رفتن به محتوای اصلی
راوا و تضادهايش!

راوا و تضادهايش!

پاسخی از راوا به کنجکاوی های يک روزنامه نگار داده نشد!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

من از آن روزنامه نگاران و نويسندگانی نيستم که بگذارد راوا هر چه دلش خواست بگويد و پشت سرش را هم ننگرد. برای من مهم است وقتی راوا به افراد مختلف می تازد، بدانم که واقعا پشت همه ی اين ماجرا ها، دستيابی به عدالت است و دستيابی به حقوق بشر و يا اينکه در پشت همه ی اين های و هوی ها، به دنبال منافع سياسی خود و گروه خاصی ست و راه را برای ارتجاع ديگری صاف می کند. البته اين به اين معنا نيست که من با خيل عظيم جنايت کاران افغانستان همراه می شوم و اين نوشته و نوشته هايی از اين دست به معنای بی گناه اعلام کردن جنايت کارانی که راوا مورد نقد قرار داده نيست. بنابراين نمی خواهم از يک سوی که راوا را مورد پرسش قرار می دهم، آب در آسيای ارتجاع ديگری ريخته باشم. در کابل پرس تا جايی که توانم هست اين جنايت کاران و دزدان را افشا کرده و می کنم. پرسش های من بسيار واضح، ساده و روشن می باشد و من اين پرسش ها را در نوشته ی ديگری پرسيده بودم اما دريغ از پاسخی منطقی که بتواند تضادهای راوا را علتی روشن و قابل دفاع باشد. من بيش از 100 پيام برای نوشته ی قبلی خود دريافت کردم اما چون هيچ پاسخ روشنی از راوا و هواداران راوا برای پرسش هايم دريافت نکرد، باز پرسش ها را تکرار می کنم و اين ادامه خواهد داشت تا بالاخره معلوم شود که واقعا چه چيزی پشت پرده قرار دارد که راوا به نفع آن بازی می کند. يک نکته را هم روشن کنم و آن اينکه برخی از طرفداران و اعضای راوا در پيام های خود گفته اند که چون کامران ميرهزار چوب راوا را خورده است، چنين انتقاداتی می کند. در پاسخ به اين افراد بايد بگويم که بله اين دليل هم هست و هم نيست. هست به اين دليل که من نمی خواهم هر گروه و دار و دسته بيايد و اتهام هايی وارد کند و راهش را بکشد و برود؛ برای من مهم است و يقين دارم اگر اتهام های راوا را عليه خودم و مقاله ای که انگيزه ی اتهام های توخالی راوا بود را ترجمه ی رسمی کرده و به يکی از دادگاه های اروپايی و آمريکايی که سران راوا در آنجا هستند، ارايه کنم، راوا هيچ پاسخ معقولی نخواهد داشت و محکوم خواهد شد. در هيچ قانونی نيامده است که بکار بردن کلمه ی ژانويه بجای جنوری و يا پيشاور بجای پشاور، و يا کرزای بجای کرزی جرم است و کسی که اين کلمات را بکار می برد، جاسوس اين کشور و آن کشور است. من کاملا ادعاهای راوا را توخالی می دانم و تا آخرين لحظه از حيثيت خود دفاع می کنم. نه از آن نويسندگانی هستم که با اين رژيم و آن رژيم ساخته است و نه از آن هايی که بانم راوا هر چه خواست به من بگويد و نوش جانش. از سوی ديگر و مهم تر از مساله ی شخصی اين است که واقعا اينجا برای عدالت تلاش می شود و يا اينکه نه و در پشت همه ی شعارها برای عدالت، چهره ی تاراج گر ديگری قرار دارد که می خواهد علاوه بر تجارت از نام حقوق زن، رقبای سياسی خود را از صحنه بدر کرده و بازیگران وابسته ی ديگری را بر مردم افغانستان سوار کنند. اين مهم تر از مساله ی شخصی ست و من بيشتر بر اين قسمت تاکيد دارم.

پرسش هايی که من از راوا در نوشته ی قبلی پرسيده بودم را با شرح بيشتر تکرار می کنم و تاکيد می کنم که اين همه ی پرسش ها نيست و تنها مقدمه ای برای پرسش های آينده است.

پرسش اول: راوا تاکنون هيچ گزارش مالی به اعضای خود و افکار عمومی ارايه نکرده است. برخی از توجيه گران راوا می گويند که ارايه ی گزارش مالی برای گروه مخالفی مانند راوا به مثابه ی يک خودکشی سياسی ست. حتا می گويند که هيچ گروهی تاکنون اينکار را انجام نداده است. من اين دليل را تا جايی قبول دارم و تا جايی نه. به چه دليل؟

به اين دليل که طبق معلوماتی که برخی از اعضای راوا در اختيار من قرار داده اند و اين افراد حداقل ده تا پانزده سال عضو راوا بوده اند، هيچ گزارش مالی از راوا دريافت نکرده اند. اگر ارايه ی گزارش مالی به افکار عمومی باعث حذف و يا خودکشی اين سازمان می شود، گزارش مالی به اعضای آن به هيچ عنوان به معنای نه خودکشی سياسی و نه حذف است. ارايه ی گزارش مالی به اعضا اولين شرط يک کار سازمانی ست که راوا متاسفانه به اعضای خود هم تاکنون گزارش مالی ارايه نکرده است و تنها سران آن می دانند که وضعيت مالی اين سازمان به شکلی می باشد.

ارايه ی گزارش مالی به افکار عمومی را از آن جهت من برای راوا ضروری می دانم که ادعاهای راوا مبنی بر اينکه يک سازمان ممتاز است، را ثابت کند. اگر به بخش انگليسی سايت راوا مراجعه کنيد، يک ان جی او را بيشتر می بينيد تا يک سازمان سياسی را. اين ان جی او در حال جذب کمک های مالی ست و در کشورهای مختلف، افراد، گروه ها و نهادهای مختلفی هستند که به اين درخواست ها پاسخ مثبت می دهند، بويژه وقتی که پای حقوق زنان در ميان باشد. در افغانستان از نام زنان و حقوق بشر استفاده های زيادی می کنند و تجارت کلانی بويژه در اين شش سال اخير راه افتاده و پول است که می آيد و بدون حساب و کتاب به جيب سران ان جی او ها می رود و کسی نيست که آنان را مورد بازخواست قرار دهد. راوا يک سازمان "خود ممتاز خوانده " است. اين سازمان خود ممتاز خوانده وقتی می بيند که همه بگونه ای به تجارت حقوق بشر و بويژه حقوق زنان دست زده اند، بايد با ارايه ی يک گزارش شفاف اين فضا را بشکند. من می دانم که راوا در وزارت عدليه ی افغانستان ثبت نشده است، می دانم که دشمنان زيادی دارد؛ اما اين به اصل ارايه ی يک گزارش شفاف آسيبی نمی رساند و بلکه می تواند علاوه بر شکستن فضا، باندهايی که از نام حقوق زنان سوء استفاده می کنند را، توسط افکار عمومی مورد پرسش قرار دهد. اما متاسفانه تمام داد و ستد های مالی راوا پوشيده و مخفی تر از گروه هايی ست که تجارت حقوق بشر می کنند. راوا در گزارش احتمالی آينده ی خود از وضعيت مالی خود می تواند از ذکر برخی نام ها خوداری کند. نام هايی که باعث می شود، تا امنيت نا ملی افغانستان يا گروه های جنايتکار ، با استفاده از آن، باعث حذف فيزيکی راوا شود. من می دانم و درک می کنم که مخالفان نمی توانند آسوده کار خود را انجام دهند. اين مساله را نيز درک می کنم که راوا با شعارهايی که می دهد، نبايد با قوانين افغانستان کار کند. در اين کابل پرس ما هم با قوانين افغانستان کار نمی کنيم ، وقتی با سند افشا می کنيم که دولت خود قانون را می شکند. اما ارايه نکردن گزارش مالی به اعضای راوا نيز، اين پرسش را درشت تر می کند که سران اين سازمان چه داد و ستد مالی داشته و پولی که به نام دفاع از زن افغان گرفته می شود، چه می شود.

پرسش دوم: در جست و جو هايی که من در نشرات راوا و سايت اين سازمان " خود ممتاز خوانده" داشتم به نکات جالبی رسيدم که تضاد و شکاف بين آنچه راوا مدعی آن است را عميق تر می کند. مگر نه اين است که جنايت جنايت است و جنايتکار از هر گروه و قومی که می خواهد باشد بايد افشا شود؟ مگر می بينيم که در نشرات راوا فقط عده ای خاص کوبيده می شوند و از ساير عناصر کليدی دزدی و جنايت در افغانستان خبری نيست. جالب است که اين عناصری که نامشان در افشاگری های راوا نيست، از يک گروه خاصی می باشند و يک رشته ی مرموز آنان را به هم پيوند می دهد. جالب تر اينکه راوا در نشرات خود، مقاله های 5-6 متر را به کوبيدن يک شاعر دست چندم اختصاص می دهد اما به کليدی ها و کسانی که شاهرگ های اقتصادی کشور را در دست دارند و در کار تاراجند، هيچ اشاره ای نمی کند. دريغ از حتا يک جمله عليه آنان. اين کليدی ها آنقدر کليدی هستند که هر فرد ساده ای بتواند آنا را تشخيص دهد و از چشم راوا افتادن آنان، اين پرسش را درشت تر می کند و شکاف بين ادعاهای راوا را عميق تر. برای نمونه می توانم به افراد زير اشاره کنم:

يک: انورالحق احدی: راوا برای انور الحق احدی تنها چند جمله ی کوتاه و آن هم برای کوبيدن جنايتکاران غير خودی راوا دارد و ديگر هيچ. به نظر نمی رسد که انورالحق احدی کسی باشد که راوا با آن ادعاهای کلان خود، وی را آب شسته رفته تر از ديگران تشخيص دهد. آقای احدی کسی که علاوه بر اختلاس و سوء استفاده از دارايی ها همگانی، شاهرگ اقتصادی افغانستان را نيز در دست دارد. درباره ی سوء استفاده و اختلاس اين فرد "کابل پرس" سندی را منتشر کرد که نشان از استفاده های شخصی ايشان از دارايی های همگانی ست. آقای انورالحق احدی وزير ماليه ی افغانستان، علاوه بر سوء استفاده های شخصی، يک نوکر تمام عيار بانک جهانی نيز محسوب می شوند. بانک جهانی و استعمار از کشورهايی مانند افغانستان زبانزد خاص و عام است و بر کسی پوشيده نيست. آقای احدی در تلاش هستند که افغانستان را به يکی از قرض دار های کلان بانک جهانی تبديل کنند تا اين بانک بتواند با استفاده از ناتوانی افغانستان در پرداخت قروض خود، هر سوء استفاده ای که خواست انجام دهد. سال گذشته آقای احدی طرح قرض را از بانک جهانی به پارلمان برد که نتوانست تصويب کند اما به وضوح ديده می شود که ايشان چگونه برای کامل کردن وابستگی خود به بانک جهانی در تلاش است. وابستگی به بانک جهانی مساله ای نيست که بايد از چشم راوا دور بماند. بويژه وقتی مخالفت با سياست های اين بانک، در سراسر جهان يکی از برنامه های گروه های چپ محسوب می شود. در کنار اين آقای احدی يک شاهکار ديگر هم دارد و اين شاهکار ايشان باعث تاراج ميليون ها دالر در افغانستان شده است. همه می دانيم که ان جی او ها در افغانستان تبديل به کانون دزدان شده است ( به استثنای برخی افراد در ان جی او ها). ان جی او ها طرح های کلان چند ميليونی را از کشورهای مختلف می گيرند، مثلا اعمار يک شفاخانه، يک شاهراه، يک مکتب، بازسازی يک اداره، ساختن پل در يک ولايت، ساختن کلينيک در يک ولايت و...اما عملا ديده می شود که يک سوم پول به مصرف می رسد باقی آن به تاراج می رود. با پولی که به مصرف می رسد نيز، طرح هايی را تحويل می دهند که به سال نرسيده تخريب شده است. برای نمونه می توان از حفر چاه های عميق توسط کميته ی سويدن برای افغانستان نام برد. شفاخانه ی خير خانه ی شهر کابل و يا پمپ های آبی که داکار در سرک های کابل کاشته بود. اين ان جی او ها برای تحويل پروژه بايد امضای وزارت ماليه را داشته باشند. تقريبا همه ی اين ان جی او ها پروژه های نيم بند خود را با موفقيت به وزارت ماليه تحويل داده اند آقای احدی در راس اين وزارتخانه چه غلطی می کند؟ اين جای سوال است. ايشان به چه حقی پروژه های نيم بند را تحويل می گيرند و جامعه ی جهانی با هزار منت بر مردم افغانستان مفتخر است که پول به افغانستان می فرستد. در عوض به اعتراف خود آقای احدی در برنامه ای در تلويزيون طلوع می بينيم که ايشان خانه های ميليونی در آمريکا دارد. به نظر شما آقای احدی در اين زد و بند هيچ نفعی نمی برد؟ جای تعجب که راوا حتا يک جمله ی درست که در خور اين دزد اموال ملت باشد، ندارد. در عوض ببينيد راوا عليه احدی به اين بهانه می تازد که با جنايتکار ديگر، مارشال فهيم يکجا شده است:

انورالحق‌ احدی‌، بیچاره‌ایست‌ كه‌ دیدیم‌ به‌ دهل‌ "مارشال‌" صاحب‌ و همراهان‌ رقصیده‌ و برضد پاكستان‌ مظاهره‌ كرد ... (به نقل از سايت راوا)

اين جمله ی راوا چه معنا دارد. خوب است که يکجا شدن او را با جنايتکار نقد کند اما تنها همين؟ پس تکليف خود احدی چه می شود و مسووليت مستقيم احدی؟ در ضمن اينکه عليه پاکستان مظاهره کردن هيچ جرمی نيست و جای تعجب که راوا نسبت به مظاهره عليه پاکستان نيز حساس است.

دو: اشرف غنی احمدزی: اشرف غنی احمدزی هم به مانند انورالحق احدی، شاهرگ اقتصادی افغانستان را در دست داشت و از مسير او ان جی او ها به ميليون ها دالر پول مفت و باد آورده رسيدند. ايشان که به مدت يکسال رييس غير قانونی دانشگاه کابل بودند، سرتاپا انزجار از فارسی و فارسی زبانان می باشند. سخنگوی و توجيه کننده ی غير رسمی آدم کشان طالب بودند. جالب اين است که موضع گيری راوا عليه کسانی که واژه هايی مانند دانشگاه را بکار می برند، شبيه اشرف غنی احمد زی است. راوا فقط يک خبر 4 جمله ای خنثی و عاری از موضع درباره ی اشرف غنی احمدزی دارد و ديگر هيچ. پس کجاست تيغ برنده ی راوا؟ يا اينکه اشرف غنی احمدزی هم جزو رفقا هستند و نبايد ايشان را نقد کرد؟

سه: فاروق وردک: وی چهار پست مهم دولتی را بصورت کاملا غير قانونی اشغال کرده است و از همين رهگذر رسما چهار بار معاش و امتياز دريافت می کند. فاروق وردک کسی ست که منابع آگاه از ارتباط مستقيم وی با سازمان جاسوسی پاکستان سخن می گويند. وی يکی از اعضای گروه جنايتکار گلبدين حکمتيار می باشد و در کنار شاخه ی نظامی اين گروه که در حال نبرد با نيروهای دولتی و نيروهای بين المللی ست، يک نفوذی محسوب می شود که ناشی از سياست گروه نظامی اسلامی محسوب می شود. کابل پرس يکبار سند اقدام غير قانونی فاروق وردک و حامد کرزی را منتشر کرده بود. فاروق وردک زمانی در يو ان دی پی کار می کرد و اگر حساب و کتاب مالی شفاف باشد، احتمال رسيدن به ميليون ها دالر اختلاس از آن رهگذر هست. راوا، سازمان "خود ممتاز خوانده" حتا يک مقاله ی ناقابل درباره ی فاروق وردک ندارد.

چهار: کريم خرم: کريم خرم يک طالب غير رسمی ست. در صفحات جنوب مانند آدم کشان طالب دست به اسلحه نيست اما انديشه ای کاملا طالبانی دارد. علاوه بر آن ايشان سابقه ی عضويت در گروه تروريست حکمتيار را دارند و از زمانی که به عنوان وزير فرهنگ انتخاب شدند، اقدامات مشخصی را عليه فرهنگ، آزادی بيان و خبرنگاران روی دست گرفته است. جالب اينجاست که راوا درباره ی کريم خرم هيچ مقاله ای ندارد و اتفاقا ديدگاه های شبيه به هم دارند. چه ديدگاه هايی؟ هم کريم خرم مخالف استفاده از کلمات زيبا، رسا و روان فارسی ست و هم راوا.

پنج: ضيا بوميا: ضيا بوميا، نظامی سابق جنايتکار معروف عبدالرب رسول سياف می باشد و فعلا يک ان جی او سالار به تمام معناست. او که در نهادی مربوط به خبرنگاران نفوذ کرده، از نام خبرنگاران و آزادی بيان سوء استفاده های مشخص می کند. در کابل پرس اين افراد معروف به کچالو فروشان می باشند و بزودی کابل پرس در يک گزارش مفصل، پرده از سوء استفاده ی او و افراد شبيه به او بر خواهد داشت. راوا حتا يک جمله نيز درباره ی اين ان جی او سالار ندارد.

شش: حبيب الله رفيع: گويی اتفاقا نزديکی های خاصی نيز بين اين فرد و راوا وجود دارد. حبيب الله رفيع، مشاور غير رسمی وزير طالب کريم خرم می باشد. وی در انتخابات رياست جمهوری يکی از تبليغات چی های حامد کرزی بود. يک فرهنگی کاملا وابسته که بيش از ده شغل را در رسانه های مختلف از جوانان با استعداد کشور غصب کرده است. وی معتقد است مردم افغانستان هنوز شعور انتخاب کردن را ندارد. انجمن سفما در افغانستان يکی از نهادهايی ست که ايشان عضو آن می باشد و بدون برگزاری انتخابات، خود، خود را به عنوان عضو هيات رييسه انتخاب کرده بودند. راوا درباره ی حبيب الله رفيع هيچ جمله ای ندارد و در عوض تا جايی که توانسته به شاعران و ناشاعران غير پشتون تاخته است.

هفت: زلمی خليل زاد: زلمی خليل زاد نياز به معرفی ندارد. همه او را می شناسند. يکی از مهره های اصلی آمريکا در منطقه و يکی از حاميان اصلی ارتجاع و آدم کشان در افغانستان. راوا هيچ مقاله ای مشخص درباره ی زلمی خليل زاد ندارد و در عوض آن، بر اساس آنچه در سايت معروف و معتبر آمازون آمده، خانم زلمی خليل زاد، يکی از مشاوران راوا محسوب می شود. راوا در نشرات خود داعيه ی مبارزه با استعمار آمريکا را دارد. مشخص است که آمريکا با سياست های کلانی که دارد حتا از مخالفان خود نيز به بهترين شکل ممکن استفاده می کند. راوا در هيچ کجا عليه زلمی خليل زاد نمی نويسد و اتفاقا گاهی با لحن دوستانه و گويی با يک دوست و يا مهتر صحبت می کند، از خليل زاد می خواهد که عليه ايتلاف شمال موضع شديد تری به خرج دهد. اين تضاد آشکاری بين راوا و آنچه لاف می زند است.

همانطور که گفتم اين سطور به معنای دفاع از جنايتکاران ايتلاف شمال نيست، اين سطور به معنای نشان دادن تضادهای آشکار راواست. راوا وقتی وقت و انرژی خود را برای نوشتن مقالات تند و گزنده ی چند متری، سرشار از دشنام، عليه ناشاعران تلف می کند، ننوشتن درباره ی دزدان و واپسگرايان و طرفداران ارتجاع و آدم کشان جای پرسش بسيار دارد. برخی از اعضا و طرفداران راوا می گويند که برخی را راوا افشا می کند و برخی را هم کابل پرس افشا کند. در جواب بايد گفت که عمر راوا نسبت به کابل پرس تقاضای چنين درخواستی نمی کند. کابل پرس تا جايی که بتواند در افشای دزدان دارايی های مردم و ناقضان حقوق بشر خواهد کوشيد اما انتظاری را که از راوا می بايد داشت، بايد به مراتب بيشتر از انتظار از کابل پرس باشد. کابل پرس يک رسانه است که چهار سال از عمر آن می گذرد. راوا يک سازمان است که حدود سی سال از عمر آن می گذرد. کابل پرس از هيچ نهاد و يا کشوری کمک مالی دريافت نمی کند و هيچ داد و ستد مالی ندارد. در عوض راوا از نهادهای مختلف در کشورهای مختلف کمک دريافت می کند.

باز هم تاکيد می کنم که اين سطور به معنای ناديده گرفتن جنايات جنايتکارانی نيست که راوا به آنان تاخته است. اين سطور می تواند، مواردی باشد برای اصلاح راوا در صورتی که واقعا به حقوق بشر می انديشد و يا اينکه اگر کدام چيزی پنهان باشد و در پشت پرده زد و بندی سياسی به نفع ارتجاعی ديگر است، اين سطور حتا می تواند مقدمه ی متلاشی شدن راوا باشد.

راوا برای اينکه تضادهايش را جبران کند بايد از مردم افغانستان صميمانه به دليل برخورد يکجانبه با جنايتکاران و دزدان بارها پوزش بخواهد و در عمل با تاختن به همه ی دزدان و جانيان و طرفداران آدم کشان، ثابت کند که فقط يک اشتباه بوده و عمدی در ميان نبوده است. بايد تاختن خود را به اين دزادن و جانيان و طرفداران آدم کشان به دليل تاخيری که داشته است دو چندان کند. ورنه بايد راوا در انتظار متلاشی شدن خود ابتدا توسط اعضايش باشد.

پرسش از راوا و هواداران راوا

کنجکاوی های يک روزنامه نگار

نويسنده: کامران ميرهزار

اين مطلب به دليل اينکه هنوز پاسخ معقولی از طرف راوا و اعضای آن دريافت نشد، دوباره در صدر مطالب قرار گرفت.

تاريخ انتشار قبلی: چهار شنبه 6 فوريه 2008

واژه‌های کلیدی:

کامران میرهزار

کامران میرهزار

شاعر و متخصص سیستم های معلوماتی
سردبیر و ناشر کابل پرس
هزاره از هزارستان

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

25 دیدگاه
ضيا افضلی

کژاندیشی « راوا » را پایانی نیست

با سلام و درود. با تائید آنچه در نوشته آقای هاتف در مورد راوا آمده. از سالیان دیری راوا با انبوهی از کژاندیشی و بد اندیشی در مقابل شماری از روشننگران سرزمین ما جبهه گرفته و پیهم از سنگر نامرئی بر آنها سنگ میندازند. جبهه گیری بر علیه این شمار از روشننگران که جمعی از نویسندگان و شاعران صاحب نام شامل آنها میشود، بصورت سازماندهی شده و پیگیر از طرف راوا تداوم یافته و امیدی نیست تا این جبهه گیری به پایانی بیانجامد. پایان این جبهه گیری پیوند مستقیمی به انحلال کلی اداره جاسوسی آی. اس. آی دارد. همانطوری که آی. اس. آی در طی بیش از دو دهه از عواملی مختلفی چون مجاهدین و طالبان در تضعیف، پراگندگی و بنیاد برافگنی ساختار های ملی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان استفاده نمود، از راوا نیز به عنوان اسلحهء موثر بر علیه روشن نگران افغان سود جست. ماهیت راوا در طی همین سالهای اخیر و پس از ناشفاف ماندن یک پرسش از این نهاد روشنفکر ستیز، بصورت کلی واضح شده است و لازم نمی افتد تا پرداختن به راوا و چند و چون آن ادامه یابد. سالیان قبل در پشاور بنیاد کوچکی داشتیم زیر نام مرکز دوستی افغانستان – فرانسه که تحت ریاست خالد مجروح فعالیت داشت. این مرکز که شامل یک کتابخانه، کورس زبان فرانسوی و زمانی هم کورس های نگاره گری و یک کلب شطرنج بود و تا سالهای 1998 فعالیت چشمگیری داشت و پس از آن به علت نبود کمک های مالی، فقط بخش کتابخانه که منابع مالی آن از درک مجله « Leur » تامین میشد، فعال ماند. در طی این سالها و به ویژه در سال 1999 این کتابخانه چندین بار از سوی ماموران آی. اس. آی مورد بازپرس قرار گرفت و به صورت دقیق هر ماه سر و کلهء ماموران آی. اس. آی پیدا میشد و پرس و جو میکردند و البته همین باعث گردید که در اوسط سال 2000 درب این کانون بروی علاقمندان مطالعه بسته شود. خوب ببینید یک کانونی به این کوچکی و ناچیزی از طرف اداره آی. اس. آی اینچنین مورد تعقیب قرار میگیرد، چگونه ممکن است نهادی مانند راوا با تشکیلات بزرگ، نشرات متداوم، این همه حساب بانکی و برپایی مظاهرات و این قبیل گپ ها از دید سازمان آتش افروز آی. اس. آی پاکستان نادیده انگاشته شود؟ فعالان راوا – آنهایی که در راس قرار دارند – در « بنگله » های زیبایی در دلپذیر ترین مناطق اسلام آباد، کویته، کراچی و پشاور زندگی میکنند. نشرات شان به صورت گسترده با صحافت برترین در چاپخانه های پایتخت پاکستان به نشر میرسد و از همان جا به صورت مستقیم به مشترکان شان – آنانیکه تا هنوز هم به ماهیت ارتجاعی راوا پی نبرده اند – ارسال میگردد. در محافل راوا، اعضای برجستهء آی. اس. آی پاکستان پیوسته حضور دارند و برخی از شبکه های اسلامگرایان پاکستانی نیز با اینها همکاری دارند. گرنه در آن محیط زن ستیز و ریش سالار چگونه میشود یک چنین تشکلی را برای سالیان دیری زنده نگهداشت. سازمان راوا یکی از شبکه های پراهمیت برای آی. اس. آی و یکی از ذخیره های قابل توجه برای آنها محسوب میشود. میدانم که امروز شمار زیادی از مردم ما در اثر تبلیغات احساسات برانگیز راوا همصدا با آنها بر علیه روشنفکران ما شعار میدهند اما روزی به ماهیت این سازمان اجیر پی خواهند برد. روزی که آی. اس. آی بصورت موثرتر و عملی تر از این اسلحه بر علیه ملت افغانستان استفاده نماید. البته آی. اس. آی از بیست سال گذشته سرمایه عظیمی را بر روی این سازمان مایه گذاشته است که تا با استفاده از آن بتوانند در دل و ذهن مردم شریف ما با استفاده از مسایل احساسات برانگیز درآیند و در آینده بتوانند زمینهء پیاده سازی اهداف شانرا تسهیل گردانند.

آنلاین : http://aatash.blogfa.com/

ستاره
اتهام زنی های هوایی مخالفان راوا را پایانی نیست

فعالان راوا – آنهایی که در راس قرار دارند – در «بنگله» های زیبایی در دلپذیر ترین مناطق اسلام آباد، کویته، کراچی و پشاور زندگی میکنند.

ٔآقای ضيا افضلی،

از سایر اتهاماتت بر راوا گذشته تنها یکی را که در بالا نقل کردم از خودت سوال میکنم.

اگر نتوانی این ادعایت را ثابت کنی، آیا میپذیری که بیشرف و پست و فاسد و نوکر ارتجاع هستی و تلاش داری که مرداری خودت را بر روی راوا بیندازی؟؟؟

بفرما اگر توانستی تنها این یکی را ثابت کنی، من برایت آفرین میگویم و فوری به جمع خودت و همدستانت میپیوندم، اما گر نتوانی آن القاب را به خود و به همکیشانت باید مبارک گفت!!

لیمه از آلمان

راوا را جمایت کنیم

با سلام مجدد به اقای میر هزار و خوانندگان عزیز کابل پرس:
آقای میر هزار:1_من هم گفتم که آقای بشر دوست،شما،خانم ملالی جویا... راوایی نیستند.به همین مناسبت بود نوشتم، عجیب سازمانی است این راوا که هر کسی از تعهد،رسالت،دموکراسی،عدالت،آزادی و غیره مفولات انسانی صحبت کند،راوایی اش میخوانند.و حتی شما آقای میر هزار هم عده ای که به حمایت از راوا چیز های مینویسند بدون تفکیک جنس آنهارا راوایی میخوانید.من بار ها در پیام زن خوانده ام که ما فراوان کمبود ها و نوافص داریم.وما را در رفع آن یاری رسانید.داشتن کمبود ها و نواقص در همه سازمان های مردمی میتواند وجود داشته باشد که راوا هم ازان مستثنی شده نمیتواند.ولی درست است که همه مصیبت های نازل شده در کشورا را ازسلاخی مردم تا غارت و هتک ناموس و از مافیای مواد مخدر تا اختطاف دختر و پسر وطن را کنار گذاشته و یک سازمانی را که قدم استوار در راه آزادی انسان می گذاردبه خاطر یک کمبود ویانا رسایی(آنهم ثابت ناشده و هوایی)شلاق کاری کنیم.
2_من معتقدم که هیچ تشکل سیاسی مخفی در هیچ کشور دنیا به دوست و دشمن گذارش مالی اش را نداده ونمیدهد.اگر داده نمونه اش را ارایه کنید.من فکر میکنم که گذارش دادن ها و شنیدن ها در یک کنگره ویا کنفرانس سازمانی صورت میگیرد نه به هر عضو به صورت انفرادی.(حتی یک سازمان مخفی تمام مراجع امکانات مالی و جا های مصرف آنرا نمیتواند به تمام اعضای خود گزارش دهد).باز هم میپرسم راواازکدام درامد سرشار خود به کسی حساب بدهد.به نظر من نه راوا پول سرشار دارد ونه هم قدرت که رهبرانش را فاسد بسازد.من به این عقیده ام هرزمانی که راوایک قدم از مواضع وطن و مردم وطن عدول کرد فاسد میشود.3_راجع به پشتون گرایی راوا باید عرض کنم( که راوا ضرورت آنرا میبیند جواب ارایه کند یاخیر؟کار راوا خواهد بود ).من به مثابه یک علاقمند راوا تاجایکه نشرات راوا را دریافت کرده ام خوانده ام و بار بار هم خوانده ام.کوچکترین نشانه ای از پشتون گرایی راوا را در نشرات شان ندیده ام.زیرا راوا نه یک سازمان قومی بلکه یک سازمان سیاسی سرتاسری است.گزارش مستند کشتار در یکاولنگ را فقط کسی میتوانست بدهد که در منطقه میبود.دران زمان طالبان هیج خبر نکار داخلی و خارجی را اجازه تهیه گزارش نمیداد.قبول کنیم که راوا تصاویر و گزارش را از حقوق بشر گرفته باشد باز هم به جز راوا هیچ مرجعی به شمول حفوق بشر نتوانسته همه جانبه به موضوع بپردازد.اما اقای میر هزار این را قبول دارید که فلم اعدام یک زن را در غازی ستیدیوم فقط و فقط راوا برون داده؟راوا به خاینین هر قوم بی رحمانه تاخته واز مبارزین و آزادگان هرقوم جانانه دفاع کرده.به طور نمونه اگر زریاب ها و پدرام ها ...موردحمله قرار میگیرند،سرمد ها و رستاخیز ها ...افتخار جنبش مقاومت ضد روسی قلمداد می شوند.اگر از شهیدانی جون مجروح هاو ابدالی ها یاد میکند،به روستار ترکی ها ،هاشمیانها ...لعنت فرستاده میشود....باز هم مینویسم اکر همان هاییکه راوا تا کنون به آنها نپرداخته چرا کابل پرس به آنها نمیپردازد؟اگر راوا از یکی ازین سازشکاران،قومبازان،جنایت کاران دفاع کرد باز همه باهم به جنگ علیه راوا خواهیم شتافت.شکایت راوا هم همیشه ازان است که کمتر نشرات را میتوان مشاهده کرد که به سازشکاران،قومبازان وجنایت کاران بپردازد.

کامران ميرهزار
راوا و تضادهايش!

سلام

من تاکنون در نشرات راوا نديده ام که چنين برخوردی داشته باشد و بگويد "ما فراوان کمبود ها و نواقص داریم وما را در رفع آن یاری رسانید". اگر چنين باشد، راوا حداقل درباره ی عدم نقد خاينان و جانيان و دزدان و حاميان کلان ارتجاع که در بالا فهرست شده اند، به کمبود و نقص خود پی می برد و پوزش می خواهد و جبران می کند.
مگر همين يک نوع برشمردن کمبودات و نقايص نيست؟

بيشتر اما من يک سازمان با غروری کاذب ديده ام.

لطفا آدرس بدهيد که کجا راوا چنين اظهاراتی داشته است.

با همه ی اين، من اصراری ندارم که شما نظرات مرا تاييد کنيد. به نظرات شما نيز احترام می گذارم. شاد باشيد.

Shetab
راوا را حمایت کنیم

خواهر نهایت گرامی لیمه جان، من کاملا با شما در مورد "راوا" همنظر هستم. من تعجب میکنم که در افغانستانی که هر طرفش خیانت، دنائت، بیشرمی و به مه چی گفتن رسم شده و این موج حتی تعداد قابل ملاحظه روشنفکران را نیز در خود فرود برده، چگونه یک سازمان زنانه کوچک که از هر جانب دشمنان فراوان دارد، با این قاطعیت و با این گستردگی کار و مبارزه میکند.

چندی قبل شاید خوانده باشید که یکی از همفکران آقای میرهزار به نام سخیداد هاتف فتوای جهاد علیه راوا داد و همه را به جای فرا خواندن به مبارزه علیه ستمگران خونخوار تنظیمی و طالبی و مالکان امریکایی، پاکستانی و ایرانی شان، به مبارزه علیه راوا فراخواند و تعدادی از چتلی خواران ارتجاع به این امر لبیک گفته یکباره شروع کردند به نوشتن علیه راوا و اتهام بستن ها به این سازمان. چون راوا بی ملاحظه و بی توجه به قاش پیشانی این آقایانی که در راه خیانت به وطن و مردم روان هستند مینویسند و شجاعانه اینان را با قلم نیشگون و زبردستش رسوا میسازد، پس ناگذیر اینان عقده های فراوانی از راوا به دل دارند و هرآن و با هر نام و شیوه ای برای بیرون کردن این عقده ها و زدن راوا کار میگیرند.

اما من تاریخچه راوا را دنبال کرده ام، این نوع حملات علیه راوا داستان طولانی دارد و تقریبا تمامی ستمکاران افغانستان به نوبه خود علیه راوا دندان خایی کرده اند اما جایی را نگرفته.

دوستی در صفحات همین کابل پرس لیست ذیل از مقالاتی در حمله به راوا را درج کرده بود که من برای آگاهی دیگران آنها را نقل میکنم:

http://pz.rawa.org/41/41demand.htm

http://pz.rawa.org/40/40protest.htm

http://pz.rawa.org/46/46mozin.htm

http://pz.rawa.org/sokhani/2-mitaq-khoon-pg-1.gif

http://pz.rawa.org/46/46qola.htm

http://pz.rawa.org/66/66sayyaf_ut.htm

http://pz.rawa.org/42/42winner.htm

http://pz.rawa.org/41/41paygham.htm

http://pz.rawa.org/41/415slaps.htm

http://pz.rawa.org/41/41latifp.htm

http://pz.rawa.org/41/41against.htm

http://www.rawa.org/28press7.htm

http://www.rawa.org/28against.htm

http://www.rawa.org/28press1.htm

http://www.rawa.org/dec10-00.htm

کامران ميرهزار
راوا و تضادهايش!

به نظر من شما بايد ديد وسيع تری نسبت به نقد و انتقاد داشته باشيد. اگرشما و راوا، انتقاد از سازمان محبوبتان و نشان دادن تضادهايش را همکاری با جنايتکار می دانيد که برايتان متاسفم و شما خود در گسترش شک و ترديد نسبت به صداقت راوا دست داريد. چنين ديدی نشان می دهد که هنوز اين سازمان به بلوغ سياسی نرسيده است و يک عينک به چشم زده که هر که به آن حتا "تو" بگويد، يعنی در صف دشمنانش قرار دارد. اين بيشتر به غروری کاذب می ماند و با خردگرايی و آن چيزی که خانم ليمه ادعا می کند که راوا خواهان رفع نقص خود است، تفاوت دارد.

من نمی دانم وقتی می گوييد " سخيداد هاتف از همفکران کامران ميرهزار" منظورتان چيست. تا جايی که من نوشته های آقای هاتف را خوانده ام، نظرات او شباهتی با نظرات من ندارد و حتا می شود گفت که در بسياری موارد متضاد است. اگر با اين ديد محدود شما برخورد کنيم، پس حتا می توان گفت " کريم خرم از همفکران راوا"، "نجيب منلی از همفکران راوا" و...

بهتر است که تفکيک درست و منطقی از موضوعات داشته باشيد.

محبوبه
راوا و تضادهايش! چپ بودن راوا

با توجه به نوشتهاولی آقای میرهزار در نقد "راوا" تصور من اینست که این عمدتا دید "چپ" و تند راواست که آقای میرهزار از آن متنفر است و آنرا قابل نقد میداند. وقتی مینویسد که راوا باید از "نگره های چپ و کلاسیک شده" دوری جوید، بخوبی این موضع وی را میرساند.

در جایی این نظراتش را بصورت زیر بیان کرده:

راوا اکنون شبيه بيشتر گروه های تزيين شده و بزک شده ی ايرانی ست که بيشتر از اينکه خلاق باشند، چپ های ورشکسته محسوب می شوند و يا راست هايی که از شکم سيری مرگ بر رژيم هم می گويند.

و این گفته او کاملا مغایر با نقدی هست که اینجا از راوا ارئه کرده است. از یکسو راوا را مورد سوال قرار میدهد که چرا فلان و فلان را نکوبیده اید و از جنایات و خیانت های شان نگفته اید، اما وی در آن نوشته از راوا خواست که از "جنگ و گرسنگی" یادی نکند چون "مردم میخواهند از گذشته تاریک" فاصله بگیرند. این همان منطق "جبهه ملی" است که میخواهد به مردم بگوید ما را بپذیرید که رهبر و دولتمدار تان باشیم چون گذشته را گاو خورد فراموش کنید:

اين راوا عملا در جامعه ی افغانستان نمی تواند نقش کارايی داشته باشد و برای جامعه ای که پس از سال ها جنگ و گرسنگی می خواهد که واژه های جنگ و گرسنگی را فراموش کند، فضای روانی آزاد نمی گذارد..... مردم در افغانستان تلاش می کنند که گذشته ی تاريک را ننگرند و از آن فاصله بگيرند.

تصور من اینست که این چند انتقاد نه چندان وارد به راوا اصل قضیه را نمیرساند، برخورد اصلی و دید اصلی میرهزار در مورد راوا همانست که زمانی در نوشته‌ای زیر نام "طالبان ماده" در این سایت نشر شده بود.

من مطمئنم که نویسنده کسی نیست جز خود میرهزار، اما چون یک مقدار قیافه گیری میکند، شرم کرده که نام خودش را پای آن بنویسد.

و اینکه چرا این نویسنده که قبلا منتقد تند راوا بود و حال ظاهرا فقط چند پرسش و "کنجکاوی" دارد، ممکن خود به باطل بودن آن نظرات اولیش رسیده باشد، یا اینکه دریافته باشد که با راوا از آن راه پیش رفتن برایش بین بریدگی دارد و به جایی نمیرسد و یا هم این شیوه جدید را راه بهترین برای کوبیدن و "بی‌اعتبار" ساختن راوا یافته باشد. جواب اصلی در آینده نزدیک روشن خواهد شد.

کامران ميرهزار
تضادهای راوا بيشتر می شود!

خانم محترم و يا هم (شايد) آقای محترم!

به کشف بزرگی نايل شده ايد. تبريک باشد. فقط چند نکته را جهت اطلاع شما و خوانندگان کابل پرس می گويم.

يک: شما به همان ميزان اطمينانی که گفته ايد، نوشته ی "طالبان ماده" نوشته ی من است، به همان ميزان و قاطعيت يک دروغگو هستيد. برای اثبات دروغ شما حاضرم همان ايميل نويسنده ی مطلب " طالبان ماده" را (حاوی مطلب) به شخص بی طرفی روان کنم (که هم سازمان شما او را می شناسد و هم من) و او با مقايسه ی آی پی، به دروغ شما پی ببرد. به شما آن را نمی فرستم، چرا که شما به همين سادگی که دروغ می گوييد، ممکن از موضوع سوء استفاده نيز بکنيد و اين خجالت آور است.

دو: چپ بودن جرم محسوب نمی شود اما بسياری از مدعيان چپ در کشور جهان سومی و چه بسا چهارمی مانند افغانستان از راست راست تر هستند. من همچنان سر گپ خود هستم که راوا مانند گروه های بزک شده ی ايرانی ست که بيشتر از اينکه خلاق باشند از شکم سيری مرگ بر رژيم هم می گويد. گروه های ورشکسته ی ايرانی اکنون بدليل تعدد جريان ها و نيز بدليل بالا رفتن فهم و شعور جمعی، خانه نشين شده اند و يا اينکه گپ های مفتی می زنند که خريداری ندارد و يا اينکه اکنون رسما بيرق راست را بلند کرده اند. به نظر من حرکت جمعی فمنيست های ايرانی بسيار ارزشمند تر از عملکرد اين گروه هاست. خوب است که راوا درس هايی را از اين گروه بياموزد. گروهی که البته خود در حال آموختن است.

راوای شما به سرنوشت گروه های ورشکسته دچار خواهد شد اگر ثابت نکند که سر در آخور زلمی خليل زاد و اربابان وی ندارد.انورالحق احدی نيز که نوکر تمام عيار بانک جهانی محسوب می شود، با راهنمايی های آقای خليل زاد به نوکری خود برای بانک جهانی و چپاول گروهی و شخصی دارايی های همگانی ادامه می دهد و راوای شما در مقابل دزدی های وی سکوت مرموزی دارد. اتفاقا اين رشته ی بسيار جالبی ست که می توان دقت زيادی به آن کرد. خانم زلمی خليل زاد، مشاور ارشد راوا می شود، خانمی که به نظر من با توجه به توان و آزادی که در انتخاب دارد می تواند و بايد از جناب خليل زاد جدا شده و او را افشا کند، اگر واقعا در همان خطی وجود دارد که راوا داعيه ی آن را دارد. اگر زن خليل زاد مشاور ارشد راوا نيست و سايت معتبر آمازون دروغ نوشته است، چرا راوا جسارت اعتراض ندارد؟ چرا مگر با اعتراض به اين امر چه اتفاقی می افتد که راوای جسور تبديل به موش خانگی شده است و فقط می خواهد بوجی های آرد خانه را بجود؟ شما و رفقايتان ممکن است کلی گويی هايی را برايم مثال بزنيد که عليه آمريکا در برخی نوشته های خود داشته ايد، اما هيچگاهی به خود اجازه نداده ايد که مستقيم و با جزييات راز های زلمی خليل زاد را افشا کنيد و در عوض آن به او مانند يک مهتر، کلان تر و يا دوست می نگريد. به نظر من موضع ضد آمريکايی داشتن بدون نقد مهره های اصلی و دست اول تر آمريکا در افغانستان يعنی گل آلود کردن آب.

سه: ممکن افراد با گذشت زمان، مطالعه و تجربه، بسياری از نظرات گذشته ی خود را کنار بگذارند و چه بسا نظرات قبلی خود را نيز رد کنند. اين مساله در نفس خود هيچ مشکلی ندارد و بلکه برای رشد لازم است. در هر حال فکر می کنم اين نوشته ی کوتاه شما علی رغم دروغ آشکاری که در آن وجود دارد، بسيار بهتر از پاسخ راوا به نوشته ی من است.

ناشناس
تضادهای راوا بيشتر می شود!

آقای میرهزار، به این بخش نوشته بالا هم پاسخ دهید که جواب تان کامل شود:

“اما وی در آن نوشته از راوا خواست که از "جنگ و گرسنگی" یادی نکند چون "مردم میخواهند از گذشته تاریک" فاصله بگیرند. این همان منطق "جبهه ملی" است که میخواهد به مردم بگوید ما را بپذیرید که رهبر و دولتمدار تان باشیم چون گذشته را گاو خورد فراموش کنید:”

لیمه از آلمان

راوا و تضادهايش!

باز هم سلام:
اولا من به شما پیشنهاد میکنم آقای میر هزار که لطفا شماره های بعد ازسقوط نوکران روس پیام زن به خصوص «ما وخوانندکان» پیام زن را بخوانید مطلبی را که دنبالش می گردید پیدا می شود.و وافعا من هم نمیتوانم که بعد از 8 ساعت کار شاقه (الته که تصویری از کار در غرب در ذهن تان باید باشد)دوباره پیام زن را غربال کنم. چون شما ژونالیست هستید و به گفته خودتان وظیفه ژورنالیست دریافتن حقیقت است.باید این کار را بکنید.واگر من این کار بکنم وبه شما نشان بدهم آیا حاضر خواهید بوداز راوا معذرت بخواهید؟
دوم_بین من وشما گپهای دیگر هم تبادله شده بود .درمورد آنها به چه نتیجه رسیدید؟

کامران ميرهزار
راوا و تضادهايش!

خانم ليمه ی محترم ،

شما هشت ساعت کار می کنيد و من حداقل 16 ساعت. اما با اين وجود من يکبار ديگر نشرات سازمان مورد علاقه ی شما را مرور می کنم تا از اين رهگذر مانند آنچه گفتيد به مواردی برخورم که تاکنون برنخورده ام و يا شايد هم تضادهای بيشتری را بيابم.

اگر شما خود مواردی که می گوييد را بيابيد، دليلی نمی بينم که من پوزشی بخواهم. اتفاقا يک مورد بدست خواهد آمد که راوا بايد بر سر گپ خود بايستد و آنچنان که شما مدعی هستيد که از افراد خواسته " ما را در رفع کمبودها و نقص ها ياری کنيد"، اين سازمان از من بايد قدردانی کند که عيب و نقص کلانش را پيش چشمش مانده ام. عجب دنيايی شده، هنوز کاری نکرده بدهکار هم شديم.

من تنها بخشی از تضادهای راوا را به راوا گوشزد کرده ام که در مقاله ی بالا آمده، يک مورد ديگر هم در پيام ها به آن اشاره کرده ام که روی ويديوی ديگران تاپه ی خود را نچسباند. اين يعنی نوعی سرقت و اگر همان رسانه بخواهد، از راوا می تواند شکايت کرده و 48 تا 72 ساعت ، سايت سازمان محبوبتان را مسدود کند و يا غرامت خود را بگيرد. شما می خواهيد برای همه ی اين موارد که نقص و عيب راوا را تذکر می دهم پوزش بخواهم؟ جدا شما چنين می خواهيد؟
اگر چنين باشد که متاسفم. در آلمان بودن شما و در جايی که فضای آزادتر وجود دارد، کمکی به شما نکرده که بدانيد انتقاد برای اصلاح مفيد است و انتقادکننده بدهکار کسی نمی شود.

خانم محترم. در مورد چند جمله ای که بين من و شما رد و بدل شد، من به اين نتيجه رسيدم که شما نظر خودتان را داريد و من نظر خودم را. دليلی ندارد که حتما شما با من موافق باشيد و من با شما. من نظر خودم را ابراز می کنم، شما هم نظر خودتان را و قضاوت را بگذاريم بر عهده ی خوانندگان. من به پرسش هايم از روا ادامه می دهم تا بالاخره مشخص شود که ماجرا از چه قرار است. اتفاقا زمانی ماجرا برای من تاسف آور خواهد بود که پاسخ های منطقی و معقول از راوا نشنوم و يا به خطای خود اعتراف نکند و در صدد جبران آن نبرايد. من اعتقاد دارم که افغانستان نياز به يک جريان فمينيستی قدرتمند دارد و اگر راوا می خواهد چنين جريانی باشد، بهتر است از انتقاد استقبال کند و نه اينکه مغرورانه به اتهام های توخالی و دشنام و تحقير ادامه دهد. اطمينان داشته باشيد که اگر راوا همچنان بخواهد اتهام های توخالی ببندد و به صورت گزينشی رفتار کرده و در مقابل بسياری از جنايتکاران و خاينان و دزدان و حاميان درشت ارتجاع سکوت کند، در آستانه ی فروپشی قرار خواهد گرفت و فقط لکه ی ننگی می ماند که موجوداتی مانند انورالحق احدی، اشرف غنی احمدزی، زلمی خليل زاد، فاروق وردک، حبيب الله رفيع، نجيب منلی، ضيا بوميا، حنيف اتمر و...از آن استفاده های خود را کرده اند (از سکوت مرموز راوا در مقابل شان) و پس از آن...

سمیع الله

راوا و تضادهايش!

کامران عزیز
چرا وقتت را می کشی. سازمانی که به خاطر منافع مالی و... گروهی اش نتواند مسعود را با تمام آن جنایات کثیفش، جلاد و خاین بنامد، چرا باید بر احدی و اتمر و رامین و ... بتازد.

راوا در شماره مسلسل 40 پیام زن سرطان 1374 در اوج جنایات مسعود خاین نوشت:
"ما تا كنون‌ درباره‌ شخص‌ احمد شاه ‌مسعود و جنایات‌ و خیانتهای‌ او گزارشی‌ دریافت‌ نكرده‌ایم‌. شما می‌توانستید بجای‌ آنقدر هتاكی‌، از ترورها و جنایات‌ و میهنفروشی‌هایش‌ به‌ ما بنویسید و بالنتیجه‌ ثابت‌ بسازید كه‌ او با گلبدین‌ فرق‌ ندارد."

عجب راوای متضادی که در پاسخ به آقای امی می نویسد، ما تا کنون (سرطان 1374 - اوج خیانت های شورای نظر به سرکردگی مسعود خاین) در باره شخص احمد شاه معسود و جنایات و خیانت های او گزارشی دریافت نکرده ایم
راوا به خوبی می داند که پس از قتل سیدال سخندان توسط گلبدین فاشیست در صحن پوهنتون کابل، مسعود دشمن جدی انقلابیون به شمار میرفت و در اوایل حاکمیتش شماری از روشنفکران انقلابیون را در دره پنجشیر از دم تیغ گذشتاند
ندانستم که این چه نوع گروه انقلابی است که فاشیستی بر می خیزد انقلابیون را سر می برد و این گروه می گوید که گزارش در مورد خیانت هایش دریافت نکرده است.

رحمانی
سمیع الله خان سازمان راوا را نشناخته است

سمیع الله خانه وروره!

به نظر من تا آن شماره مسلسل پیام زن که در باره مسعود معلومات نداشته و آن بدست شما رسیده است تا آن هنگام دندانهای سازمان راوا به اندازه کافی بالای مسعود تیز نشده بود وسازمان راوا داشت دندان تیز میکرد تا که وقت اش رسید حالا هم شما وهم سازمان راوا به اندازه کافی میتوانید هرکس را که بخواهید پاهایش را بگزید به استنثنای افراد کلیدی ودزدان امریکائی افغانی الاصل مانند احدی احمدزی وخلیل زاد

ناشناس
راوا و تضادهايش!

راوا بسیار اشتباه کرده که دوازده سال قبل این جمله را نبشته اما بعد از آن همیشه علیه وی نوشته و هیچ سازمان و فردی به اندازه راوا در افشا و بی نقاب ساختن قهرمان ملی دژخیمان نقش بازی نکرده است.

http://pz.rawa.org/57-58/57masoud.htm

سمیع الله
راوا و تضادهايش!

دوست عزیز
من فکر می کنم یک سازمان سیاسی حق ندارد به این سادگی بگوید که اشتباه کرده است.
یک سازمان سیاسی آنهم سازمان انقلابی باید اول بطور رسمی در نشریه اش از خود انتقاد نماید که دچار چنان خطای نابخشودنی سیاسی شده است و پس از آن اشتباه خود را ریشه یابی و از آن درس های لازم بگیرد.
به نظر من راوا هیچ جای از خود در این مورد که از جنایت مسعود اطلاع ندارد انتقاد نکرده است، در حالیکه راوا بخوبی می داند که مسعود از قاتلان درجه یک انقلابیون دره پنجشیر بود. راوا حتی می تواند نام آن انقلابیون را نیز ردیف نماید.
در حالی که بدانی که مسعود پیش از جنایات دهه هفتاد شمسی مرتکب جنایات نابخشودنی شده است و بدانی که مسعود در اوج ادرار خوری، کانتینر کبابی، تجاوز بر مادران هفتاد ساله، تجاوز بر شکریه معلم، خودکشی ناهید، اعدام های خودسر، کتابسسوزی مسعودی، دختر ربایی، رقص بسمل و ده ها جنایت دیگر کمتر از گلبدین نبوده است و در رودخونی که جاری کرده است بگویی که از جنایات مسعود اطلاع نداری، اگر وقاحت و شرمندگی تاریخی نباشد حداقل معامله گری سیاسی شرمندوک شمرده می شود.
آیا حق دارید آنرا اشتباه بگویید و سکوت کنید و در هیچ جای حتی به ریشه یابی این لغزش ننگین اشاره ای نکنید و پس از 12 سال آنرا فقط یک اشتباه گفته، وجدان تان را آرام سازید؟

خالد

راوا و تضادهايش! راوا ضد هزاره است

دوست محترم کامران میرهزار،

به یک جنبه دیگر راوا که خودت نپرداخته ای ضد هزاره بودن اینان است.

اگر مقالات شانرا دیده باشی علیه بابه مزاری، قهرمان هزاره جات چیزهایی نوشته اند که انسان با دیدن آن شاخ میکشد که اینان چگونه میتوانند در برابر اینچنین شخصیت نادر مردم ما این کلمات را به زبان رانند.

اینان میکوشد که همه مسئولیت جنگ های کابل را که باعث قتل عام هزاره ها شد به گردن حزب وحدت و بابه مزاری بیندازند.

در یک از شماره های نشریه شان وقتی که بابه مزاری شهید شد عکس از او را با جمله ناشریفانه نشر نموده بودند و تا حال بارها به این بزرگوار و مرد حق تاخته اند:

http://pz.rawa.org/40/40_back.jpg

خودت که هزاره هستی باید به این جنبه ماهیت راوا نیز توجه داشته باشی و آنرا برجسته کنی.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 25 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس