رفتن به محتوای اصلی
نگاه دیگر به محرم

نگاه دیگر به محرم

شهامت پرسش و جرات نواندیشی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بهرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم ( شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند) در خلوت خانه خود نیز رنج می برد. پس ایجاب عقل و اثبات منور بودن آنست که ازهمین امسال و همین محرم با دوستان خود، با خویشاوندان فکری خود، محرمی برپا کند که از آن بوی عقل و رایحه دانش به مشام بیاید، تا روزیکه احاد این مردم زنجیر های جهل را از گردن بیرون کنند، و دست آشتی به سوی خرد دراز نمایند، و محرم و مذهب را با سرور و سرمستی بیامیزند.

نگاه دیگر به محرم

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است

دربارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"

دنیا آرام است

راستی، شعری را که در بالا آمد واقعیت دارد؟ و یا نه درآن صرفا احساس مبالغه آمیزمذهبی یک شاعر تجلی یافته است؟ وآیا براستی شورشی در عالم برپاست وهمه گرفتار ماتم وعزا هستند؟ متاسفانه و یا خوشبختانه شورشی در عالم برپانیست! و همه گرفتار ماتم وعزا نمی باشند! وبلکه آن شورش وماتم در عالم کوچک چند صدمیلیونی شیعیان برپاست که فیصدی اندک از فرزندان آدم را تشکیل میدهند. ومابقی خلق عالم مثل هرروز وهرماه دیگر مصروف ساز و نوا وطرب خویش میباشند. البته از عالم قدسیان وجنیات معلوماتی در انترنت نیست که آیا آنها همه براستی سر برزانوی غم نهاده و در این شورش وعزای شیعیان سهیم هستند، ویانه گرفتارعبادت و یاشیطنت روزمره شان می باشند. بهترتیب، تجمع وعزاداری ایام محرم سنت کهن و دیرپای شیعیان استکه شایسته بررسی ودرخوربازبینی ونقد باچشمان دور از تعصب مذهبی میباشد. تجلیل و تجمع محرم درجامعه تشییع افغانستان وجنبه های مثبت وزیان بخش آن و چند پاسخ به تجلیل بهتروکاهش جنبه احساسی، وتمرکزبربعد عقلانی این سنت موضوعی است که دراین نوشتار به آن پرداخته می شود.

تبارزاجتماعی و وحدت مذهبی

عزاداری و تجمع ایام محرم درافغانستان تاریخی به درازای تاریخ حضور مذهب شیعه دراین سرزمین دارد که دربعضی مقاطع زمان به دلیل خوف از حاکمان غیر شیعه به طور مخفی مورد تجلیل واقع گردیده است. شیوه اجرای این مناسبت مذهبی با توجه به گذشت زمان ومکان تجلیل آن، هرازگاهی دستخوش تغییر ات بوده است. بطور مثال، می توان از تفاوت اندک در مورد نحوه تجلیل از محرم در میان شیعیان دهاتی وشیعیان شهری یادآوری نمود. شعیان دهات درایام محرم همه با تجمع در مسجد قریه به پای وعظ وروضه ملای محل می نشینند ودرموقع نوحه خوانی از پشت پیراهن سینه می زنند. درحالیکه اغلب جوانان در شهر رغبت و میلی به وعظ ونصیحت ملاها نشان نمیدهند وتازمانیکه ملا از بالای منبر پایین نشده است در بیرون مسجد در حلقه های کوچک رفیقها و هم کوچگی هایشان می نشینند. شیعیان شهری در موقع سینه زنی پیراهن هایشان را از تن شان بیرون میکنند ودر دسته مختلف ومنظمی بزرگسالان و نوجوانان صف میبندند. شعیان در شهر علاوه بر سینه زنی از دونوع زنجیر تیغدار وبی تیغ نیز استفاده می کنند و به زنجیرزنی می پردازند که خوشبختانه شعیان دهاتی عادت وآشنایی با آن ندارند. لازم به یادآوری استکه شیعیان اناث(به استثنای تکیه خانه های زنانه) چه در دهات وچه در شهرصرفا در پشت پرده می نشینند و فقط به وعظ و روضه ملاها گوش می دهند واشک میریزند. بهترتیب، سنت تجمع ایام محرم، علاوه برعزاداری وفهم احساسی و سوگوارانه مردم از آن که جای شک ونقد پرسش است، دارای جنبه های نیک ومفید اجتماعی نیز می باشد. ایام محرم بهترین زمان تجلی وحدت و هماهنگی شیعیان افغانستان است که همه در کنار همدیگر وبدون در نظرداشت تفاوتهای قومی وزبانی وبراساس پیوند مذهبی گردهم می آیند تا یک مناسبت مشترک مذهبی را تجلیل نمایند وآشنایی با همدیگر حاصل نمایند. علاوه برنقش وحدت آفرین تجمع ایام محرم، رفت وآمد کاروانهای بزرگ مردم از یک گوشه ای شهر به گوشه ای دیگر شهر درروزهای محرم سبب تبارزنیرومند مردمی شیعیان میشود که دارای اهمیت فراوان اجتماعی است. مسلما، هرقدر این کاروانها منظم وسازمان یافته تر باشد و با شعار ها، تصاویر وتابلوهای جهان پسند و عقلانی آرایش بیابد به همان اندازه به اعتبار وحیثیت اجتماعی وفرهنگی شیعیان خواهد افزود.

