رفتن به محتوای اصلی
نگاه دیگر به محرم

نگاه دیگر به محرم

شهامت پرسش و جرات نواندیشی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بهرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم ( شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند) در خلوت خانه خود نیز رنج می برد. پس ایجاب عقل و اثبات منور بودن آنست که ازهمین امسال و همین محرم با دوستان خود، با خویشاوندان فکری خود، محرمی برپا کند که از آن بوی عقل و رایحه دانش به مشام بیاید، تا روزیکه احاد این مردم زنجیر های جهل را از گردن بیرون کنند، و دست آشتی به سوی خرد دراز نمایند، و محرم و مذهب را با سرور و سرمستی بیامیزند.

نگاه دیگر به محرم

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است

دربارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"

دنیا آرام است

راستی، شعری را که در بالا آمد واقعیت دارد؟ و یا نه درآن صرفا احساس مبالغه آمیزمذهبی یک شاعر تجلی یافته است؟ وآیا براستی شورشی در عالم برپاست وهمه گرفتار ماتم وعزا هستند؟ متاسفانه و یا خوشبختانه شورشی در عالم برپانیست! و همه گرفتار ماتم وعزا نمی باشند! وبلکه آن شورش وماتم در عالم کوچک چند صدمیلیونی شیعیان برپاست که فیصدی اندک از فرزندان آدم را تشکیل میدهند. ومابقی خلق عالم مثل هرروز وهرماه دیگر مصروف ساز و نوا وطرب خویش میباشند. البته از عالم قدسیان وجنیات معلوماتی در انترنت نیست که آیا آنها همه براستی سر برزانوی غم نهاده و در این شورش وعزای شیعیان سهیم هستند، ویانه گرفتارعبادت و یاشیطنت روزمره شان می باشند. بهترتیب، تجمع وعزاداری ایام محرم سنت کهن و دیرپای شیعیان استکه شایسته بررسی ودرخوربازبینی ونقد باچشمان دور از تعصب مذهبی میباشد. تجلیل و تجمع محرم درجامعه تشییع افغانستان وجنبه های مثبت وزیان بخش آن و چند پاسخ به تجلیل بهتروکاهش جنبه احساسی، وتمرکزبربعد عقلانی این سنت موضوعی است که دراین نوشتار به آن پرداخته می شود.

تبارزاجتماعی و وحدت مذهبی

عزاداری و تجمع ایام محرم درافغانستان تاریخی به درازای تاریخ حضور مذهب شیعه دراین سرزمین دارد که دربعضی مقاطع زمان به دلیل خوف از حاکمان غیر شیعه به طور مخفی مورد تجلیل واقع گردیده است. شیوه اجرای این مناسبت مذهبی با توجه به گذشت زمان ومکان تجلیل آن، هرازگاهی دستخوش تغییر ات بوده است. بطور مثال، می توان از تفاوت اندک در مورد نحوه تجلیل از محرم در میان شیعیان دهاتی وشیعیان شهری یادآوری نمود. شعیان دهات درایام محرم همه با تجمع در مسجد قریه به پای وعظ وروضه ملای محل می نشینند ودرموقع نوحه خوانی از پشت پیراهن سینه می زنند. درحالیکه اغلب جوانان در شهر رغبت و میلی به وعظ ونصیحت ملاها نشان نمیدهند وتازمانیکه ملا از بالای منبر پایین نشده است در بیرون مسجد در حلقه های کوچک رفیقها و هم کوچگی هایشان می نشینند. شیعیان شهری در موقع سینه زنی پیراهن هایشان را از تن شان بیرون میکنند ودر دسته مختلف ومنظمی بزرگسالان و نوجوانان صف میبندند. شعیان در شهر علاوه بر سینه زنی از دونوع زنجیر تیغدار وبی تیغ نیز استفاده می کنند و به زنجیرزنی می پردازند که خوشبختانه شعیان دهاتی عادت وآشنایی با آن ندارند. لازم به یادآوری استکه شیعیان اناث(به استثنای تکیه خانه های زنانه) چه در دهات وچه در شهرصرفا در پشت پرده می نشینند و فقط به وعظ و روضه ملاها گوش می دهند واشک میریزند. بهترتیب، سنت تجمع ایام محرم، علاوه برعزاداری وفهم احساسی و سوگوارانه مردم از آن که جای شک ونقد پرسش است، دارای جنبه های نیک ومفید اجتماعی نیز می باشد. ایام محرم بهترین زمان تجلی وحدت و هماهنگی شیعیان افغانستان است که همه در کنار همدیگر وبدون در نظرداشت تفاوتهای قومی وزبانی وبراساس پیوند مذهبی گردهم می آیند تا یک مناسبت مشترک مذهبی را تجلیل نمایند وآشنایی با همدیگر حاصل نمایند. علاوه برنقش وحدت آفرین تجمع ایام محرم، رفت وآمد کاروانهای بزرگ مردم از یک گوشه ای شهر به گوشه ای دیگر شهر درروزهای محرم سبب تبارزنیرومند مردمی شیعیان میشود که دارای اهمیت فراوان اجتماعی است. مسلما، هرقدر این کاروانها منظم وسازمان یافته تر باشد و با شعار ها، تصاویر وتابلوهای جهان پسند و عقلانی آرایش بیابد به همان اندازه به اعتبار وحیثیت اجتماعی وفرهنگی شیعیان خواهد افزود.

گریه های سادلوحانه و ناله های باستانی

عزاداری سیزده روزمحرم، وامتداد وقفه ای آن تا آخر ماه صفر، وتکرارآن درروزهای جمعه باعث گشته است تا شیعیان سوگوارترین مردم جهان معرفی شوند ومذهب شیعه درصدرلیست مذاهب غمناک دنیا قرار گیرد. باوجود که مراسم عزاداری ایام محرم در میان شیعیان افغانستان و مخصوصا در دهات به شکل آرام وعاری ازافراط برگزار میشود، و به هیچ وجه شدت وخشونت معمول مراسم های شیعیان هند وپاکستان در آن دیده نمی شود، ولی اثرات منفی این عزاداری ها موضوع ساده ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. اولا، نفس سوگواری وماتم زدگی برای صحتمندی انسان به شدت مضر است و هیچ روانشناسی در دنیامدرن آن را تایید نمی کند. وبلمقابل، دانش روانشناسی امروز پافشاری واصراربرمصروفیت های شادی بخش برای کاهش آلام وبی قراری های بشردارد. تعجب آوراینکه، آنهمه عزاداری برای حادثه برپامیشود که یکهزاروچهارصد سال قبل اتفاق افتاده است. ظاهرا، استدلال مدافعان وطرفدارن این عزاداری ها سه موضوع است:
اولا، میگویند اگر شما پدر، مادرویا یکی از عزیزان تان را از دست بدهید مگر تا چهل روز عزاداری نمی کنید؟ وحالا که امام حسین با آن عظمت وشکوه برای اسلام به شهادت رسیده است شایسته نیست تا چهل روز برای او عزا دار باشیم؟
استدلال دوم شان اینستکه، یکی از دلایل عمده بقای مذهب شیعه در طول تاریخ همین مجالس عزاداری بوده است والا با توجه به مخالفت اغلب حاکمان سلسله های اموی ، عباسی وعثمانی با تشیع، مذهب شیعه قرنها پیش نابود وفراموش میشد.
واستدلال سوم که مطرح می کنند می گویند که، هدف از قیام امام حسین نجات وبقای اسلام بود وماباادامه این عزاداری ها موجب بقا واحیا اسلام حسینی میشویم.
متاسفانه در هر سه استدلال مذکور یک نوع مغالطه آشکارآمیخته بااحساسات مذهبی دیده میشود. اولا، امام حسین امسال به شهادت نرسیده است تا ما حتما چهل روز را برای اوعزادار باشیم. وما حتا برای پدر، مادر ویا عزیزان که از دست می دهیم فقط یکبارودر سال اول مراسم سوگواری برپا میکنیم. دوما، اگر در گذشته مجالس عزاداری موجب بقای مذهب شیعه بوده است دردنیا امروز ضرورت آن احساس نمی شود. وبلمقابل، بقای مذهب شیعه دردنیا امروز بستگی به آن دارد تا رهبران آن تا چه حد تن به واقعیت های علمی میدهند وغبارجهل واوهام را ازسیمای آن میزدایند. ثالثا، حفظ اسلام حسینی بدان معنا نیست که ما بی جهت سوگوارباشیم وعزاداری نماییم. اشک ریختن وسینه زدن فهم منفعلانه ناشی ازبدفهمی وبیسوادی است وهمخوانی باارزشهای نهفته در متن انگیزه های قیام امام حسین ندارد. بهرحال، شیعه روشن طرفدارعزاداری وخواستار ماتم زدگی موهوم و موسوم به مذهب نیست. یقینا، اگرپیروان همه مذاهب دنیا مانند شیعیان برای رهبران فقید ویاشهیدمذهبی شان آن همه عزاداری برپامیکردند تمام روزهای سال آکنده از اندوه وماتم میبود وخنده وتبسم و شادی جزواژه های متروک هرزبان می شد.

خونهای روان و ویروس های بی رحم

تجلیل سوگورانه ای روزها محرم درپهلوی اثرات زیان بخش روانی، برای آنعده از عزاداران که به شدت جای نگرانی است وصحتمندی آنان به دلیل عدم رعایت ملاحظات صحی در معرض خطرقرارمی گیرد.

رسم زنجیرزنی درمجالس عزاداری طوری است که درموقع سینه زنی، ومخصوصا، در شب هفتم وروزدهم محرم، فراشها وسردسته ها تعدادی از زنجیر های تیغدار وبی تیغ را دروسط حلقه سینه زنها می آورند ومعمولا افراد تنومند یک ویا دو دسته زنجیررا برمیدارند ودرتمام مدت یک نوحه، که معمولا پنج تا ده دقیقه طول می کشد، به پشت وبعضا به سرشان زنجیر میزنند. بعد ازیک نوحه همان زنجیر خون آلودی را که روی فرش مسجد گذاشته می شود نفر نو دیگری برمی دارد وبه زنجیرزنی می پردازد. و در برخی موارد کسانی که زنجیر های خودشان را دارند، برای پاک شدن خون از تیغ زنجیر، همه زنجیرهایشان را در ستطل مشترک غوطه می کنند. کسانی که زنجیر تیغدارمیزنند پس از زنجیرزنی فراش مسجد بادستان برهنه(و به ظن غالب آلوده با چند صد هزار باکتریا و یا ویروس) دستمالی را در میان سطل آب سرد غوطه می کند وبعدا آنرا درپشت فرد که زنجیر زده است می گذارد تا خونریزی آن متوقف شود. معمولا، افراد که زنجیر میزنند از طرف مردم ورفیقهایش مورد تمجید واقع میشود ومی گویند: خدا قبول کند به یاد امام حسین زدی ، اجرت باآغا امام حسین. وفرد که زنجیر می زند اولا می خواهد شهامت وجرات خودرا به رخ دیگران بکشد که ، مرد ترس نیست. ودوما، با تعریف وتایید که از دیگران در یافت میکند آنرابا فهم موهوم که از عزاداری ایام محرم دارد آمیخته ، چنان به خود تلقین میکند که بازدن زنجیربه یاد امام حسین،امام حسین شفاعت کرده وخداوند گناهان اورا بخشیده است. اغلب شنیده می شود که میگویند:امسال بسیار گناه کرده ام در محرم گناه های خودرا می تکانم(می ریزانم)؟! بهرترتیب، این واقعیت غم انگیزیست که وجود دارد. اما برای آنانیکه خودرا دوست دارند: استفاده مشترک از یک زنجیر خون آلود که کسی دیگری از آن استفاده کرده است وروی فرش مسجد نیز گذاشته شده است ومسلما که استریل نیز نشده است به شدت خطرناک است وموجب انتقال انواع مختلف مرض میشود. ودرکنارآن دستمال تری را که فراش مسجد بادستان برهنه به پشت کسی که خونریزی دارد می گذارد صحی نیست. بهر حال، زنجیرزنی که خوشبختانه بسیارعام نیست ولی برای همان اقلیت کوچک که این کار را میکنند به دلیل عدم رعایت ملاحظات صحی به شدت خطرناک است و میتواند به سلامتی آنها و خانواده هایشان فاجعه بار تمام شود. نتیجتا، زنجیرزنی بدترین شکل تجلیل از ایام محرم است که هیچگونه دلیل عقلی ومذهبی در پشت آن نهفته نیست و کسانیکه مبادرت به این کارمیورزندسلامتی خودوخانواده هایشان را در معرض خطرقرار می دهند.

محرم، صفر ورکود اقتصادی

دردنیا تجارت واقتصاد امروز لحظه ها و ساعتها تا حدارزشمند است که گاهگاهی می شنوید که میگویند:" ضایع کردن وقت جنایت نیست وبلکه خودکشی است". رکود اقتصادی ولو برای یک هفته می تواند زیان بزرگ اقتصادی باشد. رکود اقتصادی طولانی مدت و چند ماهه برای کشورهای مدرن تا حد تحمل نا پذیر است که میتواند موجب شکست حزب حاکم در انتخابات آینده شود. وحالا به شدت تعجب آوروغم انگیز که میبینیم شیعیان با یک شگون موهوم که هیچ ارتباط به مذهب ندارد چگونه هرساله برای دوماه رکوداقتصادی سنگینی را بر خود تحمیل می کنند. شیعیان در کنار سوگواری روزهای محرم دردوماه محرم وصفر از هرعمل شادی آوری خودداری می کنند . در دو ماه محرم و صفر کسی محفل عروسی برپا نمی کند و شیرینی خوری وجشن به دلیل عزادرای به فال بد گرفته می شود. دراین دوماه غالبا مردم چیزی نوی نمی خرند و بازارها کساد می شود. شگون وترس عزاداری دوماه محرم و صفر تا حدی است که اگر محرم در نوروز بیاید محرم می تواند جشن نوروز را خنثی نماید.

دکانهای لباس فروشی، خیاطی، بوت دوزی ،آرایشگاها و گل فروشی ها بیشترین باررکود اقتصادی دوماه محرم وصفر را متحمل میشوند. بهر حال، محاسبه علمی رکود اقتصادی دوماه محرم وصفر نشان خواهد که دراین دوماه مردم و مخصوصا خود شیعیان چه ضربه بزرگ اقتصادی و زیان هنگفت مالی را متحمل می شوند.

چه باید کرد؟

شهامت پرسش و جرات نواندیشی

"سنت تجمع روزهای محرم" با وجود جنبه های منفی آن که در بالا گفته آمد تا آن حد مضروزیان آفرین نیست که آن را کاملا ترک و یا تحریم نمود. پس وقتی بناست روزهای محرم تجلیل شود واین سنت محفوظ بماند پرسش بعدی این است که چگونه محرم را باید تجلیل نمود. روشن استکه، محرم با فرم وشکل سنتی آن به هیچ وجه برای نسل روشن و جوان شیعه امروز پذیرفتنی نیست. وقتی یک ملا برای پانزده دقیقه روضه می خواند و"گریز"می رود، ولی پلک جوانی نمناک نمی شود می توان اعتراض خاموش یک نسل را مشاهده نمود و فریاد های یک انقلاب را از پشت لبان بسته او شنید.

برای تجلیل بهتر"سنت محرم" ابتدا باید لباس جهل رااز تن او بیرون آورد وغبار اوهام را از سیمای او پاک نمود وپس از آن با قبای عقل وفرزانگی وقامت بلند ایثار وآزادی که یادآور روزهای اصالت ونجابت وجوانی اوست اورا گام به گام به قر ن بیست ویکم آورد.

گام اول : خدا حافظ "ناله های باستان"

با توجه به آنکه ماتم و سوگواری برای صحتمندی مردم مضر است و هیچ استدلال روشن مذهبی آن را تایید نمی کند باید در مجالس روزهای محرم روضه خوانده نشود وبه جای آن به بحثهای فکری و اعتقادی پرداخته شود. باید تلاش نمود تا" منبر محرم" تریبون برای تکثیر آگاهی وتبین آزادی باشد وبه تنویر افکار مردم بپردازد. نباید در منبر چیزی گفته شود تا مردم از پای آن اشکریز وغمناک و یا عقده مند و خشمناک برخیزند. منبررا باید تریبون نمود تا مستمع ازپای آن روشن واندیشناک بلند شود وبامشعل که به او هدیه می شود گام در دل شبستان جهل بگذارد و به فتح تاریکی برود.

گام دوم: شکست یک شگون

آنگونه که دربالانیز یادآوری شد. ترس وشگون دوماه محرم وصفرسبب گشته است تا مردم در این دوماه محفل عروسیی را بر پانکنند ونامزدی را جشن نگیرند و هرپیوند نیک و محفل شادی را بر خود حرام کنند. می دانیم که این موضوع علی رغم واقعیت خرافی آن باعث رکود اقتصادی می شود وزیان بزرگ مالی را بر جامعه ما تحمیل میکند. وقتی، خداوند روزهای پررزق وپررونق به ما عطا می کند چرا آنرا به روزهای بی رونق وبیکاری تبدیل کنیم؟ چرا دردو ماه محرم صفر بی هیچ دلیل منطقی ویامذهبی درهای سرور را می بندیم ودروازهای غم و ماتم را به روی روزهای عمرما باز میکنیم؟ عقل وخردمندی ایجاب می کند تا دروازه های سروروشادی را به روی هر روز زندگی بازبگذاریم وبا استقبال از جشن وشادمانی به استغنا وشادابی زندگی مان بپردازیم. شاید بهتر آن باشد تا شیعیان روشن بی محابا در هرروز سال ،ولو محرم وصفر، به جشن و شادمانی بپردازند وبگذارند تا زنان پیر وفالبین ها هر خوابی را که می بینند، بینند وهر فال را که می زنند، بزنند. می دانیم که آینده با عقل وتدبیراست.

گام سوم: کاهش روزهای تجلیل ازحادثه عاشورا

اولا، لازم است تا پیشنهادی مطرح شود اینکه پس از این به جای اصطلاح" مجلس عزادرای محرم" چون شیعیان روشن طرفدارعزاداری وماتم نیستند و برعکس خواستار برپایی محافل سخنرانی های فکری ،اجتماعی و دینی در ایام محرم می باشند، اصطلاح "محفل سخنرانی محرم" را بکار ببریم. با توجه به مصروفیت های بی پایان زندگی امروز، بهترست تا محافل سخنرانی محرم از روز سوم محرم تا روز سیزدهم آن ادامه یابد وبس. مسلما، که ادامه وقفه ای آن تا آخرماه صفر، و تکرار آن درروزهای جمعه باعث کاهش جذابیت آن می شود و واعظان نیز چیزی جز تکرار یک مکرر در خرمن نخواهند داشت.

گام چهارم: آهنگ حسین و تیاتر عاشورا

باورمندیم، کسی که میداند میکروب چیست زنجیر نمی زند. پس صحبت در مورد تلطیف ویا فراموشی سینه زنی است. مجالس سینه زنی یکی از سر گرمی های محبوب جوانان در شبهای محرم است که نوحه خوانی ومسجد گردی های شبهای محرم به جذابیت ومحبوبیت آن افزوده است. با توجه به حرمت موسیقی وآوازخوانی در تفکر سنتی مذهب شیعه ، مجالس نوحه خوانی تنها مکان آزمایش ورشدآواز خوانی برای جوانان شیعه بوده است. بنا براین جای تعجب نیست اگر گاهگاهی نوحه های را میبینید که دلنشین ودوست داشتنی به گوش میاید. نوحه خوانهای مشهور که گاهگاهی در محافل خصوصی به بیت خوانی و موسیقی پرداخته اند، هم خودشان وهم دوستانشان در یافته اند که اگر ترس مذهب و شرم مردم نمیبود می توانستند هم در مجلس مناجات شور آفرینی کنند و هم در محفل خرابات شور انگیز باشند. بهر حال، منطقی آن است تا ابتدانوحه های غم انگیز محرم را به آرشیف بسپاریم وبعدا شاعران روشن به بازسرودن حادثه عاشورادرقالب اشعارحماسی، عقلانی و متمدنانه بپردازند. وپس از آن اشعارجدید با موسیقی به وسیله آوازخوانان گمنام که ما امروزه آنانرا" نوحه خوان" ویا" بارخوان" میگوییم، خوانده شود. ودرصورت چنین اتفاقی بعدا ازآن" نوحه" و"نوحه خوان" نخواهیم داشت وبجای آن" آهنگ مذهبی" و "هنرمند مذهبی" داریم. بدون شک، ظهور پدیده آهنگ وتیاتر مذهبی گام مهمی در جهت استغنای کلتور و فرهنگ شیعیان افغانستان است.

بهرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم ( شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند) در خلوت خانه خود نیز رنج می برد. پس ایجاب عقل و اثبات منور بودن آنست که ازهمین امسال و همین محرم با دوستان خود، با خویشاوندان فکری خود، محرمی برپا کند که از آن بوی عقل و رایحه دانش به مشام بیاید، تا روزیکه احاد یک مردم زنجیر های جهل را از گردن بیرون کنند، و دست آشتی به سوی خرد دراز نمایند، و محرم و مذهب را با سرور و سرمستی بیامیزند.

مطلب مرتبط:
کابل اکسپرس" دیگری در راه است
http://fromwest.blogfa.com/post-51.aspx

گالری عکس

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

27 دیدگاه
ناشناس

نگاه دیگر به محرم

نویسنده شهرکی :
برادرا ن ود ست اند رکارا ن سایت کابل پرس ضمن عرض سلام وتحیت امید اینکه نوشتار بنده را ببینید ؛ برادران نوشتاری را چند روز پیش درپاسخ به مقاله ی آقای رضائی طبق اعلام شما درسایتتان درراستا ی نگاه دیگربه محرم( به نام نویسنده شهرکی ) فرستاد م مدتی چند روز است که هیج خبری ازآن درسایت شمانیست برای اطمینان چندین بار ارسال پیام را تکرارکرد م بازهم خبری نشد ازاین جا فهمیدم که درسایت شما آزاد ی و آزاد اندیشی برای کسانی مجاز است که تمام ارزشها ی انسانی والهی را بدون هیج گونه استناد عقل پسند به چالش بکشاند اماکسانی که بدون هیج گونه طعن وتوهین به کرامت انسانی کسی؛ صرفا بااتکا برمستندات محکم شرعی وعقلی برای دفاع ازارزشهای دینی وانسانی خودش برخواسته است چنین کسانی حق ارسال پیام ندارد تاخد متی برای شیطان بشود .

ناشناس

نگاه دیگر به محرم

). تاریخ 6 / 11/ 1386

برپائی محرم سنت بی دلیل وافسانه ای یااوج عقلانیت و عظمت انسانی ؟
نویسنده (شهرکی ).:
به نام خدا وند وباسپاس ازعنایات واکرام اووبادرود وسلام بر ارواح همه ا ی انبیا واولیا ء خدا وند وباسلام بربرادران وخواهران شرکت کننده وبیننده درسایت کابل پرس ؛ این گفتار بخش ازفرایند گفتگو وادامه ی نگاه نو به محرم است.
مادرآغاز ازاین عزیزی که دامنه ی این گفتگورا بازکرده است ونقد چند ی را دررویداد عاشورا ارائه کرده است تشکرمی کنم خواه برای هویدا شد ن چهره ی حقیقت باشد ویاحتی ازروی اغراض گفته باشد ویا سطح درک وتوانائی علمی وی همین را اقتضا کرده باشد ؛ این گفتگو هاسبب می شود تا رهروان حقیقت وپویندگان راه خدا مسیرش را بامعرفت هرچه بیشتر وبهتر به اسرارورموز عاشورای اباعبد الله الحسین پیموده وبه دنبال آن کسب آرامشی درونی نماید ؛ نیز ازصاحب سایت ودیگردوستان شرکت کننده سپاسگذارم تمنا می شود که باب این گفتگو ها هرچه بیشتر وباکیفیت هرچه بهتر وبه دورازهرگونه طعن ونفرین وعیبجوئی ازهم دیگر وبا استناد به دلایل متقن عقلی ونقلی ادامه پیداکند .
صاحب نوشتار که برادری است به نام رضائی؛ نامبرده گاهی ازسخنش پیدااست که نگاه انتقاد آمیز به برخی ازروشهای عزاداری دارد که ازجانب دوستان وشیعیان جاهل که کارشان رابه عنوان ابراز علاقه وعشق هرچه بیشتر به حسین بن علی می پندارد ارائه شده است؛ به حقیقت تایید می کنم ؛ روش عزاداری را که برخی ازشیعیان ا قدام بدان کرده است چیزی جز ابرازعواطف بی جا وعصبیت های جاهلی شایسته نیست که بدا نها نام گذاشت ؛ نمونه ی عینی آن عزاداری ها همان تصویرهای است که می بینید هرعاقلی که از اندک عقل سلیم بهره مند باشد می دا ند که یک امر کاملاخرا فی بوده ومحکوم است هیج دلیل عقلی و استناد منطقی را برایش نمی توان یافت ؛ازدید گاه تمام مراجع شیعه حرام بوده وخونهای که درزمین می ریزد نجس است .
گفتار برادررضائی که روند کار آنان را به باد مسخره گرفته است منصفانه وباجااست همان گونه که ایشان رهنمود داشت بخصوص دراعمال وکردارهای که صبغه ی دینی دارد میباید هرچه بیشتر درمیزان عقل ومنطق باشد .
این نکته نیز ا فزودنی است ؛ آن عزاداری های که باعث اذیت وآزارتوده ی مردم شود ؛ بسان اینکه بلند گوها شبها بیرون ازمسجد وحسینیه ها ؛ خواب آرام راازمردم سلب کند ویادسته های عزاداری درسرکها باعث سد معبرشودا مثال این گونه کارها به هما ن روش که ازمنظر عقل قاقبول نیست ازنگاه دستورات شرعی هردو کیش مسلمان شیعه وسنی نیز حرام وممنوع است به این دلیل که سبب آزار واذیت مؤمنین می شود اذیت مسلمان را شریعت اسلام کار حرام قلمداد کرده است.
لیکین بخشی دیگری ازگفتارش را باید همراه باتماشاگران تا به آخرجستجوکرد که چه مقدار نویسنده خود دردایره ی منطق واستدلال حرکت کرده وتاچه اندازه مستندات عقلی ومنطقی ویاشرعی برایش گردآورده ؛ به تعبیر خودش تاچه حد منور الفکری خودش راتبارز داده است وآزادانه وبی توجیه وکاملا ازسر تدبیر ودرایت ویاوقوف کامل برجوانب عاشورا وبا پرهیز ا زتعصب وکجداوری وبانهایت بی غرضی وا نصا ف سخن گفته است ؛ گرچه انتظار خودش ظاهرا بیشترازاین بلکه درحد یک رنسانس علمی است ؛ به این دلیل که زیرسؤال بردن یک پدیده ی فراگیر آن هم ازجزوی معتقداتی تو ده ی زیادی ازمردم که درطول تاریخ ازجانب دشمنان فراوان که باتمام قوای علمی وفکری برای انهدام استوانه های عقلی وشرعی آن شتابیده است اما نتوانسته است که کوچک ترین سیاهی برچهره ی تابناک آن بنشاند بلکه روزبروز فروغ آن بیشترشده است به حتم کسی که در این چنین حادثه تشکیک ایجاد می کند ازمنظر هرعاقلی مستندات بسیار راسخ وریشه دار می باید به چنک داشته باشد ؛وگرنه سخن گفتن چیزی جز بی مبا لاتی وباورکاذب نیست

ناشناس

نگاه دیگر به محرم

پیوست : (شهرکی )
ما برای حفظ امانت ؛ اساس وا صول گفته هایش را به همان روش که درسایت کابل پرس تحت عنوان نگاه دیگر به محرم آمده است دراین جا ازمنظر تماشا چیان عبور می دهیم :
« به هرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند« عزاداری سیزده روزمحرم، وامتداد وقفه ای آن تا آخر ماه صفر، وتکرارآن درروزهای جمعه باعث گشته است تا شیعیان سوگوارترین مردم جهان معرفی شوند ومذهب شیعه درصدرلیست مذاهب غمناک دنیا قرار گیرد. باوجود که مراسم عزاداری ایام محرم در میان شیعیان افغانستان و مخصوصا در دهات به شکل آرام وعاری ازافراط برگزار میشود، و به هیچ وجه شدت وخشونت معمول مراسم های شیعیان هند وپاکستان در آن دیده نمی شود، ولی اثرات منفی این عزاداری ها موضوع ساده ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. اولا، نفس سوگواری وماتم زدگی برای صحتمندی انسان به شدت مضر است و هیچ روانشناسی در دنیامدرن آن را تایید نمی کند. وبلمقابل، دانش روانشناسی امروز پافشاری واصراربرمصروفیت های شادی بخش برای کاهش آلام وبی قراری های بشردارد. تعجب آوراینکه، آنهمه عزاداری برای حادثه برپامیشود که یکهزاروچهارصد سال قبل اتفاق افتاده است
گام دوم: شکست یک شگون
آنگونه که دربالانیز یادآوری شد. ترس وشگون دوماه محرم وصفرسبب گشته است تا مردم در این دوماه محفل عروسیی را بر پانکنند ونامزدی را جشن نگیرند و هرپیوند نیک و محفل شادی را بر خود حرام کنند. می دانیم که این موضوع علی رغم واقعیت خرافی آن باعث رکود اقتصادی می شود وزیان بزرگ مالی را بر جامعه ما تحمیل میکند. وقتی، خداوند روزهای پررزق وپررونق به ما عطا می کند چرا آنرا به روزهای بی رونق وبیکاری تبدیل کنیم؟ چرا دردو ماه محرم صفر بی هیچ دلیل منطقی ویامذهبی درهای سرور را می بندیم ودروازهای غم و ماتم را به روی روزهای عمرما باز میکنیم؟ عقل وخردمندی ایجاب می کند تا دروازه های سروروشادی را به روی هر روز زندگی بازبگذاریم وبا استقبال از جشن وشادمانی به استغنا وشادابی زندگی مان بپردازیم. شاید بهتر آن باشد تا شیعیان روشن بی محابا در هرروز سال ،ولو محرم وصفر، به جشن و شادمانی بپردازند وبگذارند تا زنان پیر وفالبین ها هر خوابی را که می بینند، بینند وهر فال را که می زنند، بزنند. می دانیم که آینده با عقل وتدبیراست » .

نقد :
ازگفتار گذشته نامبرده به روشنی به دست می آید که نویسنده دنبال به چالش کشا ند ن اصل واساس عزاداری برای حسین بن علی است به این دلیل که گریه کردن وسینه زدن را برای یک حادثه ی هزاروچهار صد سال پیش ؛ هرچند که هم ضرر جسمی نداشته باشد آن را صرفا یک عادت وسنت دیرینه تلقی نموده وباعث تیرگی وماتم زدگی خوشی ها ولذت ها ی زندگی دانسته وبااستناد به دانش روان شناسی آن را مضر برجسم وجان بشر می داند ؛ اینکه نویسنده آن را یک سنت تلقی می کند به این معنا است که هیج دلیل عقلی ومنطقی آن را پشتوانه نیست زیرا اگر چیزی دلیل منطقی داشت دیگر آنرا صرفی یک سنت وعادت نمی توان برشمرد ؛ این یگ گفته ی است که به نظر میرسد درآن لحظه ها ی که منورالفکر ی وروشن بینی آدمها گول می کند درچنین جوی این گونه حرفها ازذهن وفکر انسان؛ تراوش می کند و درچنین فضای است که آدمها می توا ند شاهکاری عظیم وخلاقیت بی بدیل ازخود نشان دهد که همگان رامبهوت کند ؛ ما برای تبیین پدیده ی عاشو را و عقلانی بود ن آن به حیث یک مشتی ازخروار وقطره ی ازدریا چند جمله ی ر ا می نویسم وازصاحب مقاله تقاضا می کنم که درحال عادی وآرامش مطا لعه کند وبازهم برای روشن گری بیشتر ارجاع به سایت های دیگر خواهم داد :
نخست می باید پرسید که عزاداری چیست ؟ وچه استناد عقلی ویاشرعی دارد ؟.

ناشناس

نگاه دیگر به محرم

پیوست : (شهرکی )
ما برای حفظ امانت ؛ اساس وا صول گفته هایش را به همان روش که درسایت کابل پرس تحت عنوان نگاه دیگر به محرم آمده است دراین جا ازمنظر تماشا چیان عبور می دهیم :
« به هرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند« عزاداری سیزده روزمحرم، وامتداد وقفه ای آن تا آخر ماه صفر، وتکرارآن درروزهای جمعه باعث گشته است تا شیعیان سوگوارترین مردم جهان معرفی شوند ومذهب شیعه درصدرلیست مذاهب غمناک دنیا قرار گیرد. باوجود که مراسم عزاداری ایام محرم در میان شیعیان افغانستان و مخصوصا در دهات به شکل آرام وعاری ازافراط برگزار میشود، و به هیچ وجه شدت وخشونت معمول مراسم های شیعیان هند وپاکستان در آن دیده نمی شود، ولی اثرات منفی این عزاداری ها موضوع ساده ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. اولا، نفس سوگواری وماتم زدگی برای صحتمندی انسان به شدت مضر است و هیچ روانشناسی در دنیامدرن آن را تایید نمی کند. وبلمقابل، دانش روانشناسی امروز پافشاری واصراربرمصروفیت های شادی بخش برای کاهش آلام وبی قراری های بشردارد. تعجب آوراینکه، آنهمه عزاداری برای حادثه برپامیشود که یکهزاروچهارصد سال قبل اتفاق افتاده است
گام دوم: شکست یک شگون
آنگونه که دربالانیز یادآوری شد. ترس وشگون دوماه محرم وصفرسبب گشته است تا مردم در این دوماه محفل عروسیی را بر پانکنند ونامزدی را جشن نگیرند و هرپیوند نیک و محفل شادی را بر خود حرام کنند. می دانیم که این موضوع علی رغم واقعیت خرافی آن باعث رکود اقتصادی می شود وزیان بزرگ مالی را بر جامعه ما تحمیل میکند. وقتی، خداوند روزهای پررزق وپررونق به ما عطا می کند چرا آنرا به روزهای بی رونق وبیکاری تبدیل کنیم؟ چرا دردو ماه محرم صفر بی هیچ دلیل منطقی ویامذهبی درهای سرور را می بندیم ودروازهای غم و ماتم را به روی روزهای عمرما باز میکنیم؟ عقل وخردمندی ایجاب می کند تا دروازه های سروروشادی را به روی هر روز زندگی بازبگذاریم وبا استقبال از جشن وشادمانی به استغنا وشادابی زندگی مان بپردازیم. شاید بهتر آن باشد تا شیعیان روشن بی محابا در هرروز سال ،ولو محرم وصفر، به جشن و شادمانی بپردازند وبگذارند تا زنان پیر وفالبین ها هر خوابی را که می بینند، بینند وهر فال را که می زنند، بزنند. می دانیم که آینده با عقل وتدبیراست » .

ناشناس

نگاه دیگر به محرم

نقد :
ازگفتار گذشته نامبرده به روشنی به دست می آید که نویسنده دنبال به چالش کشا ند ن اصل واساس عزاداری برای حسین بن علی است به این دلیل که گریه کردن وسینه زدن را برای یک حادثه ی هزاروچهار صد سال پیش ؛ هرچند که هم ضرر جسمی نداشته باشد آن را صرفا یک عادت وسنت دیرینه تلقی نموده وباعث تیرگی وماتم زدگی خوشی ها ولذت ها ی زندگی دانسته وبااستناد به دانش روان شناسی آن را مضر برجسم وجان بشر می داند ؛ اینکه نویسنده آن را یک سنت تلقی می کند به این معنا است که هیج دلیل عقلی ومنطقی آن را پشتوانه نیست زیرا اگر چیزی دلیل منطقی داشت دیگر آنرا صرفی یک سنت وعادت نمی توان برشمرد ؛ این یگ گفته ی است که به نظر میرسد درآن لحظه ها ی که منورالفکر ی وروشن بینی آدمها گول می کند درچنین جوی این گونه حرفها ازذهن وفکر انسان؛ تراوش می کند و درچنین فضای است که آدمها می توا ند شاهکاری عظیم وخلاقیت بی بدیل ازخود نشان دهد که همگان رامبهوت کند ؛ ما برای تبیین پدیده ی عاشو را و عقلانی بود ن آن به حیث یک مشتی ازخروار وقطره ی ازدریا چند جمله ی ر ا می نویسم وازصاحب مقاله تقاضا می کنم که درحال عادی وآرامش مطا لعه کند وبازهم برای روشن گری بیشتر ارجاع به سایت های دیگر خواهم داد :
نخست می باید پرسید که عزاداری چیست ؟ وچه استناد عقلی ویاشرعی دارد ؟.
پاسخ : عزاداری عبارت است ازیادآوری مظلومیت وزنده نگه داشتن خاطره ی فداکارانی که بامال وجان برای حفظ پدیده ی دین شتابیده و این مظلومیتها رامتحمل شده واین فداکاری ها را ازخود نشان داده است وخداشناسی وخداپرستی را برای بشر به تا به امروز به ارمغا ن آورده است .
به حیث مقدمه لاجر م پرسشهای را دارم تاببینیم که شیعه چه استناد منطقی برای عزاداری هادارد ؛
پرسشها را ازاین جا می آغازیم :
آیا اگرکسی خوشبختی وسعادت کسی دیگری را تامین کند وگوشه ی ازخوراک وپوشاک ومسکن ویانیازهای دیگری وی را برآورده کند تاچه رسد به آنانیکه سعادت تمام بشررا آن هم تاابد فراهم کند ؛ درچنین موقعیتی آیا عقل انسا ن اجازه می دهد که خدمات ا ورابه فراموشی سپرده و تجلیلی که متناسب خدمتی که اانجام داده ودرخورشأن اوست به عمل نیاورد یا بادیگران دریک رتبه دیده وهیج حق تقدمی برای ا ونسبت به دیگران درنظرنگیرد ؟ آیا مگر عقل وشرع حکمی جز « هل جزاء الا حسان الا الاحسان » دارد ؟آیا انبیا وپیامبران ومجاهدان وشهیدان راه خدا بردیگران هیج امتیازی ندارد ؟ آیا تمام آدمها بهره مند از ارزش واعتبار یکسان است ؟ اگرپاسخ کسی عدم وجود مراتب ارزشی بین بشرباشد ؛ می توان گمان زد که هیج عاقل منصف چنین قضاوتی را پسند نمی کند ؛ اگر امتیازاتی احیانا موجود باشد بلادرنگ ذهن هر انسانی به دنبال این می رود که برترین ها کیانند ؟آیا آنانی نیست که بامایه گذاشتن ازمال وجانش دین خدارا حفظ کرده است وازاین طریق سعادت ا بد ی تما م بشررا فراهم کرده است ؟ شاید کسی ازگرویدگان به ارزشهای اسلامی نباشد که تفاوتی آنان را ا ز نوع بشر نادیده بینگارد ؛ بلکه ازهمه برتر خالق بشر این تفاوت راصحه گذاشته است : « لایستوی القاعدون من المؤمنین غیر اولی الضرر والمجاهدون فی سبیل الله ّبأموالهم وانفسهم ؛فضل الله المجاهدین بأموالهم وانفسهم علی القاعدین درجة؛وکلاوعدالله الحسنی ؛وفضل الله المجاهد ین علی القاعدین اجرا عظیما » .
به حقیقت سعادت ا بد ی وهمیشگی را که فطرت هر بشری آن رادوست دارد جز درآخرت وسایه ی دین خدا ؛ درکدام گوشه ی این دنیا سراغ دارید ؛اگر فردای قیامتی باشدبرای همه گانمان درآنجا سرمایه ای جزهمان ایمان ومعنویت کدام سرمایه ی مادی ودنیوی می تواند درد مارا دواکند ؟
اگردرتاریخ بشر چنین آزادگان وجوان مردانی نبود آیا این سرمایه ی عظیم معنوی را چه کسی باید حفظ می کرد وچه گونه بایدتداوم پیدا می کرد ؟ آیا تاریخ بشررا سراغ دارید که درآن ؛ ددسیرتانی نبوده است که دست به تحریف دین آسمانی نزده است ؟ آیاسراغ دارید که درطول تاریخ سوء استفاده کننده ی از دین وجود نداشته است ؟ آیا سراغ دارید که بدون فداکاری وریخته شدن خون ؛ یک دین آسمانی جایگاه خودش را بین جامعه ی بشری بازکرده و مقبول افتاده باشد ؟ آیاهرگز شنیده اید که هیج کسی مانع ازترویج وپیدایش ویابقا ی ادیان الهی نگردیده باشد ؟
اگرپاسخ این است که تداوم وترویج دین جز رهین فداکاری آنان نیست ؛ درآن صورت این حق را بربشریت نداردکه هرکس را به اندازه فداکاری که انجام داده است تجلیل کنیم ؟ اگر دستاور فداکاری او رستگاری ا بدی بشر است آیا این حق را ندارد که اورا هرگز فراموش نکنیم ؟اگر فداکاری وا فشاگری های امام حسین نبود آیاشراب خواری ها ومیمون بازیها ودیگر کارهای زشت ومنکررا که دستگاه بنی امیه به نام اسلا م انجام می داد تابه امروز روند هم چنان ادامه پیدا می کرد وهیج مسلمانی هم ازخود واکنش نشان نمی داد چه برسری این دین می آمد آیاجزنام ازدین محمد چیزی باقی می ماند ؛ آیاکاربنی امیه همان چیزی بود که رسول الله به عنوان دین خدا آورده بود ؟آیا بنی امیه همان مسلمانا نی نیست که قرآن به اتفاق شیعه وسنی به عنوان شجره ملعونه ازآنان یاد می کند ؟

ناشناس

نگاه دیگر به محرم

اگر منظوراین است که به عنوان یک مسلمان عمل روضه خوانی باید استناد شرعی داشته باشد صرف عقلائی بو دن آن کفایت نمی کند ؛ پیش ازهرچیز می توان پاسخ مثبت به سابقه ی قرآنی آن دادوگفت درآغاز خداوند بیان گرمظلومیت شهدای راه خودش ونفرین کننده ی قاتلان وستمروا یان برآنان است درآن موا قف که ازمظلومیت شهدائی گودال آتش درسوره بروج یاد می کند همین روضه خوانی است که تشیع امروز برای شهدائی اسلام برپامی کند :
«قتل اصحاب الاخدود ؛النار ذات الوقود ؛ اذهم علیها قعود ؛وهم علی مایفعلون بالمؤمنین شهود ؛وما نقموا منهم الا ان یؤمنوا بالله العزیز الحمید .»
کشته باد صاحبان آنخندق ؛ شاه کافر وستمگر ویارانش که مؤمنان مخالف خودرا درگودا ل ازآتش افکند ند. آن آتش پرهیمه وشعله ور . هنگامی که آنان برکنار آتش به تماشا نشسته بودند . آنها به آنچه برسر مؤمنان می آوردند خود ناظر بودند . آنان برمؤمنان هیج ایرادی نگرفتند جز اینکه به خدای مقتد ر ستوده ایمان آورده بودند .
آیا آنچه دراین سوره می بینید جزترحم وابراز شفقت برمؤمنان ولعن ونفرین برکافران ستمگر چیز دیگر است ؟ آیا آنچه شیعه عزاداری می کند غیر ازترحم ودلسوزی برمظلومان وشهدا ونفرین دشنان آنان چیزی دیگر است . اگرزمانی گفته شود خدامانند شیعیان اشک ماتم نمی ریزد وغمگین نیستند ؛ پاسخ این است که خدای متعال مانند بشر قلب خاکی نداشته وموجود مادی نیست تاچنین اشک بریزد آیا اینکه می گوئیم خدا وجودارد مانند من وشما باید دست وپا وچشم وگوش داشته باشد آیااینکه می گوئیم خداموجود زنده است لازم است که مانند من وشما ازگاز اکسیژن درتنفس خودش استفاده کند ؟ اگراین تفاوتهارا دارد لازمه ی خدابودن وبنده بودن است اما دراساس اینکه ترحم نسبت به مظلومان وخشم ونفرت ازستمگران دارد تفاوتی بین کرده ی خدا وشیعیان نمی توان یافت .
اینک به اتفاق همدیگر می رویم سرا غ دلایلی که آقائی رضائی برای قانونی بودن عزاداری اقامه کرده است :

« ظاهرا، استدلال مدافعان وطرفدارن این عزاداری ها سه موضوع است: اولا، میگویند اگر شما پدر، مادرویا یکی از عزیزان تان را از دست بدهید مگر تا چهل روز عزاداری نمی کنید؟ وحالا که امام حسین با آن عظمت وشکوه برای اسلام به شهادت رسیده است شایسته نیست تا چهل روز برای او عزا دار باشیم؟ استدلال دوم شان اینستکه، یکی از دلایل عمده بقای مذهب شیعه در طول تاریخ همین مجالس عزاداری بوده است والا با توجه به مخالفت اغلب حاکمان سلسله های اموی ، عباسی وعثمانی با تشیع، مذهب شیعه قرنها پیش نابود وفراموش میشد. واستدلال سوم که مطرح می کنند می گویند که، هدف از قیام امام حسین نجات وبقای اسلام بود وماباادامه این عزاداری ها موجب بقا واحیا اسلام حسینی میشویم. متاسفانه در هر سه استدلال مذکور یک نوع مغالطه آشکارآمیخته بااحساسات مذهبی دیده میشود. اولا، امام حسین امسال به شهادت نرسیده است تا ما حتما چهل روز را برای اوعزادار باشیم. وما حتا برای پدر، مادر ویا عزیزان که از دست می دهیم فقط یکبارودر سال اول مراسم سوگواری برپا میکنیم. دوما، اگر در گذشته مجالس عزاداری موجب بقای مذهب شیعه بوده است دردنیا امروز ضرورت آن احساس نمی شود. وبلمقابل، بقای مذهب شیعه دردنیا امروز بستگی به آن دارد تا رهبران آن تا چه حد تن به واقعیت های علمی میدهند وغبارجهل واوهام را ازسیمای آن میزدایند. ثالثا، حفظ اسلام حسینی بدان معنا نیست که ما بی جهت سوگوارباشیم وعزاداری نماییم. اشک ریختن وسینه زدن فهم منفعلانه ناشی ازبدفهمی وبیسوادی است وهمخوانی باارزشهای نهفته در متن انگیزه های قیام امام حسین ندارد. به هرحال، شیعه روشن طرفدارعزاداری وخواستار ماتم زدگی موهوم و موسوم به مذهب نیست. یقینا، اگرپیروان همه مذاهب دنیا مانند شیعیان برای رهبران فقید ویاشهیدمذهبی شان آن همه عزاداری برپامیکردند تمام روزهای سال آکنده از اندوه وماتم میبود وخنده وتبسم و شادی جزواژه های متروک هرزبان می شد ».
نقد :
نویسنده سه تا دلیل به زعم خودش برای استناد شیعیان جهت زنده نگه داشتن یاد وخاطره ی شهدائی کربلامی آورد وبعد هم هرسه تااستناد را بایک قاطعیت تمام ؛ مغالطه قلمداد نموده وریشه ی مغالطه را درآورده وبه روشن گری می پردازد :
مابرای این برادراولاتذکر می دهم که آنچه را به عنوان دلیل ازطرف شیعیان اقامه کرده ی جای تقدیراست امابه این شرط که باعوام ازمردم روبروباشی نه باکارشناسان حادثه ی عاشورا ؛این روش استدلال نمودن وبعد هم ردکردن آن برای نشان دادن هیبت وهیمنه ی علمی خودتان و یاد گیری مجادله چیزی خوبی است ؛ لیکن یک عالم شیعی هرگز این گونه دلیل ا قامه نمی کند ؛ اولین ودومین استدلال شما حد اکثر همان چیزی است که اگر ازیک عوام شیعه بپرسی چرا برای امام حسین عزاداری می کنی ممکن است پاسخ شمارا پیشنهاد کند ؛ ماتنها دلیل سوم شمارا می پذیریم اینکه شما خود او را مغالطه آمیز می دانید هیج اشاره ی ندارید که درکجای این مدعا مغالطه وجوددارد تاچه رسد به اینکه اشاره داشته باشید چه نوع مغالطه ی است لفظی است یامعنوی ؟درمقام تصوراست یاتصدیق ؟صوری است یامادی ؟ مغالطه ی قول ناقص است یا تحریف و...؟
مابه این عزیز برادرم تذکر می دهم که کار روشن فکرانه به نظرتان چیست انسان منور الفکر که ازآن داد سخن داده اید کیست ؟
شما اگر اهل د قت بودید ؛ درآغاز کار؛روشن فکرانه وعاقلانه را تعریف می کردید تا مخاطبان شما کارعقلائی را ازکارهائی جاهلانه که صر ف عادت وسنت آن را برگردنش تحمیل کرده است خوب تشخیص می داد بعد هم سراغ عزاداری میرفت و با این معیار ی که شما داده بودید محک می زد که آیا کار جاهلانه است ویاعاقلانه ؛این می رساند که شما خودهنوز نمی دانید که اثبات هر مدعا اول نیاز به تصور ویا تعریف دارد بعد هم ا قامه ی دلیل میخواهد ؛این می رساند که شما روش نقد راهنوز که باید آزموده باشید نیازموده اید در جای که باید استناد عقلی ویاشرعی داشته سراغ دانش روان شناسی که خود ازامور تجربی است رفته اید ؛ اکنون مابه نیابت ازشما می گوئیم عمل عاقلانه آن است که هدف وغرض عقلائی برآن مترتب باشد غرض عقلائی نیز عبارت است ا زسود یک عمل ؛ هرعمل به هراندازه که برای انسان سودداشته باشد عقلائی تراست ؛ آیا شما سود بزرگ تراز سعادت جاودانی و رستگاری ابدی انتظار دارید ؟ آیا این سود جز درسایه ی دین داری درجا ی دیگری میسرهست ؟ آیا این دین داری با آن اهمیتی که دارد جزمحصول نهضت انبیا وشهدا می تواند محصول چیزی دیگری باشد ؟ آیا اگراین نهضتها نبود دین خودش باوجود شیادان وکافرانی که باتمام وجود به عادت ها وسنت ها ی بی دلیل شان دل بسته بود امکان ترویج وبقارا داشت ؟.اگر عزاداری حفظ نهضت انبیا وشهدا ودرنتیجه حفظ دین وارزشها ی اسلامی است آیا کار عاقلانه است یا جاهلانه ؟
آیا عکسها تندیسها ومجسمه های که در مو زه ها وپارکها واماکن کشورهای مختلف دنیا ازقهرمانان وحادثه آفرینانی تاریخی کشورش نگهداری میشود اینها جز ابرازعشق و احترام گذاشتن و زنده نگهداشتن خاطرات آنان برای همیشه چیزی دیگری می تواند باشد ؟ آیا کار این همه انسان ها که خود روشن فکری را از برخی آنا ن تقلید کرده اید یک اقدام جاهلانه است ؟
ممکن است شمارا به ذهن آید که مامخالفت بااحترام گذاشتن همیشگی ویاد وخاطره ی آنان نداریم لیکن روش راکه شیعیا ن بااشک ریختن درپیش گرفته است اشتباه است .
پاسخ این است که روشهای احترام گذاشتن هیج دلیلی ندارد که به شیوه ی خاص باشد آنان بانگهداری مجسمه اما مسلمانان بابرگذاری مراسم خاطره آنان را را زنده نگهمیدارد بلکه هرگا ه قهرمانا ن وا فتخار آفرینان به او ج عظمت وبزرگی درنظرانسا ن جلوه گرشود عشق وعلاقه ی به آنان طبق مقتضائی طبیعت به همان اندازه شدت پیدا می کند به گونه ی قهر آمیز اشک انسان جاری می شود این هرگزملامتی ندارد آفرینش ساختاروجودی انسان همین است که درمواقعی خشم وزمانی هم اشک ازخود بریزد

ناشناس

نگاه دیگر به محرم

جالب توجه است که نویسنده (جعفر رضائی ) اشعار پیش رورا که مربوط به عاشورای حسینی است ازنوع اشعاری صرفا تخیلی می داند که هیج حقیقتی دربرون ازمخیله ی شاعر ندارد آن اشعار این است :
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است
دربارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"
دنیا آرام است . . .
اگراین شاعر زنده باشد به تونخواهد خندید ونه خواهد گفت :
ای مگس عرصه ی سیمر غ نه جولانگهی توست
عرض خود می بری وزحمت مامی داری .
آیا این اشعار ی مولوی را که د رراستای تسبیح وتحمید موجودات ازنبات وجماد گرفته تافرشتگان الهی همه را مشغول به ذکر پرور دگار می داند شما تخیلی میدانید ؟ اشعار مولوی این است :
جمله ی ذرات عالم در نهان با تو مى‏گويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خامشيم
چون شما سوى جمادى مى‏رويد محرم جان خدادان كى شويد .

بلکه بالا تراز آن خدای متعال آیا تی زیادی را به همین محتوا درقر آن دارد :
«وان من شیء الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم » اسراء آیه 44 .
یعنی هیج موجودی نیست که پرودگارش را تسبیح نکند لیکن شما نمی فهمید .
نیز سوره های حشر وجمعه و...
برا د رم دراین گونه موارد نگاه شاعر به وجهه ای ملکوتی وباطنی عالم خلقت است نه ملکی وظاهری او .
اینکه قرآن می گوید « یومئذ تحدث اخبارها بان ربک اوحی لها » سوره ی زلزال .
زمین تمام حرکات واعمال شما را که درهرمقطع آن انجام داده اید ضبط می کند وبعد هم روز قیامت به دستور پروردگار بازگومی کند آیا تمام این گفتارها خیالاتی است ؟ خیر زمین دروجهه ی ملکوتی موجود زنده است
. زمانی درلابلای سخن صاحب مقاله برای یاد بوداز فداکاری های شهداسخنرانی های علمی ومستند به جای عزاداریها پیشنهاد شده است .
پاسخ این است که شماکدام سخنرانی را منظوردارید آیا آن چه واعظان وخطبا وسخنرانان پیش ازروضه های خودش برای مردم سخن می گویدسخنرانی نیست ؟ اگرپیشنهاد شما غیر ازآن است تمنا می کنم روشن کنید .
درگفتار گذشته تلویحا بلکه به صراحت جشن وشادی به عنوان یک کار روشن فکرانه درایا م عزاداری پیشنهاد شده است وآن را نشانه ای عقل وتدبیر دانسته است .
مادرآغاز این برداشت اشتبا ه شما تذکر می دهم که شادمانی وعقد را درایام محرم وصفر هرگز شیعیان برخود حرام نمی داند حتی درخود روز عاشورا لیکن وجدان انسانی شان اجازه نمی دهد که خودشان را در حزن وماتم اهلبیت رسول الله شریک نداند ؛ مااین پرسش راداریم که برای تفاوت نهادن عزاداری ازجشن وسرور به عنوان یک شخص عاقل پیشنهاد شما چیست آیا برای درگذشت پدرومادرتان وایام عزاداری برای آنان پای کوبی می کنید ؟ اگر چنین کاری انجام دهید عزاداری روشن فکرانه است؟ ؛
همین گونه شیعیان چهل روز را برای بیست چهارساعت سوگواری ندارد تاسبب رکود اقصادی شود.

زمانی هم نویسنده به شدت ا براز نگرانی از آشفته شدن وضعیت سلامتی شیعیان برای سوگواری میکند و عجب اینکه تنها مستمسک ایشان برای ردعمل عزاداری دا نش روان شناسی است .
مابرائی شان ازهمین جا اطمینان می دهیم که هرگز غصه ای سلامتی شیعیان شمارا پیر ونگران نکند :
اولا آنها به آن حد اشک مستمر نمی ریزد که بیمارشود به این دلیل که کارهای روزمره ی دیگری هم درکنارش چند برابر انجام می دهد .
ثانیا اگر ضررداشته باشد پیش ازروان شناس به طبیب مراجعه میکند اگر طبیب تشخیص داد که ضرر دارد؛ شیعیان حکم شرعی آن رابلد است تا آنجا که اگرعمل واجبی مانند روزه رمضان برای مسلمان ضررجانی داشته باشد درهردوکیش تسنن وتشیع آ ن عمل واجب نیست؛ لاضررولاضرار فی الاسلام ؛ می باید ترک کرد تاچه رسد به یک عمل مستحبی مانند سوگواری .
دراخیر ازصاحب مقاله تشکر می کنم به حقیقت برخی اززنجیرزنی ها خلاف شریعت وخرا فه ی بیش نیست لیکن برادرم عزیزم ازاین خرافات که بعضی مرتکب می شود هرگز نباید نتیجه گرفت که اساس نهضت اباعبدالله را به بوته ی فراموشی وتاریک خانه ی تاریخ سپرد اگر چنین کاری درست باشد نهضت انبیا رانیز باید فراموش کرد کدام ادیان آسمانی وادیان الهی بوده است که شیادانی سوءاستفاده نکرده باشد وبه خرافاتی درهم نیامیخته باشد ؟ دراخیرازمحضرشما تمنا می کنم که ازجو جدلهای عوام زدگی بیرون آیید دلیل عقلی ویانقلی مستند برای رد جواز سوگواری عرضه کنید البته که این کار سهل الوصول نیست .
پیوست به گفتار پیشین : نویسنده شهرکی .
مابرای اطلاع بیشتری شما ازفلسفه ی عزاداری شیعیان چند نمونه را ازمنابع اهل سنت می آوریم اگر بیشتر می خواهید تفحص کنید جمله های مانند پاسخ به شبهات عزاداری را بنویسید کلید جستجو درسایتهارا بزنید

ناشناس

نگاه دیگر به محرم

. اینک ما چند نمونه را برای تایید عزاداری ازسایتهای دیگر که برگرفته ازمنابع اهل سنت است می آوریم تاشما بفهمید که مسلمانا ن به اتفاق عزاداری را قبول دارد .
عزداری درسیره ی پیا مبر از منابع اهل سنت :
تأیید مکرر مجالس سوگوارى توسط پیامبر (ص)
الف) ابو هریره مى‏گوید: «مات میّت فى آل رسول اللّه فاجتمع النساء یبکین علیه فقام عمر ینهاهن و یطردهن فقال رسول اللّه (ص): دعهن یا عمر فان العین دامعة و القلب مصاب و العهد جدید»؛ (26) فردى از خاندان رسول خدا (ص) از دنیا رفت، زنان مدینه اجتماع کرده و بر وى گریه مى‏کردند. عمر آنان را از گریه باز مى‏داشت و آنان را دور مى‏کرد. پیامبر (ص) فرمود: اى عمر! بگذار تا گریه کنند چشم اشک مى‏ریزد و دل مى‏سوزد - چرا که - مصیبت دیده است و این مصیبت تازه است.
ب) ابو هریره مى‏گوید: «أبصر عمر امرأة تبکى على قبر فزبرها فقال رسول اللّه (ص): دعها یا ابا حفص! فان العین باکیة و النفس و العهد حدیث»؛ (27) عمر، خانمى را در کنار قبرى مشاهده کرد که مشغول گریه است، او را به شدت از گریه کردن بازداشت و دور ساخت. پیامبر (ص) فرمودند: اى ابا حفص، او را رها کن؛ چرا که چشم مى‏گرید و مصیبت تازه است یعنى حوادث جانسوز فراموش نشده و یادش در خاطره باقى است.
ج) سلمه بن ارزق مى‏گوید: «در یکى از روزها با عبداللّه عمر در بازار نشسته بودیم ناگهان جنازه‏اى را از آنجا عبور دادند که بازماندگانش بر وى مى‏گریستند. عبداللّه آنان رابه خاطر گریه مورد نکوهش قرار داد، سلمه به عبداللّه گفت: این سخن را نگو، چرا که از ابو هریره شنیدم جنازه‏اى را از کنار پیامبر (ص) عبور دادند، من و عمر نیز همراه آن حضرت بودیم و خانمهاى زیادى بر آن جنازه گریه مى‏کردند، عمر آنان را مورد تعرض قرار داده و از گریه بازداشت. پیامبر (ص) فرمودند: آنان را رها کن؛ چرا که چشم مى‏گرید و حادثه و مصیبت تازه است. عبداللّه پرسید: آیا تو خود این حدیث را از ابو هریره شنیدى؟ گفتم: آرى شنیدم. در این هنگام عبداللّه بن عمر اظهار داشت: خدا و رسولش داناترند. (28)
د) جبیر بن عتیک مى‏گوید همراه رسول خدا (ص) به خانه‏اى وارد شدیم که یکى از آنها از دنیا رفته بود زنها گریه مى‏کردند؛ جبیر گفت: خانمها را ساکت کنید و تا هنگامى رسول خدا (ص) حضور دارند گریه نکنید. پیامبر (ص) به جبیر فرمودند: بگذار تا بگریند و آنگاه که شب فرار رسد از گریه باز ایستند؛ «فقال جبیر أسکتن مادام رسول للّه (ص) جالساً فقال النبى (ص): دعهن یبکین فاذا وجبت فلا تبکین باکیه».
ه) عایشه مى‏گوید: «هرگاه رسول خدا از سفرى باز مى‏گشت و به ذى الحلیفه - مکانى نزدیک مدینه - مى‏رسید نوجوانان انصار به استقبال ایشان مى‏شتافتند و وى را از اخبار مدینه و خانواده‏هاى آنان آگاه مى‏ساختند. در یکى از سفرها که از حج یا عمره باز مى‏گشتیم، با همان نوجوانان در آن مکان برخورد کردیم. به اسید بن خضیر که از همراهان ما بود، خبر دادند همسرت از دنیا رفته است، شروع به گریه کردن کرد. من که بین پیامبر و او بودم به او گفتم: آیا در مرگ همسرت گریه مى‏کنى در حالى که تو یار پیامبر و داراى سوابق درخشان هستى؟ در جوابم گفت: آیا شایسته نیست که بگریم در حالى که از پیامبر (ص) شنیدم که فرمودند: «ستونهاى عرش خداوند در مرگ سعد بن معاذ لرزید.»؟ (29)


پی نوشت ها:
(26) - عمدة القارى، ج 2، ص 87 و سنن نسائى، نسائى، ج‏4، ص 19، باب الرخصة فى البکاء على.‏
– کنز العمال، متقى هندى، ج 15، ص 728، حدیث 42899 و سنن ابن ماجه، ج 1،ص. (28) - مسند، احمد، ج 2، ص 408؛ مستدرک على الصحیحین، ج 1، ص 381، کتاب الجنائز و جامع الاصول‏
(29) - همان، ص 728.ابن‏481.المیت.المشرک.حسن‏الجنائز،بالصبیان (27) ‏.

گریه پیامبر (ص) در کنار قبر مادرشان پس از گذشت چندین سال‏ :
سالهابود که پیامبر (ص)، مادرى مهربان را از دست داده بود و اینک آن حضرت به رسالت الهى برانگیخته شده و بر سراسر شبه جزیره عربستان حاکم گردیده بود. ایشان روزى به زیارت مادر رفته و در کنار قبر مادرشان آمنه چنان گریه مى‏کنند که همراهان ایشان نیز در گریه با ایشان هم صدا مى‏شوند.
ابو هریره مى‏گوید: «زار النبى قبر أمه فبکى و بکى من حوله». (25)
نووى در شرح صحیح مسلم مى‏نویسد: «رواه ابو داوود فى سننه بهذا الأسناد و رواه النسائى و ابن ماجه».


پی نوشت ها:
(25) - مسند، احمد، ج‏2، ص 441 و سنن نسائى، نسائى، کتاب الجنائز، باب زیارة قبر

عزادارى در شهادت جعفر بن ابی طالب :

همسر جعفر بن ابیطالب که از زنهاى با ایمان و فداکار صدر اسلام است مى‏گوید: روزى که جعفر در جنگ موته به شهادت رسید، بر رسول خدا (ص) وارد شدم، فرمود: اى اسما! فرزندان جعفر کجا هستند؟ آنگاه فرزندان او را خدمت آن حضرت آوردم. پیامبر (ص) آنها را در آغوش کشید و مورد نوازش قرار داد، سپس چشمان مبارک آن حضرت پر از اشک شد و گریه کرد. عرض کردم گویا از جعفر خبرى به شما رسیده است؟ فرمود: آرى امروز به شهادت رسید؛ «...یا أسماء أین بنو جعفر؟ فحئت بهم فضمهم و شمهم ثم ذرفت عیناه، فقلت اى رسول اللّه لعله بلغک عن جعفر شیئى؟ قال: نعم قتل الیوم». (14)
و اقدى نقل مى‏کند: پیامبر (ص) به دخترش فاطمه فرمود غذایى تهیه نموده و از خانواده جعفر سه روز پذیرایى نماید. از آن به بعد سوز و داغ شهادت جعفر و زید بن حارثه در دل پیامبر (ص) بود و هرگاه وارد خانه مى‏شد بر آنها گریه مى‏کرد. (15)
انس بن مالک مى‏گوید: «انّ النبى نعى زیداً و جعفراً و ابن رواحة للناس قبل أن یأتیهم‏ خبرهم فقال: أخذ الرایه زید فأصیب ثم أخذ جعفر فأصیب ثم أخذ ابن رواحة فأصیب. و عیناه تذرفان». (16)
پیش از آنکه خبر شهادت فرماندهان سپاه در جنگ تبوک نشر یابد پیامبر اکرم (ص) فرمود: زید، جعفر و عبداللّه رواحه شهید شده‏اند، آنگاه فرمود: فرماندهى جنگ را در آغاز زید بن حارثه بر عهده داشت، پس از شهادت ایشان، جعفر بن ابیطالب پرچم فرماندهى را برافراشت تا به شهادت رسید، آنگاه عبد اللّه امیر سپاه شد، وى نیز شهید شد. پس از آن چشمان مبارکش پراز اشک شد و گریست.


پی نوشت ها:
(14) - طبقات، ابن سعد، ج‏8،ص‏282 باب تسمیة النساء المسلمات المبایعات.
(15) - مغازى، واقدى، ج‏2، ص 766، غزوه موته و سیره، ابن هشام، ج‏4،ص‏22.
(16) - صحیح بخارى، ، ج‏4، کتاب فضائل اصحاب النبى فى غزوة تبوک و کتاب الجنائز، باب 789 و فتح‏
عزادارى در سوگ شهداى احد و حمزه سید الشهد
جنگ احد یکى از جنگهاى بسیار مهم عصر پیامبر (ص) است که پس از پیروزى اولیه در نهایت به شکست نسبى مسلمین انجامید و در آن حدود 70 کشته از سپاه اسلام بر جاى ماند و بر وجود نازنین پیامبر (ص) آسیب وارد شد. یکى از شهداى بزرگ این جنگ، حمزه عموى پیامبر (ص) سردار رشید، شجاع و جان برکف اسلام بود که پشتوانه نیرومندى براى آن حضرت به شمار مى‏رفت. آن جناب پس از شهادت، به دست هند به فجیع‏ترین وضع مثله شد. شهادت مجاهدان فداکار بویژه شهادت دردناک حضرت حمزه براى مسلمانان و پیامبر (ص) بسیار گران بود به طورى که زمانى که رسول گرامى اسلام پس از بازگشت به مدینه از کنار خانه انصار مى‏گذشتند، صداى نوحه و گریه زنان انصار را که بر شهداى خود مى‏گریستند شنیدند، چشمان مبارکشان پر از اشک شد، آنگاه فرمودند:... ولى عمویم حمزه گریه کننده ندارد؛ «فسمع بکاء النوائح على قتلاهم‏ فذرفت عینا رسول اللّه (ص) ثم قال: لکن حمزة لابواکى له» (3).
ابن مسعود مى‏گوید: «ما رأینا رسول اللّه (ص) باکیاً أشد من بکائه على حمزة وضعه فى القبلة ثم وقف على جنازته و انتحب نشق یقول: یا عم رسول اللّه! و اسداللّه! و اسد رسول اللّه! یا حمزة! یا فاعل الخیرات، یا حمزة! یا کاشف الکربات، یا ذاب، یا مانع عن وجه رسول اللّه»؛ (4) رسول خدا (ص) در شهادت حمزه به شدت گریست به گونه‏اى که مانند آن را از آن حضرت ندیده بودیم. جنازه او را در قبله نهاد، آنگاه ایستاد و با صداى بلند گریه سر داد تا این که بیهوش شد و پس از آن مى‏فرمود: اى عموى رسول خدا! اى شیر خدا و شیر رسول خدا! اى حمزه! اى بجا آورنده کارهاى خوب! اى‏حمزه! اى برطرف کننده سختیها از پیامبر، اى کسى که دشمن را از برابر رسول خدا دور کردى و وجود او را نگهدارى نمودى.
واقدى که از تاریخ نگاران صدر اسلام است مى‏نویسد: «پس از حادثه احد، صفیه خواهر حمزة، خدمت پیامبر (ص) آمد. گروهى از انصار بین او و رسول خدا (ص) فاصله انداختند. آن حضرت فرمود، اجازه دهید بیاید. آنگاه در نزد پیامبر (ص) نشست و هرگاه گریه مى‏کرد آن حضرت نیز گریه مى‏کردند، هرگاه با صداى بلند گریه مى‏کرد آن حضرت نیز با صداى بلند مى‏گریستند و هرگاه حضرت فاطمه گریه مى‏کرد آن حضرت نیز گریه مى‏کردند». (5)
تاریخ نگار معروف محمد بن جریر طبرى از شیوخ بنى سلمه روایت مى‏کند: «انه مرّ رسول اللّه (ص) بدار من دورالانصار من بنى عبدالأشهل و بنى ظفر فسمع البکاء و النوائح على قتلاهم فذرفت عینا رسول اللّه (ص) فبکى ثم قال: لکن حمزة لابواکى له. فلما رجع‏ سعد بن معاذ و أسید بن خضیر الى دار بنى عبداالاشهل أمر نساء هم أن ینخر منّ ثم یذهبن فیبکین على عم رسول اللّه (ص)؛ (6) پیامبر (ص) از کنار خانه دو گروه از انصار به نام بنى عبدالاشهل و بنى ظفر گذشتند که بر شهیدان احد گریه و عزادارى مى‏کردند. چشمان مبارکش پر از اشک شد و آنگاه فرمود: حمزه گریه کننده کافى ندارد. سعد بن معاذ و اسید بن خضیر که از یاران آن حضرت بودند در هنگام بازگشت به خانه‏اى از بنى عبدالاشهل دستور دادند زنان جلسه گریه و عزادارى را رها ساخته و به خانه حمزه بروند و براى عموى پیامبر (ص) گریه و عزادارى کنند.
ابن عبدالبر مى‏گوید: «سخن پیامبر لکن حمزه لابواکى له - به گونه‏اى تأثیر گذاشت که از آن پس هیچ خانمى بر مرده خود گریه نمى‏کرد جز آنکه در آغاز براى حمزه و آنگاه بر عزیز خود گریه مى‏کرد». (7)
ابن هشام - از سیره نویسان مشهور مى‏نویسد: «پس از حادثه احد، شعراى فراوانى براى شهیدان بویژه سالار شهیدان حمزه، مرثیه سرودند»؛
1. حسّان بن ثابت که از شعراى مشهور عصر پیامبر (ص) است، مى‏گوید:
أظلمت الأرض لفقدانه‏و اسّود نورالقمر الناصل‏صلى علیه اللّه فى جنةعالیة مکرمة الداخلکّنا نرى حمزة حرزاً لنافى کّل أمرنا بنا نازل‏(8)
از فقدان حمزه زمین تاریک شد و نور ماه در حالى که بیرون از ابر بود سیاه شد. خداوند متعال او را بهشتى عالى و بزرگ جاى داد و بر او درود فرستاد. حمزه کسى بود که در سختى و بلا پناهگاه ما بود.
2. کعب بن مالک در حالى که گریه مى‏کرد، چنین گفت:
صفیة قومى و لا تعجزىو ابکى الناس على حمزةو لا تسأمى أن تطیلى البکاءعلى أسد اللّه فى الهزّة(9)
صفیه!- خواهر حمزه به پاخیز و هرگز عاجز نشو و مردم را بر مصیبت حمزه بگریان و هرگز ملول و خسته مباش از طولانى شدن گریه بر شیر خدا.
3. عبد اللّه بن رواحه نیز در حالى که بر حمزه گریه مى‏کرد چنین سرود.
بکت عینى و حّق لها بکاءهاو ما یغنى البکاء و لا العویل‏ (10)
4. از ضرار بن خطاب نیز چنین نقل شده که مى‏گفت:
قتلى کرام بنوا النجّار و سطهمو مصعب من قنانا حوله قصدحمزة القرم مصروع تطیف بهثکلى و قد حّز منه الأنف و الکبدتبکى علیهم نساء لا بعول لهامن کل سالبة اثوابها قدد (11)
کشتگان گرامى و ارجمندى که در میان آنان بنى نجار قرار دارند و بالاتر از همه آنها جگرش را بریده‏اند و زنان عزیز از دست داده گرد پیکرش مى‏چرخند. زنان شوى مرده که لباس سیاه پوشیده و جامه‏هاى خویش را چاک داده‏اند، برکشته‏ها زارى مى‏کنند.
5. صفیه خواهر حمزه مى‏گوید:
فو اللّه لا أنساک ما هبّت الصبابکاء و حزناً محضرى و مسیرى‏على أسداللّه الذّى کان مدرهایذود عن الاسلام کل کفور(12)
سوگند به خدا تا زمانى که بادهاى شرقى بوزد تو را فراموش نخواهم کرد. در سفر و حضر بر شیر خدا که همواره شر هر کافرى را از اسلام دفع مى‏کرد، گریه خواهم کرد.
برخى دیگر از صحابه و بزرگان صدر اسلام در این زمینه اشعار فراوانى سروده‏اند. (13)
از این رخداد به خوبى مسأله عزادارى و گریه، و چگونگى آن در صدر اسلام نمایان است و نشان مى‏دهد هیچ گونه منعى در مورد آن از جانب پیامبر (ص) صورت نگرفته و بلکه آن حضرت بر گریه و عزادارى براى عمویشان حمزه تشویق مى‏نموده‏اند. آیا اگر براى اقامه عزاداریها هیچ دلیلى جز سنت و روش پیامبر (ص) و اصحاب درباره سیدنا حمزه نبود ما را کفایت نمى‏کرد؟


پی نوشت ها:
(3) - سیرة الحلبیه، حلبى،ج‏2، ص‏260 «حوادث جنگ احد، شهادت حضرت حمزه»؛ مسند، بهامشة منتخب‏
(4) - سیرة الحلبیة، حلبى، ج‏2، ص‏60 «حوادث جنگ احد».کنز
(5) - مغازى، واقدى، ج‏1، ص‏317-315؛ استیعاب، ابن البّر و اسدالغابه، ابن اثیر «شرح زندگانى حمزه».
(6) - تاریخ طبرى، طبرى، ج‏2، ص‏27، حوادث سنه سوم هجرى، غزوه احد.
(7) - الاستیعاب، عبد اللّه محمد بن عبدالبر قرطبى، ج‏1، ص‏426 و مسند، احمد، ج‏2، ص‏40 با این مضمون‏
(8) - سیرة النبویة، ابن هشام، ج‏3،ص‏159.«قال‏
(9) - همان، ص‏166.
(10) - همان، ص‏171.
(11) - همان، ص‏173.
(12) - همان، ص‏167.
. (13) - براى آگاهى بیشتر ر.ک: به سیره ابن هشام و حلبى.
برگرفته از واحد پاسخ به سوالات پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی

شیعه منور
نگاه دیگر به محرم

سلام دوست که اینهمه وقت گذاشتی و حدیث و روضه خوانده ایی. کاش نامت را پنهان نمی کردی که میدانسیتم کی استی. این احادیث و قال و قیله ای عربی را برای کوران بگذار. شعیان منور طرفدار تجلیل از عاشورا استند ولی اشک و ماتم و سینه زنی و زنجیرزنی را جهل و تاریکی و نادانی میدانند. ابراز نفرت از ظالمان و ترحم به مظلومان این نیست که به طور سیستماتیک مردم را بگریانیم.. بلی مجسمه و نقاشی و موزیم برپا کردن خوب است. اما تشیع عوامانه شما با مجسمه سازی و نقاشی و رسامی مخالف است.. من با احترام تمام شما را یک شیعه مکدر و تاریک می دانم که جهان را از دریچه حدیث و جملات عربی می بینید.. در مسحیت روز به صلیب کشیدن عیسی را جمعه خوب می خوانند و در مسحیت نیز این کارها وجود داشته ولی با تلاش مسحیان منور این خرافات تا حد زیادی برداشته شده است... اگر در غرب با تمام مدرنیزه کردن مذهب و تلفیق آن با کنسرت و موسیقی و تفریح... هنوز مردم توجه اندک به آن دارد ... باورداشته باشید که چند نسل بعد مسلمانان نیز با این سنت ها وداع خواهند نمود. من طرفدار فراموشی سنت ها نیستم ولی لااقل آنر ا مدرن و عقلانی بسازید.. آروزمند که روزی آن قال وقیله هارا گوشه ای بوسیده بگذاری و دیگر شیعه مکدر نباشی.. شیعه منور باشید..

ناشناس

نگاه دیگر به محرم

به حقیقت آن روشن فکری که شماهستید مانیستیم آری این چنین است برادر :
نویسنده ؛شهرکی .
آری اگرروشن فکری ومنوربودن به فرنگی شدن وپوشیدن لباس وکفش وکلاه فرنگی است احیانا هم مشروب خورد ن ریش تراشید ن کروات بستن لغت فرنگی بکار برد ن به فرنگ رفتن به جای دلیل آوردن هرشاهدی ازفرنگ ومسیحیت آوردن ازویتامین وکالور ی حرف زدن به مجالس رقص وکلوب شرکت کردن بی دینی پیشه کردن یالااقل تظاهر به بی دینی نمودن به هیج مذهب وآدابی پابند نبودن تمام دستورات مذهبی را به بهانه ی روشن فکری توجیهات واهی کردن نمازخواند ن را لغودانستن یالااقل یک ورزش صبحانه تلقی کردن روزه را برای لاغر شدن مجالس سوگواری را به رقص َو آوازو کلوپ تبدیلکردن آری اگر منور بودن این است برادر ماتارکیم وماکدیریم ؛ بار خدایا کجائی که پناهمان دهی دستاورد دنیای غرب نه تنها چشممان راخیره کرده است که عقلمان را هم ازسرمان ربوده است .

پنجابی

نگاه دیگر به محرم

بنام خداوند جان وخرد

باسلام به دوستان عزیز؛وعده داده بودم که مطلبی بنویسم از آنجاکه دوست مان آقای شهرکی سنگ تمام گذاشته وپیرامون موضوع چنان مفصل ومنطقی بحث کرده که اولا : تاآخر خواندن مقاله ی ایشان عمر نوح می طلبد وثانیا: برادر رضائی جان باید دربرابر منطق واستدلال جناب شهرکی صبر ایوب داشته باشد ؛ لذا من ازنوشتن صرف نظرنموده وفقط به دوستان که ادعای روشن فکری نموده اند وبه برخی از مقدسات اهانت نموده اند مثل شیعه ی منور که آیات قرآن مورد استناد آقای شهرکی را با تعبیر قیل وقال یاد نموده وسفارش می کند که با ید کنار گذاشته شود ؛عرض می کنم که هدف از روشن یابقول شما منوربودن چیست؟

آیا تجدید نظر دراصل دین است که دین باید بازسازی شود ؛ یا مذهب پالایش شود ؟ یا اصلا دین چیز بدردنخور است ؟ کدام را مدنظردارید ؟

کسی که دربحث مبناواصول اعتقادی خاصی را قبول نداشته باشد بعنوان لا ابالی شناخته شده وکسی نباید با او بحث کند .
ما بعنوان مسلمان قرآن کریم وسنت رسول مکرم اسلام را ملاک جهان بینی خویش می دانیم ولذا پشت پازدن به این دوشیء گرانبهارا بقول شاعر (میان عاشق ومعشوق رمزی است – چه داند آنکه اشتر می چراند ) شترچران بیش نمی دانیم .

البته اگر طرف بحث ما کسانی باشد که باورمند به اسلام نیست ، آنگاه خواهیم گفت که : آمیخته شدن خرافات با اعتقادات درهمه ی جوامع وجود دارد وانسان محقق وعاقل کارهای عوام الناس را هیچگاهی بحساب دین ومذهب نمی گذارد ( اسلام بذات خود ندارد هیچ عیبی – هر عیبی که هست برمسلمانی ماست ) حتی همان غرب که شما آنرا مدرن می دانید ازخرافات پر است .

پرستش بت واعتقاد به اینک یک مجسمه آفریننده تمامی رمزوراز عالم هستی است !!! از کشوری مثل ژاپن بنظر شما خیل عاقلانه ومنور است؟ گاوبازی های که درآن افراد الگوی منورشدن شما خودرا به شاخ گاو وحشی می کشاند بنظر شما خیل منوراست ؟ [برای دیدن عکسهای گاوبازی دراسپانیابه این لینک مراجعه کنید http://ykhatami.blogspot.com/2006/07/blog-post_15.html ]
بخاطر بازی فوتبال به اموال عمومی خسارت وارد کردن وسروصورت همدیگر راشکستاندن اوج مدنیت است ؟ نکند قانون مترقی !!! تجویز هم جنس بازی انگلس یا پدیده ی اجتماعی افزایش درصدنوزادان نامشروع بر اولاد مشروع درفرانسه ( مهد تمدن اروپا) شما را به قله ی مدیرنیته رهنمون وسخت تحت تأثیر خویش قرار داده است؟؟؟

[سوءتفاهم نشود من پیشرفتهای غرب را درخیل بخشها قبول دارم ،اما دربست نمی پذیرم]

یامرسم گوجه بازی درایتالیاکه عکسهای جالبی انتخاب کرده بودم که متأسفانه دراین صفحه نیامد.

پنجابی

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 27 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس