رفتن به محتوای اصلی
پایان وزارت وزیر طالب

پایان وزارت وزیر طالب

کریم خرم در مدتی که وزارت فرهنگ را بر عهده داشت، اقدامات برنامه ریزی شده ای را علیه آزادی بیان، فرهنگ و زبان روی دست گرفته بود. در دوره ی او، وزارت فرهنگ تبديل به یکی از دشمنان اصلی آزادی بیان در افغانستان شده بود.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

کريم خرم ديگر وزیر فرهنگ افغانستان نیست. لطفا امضا نکنید.

اين درخواست در تاریخ دوازدهم فبروری سال 2008 فعال شده بود تا نويسندگان، روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان آن را امضا کنند.

برای برکناری و اخراج کريم خرم از وزارت اطلاعات و فرهنگ امضا کنيد!

ما امضا کنندگان اين نامه، آقای کريم خرم وزير اطلاعات و فرهنگ را يک شخصيت ضد فرهنگی می دانيم و خواستار اخراج او از وزارت اطلاعات و فرهنگ هستيم.

از ماه اسد سال 1385 که کريم خرم بر مسند وزارت اطلاعات و فرهنگ به عنوان وزير تکيه زد، اقدامات مشخصی را عليه فرهنگ، آزادی بيان، رسانه ها و روزنامه نگاران روی دست گرفت. اين اقدامات مشخص، کاملا خلاف قانون اساسی، قانون رسانه های همگانی و وظايف کاری وزارت اطلاعات و فرهنگ می باشد. از اقدامات غير قانونی و ضد فرهنگی کريم خرم می توان به موارد زير اشاره کرد:

1: کريم خرم در هنگام انتخاب به عنوان وزير اطلاعات و فرهنگ قول داد که به رسانه های آزاد کمک کند اما تاکنون هيچ کمکی به رسانه های آزاد نکرده و در بسا موارد عليه رسانه های آزاد اقدام کرده است.

2: کريم خرم نخستين بار پس از رسيدن به مقام وزارت، انديشه ی ارتجاعی خود را با تاختن به دختران عکاسی که می خواستند از او عکس بگيرند، به نمايش گذاشت. اين اقدام وزير فرهنگ که در موسسه ی فرهنگی آينه در شهر کابل روی داد، باعث خشم هنرمندان، نويسندگان و روزنامه نگاران کشور شد.

3: در تالار بين المللی مطبوعات که افراد، سازمان ها و نهادها فرهنگی و سياسی با انديشه های گوناگون می توانستند، برنامه های ويژه خود را در آنجا برگزار کنند، تدابير سختی روی دست گرفته شد که اکنون تنها مقامات دولتی و افراد و نهادهای وابسته به خط فکری آقای کريم خرم اجازه ی برگزاری برنامه های خود را دارند. کريم خرم در اقدامی ديگر، ترکيب تالار بين المللی مطبوعات را بر هم زده و تصاوير چهره های تاريخی کشور را از اين تالار جمع آوری کرد.

4: وزير فرهنگ به مانند فرماندهان نظامی، با يک گروه مسلح به مقر راديو و تلويزيون ملی حمله کرده و علاوه بر تهديد، اقدام به اخراج تعداد زيادی از خبرنگاران و گزارشگران اين راديو و تلويزيون کرد. او همچنين افراد وابسته به خط فکری خود را در راديو و تلويزيون ملی گمارد و خط نشراتی اين رسانه را تغيير داد.

5: رسانه های آزاد بجای دريافت کمک های وزير فرهنگ که در شورای ملی و هنگام رای گرفتن قول آن را داده بود، هر چند وقت يکبار، نامه های رسمی با امضای وزير دريافت می کنند که به شکل های مختلف و کاملا خلاف قانون رسانه های همگانی و قانون اساسی، سانسور و محدوديت در نشرات سفارش می شود.

6: آقای کريم خرم، بارها در نشست های خود با مديران رسانه ها، عليه آزادی بيان سخن گفته که اسناد آن بصورت شنيداری و ديداری موجود می باشد.

7: بر اساس قانون رسانه های همگانی، هيچ نهاد امنيتی نمی تواند اقدام به تعقيب و يا بازداشت روزنامه نگاران کند و وزارت فرهنگ به عنوان نهاد دولتی کشور وظيفه دارد از آزادی بيان و حقوق خبرنگاران دفاع کند. بر اساس قانون تنها کميسيون بررسی تخطی های رسانه ای وظيفه ی رسيدگی به جرايم مطبوعاتی را دارد که رييس اين کميسيون اکنون آقای کريم خرم می باشد. وزارت فرهنگ و کميسيون بررسی تخطی های رسانه ای نسبت به بازداشت و زندانی شدن تعدادی از خبرنگاران سکوت اختيار کرده و يا به صورت رسمی از مداخله در پرونده خودداری کرده است. برای نمونه می توان به خبرنگار جوان تواب نيازی اشاره کرد که ماه ها در زندان بسر برد و پس از آزادی نيز، به گزارش فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران، همچنان تهديد به مرگ می شود. درباره ی پرونده ی پرويز کامبخش که توسط يک دادگاه در ولايت بلخ، به اعدام محکوم شده است، وزارت اطلاعات و فرهنگ، رسما در بيانيه ای از بررسی پرونده و درخواست ارجاع آن به کميسيون بررسی تخطی های رسانه ای خودداری کرد.

8: در کابل و ولايات، مراکز فروش روزنامه ها و ساير نشريات وجود ندارد و يا بسيار محدود می باشد. برای نمونه در شهر کابل فقط در چهارراهی ملک اصغر می توان نشريات مختلف را خريداری کرد.

9: با بررسی دقيق و همه جانبه ی وضعيت مالی وزارت فرهنگ، می توان به مواردی برخورد که دارايی های همگانی تلف شده و زيان مالی در پی داشته است. برای نمونه می توان به وضعيت چاپخانه ی آزادی در ولايت هرات اشاره کرد که عملا با ورشکستگی مواجه می باشد.

10: وزير فرهنگ و تيم همراهان که با ايشان به وزارت فرهنگ آمده اند، اقدامات مشخصی را عليه توسعه و رشد زبان فارسی و زبان پشتو روی دست گرفته اند. فارسی ستيزی آشکار آقای کريم خرم و تيم همراه، باعث شکاف بين فرهنگيان فارسی زبان و پشتو زبان شده است. اقدامات مغرضانه ی او و تيم همراه عليه توسعه و رشد زبان فارسی و محدود کردن رسانه ها و خبرنگاران در استفاده از کلمات زيبا و رسای فارسی، نه تنها باعث خشم نويسندگان و روزنامه نگاران شده، بلکه خشم ساير قشرهای جامعه را نيز در پی داشته است. سياست مغرضانه ی وزارت فرهنگ در اين زمينه به بهانه ی توسعه ی زبان پشتو صورت می گيرد، در حاليکه کاملا نتايج عکس داشته است و ادامه ی اين سياست می تواند به انزوای زبان پشتو ميان فارسی زبانان بيانجامد. مساوی دانستن استفاده از کلمات زيبا و رسای فارسی با کفر و ضد اسلام بودن، نشانه ای از بی سوادی وزير و نگاه مغرضانه ی وی می باشد. در کنار اين وزارت فرهنگ، هيچ اقدامی را برای حفظ و توسعه ی زبان های بومی ديگر در افغانستان انجام نداده است.

11: وزارت فرهنگ به عنوان نهاد دولتی وظيفه دارد تا در تمام بخش های فرهنگی و هنری گام های مثبت بردارد. نويسندگان و هنرمندان در عرصه های گوناگون مانند موسيقی، عکس، نقاشی، سينما، تياتر، خطاطی و..هيچ کمک و پشتيبانی از وزارت فرهنگ دريافت نکرده اند و تنها يا محدوديت بوده و يا هنرمندان، نويسندگان و روزنامه نگارانی که در خط فکری وزير قرار دارند، از حمايت های مالی و معنوی وزير برخوردار می شوند.

12: وزارت فرهنگ هيچ اقدامی را برای چاپ و پخش کتاب انجام نداده و تنها اقدام به چاپ آثار تعدادی از نويسندگانی کرده که در خط فکری وزير قرار دارند.

کتاب و چاپ کتاب هنوز با معيار های بين المللی برابر نيست. برای نمونه می توان گفت که کتاب های چاپ شده چه توسط وزارت فرهنگ و چه توسط بخش خصوصی، فاقد شماره ی استاندارد بين المللی کتاب يا ISBN می باشد. دريافت شماره ی استاندار بين المللی کتاب بسيار آسان و ارزان است و وظيفه ی مشخص وزارت فرهنگ می باشد که آن را از سازمان بين المللی آی اس بی ان دريافت کند.

13: نابسامانی اداری در وزارت فرهنگ، مورد مشخص ديگری ست که می توان آن را مشاهده کرد.

14: آقای کريم خرم روحيه ی کاملا نظامی دارند و نه فرهنگی. مراجعينی که می خواهند با وزير ملاقات کنند، ابتدا توسط چند نظامی مورد سوال و جواب قرار می گيرند و پس از آن به دفتر منشی وزير هدايت می شوند.

با در نظر گرفتن موارد ذکر شده ، ما امضا کنندگان اين نامه، خواهان اخراج آقای کريم خرم از وزارت فرهنگ، بررسی دقيق وضعيت مالی وزارت فرهنگ و انتخاب يک شخصيت فرهنگی مناسب، دلسوز و ملی به عنوان وزير می باشيم.

اشاره:

يک: همه ی افراد می توانند اين نامه را امضا کنند. لطفا در هنگام امضا شغل خود را نيز ذکر کنيد.

دو: از همه ی قشرهای جامعه بويژه مديران رسانه های ديداری، شنيداری، چاپی و اينترنتی خواهش می کنيم، در پخش اين نامه و جمع آوری امضا ما را ياری کنند.

سه: اين نامه همراه با امضاها، به شورای ملی افغانستان، دفتر رييس جمهور افغانستان، دفتر يونسکو در افغانستان و دفتر مرکزی آن و نهادهای بين الملی دفاع از نويسندگان، روزنامه نگاران و هنرمندان مانند انجمن بين المللی قلم، گزارشگران بدون مرز، فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران و کميته ی دفاع از روزنامه نگاران فرستاده خواهد شد.

چهار: برای امضا لطفا نام، ايميل و پيام خود را وارد کرده و سپس آن را معتبر کنيد. پس از معتبر کردن، يک ايميل به صورت خودکار برای شما فرستاده خواهد شد که در آن يک پيوند (لينک) می باشد. پيوند را دنبال کنيد تا امضای شما در اين نامه اضافه شود. پيام هايی که حاوی توهين به کرامت انسانی باشد، حذف خواهد شد. هر نوع پيام خارج از آنچه در اين نامه آمده مانند نام بردن و پيشنهاد افراد خاص بجای وزير فعلی، صرفا نظر شخص نويسنده ی پيام می باشد و نه نظر امضا کنندگان و يا کابل پرس به عنوان تهيه کننده ی نامه.

سپاس

signatures petition

كلمه شناسايى
لینک
654 signatures petition
تاريخ نام پيام
16 فبروری 2008 سیروس , دانشجو در هالند. بابای راستین ملت ما فردوسی فرموده است: پی افگندم از نظــــم کاخ بلنـــــــــد که از بادو باران نیابد گزنـــــــــــد مشکل قبیله پرستان سنگ اندیش در میهن ما فقر فرهنگی آنان است. اما افسوس که آنان بجای کوشش در بلند بردن سطح فرهنگی خویش٬ به فرهنگ ستیزی با دیگران پرداخته اند. آقای خرم که حتی نام خود را مدیون زبان پارسیست٬ بدون شک از تاریخ این زبان بیخبرست٬ اما از وی گله ی نیست چون ایشان به حقایق از دریچه ی کوچک قبیله مینگرند. در فرهنگ رنجور قبیله که جای برای نواندیشی نیست و تحمل دیگران و دیگراندیشان را ندارد٬این شهکار وی به چشمان کور از فاشیزم قبیله گرایان٬ قابل ستایش است٬ اما این فدایان راه جهل و دور از خرد بیخبر از آن اند که با پف کردن شمع را میتوان خاموش کرد٬نه آتشفشان زبان پارسی را!! من نه از خرم ناخرم شکایت دارم و نه از سرسپرده گان دیگر راه قبیله٬ چرا که این بیچاره گان سیاه بخت که از چندین نسل محکوم به خودفروشی اند٬ در دنیای کوچک قبیله چشم میگشایند٬درآن جا بسر میبرند وعاقبت در آن نیست میشوند. من برای خرم و خرم های دیگر اندوهگینم که کور هســــت و نیســـت میشوند. ای کاش بجای فارسی ستیزی شجاعت آن را در خود بیابند ٬ تا برگ از شعر ناب فارسی راکه پر از عشق و عرفان است بخوانند و بدانند که گیتی بارها زیباتر و فراختر از چادر چرکین و تنگ قبیله است. ای کاش خرم های خالی از گوهر زنده گانی این پند ناصر خسرو یمگانی را میدانستند که چه زیبا گفته است: زدانش زنده مانی جاویدانــی زنادانی نیابی زندگـــــانی نماند برتو پنهان هیچ حالـی نبینی از جهان در دل ملالــی من برای همه خرم های سوار بر اشتر جهل و خشم٬ آرزوی چشمان روشن از نور دانش میکنم.
13 فبروری 2008 سیرت تلیفونچی ره مانده و ف ر ه ن گ!!!؟
15 فبروری 2008 سید عنایت الله دبستانی- دانشجوی رشته جراحی ؛ دانشگاه اسلو-ناروی بگمان من فاشیسم قبیله بیشتر از هر زمانی از روند و جو فرهنگی موجود خشمناک و عصبانی است. این روند که آقایان خرم ؛احدی؛اتمر ؛ کرزی و سایرین از ان بعنوان "تهاجم فرهنگی"یاد میکنند انان را واداشته است که دیوانه وار در پی چاره جویی برآیند و بهر عملی دست بزنند تاآنجا که جناب وزیر را وامیدارد خود در این تهاجم فرهنگی پیشقدم وپیشگام شود و کلمات "کلتور و گالری "را انهم در حد و حدود "ملی"اش جایگزین کند و... و اما: 1-ما در لویۀ جرگۀ قانون اساسی کوتاه آمدیم و باختیم. 2-فارسی زیانان انسجام و همفکری لازم در بر خورد با قضایا را ندارند و حتی روی نام زبان "مادری خودشان" که پشتونها با زبردستی انرا فقط و فقط دری نهاده اند ؛همسو نیستند.جایدادن کلمۀ فارسی در کنار دری چه مشکلی داشت وقتی حتی حاضر به چشم پوشی از کاربرد زبان فارسی در سرود ملی شدیم؟ 3-فارسی زبانان قوۀ عملی و اجرایی ندارند.آنانی که در خارج هستند عملا از صحنه پرت و فقط به نوشتن چند سطر بسنده میکنند و آنانی که در داخل کشور هستند دنبال لقمه نان و گذران زندگی سخت هستند و حق هم دارند.معدود افرادی چون آقایان ضیا مسعود؛فهیم؛خلیلی ؛ربانی و نور برای بقای سیاسی و منفع شخصی حتی حاضرند پیش تر جناب خرم اماکن و محلات هزاره نشین و اصولا در کل فارسی زبانان و ازبک تار ها رادر شمال؛مزار و...یا بنام خود یا هم بنام عبد الرحمن جلاد نا گزاری کنند.(نمونه اش علی چوپان مزار مکتب "عطا محمد نور باز در مزار و...) 4-ایرانی ها هم در شرایط فعلی و هم در گذشته از این خان بهره ها برده اند و زیاد مایل نیستند که حرکتی کنند زیرا هم پشتون ها هم ایرانی ها در انزوای ما از فرهنگ پارسی و جدا کردن مان سود خود را بره و میبرند.برای ایرانیها بهتر است که رودکی و مولوی و ابن سینا و ناصر خسرو و سنایی واسد آبادی و دهها پارسی گوی افغانستانی ایرانی باشد و ایرانی بماند بدون تعلقات به جایی و کسی و پشتون هم اینرا خوبمیدانند و سود کافی برده اند تا مبادا کسی از صحرا نشینی و کوچی گری در اطراف کوههای سلیمان یاد کند. 5-ما منتظر هستیم که اتمر و خرم برای ما بنیاد فرهنگ زبان فارسی تاسیس کند. 6-همسویی نا آگاهانه بعضی از فارسی زبانان حتی در سطح تحصیل کرده با پشتونها بحدی جدی است که آنان چنان دری دری میکنند که رگهای گردنشان بلند میشود.خوب بیاد دارم در زمان تحصیل دانشگاه در نشریه یا جریدۀ دانشجویی از سوی همان فارسی زبانها مورد انتقاد بودم.همین اکنون کاملا در جامعه مروج است وقتی کسی کلمه ای فارسی که رنگ و بوی از این ایران دارد و قبیلۀ آقای خرم انرا از ما گرفته اند در گفتار یا نوشتار بکار ببرد میگویند "ایرانی و ایران زده" و... 6-ما باید اولا به عوام خودمان تفهیم کنیم که کی هستیم چه بوده ایم و زبان ما چیست.واگر نه تلویزیون خرم و کرزی از او همان میسازد که عبدالحی حبیبی میخواست. 7-ما خیلی چیز ها از دست دادیم و داریم از دست میدهیم؛اگر حالا نه پس کی؟باید ذهنیت سازی کنیم؛پشتون باید بداند که زمان برتری طلبی گذشتهاست.چه کاری؟ زیاد سخت نیست. مثلا -اعتراض آرام؛تحریم سرود پشتونیسم.-بکارگیری کلمات فارسی وقتی معادل پشتوی انرا بخورد ما داده اند.-صحبت از حکومت فدرالی و ترویج ان حتی اگر منطقی بنظر نرسد!ترویج این دیدگاه که ما نه تنها بسپردن دیورند به پاکستان موافقیم که قندهار و خوست و مشرقی هم ارزانی مشرف و پا کستانیها.اینها را هم از ما بگیرند.چاره ای نیست وقتی عضوی سرطانی هست و همه اعضای دیگر را به نابودی و مرگ میکشاند آخرین راه حل قطع عضو هست. و افغانستان 250 سال است که بیمار سرطانیست! باور کنید پشتون فقط از زور میترسد خواه این زور زور خواهشی ؛اجتماعی و فرهنگی باشد خواه فیزیکی و نظامی. شا حتی اگر فقط حرف از مثلا فدرالی بزنید تمام پشتونها از ملا عمر گرفته تا کرزی و تیمش خواب نخواهند رفت. 8-ما هم از ضعف استراتژی و هم اقتصادی و چند دستگی عجیبی رنج برده و میبریم.متا سفانه ما کمتر از تاریخ درس میگیریم و زود همه چیز را فراموش میکنیم و به معنی تمام ساده لوح و خوش باوریم. تاجیکمان را با حربۀ "شکلات مذهبی"بازی میدهند و هزارۀمان را با احساس ارعاب و انزوا. 9-پشتون ها میخواهند حساسیت فارسی زبانان را در حال حاضر محک زنند.زیرا زمان حاضر آغاز دیگری و سطر دیگری از تاریخ فردای افغانستان است و هر تلاشی کالبد فردا را شکل خواهد داد. 10-ما باید کمی بی پروا تر عمل کنیم و حد اقل از خود سانسوری بپرهیزیم.افراد و رسانه های همگانی که در جهت فرهنگ سازی و القای دیدگاه نو از زبان؛تاریخ و هویت کهن فارسی زبانان تلاش میکنند بهر وسیله ممکن حمایت شوند.
5 آپریل 2008 سید حبیب حسینی تعصبات نژادی و زبانی و مذهبی و ..... ممنوع
15 فبروری 2008 سید تمیم زیوری کسی که بر مبنای معامله گری و سازس در هر مقامی که باشد به درد ملت و مردم اففانستان نمیخورد. مخصوصا شخصی که از ارزشهای فرهنگی ملتش بی خبر باشد. به آقای خرم متاسفم که اصلا میخواهد زبان یک ملت را در زادگاهش خفه کند. این یک پستی و بی حرمتی به ارزشهای فرهنگی میهن ما اففانستان محسوب میشود.
16 فبروری 2008 سیاوش هروی میخواهم وزیرضد فرهنگ ازمقامش برکنارگردد
16 فبروری 2008 سينا اين پديده شوم از جانيب كريم خرم( و فرهنگ ستيزى عليه زبان فارسى درى ايجاد گرديده يك عمل كاملا جاحلانه و غير عقلاني است. به نظر من به اقاي كريم خرم بهتر بود كه يك سپراستار wwe مثل Umaga ميبود و در مسابقات كشتي كج اشتراك ميكرد. چرا كه او چهره يك وزير را ندارد. بلكه به شكل و حشي هاي گشتي كج است. و لي از او قابليت برخوردار نيست. و ها اگر قبل از اينكه از نام پشتون و روابط با كرزي استفاده كرده وزير فرهنگ ماه شد؛امكان داشت.
14 فبروری 2008 سيدعلي حسيني- مهندس همچنان كه از نام اين وزارت مشخص است وزير آن بايد انساني فرهنگي و فرهنگ دوست باشد و چنين شخصي مي بايست از بين فرهنگيان كشور انتخاب شود نه از بين احزاب نظامي و ساير اقشار. حركات اقاي خرم نشان مي دهد كه ايشان به هيچ عنوان نشاني از فرهنگ و كرامت انساني در خود ندارند. بنوعا مي بايست هر چه زودتر از وزارت فرهنگ اخراج شده و همچنين مورد پيگرد قانوني به جرم فرهنگ ستيزي و تفرقه افكني بين اقوام مختلف كشور قرار گيردكه مي تواند به بي ثباتي و بر هم خوردن امنيت نيم بند كشور گردد.
29 می 2008 سيد اصغر از دايكندي اين اقا از بقياي رژيم گذشته ( طالبان ) است و ميخواهد ما را از دموكراسي دور و دوباره عقايد پشتو نيزم و مزخرف رژيم طالبان را در افغانستان پياده نمايد
14 فبروری 2008 سهیل سبزواری مشکل اصلی موجودیت وزیر بی فرهنگ دروزارت فرهنگ نیست، بلکه حاکمیت قبیله ای بی فرهنگ است. چاره اساسی:افشای جنایات تاریخی، مقاومت وبسیج نیروهای ضد قبیلوی دریک جبهه متحد!
نمایش ۱۰ امضا در هر صفحه — برای مشاهده سایر امضاها از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 654 امضا

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس