رفتن به محتوای اصلی
حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

نشر نخست در کابل پرس?: جمعه 2 نوامبر 2012,
کابل پرس: روز یکم نوامبر برابر است با سالروز کشته شدن حبیب الله کلکانی. او در ماه نخست سال 1929 میلادی با شورش بر ارتش امان الله خان، قدرت را در ارگ کابل بدست گرفت و پادشاهی چند ماهه ی خود را آغاز نمود. در چند ماه پادشاهی وی، جنگ های سختی با ارتش امان الله خان و ژنرال وی محمد نادر (پادشاه پس از حبیب الله کلکانی) نمود.

خبر
ایونینگ پست 28 فبروری 1929: درگیری نیروهای امان الله و حیبب الله کلکانی در میدان

محمد نادر (متولد منطقه ی دهرادون در شمال هند فعلی) هزاران تن از افراد قبایلی را از نقاط مختلف پشتونستان از جمله وزیرستان فعلی بسیج کرده بود تا ارگ کابل را از چنگ حبیب الله کلکانی خارج کند. حبیب الله کلکانی که در ابتدای شورش حمایت قبایلی چون شینوار را علیه امان الله داشت، نتوانست از حمایت آنان برای محافظت از ارگ استفاده ای کند و پس از محاصره ی ارگ توسط ارتش قبایلی نادر و برادرش، در ماه اکتبر سال 1929، از کابل خارج شد.

خبر
ایونینگ پست 10 اکتبر 1929: تسخیر کابل و جلال آباد توسط نیروهای قبایلی و ناپدید شدن حبیب الله کلکانی

نادر بلافاصله پس از اشغال ارگ و به تبع آن کابل، پادشاهی خود را رسما اعلام نمود و دستور حمله به مناطق شمال کابل که به شمالی معروف است را صادر نمود. در ابتدا محمد نادر با امضایی بر جلدی از کتاب قرآن اعلام کرد که حبیب الله کلکانی را در صورت تسلیم شدن می بخشد، اما پس از تسلیم شدن وی، در ابتدای ماه نوامبر همان سال 1929 اعدام شد.

خبر
اوکلند استار 5 نوامبر 1929: اعدام حبیب الله کلکانی و همراهانش توسط مدان قبیله ای جنوب

پس از اعدام حبیب الله کلکانی و جمعی از یارانش، حملات ارتش قبایلی بر مناطق شمال افزایش چشمگیر یافت و دور تازه ای از کشتار، غصب زمین و غارت و جنایت را آغاز کردند. محمد نادر نیز چهار سال بعد یعنی در ماه نوامبر 1933 توسط جوان دانش آموز، عبدالخالق خان هزاره کشته و طومار دیکتاتور در هم پیچیده شد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

46 دیدگاه
بیدار- قره باغ

حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

باعرض سلام: حبیب الله کلکانی مرد شجاع وبا انگیزه ودرعین حال ساده لوح روستایی بود درمقابل ملاها خیلی فروتن ودستگیر قشرضعیف جامعه بود. همینکه چند نفرملاتوسط انگلیسها آمدند وبه اینجوان ساده لوح وخونگرم گفتند که ما خواب دیدیم که چهاریار پیامبر کمرت را بستند قیام کن پادشاهی امان الله راسرنگون کن که لاتی شده . این مرد ساده لوح قبول کرد وشروع به تحرکات علیه حکومت امان الله خان کرد واین قیام توسط مردم گردیز وپکتیا نیز همراهی میشد بعد از سرنگونی حکومت امانی ارگ بدست روستایی ها افتاد وهمه مردم افغانستان بیعت خودرا از خادم دین رسول الله اعلام کردند اما افسوس که تجربه پادشاهی را نداشتند ونمیتوانست از تار رفاقت بگذرد وتوسط انسانهای نادانی که درکنارش بودند چوروچپاول آغاز شد دقیقا مانند دوران ربانی ومسعود هر دوست ورفیق حبیب الله که سندی را میاوردند برای مهر وتاپه چون حبیب الله خان سواد نداشت بپاس رفاقت بدون خواندن مهر میزد اینجابود که مردم متوجه وخامت اوضاع شدند ومردم شروع به شورش کردند . مردم آنزمان اینقدر شعورداشتند که فورا جلو حادثه را گرفتند ونگذاشتند چوروچپاول از حد بگذرد اما مسعود وربانی دیگر همکارانشان افغانستان را تباه کردند خیلی ها هنوزهم اطلاع ندارند . به هر حال ربانی ومسعود که به جزای خود رسیدند . اما همقطارانشان که فعلااز دین خارج شدند ومرتد شدند را هم خیلیها نمیدانند . درحالیکه قران باصراحت بیان میدارد که همکاری با کافر ومرتد کفر است . پناه میبرم به خدا از شر منافقین ومرتدین درلباس مجاهد . والسلام

پرویز "بهمن"

حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

به هر حال ربانی ومسعود که به جزای خود رسیدند . اما همقطارانشان که فعلااز دین خارج شدند ومرتد شدند را هم خیلیها نمیدانند . درحالیکه قران باصراحت بیان میدارد که همکاری با کافر ومرتد کفر است . پناه میبرم به خدا از شر منافقین ومرتدین درلباس مجاهد . والسلام
بیدار جان قره باغ!
مثلیکه این شعر را نشنیده ایی که:
مه صدقه شوم خدارا
یک بام ودوهوارا
همکاری با کفر اول ازکشور پاکستان علیه طلبه های کرام آغاز شد وتا حال هم همین همکاری درتسلیم نمودن اعراب القاعده وطالبان به امریکا ادامه دارد ودرعین زمان همین رهبران مجاهد و مسلمان تو مانند ملاعمر کور وگلبدین جان هم از آخور همان همکاران کفر یعنی آی اس آی نان میخورند. مگر تا حالا اینقدر ملا ومولوی پاکستانی چرا قرآن خودت را نخوانده اند تا به مرتد بودن نظام پاکستان فتوا میدادند؟ کی ها درلباس اسلام علیه اسلام عمل کرده است؟ ربانی ومسعود ویا ملاعمر کور وگلبدین مفعول یا هم ملاها وعلمای دینی پاکستان؟
آیا برای مسعود تنها همین افتخار کافی نیست که به تنهایی اش تا دم مرگ با مسلمان نماهای مانند پیروان جاهل اوغان ملاعمر وعلمای دیوبندی لر وبر پاکستانی وانگلیسی وچچینی وعربی جنگید؟ چگونه میتوانی که تاریخ را مسخ کنی؟ آیا حافظهء خودت را از دست داده ایی ویا اینکه به حافظهء تاریخ میخواهی بخندی؟
با احترام
پرویز بهمن

پرویز "بهمن"

حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

بیدار جان خواب آلود میفرماید:
واین قیام توسط مردم گردیز وپکتیا نیز همراهی میشد بعد از سرنگونی حکومت امانی ارگ بدست روستایی ها افتاد وهمه مردم افغانستان بیعت خودرا از خادم دین رسول الله اعلام کردند اما افسوس که تجربه پادشاهی را نداشتند ونمیتوانست از تار رفاقت بگذرد وتوسط انسانهای نادانی که درکنارش بودند چوروچپاول آغاز شد دقیقا مانند دوران ربانی ومسعود هر دوست ورفیق حبیب الله که سندی را میاوردند برای مهر وتاپه چون حبیب الله خان سواد نداشت بپاس رفاقت بدون خواندن مهر میزد اینجابود که مردم متوجه وخامت اوضاع شدند ومردم شروع به شورش کردند . مردم آنزمان اینقدر شعورداشتند که فورا جلو حادثه را گرفتند ونگذاشتند چوروچپاول از حد بگذرد اما مسعود وربانی دیگر همکارانشان افغانستان را تباه کردند خیلی ها هنوزهم اطلاع ندارند
اول اینکه خود این عبارات جعلی وساختگی است که درهیچ یک ازکتب تاریخ نیامده است که گویا هرکسی نزد حبیب الله میامد وحبیب الله خادم دین رسول الله به هر ورق مهر وتاپه میزد واز سخن رفقای خود نمی افتاد، این جملات را ازنظر بدیع وبیان مدح ذم میگویند که درعین تعریف وتوصیف شخصی را بدون سند به باد ناسزا بگیری، درهرحالیکه حتی دشمن ترین تاریخ نگاران وتاریخ نویسان این را تائید کرده اند که : درکابینهء خادم دین رسول الله اشخاصی زبده وبرجسته وبا سواد به سویهء حفاظ قرآن، میرزاهای باسوادی درحد پدر زنده یاد عبدالحق واله واستاد خلیلی وجود داشتند که هیچگاهی کار های خلاف اصول ومقررات اداری از قلم شان سرنمی زد.
دوم اینکه این آقا فرموده که مردم آنقدر شعور داشتند که جلو حادثه را بگیرند پرسش این است کدام مردم؟
آیا قبایل جاجی ومنگل که شهر کابل را تا یک هفته چور وچپاول میکردند جلو کدام تراژیدی را گرفتند؟ آیا قبایل منگلی و وزیر آنطرف مرز هند بریتانوی که مادران ومادر کلانهای محترم بیدار را ازقره باغ ودیگر مناطق کوهدامن به زور به پکتیا بردند وازآنها موجوداتی مانند محترم بیدار به زور وجبر بدنیا آوردند کدام مردم بودند؟
جوابش با محترم بیدار است.
با احترام
پرویز بهمن

فرح

حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

حبیب الله کلکانی بچه سقو . مانند احمد شاه مسعود لوده بود هیچ وقت در بیشرفت ترقی فکر نمیکرد تنها در فکر شکم بود . قسمیکه میگفت (برین بلو چلو بخورین متب یعنی مکتب به درد نمیخورد . درس بدرد نمیخورد . امروز علت بیسوادی مردم سمت شمال یعنی دزد های شمال تا فعلا بیسواد است

عبدالشکور واقف

حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

سلام دوست هایی نازنین
یک چیز باید به یاد داشت که طرفداری از دزد دزد میکند بچه سقاو یک دزد و خاین ملی بود از اینکه امان الله ایشان را مسلح نمود و دوباره در نبود شاه امان الله خان ناجوان مردانه کودتاه نمود.
و دیگر اینکه من خودم یک تاجک هستم پشتون تاجک ازبک هزاره و دیګر اقوام که در افغانستان زیست میکنند یک افغان هستند و دیګر اینکه برای مسلمان قوم پرستی اجازه داده نشده است. از خود ایران پرست نه از خود خدا پرست جور کنید.
حقبین و حق ګو باشید.

توریالی

حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

شهید امیر حبیب الله کلکانی یک قهرمان پرورش یافته در باغهای انگور شمالی بود که نظام سیکولار (ضد دین)امان الله خان را سقوط داد.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 46 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس