کسی بنام "داود اعظمی" که مدیر بخش پشتوی بی بی سی بنگاه سخن پراکنی بریتانیا در کابل می باشد نیز بلافاصله وارد عمل می شود و از طریق رابطه های خود میان طالبان، با هزاره ی فرضی که به طالبان پناه برده مصاحبه می کند و با آن همه تجهیزات پیشرفته ای که بی بی سی دارد، بدون اینکه صدای جوان هزاره را نشر کند، اینبار، جوان هزاره را نه آنچنان که ژنرال غلام فاروق پروانی ادعا کرده بود، 21 ساله معرفی می کند.
طرفداران طالبان در دستگاه های دولتی و رسانه های مختلف با برجسته کردن " هزاره" بودن کسی که سربازان بریتانیایی را کشته، ،مشخصا نشان می دهند که برنامه ریزی شده دست به این کار زده اند. این به معنای این نیست که یک هزاره نمی تواند دست به کشتن دیگری نزند و از همه چیز مبرا باشد. اما این جماعت با ادعای هزاره بودن آن فرد، از سویی می خواهند، فشار تبلیغاتی بر هزاره ها وارد کنند و وانمود کنند که دشمنی که در لباس دوست می باشد، یک هزاره می تواند باشد و نه دیگری. از سویی طالبان و طرفدارانشان می خواهند وانمود کنند که طرفداران این گروه تنها از یک قوم خاص نبوده و هزاره ها نیز می توانند طرفداران طالبان باشند.
همین دستگاه های تبلیغاتی مهیا برای طالبان، در حالی که بیشتر رسانه ها در افغانستان برای احترام به قوم "پشتون" نمی نویسند که "طالبان پشتون" عامل قتل دسته جمعی هزاران هزار شهروند بیگناه افغانستان هستند، ماجرایی را در بوق و کرنای تبلیغاتی می کنند که نسبت به جنایات گسترده ی طالبان که این روزها با حمایت برادر عزیزشان حامد کرزی صورت می گیرد، بسیار بسیار ناچیز پنداشته می شود. ورنه بی بی سی که ادعای بی طرفی دارد و حالا ماجرای یک هزاره ی فرضی را بزرگ می کند، باید خبر " ناتو: مسئول انتقال ستیزه جویان خارجی از ایران به افغانستان را کشتیم" را اینگونه می نوشت:
-# "ملا اختر پشتون مسئول انتقال ستیزه جویان خارجی از ایران کشته شد".
يا به همین شکل خبرهای دیگر:
-# بیش از یکصد کشته و زخمی در حمله انتحاری یک پشتون در قندهار
-# انتحاری پشتون 16 تن را در غرب افغانستان کشت
-# حمله ی انتحاری یک پشتون پاکستانی باعث کشته شدن بیش از چهل و پنج تن شد
-# پشتون های مسلح به مجتمع امدادرسانی آمریکایی در افغانستان حمله کردند
-# هجده کشته و زخمی در حمله ی انتحاری طالبان پشتون
-# چرا پیام طالبان پشتون در پاکستان شنیده می شود
و صد ها خبر به همین گونه که می توان قومیت فرد یا افراد حمله کننده را ذکر کرد. کاری که بسیاری از رسانه های افغانستان برای احترام به قومیت پشتون این کار را نمی کنند و گرچه تقریبا صد در صد جنایتکاران طالب را پشتون می دانند اما بسیاری همه ی پشتون ها را طالب نمی دانند.
این حرکت های تبلیغاتی طرفداران طالبان در حالی صورت می گیرد که طبق گزارش های سازمان های حقوق بشر مانند دیده بان حقوق بشر، هزاره ها قربانیان اصلی جنایات جنایتکاران طالب می باشند. قتل های دسته جمعی هزاره ها در زمان طالبان جنایات مستند شده و روشن تاریخ کشوری ست که قبیله سالاران برای اقلیت ها به جهنم روی زمین تبدیلش کرده اند.
درست در ماه می سال روان میلادی، کوچی- طالبان، جنایتی دیگر را در مناطق مختلف هزاره جات رقم زدند و علاوه بر کشتن، غارت و چپاول و آتش زدن دارایی های مردم هزاره، هزاران تن از آنان را مجبور به ترک خانه و کاشانه شان از بهسود و دایمیرداد کردند.
و درست چند روز پیش بود که خبری تکان دهند از ارزگان نشر شد که طالبان حداقل 9 هزاره را سر بریدند.
طالبان بسیار ماهرانه برنامه های تبلیغاتی خود را پیش می برند و تاکتیک های کارایی تاکنون داشته اند. از سویی در جنوب و شرق افغانستان با سربازان ارتش و پولیس و سربازان بین المللی می جنگند. حملات انتحاری و بمب گذاری می کنند و دسته دسته شهروندان بی گناه افغانستان را به قتل می رسانند و از سویی دیگر حامی خوبی مانند حامد کرزی در هیات یک رییس جمهور را دارند که به رهبرشان می گوید، "برادر عزیز ملا عمر". بیرون کشیدن سردسته های تروریزم از فهرست سیاه سازمان ملل یکی از تلاش های شبانه روزی این پشتیبان عزیزشان است. آنان با حمایت های کرزی و کسانی چون صبغت االله مجددی به دولت می پیوندند و پست های کلیدی را در وزارتخانه هایی مهم مانند وزارت داخله، دفاع و مالیه، پارلمان، نهادهای قضایی، ولایات و... را اشغال می کنند و قوانین را تغییر می دهند و معلومات ناب استخباراتی به برادران جنگویشان در جنوب و شرق فراهم می کنند.
تاکتیک فشار تبلیغاتی علیه هزاره ها، در کنار یکی از اهداف اصلی آنان که کشتار هزاره ها می باشد، جای تامل بسیار دارد.
بگذارید این سخنان جنایتکار ملا منان نیازی والی طالبان در مزار شریف را بیاد بیاوریم که گفته بود "هزاره ها شعیه هستند، آن ها کافر هستند و مسلمان نیستند. هزاره ها سربازان ما را کشتند و ما آن ها را می کشیم." و در سه روز حدود دو هزار تن از هزاره ها در مزار شریف قتل عام شدند.
در سال ای اخیر هزاره ها بصورت آشکار مورد تبعیض رژيم کرزی قرار گرفته اند. بودجه ی دو هزار و چهارصد دالری برای بخش کشاورزی ولایت دایکندی در سال 2007 نمونه ی واضح و روشن این تبعیض است. سند معاش های دالری باند حنیف اتمر در وزارت معارف که بر اساس آن افراد قوم و قبیله اش معاش های گزاف دریافت می کردند، نمونه ی دیگری از تبعیض واضح و آشکار است.
در این چند سال هزاره ها علی رغم اینکه از پایین ترین درصد کمک های دولتی و بین المللی برخوردار بودند اما، نشان داده اند که مخالف زنان و دختران و رشد و پیشرفت آنان نیستند. رشد آموزشی دختران در ولایت هایی چون بامیان نشان می دهد که آن ها دشمنان زنان نمی باشند و اما بتازگی گزارش دیده بان حقوق بشر، همراه با اسناد بخوبی نشان می دهد که طالبان دشمنان حقوق بشر و بويژه زنان می باشند. این تهدید طالبان علیه یکی از زنان معلم، می تواند تهدیدی برای همه ی دختران و زنان هزاره و غیر هزاره باشد که یا کار می کنند و یا درس می خوانند:
نام حذف شده است/ تو در مکتبی درس می دهی که مکتب دختران است. تو باید از خدا بترسی. ما به تو هشدار می دهیم که هر چه زودتر کارت را به عنوان آموزگار ترک کنی در غیر اینصورت سر فرزندانت را می بریم و دخترت را آتش می زنیم. تو وضعیتی را درست می کنی که پشیمان می شوی.
این اولین و آخرین اخطار است.
کودکان و زنان طالب نيستند!
تعريف خود را از جنايت و جنايتکار تصحيح کنيم!
يكشنبه 13 آوريل 2008, نويسنده: کامران میرهزار
طالبان: سر فرزندانت را از تن جدا می کنیم و دخترت را آتش می زنیم
شش نامه تهدید آمیز آدمکشان طالب علیه زنانی که کار می کنند./ متن اصلی پشتو/ ترجمه شده به انگلیسی توسط دیده بان حقوق بشر/ تو در مکتبی درس می دهی که مکتب دختران است. تو باید از خدا بترسی. ما به تو هشدار می دهیم که هر چه زودتر کارت را به عنوان آموزگار ترک کنی در غیر اینصورت سر فرزندانت را می بریم و دخترت را آتش می زنیم. تو وضعیتی را درست می کنی که پشیمان می شوی.
سه شنبه 13 ژوئيه 2010, نويسنده: کابل پرس
سناد جعلی مالکیت کوچی ها، صادر شده توسط حاکمان جلاد، اسناد جرم آنان است!
دو شنبه 17 مه 2010, نويسنده: کابل پرس
هشدار استاد دانشگاه استرالیا: هزاره ها در خطر نابودی قرار دارند
استاد دانشگاه استرالیا و کارشناس مسایل افغانستان می نویسد ممکن است Julia Gillard (نخست وزیر جدید) (با آغاز مجدد پرونده های پناهجویان پیش از شش ماه) در انتخابات مقداری رای از دست بدهد اما او عکس آنچه هزاره هایی که در هنگام آمدن او به دفتر نخست وزیری کشته شدند، سرش را از دست نمی دهد.
دو شنبه 5 ژوئيه 2010, نويسنده: کابل پرس
ویرانی ها و جنایات مختلف در یکاولنگ
بعد از عقب نشینی از یکولنگ نیروهای ملا داد الله بطرف غرب بامیان حرکت کردند. و آنها در تخریب قریه جات شیدان، قرغنتو و شیبرتو مبادرت ورزیدند. این تخریبات با وجود این واقعیت که آنجا برای یک ماه خالی از سکنه بود صورت گرفت. بعد از چند روز در محل نیروهای اصلی به بامیان برگشتند. طالبان نیروهای حمله و پیشروی را در شیدان جای که آنها گزمه بیشتر و تدارکات نظامی را انجام میداد مستقر کردند. ویرانی طالبان که در قلمرو شان بین شیدان و نیک نشان گر آنست که آنها در ماه جون تصمیم گرفتند که استراتژی عمدی از سوخته گی زمین باعث گردید که هشت کیلومتر قلمرو طالبان خالی از سکنه گردد.
شنبه 17 آوريل
ادامه ی جنایات طالبان در یکاولنگ
چهار پیره دار 18 نفر اسیر را به جرپایین بردند و احتمالا به همین تعداد نفر اسیر را گروپ دیگر نیز برده بودند. و دسته قاتلین مردم پشتون محل مسلح به یک پیکا و سه کلاشینکوف بودند. آنها بروی اسیران آتش کشوده همه را با گلوله بستند تا اینکه تمام شان به زمین افتادند و ظاهرا کشته شدند. یک نفر از این دسته قاتلین کشته شده ها را تفتیش کرد و در زبان پشتو گفت که تمام این هزاره های کافر مرده است و بعد از آن آنها بر موتر سوار شده رفتند.
چهار شنبه 7 آوريل 2010
جنایات طالبان در دره علی
تیرباران مردان اسیر در دره علی یکی از چهار نقطه کلیدی قتل عام ها محسوب میگردد. در قدم اول نیروهای تلاشی طالبان به دره علی تقریبآ در ساعت 10 بجه 8 جنوری رسیدند. آنها مجهز با شش عراده موتر تویوتا داتسن که (توسط شاهدان در منطقه جمک ساعت 10 بجه دیده شده است) و متعاقبآ در دزدی اسپهای محل وبخاطر تلاشی خانه های جوارسرک اقدام نمودند. قوماندانان کلیدی در تلاشی دره علی قوماندان منگل که از پشتون های بامیان بود که بعدآ با طالبان پیوست و در بین مردم شناخته شده است و دیگرش ملا غفار بودند. نیروهای که آمده بودند شامل پشتون های بغلان مربوط ملا عبدالباقی طالقانی که در2001 در تخار کشته شد برعلاوه بعض تاجک ها. طالبان در مرکز قالین بافی CCA در دره علی قرارگاه گرفت و در جریان روز در اطراف آن محل بخاطر چای نوشیدن و چور و چپاول میرفتند.
چهار شنبه 24 مارس 2010
قتل عام در یکاولنگ
شواهد نشان میدهد که نیروهای خارجی با طالبان در حملات ضربتی و قتل عام ها نقش برجسته را ایفا کرده اند. نیروهای خارجی بطور مخلوط با نیروهای طالبان عملیات را اجرا کردند که شاهدان پشتون های قندهاری را شناسایی کرده اند. اگر چه نیروهای خارجی عامل اصلی کشتار نبودند. نجات یافته گان گروپ قاتلین را بطور عموم شناسایی کردند که آنها پشتون های افغان بودند که بیشتر به قتل عام مبادرت میورزیدند. طالبان از ملیشه های خارجی در قتل ها، اسیر گرفتن مردم از قریه جات، و محل باز رسی اسیران استفاده میکردند. ولی آنها افغان های پشتون را برای کشتن می گماشتند.
چهار شنبه 17 مارس 2010
قتل عام رباتک
اجساد در روی زمین با روی شان خوابیده بودند و دستهایشان تمامأ در عقب شان بسته بودند. زخمهای مرمی از پشت دیده و تشخیص داده نمیشد لکن خون در روی زمین زیر سینه هایشان دیده میشد. من اجسادی را دیدم که 4 روز قبل کشته شده بودند. اجساد شان نه پندیده بودند ولی خون واضحآ از سینه های شان سرازیر شده بودند ولی من فهمیدم که از پشت سر فیر صورت گرفته است زیرا در دیگر قسمت های بدنشان علامت زخم دیده نمیشدند و در دریای خون که از سینه هایشان خارج شده بود شناور بودند.
دو شنبه 15 مارس 2010
جنگ و کشتار در شمالی
تمام حملات طالبان در شمالی بعد از تازه ترین پیشروی در 1996 توأم با جنایات گسترده علیه مردم غیرنظامی صورت گرفت. دوسیه پروژه عدالت افغانستان بر تعداد حادثات مشخص و نادر در ساحات ولسوالی های خطوط اول مثل بگرامی، کلکان، قره باغ و میر بچه کوت بخاطریکه گواهی های مفصل در از این جاها بدست دارد و بخاطریکه قربانیان این محلات شناسای شده است تأکید میورزد.
پنج شنبه 11 مارس 2010
قتل عام در ولايت سرپل
طالبان بلند رتبه ای که مستقیماً در پنج قتل عام دست داشتند عبارتند از: ملا عبدالمنان حنفی، قوماندان خط اول، امین الله امین، معاون وی، ملا عبدالستار لنگ، یک قوماندان ارشد، ملا ولی جان، یک والی و قوماندان ساحوی. قوماندان های ارشد طالبان توسط تعدادی از قوماندان های محلی وابسته به طالبان که آگاهی کامل از قتل عام ها و مرتکبین آن داشتند، در عملیات کمک می شدند به عنوان مثال در دستگیریهای دسته جمعی و در کشتار غیر نظامیان همکاری داشتند.
يكشنبه 7 مارس 2010
قتل عام در مزار شریف
تقريباً بلافاصله بعد از اينكه طالبان كنترل شهر را گرفتند، والي جديد طالبان بنام ملا منان نيازي خطبه هايي را در تمام مساجد شهر ايراد كرده و تهديد به خشونت عليه هزاره ها به انتقام كشتار زندانيان طالب در سال 1997 نموده و به آنها اخطار داده كه بايد به مذهب سني حنفي روي آورده و يا شهر را ترك كرده و يا با پيامدهاي آن مواجه شوند و هر كسي كه از هزاره ها حمايت كند را تهديد به مجازات كرد. طبق گزارش در يك سخنراني ديگر وي بيان داشت: "هزاره ها مسلمان نيستند. آنها كافر هستند. هزاره ها نيروهاي ما را اينجا كشتند و اكنون ما بايد هزاره ها را بكشيم."
پنج شنبه 4 مارس 2010
جنایات گروه طالبان
هسته رهبری طالبان بیست و دو عضو شورایی داشت که عمر رهبرشان بود. طالبان ساختارهای نظامی و مدنی خود را به خوبی گسترش داده بودند و ساختار آشکار کنترل و فرماندهی داشتند./ در حالیکه جنگ برای به دست گیری دیگر مناطق کشور ادامه داشت، طالبان در کابل اداره بسیار ظالمانه برپایه دستگاه استخباراتیش ایجاد کردند. سازمان اصلی توسط قاری احمدالله اداره می شد که خارج دفتر سابق خاد در صدارت عمل می کرد. در اکتبر 1997 رهبر طالبان، ملا عمر، نام دولت اسلامی افغانستان را به امارت اسلامی افغانستان مبدل کرد.
چهار شنبه 24 فوريه 2010
نظرات
39 دیدگاهپروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
برای این مقصد باید در دشت چمتله مردم بی بضاعت مشرقی و جنوب غربی و جنوبی مسکن گزین شوند و همچنان برای ایجاد یک کمربند امنیتی به دورا دور شهر کابل باید مردم مشرقی ، جنوب غربی و جنوبی جا به جا شوند . نهم - باید تمام زمین های کشت ناشده ی دولتی از قسمت شمال کابل تا حصه ی سالنگ به صورت کامل به پشتون های مشرقی ، جنوب غربی و جنوبی توزیع شود . سودمندی این کار این است که حضور پشتون ها توازن قومی را در آن مناطق بهبود می بخشد و از شورش های ضد حکومت مرکزی جلو گیری به عمل می آید. دهم - چون مردم پنجشیر آله دست بیگانگان می باشند و در مقابل قوم اکثریت و دیگر اقوام احساس دشمنی دارند و همیشه امکان دارد که مردم پنحشیر به تحریک دشمنان خارجی ما بر علیه حکومت مرکزی قیام کنند و از موقعیت حساس سوق الجیشی پنجشیر برای دیگر مردم کشور مشکلات و در سر خلق نمایند ، لذا برای جلوگیری از هر گونه پیش آمد ناگوار در آینده ، لازم است که دره ی پنجشیر را از مردم فعلی اش خالی سازیم و پنجشیری ها را در منطقه های مشرقی ، جنوبی و جنوب غربی کوچ بدهیم و آنها را از هم جدا جدا کرده در مناطق پشتونی پراگنده سازیم و دیگر برای شان حق بازگشت به پنجشیر را ندهیم تا آنها به مرور زمان در میان پشتون ها حل شوند و هویت ملی ما را کسب نمایند .یازده هم - اگر پشتون ها هم احیانا در کدام منطقه ای باعث برهم زدن وحدت ملی شوند و خطری را برای تمامیت ارضی اوغانستان خلق کنند ، باید آن ها هم از همان منطقه به جای دیگر کوچ داده شوند. دوازدهم - باید در تمام سمت های کشور چنان شاهراه های ساخته شوند که دیگر هیچ فرد و قوم و گروهی نتواند یک سمت را در اختیار خویش بگیرد و راه های عمده کشور را تحت کنترول داشته باشد و شاهرگ اقتصادی کشور را ببرد و در کشور بی ثباتی سیاسی و بی ثباتی های دیگر را حاکم گرداند . سیزده هم – باید یک برنامه ی همه جانبه را روی دست گیریم که جلو مداخلات و دست درازی های ایران در کشور ما به طور قطعی و دایمی گرفته شود . باید کاری کنیم که تمام زمینه ها و امکانات مداخله ایران از میان برود . برای برآورده شدن این هدف باید در بخش های از بامیان و مناطق شیعه نشین هزاره جات پشتون های مشرقی و جنوبی و مناطق جنوب غربی را جایگزین سازیم . همچنان باید در تمام مناطق مرزی ما با ایران پشتون ها را جا به جا سازیم . چون که پشتون ها هیچ وابستگی زبانی و مذهبی با ایران ندارند ، ممکن نیست که تحت تاثیر تلقینات و تحریکات ایران بروند و به لحاظ همزبانی و همتباری همیشه به دولت مرکزی اوغانستان وفادار می مانند و از مرزهای کشور به خوبی پاسداری می کنند . چیزی دیگری که در رابطه با ایران از همین حالا و قبل از تطبیق برنامه های بزرگ دیگر باید عملی شود این است که بالای وارد شدن آثار و نوشته های تاریخی ، علمی ، فرهنگی و مذهبی که از ایران به اوغانستان آورده می شوند یک کنترول و مراقبت شدید حاکم باشد و باید یک کمیسیون تعیین شود که تمام کتاب ها و نشرات وارد شده از ایران را معاینه و بررسی کنند و از ورود کتاب ها و نشرات ضد اوغانی و ضد مذهب حنفی جلوگیری نمایند .
منابع :
1 – کتاب دویمه سقاوی ، چاپ اول ، سال 1377 هجری – خورشیدی .
2 - کتاب دویمه سقاوی ، چاپ دوم ، سال 1379 هجری – خورشیدی
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
شیلا جان
در این هیچ جای شک نیست که بچه سقاو اجنت و نوکر انگریز بود و احمق شاه مسعود قهرمان مولی خرستان اول اجنت آی اس آی و بعداً در خدمت گ آر یو سرویس بخش نظامی کا جی بی روسیه قرار داشت.
و من شخصا ً او را به خاطر حرف های خودش ، به خاطر نوکری پنجابی های کثیف و بویناک پاکستان = چتلستان، به خاطر خیانت به وطن در زمان روسها و به خاطر همکاری او با طالبان جهت یکسیره کردن رقبای داخلی اش محکوم میکنم نه به خاطر این کتاب که در دفاتر آی اس آی و بوسیله کدام گوربز یا دریادلی نوشته شده که وظیفه آن فریب دادن اشخاصی چو شیلا جان بیسودا است که خود اقرار میکند به مکتب کسی راهش نداده و یکعده جاهل دیگر است تا نفاق ملی و تضاد قومی را بیشتر و بیشتر دامن بزنند.
توسطPashtoonKhan
حکومت ربانی از سقوط غزنی به دست طالبان و تضعیف حکمتیار به شدت خوشحال شد و رادیو کابل اعلام کرد که غزنی با حمایت نیروهای دولتی، به دست طالبان افتاد (انتونی دیویز، 1377: 80 ) بعد از آن، طالبان در یک نبرد سنگین در تاریخ 9 و 10 فوریه(فبروری) ولایت وردک و مرکز آن، میدان شهر، را تصرف کردند. طالبان، بلافاصله به سوی ولایت لوگر که در جنوب غربی و 35 کیلومتری کابل قرار دارد حرکت کردند.
آنان نیروهای
حکمتیار را، که به شدت از سوی دولت ربانی نیز تحت فشار بودند، از چهار آسیاب به «سروبی» در ولایت ننگرهار، جنوب کابل، فراری داده ولایت لوگر را تصرف کردند. دولت ربانی که در این زمان نیز، تمام فکرش معطوف حکمتیار بود، از شکست و فرار فضاحت بار او به دست طالبان، از شادی در پوست نمیگنجید(همان، 83).
در اواخر زمستان و بهار 1995م طالبان بر دروازه های کابل بودند. دولت ربانی بازهم به جای
فکر اساسی در مورد طالبان، تلاش کرد تا کار مخالفین خود را یکسره کند. حکمتیار به سروبی عقب نشینی کرده بود، دوستم محل استقرارش در شمال و دور از دسترس بود، فقط حزب وحدت شیعی بود که در غرب کابل بین طالبان و نیروهای مسعود حایل شده بود . حزب وحدت که حدود نصف کابل را در اختیار داشت در برابر چندین حملهی نیروهای سیاف با پشتیبانی مسعود، مقاومت کرده بود. اما این بار در منگنه طالبان و مسعود- سیاف، گیر کرده بود. در چنین شرایطی با توجه به افسانهی شکست ناپذیری طالبان، حزب وحدت سه راه پیش رو داشت: مقابلهی هم زمان با طالبان و مسعود؛ اتحاد با مسعود علیه طالبان؛ و اتحاد با طالبان علیه مسعود. راه اول برای حزب وحدت امکان نداشت؛ زیرا با کنار رفتن حکمتیار، نیروهای حزب وحدت توانایی مقابله در دو جبهه را نداشتند. راه دوم را مسعود کاملا مسدود کرد؛ زیرا وقتی حزب وحدت را در منگنه دید تلاش کرد قبل از رویارویی با طالبان، حساب گذشته را با حزب وحدت کاملا تصفیه کند.
«تا اواخر فوریه، مسعود بیشتر در صدد آن بود که وقت کافی پیدا کند تا به حساب بقیه دشمنانش در داخل کابل برسد؛ به ویژه حزب وحدت شیعی مزاری و بقایای دوستُم در کابل که به جنوب غرب شهر نفوذ کرده بودند و اینک پس از عزیمت حکمتیار، آسیب پذیر شده بودند. مسعود با این دیدگاه، موضع صلح آمیزی نسبت به طالبان گرفته بود؛ پس از فرار حکمتیار از چارآسیاب، نیروهای دولتی بلافاصله این منطقه را اشغال کردند اما به تقاضای طالبان، این پایگاه به علاوه چند موضع کوهستانی اطراف آن به آنها(طالبان) واگذار گردید. حتی طبق گزارشها، تکنیسینهای دولت برای ترمیم هواپیمای 17- MI با طالبان همکاری کردند»(همان، 86)
همکاری مسعود با طالبان و حمله شدید به مواضع حزب وحدت، مزاری را هرچه بیشتر به سوی اتحاد با طالبان کشاند . این اتحاد، به چند دلیلِ موجه صورت گرفت: اول، اینکه «در 6 مارس مسعود حمله همه جانبه را علیه حزب وحدت آغاز کرد... . این حمله دو روز به طول انجامید و صدها کشته و زخمی به جای گذاشت»(ص 87). دوم، اینکه «طالبان ضمن پیشروی خود در اُرُزگان و غزنی- دو ولایت که شیعیان اقلیتهای مهمی را تشکیل میدهند- رفتار آشتی جویانهی با شیعیان داشتند، تا حدی که مجاهدین شیعه را خلع سلاح نمیکردند در حالی که سنیها را خلع سلاح میکردند»(ص86). طالبان بعد از اتحاد با مزاری، بر خلاف پیمانهای خود، مزاری و چند تن از نزدیک ترین یارانش را دستگیر و به شهادت رساند.
در همان زمان که نیروهای طالبان در اطراف کابل متوقف شده بودند، پیشروی آنان به سوی
غرب و جبهه متحدِ خود مختار دولت ربانی، یعنی اسماعیل خان، ادامه یافت. بعد از نزدیک شدن طالبان به هرات، در روز سه شنبه 5 سپتامبر اسماعیل خان با چند تن از فرماندهان ارشد خود بدون اینکه به نیروهایش خبر دهد، هرات را به مقصد مرز ایران ترک نمودند. اولین شهر فارسی زبان با فرهنگ متفاوت، به دست طالبان افتاد. آنان با تعطیلی مدارس، حمام زنانه و منع زنان از کار، اعتراض جهانی را علیه خود بر انگیختند.
بعد از تصرف هرات طالبان بدون درنگ، حمله به کابل و ولایات شرقی را آغاز کرد. در چهارآسیاب، که بعد از عقب نشینی حکمتیار به دست مسعود افتاده بود، جنگی سختی در گرفت. عبور طلبههای از جان گذشته از روی «میدان مین» و باز کردن مسیرهای مین گذاری شده، روحیه نیروهای مسعود را به کلی پایین آورد. در ماه آگوست نیروهای طالبان ولایت پکتیا در غرب جلال آباد را از دست نیروهای حکمتیار خارج کرد. آنان بلافاصله پیشروی به سوی ولایت ننگرهار و مرکز آن یعنی جلال آباد را ادامه دادند و در 11 سپتامبر، ملا بورجان، شهر جلال آباد را تصرف کرد. آنان بعد ازآن، دو ولایت لغمان و کنر را که در شمال ننگرهار قرار دارند، تصرف کردند. هدف بعدی، پایگاه مهم حکمتیار یعنی سروبی در 75 کیلومتری شرق کابل و در شاهراه کابل- جلال آباد، بود، سروبی در 24 سپتامبر به دست طالبان افتاد. با سقوط سروبی پایگاه هوایی بگرام و شاهراه سالنگ که کابل را به ولایات شمال از جمله مزار شریف وصل میکند، به خطر افتاد.
شامگاه 26 سپتامبر، مسعود با تمامی نیروهایش شهر کابل را به سوی دره پنجشیر ترک کرد؛ طالبان با ورود به کابل، در یک اقدام غیر منتظره دکتر نجیب الله آخرین ريیس جمهور کمونیستی را به همراه برادرش، به دار آویختند. ملاعمر برای ادارهی کابل، شورای شش نفرهی را به ریاست ملا ربانی تعیین کرد: ملا امیر خان متقی وزیر اطلاعات و کلتور(فرهنگ)، ملا محمد غوث وزیر خارجه، ملا سید غیاث الدین آقا (وزیر تحصیلات عالی)، ملا فاضل احمد و ملا عبدالرزاق(وزیر گمرگات). این شورا زیر نظر شورای عالی 11 نفری قندهار کار میکردند. طبق معمول، مدارس دخترانه، حمام زنانه بسته و کارکنان زن از کار منع شدند. زنان باید با پوشش کامل(برقع) از خانه خارج میشدند و مردان موهای کوتاه و ریش های بلند، حداقل 15 سانتی متر، میداشتند.
و بلاخره هم به خاطر حرف های خانمش پریگل. که گفته است احمق شاه مسعود با او وقتی طفل بیش نبود و بدون رضایت پدرش عروسی کرده و او را از دیدن هر مرد به شمول برادران و خواهر زاده 12 ساله مسعود و تحصیل منع کرده بود.
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
به اولادهایی ناخلف افغانستان:
به خــون خــویش نمــودیــم حـاصــل آزادی خوشی وعشرت وعیش وطرب بماست حلال
زدل کــــشــیــم صــداهای زنــده بـاد افغان بــروی گــنــــبـد نیلی اسـت تا خــرام هــلال
بســــرزمــین دلــیــران چــه پــا دراز کــنی کــه مـــــوش را نـــبـود در حــریم شیر مجال
دماغ فـــاســـد خــود را حســود صاف نما که مــحـو گشــــتن افغان فسانـــه ایست محال
زمشــــت جـنگی افغان بیـاد خواهی داشت پـــی ســـــلامـت دنــدان خـــــویــش دار خیال
کسی کــه فکــر خــیانـت به ملـک مــا دارد زچــشــم کـور و زپا شـــل شــود زبانــش لال
طـرب بکارنما کـــین زمان"شیون" نیســت
پیالـه گــیربه شـادی که نـیک هست این فال
به اوغان ریشتین بچیان !
ز خون دیگران بشد حاصل آزادی اوغانان ++ دزدی و غارت و آدم کشیست کار اوغانان
زپاچه کشیده اید غیرت اوغان وخزانۀ پت ++ بروی گنبد نیلی است عار اوغانان
به سرزمین دلیران گند ریخته اید ++ که عاقبت شود پاره دهن وغار اوغانان
دماغ بوگین خود ای اوغان صاف نما ++ که سرنوشت دروغ اوغان شود بار اوغانان
زآدم کشیی اوغانان بیاد خواهیم داشت ++ که معامله و دزدی و غارت است کار اوغانان
هر آن کس که فکر خیانت بملک ما دارد ++ به جمع دالخوران و تازیان شوند سوار اوغانان
فغان کن ای شیون کین زمان طرب نیست ++ که همگی خبر شده اند از دوشینه و پار اوغانان
خجالت است بر زبان پارسی دری ++ که شیون جغد کوهی شده شاعر وسخن دار اوغانان
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
Tanvir Khan Omar khan la poésie et le Persan Bnvyshtar mai Nmyfhmh
Hazara tadjik ouzbek est un projet ambitieux.
Abad, Golestan, Khorasan est pur.
Encore une fois
Pour ce régime, si nous avons de nouveau le ton
Open Zklh voir des centaines de dissidents Minaret
la pauvreté en captivité de rester pour la vie
Mille ans de tyrannie capturé dissidents
Avghan semble que rien ne se passe notre pouvoir
Il suffit de ne pas dire toute Kardgr
Wolf Zslh la viande provient de l’odeur Vglh
Venez sur cette promesse que nous pratiquons dissidents dissidents Vqrar
Slogan de «l’unité nationale" pourris Zmghz
Opportunity a atteint un dissidents nouvelle discipline Vshar
Républiques aller vers l’alliance avant
Chemin vers dissidents dissidents Trzkar vBar
Combien de siècles qu’une étape Nrftym Drpysh
Que le moyen simple Vchar dissidents Bsnjym
Cette testé si le Sdbar Zmayym
Qu’est-ce Mykshym Zayam devrait dissidents?
L’émergence (Amin) Dgrknd garantie?
G (New Video) Vamyr dissidents Vmar?
Les propriétaires fonciers à Byak Vzmyn · h
Vkhanh Brhanym dissidents de l’explosion
Obtenus servent à construire Byak · histoire h
Et a ouvert le bureau, nous, les dissidents Vshmar
Byak · h (Hamid Karzaï) peut être mauvaise si
Ayant obtenu leur Byavyzym dissidents VBH.
Et je
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
Oh mon dieu c’est inacceptable mademoisele chila t’a encore fait des erreures parce’ que tu ne sais rien et tu est nulle.
Il faut que t’écrit quelque chose toi-méme ne copié pas sur les autres site d’internet.
Et je t’en prie encore une foi de consulter quelques livres ou d’aller d’abord dans une center pour t’alphabitiser en dari... tu est très loin d’écrire queleue chose en français ma chérie.
C’est très stupit hahahahaha .........
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
Mon Dieu Avghan comprend aussi le français français de comprendre Avghan comme les Persans est entendu
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
shila shamali !
fang nai . ka khun pood past frace dai mai . . pam pood ray ray pasad dai . ti ne tuk khun pood pasad farsi & pashto . . tomay moung pood pasat franc . you ben bah ro baow . luv U .
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
shila shamali sweet heart !
ouie je parley ampoue francs aousi . & je parle pa , parsco tout person iesi comprie farsi & pashto . love U .
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
شیلا جان کلکانی !
شما شاید خبر ندارید که قاتل اصلی عبدالعلی مزاری احمد شاه مسعود است . و ما استدعا داریم از مردم هزاره جات که تنفک بدست بگیرند و از خانه و زمین های خود دفاع کنند . اول انتقام خون عبدالعلی مزاری را از شمالی وار ها منجمله کلکانی ها , کوهدامنی ها و پنجشیری ها بگیرند بعد مانند قبل با حکمتیار دوستی نموده به دولت تازه که طالبان میسازند بجای کرزی ادغام گردند .