شنبه 30ام نوامبر فستیوالی از سوی جامعه ترک تباران مقیم قزاستان با عنوان "همهی ما یک ترک هستیم" (тубі бір туркіміз) با حضور صدها مهمان برگزار شد.
فستیوال در دانشگاه دولتی تعلیم و تربیه دختران واقع در شهر آلماتی تدویر یافت.
دانشجویان و فعالین فرهنگی از کشور ترکیه، دانشجویان و فعالین قزاقستان، ازبکستان، آذربایجان و از افغانستان هزارهها و ازبکها در این فستیوال حضور گرم و صمیمانهای داشتند.
در این فستیوال، گروههای مشخص هریک با نمایندگی از مردمشان، هنر و آثار فرهنگی خودشان را به نمایش گذاشتند. رقصهای گروپی، اجرای تئاتر و نمایش، نمایش لباس سنتی و ملی، موسیقی و ترانههای ملی، غذای ملی و عمده شئونات ملی هریک از ملیتهای ترکتبار را به نمایش گذاشتند.
جذابیت فستیوال تنها در اجرای بیعیب و نقص اجراکنندگان و گروههای هنری خلاصه نمیشد؛ بلکه فضای خودمانی و صمیمانه و دوستانه مضاف بر حس گرم همتباری میان تُرک، هزاره، قزاق، ازبک، ترکمن، تاتار و...، به جذابیت و گرمی برنامه افزوده بود.
در این فستیوال نمایندگانی از نهادهای مختلف جامعه ترکتبار به شمول احمدبی رئیس انجمن فرهنگی کشورهای ترکتبار شاخه قزاقستان و همینطور دانشجویان و فعالین فرهنگی هزارهها و ازبکهای افغانستان و دانشجویانی از کشورهای ترکتبار، شرکت داشتند.
اجراکنندگان فرهنگ و سنت هزارههای افغانستان با لباس ملی هزارگی و دمبوره، با نمایش زیبا بر چهرههای همهی مهمانان و بخصوص مهمانان ترک، گُلی از شادی و لبخند و رضایتمندی افشاندند.
در دقایق اخیر، ملیتهای ترکتبار هرکدام غذاهای ملیشان را جلو هیئت داوران روی میز چیدند. فستیوال با فریادی از شور و شوق و شادی با عکسهای دستهجمعی و اعطای تقدیرنامه از سوی دانشگاه میزبان به تمام گروههای هنری ترکتباران، پایان یافت.

























نظرات
48 دیدگاهبرق شادی در بازخوانی همتباری
از بسکه ریشه ای خود را به این و آن تبار نسبت دادیم، در اخیر ندانستیم که کی هستیم
و از کجا آمده ایم. در حالیکه
آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم/ یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم.
برق شادی در بازخوانی همتباری
به پیمان خاوری!
باغ بابر را هزاره ها نساخته اند، بلکه به فرمایش بابر توسط مردمان کابل و هندی ها ساخته شده است.
بزرگترین تولید هزاره ها در افغانستان عبارت است از پتک کلوش و همچنان از تایر های کهنه چپلک و دوله چاه میسازند.
اما در زمان حمله چنگیز تمام شهر ها و کتاب خانه ها و دستاورد های علمی شرق و غرب به خاک و خون و نیستی کشانده شد و همه جا را به چراگاه های اسپ های خویش تبدیل کردند. همین بزکشی از باز مانده های چنگیز در افغانستان است.
برق شادی در بازخوانی همتباری
دلم به بیچارگی و این همه حماقت ات می سوزد. سر فرصت پاسخ ات را می دهم.
برق شادی در بازخوانی همتباری
آقای زردشت، هیچکس بر ضد برگزاری اینچنین محافل نیست، ولی سوال درینجاست که به کدام دلیل هزاره هارا ترک میگویید؟ اگر کدام اسناد دارید لطفن بگزارید، تنها به ترک ترک گفتن که نمیشود. به نظر بنده این عقده تاریخی بعضی روشنفکران هزاره است که منجر به چنین ادعا های هوایی میشود.
برق شادی در بازخوانی همتباری
به کامنت 4 دسمبر 2013 شخص بی نام دروغ گو ی ترسو ، ا ز کتاب سوزی کتا ب خانه ها و تخریب آ ثار و بنا
های تاریخی ، وزیرمحمدگل مهمند د ر تورکستا ن ( شما ل ) مملکت هم بنویس از زمین سوزی و تاکستان های با غ
مثمر سوزی و قتل عا م مسلمانان که پشتون نبودند توسط گروه طالبان پشتون صورت گرفته هم بنویس ا زجهالت خود
هم بنویس .
برق شادی در بازخوانی همتباری
به نظر من دوستان نفهمیدند که من چه گفته ام ناحق ونا روا بروی موضع چسپیده اند.
تصویر شماره هفت را که شما هنر میدانید من اورا وکسانیکه طرف دار او هستند شاگردان فروید میدانم وکسانیکه به برهنه کردن بدن میخواهد خود فروشی کند واژه بچه بازی دقیقاً با دخترانیکه رقص می کند یک معنی دارد چه بچه را رقصاندن وچه دختر را رقصاندن هردو استفاده کردن از جنس های مذکر ومونث به صورت تجاوز است.
خواهید قبول کنید وخواهید گوه بخویرد
برق شادی در بازخوانی همتباری
به امید روزی که ترکهای ترکستان شرقی یا همان ترکستان چین، ترکهای آذربایجان ایران، ترک قشقا ئی ایران، ترکهای عراق، ترکهای بلغارستان، ترکهای یونان، ترکهای بوسنی، ترکهای ملداو در این مراسم شرکت کنند. فارسهای ایرانی بعد از به گند کشیدن ایران، میخواهند در افغانستان نفوذ کنند و اینجا را نیز مثل ایران به گند بکشند، یک کشور پیشرفته فارس زبان وجود ندارد، ایران را این فارسها به این روز سیاه کشانده اند. من هم به کشور آذربایجان رفته ام، آن هم زمانی که مسابقات موسیقی یورویژن در این کشور در جریان بود، هم به ترکیه رفتهام که خیابانها مملو از توریستهای اروپا ئی است، هم به قزاقستان رفتهام که کشوری پیشرفته است، و هم به ایران رفتهام که یک مشت آدم خوار در این کشور زندگی میکنند، باور کنید حتی همان مغولستان از این ایران فارس زده بهتر است.
برق شادی در بازخوانی همتباری
مجاهد تاتار تو یک آخوند هستی، تاتار مگه از جونش خسته شده که تاتارستان را رها کند و به مرکز گند بیاید، تو یا یک آخوند هستی یا یک فارس ایرانی که از پیشرفت جهان ترک هر روز نماز وحشت میخوانی.
برق شادی در بازخوانی همتباری
اتروسکها سازندگان تمدن روم و یونان باستان
ترک های اتروسک,
در مطالعه تاریخ از منابع مختلف، انسان گاه به مطالب جالبی بر می خورد که هم باعث تعجب است، هم گاه باعث شادی و لذت. تاریخ نویسان غربی در تمام کتاب های خود شروع تمدن را، با آنکه گوشه ی چشمی به سومری ها داشتند ، اروپا، و بخصوص یونان می دانستند و در تمام کتاب های تاریخی خود با افتخار به آن اشاره میکردند. بعد از یونانی ها ادامه ی تمدن غرب را در روم باستان جستجو کرده، و دیگر ملل را بربر خطاب نموده، سهمی از پیشرفت بشریت را برای آنها در نظر نمی گرفتند. با اینکه قرنها کتابهای دانشمندان ملل مسلمان را در دانشگاه هایشان تدریس کرده و از پیشرفت های علمی آنها استفاده میکردند با غروری کاذب خود را از نظر علمی بالاتر می دانستند. تاریخی که برای ملل مختلف تنظیم کرده بودند بر پایه برتری ملل غرب بر ملل بقول آنها عقب مانده شرق بوده است. چون بسیاری از بررسی ها عکس آنرا نشان می داد با اختراع ایده هندو اروپائی ریشه ی آسیائی بسیاری از اقوام را به خود نسبت دادند. وقتی تمدنی در ناحیه اروپا با ریشه شرقی یافت می شد و با مدارک تاریخی، می بایست آنرا به شرق مربوط می کردند با ادعای اسرار آمیز بودن، سعی می کردند نگذارند ریشه ی شرقی آن تمدن بر همگان ثابت شود ولی تا کی میتوان چنین کرد!؟
پیش از پیدایش روم باستان در ناحیه شمال غربی سرزمین فعلی ایتالیا حکومت بسیار پیشرفته ای بود که آنرا حکومت اتروسک ها و سرزمین شان را "اتروریا" می نامیدند. آنها از هزاران سال پیش تمدن بسیار درخشانی را پایه ریزی نموده بودند، که در ، هنر، علوم ریاضی، مهندسی، فلزشناسی، نقاشی، مجسمه سازی، ساختمان، آبشناسی و سایر علوم پیشرفت قابل توجه ای پیدا کرده بودند.
شهر باستانی اتروسک ها
اتروسک ها در هزاره اول قبل از میلاد در قسمت شمال غربی شبه جزیره اپونین (ایتالیا فعلی) زندگی می کردند . حکومت آنها از شمال و جنوب رودخانه ی تیبر و در شرق تا دریای آدریاتیک گسترش داشت. اتروسک ها که بوسیله یونانی ها به اسم "تیرن"شناخته میشدند تمدن بسیار پیشرفته ای داشتند (در ایران باستان ترک ها را "تور" و سرزمین آنها را "توران"مینامیدند. در یونانی توران را" تیرن" می نامیدند). آنها در توسعه ی فرهنگی رم و ایتالیا بطور گسترده ای دخالت داشتند. ولی بعلت تعداد کم خود بتدریج در بین اقوام "لاتینو-روم" حل شدند.
تحقیقات زیادی در مورد اینکه اتروسک ها که بودند؟ چه زبانی داشتند؟ از کجا آمده بودند؟ چگونه چنان تمدنی را بوجود آورده اند؟ شده است. محققین اروپائی در ابتدا آنها را از نژاد هند و اروپائی فرض کردند. زبان آنها را به نحوی غیر اصولی رمز گشائی نمودند. بعدها زبان آنها را جزو زبان های وابسته به زبان های هند و اروپائی، ولی از نوع خاص معرفی کردند. عده ای از محققین آنرا جزو زبان هائی که به هیچ یک از زبان ها وابسته نیست، یافتند. بسیاری از تاریخ دانان در صحبت از اتروسک ها از کلمه ی قوم اسرار آمیز استفاده کردند. بالاخره در بین محققین کسانی پیدا شدند که واقع گرا تر بودند. در زیر مطالبی از کتاب" ریشه ی ترک ها و تاتارها "، اثر آقای میرفاتح زکیف تاریخ دان و استاد دانشگاه غازان در روسیه فعلی می آورم.
" و. براندن اشتاین" برای مدت های طولانی در مورد ریشه اتروسک ها مطالعه نمود. با در نظر گرفتن پیش کسوت های او می توان براندن اشتاین را حامی نظریه شرقی بودن ریشه اتروسک ها دانست. او آثار زبان های هند و اروپائی در زبان اتروسکها را در نتیجه ی تاثیر زبان های هند و اروپائی بر آن زبان می دانست. "او در این زبان ریشه ی ترکی را کشف کرد". و به این نتیجه رسید که اجداد اتروسک ها در هزاره دوم قبل از میلاد در آسیای مرکزی می زیسته اند. از آنجا، آنها به قسمت شمال شرقی آسیای صغیر مهاجرت کرده، و از دامداری به راهزنی دریائی روی آوردند. آقای و. براندن اشتاین، مهاجرت اتروسک ها به ایتالیا را سالهای 900-800 قبل از میلاد در نظر می گیرد. (نمیرفسکی ا. ای، 1983، 13 ). البته باید قبول کرد که آقای براندن اشتاین بعلت فشار دانشمندان ایتالیائی که می خواستند، حتی از نظر زبان هم جزو اخلاف اتروسک ها باقی بمانند، نظریه ی خود را پس گرفت.
آقای ا. ای. نمیروفسکی نتیجه گیری کرده است که زبان اتروسکی، به هیچکدام از گروه های مختلف زبانها ارتباطی ندارد و زبان مستقل غیر هند و اروپائی است.
آقای سلیمانوف در کتاب خود به نام "زبان سنگ نبشته ها"، در بررسی ریشه شناسی کلمات مربوط به زبان اتروسکی ، به این نتیجه رسیده است که در فدراسیون اتروسک ها ، سنگ نبشته های اتروسک ها، به زبان تمام مللی که در آن فدراسیون زندگی می کرده اند نوشته دارد.
آقای ف. لطیپوف (لطیپوف، 1994)، تلاش موفقیت آمیزی در کشف رمز از سنگ نبشته های اتروسک ها با استفاده از زبان ترکی باستان داشت. ایشان عقیده داشتند که زبان اتروسک ها یک زبان ماقبل ترکی است. این ایده بنظر کمی عجولانه است. بنظر می رسد که این زبان، زبان ترکی در حال حل شدن در زبان رومی است. دانشمند ترک شناس، آقای کاظم میرشان هم، زبان اتروسکی را با زبان ترکی مرتبط می داند، ولی در عین حال اعتقاد دارد که در نتیجه ی تاثیر زبان رومی انحراف زیادی از زبان معمولی ترکی پیدا کرده است.
در مورد ارتباط زبان اتروسک ها با ترکی تحقیقات دانشمند ترک- تاتار بنام ادیلیا ایدا، باعث ایجاد علاقمندی زیادی می شود. او فرزند دانشمند دیپلمات معروف تاتار آقای صدری مقصودی است. او هم مثل پدرش از دانشگاه سوربن در فرانسه فارغ التحصیل شده است. او یک دیپلمات شناخته شده ترکیه شد که در رم بصورت سفیر ترکیه در ایتالیا مشغول به کار گردید.
برق شادی در بازخوانی همتباری
کتیبه های ترکی اتروسکی -ترجمه شده با الفبای رونی ترکی
او تحت تاثیر عقاید پدرش ، که احساس می کرد، زبان اتروسکی با زبان ترکی ارتباط دارد( و در ان مورد تحقیقات گسترده ای را شروع کرد ، که مرگ زودرس مانع از ادامه ی آن شد. او در عرض سه سال تمام منابع مربوط به اتروسک ها را مطالعه کرد. و در سال 1971 کتابی به زبان فرانسوی با عنوان "ایا اتروسک ها ترک هستند "منتشر کرد. از آن سال تا 16 سال خانم ادیلیا ایدا با جدیت تمام روی این موضوع کار کرد ، و در سال 1985 کتابی تحت عنوان "اتروسک ها ترک بودند" چاپ کرد.
او اتروسک ها را قوم ماقبل ترک معرفی کرد. این عقیده ی ایشان توسط دانشمندان انگلیسی، فرانسوی، و اطریشی، به نام های ، ایساک تیلور، بارون کاررا- دی- ووک، و ویلهلم برندن اشتاین(ادیلیا ایدا، 1992، 11) تأئید شده است.
زبان اتروسک ها، در مرحله ای که مورد مطالعه قرار گرفته، یک زبان ترکی معمولی از نوع اغوز –قبچاق نبود. آن زبان تحت تاثیر تعدادی از زبان های اروپائی غربی، از زبان اصلی ترکی بمقدار زیادی انحراف پیدا کرده و تغییر یافته بود. در ضمن زبان ماقبل ترک (پیرا ترک) هم نبوده است ، زیرا از زبان اتروسک زبانی منشعب نشده است. ولی در هزاره ی دوم قبل از میلاد انحراف شدیدی نسبت به زبان ترکی عادی پیدا کرده است.
مطالبی که در بالا و از کتاب آقای زکیف، به آن اشاره شد بیشتر برای این بود که بگوئیم اصولا اروپائی ها در مورد قبول ریشه ی ترکی و یا شرقی تمدنشان، مقاومت نشان می دهند. ولی در نهایت نمی توانند مدارک تاریخی را تا ابد مخفی نگهدارند. و در جائی مجبور به قبول واقعیت می شوند. همانطور که در مورد تاریخ اتروسک ها اتفاق افتاد.
مطالبی که در زیر ترجمه می کنم مربوط به تئوری آقای" گرازیانو بوچولینو" محقق و اتروسک شناس ایتالیائی است که ریشه اتروسک ها را از شرق میداند.
عقیده من در مورد ریشه تمدن اتروسک ها
نوشته: گرازیانو بوچولین
●ترجمه: دکتر رحمت قاضیانی
حالا، تصمیم دارم که عقیده خود را در مورد ریشه فرهنگ اتروسک ها گزارش کنم. این اعتقاد یا تئوری جدید، در طول مطالعات من در محل مونتوولو(کوهی در شمال و مرکز ایتالیا که آثاری از اتروسک ها در آن پیدا شده است:مترجم)، احتمالا معبد اصلی، و یا ناف دنیای اتروسک ها که هنوز برای دانشمندان ناشناخته است به بلوغ رسید و شکل گرفت. علاوه بر این، تحقیقات من باعث شده است که علائم باستانی، مثل سنگ بیضی شکل، و صلیب، بعنوان یکی از علائم اولیه ی دین اتروسک ها کشف شود (اینها علائمی هستند که در دین مسیحیان بعنوان علائم مذهبی استفاده می شوند. مترجم). من فکر می کنم که اطلاعات من روشنائی جدیدی به تحقیقات مربوط به اتروسک ها می دهد و به تئوری من استحکام بیشتری ببخشد.
من فکر می کنم، اسرار این ملت، بیشتر بعلت این است که امپراطور" تیبریوس کلاودیوس"، در سالهای اولیه رواج دین جدید مسیحیت در غرب، احتمالا برای حفظ دین جدید بسیاری از آثار فرهنگی، مثل 20 جلد تاریخ نوشته شده ی اتروسک ها، آثار بسیاری از معاصران آنها و بسیاری از آثار ادبی اتروسک ها را نابود کرده است. دلیل این ادعا نوشته های "تئودوسیو" (391-392 بعد از میلاد) است که از وجود چنین آثاری یاد کرده است . ولی تاریخ دانان تا کنون با حسن نیت ادعا کرده اند که متاسفانه هیچ اثری از آن نوشته ها یا آثار همدوره های آنها در مورد اتروسک ها باقی نمانده، و یا از بین رفته است.
وقتی ما در مورد اتروسک ها صحبت می کنیم اغلب از کلمه ی" تمدن اسرار امیز اتروسک ها" که ریشه تمدن آنها برای محققین و دانشمندان نامشخص است صحبت می کنیم. از طرف دیگر، بسیاری از اتروسک شناسان این ادعا را بی پایه می دانند.
کتیبه ای مشهور اتروسکی نوشته شده با طمغای تر
امروزه سه نوع فرضیه مخالف هم در مورد ریشه اتروسک ها وجود دارد. فرضیه اول ریشه شرقی اتروسک ها است که اولین بار توسط هرودوت مطرح شده و توسط بسیاری از معاصران و دانشمندان بعد از او تائید شده است. در حال حاضر این تئوری توسط بسیاری از دانشمندان غیر ایتالیائی تائید شده است. در مقابل، فرضیه دیگری وجود دارد که ابتدا توسط "لی ویو"، با احتمال ریشه ی شمالی برای اتروسکها، که قبایل رتی و وینتی، میتوانند اخلاف آنها باشند مطرح شده است. این فرضیه توسط تاریخدانان معاصر رد شده است. سپس تئوری منطقه ای بودن ریشه اتروسک ها توسط ، "دیوسینیوس" از هالیکارنوس، چهار قرن بعد از هرودوت مطرح شده، و ان تنها صدای مخالف در قرون گذشته است که احتمالا علت ایدئولوژیک داشته است. این ایده در سال 1942 توسط "ماسینو پالاتینو" بازسازی شده است. او با هدف حذف بحث در مورد ریشه اتروسک ها، آنرا مطرح کرده است، ولی این بحث را پیش کشیده که اتروسک ها فقط در محدوده ی" اتروریا" رشد کرده اند.
من فکر می کنم این ابداعات ایتالیائی ها، فقط مشخص شدن ریشه اتروسک ها را به تاخیر بیندازد. زیرا تمدن فوق نمیتواند فقط در محدوده ی اتروسک ها با ارتباط اقتصادی بسیار کم با شرق و یا ارتباط با تعداد کم مهاجرین از شرق، که در زمانهای بسیار قدیمی به منطقه آمده اند ایجاد شده باشد. بعلاوه، با دانستن اینکه بعد از اعلام این نظریه توسط پالاتینو بوسیله "هوئه پلی" در یک مجموعه چاپ و به موسولینی اهدا شد می توانیم نتیجه بگیریم که برای تحریکات احساسی و بزرگ نمائی تمدن درخشان روم باستان این فرضیه ایجاد شده است. او با این کار طرز فکر بخصوصی را بوجود آورد که هنوز هم بعضی از تاریخ دانان ایتالیائی دنباله رو آن هستند. بهرحال، خواندن کتاب اخیر" م. توره لی"، که از پیروان پالاتینو است این احساس را بوجود می آورد که تئوری پالاتینو به سوی تئوری شرقی بودن ریشه اتروسک ها تمایل پیدا می کند. در واقع توره لی می گوید که، "آمدن یک گروه از افراد با تمدن بالا، و هم زبان با اتروسک ها، باعث پیشرفت آنها شده است، ولی برای آقای توره لی آمدن این مهاجرین یک مسئله ی جانبی است. شخصا من فکر می کنم که تئوری های فوق وقتی درست است که بطور کلی در نظر گرفته شود. بعبارت دیگر، باید گفت که گروهی که تمدن اتروسک را بوجود آورده اند، مردمانی با ریشه ی شرقی و متاثر از تمدن آناطولی و بین النهرین، بوده اند. در دوره ی برنز آنها بتدریج از طرف شمال، احتمالا از طرف رودخانه ی دانوب، و بعدا از طریق رودخانه ی پو و رنو و گذشتن از دریای آدریاتیک، و در نهایت با گذشتن از دریای " تیره نیان" و دریای مدیترانه ی شرقی، در طی چندین قرن به ایتالیا وارد شده اند. به روشنی می توان گفت که تمدن این گروه مهاجر در غنای سرزمین جنوب رودخانه ی" پو" که بعدا "اتروریا" نامیده شده، رشد کرده است. بنابراین اگر این نظر درست باشد نمی توان ریشه ی این تمدن را ایتالیائی نامید بلکه تمدنی با ریشه ی شرقی خواهد بود. بعلاوه، وقتی ما از تمدن اتروسک ها صحبت میکنیم، بهتر این است که از ریشه ی تمدن پیشرفته ی آنها در مقابل تمدن ابتدائی دیگر مردمان ایتالیائی آن زمان صحبت بکنیم. از طرف دیگر دلیلی بر مهاجرت گسترده ی مردم در منطقه ی اتروسک مثل آنچه در جنوب ایتالیا توسط یونانی ها شده است وجود ندارد، بلکه بیشتر بنظر می آید که گروه های کمی از مردم با تمدن مشابه، احتمالا از ریشه ی مردم آناطولی(قبل از تسلط هلنی ها بر یونان و آناطولی، ساکنین آن مناطق را تیرن و یا پلاسگی ین خطاب می کردند، که آنها هم ریشه شرقی داشته اند و در واقع تمدن یونانی دنباله تمدن اژه ای این اقوام است:مترجم) و یا از بین النهرین بتدریج به آنجا مهاجرت کرده اند. در زیر من به علل و دلایلی که به این مهاجرت های تدریجی ختم شده است می پردازم.
احتمالا، این مهاجرت ها درست بعد از پایان دوره مفرغ در زمانی که انسان های کمی در ایتالیا زندگی می کردند، اتفاق افتاده است. بهرحال برجستگی آنها از نظر علمی باعث شده است که قدرت برتر در آن ناحیه باشند. بعد از قرنها در ابتدای دوره آهن، این فرهنگ به نام" فرهنگ میلانو وین"نامیده می شد، و آن قسمتی از دشت پادانا و مرکز ایتالیا را در میان می گرفت. در نتیجه با مهاجرت تدریجی و اصولی تر مردمانی با همان زبان و فرهنگ شرقی از همان ناحیه قبلی و از ناحیه جنوب، فرهنگی که به نام "ویلانو وین" نامیده می شد، به تمدن پیشرفته تری بنام "تمدن اتروسک" تبدیل شد.