کسی بنام "داود اعظمی" که مدیر بخش پشتوی بی بی سی بنگاه سخن پراکنی بریتانیا در کابل می باشد نیز بلافاصله وارد عمل می شود و از طریق رابطه های خود میان طالبان، با هزاره ی فرضی که به طالبان پناه برده مصاحبه می کند و با آن همه تجهیزات پیشرفته ای که بی بی سی دارد، بدون اینکه صدای جوان هزاره را نشر کند، اینبار، جوان هزاره را نه آنچنان که ژنرال غلام فاروق پروانی ادعا کرده بود، 21 ساله معرفی می کند.
طرفداران طالبان در دستگاه های دولتی و رسانه های مختلف با برجسته کردن " هزاره" بودن کسی که سربازان بریتانیایی را کشته، ،مشخصا نشان می دهند که برنامه ریزی شده دست به این کار زده اند. این به معنای این نیست که یک هزاره نمی تواند دست به کشتن دیگری نزند و از همه چیز مبرا باشد. اما این جماعت با ادعای هزاره بودن آن فرد، از سویی می خواهند، فشار تبلیغاتی بر هزاره ها وارد کنند و وانمود کنند که دشمنی که در لباس دوست می باشد، یک هزاره می تواند باشد و نه دیگری. از سویی طالبان و طرفدارانشان می خواهند وانمود کنند که طرفداران این گروه تنها از یک قوم خاص نبوده و هزاره ها نیز می توانند طرفداران طالبان باشند.
همین دستگاه های تبلیغاتی مهیا برای طالبان، در حالی که بیشتر رسانه ها در افغانستان برای احترام به قوم "پشتون" نمی نویسند که "طالبان پشتون" عامل قتل دسته جمعی هزاران هزار شهروند بیگناه افغانستان هستند، ماجرایی را در بوق و کرنای تبلیغاتی می کنند که نسبت به جنایات گسترده ی طالبان که این روزها با حمایت برادر عزیزشان حامد کرزی صورت می گیرد، بسیار بسیار ناچیز پنداشته می شود. ورنه بی بی سی که ادعای بی طرفی دارد و حالا ماجرای یک هزاره ی فرضی را بزرگ می کند، باید خبر " ناتو: مسئول انتقال ستیزه جویان خارجی از ایران به افغانستان را کشتیم" را اینگونه می نوشت:
-# "ملا اختر پشتون مسئول انتقال ستیزه جویان خارجی از ایران کشته شد".
يا به همین شکل خبرهای دیگر:
-# بیش از یکصد کشته و زخمی در حمله انتحاری یک پشتون در قندهار
-# انتحاری پشتون 16 تن را در غرب افغانستان کشت
-# حمله ی انتحاری یک پشتون پاکستانی باعث کشته شدن بیش از چهل و پنج تن شد
-# پشتون های مسلح به مجتمع امدادرسانی آمریکایی در افغانستان حمله کردند
-# هجده کشته و زخمی در حمله ی انتحاری طالبان پشتون
-# چرا پیام طالبان پشتون در پاکستان شنیده می شود
و صد ها خبر به همین گونه که می توان قومیت فرد یا افراد حمله کننده را ذکر کرد. کاری که بسیاری از رسانه های افغانستان برای احترام به قومیت پشتون این کار را نمی کنند و گرچه تقریبا صد در صد جنایتکاران طالب را پشتون می دانند اما بسیاری همه ی پشتون ها را طالب نمی دانند.
این حرکت های تبلیغاتی طرفداران طالبان در حالی صورت می گیرد که طبق گزارش های سازمان های حقوق بشر مانند دیده بان حقوق بشر، هزاره ها قربانیان اصلی جنایات جنایتکاران طالب می باشند. قتل های دسته جمعی هزاره ها در زمان طالبان جنایات مستند شده و روشن تاریخ کشوری ست که قبیله سالاران برای اقلیت ها به جهنم روی زمین تبدیلش کرده اند.
درست در ماه می سال روان میلادی، کوچی- طالبان، جنایتی دیگر را در مناطق مختلف هزاره جات رقم زدند و علاوه بر کشتن، غارت و چپاول و آتش زدن دارایی های مردم هزاره، هزاران تن از آنان را مجبور به ترک خانه و کاشانه شان از بهسود و دایمیرداد کردند.
و درست چند روز پیش بود که خبری تکان دهند از ارزگان نشر شد که طالبان حداقل 9 هزاره را سر بریدند.
طالبان بسیار ماهرانه برنامه های تبلیغاتی خود را پیش می برند و تاکتیک های کارایی تاکنون داشته اند. از سویی در جنوب و شرق افغانستان با سربازان ارتش و پولیس و سربازان بین المللی می جنگند. حملات انتحاری و بمب گذاری می کنند و دسته دسته شهروندان بی گناه افغانستان را به قتل می رسانند و از سویی دیگر حامی خوبی مانند حامد کرزی در هیات یک رییس جمهور را دارند که به رهبرشان می گوید، "برادر عزیز ملا عمر". بیرون کشیدن سردسته های تروریزم از فهرست سیاه سازمان ملل یکی از تلاش های شبانه روزی این پشتیبان عزیزشان است. آنان با حمایت های کرزی و کسانی چون صبغت االله مجددی به دولت می پیوندند و پست های کلیدی را در وزارتخانه هایی مهم مانند وزارت داخله، دفاع و مالیه، پارلمان، نهادهای قضایی، ولایات و... را اشغال می کنند و قوانین را تغییر می دهند و معلومات ناب استخباراتی به برادران جنگویشان در جنوب و شرق فراهم می کنند.
تاکتیک فشار تبلیغاتی علیه هزاره ها، در کنار یکی از اهداف اصلی آنان که کشتار هزاره ها می باشد، جای تامل بسیار دارد.
بگذارید این سخنان جنایتکار ملا منان نیازی والی طالبان در مزار شریف را بیاد بیاوریم که گفته بود "هزاره ها شعیه هستند، آن ها کافر هستند و مسلمان نیستند. هزاره ها سربازان ما را کشتند و ما آن ها را می کشیم." و در سه روز حدود دو هزار تن از هزاره ها در مزار شریف قتل عام شدند.
در سال ای اخیر هزاره ها بصورت آشکار مورد تبعیض رژيم کرزی قرار گرفته اند. بودجه ی دو هزار و چهارصد دالری برای بخش کشاورزی ولایت دایکندی در سال 2007 نمونه ی واضح و روشن این تبعیض است. سند معاش های دالری باند حنیف اتمر در وزارت معارف که بر اساس آن افراد قوم و قبیله اش معاش های گزاف دریافت می کردند، نمونه ی دیگری از تبعیض واضح و آشکار است.
در این چند سال هزاره ها علی رغم اینکه از پایین ترین درصد کمک های دولتی و بین المللی برخوردار بودند اما، نشان داده اند که مخالف زنان و دختران و رشد و پیشرفت آنان نیستند. رشد آموزشی دختران در ولایت هایی چون بامیان نشان می دهد که آن ها دشمنان زنان نمی باشند و اما بتازگی گزارش دیده بان حقوق بشر، همراه با اسناد بخوبی نشان می دهد که طالبان دشمنان حقوق بشر و بويژه زنان می باشند. این تهدید طالبان علیه یکی از زنان معلم، می تواند تهدیدی برای همه ی دختران و زنان هزاره و غیر هزاره باشد که یا کار می کنند و یا درس می خوانند:
نام حذف شده است/ تو در مکتبی درس می دهی که مکتب دختران است. تو باید از خدا بترسی. ما به تو هشدار می دهیم که هر چه زودتر کارت را به عنوان آموزگار ترک کنی در غیر اینصورت سر فرزندانت را می بریم و دخترت را آتش می زنیم. تو وضعیتی را درست می کنی که پشیمان می شوی.
این اولین و آخرین اخطار است.
کودکان و زنان طالب نيستند!
تعريف خود را از جنايت و جنايتکار تصحيح کنيم!
يكشنبه 13 آوريل 2008, نويسنده: کامران میرهزار
طالبان: سر فرزندانت را از تن جدا می کنیم و دخترت را آتش می زنیم
شش نامه تهدید آمیز آدمکشان طالب علیه زنانی که کار می کنند./ متن اصلی پشتو/ ترجمه شده به انگلیسی توسط دیده بان حقوق بشر/ تو در مکتبی درس می دهی که مکتب دختران است. تو باید از خدا بترسی. ما به تو هشدار می دهیم که هر چه زودتر کارت را به عنوان آموزگار ترک کنی در غیر اینصورت سر فرزندانت را می بریم و دخترت را آتش می زنیم. تو وضعیتی را درست می کنی که پشیمان می شوی.
سه شنبه 13 ژوئيه 2010, نويسنده: کابل پرس
سناد جعلی مالکیت کوچی ها، صادر شده توسط حاکمان جلاد، اسناد جرم آنان است!
دو شنبه 17 مه 2010, نويسنده: کابل پرس
هشدار استاد دانشگاه استرالیا: هزاره ها در خطر نابودی قرار دارند
استاد دانشگاه استرالیا و کارشناس مسایل افغانستان می نویسد ممکن است Julia Gillard (نخست وزیر جدید) (با آغاز مجدد پرونده های پناهجویان پیش از شش ماه) در انتخابات مقداری رای از دست بدهد اما او عکس آنچه هزاره هایی که در هنگام آمدن او به دفتر نخست وزیری کشته شدند، سرش را از دست نمی دهد.
دو شنبه 5 ژوئيه 2010, نويسنده: کابل پرس
ویرانی ها و جنایات مختلف در یکاولنگ
بعد از عقب نشینی از یکولنگ نیروهای ملا داد الله بطرف غرب بامیان حرکت کردند. و آنها در تخریب قریه جات شیدان، قرغنتو و شیبرتو مبادرت ورزیدند. این تخریبات با وجود این واقعیت که آنجا برای یک ماه خالی از سکنه بود صورت گرفت. بعد از چند روز در محل نیروهای اصلی به بامیان برگشتند. طالبان نیروهای حمله و پیشروی را در شیدان جای که آنها گزمه بیشتر و تدارکات نظامی را انجام میداد مستقر کردند. ویرانی طالبان که در قلمرو شان بین شیدان و نیک نشان گر آنست که آنها در ماه جون تصمیم گرفتند که استراتژی عمدی از سوخته گی زمین باعث گردید که هشت کیلومتر قلمرو طالبان خالی از سکنه گردد.
شنبه 17 آوريل
ادامه ی جنایات طالبان در یکاولنگ
چهار پیره دار 18 نفر اسیر را به جرپایین بردند و احتمالا به همین تعداد نفر اسیر را گروپ دیگر نیز برده بودند. و دسته قاتلین مردم پشتون محل مسلح به یک پیکا و سه کلاشینکوف بودند. آنها بروی اسیران آتش کشوده همه را با گلوله بستند تا اینکه تمام شان به زمین افتادند و ظاهرا کشته شدند. یک نفر از این دسته قاتلین کشته شده ها را تفتیش کرد و در زبان پشتو گفت که تمام این هزاره های کافر مرده است و بعد از آن آنها بر موتر سوار شده رفتند.
چهار شنبه 7 آوريل 2010
جنایات طالبان در دره علی
تیرباران مردان اسیر در دره علی یکی از چهار نقطه کلیدی قتل عام ها محسوب میگردد. در قدم اول نیروهای تلاشی طالبان به دره علی تقریبآ در ساعت 10 بجه 8 جنوری رسیدند. آنها مجهز با شش عراده موتر تویوتا داتسن که (توسط شاهدان در منطقه جمک ساعت 10 بجه دیده شده است) و متعاقبآ در دزدی اسپهای محل وبخاطر تلاشی خانه های جوارسرک اقدام نمودند. قوماندانان کلیدی در تلاشی دره علی قوماندان منگل که از پشتون های بامیان بود که بعدآ با طالبان پیوست و در بین مردم شناخته شده است و دیگرش ملا غفار بودند. نیروهای که آمده بودند شامل پشتون های بغلان مربوط ملا عبدالباقی طالقانی که در2001 در تخار کشته شد برعلاوه بعض تاجک ها. طالبان در مرکز قالین بافی CCA در دره علی قرارگاه گرفت و در جریان روز در اطراف آن محل بخاطر چای نوشیدن و چور و چپاول میرفتند.
چهار شنبه 24 مارس 2010
قتل عام در یکاولنگ
شواهد نشان میدهد که نیروهای خارجی با طالبان در حملات ضربتی و قتل عام ها نقش برجسته را ایفا کرده اند. نیروهای خارجی بطور مخلوط با نیروهای طالبان عملیات را اجرا کردند که شاهدان پشتون های قندهاری را شناسایی کرده اند. اگر چه نیروهای خارجی عامل اصلی کشتار نبودند. نجات یافته گان گروپ قاتلین را بطور عموم شناسایی کردند که آنها پشتون های افغان بودند که بیشتر به قتل عام مبادرت میورزیدند. طالبان از ملیشه های خارجی در قتل ها، اسیر گرفتن مردم از قریه جات، و محل باز رسی اسیران استفاده میکردند. ولی آنها افغان های پشتون را برای کشتن می گماشتند.
چهار شنبه 17 مارس 2010
قتل عام رباتک
اجساد در روی زمین با روی شان خوابیده بودند و دستهایشان تمامأ در عقب شان بسته بودند. زخمهای مرمی از پشت دیده و تشخیص داده نمیشد لکن خون در روی زمین زیر سینه هایشان دیده میشد. من اجسادی را دیدم که 4 روز قبل کشته شده بودند. اجساد شان نه پندیده بودند ولی خون واضحآ از سینه های شان سرازیر شده بودند ولی من فهمیدم که از پشت سر فیر صورت گرفته است زیرا در دیگر قسمت های بدنشان علامت زخم دیده نمیشدند و در دریای خون که از سینه هایشان خارج شده بود شناور بودند.
دو شنبه 15 مارس 2010
جنگ و کشتار در شمالی
تمام حملات طالبان در شمالی بعد از تازه ترین پیشروی در 1996 توأم با جنایات گسترده علیه مردم غیرنظامی صورت گرفت. دوسیه پروژه عدالت افغانستان بر تعداد حادثات مشخص و نادر در ساحات ولسوالی های خطوط اول مثل بگرامی، کلکان، قره باغ و میر بچه کوت بخاطریکه گواهی های مفصل در از این جاها بدست دارد و بخاطریکه قربانیان این محلات شناسای شده است تأکید میورزد.
پنج شنبه 11 مارس 2010
قتل عام در ولايت سرپل
طالبان بلند رتبه ای که مستقیماً در پنج قتل عام دست داشتند عبارتند از: ملا عبدالمنان حنفی، قوماندان خط اول، امین الله امین، معاون وی، ملا عبدالستار لنگ، یک قوماندان ارشد، ملا ولی جان، یک والی و قوماندان ساحوی. قوماندان های ارشد طالبان توسط تعدادی از قوماندان های محلی وابسته به طالبان که آگاهی کامل از قتل عام ها و مرتکبین آن داشتند، در عملیات کمک می شدند به عنوان مثال در دستگیریهای دسته جمعی و در کشتار غیر نظامیان همکاری داشتند.
يكشنبه 7 مارس 2010
قتل عام در مزار شریف
تقريباً بلافاصله بعد از اينكه طالبان كنترل شهر را گرفتند، والي جديد طالبان بنام ملا منان نيازي خطبه هايي را در تمام مساجد شهر ايراد كرده و تهديد به خشونت عليه هزاره ها به انتقام كشتار زندانيان طالب در سال 1997 نموده و به آنها اخطار داده كه بايد به مذهب سني حنفي روي آورده و يا شهر را ترك كرده و يا با پيامدهاي آن مواجه شوند و هر كسي كه از هزاره ها حمايت كند را تهديد به مجازات كرد. طبق گزارش در يك سخنراني ديگر وي بيان داشت: "هزاره ها مسلمان نيستند. آنها كافر هستند. هزاره ها نيروهاي ما را اينجا كشتند و اكنون ما بايد هزاره ها را بكشيم."
پنج شنبه 4 مارس 2010
جنایات گروه طالبان
هسته رهبری طالبان بیست و دو عضو شورایی داشت که عمر رهبرشان بود. طالبان ساختارهای نظامی و مدنی خود را به خوبی گسترش داده بودند و ساختار آشکار کنترل و فرماندهی داشتند./ در حالیکه جنگ برای به دست گیری دیگر مناطق کشور ادامه داشت، طالبان در کابل اداره بسیار ظالمانه برپایه دستگاه استخباراتیش ایجاد کردند. سازمان اصلی توسط قاری احمدالله اداره می شد که خارج دفتر سابق خاد در صدارت عمل می کرد. در اکتبر 1997 رهبر طالبان، ملا عمر، نام دولت اسلامی افغانستان را به امارت اسلامی افغانستان مبدل کرد.
چهار شنبه 24 فوريه 2010
نظرات
39 دیدگاهپروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
محترم میرهزار ساحب اگر روشن فکر هزاره تاجک ازبک دستبکار نشود ما بسوی نابودی روان هستیم این یک تبلیغ بسیار کوچک هست که اوغان ها شورو کرده خدا خیر اینده را پیدا کونه این از روز کرده روشن هست نه هزاره نه تاجک نه ازبک طالب میشه طالب یعنی زیدی بشر طالب یعنی وحشی طالب یعنی سرتان طالب یعنی اوغان اوغان یعنی میکروب اگر ما ٣قوم بزرک خاموش بشینیم در حالت نابودی قرار داریم محترم داکتر پدرام چند سال قبل بیشبینی کرده بود ما باور نمیکردیم ومتسیفانه هنوز ما در خاب هستیم وقت که چهار سال پیش داکتر پدرام مگفت نام افغانستان تبدل بشه و نزام فدرال باید جاگوزین بیشه متسیفانه هیج کس قبول نکرد وامروز یک ایده روشن فکرا مسله ای تجزیه را مترح کرده بسیار یک فکر خوب هست هنوزهم وقت هست ما باید جنوب را تجزیه کنیم امروز ما میبینیم هرچی اوغان یاغی دوزد در کابینه کرزی هست هیجکس نامش نمگیره هر جنایت دوزدی چپایول مکونه وموتسیفانه یک فارسی زبان را بیسیار به اسانی از کارش برکنار مکونه نمونش یکی از شخصیت جهادی ما محترم صدیق چکری مباشد اگر میخواهید یک زندگی انسانی داشته باشید میسلی یک انسان باشید دنیا ما را بعنوانی انسان بیشناسه کیشور باید تجزیه بیشه و سلام
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
طالبان، بر باشنده های جوزجان، مالیات وضع کرده اند
۱۳۸۹ ۰۴ ۲۴, پنج شنبه
شماری از باشنده های ولسوالی های قوش تیپه و درز آب ولایت جوزجان چهارشنبه (23 سرطان) ادعا کردند که از چندی به این سو، طالبان 10 فیصد معاش شان را از آنها به عنوان مالیات اخذ میکنند.
آنها میگویند: این موضوع را چندین بار به مقامات این ولایت مطرح کرده اند اما هیچ اقدامی صورت نگرفته است.
مقامات جوزجان، ضمن تائید این خبر میگویند، قرار است به زودی، عملیاتی را در ساحات مذکور آغاز کنند.
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
درزمان امين تركى فاشيست يك هندو را اخوانى كفته در زندان بل جرخى انداخته بودند.باور ندارم كه هزاره طالب شده باشد.كرجه دربين طالبا كه القاعده هم با انها خلط است, به هزار ها خارجى از روى جهان است شكى نيست كه كدام يك از برادران هزاره به جه ترتيبى دربين انها بوده باشد.شايد كسى به مريضى روانى مبتلا باشد.كرجه در باكستان هم هزاره است ولى انها هم با طالبان سازكار نيستند.اصلا يك تبليغ است افغان ملتى ها ميخواهند بشتون بودن طالبان را كمرنك بسازند كويا از ديكر اقوام برادر افغانستان هم طالب است.در مزار شريف دوازده هزار نفر از برادران هزاره را طالبان جمع كرد وكشت يك قسمت شاندرا به قندهار بردند ازنجا كسى زنده نيامد . شايد اعضاى بدن انها را فروخته باشند.بكتياوال مكر نميدانست كه نادر غدار را كه به سزاى اعمالش رساند. عبدالقادر هزاره او لين قهرمان وطن ما . عبدالر حمن خان 65% نفوس هزاره را قتل عام كرده بود ان خون ريز انكليس ها را در عقب خود داشت.
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
اوغانستان تــجــزیـــه شود یا نــــابــــود ؟! .
از زمانی که قبایل اوغان بر یک بخش خراسان بزرگ تسلط یافتند و پسان ها نام ساختگی اوغانستان را بر ساحه تحت تسلط خود نهادند ، این سرزمین روی خوشی و آرامی درست را ندیده است . دو صد و شصت سال فاجعه
پشت فاجعه و مصیبت دنبال مصیبت از چهار سو بر سر مردم ما ریخته است . کشتار ، غارتگری ، جنگ های مداوم ، ظلم ، استبداد ، ستمگری ، بی عدالتی ، فقر ، پسمانده گی و هزاران سیاهروزی و بدبختی دیگر دامنگیر مردم بوده است . از برکت حاکمیت دوصد شصت ساله ای پشتونسالار ، اوغانستان امروز یک کشوری است که در میان همه کشور های جهان مقام اول را در همه بدی های قابل تصور کمایی کرده است . اوغانستان مقام اول را در تولید و قاچاق هیروئین و چرس دارد ، مقام اول را در فقر و مرض دارد ، مقام اول را در فساد اداری دارد ، مقام اول را مافیا سالاری دارد ، مقام اول را در بی نظمی و بی قانونی و بی ثباتی دارد . اوغانستان در واقع یک کشور بی دولت و بی سر و سامان است که هیچ چیز آن به یک کشور به مفهوم واقعی آن نمی ماند .
یک سکتگی کوتاه در حاکمیت مطلقه ی پشتونی در جریان جنگ ضد روسی رو نما گردید ، اما پس از خروج روسها ، چه هنگامی که طالبان را ساختند و به قدرت رساندند و چه پس از برافتیدن طالبان از قدرت برنامه ای را که دولت پاکستان و امریکا و انگلیس روی دست داشته اند ، این بوده است که حاکمیت مطلقه ی پشتونی را باز سازی و احیا کنند . در هشت یا نو سال گذشته ، با شتاب عجیب در همین راستا کار های چشمگیری انجام شده است و به ظاهر قسمی به نظر می رسد که پروژه ی احیای حاکمیت پشتونی با موفقیت به پیش می رود . اما مساله این است که با تمام این کارها ، هیچ گونه امنیت و ثبات و پیشرفت در اوغانستان پدیدار نشد و وضع به حد نهایی بحرانی و ملتهب و نا امید کننده میباشد . دیدن این وضع باعث شده است که برخی از صاحبنظران و کارشناسان غربی طرح های جالب دیگری را به میان کشند که از آن جمله طرح تجزیه و طرح از میان بردن اوغانستان می باشد .
ما طرح فدرالی ساختن اوغانستان را از سالها به این سو و همچنان طرح انتخابی بودن والی ها و کاهش نظام متمرکز ریاستی را در این پسین ها زیاد شنیده ایم و روی آن ها صحبت کرده ایم . اما باید گفت که طرح های دیگری هم از جانب هموطنان ما پیشکش شده اند . چندی قبل ما شاهد آن بودیم که آقای لطیف پدرام از سپردن بخش های جنوبی اوغانستان به طالبان و ایجاد یک نظام طالبی ( در صورتیکه خواست مردم پشتون همین باشد) در جنوب آشکارا سخن گفت . همچنان ما شاهد بودیم که در رسانه ها ، مساله ای تجزیه ی اوغانستان به دو کشور جداگانه نیز از طرف خود هم میهنان ما مطرح گردید و نقشه هایی را هم که اوغانستان تجزیه شده را نشان می داد در تارنما ها مشاهده کردیم . کسانی هم از وطنداران ما بودند که انحلال اوغانستان را به مثابه یک راه حل رفع بحران منطقه مورد بحث قرار می دادند . اما این طرح ها و نظریه های تجزیه و انحلال ، مورد توجه قرار نمی گرفت .
در چند روز پسین ما دیدیم که یکی از سیاست مداران امریکایی به نام " رابرت بلک ویل " سابق سفیر امریکا در هندوستان ، طرح تجزیه ی اوغانستان به دو کشور را در میان گذاشت و توجه بسیاری از رسانه های همگانی و مردم جهان را به خود جلب کرد . رابرت بلک ویل گفت که جنوب اوغانستان به طالبان داده شود که خودشان در آن حکومت دلخواه خود را تشکیل دهند و کابل و بخش های غرب و شمال و مرکز و نواحی از شرق اوغانستان به صورت یک کشور از جنوب جدا گردد و یک دولت جداگانه داشته باشد .
هنوز گپ بر سر تجزیه اوغانستان بود که چند روز بعد از گفتار آقای ویل ، یکی از روزنامه نگاران امریکایی به نام " جک کلی " در نشریه ی " پتزبورگ پوست گازت " به تاریخ یازده هم جولای 2010 ، طرح نابود کردن اوغانستان را در میان گذاشت !
جک کلی ، در مقاله ای تحت عنوان " اوغانستان را باید نابود کرد " نخست به این مقوله مشهور که " اوغانستان گورستان امپراتوری هاست " اشاره می کند و می نویسد که (( واقعیت این است که اوغانستان " پای پاک دم دروازه ی امپراتوری ها " بوده است . سر زمینی که اکنون اوغانستان خوانده می شود ، توسط اسکندر بزرگ ، کوشانی ها ، ساسانی ها ، چنگیزخان ، تیمور لنگ ، مغول ها و دزد ترکمن نادرشاه و انگلیس ها ، بدون کدام مشکل تسخیر شد . ))
در مقاله آمده است که اوغانستان یک مخلوق استعماری است که توسط انگلیس ها در قرن نوزده هم به حیث یک منطقه ای حایل در میان امپراتوری روسیه و هندوستان تحت تسلط انگلیس ساخته شد. همان طوری که استعمار در افریقا و شرق میانه کشورهایی را به صورت مصنوعی به وجود آورد ، انگلیس مردمان کاملا متفاوت و بیزار از همدیگر را در یک جا با هم انداخت و کشوری به نام اوغانستان را اختراع کرد .
جک کلی اشاره می کند که با وصف موجودیت اقوام مختلفی چون تاجیکان ، هزاره ها ، اوزبیک ها ، ایماق ها ، بلوچ ها ، ترکمن ها و غیره ، که اکثریت مطلق شان به زبان های دیگری غیر از پشتو صحبت می کنند ، انگلیس اوغانستان را به مثابه یک امپراتوری پشتون خلق کرد که توسط گروه های قومی دیگر با بیزاری به سویش نگریسته می شد . نویسنده می گوید که امروز نیز ما همان تلاش انگلیس را ادامه می دهیم و کوشش داریم که یک دولت مرکزی قوی را به دور رئیس جمهور اوغانستان حامد کرزی بسازیم . صرف به دلیل اینکه او یک پشتون هست . ما فکر می کنیم که حامد کرزی به خاطر بی کفایت بودن و فاسد بودنش از محبوبیت برخوردار نیست ، در حالیکه اگر تنها به خاطر همین پشتون بودنش هم که باشد حامد کرزی در میان تاجیک ها ، اوزبیک ها و دیگران محبوبیتی نخواهد داشت .
جک کلی می نویسد که (( با ادامه دادن همان کارهای استعماری انگلیس ، ما بر ضد منافع خود عمل می کنیم . زیرا ، طالبان تقریبا به صورت کل پشتون ها می باشند و " اتحاد شمال" که ما را در بیرون راندن طالبان در سال 2001 کومک کردند تقریبا همه از اقوام دیگر تشکیل شده بودند. )) . بهترین کاری که از نظر نویسنده ی مقاله به نفع همگی است این می باشد که اختراع استعماری ( اوغانستان ) را از میان ببریم و بگذاریم که جمعیت های قومی مختلف به ملت های اصلی خود در ماورای مرزهای کنونی ، از جایی که انگلیس آنها را بریده بود ، باز وصل شوند .
جک کلی ، می افزاید که (( اوغانستان و تاجیکستان 750 مایل مرز مشترک دارند . بگذاریم که هشت میلیون تاجیک های اوغانستان با شش میلیون تاجیک های تاجیکستان که یک مسلمان سیکولار و دوست امریکا برآن حکومت می کند ، وصل گردند.
اوغانستان و ترکمنستان 450 مایل مرز مشترک دارند . بگذاریم که نهصد هزار ترکمن های اوغانستان با 4.9 میلیون ترکمن های ترکمنستان بپیوندند.
اوغانستان و اوزبیکستان 85 مایل مرز مشترک دارند . بگذاریم که 2.5 میلیون اوزبیک اوغانستان با 28 میلیون اوزبیک در اوزبیکستان یکجا شوند.
هرچند که پشتون ها درپیوستن به دیگر پشتون های آن سوی مرز کنترول خود را بر دیگر اقوام از دست می دهند ، اما شاید بسیاری از 13 میلیون پشتون های که در اوغانستان به سر می برند ترجیع دهند که با 27 میلیون پشتون های پاکستان بپیوندند، یا تحت حاکمیت دولت پاکستان و یا به صورت یک دولت جدا گانه ای پشتون . پاکستان خودش هم یک اختراع استعماری انگلیس است که زیر سیطره ی پنجابی ها قرار دارد . ( ا)
در قرن نوزده هم استعمارگری یک تفکر و کردار بد و منفی بود . اینکه ما امروز در قرن بیست و یکم کشورهای مصنوعی و اختراع شده ای استعمار را هنوز هم با همان دلایل و منطق کهنه پاسداری کنیم ، نه تنها که دیوانگی و جنون است بلکه یک کار غیر اخلاقی و شرم آور نیز می باشد . )) .
اینکه نظریه پردازان کشور های دیگر در مورد اوغانستان چه میگویند ، برای ما اهمیت حیاتی ندارد . اما ، مهم این است که حاکمیت و ستم دو صد و شصت ساله ای قومی در اوغانستان و تلاش های شوم و خائنانه ی برتری طلبان و عظمت جویان پشتون در شرایط کنونی ، کشور را واقعا به طرز وحشتناکی به سوی تجزیه و انحلال کشانده اند.
تمام این کشمکش های و جنگ های زرگری که گروه های مختلف پشتونی به راه انداخته اند ، یکی شان تگ می شود و دیگر شان تگمار ، به خاطری است که همه قدرت و حاکمیت و دولت دربست در اختیار شان قرار داده شود و هیچ کسی هم بازخواست نکند که بر سر مردمان دیگر چه بلاها را می آورند . در هشت یا نو سال گذشته تا همین امروز ، هنوز جنگ و جنجال ظاهری در میان خود پشتون ها است و مردمان غیر پشتون در مناطق مختلف اوغانستان ، بدون جنگ زنده گی می کنند ، اما مشکل اصلی و جنگ واقعی هنگامی شروع خواهد شد که حاکمیت پشتون ها قایم شود و نیرو های خارجی خود را کنار کشند . موضوع می ماند در بین پشتون ها و اقوام دیگر که به هیچ صورت و به هیچ قیمت حاضر به پذیرش حاکمیت تک قومی پشتون نمی باشند .
از طرف دیگر ، مردمان غیر پشتون در اوغانستان ، واقعا از درجا زده گی ، جهالت ، سرتنبگی ، واپسگرایی ، تمدن ستیزی ، وحشی گری و دهشت افگنی مردمان قبایلی که رهبری شان به دست گروه های تاریخ زده ای چون طالبان ، حزب گلبدین حکمتیار ، گروه حقانی و اوغان ملتی ها و سورخلقی های نفرین شده است ، بسیار به تنگ آمده اند و کاسه ای صبر شان به لب رسیده است . دو صد و شصت سال مردم در زنجیر تعصب و جهالت قبیله بسته بود ، دیگر کسی نمی خواهد که دو صد سال دیگر منتظر بماند که قبایل به سوی ترقی و تمدن روی آورند و کشور فلاکت زده ی اوغانستان از این وضع شرم آور بیرون گردد و به کاروان کشور های متمدن جهان بپیوندند.
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
سخن کوتاه ، مساله بر سر این است که زنده گی کردن با عزیزان پشتون در یک کشور ، تحت این شرایط غیر منطقی و غیر انسانی ، دیگر برای مردمان غیر پشتون نا ممکن شده است . یا باید برتری جویان و عظمت طلبان پشتون از مرکب شیطان پایین بیایند و دیگر هوای حاکمیت مطلق و یک قومی خود را از سر بدر سازند و با دیگران در چهارچوب یک نظام همه قومی و باز و فدرال گونه زنده گی کنند و تفکر متعجر و تاریخ زده ای پشتونولی و کوچیگری و طالبی خود را برای خود نگهدارند و بگذارند که مردم و کشور به سوی ترقی و بهروزی برود ، یا اینکه اوغانستان به سوی تجزیه و از همپاشیده گی و اضمحلال خواهد رفت .
تاجیک و پشتون و اوزبیک و هزاره و دیگران در صورتی می توانند در کنار هم و در صلح و صفا زنده گی کنند و کشور خود را به سوی شگوفایی ببرند که همگی از حقوق و امتیازات مساوی برخوردار باشند و هیچ قومی احساس محرومیت و سرکوفتگی نکند . با طرح های فاشیستی و کهنه و با بی منطقی های طالبان و اوغان ملتی ها و سورخلقی ها و دیگر هواداران مانیفست " دویمه سقوی " ، اوغانستان از بحران بیرون نخواهد شد . اگر اوغانستان همین امروز در بحران به سر می برد و میلیارد ها دالر پول کومک های خارجی به غارت میرود و هیچ دردی از درد های مردم دوا نگشته است ، اگر اوغانستان به یک کشور بی در و بی دروازه و
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
کاروانسرای خارجی ها تبدیل شده است ، اگر اوغانستان در تولید هیروئین شهره آفاق گشته است ، اگر اوغانستان مرکز دهشت افگنی شده است ، اگر جنگ و مصیبت در اوغانستان پایان نمی یابد ، اگر اوغانستان تجزیه شود و اگر اوغانستان بکلی منحل شود ، مسوولیت عام و تام آن به گردن همان گروه های پشتونی است که از بی منطقی ، لجاجت ، جهالت ، خود بزرگ نگری ، برتری جویی و انحصارکردن حاکمیت سیاسی دست بر نمی دارند و میخواهند که همان بابایی و سرداری و حکمروایی سابق شان احیا گردد و همه مردمان دیگر غلام و رعیت ایشان باشند
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
1 ) ارقامی را که جک کلی در مورد نفوس اقوام مختلف ساکن در اوغانستان می دهد ، قابل اعتماد نیست و بر کدام سرشماری درست و علمی و کامل استوار نمی باشد . در اوغانستان هرگز نفوس شماری درست نشده است و هیچ کس نمی تواند به درستی بگوید که هرقوم در اوغانستان چه تعداد نفوس دارد . به ویژه در قسمت نفوس پشتون ها همیشه دروغ های شاخدار گفته شده است . این یک دروغ بسیار بزرگ و تاریخی است که پشتون ها را به نام قوم " اکثریت " در همه جا تبلیغ کرده اند . اگر فاشیست ها و برتری خواهان پشتون بگذارند که یک سرشماری درست و بیطرفانه و تحت نظارت سازمان های معتبر جهانی در اوغانستان صورت گیرد ، دروغ شاخدار شان برملا می شود و ثابت خواهد شد که نفوس پشتون ها کمتر از تاجیکان است نه بیشتر از آنها . بگذریم از این که تعداد پشتون ها در مقایسه با مجموع نفوس تاجیکان ، هزاره ها ، اوزبیک ها و دیگران ، خیلی کم و ناچیز است . دروغ اکثریت بودن پشتون ها را انگلیس ساخت ، بعد خود شان آن را میلیارد ها بار به تکرار نوشتند و گفتند و بر دیگران قبولاندند که پشتون ها در اوغانستان اکثریت می باشند
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
محترم به امید خراسان زمین خدمت عرض شود ما در صدد نابود کردن اوغان نیستیم اگر حرف از تجزیه میزنیم این حرف نیست که افغانیستان دو قسمت شود هرجای را که اوغان ها در مدد صد سال اخیر غزب کرده ما باید به اوغان بتیم اوغان ها باید ازمناتیق شمال و مناتیق مرکزی و کابل اخراج شود فقت اوغان ها حق چهار ولایت جنوب را داره که از سه صد سال پیش زندگی مکرد دیگر ما نباید یک متر خاک خراسان بزرک را به اوغان بیتیم نا گفته نماند هیج اوغان هم حق زندگی را در کیشور خراسان نداشته باشد و سلام
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره هاـــــــــــــــ سید طاهر نادر ی
من هم لحظه که خبر کشته شدن 3 سرباز برتانیایی را به دست حسین نام شنیدم احساس عجیب من روی داد که این دفعه چرا هزاره ؟
ولی بعدا با پی گیری اخبار های متعدد متوجه تناقصات گزارشات شدم که این هم یک تبلیغات پشتونی است میخواهند تا نام ملت هزاره قهرمان را با نام پشتون های خائین یکجا مخلوط کنند .
ولی کور خوانده ملت هزاره در مجوع فارسی زبانها هوشیار هستند میدانند که در چه زمان چه کار باید انجام شود :
پروپاگاندای طالبان علیه هزاره ها
آیا منظور شما این است که
قتل عام مردم ملکی ، بمباران قرا و قصبات ، همکاری غیر مستقیم با طالبان تنها و تنها احساسات یک اوغان را جریحه دار میسازد ؟