیگانه و نتیجتا نامحرم تلقی می شوند. بگذاریم وبگذریم که دامن این نمایندگان که در نتیجه اصلاحات پر طمطراق وزارت خارجه بر نمایندگیهای افغانستان مسلط شده اند به چه فسادهای دیگری آلوده اند که انتسابشان حتی به ملت فقیر، انقلابی اما با دیانت افغانستان ننگ و جفای بزرگی محسوب می گردد.
باور ما به عنوان جمعی از شهروندان افغانستان این است که نظام نو پای این کشور در نتیجه تعامل مثبت بین المللی و مبتنی بر آزادی و دموکراسی شکل گرفته و تقویت هر چه بهتر این پروسه نو پا در جهت رسیدن به اهدافی که از آغاز پایه گذاری آن در" بن " پیش بینی شده بود، وجیبه هر شهروند دلسوز این وطن محسوب می گردد. اما متاسفانه بر خوردهای غیر منطقی و تنگ نظرانه مسولین و دست اندراکاران امور کشور علی الخصوص سفارتخانه های افغانستان که ممثل سیاستهای رسمی دولت افغانستان می باشند، ما و جمع کثیری از هموطنان مقیم کشورهای اروپا و امریکا را به بسیاری از شعارهای دولت افغانستان بد بین ساخته است.
تعدیلات و اصلاحاتیکه ازمدتها توسط وزارت خارجه افغانستان با عناوین بلند و بالا و طی نشستهای خبری نوید داده می شد عملا به جابجایی قومی با قوم دیگر منجر شده و نتیجه اصلاحات وزیر دانشمند و روشنفکر افغانستان که خوشبختانه به قول خودش در "سیاست شاگرد مکتب اعتراضی و عدالت پسند فرانکفورت می باشد" به گونه یی به فر جام رسیده است که تقریبا کلیه نمایندگیهای سیاسی و قونسلی افغانستان از وجود اقوامی که ورودشا در عهد بابای ملت به وزارت خارجه ممنوع و از جمله ناممکنات تلقی میشد پاکسازی و در ضریب فوق العاده بالا، شمار قابل ملاحظه یی از دیپلوماتان ولایت پاد شاه پرور قندهار که قبل از تقرر شان در وزارت خارجه، کارمندان صلیب سرخ, طالبان میانه رو و یا عضو انجو های ماین پاکی بوده اند به سفارت ها و قونسلگریهای افغانستان تقرر حاصل نموده اند. بسیاری از این دیپلوماتانی که تولید ماشین اصلاحات می باشند ازتکلم و کتابت به زبانهای رسمی افغانستان عاجز و در بر خورد با مراجعین روزه مره سفارت مانند وکیلان گذررفتار می نمایند. برای شمار بزرگی از مردم افغانستان در اروپا سئوالهای زیادی وجود دارد از جمله اینکه به چه دلیل کارمندان انجوهای سرک سازی ، ماین پاکی و کارمندان صلیب سرخ از بادغیس ، هرات، قندهار و هلمند به عنوان دیپلومات ، سفیر و مستشار به پاریس ، لندن ،بروکسل و........اعزام می شوند ولی دیپلوماتان سابقه دار افغانستان به بهانه های گوناگون خانه نشین می شوند و در برابر عده کثیری ازبهترین فرزندان تحصیل یافته و متخصص این ملت بهانه جویی و مشکل تراشی می شود تا ازتقرر شان در وزارت خارجه جلوی گیر به عمل آید؟ چرا عده ای از دیپلوماتانی که به تبار خاصی تعلق دارند تنها از کشوری به کشور دیگر تبدیل و با ارتقای مقام، سفیر، مستشار و… می شوند ولی دیپلوماتان دیگر اقوم، تحکما باید به کابل فرا خوانده شوند و یا با توهین وتحقیر از وظایفشان سبکدوش گردند! به اعتقاد کثیری از مردم افغانستان این نوع جدیدی از آپارتاید است که در سایه دموکراسی علیه سایر اقوام افغانستان به شکل عریان اعمال میگردد.
ما به عنوان بخشی از مردم افغانستان که فعلا در کشورهای هالند، آلمان،بریتانیا، فرانسه و... زندگی می نماییم با صراحت و قاطعیت اعلام می داریم که عملکرد نمایندگی های سیاسی و قونسلی افغانستان در اروپا نا سالم، بر خلاف منافع ملی و درخدمت اهداف خاصی در حرکت اند که رد پای آنرا باید در بیغوله های متعفن قومییت گرایی و راسیزم سراغ گرفت. دولت افغانستان و واحد های تحت امر آن اگر واقعا از اراده قاطبه ملت افغانستان بدون نظر داشت قوم, سمت و زبان خاصی نمایندگی نموده و خودرا ملزم به اساسات معاهده تاریخی "بن" می داند باید سیاست خودرا در برابر تبعیضات آشکاری که در درون نهادهای این نظام علی الخصوص نمایندگیهای سیاسی و قونسلی آن به شدت تمام به مشاهده می رسد روشن ساخته و حسابش را با جریانات برتری طلب، فاشیست و نژاد گرا پاک نماید. بگذارید با صراحت تمام گوشزد نماییم که برای ما به مثابه انسانهای معتقد به دموکراسی و حقوق شهروندی که در عصر جهانی شدن به سر می بریم به هیج وجه قابل قبول نمی باشد که تر کیب نمایندگیهای سیاسی افغانستان به نفع تبار خاصی آرایش یافته و مبنای انتصاب و تقرر در وزارت خارجه علایق قومی و حدود روابط با جریانی می باشد که در سایه نظام جدید افغانستان برای اولین بار در تاریخ حیات خود به قدرت راه یافته است.
ماضمن احترام به تمامی اقوام با هم برادر افغانستان و نیز با تکیه به این اصل که راه حل مشکلات کنونی افغانستان جز از طریق توسل به اتحاد ملی راه علاجی نخواهد داشت؛ توجه به واقعیتهای مسلم قومی را نیز به مثابه اصل خدشه ناپذیری می دانیم که ضامن وحدت ملی راستین محسوب می گردد. تجربه سالها ی سیاه استبداد و انحصار به خوبی گویای این واقعیت است که وحدت ملی با شعار و فرمان رسمی حکام برسر اقتدار ایجاد نخواهدشد. راه تحقق وحدت ملی راستین جز از طریق توزیع عادلانه قدرت و ثروت و به تبع آن حضور متناسب اقوام افغانستان در بدنه نظام سیاسی کشور امکان پذیر نخواهد بود. وحدت ملی روند دامنه داریست که با تلاش و مجاهد ت جمعی کلیه اقوام افغانستان به صورت داوطلبانه و آگاهانه باید شکل بگیرد. پندار گمراه کننده ایکه اقوام افغانستان باید از پیگیری مطالبات حق طلبانه خود به خاطر تحقق وحدت ملی چشم پوشی نموده و رسیدن به آ ن را به زمان مناسبی واگذار نماید توصیه خطای است که به جای کمک به شکل گیری وحدت ملی، ضدیت با آن را به صورت نا خواسته ای ترویج می نماید. بنا بر این ما به عنوان نمایندگان تشکلهای فرهنگی و اجتماعی افغانی مقیم اروپا از جناب رئیس جمهور افغانستان، وزارت امور خارجه و پارلمان نو پای افغانستان مجدانه تقاضا به عمل می آوریم تا جهت زدودن معایب کاری ادارات دولتی، مقابله با اندیشه های خطرناک تبار گرایی و نیز پایبندی به اصول معاهده "بن" و کلیه حقوق و ارزشهای انسانی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر که دولت افغانستان به آن اعلام وفادرای نموده است مطالبات آتی را به عنوان خواستهای امضا کنند گان این نامه سر گشاده که به شکل فراگیر از جمع بزرگی از مردم افغانستان در اروپا نمایندگی می کند اعلام می داریم:
1. از دولت افغانستان به طور جدی می خواهیم که جلو تعصبات کور قومی را در درون دولت و ادارات تابعه سد نماید.
2. ازرئیس جمهور به عنوان نماینده کافه ملت افغانستان تقاضا داریم تا تحت تاثیر جریانات قومگرا و متعصب قرار نگرفته و روحیه ملی را در کلیه تصمیم گیریها در نظر بگیرد.
3. از وزارت امور خارجه به عنوان مسئول دستگاه دیپلوماسی کشور می خواهیم تا ترکیب قومی فعلی این وزارت را متوازن و نمایندگیهای خارجی افغانستان را از حالت انحصاری و قومی آن خارج نماید.
4. در کلیه تعییناتی که در نمایندگیهای سیاسی و قونسلی افغانستان انجام می پذیرد باید به لیاقت و کاردانی , واقعیتهای قومی افغانستان و نیز حوزه ماموریت نمایندگان سیاسی و قونسلی توجه کافی و لازم صورت گیرد.
5. از وزارت امور خارجه می خواهیم تا جلو حرکتهای خود سرانه, سیلقه ای و اماتور دیپلوماتان این وزارت را گرفته و از کلیه آنان بخواهند تا از حرکتهای قومی و ضد وحدت ملی پرهیز نمایند.
با احترام
نمایندگان شماری از تشکلهای فرهنگی- اجتماعی افغانهای مقیم اروپا
1. الحاج محمد حسین بلخی بیدفورد( انگلستان) انجمن افغانهای بیدفورد
2. غلام محمد مشفق منچستر (شمال انگلسان) انجمن امیر علی شیر نوایی
3. محمد سرور سخا لندن
4. محمد اسحق شجاعی لندن
5. الحاج میرزایی اسلو( ناروی) بنیاد شهید مزاری
6. سید نادر حسینی لندن
7. محمد اقبال شاهد لندن
8. محمد بشیر شهباز رم (ایتالیا) مرکز اجتماعی افغانهای رم
9. دکتر محمد علی قدسی سویس
10. محمد علی نوید لندن
11. زهره راحل لندن
12. رضا بهسودی لندن
13. محمد علم جعفری کنت(جنوب انگلستان)
14. انجنیر علی قره باغی دنمارک
15. محمد علی غزنوی بیرمنگهم
16. دکتر محمد حسن بامیانی هالند
17. حسین محمدی لندن
18. سید جواد ارزگانی لندن
19. محمد جواد شهرستانی منچستر
20. جاوید رضایی بلژیک انجمن فرهنگی صبح
21. محمد احسان علوی ناروی
22. دکتر فریبا شفق فرانسه
23. معصومه عباسی امستردام(هالند)
24. عزیز حسینی بیرمنگهم( انگلستان)
25. رجب علی عباسی هامبورگ (آلمان) کلوپ جوانان افغان
26. دکتر امان عسکری فرانسه مرکز فرهنگی افغانهای شهر لیون
27. جاوید اقبال هالند
28. عبدالخالق ترکمنی لندن
29. علی رضااکبری کنت( جنوب انگلستان)
30. اسد عزیزی لندن ( اسکول اف اکونومیک)
31. جمعه بهرام لندن
32. زکریا رازی ولورهمتن ( شمال انگلستان)
33. جواد رمضانی لندن
34. رمضانعلی بید فورد ( انگلستان)
35. حسین جعفری لندن
36. عارف رضایی لندن
37. بصیر احمد نور لندن
38. محمد جواد ظفیر لندن
39. سلطان محمد پاینده فرانسه
40. نور احمد صبا بلژیک
41. داد محمد صدیق بریستول (انگلستان) انجمن افغانهای بریستول
42. جان محمد رهجو لندن
43. بشیر الدین خیر زاده لندن
44. مصطفی نیازی فرانسه
45. دوست محمد عزیز فرانسه
46. باز محمد پاینده هالند
47. جمیل بیگ لندن
48. محمد نعیم جوزجانی لندن
49. قاسم پویا ناروی
ضمیمه:
جدول سفرا و جنرال قونسلهای افغانی مقیم کشورهای مختلف جهان
نظرات
18 دیدگاهنامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
I wrote in here last year that the Pashtun=Afghan ethnic use Mr. Rangin Dadfer Spanta like: W.C. paper. He is also happy because he works as foreign minister in a U.S.A. colony so called Afghanistan/Khorasan. I wrote before , a person if has personality ,she or he will never work in a puppet government. Mr Sapanta can do nothing about the choose of the clerks of foreign ministry, he must obey every thing that puppet Hamid Karzai ,and the leadership of Afghan-mellat gang order to him.
Some people like to become famous , it is not important for them , they become infamous ! Mr. Sapanta is one of this kind people. A country if is not independent ,the aliens will do ,what they want. Hamid Karzai is nobody because he must ask from Americans about every decision. You complain from one of his minister ? You must look for other kind solution
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
Dear Kudos Talash, You are calling pupets so would you kindly tell me who was not pupet Taliban,Rabbani or communists they were all pupets,I am not happy if one of our Afghan is going to be slave or pupet but the Taliban were the pupet of pupet it mean the pupet of Pakis so the pakis are the pupt of USA
Thanks to the freedom of spech now even we can say who is pupet and who is not but during the taliban even we were not able to see Makka on the TV because of the fake Islame of Mulla Omar khan who married with three wives and even he does not know what is Islam
Waslam Ikhlas Wardak
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
December 04,2007
Dear country-man Mr. Ekhlas Wardak ,and Mr.Rostam , I read your writtens, it is correct that our country since 200 hunderd years ago had and has puppet rullers and governments,and just Mr. Hamid Karzai Popal Zayee Kandahari is not a puppet guy, but you must agree with me ,a puppet government in our country is a disgrace for our country-people. We must try to be not more under control other countries, for this reason I remember again and again that Mr. Hamid Karzai is a puppet. If the Pashtun ethnic not correct it self and knowingly and intentional discriminate other ethnics who live in Afghan+Stan /Khorasan-country ,we will never can get our freedom.
I know very better than you about Shorayee-Nazaar/Jamyeat Islami Party, they have not problem with this puppet government , they angry over this government because the puppet govrnment changed a lot of clerks of Jamyeat Islami with other people,if they would not changed ,nothing was wrong with the puppet government.
Thank You - ta_lash@yahoo.com New York
My time finish ,I must end my written
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
I can’t say anything about other Afghan embassies but after watching our embassies activities in London since 14 years I am able to say the following thing honestly and them it is up to my Afghans to make their judgment.
1:- When I arrived in London in 1994 our embassy was very similar to a jewelry shop selling precious stones like zamarud and etc, for extinction of passports no form hade to be filled up, only 65 pounds were needed, most employees didn’t know why they are there.
2:- In 1996 when Taliban overthrown Rabani-Masoud regime, the situation got worse our embassy’s staff from A-Z new that their days are numbered and started looting, our embassy was converted to a residential house, you could see young embassy employees taking their girlfriend in to it for…………
3:- From 2001 until the time of Dr Spanta the situation was the same as before. One day I saw an Afghan boy of about 18-19 years in a buss, showing his Diplomatic passport to his Iranian friend and saying ( You see my passport? I can get any kind of girl just by showing it to her.) And them the Iranian boy surprisingly asks ( to kon koshad diplomati?) means are you a diplomat with the big ass?
Now let me tell you few things about the situation after the time of Abdullah the GREAT. In 9 months time the income of this embassy was timed 203 during the time of Dr Spanta, In February 2007 it was officially announced by ministry of foreign affairs that, Afghan embassy in London joint group of our those embassies that produces income. (Dear brothers doesn’t this mean that Abdullah and his employees were thieves and burglars?)
Now when you go to our embassy, form a neutral eyes you will definitely see a better environment, minus some members of shora-e-nezar ( the burglars) and positive progress can be seen every day.
I want ask those who wrote this open letter. Were you asleep at the time of Abdullah the great?
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
آنچه در رابطه با سفارتهای افغانی نوشته واقعیت دارد. سفیران افغانستان به شدت قومی و نژاد پرستی میکنند.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
واقعا جای خجالت است به این دولت و واین وزارت خارجه!در عصر حاضر دنیا به طرف بر داشتن مرزها پیش می رود ولی حکام افغانستان روی به تبعیضات نزادی آورده است. من در المان هستم و آنچه در این نامه آمده همه را تایید می کنم.واقعا سفارتهای افغانی در چنین منجلای دست و پا می زنند.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
سرزمینی که بنیادش با تعصب و قومیت پرستی بنا شده باشد انتظار عدالت و قانونیت زود است.اما افسوس به حال وزیری که تمام شعارهای روشنفکرانه اش را فدای ماموریت قوم پرستان نمود. وزارت می گذرد این مناصب قرار دادی است و اهمیت ندارد ولی تاریخ قضاوت خواهد کرد که این وزیری که تا قبل از وزارت خودرا نماینده طرز تفکر ملی و عدالتخواه قلمداد می کرد چگونه بعد از رسیدن به قدرت به همه آن ها پشت کرد. متاسفم و انچه در مورد نمایندگیهای افغانستان نوشته شده هنوز کم است.من خود شاهد دهها مورد بر خورد های قومی و نژاد پرستانه کارمندان این سفارتها بوده ام. در همین لندن کسانی در پستهای دیپلوماتیک ماموریت یافته اند که هنوز الفبای آدمگری را بلد نیست یکی ازآنها پسر برادر کرزی است.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
یکی از دوستان چندی قبل نوشته بود که افغانستان کشور دیو های سفید است.در این زمان وجود یک رستم ضروری است اما مادران این سر زمین به اندازه عقیم گشته اند، که دیگر زادن رستم هم امکان پذیر نیست از بخت بد ما. من شخصآ خودم چندی قبل به قونسول افغانستان مقیم ژنیو سویس رفته بودم باور به آن چیزی که ایمان دارم و دارید که افرادی را آدم میبیند که اصلآ سواد ندارند. آنانی که از موسسه های ماین پاکی آمده انی خیلی بهتر است از چوپان های که رمه های شان را رها کرده و دیپلومات شده اند.
با سلام
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
من در لندن زندگی می کنم. روزی در شعبه قوسلگر رفتم تا پاسپورت خودرا تمدید کنم. یکی از دوستان هم برای تایید برگه ازدواج همراه من رفته بود. مامور پذیرش مارا به اتاق جناب قونسول راهنمایی کرد. ایشان سر دروازه دفترش نوشته است: دشاغلی کرزی دفتر!! شما باور کید ما دربرخورد اول خیال کردیم ایشان گنگ است.پس از نیم ساعت توضیح ایشان نفهمید که ما چه می خواهیم بالاخره گفت: زه خو نی پیزنوم که تا سه غواری؟ او فلانکی راشه دی دی سره خبری وکه. زه نی پیزنوم چه دوی سه غواری او ازدواج سه بلا دی. جل الخالق!!!
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
من نظر آقای کوشان را کاملاٌ تایید میکنم زیرا در کانادا نیز یک قندهاری بحیث جنرال قونسل تعیین شده که با زبان های دری و پشتو به دشواری تکلم میکند اما با زبان اردو مثل بلبل حرف میزند!این آقا روزی به مناسبت "روز شهدا" در تلویزیون در حالی که به سختی و لکنت حرف میزد چنین گغت :" روز شهدا روزیست که ما (افغانستان)صاحب یک دولت شدیم و امنیت در افعانستان آمد" !! این بیچاره از ترس اینکه بی زبانی اش فاش نشود کوشش میکند تا با مراحعین کمتر روبرو گردد.
قابل یاد آ وریست که این شخص پیش از این وزیر مبارزه با مواد مخدر بوده و چون در آن پست خیلی خیلی موفق بوده وی را برای استراحت به کانادا فر ستاده اند !!
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
آقای شاغلی کوشان!
من این نوشتهء را که می گویید ندیده ام.تا جایی که من دیده ام شعبهء قونسلگری بسیار کوچک است و سه دفتر کوچک دارد. یک برگ کاغذ روی یکی از دربها جسبانده شده است و آن هم به انگلیسی است نه به پشتو.
حالا این دشاغلی کرزی دفتر از کجا آمده است محترم؟ یک کم منصفانه حرف بزنیم خوب است.
از تهمت زدن گویا عده ای لذت می برند. کشور ما را همین چیزها خراب کرده است.
نامة روي دروازه - سفارت رستورانت نيست كه هر كس را دعوت كند
كساني كه چوكي رياست دولت را تا درواز بردند، مگر نمي توانند در مورد يك دروازه دروغ بگويند؟
هم نامه و هم پيام هاي دروغين را كساني گذاشته اند كه خود و يا نزديكان شان در دوران بربريت، دپلمات شده بودند و حالا نوبت پناهندگي شان رسيده است. اينان براي خارج و پشت ميز سفارت ها جور شده اند و بكسي ديگر، فرصت كار را نمي دهند و خود هم مثل مولوي محمد نبي محمدي با هواي افغانستان، سازگار نيستند.
بگذاريد اين نازدانه ها را كه از پناهنده شدن خود بحيث دپلمات نمي شرمند، ولي از يكي دو اشتباه كوچك، حتي اگر راست هم باشد مي شرمند؟
دعوت چي؟ سفارت است يا رستورانت كه هر كس دعوت شود؟ برويد و مصروف پيزادليوري تان باشيد، كدام دعوت؟! عجب شكايتي! ما را دعوت نمي كنند به ناهار!
كاكا! از تو بهتران، در افغانستان كار نمي يابند، تو با مو هاي آراسته ات در دعوتي خبر نشده اي و مقاله مي نويسي.
نامة روي دروازه - سفارت رستورانت نيست كه هر كس را دعوت كند
آقای دروغگو!
چون خودت اعتراف کرده ای که دروغگو هستی پس نام دیگرت دشمن خدا می باشد. همینقدر در مورد شما کافیست. اینکه دیگران را درغگو می گویید هم حقدار هستیئد چونکه کافر همه را به کیش خود خواند!!از لحن گفتاروطرز نوشتارت پیداست که چقدر آدم با عفت کلام هستی!حتما مشاور سفیر یا رفیق وزیری خدا برایت مبارک گردانت اما: گر بود عمر بیبینیم به پکار دیگر...
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
جالب است. من واقعا متاثر شدم از خواندن این نامه سرگشاده و باورم به افغانستان و نجات این کشور از بحرانهای گوناگون به شدت تضعیف گشت. قومیت گرایی مزموم است ولی چرا وزیریکه گفتمان شهروندی و شهروند جمهور را مطرح ساخت در راس چنین وزارت خانه ای قرار دارد؟ اگر ایشان خودرا عضو جریان پر افتخار شعله جاوید می داند در برابر شهدای بزرگی چون: محمودی, اکرم یاری, صادق یاری و...چه چیزی برای گفتن دارد؟؟ راستی که روشنفکر دروغگو ترین و خایین ترین طبقه در میان سایر طبقات است.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
من در یکی از سازمانهای خیریه مر بوطه به کشور انگلستان کار می کنم. وظیفه ما خدمت و کمک به افراد زیر سن می باشد.خیلی از افرادیکه جدیدا به انگلستان می آیند از این قبیلند. روزی یکی از بچه های زیر سن را برای تایید هویت به سفارت افغانستان روان کردیم. پس از بازگشت داستانی را برای من نقل کرد که هزار بار با خواظهار ندامت کردم که به چنین کشوری که چنین چنین نمایندگان دیپلوماتیک دارند منتسب می باشیم. یکی از اعضای قونسلگری سفارت از پسرک نو جوان که ظاهر زیبا دارد خواسته بود بیاید با او زندگی کند و او برایش همه چیز می خرد!! به او گفته بود من مجردم و چون فامیل ندارم برای من چای درست کن و چون من دیپلومات هستم تمام کارهای پناهندگی ات را هم درست خواهم کرد. پسرک نا پخته قبول کرده و به خانه اش رفته بود. پس ازدو شب زندگی با یک دنیا پشیمانی و سر خوردگی بر گشت و ماجرارا برای من نقل کرد. این روایت واقعی است و ما بخاطر حفظ آبرو و نام افغانستان ازپسرک خواستیم سکوت کرده و از این ماجرا بگذرد.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
خانم کوهستانی محترم!
یک کم از خودتان و دروغتان خجالت بکشید. چرا این قدر دروغ؟!! مایه تاسف بسیار است. سفارت در لندن از دیر باز با مهاجرین افغان در تماس بوده است. کسانی که اینجا پناهنده می شوند می گویند که در افغانستان دولت افغانستان آنها را می کشد. حتی همین افراد به اصطلاح زیر سن همین را می گویند. خوب به نظر شما سفارت برای اینها که در نزد ادارهء مهاجرت انگلستان چنین ادعاهایی می کنند چه کار می تواند بکند؟!
برای کسانی که مطلع نیستند و مردم سادهء ما بسیاری از این گونه ادعاهای دروغ شاید موجب شبهه شود که در این سفارت ها چه می گذرد و چه هیولاهایی در این سفارت ها خوابیده اند که کسی خبر ندارد!
تا جایی که من دیده ام و به کرات به سفارت مراجعه کرده ام سفارت در لندن حد اکثر تلاشش همین بوده است که با سهل گیری زیاد حد اکثر کمک به مهاجرین در سایهء قوانین افغانستان صورت بگیرد.
من هم برای گرفتن تابعیت انگلستان احتیاج به ارائهء سند ازدواج داشتم و برای تصدیق ازدواجم به سفارت چندین مرتبه مراجعه کردم. اول بار که رفتم فقط پاسپورت خودم و خانمم همرایم بود و می خواستم که آنها ازدواج مرا تصدیق کنند.راستش وقتی که به من گفته شد آنها نمی توانند فقط با رویت پاسپورت تصدیق ازدواج به من بدهند عصبانی شدم. از راه بسیار دور آمده بودم و با چنان جوابی مواجه می شدم. اما مسول پذیرش به من توضیح داد که آنها باید در چهارچوب قوانین کشور کار کنند. و دقایقی موضوع را برایم تشریح کرد.در ضمن گفت برای سهولت در کار آنها با رویت اسناد فرزندانم و خانمم و شهادت دو شاهد می توانند تصدیق نامه ازدواج برایم صادر کنند. در همان لحظاتی که من در قونسلگری حضور داشتم جوانی دیگر هم آنجا حاضر بود. وی خواهان تصدیق هویت اش بود. ظاهراً وی 19الی 20 ساله نشان می داد. اما می گفت که 15 ساله است. نه تذکره داشت و نه کدام سند دیگری از افغانستان. اسنادی هم که وی برای قونسلگری ارائه می کرد یک کارت بود که نوشته بود سنش درست نیست(Age Desputed) و بسیار عصبانی هم بود که چرا سن و سال وی را تصدیق نمی کنند و چرا وی را آزار می دهند. فردی که با وی مصاحبه می کرد می گفت در صورتی که تذکره ات را بیاوری وی قادر است که سنش را تصدیق کند در غیر آن وی نمی تواند ولی جوان بسیار عصبانی و بر افروخته بود و نا سزا می گفت. به گمان من هر کشوری قوانینی دارد و در سایهء همان قوانین در مراجع اجراآت صورت می گیرد. ما وقتی توقع بیرون از دایرهء قانون داریم تبعاً خواستهء مان بر آورده نمی شود. بر آروده نشدن خواسته همان و بستن تهمت و نا سزا همان. ما مردم تا جایی که من دیده ام صبر و حوصله نداریم. اما بسیار تاسف آورد است که تهمت هایی این چنینی به کسانی زده می شود که هموطن ما هستند و در حد توانشان در خدمت هموطنان خود هستند.
خانم کوهستانی من فکر می کنم که جوانک برای تقویت پناهندگی اش آن "داستان" دروغ را درست کرده است. همانند همهء داستانهای دروغ پناهندگی که در اینجا از روی نا چاری ارائه می شود. و یا خود شما این دروغ را ساخته اید و این جای تاسف بسیار زیاد دارد. چون نحوهء ارائهء داستانتان دروغ بودن آن را نشان می دهد. در انگلستان کسانی که زیر سن هستند دولت برای آنها خانهء مفت می دهد و برایشان وکیل مجانی می گیرد و به خانوادهء آنها را می سپارد و یا تحت مراقبت سرویسهای اجتماعی قرار می دهد تا از وی مواظبت کنند و هفتهء 40 الی پنجاه پوند خرجی هم برایشان می دهد.در ضمن آدمهایی مثل شما هم وظیفه دارند که به آنها در هر امری کمک کنند و راهنمایی نمایند. اگر کدام مشکلی آنها پیدا می کنند در هر جایی که باشد حتماً به مراجع مربوط شما باید گزارش بدهید. خوب شما یا از این مسایل خبر ندارید و یک آدم مغرض هستید و یا اینکه با اینکه تحت تاثیر یک دروغ شاخدار قرار گرفته اید.
باید یاد آوری نمایم که تجاوز به افراد زیر سن در انگلستان جزایش حبس ابد است. و گزارش نکردن آن هم جزای سنگین دارد. خوب شما اگر حرفتان دروغ و تهمت نباشد کی جرات عدم گزارش را دارید؟ یعنی وظیفهء را که دارید به خاطر افغانستان برش پشت پا زدید! حتی به خاطر افغانستان به سفارت هم شکایت نکردید که چرا چنان دیپلماتهایی را در آنجا هستند؟!
سخنی باطل تر از این نخوانده بودم. ساختگی بودن تهمت شما عیان است اما تاسف من از حضور آدمهایی مثل شما در جامعهء افغانی مقیم انگلستان می باشد.
با احترام
اسلم بیگزاد
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
سلام خانم راحله.
از واقعه ایکه راجع به آن نوجوان اتفاق افتاده،اگر وآقعآ درست باشد خودت نیز در جرم آن مردک دیپلمات نما شریک استی که پسر مظلوم را وادار به سکوت نمودید،در اروپا تشریف داری و خوب میدانی که تجاوز به یک طفل خورد سال چه جرم دارد؟سکوت برای برای چه؟برای اینکه آبروی دیپلمات به اصطلاح افغان از بین نرود...خوب میدانی که احمدالله دراروپا ملاسالاری و قوماندان سالاری نیست که (معذرت)بچه بازی را تایید کند چون طرف یک دیپلمات بیسواد است.عجیب دنیایکه انسانهای با سواد ما به این طرز تفکر مبتلا است...آبرو، حیثیت...آیا آن بچه مظلوم آبر و حیثیت ندارد که توسط یک خایین و دیپلمات وطنفروش مورد تجاوز قرار میگرد.وای بر حال این مردم وملت
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
این یک دروغ محض است. عدم متناسب بودن ترکیب قومی و بعضی مسایل در سفارت ها ممکن باشد اما ادعای این خانم یک دروغ محض بیش نیست. باور کنید من از دیپلماتهای بیچارهء افغان خجالت کشیدم که ما در پشت آنها چه حرفها که نمی زنیم و چه تهمت ها که به آنها بار نمی کنیم. کسی که دروغ می گوید و کسانی که باور می کنند. شرم است. مسایل را با هم قاطی نکنید لطفاً.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
جناب اسلم بیگ !
از قراریکه لحن جوابیه ات نشان می دهد از نزدیکان سفارت و یا کارمند آن بنگاه معاملات می باشی واگر نه هیچ گاهی حرفهای خانم کوهستانی را به این شوهرد نمی کردی. خیال می کنی کار فوق (بچه بازی) در افغانستان بی سابقه است؟ مگر در همان سرزین در "قندهار" قوماندان معروف آن دیار با یک پسر به طور رسمی و طی یک میله کلان نکاح نکرده بود؟مگر بچه بازی در قندهار و بسیاری از مناطق شمال یک سنت و رسم دیرپای نیست؟ این دیپلوماتان هم زاده همان فرهنگ و سنتها هستند و چون از قضای روزگار دیپلمات شدند مگر تغییری در سرشت شان رخ می دهد؟راجع به قانونیت گپ زده ای؟ کدام قانونیت؟ در همین سفارت چنان دزدی و چپاول بیت المال رخ داده و می دهد که اگر بدانی موی بر بدنت راست می شود.این قانونیت است که نزدیک به 20000(بیست هزار)پاکستانی پاسپورت افغانی از همین سفارت صادر شده است؟؟ اگر قبول نداری بیا تادر سوت هال لندن کمیشن کاران سفارت را برایت نشان بدهم. پس اینهمه یک جانبه قضاوت نکن انتقاد و اعتراض حق هر فرد است اینکه شما بسیار دو آتشه از سفارت حمایت می کنی از دو حالت بیرون نیست یا مزد بگیر آن هستی یا کمیشن کارش و الا کمتر افغانی را در انگلستان پیدا می توانی که از این سفارت دل خوش داشته باشد.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
رضا جان بخیالم روایتهای را که میگویند کبوتران هم از ترس بجه بازان قندهار یک بالشان را به حیث سپر در دم مقعدشان میگرند نشنیده ای؟ این خبر به نظر من هیچ جایش غیر واقعی نیست. این عادت درافغانستان رایج بوده و هست. مگر در همین سایت یکی دو روز قبل نخواندی که چگونه عده ای بچه های خوشگل و زیبا رو را به عنوان....نگه داری میکنند و به جانشان لباس زنانه می پوشانند و زنگ به پایشان می بندند؟ و... می کنند. اینها واقعیتهای این وطن است. خانم کوهستانی داستانش دور از واقعیت نیست.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
جناب اسلم بیگ !
از قراریکه لحن جوابیه ات نشان می دهد از نزدیکان سفارت و یا کارمند آن بنگاه معاملات می باشی واگر نه هیچ گاهی حرفهای خانم کوهستانی را به این شیوه رد نمی کردی. خیال می کنی کار فوق (بچه بازی) در افغانستان بی سابقه است؟ مگر در همان سرزمین در "قندهار" قوماندان معروف آن دیار با یک پسر به طور رسمی و طی یک میله کلان نکاح نکرده بود؟مگر بچه بازی در قندهار و بسیاری از مناطق شمال یک سنت و رسم دیرپای نیست؟ این دیپلوماتان هم زاده همان فرهنگ و سنتها هستند و چون از قضای روزگار دیپلمات شدند مگر تغییری در سرشت شان رخ می دهد؟راجع به قانونیت گپ زده ای؟ کدام قانونیت؟ در همین سفارت چنان دزدی و چپاول بیت المال رخ داده و می دهد که اگر بدانی موی بر بدنت راست می شود.این قانونیت است که نزدیک به 20000(بیست هزار)پاکستانی پاسپورت افغانی از همین سفارت صادر شده است؟؟ اگر قبول نداری بیا تادر سوت هال لندن کمیشن کاران سفارت را برایت نشان بدهم. پس اینهمه یک جانبه قضاوت نکن انتقاد و اعتراض حق هر فرد است اینکه شما بسیار دو آتشه از سفارت حمایت می کنی از دو حالت بیرون نیست یا مزد بگیر آن هستی یا کمیشن کارش و الا کمتر افغانی را در انگلستان پیدا می توانی که از این سفارت دل خوش داشته باشد.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
آقای بغلانی صاحب. من هم مثل شما سالها است که ساکن لندن هستم و هیچ نسبتی با سفارت ندارم و کسی را هم آنجا نمی شناسم و حتی در یک جلسه هم دعوت نشده ام و نرفته ام و انتظار دعوت هم ندارم و از اینکه دعوت نشده ام نا راحت هم نیستم اما حق را با نامه نگاران این طومار می دهم که از دولت خود انتظار داشتبه باشند و برای بهبود امور عریضه پیش کنند و از نا بسامانی ها شکایت کنند.
من سابقهء کار دفتری دارم و خصلت مردم خودم را هم خوب می شناسم. من سالها است که می شنوم از همین سفارت پاسپورت در برای پاکستانی ها داده می شود اما تا اکنون من یک نفر را شخصاً ندیده ام که پاسپورتی از همین سفارت گرفته باشد. قبلاً هم تبلیغ می شد و فعلا هم همین تبلیغ می شود.
اگر خودت 20000 پاکستانی را می شناسی که پاسپورت افغانی گرفته است می توانی یک کاپی از آن همه پاسپورت را جهت افشای مامورین فاسد به کابل پرس? روان کنی تا چاپ شود و قضیه معلوم گردد. در غیر آن ادعای شما متاسفانه وزنهء زیادی نمی تواند داشته باشد.
در همه جای دنیا پاسپورت جعلی درست می کنند. از پاسپورت انگلیسی گرفته تا امریکایی، فکر نمی کنید پاسپورت افغانی را هم جعلی می شود در بازار سوتهال درست کرد و به نام سفارت فروخت؟ با یک تیر دو نشان.
من به عنوان یک هموطن که خودم کار اداری کرده ام و از خلوص نیت هم بوده است، دیده ام که بیشتر این تبلیغات از روی ناکامی در جهت انتظار کار غیر قانونی است.
مردم ما وقتی از یک اداره نا امید رفتند، شروع به تبلیغات می کنند. من شیده ام که گاهی از کار سفارت شکایت شده است. اما از کدام کار؟ مثلاً آنها تذکره اش را تصدیق نکرده اند. یا درایور لیسنس شان را و ... . یک سوی قضیه این است. سوی دیگر قضیه این است که چرا آن تذکره و درایور لیسنس تصدیق نشده است؟ یک مامور باید یک سند اصلی را تصدیق کند یا جعلی را؟ من همان روز شاهد این قضیه بودم. همان پسر زیر سن استدلالش همین بود مگر شما اینجا برای خدمت به مردم نیستید؟
من اگر در بیرون داستان آن جوان را می شنیدم، حتماً حق را به وی می دادم. چون نمی دانستم که در آنجا چه گذشته است و وی هم به خاطر اینکه کارش نشده بود حتما نا راض از آنجا می رفت و داستان را آن گونه که خودش می خواست تعریف می کرد. اما بیایید از خودمان بپرسیم ممکن آنچه که ادعا می شودواقعیت نداشته باشد. این سوال کردن هیچ از ما چیزی نمی کاهد. یکبار آن ادعا را به دقت بخوانید و خود را در ظرف مکانی اینجا قرار دهید و از به قضاوت بنشینید و ببینید که چقدر این امر می تواند ممکن باشد. حالا در مورد سفارت نی، در مورد یک فرد افغان دیگر.
می ماند ادعای مضحک بچه بازی. من در پیام قبلی ام توضیح دادم که پیام آن خانم که ممکن است حتی پیام خود شما باشد، پایهء منطقی ندارد و به ساده گی دروغ بودن آن معلوم می شود. من برای دفاع از یک حقیقت بدیهی و آن هم از روی حرفهای خود آن به اصطلاح خانم، یا آقا، نظرم را به خاطر تهمت نزدن بیهوده به دیگر هموطنان خود گفتم. حالا شما می گویید که یا از بنگاه معاملات می باشم و یا از از نزدیکان آن! حرف من چه ربطی به این مسایل دارد؟ من از نظر منطقی حرف آن خانم را که یک تهمت نا روا در حق هموطنان دیگر ما که در یک اداره کار می کنند زده است نقد کرده ام. مگر این خانم زنده نیست؟ خوب بیاید با پیش کشیدن همان بچهء زیبا! حرفش را ثابت کند. لاقل نام و نشانی موسسهء خیریه اش را بگوید. کسی که اینجا وی را نمی تواند تهدید کند یا بکشد.
آقای محترم من هم در لندن هستم و شما هم. باور کنید در طول این سالها من که آدمی هستم اجتماعی نشنیده ام که کسی گفته باشد در سفارت کسی به خاطر ارائهء خدمات از من پول اخذ کرد. چرا حقیقت را نگوییم؟ از حرف هوایی و دروغ چه نصیب ما می شود؟
بله من از کار سفارت دفاع می کنم و دفاع من منطق هم دارد. اما از سخنی که پشتیبانی منطقی ندارد و می خواهد لباس حقیقت بر تن کند باید دوری جست. من از عملکرد سفارت به عنوان یک ارگانی که می تواند بیشتر از این مفید باشد انتقاد دارم. اما از حرف های کوچه و بازار که بیشتر از روی نا آگاهی است پشتیبانی نمی کنم. به شما هم توصیه می کنم به جای شنیدن آواز دهل از دور سری به سفارت بزنید و یا به رفقایتان در سوتهال تا حقیقت بیشتر نصیبتان شود.
با حضور در راهرو یک اداره نمی شود در مورد کل آن قضاوت بی طرفانه نمود.
در مورد قانونیت هم با توجه به تجربهء خودم و اصرار بی پایانم و دلایل آنها مطمئنم که قانونیت جاری و ساری است.
با احترام
اسلم بیگزاد
عجب آدم هاي خوشباوري؟!
گروهي از دوستان و هم پياله ها، جمع مي شوند و مطلبي مي نويسند تا هدف سياسي شان برآورده شود. آنان به راست و دروغ كار ندارند، تير به هدف مي زنند!
گروهي ديگر به شمول گروه قبلي پيام مي گذارند! گاهي دروغ، گاهي راست. حالا اين خانم كه در آغاز، قضية پسر بچه را پنهان كرد كه افغانستان نشرمد، حالا چرا آن را انترنتي مي سازد؟ كدامش بهتر بود كه پسر بچه با سر و صداي كم، به حق خود دست مي يافت يا اين كه در انترنت هم آبرو برود و هم پسر بچه چيزي نيابد.
دروغي از اين بزرگتر نمي شود گفت!
برويد كار تان را كنيد، هر كس شك و ترديد دارد مي تواند برود سفارت را ببيند و حتي وزارت خارجه را! اين سياسي ها، خون مي نوشند به جاي شراب، و حلالش مي دانند!؟ گوشت آدم مي خورند به جاي خوك، و حلالش مي دانند!؟ دارايي ملت را مي دزدند به جاي اخذ معاش در بدل كار، و حلالش مي دانند!؟ مگر باكي دارند كه بيايند و خود را براي لحظه يي زن جور كنند و قصه يي دروغ را هم بنويسند؟
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
جناب بیگزاد!
آفرین به این دفاعیه آتشین از سفارت!!خوب نان و نمک را حلال میکنی!چون تصمیم گرفته ای که بگویی سفارت بهترین جای دنیا و پاکترین ان می باشد مجادله در این باره راه به جای نخواهد برد. چونکه تو یقین داری بر صحت کارهای انجام شده از سوی سفارت و یقین تنها کسانی دارند که خود از کرده خودمی گپ زنند نه فرد دیگری ! پس بهتر بود دفاعیه ات را از طرف سفارت می نوشتی تا همه می فهمید که باالاخره سفارت هم آدمهای دارد که از خودشان بهتر و اتشینتر دفاع می کنند.موفق باشی با همان سفارتت.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
آقای بغلانی یا همان راحله کوهستانی محترم. حتماً باید مثل شما دروغ گفت و یا تهمت زد تا در قطار شما آدمهای خوب حساب گردم؟ یقین من نسبی است و من فقط گفته ام که اگر این خانم اینقدر وطن پرست است آدرس سازمان خیریه اش را بدهد و من خودم داو طلب کمک به آن کودک و حیثیت نماینده گی دیپلماتیک کشور خواهم شد و با کمک دیگر هموطنان آن دیپلمات خاطی را به جزای عملش خواهیم رساند. در غیر آن به هموطنان خود که برای خدمت به این کشور آمده اند به خاطر عفده های حقیر تهمت نزنید و کمی کرامت انسانی و شرف و عزت دیگران را مد نظر بگیرید. من احمق هم نیستم که عقلم را در اختیار یک "تهمت" بی مورد و واهی بگذارم و هموطنانم را حتی اگر از آنها خوشم هم نیاید با چنین بی حرمتی و تبلیغات چهرهء بد از آنها در نزد مردم ترسیم کنم. این کار آدمهای مریض است و من شکر خدا هنوز در این شهر مریض پرور مریض نشده ام. بله از سفارت در مقابل همین منطق شما با قاطعیت دفاع می کنم و جای دفاع هم دارد مگر اینکه خلافش ثابت شود آن موقع با شما خواهم بود. برای ادعای شما که حتما باید از آن سفارت باشی تا این گونه از آنها دفاع کنی، والله من حیران مانده ام! چه ملت پر منطقی هستیم ما! من از هموطنانم دفاع می کنم عزیز آیا این امری است غریب و در مخیله و روان پریشان ما ممکن نیست؟؟
اگر اطمینان نداری قراری بگذار هم را ببینیم تا رو سیاه شود هرکه در او غش باشد! مدارکت را هم بیاور جناب بغلانی.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
سفیر افغانستان در لندن اصلا در سن وسالیکه کار بتواند نیست. من در مجلس دیدم کا با کمک افراد دیگر راه می رفت و شاید اگر اشتباه نکنم نزدیک 85 الی 90 سال سن دارد. مگر در مملکت قحط الرجالی آمده؟
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
خیلی دیر خبر شده اید. وضعیت این دکانهای که موسوم به سفارت هستند ازقدیم و ندیم همین طور بوده است. ولی یک گلایه شدید ازوزیر کنونی این است که چرا اینقدر در برابر این واقعیتهای مسلم تسلیم طلبانه بر خورد می کند. چرا تا این حد آله دست عده ای قبیله گرا و تنگ نظر قرار گرفته است؟ ازکامران میر هزار هم تشکر که با پخش این گونه مطالب جاندار واقعا ملی و آزاد اندیشانه بر خورد می کند.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
کامران میرزهزار سلام
درود با پخش این مطالب همه را در جریان واقعیتهای تلخ افغانستان قرار میدهی.چیزهای که در این نامه تذکررفته است واقعیت دارد.تبعیض و تعصب بیداد می کند.
نامه درباره ی عملکرد شما جناب سپنتا!
سفیر افغانستان در لندن چندین سال قبل که معین سیاسی وزارت خارجه بود بیشتر اوقات مریض بود و تکلیف داشت. بعد از یک دوره سفیری در مصر، نمی دانم روی چه ملحوظی بازهم هنوز ایشان باید سفیر باشند؟
آقای سپنتا براستی گماردن اشخاصی مانند آقای شیرزوی که بیشتر وقتش را در پیش داکتر و شفاخانه و به استراحت می گذراند بحیث سفیر کشوری جنگزده که برای بازسازی به نیروی جوان، فعال و پرانرژی ضرورت دارد آنهم در کشوری مثل انگلستان خیانت به ملت و کشور نیست؟