معلومات مختصر در باره سید منصور نادری
سید منصور متخلص به نادری، فرزند سید نادر کیانی، در سال 1315 هجری شمسی در کیان دره نیکپی ولسوالی دوشی ولایت بغلان تولد شده، تحصیلات خصوصی دارد. در زمان حکومت داکتر نجیب الله موقف سناتوری و رتبه جنرالی برایش داده شد، ولی هرگز رتبه نظامی اش فاش نشد و یونیفورم نظامی را نپوشید.
سید منصور بعد از مرگ پدر در صدد آن شد که به رهبری اسماعیلیه افغانستان دست یابد. سیدنادر خان رهبر اسماعیلیان افغانستان در وقت حیاتش سید ناصر برادر ارشد سید منصور را به حیث جانشینش برگزیده بود. سید منصور که خواب رهبری اسماعیلیه را میدید، به گروه بازی و فعالیت های ماجراجویانه دست میزد که بار ها در عقب میله های زندان رفته است. در سال های جنگ برادرش به لندن انگلستان مهاجر شد، سیدمنصور فرصت را غنیمت شمرد و به کمک دستگاه استخباراتی شوروی کا جی بی و خاد مفرزه خاد را در کیان دره نیکپی تاسیس و وارد آنجا شد. سید منصور اول خود را سرپرست اسماعیلیه افغانستان می خواند و بعدا رهبر اعلان کرد.
درنتیجه قدرت ملکی و نظامی ولا یت بغلا ن بدست سید منصور و پسرش سید جعفر افتاد.عقده های دیرینه سید منصور (نادری)مانند غده سرطان خونی سر باز نموده در پی روحیه انتقام جوئی شد. سید منصور طوریکه دلش میخواست، بدون تشویش و بدون اینکه کدام مرجع حقوقی یا قانونی مانع اقدامش شود با دست باز، خونخوارانه و دیوانه وار به ظلم و ستم, نیرنگ و توطئه متوسل شده قتلهای متعدد زنجیره یی را رهبری می کرد و اشخاص و افرادیکه که به مزاقش برابر نبود ویا انها را در اینده مانع رشد قدرت خود می دانست، نیست و نابود کرد.
مثلا سید احمد برخوردار را توسط کسی بنام (کور نظر) در شهر کابل درخانه اش ترور نمود. اما بعداز مدتی نظر کور توسط سید مراد رئیس ارکان غندش درقریه کلانگذر در خانه ارباب گلمیر در طی یک محفل شرابخوری همرای عین الدین ترور کرد و بعد از مدتی، سید مراد را توسط گروپ دیگر تروریستها که در راس انها انجنیرمعراج الدین که بعدها بحیث معاون اقتصادی ولایت بغلان از طرف سید منصور تعیین شد، در دشت خواجه الوان با جمع همراهانش که جمعا چهار نفر بودند ترورکردند. سید منصور نه تنها مریدانش را بی رحمانه از بین می برد در دوران قدرتش هرکس که از ولایت بغلان با او مخالفت می کرد توسط جلادها و تروریستهایش با قصاوت و بی رحمی سربه نیست می شدند. او منظوری جوانان و تحصیلکرده های اسماعیلی را با وساطت کاجی بی از حکومت نجیب الله بدست آورد و به ترور آنها دست می زد که خوشبختانه بعضی از افراد شاملاین لیست تا حال زنده هستند.
آغاز موضوع:
سید منصور نادری بخاطر پوشاندن جنایاتش از سه شیوه کار میگیرد که عبارت اند از تاسیس مرکز فرهنگی ناصر خسرو و نشر نشریه (حجت)، تاسیس حزب سیاسی بنام ...و غصب چوکی پارلمان به استفاده از موقف مذهبی و مصرف پول گزاف.
این بار سید منصور نادری در غصب چوکی های پارلمان زیاد حسود بود و می خواست تسلط خود را از طریق گرفتن کرسی های پارلمان از بغلان به بامیان، قندز، کابل، سمنگان و بدخشان توسعه بدهد. او بخاطر تحقق هدفش پول هنگفت را تخصیص داده پسران و اقاربش را به شرح ذیل به جاهای مختلف کاندید نمود:
1. سید منصور نادری در بغلان
2. سید جعفر نادری پسر ارشد سید منصور در بدخشان
3. سید فرخنده زهرا نادری دختر سید منصور در کابل
4. سید داود برادرزاده سید منصور در قندز
از چهار نامزد خانواده سید منصور نادری سه نفر (سید منصور، سید فرخنده و سید داود) در لیست وکلای برنده ظاهر شد و سید جعفر در نتیجه تصادم با مردم محل موجب قتل دو نفر شده، خودش زخمی شد و فعلا زیر تداوی است.
موضوع اصلی این گزارش که از عنوان آن پیداست، اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری است که بدست نهاد های امنیتی افتاده است.
قضیه تقلب و رشوه دهی سید منصور به کمیسیون انتخابات از این قرار است که از جمله صد ها هزار دالر رشوه که سید منصور نادری برای غصب چهار کرسی پارلمان مصرف کرده است، مبلغ دوصدو پنجاه هزار دالر آن بدست مسوولین امنیت افتاده است. قضیه طوری بوده که شخصی بنام عزیز مهماندار یکی از افراد اعتمادی سید منصور که وظیفه تسلیمی رشوت به عهده اش بوده، با اسناد و پول نقد توسط مسولین امنیتی دستگیر شده است. بعد به تعقیب آن دو نفر بنام های شمس الدین و .... نیز دستگیر می شوند که یکی آنها در سرای شهزاده، جای معادله اسعار گرفتار شد. سید منصور مبلغ پنجصد هزار دیگر را به مسولین امنیتی رشوت میدهد و کوشش می کند که موضوع به رسانه ها درز نکند.
بعد از آن سید منصور نزد کرزی می رود که همکاری وی را جلب نماید. سال گذشته در جریان انتخابات ریاست جمهوری، حامد کرزی رییس جمهور دولت اسلامی افغانستان و سید منصور یک نمایش سیاسی مشترک را انجام دادند که حامد کرزی به کیان آمد و هزاران نفر از کابل، قندز، سمنگان و بامیان به آنجا انتقال شد، تا نشان بدهند که مردم محل از کرزی حمایت می کنند.
حامد کرزی در منزل سید منصور واقع در قریه کیان دره نیکپی
حالا سید منصور از کرزی یاری خواست تا دوسیه های رشوه و تقلب را بردارد. کرزی نتوانست یا نخواست که این کار را انجام دهد، ولی اینکه قضیه از چشم رسانه ها پوشیده مانده، این کار بدون حمایت کرزی ناممکن است. بعد از دیدار کرزی سید منصور دروازه سبغت الله مجددی را کوبید. آیا مجددی به وی همکاری کرده یا نی تا حال معلوم نیست.
سید منصور از تشویش زیاد دچار مریضی شده و بخاطر تداوی و فرار از قضایای تقلب و رشوه دهی به هندوستان مسافر شده است.
افتتاح پارلمان و مصونیت پارلمانی شاید بوی توفیق بازگشت را بدهد.
اینکه چرا کرزی همرای سید منصور همکاری دارد، مساله یی است بسیار دلچسپ. کرزی و حامیان وی نمایندگی هزاره ها را در دولت افغانستان خوش ندارند. حمایت و تقویت موضع و موقف افرادی چون سید منصور و محسنی به آنها کمک می کند که نمایندگی هزاره ها را از آنها بگیرند. مثلا : اعضای پارلمان از خانواده سید منصور در جمع نماینده های هزاره ها یاد می شوند، که در حقیقت دشمنان سرسخت هزاره و قاتلان فرزندان خردمند هزاره هستند. پس جوشش و آمیزش کرزی با سیدمنصور انگیزه عمیق سیاسی دارد.
هرگاه قضیه رشوه دهی و تقلب سید منصور نادری همچنان مخفی بماند، دست رییس جمهور نیز در این تقلب دخیل است. زیرا همین رییس جمهور بود که سید منصور را که از دیدگاه سیاسی مرده بود، دوباره زنده ساخت و با سفرش به کیان همراه با لشکر داخلی و خارجی اورا دوباره در منطقه جاگزین و برایش قابلیت زیست داد و در بدل آن یک نمایش بزرگ انتخاباتی را انجام داد که هردو از آن سود بردند. قبل از آن سید منصور نادری از مردم محل اخطار هایی را بدست آورده بود که نمی توانست به کیان برود.
صد ها انسان بخاطر انتقام خون فرزند، برادر و اقاربش منتظر وی بودند. آمدن وی با رییس جمهور و بدرقة قوای نظامی مردم را تهدید، مایوس و بیچاره ساخت. مردمیکه فرزندانش توسط سید منصور به کمک دولت و استخبارات خارجی به قتل رسیده اند، یک بار دیگر سید منصور را با شآن جلال و حمایت دولت و قوای خارجی و شانه به شانه با رییس جمهور دیدند که باز هم مایوس و افسرده شدند.
مساله مهم دیگر مشروعیت و عدم مشروعیت چهار وکیل ولسی جرگه است که اسناد اکثر آنها در دست دولت افغانستان قرار گرفته است. اگر سید منصور و وکلای خانواده اش میان مردم محبوبیت میداشت، پس او صد ها هزار دالر را به مسولین انتخابات رشوه نمیداد و پسر ارشدش سابق والی بغلان و فرمانده فرقه 80 بغلان در بدخشان از طرف رأی دهنده ها لت و کوب نمی شد.
دولت و پارلمان جدید افغانستان باید در باره مشروعیت و نامشروع بودن این وکلا که اسمای شان در بالا ذکر شد اقدام قانونی کنند. مخفی نگهداشتن این اسناد بر سازش و معامله گری میان حامد کرزی و سید منصور نادری بخاطر غصب نمایندگی هزاره های اسماعیلی در پارلمان مهر تایید می گذارد.

نظرات
24 دیدگاهاسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
تشکر از کابل پرس بخاطر افشای اهویت افراد تقلب کار و خایین. این در حقیقت بزرگترین رسالت یک رسانه است.
امید وارم که مردم شریف افغانستان هویت این اعراب جنایتکار را که از بی خبری و نادانی مردم ما سؤ استفاده کرده و خویشرا به بلند ترین موقف و مقام اجتماعی رسانده اند، بشناسند. کسانیکه هنوز هم خدمت این افراد جنیایت کار را میکنند و آنهارا بهتر از خود میدانند، بنا بر گفته ی شاعر شرق علامه اقبال لاهوری از سگان هم خوار تر اند:
آدم از بی بصری بندگی آدم کرد
گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد
یعنی از خوی غلامی ز سگان خوار تر است
من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
It indeed is very funny reading about this article. Sayed Mansoor Naderi’s enemies are just exploding like the suicide bommers. Their barkings clearly shows they are so jealous. He is the man that is known for his devoted services not only for his people, but for all the Afghans. look at the vedio you posted, isn’t it a lesson for you guys. You losers are even not able to control your own family members and your family may not listen to you, but whenever He goes somewhere thousands of people from different walks of life comes to pay their respects. If you the writer go to Afghanistan, or if you did something good to your people, you will be respected if not you will see the anger of your people. THE RIVER ITSELF IS CLEAN AND DOES NOT BECOME DIRTY BY DOGS BARKINGS.1
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
دوستان سیدمنصور را چگونه باید شناخت۱ بجای آب بالای دستر
خوان شان شراب میباشد۲عکس اورا میبوسد توبه۳ در هر ماه یک
گوسفند بخانه اش میبرند تا باشراب میل کند.....تشویش نکنید کارنف
خراب است در همین روزهای نزدیک مردار میشود
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
از تمام دوستان اشتراک کننده جدا خواهش میکنم که چیزی را
که مینویسید جمله بندی درست داشته باشد
تا خواننده متن تان با کدام مشکل و یا سو تفا هم بر نخورند
با احترام مولا دوست
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
because of these wrong news from sayeed mansoor nadiriz enemies.this is all wrong fuck your mother and sister for this wrong news.you are the enimies of peace and smailis fuck all tajiks and pashtoons they are afghans enemies kos mother ha mother zina ha .sayeed mansoor khwar ta gayeeda ki eeto megi...
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
جواب به رامین وهم فکرانش: خجالت بکش از این همه سخنان نا جاهیز اگر تو مادر یا خواهر داری سید منصور را آنقدر خر فاشیزم فکر کردی که خواهران و مادران مردم را بپوسد. تاجک و پشتون چه داغ مانده برای تو و سید منصور؟سخنان که در متن در آمده هنوز هیچ چیز نیست راجع به جنایات استبداد فساد وقدرت محلی کاذیب سید منصور هنوز سینه صدها پسر مادر وخواهر از همه اقوام مسلمان بغلان داغدار است از مذهب استفاده سو کرده تا حال لطفاُُ عینک سیاه جهالت را از چشمان تان دور کنید از واقعت گفتن شانه خالی نکنید.تشکر از واقعت گرا
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
جناب آزاد سلام.
من به عنوان یک فرد ولایت بغلان از تهی دل داشته های خود را بیان می ورزم. تا آنزمانیکه سید منصور لشکر کشی های مردمی ولایت بغلان را براه نه انداخته بود. شخصی خود را اماعیلیه گفته نمی توانست. جناب ایشان جا و جلال خود به عقب گذاشته رهسپار شمال افغانستان شد تا از برادران شمال حقوق چندین قرن مردم فقیر و ساکنان ده نشین اسماعیلیان بیچاره و مظلوم را بدست آورند. شخص بنام سید منصور " نادری " را من خوب تر می شناسم. از خاطر ملت احمق شمال سه تن از برادران جگر گوشه اش را بکام مرگ داد. تا حفیظ الله لعین آنها را غرغره نمودند.هر کسی در ولایت بغلان مرد بزرگوار را هر چیزی می گوید. البته داغ خانواده گی دیده است. نه شهیدان راهُ آزادی.با احترام بغلانی
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
If the above article is not true, read the below one published on Sunday, February 06, 2011 at
http://www.outlookafghanistan.net/news_Pages/Local%20news.html#04
KABUL - A court in Kabul sentenced eleven people up to eight years in jail on Saturday for bribing election officials on behalf of a candidate during the parliamentary vote in September 2010. In an open trial the primary court of counter corruption department also released one person because of a lack of evidence. The convicts included five money changers at Kabul Shahzada Market. They were identified as Noorudin, Amanullah, Sayed Atiqullah, Toryalai and Jamaludin. Others are Muhammad Shah Pur, Abdul Malik, an employee of a construction company, Zainudin, a property dealer, Ghulam Sarwar and a shopkeeper, Mualavi Muhammad Ismail. They were also fined for brokering deal between candidates and election officials. Two months back, the Attorney General Office ordered the arrest of the 12 people for transferring $220,000 from Badakhshan province on the behalf of a candidate Sayed Jafar Naderi, son of Mansoor Naderi. An official at the Attorney General Office said the money was transferred by a host of Sayed Mansoor Naderi, Mualavi Muhammad Ismail, to Shahzada market and handed over to the construction company’s employee.The money was to be received by a member of election commission after the success of Sayed Jafar Naderi in the election, he said. After hearing the arguments, the judge sentenced to five years in jail Ismail, Abdul Aziz, Noorudin, Amanullah and Sayed Atiqullah. Shah Pur was sent to jail for eight years in addition to $220 000 fine. Toryalai and Jamaludin were sentenced to three years in jail, with a fine of $100 000. Ghulam Sarwar and Abdul Malik were awarded one year jail term each. However, Sayed Parwiz was found innocent for a lack of evidence. The convicts said that the trial was not fair, denying the charges levied by the attorney general against them. They said it as a conspiracy and that they would challenge the verdict in upper court. Sayed Mansoor Naderi, from Baghlan, his daughter Zahra Naderi from Kabul, his nephew from Kunduz and his son from Badakhshan ran in the elections, but only his son was unable to make it to the parliament. (Pajhwok)
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
You guys have just got access to the internet, and that is why you try to deceive people, but you don’t know that today a 2year old child can not be deceived. You Sholayees and materialists have no faith and are not Muslim. From time to time you losers tried to mislead the people, but you don’t know that you guys are very-well known to the people and it is a waste of time you put all these lies in this site and even you are not true to your names using false names shows your identity. Shame on you losers.1
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
internet is the best way to fuck you and your (amreshpuri)
you know mean sayed mansor.hahahahah fuck you Abdul dal
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
شیخ آصف محسنی و سید منصور نادری دو چهرۀ مترادف در یک سکه
شیخ آصف محسنی و سید منصور نادری دو چهرۀ مترادف در یک سکه اند. هر دو خلیفۀ شیطان میان هزاره های افغانستان. طوریکه همه میدانیم شیخ آصف و سید منصور نادری چگونه از موقف مذهبی شان سود می برند. و چه جنایاتی را علیه مردم مرتکب شده اند.
اما در اینجا خیانت و تجاوز جنسی آنها را که بالای دو دختر انجام داده اند، مینگارم. هرچند مطبوعاتیان از این موضوع آگاه اند، اما اکثر مردم کشور ما تا اکنون از آن اطلاعی ندارند!
موضوع را از تجاوز سید منصور آغاز میکنم:
گل چهره دختر زیبایی است از ولسوالی شیبر بامیان جایکه اکثریت باشنده گان آنرا هزاره های اسماعیلیه مذهب تشکیل میدهد. گل چهره نامزد وزیر احمد بچه کاکایش است. طبق رسم و رواج های خرافات معمول، زمانیکه موعد عروسی فرا میرسد مادران دختر و پسر هردو با گلچهره نزد این پیر میرود تا از وی دعا نیک بختی و سعادت بیگیرد زمانیکه گلچهره نزد سید منصور برده میشود تا دستان مبارک آن سید بالای سر این دو (عروس و داماد) کشیده شود تا خوشبخت گردند. اما سید منصور بهانه جویی کرده آنها را مجبور به ماندن شب می نماید. مادران میروند به مهمانجانه زنانه. گلچهره شب هنگام توسط زنان سید منصور [ شاید توسط چاکران درباری نزد این سید] نزد وی برده می شود. سید منصور بالای گلچهره عمل تجاوز جنسی را در آن شب انجام میدهد. البته در آن وقت گلچهره زیاد اصرارکرده است که تو پیرم هستی و تو حیثیت پدر را دارید. اما با آن هم سید منصور کار خود را انجام میدهد. فردای آنروز به مادران گلچهره و وزیر احمد میگوید که گلچهره دختر خوش خلق است باید مدتی خدمت پیرش را کند.
بعد از چند روز سرو صدا قضۀ این دو بین درباریان و مردم بالا میگیرد. منصور با تلاش زیاد گلچهره را راضی ساخته و وی به نکاح خویش در میآورد و به آن شکل قانونی می بخشد. که گویا گلچهره طوری اجباری به بچه کاکایش نامزد شده است. سید منصور در طی یک جلسۀ از خانواده اش میخواهد تا گلچهره را بنام جدید«مستوره» یاد کنند و از گلچهره خواسته میشود تا خود را دیگر هزاره نگوید و خویشتن را مقدس احساس نماید چون دیگر از جمع سید ها است.
تنها از نظرسنی تفاوت گلچهره با سید منصور بیشتر از 35 سال است. این در حالیست که سید منصور 3 زن دیگر دارد یکی از ولایت کندز و دو تا خواهر از ولایت بدخشان.
اندکی بعد نظام افغانستان درحال تغییر شد و با گذشت هرروز سید منصور از لحاظ نظامی قوت بیشتر میگرفت تا اینکه وزیر احمد را توسط جلاد هایش کوشش کرد تا بکشد ولی یکبار تا پاکستان فرار کرد. بعد معلوم نیست که آیا وزیر احمد از پیگرد های سید منصور جان به سلامت برده است یا خیر. چون منصور نادری بعد از شکست داکتر نجیب الله که در آن نقش خیلی بارز داشت و بعدا صاحب یک حکومت مستقیل محلی در ولایت بغلان گردید و آنقدر به کشتن و ترور ماهر شد که حتا به یک اشاره چشم بسیار انسانها را راهی گورستان می نمود. قرار معلومات یک میل تفنگچه از خارج تفحه داده شده بود که هنگام فیر نمودن از خود صدا و اواز بروز نمیداد که توسط آن در روز روشن قوماندان تور بغلانی را در داخل شهر پلخمر ترور نمود. گفتنیست که سید منصور یک پسربنام عطاش از گلچهره دارد که فعلاً در ازبکستان همرای مادرش زندگی می نماید.
اما قصۀ شیخ آصف محسنی این پیر فرتوت. از آنجا که چاکران و درباریان محسنی و مطبوعاتیان میدانند. کسی بنام مشتاق در دوران جهاد که دیگر کسی نداشت مبجور می شود تا به این روحانی مراجعه نموده و خواهر کوچکش را با اخذ اعتماد از جانب محسنی نزد وی میسپارد و خود میرود به ایران. اما این شیخ بالای این دختر 14 ساله تجاوز میکند. بعدا از گذشت یکسال مشتاق به سراغ خواهرش میاید میبیند که خواهرش حامله است. می پرسد که این چه ماجرا است. خواهرش جریان را برای برادرش(مشتاق) تعریف میکند. برای اینکه موضوع بین مردم و رسانه ها کشیده نشود، مشتاق را توسط باندهای تروریستی اش به قتل میرساند. پیش ازاینکه طفل خواهر مشتاق بد نیا بیاید، محسنی وی را به عقد نکاح خویش در میاورد و به آن شکل قانونی می دهد.
از انجا که برای مطبوعاتیان و به مردم هویدا است. که چگونه سلیم فهیمی خبر نگار چهردست کشور به دستور محسنی توسط انوری والی هرات در آنجا ترور گردید. چون فهیمی افشاگری میکرد.
ارباب یوسف یک متنفذ قومی از هزاره دوشی توسط سید منصور احضار میگردد و بعد به دهان سگی های جنگی اش پاره پاره میکند و خود آن صحنه رابه نظاره مینشند. چون ارباب یوسف مخالف عملکرد و رفتار سید منصور بود و همیشه از عملکرد های غیر انسانی اش انتقاد میکرد.
چند جنایت مختصر این دو روحانی جنایت پیشه را مشت نمونه خروار بیان نمودم در حالیکه هر دو جنایات بی شماری را مرتکب شده اند و لی در اینجا ذکر آن از حوصله این قلم خارج است.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
You opportunists and stupid Sholayees and materialists can not deceive the people by posting all lies. You better talk about your own families and your own experience of deceiving your people. There is a famous proverb in Dari saying that the sun can not be covered by two fingers. There will be a place for everyone back home, but not for you guys because you Sholayees do not believe in Islam and the prophet Hazrat Mohammad PBUH. You are against Islam and against your own people. next i will put some of your real stories.1
((women are Sarchashma... in this topic which is your family stories
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
ارمغان آزادی
اگر پرنده ای را به درون قفس نگهدارید و روی آن روکش گذارید تا نتواند دنیایی بیرون از خود را بنگرد تا در تاریکی و جهل و از نور خورشید هم محرومش سازید. ناگاه اگر پرنده آزاد گردد به بلندای دور پرواز خواهد کرد و هرگز بر نخواهد گشت آنجا که زندانیش کرده اند. پرنده تا حال دیده نشده است تا در درون قفس لانه بسازد چون امیدِ برای زندگی کردن در آن نیست.
هوای بیرون از قفس و دنیایی بیرون از زندان چه گواراست. نخستین عمل را که پرنده ایکه نو آزاد میشود انجامش میدهد بالهایش را رها میسازد، گردنش را کش میکند و پاهایش را یکه یکه راست میکند تا خستگی و افسردگی اش را از تن خسته اش برطرف نماید و بر فراز ها و هر جا که دلش خواست بنشیند و در صحرای آزادگی و بدون ممانعت به تناول بی پردازد.
فضای آزاد چقدر جان افزا و روح افراست فضایکه سد در آن نباشد و تا آنجا دل خواست بر افق های آدمیت و انسانیت پرواز کند.
و اما، طوریکه میدانید سلاله کیانی در ازدواج آزاد بودند و از هرجا و هرنژاد که میخواستند ممانعت نبود. ولی ازدواج دوشیزه گان این خاندان بجز سلاله کیانی به دیگران تحریم شده بود به سخنی دیگر با دیگران حرام پنداشته میشد. طوریکه گفتم مردان این خاندان در انتخاب همسر آزاد اند میتوانند به میل خویش همسر برگزنند. اگر مردی از این خاندان با سایر ملیت ها و منجمله هزاره ها ازدواج کنند ازوی تعهد گرفته میشود تا رابطه اش با خاندانش قطع گردد و برهان را که از سوی آنها هم این است که گویا دیگر نژاد ها و مخصوصا هزاره جنسِ دوزخی اند و خود شان بهشتی. یعنی سک از دوزخ آفریده شده است و گوسفند از بهشت بنابرین همبستر شدن سک با گوسفند محال محض است! به این معنا که همبستر شدن مرد هزاره با یک دوشیزه سید نا ممکن! در زمانه که میتوان به یک انگشت فشار دادن به بزرگترین آثار فکری اکابر، فلاسفه ها ، شعرا، و.... دست یافت.
بنی آدم اعضای یکدگرند – که در آفرنش ز یک جوهرند
گاهی هم مشیت الهی وارونه میشود اکنون دست تقدیر فرمان می راند. طالبان آمد اسیران گیرمانده در قفس جهل و نفرت را و این برده گان را از بند ابدی برهانید. تا آنطرف اقیانوس ها پرواز کنند تا آنجا که به هر شاخه ای که خواسته باشد بنیشیند و از تمام لذایز زندگی بهره برند و هرانچه خواست تناول کند. و آنجا زندگی لبریز از شوق، شادی و سرور شود. آخر زندگی برای زیستن است.
سه پسر سید منصورنادری سه دختر کاکایش(سید ناصر برادر ارشد سید منصور) را در قید نکاح خویش داشتند. اما این زنان به مانند برده گان زندگی را بسر می بردند. حق نداشتند بخورند ، بپوشند و ببنینند فقط به مانند زندانی بودند ه ! و حتا حق سخن گفتن را در مقابل مردان خانواده نداشتند. فرمان مطلقیت از طرف مردان رانده میشد. هرگز حق انرا نداشتند تا فسخ قرارداد نماید. و شوهر ان این سه خواهر هر کدام تن به چندین ازدواج زدند. ولی دست تقدیر کارش را میکند. شرِ خیزد و خیر ماباشد. سرانجام به حکم سرنوشت مانند دیگر نقاط افغانستان محل سلاله ی کیانی هم بدست طالبان تسخیر گردید. این اسیران که سال ها تحقیر و توهین میشدند و دردو رنج میکشیدند و در هر لحظه فاجعه انسانی و اخلاقی را ناگزیر تحمل میکردند و سالها بی موجب جسم ضعیف و نحیف شان زیر لگد های خران کور کرامت شکن له میشد.
خوشبختانه هرسه زندانی آزاد گشتند جایکه مهد دموکراسی خوانده میشود یعنی به لندن سکنا یافتند ارزگاهی که بخواند میتوانند شوهران را زندانی کنند و این سه خواهر شکایات را به پاسگاه پولیس درج میکنند این سه برادر از پیگرد های پولیس ناآرام بودند نا گزیر به ازبکستان فرار میکنند. دو خانم سید الفت یکی با دوست پسر ازدوج میکند میرود به ماسکو و دیگری که دختر کاکایش است در لندن با فرد دیگری عروسی میکند گفته میشود که آن مرد انگلستانی باشد و خود سید الفت نادری دوسال قبل با دختر از قوم هزاره عروسی کره که فعلا در کابل زندگی میکنند. خانم سید جاوید پسر ارشد سید منصور نادری که او هم دختر کاکایش بود نیز دست به فرار از منزل میزند با یک فرد پاکستانی در لندن زندگی میکنند که دو یا سه فرزند دارد و خانم دیگرش نیز خواستار طلاق میگردد. سید جاوید مجبور میگردد به افغانستان بازگشت کند و اینجا دچار فشار روانی گردیده چهار سال قبل در قریه کیان سرانجام دست به خود کشی زد و همانجا به خاک سپرده شد. ولی در مورد خانم سید جعفر نادری معلومات موثق در دست نیست که آیا از شوهر طلاق گرفته است یا خیر؟
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
قطغنی !!خدا از خشم هزارگی انسان را در امان داشته باشد .
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
بیایید همه مان قبل ازینکه در مورد چیزی قضاوت کنیم در مورد ادعا دیگران یک کمی معلومات جمع آوری کنیم. مثلا بعوض اینکه ازین افراد دفاع کنیم باید معلومات جمع آوری کنیم که آیا ادعای دیگران درست است یا غلط.
بهر صورت، مردم هزاره و بعضی از گروه های قومی دیگر قربانی عظیم اعتقادات شان شده اند. این بنام سید ها که خود از دین و مذهب بکلی آگاهی ندارند بنام پیر و رهبر و غیره بالای این مردمان خوش باور چه کاری بود که نکردند. بیایید دیگر بیدار شویم و نگذاریم قربانی خواهشات این فرعون های زمان شویم. دیگر خدمت به این خایین ها بس است. من مطمین هستم که این آخرین نسل شان خواهد بود که سر ما مردم حکومت میکنند.
هرچند اکنون زمان آن رسیده که این دجالهای زمان را بسزای اعمال شان برسانیم. آقای کرزی هم اکنون این خایین هارا شناخته و بهمان خاطر است که بوعده های که داده بود وفانکرد. در مقاله بالا ما در مورد حمایت آقای منصور از آقای کرزی میخوانیم. اگر آقای منصور پشتیمان میداشت چرا رای آقای کرزی و آقای داکتر عبدالله در ساحات کمپیان آقای منصور برابر بود. از جانب دیگر، رای را که مردم به آقای کرزی دادند شاید بخاطر آقای منصور نه بلکه اراده مردم چنین بود. من مطمین هستم که اگر این آقا برای آقای کرزی کمپاین نمیکرد رائیش بیشتر ازان میبود که دیده شد. این خود به این معناست که کمپاین منصور یک چال سیاسی برای خود و فامیلش بود.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
So called Jawid which i know it is not your real name , like other unconscience, Sholayees and Materialists you too want to just deceive yourself, if you think you deceive others, it is your big mistake. Ordinary people can not lie to mislead the people because they believe that Allah is present and he is watching, but it is you unfaithful individuals who don’t believe on the day of Judement where you will be judeged for deceiving some illiterates and ignorants that you may be one of the of the victims.1
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
سلامهای مملو از صفا و صمیمت خودرا خدمت همهً دوستان هم اندیشه هم تقدیم میدارم راجع به این آقایانی که کامنت های طرفدارانه از منصور نادری داده اند باید نوشت که اینها از جمله چاکران در باریان یا پسر اندران سید منصور هستند که از روی چاپلوسی و تملوق سید منصور را صفت نموده اند گناه ایشان نیست اینها مثل مرغ کور و آب شور تنها این جابر را دیده اند که مثل کالبوت بی سواد بی شعور شکل آدمیت را دارد و بس. نظر به تکیه کلامی که داریم محبت خران لگد زدن است از سید منصور محبتش دشنام دادن است با پدر لعنت گفتن به یک بیسواد آن شیوه محبتش را نسبت به او نشان میدهد آن چاپلوسان هم از شنیدن کلمه نا سزا خورسند میشوند که هنوز هم تعداد همچواحمقان مثل خران پستک از وجود شان سید منصور استفاده میکند، سیدانیکه زادگاه اصلی شان از کولاب تاجکستان است بعداً در دره کیان نیکپی دوشی مهاجرشده بعداٌٌمسکن گزین شده چون خانه دان کیانی شاگردان واقیعی انگلسها هستند از قوم سادات نستند شیوه گیرویدن دل مردم محل را گرفته همه زمین های آبی و للمی محلات حاصل خیز را از خود ساختن که فعلاً للمه ها را مردم محل کشت میکنند وآبی آن قسم اجاره مردم بی زمین محل زرعه میکنند.در افغانستان از قوم سادات زیاد زنده گی میکنند سید منصور روحانی نیست از نصبه کدام روحانیت ندارد کدام امر یا هدایت سرپرستی از طرف شاه کریم الحسینی آقاخان چهارم در افغانستان بالای اسماعلیه ها هم نداشته ارشاداتش آن حضرت را نیز هیچگاه انجام نداده.این بیسواد در اصل قاتل معامله گر فاسد است هیچ نوعه خدمتی برای مردم اسماعلیه واعالی مردم بغلان نکرده از لهازبازسازی یا نو در ولایت بغلان بخصوص دره نیکپی دوشی کدام باب شفا خانه کلینیک حیوانی مکتب کتابخانه پل پلچک برق نهرآبیاری سرک مسجد جماعتخانه. تنها خدمت غیر انسانیش قتل کردن نخبه گان ولایت بغلان از همه اقوام و درگیر یا دشمن ساختن مردم اسماعلیه با همه اقوام بغلان مثل برادران پشتون دند اندرآب کرم علی تاتار سالنگی پنج قوم نهرین برکه گجر کندزی سمنگانی پروانی پنجشیری خلاصه همه مردم به خاطر حاکمیت داشتن حیف میل کردن همه داراهی های عامه بغلان و خریدن هزاران گاو گوسفند مرغ اسپ سک مرکب قاتر از خارج و داخل کشور برای خود پسران فاشیزم و دیوانه اش وهمهً اقاریب نزدیکش که هنوز از ثمره ظلمش صدها شهید معلول معیوب که از ثمرهً حاکمیتش در محلات نیکپی موجود است بعد از سقوط طالبان سید جعفر پسر ارشد ش یک عدهً از جماعت مارا به خاطردو باره به قدرت رسیدنشان در ولایت بغلان در مقابل دولت موقت در سال 2000 در پلخمری قربانی ساخت خلاصهٌ کلام نهایت چیزهای زیادی است راجع به جنایات سید منصور فعلاً همین کفایت .یارزنده و صحبت باقی. تشکر از آزاد اندیشان
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
این هم درمورد جناب ممدوالحاج سید منصورنادری کیانی بسیار اندک است دوستان تاهنوز این مریدکش نمی دادن که بادارش چی گل های دیگه ره به او داده ای خوسرفلم اس شهکاری های بادارد به مردم اشکار می شه انشا الله بزود ترین فرصت پرده ازروی کارکردهایش برداشته ویکایک برای مردم هویدا خواهد شد چرا ازاین کارها خوشت نمی اید این هاهم حقیقت است مریدک بی حقل وکودن جای افسوس به این است که نا خداگاه پیر انتخاب کدی ازاین گونه کارهاره خوزیاد کده قتل تجاوز عصب اموال مردم به زور وشد.... ای خوهیچ است دراین اواخر سروکلیش در پارلمان پیدا نیست نی که همرای سگ هایش به میدان سگ جنگی هوا خوری می کنه به بهانی مریضی نکنه بی چاره خوبی سواد است درپارلمان نیش خند ولاشوه مجبرو شیر غلط بزنه هیچ عیبی نیست به شخصی که خوده رهبری مذهبی می خوانه درحالیکه هیچ کس ازپوستی نویش خبر نداره ای خوسری زلفش است پسرک کوچولو.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
Farshid you are a piece of shit, you just smell like your name. Bark as much as you can because barking is in your nature.1
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
توبی منطق ونادان اگرنباشی انسان که اشرف مخلوقات است هیچ گاهی به سگ تشبی نمی کنی بی فرهنگی غالام خودفروش که خود را درمقابل پول فروختی وهیچ ارزشی به خودودیگران قال نیست بدان که روزی برسد که سیاه روی شوی.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
Ashraf Makhloqat is someone who atleast knows himself, you don’t know yourself. Therefore, you can not be Ashraf Makhloqat, because you don’t know its meaning. You just know how to eat and sleep and bark. Sorry i can’t call you Ashraf Makhloqat.1
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
جناب درباری کی را گفتی چی گفتی موثق معلوم نشد دوستان
علاقه مندان سید منصور مشهور به امریشپوری بعد از این او سید
گفتن توهین است به خاندان امام لطفا این توهین را نکنید
با احترام مولا پرست
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
یگانه رهبر و راهنما اسماعیلیان جهان فقط و فقط حاضر امام بوده وهیج شخصی دیگر نمیتواند از نام و سهمت این و آن خود را رهبر این طریقه معرفی نماید چنانکه آقای نادری همواره خود را جلوه داده است. ایشان کدام شخصیت بخصوصی نبوده و یکی از دیگر شخصیت های ملی امروزه این دیار میباشدکه از غربت مردم و فرصت های به نام مذهب استفاده نموده و خود و خاندان خود را از خون مردم امیر ساخت. بنابر اینِِِِ میخواهم که برادرانیکه تا هنوز هم گمان دارند که ایشان( نادری ها) در قدم اول اسماعیلیه هستند از خواب غفلت بیدار شوند چون ضرور نیست پسر هم نیت پدر باشد. چنانچه پدر نادری قبل از رحلت خود فرموده بود ایشان مطیقن است که پسران وی نام خانواده را توسط سوه استفاده از عزت و نامی که از خدمات دلسوزانه شخص شان به میراث گرفته اند بدنام و از میان خواهند برد که آغاز آن از همین تجمع 5 سرطان آغاز شد. زمانیکه هدایت مولای زمان برای ایشان و جماعت ابلاغ هم گردید باز هم دست از سر کشی نگرفته و جماعت کور ما(آنانیکه رفته بودند ) را برده و به چند میلیون دالر فروختند وبعدا راهی خارج برای مصرفش رفتند و عین زمان پسرانشان در کمپاین های داکتر عبدالله و اشرف غنی شامل شده و پول های دیگری از آن نام در جیب های خود ریختند که باید ثابت کننده تجارت ایشان باشدبرای اشخاصیکه حد اقل شعور در سردارند. کسانیکه از خدمات شان به افتخار یاد میکنند فقط دلالان و شریکان وی نبوده چون دزدی بعد از دزدی گندم بوجی را نبرد. امیدوارم روزی فرا رسد که اسمعیلیان اساس طریقه خویش را درک کنند که فقط فرمانبرداری از فرامین مولا بوده و دیگر در دستان چند اشخاصی مرتد (خویش را پسر کاکا آغا خان و وارث ایشان در افغانستان معرفی کرده اند) خود و فرزندان خویش را به معرض فروش نگذارند.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
Sayed Mansoor Naderi is a devoted Murid of the IMAM Of The Time, but it is you stupid opportunists who try to mislead some people. For more info go to the following sites inorder not to decieve yourself and others anymore.1
Khurasan.net, farhangistan.net, hujat.net, afghanismailia.com, Khaama.com and you just google his name and soon you will find out that you have been wrong. So far i know you guys do not want to face the truth, otherwise it is easy to find the truth if someone has atleast a little bit of conscience.1
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
آقای عبدل!ازینکه نافهمیده از یک انسان که دستهایش تا مرفق بخون مردم بیچاره و بینوای این دیار آغشته است به دفاع پرداخته ای یاخود آگاه ونا خود آگاه دردام پیری- مریدی او اسیر شده ای قابل ترحم میباشی. سایت های را که بر شمردۀ پیر بیسواد تان که حتا به زبان مادری خود اظهار عجز میکند، ابتکار او نیست بلکه عدۀ را اجیر کرده است تا مطالب نامتجانس و نا مفهوم را به نام او بنویسند تا شما وامثال شما بیش از پیش به دام استثمار و استحمار مذهبی او بیفتید. اینکه اورا مرید صدیق امام زمان نامیده اید ناشی ازحماقت یا ایمان کور و کورانۀ فاقد عقل و خرد تان است.زیرا مرید امام اسماعیلی کسی است که از اوامر و احکامش اطاعت کند. درینجا صرف به دو مثال بسنده میکنم البته بعداً مفصل صحبت خواهم کرد.امام اسماعیلی پیروان خودرا از دخالت در بازیهای کثیف سیاسی و دسته بندی های پلید نظامی اکیداً منع داشته است. سید منصور نیرو، انرجی و پوتانسیال مردم بدبخت اسماعیلیه را در خدمت رژِیم مزدورقرارداد و در ازاء این خدمت گذاری دولت دست نشانده تاسیس فرقۀ (80) را به او منظورداشت و به اتکاء نیروی نظامی این فرقه وی ناراضایان کیش خودرا یکی پس از دیگری ترور کرد.(بعداً نام های آنان ذکر میشود)دومی تاسیس حزب سیاسی...بود که میخواست ازانطریق در بین جوامع افغانی به موقف و پرستیژ نایل آید. آیااین عدم تبعیت اورا از دستور امام چگونه توجیه مینمایی. حضرت امام علی فرموده است که روی دیگر دین عقل است، اقای محترم ما در عصر ترقیات عجیب و محیر العقول علمی قرار داریم، اگر بازهم به عقل خود مراجعه نکنیم واز احساسات و امیال خود کار بگیریم و پشت هر قلدر و قداره بند به نام پیشوا و قاید و پیر استاده شویم فاتحۀ مارا باید خواند ودر عزای ما باید ماتم گرفت.بقول یک شاعر مردمی از پیروان موصوف:مرید از پیر گمراه پیر شان گمراه تر از آنها عجب کین خلق را او راهنما بود است دانستم. یار زنده صحبت باقی.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
Gul Ahmad as i have mentioned before that if someone has atleast alittle bit of conscience, can not ignore the fact , but it seems you don’t have that. poor guy. If there was not Ferqa 80, today your wife, daugter and mother would be in Saudi Ariba and other Arab countries for sale . Most probably you, your brother or your relatives did their military services in Ferqa 80, but now that nobody can see your face and nobody knows your real name unconsciencely you try to ignore the fact. But don’t worry it is you and your group who unconsciencely ignores the fact, not all the people. what is the difference between you and a donkey when you blindly try to ignore the truth? Try to prove that milk is black for the rest of your life. Your group is very well known to the people and if you think you decieve the people, it is your BIG MISTAKE. 1
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
مستر عبدل! اگر اجیر نشده باشی ویا عضو خانواده سید منصور نباشی خودت در اشتباه بزرگ هستی، نه ما. بزعم و پندار شما اینکه اگر فرقۀ 80 یا این پاسدران ناموس ما نمی بود چنین میشد و چنان. سپاس و شکر خدایرا که در طول 20 سال حاکمیت این پاسداران ناموس جماعت ابداً موردی پیش نیامد که رهین لطف آن قرار میگرفتیم و اصلاً ضرورتی به برخورد با این پاسداران ناموس احساس نشد.اما سوء ظن شما در مورد ارتباط من با افراد و گروهای معلو م الحال و غیر شعوری چشم پوشی از حقیقت و نیز چه تفاوتی بین ما و "دانکی" خواهد بود؟ ونیز سیاه وسفید بودن شیر فکر میکنم این سخنان بیشتر گویای حال خود تان است، تا ما، زیرا دانسته یا نادانسته بکسی سواری میدهید که حتا گرفتن نام آن مایۀ شرمساری وخجالت است. باید بگویم در نوشته های من ابداً شایبه ای از دروغ، بهتان و تحریک شعوری و غیر شعوری از سوی این آن وجود ندارد، آنچه مینویسم متکی بر معلومات دقیق ووثیق من ازین خانواده است، گرچه اکثریت مردم، مخصوصاً مردم سمت شمال و بویژه مردم نیکپی براین معلومات شریک هستند و لی از ترس تروریست های سید منصور جرأت افشای آنرا ندارند. بهر صورت چون خودت مشتاق " فکت " هستی بیایید یک قسمت بسیار بسیار جزیی جریان پی آمد این پاسداران ناموس جماعت را با زبان "فکت" به خوانش بگیریم:
وقتی در ماه اگست 1998طالبان به صفحات شمال تعرض کرد، قبل از رسیدن آنان به پلخمری قوای پاسبانان عزت و شرف و ناموس مردم استحکامات وخطوط دفاعی و سنگرهای شکست ناپذیر خویشرا ترک گفته و طالبان بدون کدام مقاومت تمام نقاط سوق الجیشی پلخمری، کیله گی و دوشی را به تصرف در آوردند، دارای و مایملک مردم اسماعیلۀ این ساحات مخصوصاً پلخمری از سوی همسایگانش که منتظر چنین فرصتی بودند ونیز طالبان بغارت رفت. سپس طالبان عازم درۀ کیان مرکز تسخیر ناپذیر سید منصورشدند. سید منصور و خانواده اش توسط هلی کوپتری که احمد شاه مسعود در اختیارش گذاشته بود قبل ازرسیدن طالبان فرار کرد. براستی او که شعار فریبندۀ دفاع از مردم اسماعیلیه را سرداده بود و اگر به آن محق میبود میبایستی درکنار مردمش باقی میماند و سرنوشت خودرا باسرنوشت مردمش پیوند میزد و عملاً به تجربه در می یافت که چگونه مردم نامراد اسماعیلیه قربانی سیاست غلط و بابخردانه و رهبری فاسد او میگردد.آنکس به دعوی خود محق است و می تواند واژۀ بزرگ رهبر را بخود اختصاص دهد که در لحظات غم و اندوه و زمان بحران مردم خودرا تنها نگذارد. اما این جامعه است که باید کفارۀ رهبری بد را بپردازد.
در کیان عدۀ از را ه های کوه و مخفیگاه ها موفق بفرار شدند، اما تعدادی دیگر بشمول افراد مسن، اطفال وزنان که موفق به فرار نشده بودند، در معرض کشتار طالبان قرار گرفتند. طالبان در سه روز اول به هر جنبندۀ فیر کردند، قرار قول شاهدان عینی عدۀ ازدختران و زنان جوان بی عفت شدند و عدۀ ناشماری از دختران مفقود الاثر. تلفات مردم اسماعیلیه را درکیان بین 350-450 و اسرای آنهارا بین 70- 80 برشمرده اند. سید منصور بخاطر آیندۀ خود ذخیره گاه های بزرگی از سلاح ومهمات مختلف النوع که از باداران شوروی اش در کیله گی بجا مانده بود و نیز مواد سوختی، روغنیات نقلیه و مواد غذایی در درۀ کیان ذخیره کرده بود. همۀ این ذخایر عظیم دست نخورده در تصرف طالبان در آمد.در طی یک هفته 500 نفرمصروف بار کردن " غنیمت اسلامی " بودند، قرار اظهار شاهدان عینی مقدار طلا و یک کانتینر پول افغانی که ماهرانه در زیر زمین جابجا و بالای آن گندم للمی و رشقه کاشته بود با همکاری "کرِنک" کار کشف گردید.این پول بحدی زیاد بود که بالای اسعار خارجی در بازار تبادلۀ اسعار کابل تاثیر کرد و قیمت کلدار پاکستانی را از 600 به 720 افغانی بالا برد.صرافان بوضوح میگفتند که پول بچۀ سید کیان در افزایش قیمت کلدار تاثیر داشته است. قسمتی ازرمه های گوسفند، گاو واسپ ویرا مردم تاتار و حبش و بخشی ازانهارا هم طالبان متصرف شدند. 150 عراده موتر مختلف النوع بشمول موتر ضد مرمی سید منصورو جعفراز جمله غنایمی بود که به تصرف طالبان در آمد. ( هفته نامۀ ضرب مومن مورخ 28 اگست 1998)
قصر افسانه ای " آشیانۀ عقاب "که به مصرف ملیون ها دالر و عرق ریزی مردم نامراد اسماعیلیه اعمار و حکایتگر آرزوهای بلند پروازانۀ سید منصور ویاد آور خاطرۀ محافل عیش و بزم آرایی او و پسرانش بود، طالبان قشری بدلیل حرام بودن مجسمه در اسلام آنرا منفجر کردند." بار شراب " بسبک امریکایی و اروپایی، حمام سونا که در کاشی کاری و تزیین آن تصویر های برهنۀ دختر و پسر بکار رفته بود، همچنان دیگر آثار قبیحه و علایم شنیعه منجمله عکس های برهنه با دختران و پسران و نیز فیلم های وید یویی سکسی از محافل عیش و سرگرمی ایشان کشف گردید. این آثار و فلم ها بحدی وقیح و بیشرمانه بود که طالبان مخالف هم از نشر و تکثیر آنان احساس خجالت کردند. صرف یک قسمت جزیی آن که عبارت از بوتل های شراب رنگارنگ بود در جریدۀ اردو زبان ضرب مومن مورخ 4اگست 1998 انتشار یافت و درزیر عکس بوتل ها بزبان اردو نوشته شده بود: " افغانستان می آغاخان کی سب سی بری خلیفه سید منصور نادری که محل سی بر آمد هونی والی غیر ملکی شراب کی بوتلین." " بزرگترین خلیفه ( یعنی نماینده) آغاخان در افغانستان سید منصور نادری که از اقامتگاه اش بوتل های شراب ساخت خارج کشف گردید."
بدین ترتیب عمل وقیح و شرم آور این خانوادۀ روحانی نمای درباری عوام فریب بنام مذهب اسماعیلیه در افغانستان تمام شد.در حالیکه مذهب اسماعیلیه که رعایت وظایف دینی، تقوی فلاح، بهبودی انسان و زندگی صلح آمیز در سرلوحۀ برنامۀ آن قرادارد کجا و این مرجعیت هوسران و فاسد کجا. براستی اگر مردم اسماعیلیه بیطرف میبود، به انتریک های سیاسی و زدو بند های کثیف نظامی ذیدخل نمیبود، آیا باز هم به قتل عام، بی عزتی و بربادی نام وناموس خویش روبرو میشد ند؟ البته که نه. برای اینک طالبان با مردم بیطرف و غیر مسلح هیچ کاری نداشتند و در سراسر درۀ شکاری، و نیز درۀ کالو و سیاسنگ که در مسیر راه طالبان واقع بود به همچو موردی برنمی خوریم. تو خود حدیث مفصل خوان ازین مجمل. ( کارنامه های باقی فرقه ها و جزو تامهایش ونیز شهکارهای ممدوحاند باشد برای بعد.)
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
آقایان عبدل و گل احمد جان؛
با درود فراوان خواستم به عرض شما برسانم که:
اگر موافق باشید و بحث و بازگویی از واقعات مربوط به این مضمون را در همین جا خاتمه بدهید، کار نیکی خواهید نمود.
مبادا هر دو جانب ناخودآگاه صدمه چه بزرگ و یا کوچک به وقار مذهب و اندیشه اسمعیلیان هم کیش خود رسانده و پشیمان شوید. چه آنگاه برای تأسف خوردن دیر شده باشد.
ممنون هردوی شما!
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
از آنجا که برای مسلمانها معلوم است بلاخص در جامعه شیعه یی بعد از پیامبر، امام رفیع ترین جایگاه در مسلمین داراست. دقیق به یاد دارم زمانیکه روز امامت یا تخت نیشینی امام فرا میرسید در گوشه گوشه اسماعیلیه نشین تا حد توانمندی ها یشان از آن روز بزرگداشت به عمل میامد. در قریه کیان جاییکه سلاله کیانی ها در آن زیست دارند نیز از این روز تجلیل با شکوهی میشد و مقاله های گوناگون پیرامون جایگاه امام در بین جامعه مسلمین خوانده میشد. اما بعدها دیده شد جشن امام و برگزاری آن از یاد جناب سید منصور شد و جایش را جشن عروسی یا تولدی خام مستوره خانم چهارم منصور کیانی گرفت. که برای برگزاری جشن خانمش بیشتر از صد دیگدان در محلی پشت قلعه ساخته شده بود. تا مهمان های بی شماری را پذیرای کند. یک تپه دیکر بنام تپه نشاط که پایه هایش از فلز در چند طبقه ساخته شده بود که گاهگاهی منصور کیانی برای تفریح و خوشگذرانی بدانجا میرفت. اما خوشبختانه از آنجا که سید منصور کیانی بی قراری نخستین برگزاری جشن خانمش را میکشید که در آن قراربود که هزارها نفر دعوت شود. ولی قبل از آنکه دیگ ها بر روی دیگدانها گذاشته شود کیان همچون دیگر گوشه های افغانستان به دست طالب ها تسخیر گردید. همه هست و بود کیان را به آتش کشیدند. از عقاب اهنین گرفته تا محل پذیرای مهانی ها ، تپۀ نشاط ، دفتر( اعمارت ) و همه و همه کاملاً تخریب گردید.
اگر سلاله کیانی و بلاخص سید منصور کیانی را درست و دقیق واکاوی نمایم در خواهید یافت که خود فرعون و نمرود زمانه اش بوده . از آنجاکه فرعون ادعای خدای کردو خود را خدای برتر خواند. در حالیکه منصور کیانی جش عروسی اش را مقدم تر از جشن امام خواند هم در زبان و هم در عمل.
فریب و دروغ بزرگ و ترفند های را بین مردم پراگنده میکرد تا مردم را همچون مورچه گان به آب غرق شده ی به نعشِ روی آب محتاج نماید. او باری گفته بود که روزی عقاب آهنینش پرواز خواهد کرد و طالبان را از بغلان گرفته تا قندهار سنگباران خواهد کرد. چون در آنوقت گوشه گوشه افغانستان به دست طالب ها با گذشت هرروز تسخیر میگردید و از این بابت مردم محل نگرانی داشتند و این دل جمی و آرامش خاطر را به مردم داده و خودش که روی چمن ایستاده بود در حالیکه گیاه های زیر پایش را با فشار وارد کردن پاهایش له میکرد گفت روزی طالبان را چنین خواهم کرد و از این ناحیه هیچ تشویشی را به دل راه ندهید. قبل از آنکه کیان به دست طالب ها بیفتد تمام اعضای خانواده اش را از کیان به خارج انتقال داد. زمانیکه کیان را طالبان بدست گرفت منصور کیانی توسط همکاری احمد شاه معسود زریعه چرخ بال به پنچشیر منتقل شد و از مرگ و رسوایی حتمی جان به سلامت برد.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
شما اگر وجدان دارید باید از اظهارات چنین حرف ها بشرمید, در یک سایت انترنیتی یک دیگر را بی آبرو و بی عزت میسازید. که همه مردم آنرا میخواند و به شما که از آدرس اسماعیلیه صحبت میکنید مورد تمسخر خویش قرار میدهد. در مذهب اسماعیلیه هیچ غیبتی مجاز نیست و خصوصآ در ارتبات یک شخص خوا خوب و یا بد, شما بد گوی کنید.
لطفآ از گفتگو های بی مورید در مظهر عام جلو گیری نماید. و هیچ یکی تانرا بی آبرو و مسخره نسازید. اگر یک کمی عزت و وقار دارید.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
افسوس میخورم ازینکه هنوز هم کسانی پیدا میشوند که ازین خانواده با دل وجان دفاع میکنند و چنان کور کورانه به اساس معلومات ناچیز که در مورد این خانواده دارند، عمل میکنند که حتی حاضر نیستند که به سخنان دیگران توجه کنند. ای مریدان حلقه به گوش و ای کسانیکه این خایین را شخصیت روحانی میدانید، چرا ازش نمیپرسید که چرا حمام را در دره کیان که با عکس های سکس مزین شده بود (نشانه هایش هنوز هم باقی است) ساخته بودند و چرا عکس های سکس خود شان را گرفته بودند. اگر باور ندارید بروید از محاسن سفیدان مردم کیان بپرسید که آیا عکس های سکس آقای سید منصور و پسر ارشدش سید جعفر را یکجا با دختران سکس ندیده اند؟ طالبان عکس های سکس آنهارا به هرکه میرسید نشان میداد و طعنه میزدند که وای برحال شما با چنین پیر و رهبر و حق هم با طالبان بود.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
به ارتباط جنایات بیشمار تفنگ سالار سید منصور، میخواهم چشم دید خودرا از یک جنایت وحشتناک و غیر انسانی او نسبت به یک ملای ساده و بیغرضی بنام ملا خان محمد نقل کنم. با اشغال کابل از سوی تنظیم های اسلام گرا، سید منصور سرپرست خود ساختۀ مردم اسماعیلیه لوای ملیشۀ 26 فرقۀ ملیشۀ 80 خودراظاهراً زیر پوشش نام تامین امنیت مردم اسماعیلیه در ساحۀ تایمنی مستقر ساخت. اما این لوای تامین کنندۀ امنیت مردم بادست باز به دذدی منازل، چوروچپاول و گرفتن پول ازمردم و آزار و اذیت زنان اعم اسماعیلیه و غیر اسماعیلیه پرداختند. در اثر این اعمال نموجه و غیر انسانی مردم اسماعیلیه با طعنه و زخم زبان همسایگان خود مواجه شدند. ملا خان محمد عضو کمیسون سید منصور بود که از بعضی تنازع و قضایای مردم اسماعیلیه وارسی میکرد. او در کمیسون به اعمال غیر انسانی دست اندر کاران لوای مذکور انگشت انتقاد گذاشت که این چگونه تامین امنیت است که حیثیت و آبروی مردم اسماعیلیه را نزد همسایگایش بر بادداه است رفتار تفنگ بدوشان حزب وحدت و نیزپوسته های امنیتی مسعود تا حال چنین دست درازی به جان و مال مردم نکرده است که منسوبین لوای شما میکنند. این گونه سخنان خشم و غضب سردمداران لوا و مخصوصاً معلم یا مولوی میر افغان سمنگانی نمایندۀ تام الاختیار سید منصوررا در کابل بر می انگیزد. فردای آن یعنی 24 جوزای 1372/1993 که ملای موصوف طرف کمیسون روان بود مولوی سمنگانی و بادیگاردهایش اورا در موتر جیپ عسکری خود سوار میکنند وروز بعد آن جسد اورا که بطرز بسیار فجیعی بقتل رسانده بودند ازعقب جماعت خانۀ نخستین دربین خریطه پیدا میکنند. زن وی با دیدن صحنۀ دلخراش قتل شوهرش حالت شوک به او دست داده بی هوش میگردد و بعد ازان او هیچگاه به حالت نورمال دست نیافته وبه مرض اعصاب غیر قابل علاج دچار میگردد. منسوبین جماعت خانۀ نخستین از ترس تفنگ بدوشان سید منصور صدای خودرا بلند کرده نتوانستند. همین قوای حافظ جان و مال مردم در صبحگاه روزی که قوای مسعود میخواست آنهارا از ساحۀ نشیمن مردم دور کند پیش از قوای مسعود مردم محل آنهارا خلع سلاح کرده و افرادبی ایمانی که جز دذدی و دست اندازی به جان و مال مردم بیدفاع دیگر هدفی نداشتند روباه صفتانه فرار نموده و مردم نفسی راحت کشیدند.
اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نهادهای امنیتی افتاد
سید منصور این پیر خود تراش جاهل و فاسد ضمن سر به نیست کردن ده ها ناراضی کیش شخصیت خود، از تبارز شخصیت های مردمی سخت هراس داشت وابداً نمیخواست که در جامعۀ مغبون او کسی دارای وجاهت گردیده و توجه مردم را بخود جلب کند، وجامعه با نظر ارج و احترام به آنان بنگرد. او فقط وفقط تکریم، تقدیس و بزرگ نمایی را مختص خود و مافیای فرزندان و دلقکان بی شخصیت و بلی گوی خود میدانست، ازینرو هرکه در جامعه اش سربالا مینمود، بیرحمانه سر اورا زیر بالش میکرد. یکی ازین قربانیان شخصیت مردمی تورن نور محمد شیبری بود، نور محمد فارغ التحصیل حربی پوهنتون صاحب منصب منظبط و بادسپلینی بود در قطعات عسکری آن ایام خدمت کرد و تا رتبۀ تورنی ارتقایافت. در زمان رژیم کمونستی از خدمت گذاری به رژیم اباورزید ودر زاد گاه خود رفت ودر آنجاجبهۀ مقاومت شیبر را پی ریخت، ودر مقابل تعرض قوای دولتی و نیز تنظیم های نام نهاد اسلامی از مردم خود دفاع خوبی می کرد، برازندگی، مهارت جنگی وسر پرستی خوبی که از خود نشاندادبزودی نام وآوازه اش در سراسر جبهات مرکزی پیچید و بگوش سید منصور خون خوار نیز رسید و لذا تصمیم به نابودی او گرفت، بادی گارد مخصوص خود بنام باز محمد رااز کیان برای کشتن او فرستاد واو هم بیرحمانه نورمحمد را برگبار گلو له بست ودر قبال اعتراض مردم محل گفت که این امر خان آغا صاحب بود.
شخصیت بارز دومی شاه قدم نیکپی بود. شاه قدم نیز صاحب منصبی بود دارای تحصیل ودر هر ماموریت از خود برازندگی نشاندادونسبت به همنژادان محرومش توجه و علایق خاص داشت ازینرو بین مردم اعم از خودی وبیگانه ازمحبوبت خوبی بر خورداربود. سید منصور کشتن اورا از طریق تروریست هایش نامحتمل می پنداشت لذا پلان دیگری برای او سنجید،کشتن توسط هلیکوپتر. در ماه سپتمبر 1994 شاه قدم را همراه باعدۀ دیگری از شخصیت های مردمی و صاحب منصبان که آنهارا نیز برای مصلحت مرجعیت فاسد خود مفید تصور نمیکرد برای مشوره به کیان احضار کرد. سید جعفر برای عادی جلوه دادن پرواز نیز در هلیکوپتر سوار شد و در آخرین لحظۀ پرواز ببهانۀ کار عاجل یا چیز فراموش شده پایین شد و به پیلوت امر پروازداد، چند دقیقه بعد در آسمان درۀ نیکپی در هلیکوپتر انفجار مدهشی رخداد و همۀ آنان قطعه قطعه شدند.
شخصیت سومی عبد القیوم نواسۀ آخوند سیاسنگ بود. آنگاهی که تنظیم های اسلام گرا حکومت های محلی را در هزاره جات سقوط دادند وتنظیم ها هر منطقه را تحت کنترول خود در آورده و بالای مردم بیدفاع عسکر ایله جاری، اعاشه و مالیات حواله کردند، قیوم که تا حدی تحصیل داشت و سخن فهم وبا جرأت نیز بود و با استفاده از نام خانوادگی سرپرستی مردم اسماعیلیۀ سیا سنگ را بدوش گرفت وادارۀ خوبی ازخود نشانداد. تازه میرفت تا جای آخوند صافی مرحوم را بگیرد که در اثر توطیۀ ناجوانمردانۀ که از بیرون طرح ریزی شده بود توسط فیضی آمر حزب حرکت منطقه به شهادت رسید.فیضی ارتباط تنگاتنگی با سید منصور داشت و بارها مورد بخشش و عطایای او واقع شده بود. نمایندگانش بارها و بارها در خدمت سید منصور رسیده وجلسات خصوصی و محرمانۀ با آنان داشت. بدیهیست اگر اشارۀ سید منصور در قتل او نمیرفت فیضی ابداً چنین جرأتی نمیکرد و از طرفی قیوم با فیضی و حزب حرکت رفتار بسیار حسنه داشت. بعد ها یکی از جمله کسانیکه در قتل قیوم شرکت داشت به یک همقطار اسماعیلی خود ضمن اظهار تأسف از جوانی قیوم راز دل کرده و گفته بود که تصمیم شخصی فیضی نبود بلکه امر بالایی بود، ودر اثر اصرار آن مرد اشارتاً گفته بود امر سید پیر تان بود دیگر خودت بفهم.