گریه های سادلوحانه و ناله های باستانی

عزاداری سیزده روزمحرم، وامتداد وقفه ای آن تا آخر ماه صفر، وتکرارآن درروزهای جمعه باعث گشته است تا شیعیان سوگوارترین مردم جهان معرفی شوند ومذهب شیعه درصدرلیست مذاهب غمناک دنیا قرار گیرد. باوجود که مراسم عزاداری ایام محرم در میان شیعیان افغانستان و مخصوصا در دهات به شکل آرام وعاری ازافراط برگزار میشود، و به هیچ وجه شدت وخشونت معمول مراسم های شیعیان هند وپاکستان در آن دیده نمی شود، ولی اثرات منفی این عزاداری ها موضوع ساده ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. اولا، نفس سوگواری وماتم زدگی برای صحتمندی انسان به شدت مضر است و هیچ روانشناسی در دنیامدرن آن را تایید نمی کند. وبلمقابل، دانش روانشناسی امروز پافشاری واصراربرمصروفیت های شادی بخش برای کاهش آلام وبی قراری های بشردارد. تعجب آوراینکه، آنهمه عزاداری برای حادثه برپامیشود که یکهزاروچهارصد سال قبل اتفاق افتاده است. ظاهرا، استدلال مدافعان وطرفدارن این عزاداری ها سه موضوع است:
اولا، میگویند اگر شما پدر، مادرویا یکی از عزیزان تان را از دست بدهید مگر تا چهل روز عزاداری نمی کنید؟ وحالا که امام حسین با آن عظمت وشکوه برای اسلام به شهادت رسیده است شایسته نیست تا چهل روز برای او عزا دار باشیم؟
استدلال دوم شان اینستکه، یکی از دلایل عمده بقای مذهب شیعه در طول تاریخ همین مجالس عزاداری بوده است والا با توجه به مخالفت اغلب حاکمان سلسله های اموی ، عباسی وعثمانی با تشیع، مذهب شیعه قرنها پیش نابود وفراموش میشد.
واستدلال سوم که مطرح می کنند می گویند که، هدف از قیام امام حسین نجات وبقای اسلام بود وماباادامه این عزاداری ها موجب بقا واحیا اسلام حسینی میشویم.
متاسفانه در هر سه استدلال مذکور یک نوع مغالطه آشکارآمیخته بااحساسات مذهبی دیده میشود. اولا، امام حسین امسال به شهادت نرسیده است تا ما حتما چهل روز را برای اوعزادار باشیم. وما حتا برای پدر، مادر ویا عزیزان که از دست می دهیم فقط یکبارودر سال اول مراسم سوگواری برپا میکنیم. دوما، اگر در گذشته مجالس عزاداری موجب بقای مذهب شیعه بوده است دردنیا امروز ضرورت آن احساس نمی شود. وبلمقابل، بقای مذهب شیعه دردنیا امروز بستگی به آن دارد تا رهبران آن تا چه حد تن به واقعیت های علمی میدهند وغبارجهل واوهام را ازسیمای آن میزدایند. ثالثا، حفظ اسلام حسینی بدان معنا نیست که ما بی جهت سوگوارباشیم وعزاداری نماییم. اشک ریختن وسینه زدن فهم منفعلانه ناشی ازبدفهمی وبیسوادی است وهمخوانی باارزشهای نهفته در متن انگیزه های قیام امام حسین ندارد. بهرحال، شیعه روشن طرفدارعزاداری وخواستار ماتم زدگی موهوم و موسوم به مذهب نیست. یقینا، اگرپیروان همه مذاهب دنیا مانند شیعیان برای رهبران فقید ویاشهیدمذهبی شان آن همه عزاداری برپامیکردند تمام روزهای سال آکنده از اندوه وماتم میبود وخنده وتبسم و شادی جزواژه های متروک هرزبان می شد.

خونهای روان و ویروس های بی رحم

تجلیل سوگورانه ای روزها محرم درپهلوی اثرات زیان بخش روانی، برای آنعده از عزاداران که به شدت جای نگرانی است وصحتمندی آنان به دلیل عدم رعایت ملاحظات صحی در معرض خطرقرارمی گیرد.

رسم زنجیرزنی درمجالس عزاداری طوری است که درموقع سینه زنی، ومخصوصا، در شب هفتم وروزدهم محرم، فراشها وسردسته ها تعدادی از زنجیر های تیغدار وبی تیغ را دروسط حلقه سینه زنها می آورند ومعمولا افراد تنومند یک ویا دو دسته زنجیررا برمیدارند ودرتمام مدت یک نوحه، که معمولا پنج تا ده دقیقه طول می کشد، به پشت وبعضا به سرشان زنجیر میزنند. بعد ازیک نوحه همان زنجیر خون آلودی را که روی فرش مسجد گذاشته می شود نفر نو دیگری برمی دارد وبه زنجیرزنی می پردازد. و در برخی موارد کسانی که زنجیر های خودشان را دارند، برای پاک شدن خون از تیغ زنجیر، همه زنجیرهایشان را در ستطل مشترک غوطه می کنند. کسانی که زنجیر تیغدارمیزنند پس از زنجیرزنی فراش مسجد بادستان برهنه(و به ظن غالب آلوده با چند صد هزار باکتریا و یا ویروس) دستمالی را در میان سطل آب سرد غوطه می کند وبعدا آنرا درپشت فرد که زنجیر زده است می گذارد تا خونریزی آن متوقف شود. معمولا، افراد که زنجیر میزنند از طرف مردم ورفیقهایش مورد تمجید واقع میشود ومی گویند: خدا قبول کند به یاد امام حسین زدی ، اجرت باآغا امام حسین. وفرد که زنجیر می زند اولا می خواهد شهامت وجرات خودرا به رخ دیگران بکشد که ، مرد ترس نیست. ودوما، با تعریف وتایید که از دیگران در یافت میکند آنرابا فهم موهوم که از عزاداری ایام محرم دارد آمیخته ، چنان به خود تلقین میکند که بازدن زنجیربه یاد امام حسین،امام حسین شفاعت کرده وخداوند گناهان اورا بخشیده است. اغلب شنیده می شود که میگویند:امسال بسیار گناه کرده ام در محرم گناه های خودرا می تکانم(می ریزانم)؟! بهرترتیب، این واقعیت غم انگیزیست که وجود دارد. اما برای آنانیکه خودرا دوست دارند: استفاده مشترک از یک زنجیر خون آلود که کسی دیگری از آن استفاده کرده است وروی فرش مسجد نیز گذاشته شده است ومسلما که استریل نیز نشده است به شدت خطرناک است وموجب انتقال انواع مختلف مرض میشود. ودرکنارآن دستمال تری را که فراش مسجد بادستان برهنه به پشت کسی که خونریزی دارد می گذارد صحی نیست. بهر حال، زنجیرزنی که خوشبختانه بسیارعام نیست ولی برای همان اقلیت کوچک که این کار را میکنند به دلیل عدم رعایت ملاحظات صحی به شدت خطرناک است و میتواند به سلامتی آنها و خانواده هایشان فاجعه بار تمام شود. نتیجتا، زنجیرزنی بدترین شکل تجلیل از ایام محرم است که هیچگونه دلیل عقلی ومذهبی در پشت آن نهفته نیست و کسانیکه مبادرت به این کارمیورزندسلامتی خودوخانواده هایشان را در معرض خطرقرار می دهند.

محرم، صفر ورکود اقتصادی

دردنیا تجارت واقتصاد امروز لحظه ها و ساعتها تا حدارزشمند است که گاهگاهی می شنوید که میگویند:" ضایع کردن وقت جنایت نیست وبلکه خودکشی است". رکود اقتصادی ولو برای یک هفته می تواند زیان بزرگ اقتصادی باشد. رکود اقتصادی طولانی مدت و چند ماهه برای کشورهای مدرن تا حد تحمل نا پذیر است که میتواند موجب شکست حزب حاکم در انتخابات آینده شود. وحالا به شدت تعجب آوروغم انگیز که میبینیم شیعیان با یک شگون موهوم که هیچ ارتباط به مذهب ندارد چگونه هرساله برای دوماه رکوداقتصادی سنگینی را بر خود تحمیل می کنند. شیعیان در کنار سوگواری روزهای محرم دردوماه محرم وصفر از هرعمل شادی آوری خودداری می کنند . در دو ماه محرم و صفر کسی محفل عروسی برپا نمی کند و شیرینی خوری وجشن به دلیل عزادرای به فال بد گرفته می شود. دراین دوماه غالبا مردم چیزی نوی نمی خرند و بازارها کساد می شود. شگون وترس عزاداری دوماه محرم و صفر تا حدی است که اگر محرم در نوروز بیاید محرم می تواند جشن نوروز را خنثی نماید.

دکانهای لباس فروشی، خیاطی، بوت دوزی ،آرایشگاها و گل فروشی ها بیشترین باررکود اقتصادی دوماه محرم وصفر را متحمل میشوند. بهر حال، محاسبه علمی رکود اقتصادی دوماه محرم وصفر نشان خواهد که دراین دوماه مردم و مخصوصا خود شیعیان چه ضربه بزرگ اقتصادی و زیان هنگفت مالی را متحمل می شوند.

چه باید کرد؟

شهامت پرسش و جرات نواندیشی

"سنت تجمع روزهای محرم" با وجود جنبه های منفی آن که در بالا گفته آمد تا آن حد مضروزیان آفرین نیست که آن را کاملا ترک و یا تحریم نمود. پس وقتی بناست روزهای محرم تجلیل شود واین سنت محفوظ بماند پرسش بعدی این است که چگونه محرم را باید تجلیل نمود. روشن استکه، محرم با فرم وشکل سنتی آن به هیچ وجه برای نسل روشن و جوان شیعه امروز پذیرفتنی نیست. وقتی یک ملا برای پانزده دقیقه روضه می خواند و"گریز"می رود، ولی پلک جوانی نمناک نمی شود می توان اعتراض خاموش یک نسل را مشاهده نمود و فریاد های یک انقلاب را از پشت لبان بسته او شنید.

برای تجلیل بهتر"سنت محرم" ابتدا باید لباس جهل رااز تن او بیرون آورد وغبار اوهام را از سیمای او پاک نمود وپس از آن با قبای عقل وفرزانگی وقامت بلند ایثار وآزادی که یادآور روزهای اصالت ونجابت وجوانی اوست اورا گام به گام به قر ن بیست ویکم آورد.

گام اول : خدا حافظ "ناله های باستان"

با توجه به آنکه ماتم و سوگواری برای صحتمندی مردم مضر است و هیچ استدلال روشن مذهبی آن را تایید نمی کند باید در مجالس روزهای محرم روضه خوانده نشود وبه جای آن به بحثهای فکری و اعتقادی پرداخته شود. باید تلاش نمود تا" منبر محرم" تریبون برای تکثیر آگاهی وتبین آزادی باشد وبه تنویر افکار مردم بپردازد. نباید در منبر چیزی گفته شود تا مردم از پای آن اشکریز وغمناک و یا عقده مند و خشمناک برخیزند. منبررا باید تریبون نمود تا مستمع ازپای آن روشن واندیشناک بلند شود وبامشعل که به او هدیه می شود گام در دل شبستان جهل بگذارد و به فتح تاریکی برود.

گام دوم: شکست یک شگون

آنگونه که دربالانیز یادآوری شد. ترس وشگون دوماه محرم وصفرسبب گشته است تا مردم در این دوماه محفل عروسیی را بر پانکنند ونامزدی را جشن نگیرند و هرپیوند نیک و محفل شادی را بر خود حرام کنند. می دانیم که این موضوع علی رغم واقعیت خرافی آن باعث رکود اقتصادی می شود وزیان بزرگ مالی را بر جامعه ما تحمیل میکند. وقتی، خداوند روزهای پررزق وپررونق به ما عطا می کند چرا آنرا به روزهای بی رونق وبیکاری تبدیل کنیم؟ چرا دردو ماه محرم صفر بی هیچ دلیل منطقی ویامذهبی درهای سرور را می بندیم ودروازهای غم و ماتم را به روی روزهای عمرما باز میکنیم؟ عقل وخردمندی ایجاب می کند تا دروازه های سروروشادی را به روی هر روز زندگی بازبگذاریم وبا استقبال از جشن وشادمانی به استغنا وشادابی زندگی مان بپردازیم. شاید بهتر آن باشد تا شیعیان روشن بی محابا در هرروز سال ،ولو محرم وصفر، به جشن و شادمانی بپردازند وبگذارند تا زنان پیر وفالبین ها هر خوابی را که می بینند، بینند وهر فال را که می زنند، بزنند. می دانیم که آینده با عقل وتدبیراست.

گام سوم: کاهش روزهای تجلیل ازحادثه عاشورا

اولا، لازم است تا پیشنهادی مطرح شود اینکه پس از این به جای اصطلاح" مجلس عزادرای محرم" چون شیعیان روشن طرفدارعزاداری وماتم نیستند و برعکس خواستار برپایی محافل سخنرانی های فکری ،اجتماعی و دینی در ایام محرم می باشند، اصطلاح "محفل سخنرانی محرم" را بکار ببریم. با توجه به مصروفیت های بی پایان زندگی امروز، بهترست تا محافل سخنرانی محرم از روز سوم محرم تا روز سیزدهم آن ادامه یابد وبس. مسلما، که ادامه وقفه ای آن تا آخرماه صفر، و تکرار آن درروزهای جمعه باعث کاهش جذابیت آن می شود و واعظان نیز چیزی جز تکرار یک مکرر در خرمن نخواهند داشت.

گام چهارم: آهنگ حسین و تیاتر عاشورا

باورمندیم، کسی که میداند میکروب چیست زنجیر نمی زند. پس صحبت در مورد تلطیف ویا فراموشی سینه زنی است. مجالس سینه زنی یکی از سر گرمی های محبوب جوانان در شبهای محرم است که نوحه خوانی ومسجد گردی های شبهای محرم به جذابیت ومحبوبیت آن افزوده است. با توجه به حرمت موسیقی وآوازخوانی در تفکر سنتی مذهب شیعه ، مجالس نوحه خوانی تنها مکان آزمایش ورشدآواز خوانی برای جوانان شیعه بوده است. بنا براین جای تعجب نیست اگر گاهگاهی نوحه های را میبینید که دلنشین ودوست داشتنی به گوش میاید. نوحه خوانهای مشهور که گاهگاهی در محافل خصوصی به بیت خوانی و موسیقی پرداخته اند، هم خودشان وهم دوستانشان در یافته اند که اگر ترس مذهب و شرم مردم نمیبود می توانستند هم در مجلس مناجات شور آفرینی کنند و هم در محفل خرابات شور انگیز باشند. بهر حال، منطقی آن است تا ابتدانوحه های غم انگیز محرم را به آرشیف بسپاریم وبعدا شاعران روشن به بازسرودن حادثه عاشورادرقالب اشعارحماسی، عقلانی و متمدنانه بپردازند. وپس از آن اشعارجدید با موسیقی به وسیله آوازخوانان گمنام که ما امروزه آنانرا" نوحه خوان" ویا" بارخوان" میگوییم، خوانده شود. ودرصورت چنین اتفاقی بعدا ازآن" نوحه" و"نوحه خوان" نخواهیم داشت وبجای آن" آهنگ مذهبی" و "هنرمند مذهبی" داریم. بدون شک، ظهور پدیده آهنگ وتیاتر مذهبی گام مهمی در جهت استغنای کلتور و فرهنگ شیعیان افغانستان است.

بهرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم ( شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند) در خلوت خانه خود نیز رنج می برد. پس ایجاب عقل و اثبات منور بودن آنست که ازهمین امسال و همین محرم با دوستان خود، با خویشاوندان فکری خود، محرمی برپا کند که از آن بوی عقل و رایحه دانش به مشام بیاید، تا روزیکه احاد یک مردم زنجیر های جهل را از گردن بیرون کنند، و دست آشتی به سوی خرد دراز نمایند، و محرم و مذهب را با سرور و سرمستی بیامیزند.

مطلب مرتبط:
کابل اکسپرس" دیگری در راه است
http://fromwest.blogfa.com/post-51.aspx

گالری عکس

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

27 دیدگاه
ذبیح الله ناصری

قیام حسین ابن علی (ع) از نگاه غرب زده ها!

بزن شمشیر و ملک عشق بستان

که ملک عشق ملک پایدارست

حسین کربلایی آب بگذار

که آب امروز تیغ آبدارست

مولانای بلخ

دوست عزیزم آقای جعفر رضایی

با آنکه با بعضی از قسمت های نوشته ات موافقم اما در کل از نوشته هایت بوی مغرضانۀ تحریف خواهی در فلسفۀ قیام حسین ابن علی (ع) بر علیه باطل به رهبرئ یزید ابن معاویه (لعنت ا... علیه) که فرعون زمانه اش بود، میآید.

نکاتی را که در نوشته ات میپذیرم، محو اعمال خرافئ قامه، زنجیر و کاردی زدن است که واقعاً ریشه در فرهنگ مردم دارد نه در فلسفۀ قیام حسین ابن علی (ع). علاوتاً در جریان این ایام کشیدن گروه های عزادار در جاده ها و بند انداختن معابر عمومی کاریست ناپسندیده و نابخشودنی که از حس خودنمایی و خودخواهئ بعضی ها سر چشمه میگیرد نه از افکار والای نوادۀ پیامبر اسلام (ص). بهمین ترتیب هر عملی که باعث تلف شدن حق و یا حقوق دیگران گردیده و سر افکنده گی و اضرار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای مسلمین داشته باشد، در دین مبین اسلام کاملاً مردود و باطل است.

اما حرفی را که بی خریطه فیر نموده ای، رد گریه و ریختن اشک است در حالیکه دانش روز ثابت میکند که گریه کردن و یا ریختن اشک برای روان فرد مفید بوده و خصوصاً برای کاهش مشکل افسرده گی فایده دارد. لطفاً بر لینکهای ذیل کلیک کنید:

گزارش اول

در گزارش فوق دانشمندان ثابت کرده اند که گریه کردن و مرض افسرده گی رابطۀ معکوس داشته و کسانیکه به افسرده گئ مزمن مبتلا میگردند استعداد گریه کردن را از دست میدهند. اگر عکس این قضیه را در نظر بگیریم معلوم میشود گریه تا چی اندازۀ بر پیش گیری از مبتلا شدن به این مرض موثر است.

گزارش دوم

در فرصت های بعدی نشانی های بیشتری را راجع به فواید اشک ریختن (معقول) در اختیار دوستان خواهم گذاشت.

مهمتر از همه اینرا شاید خودت نیز بدانی که مردم آگاه که از هدف قیام حسین ابن علی (ع) آگاهی دارند هیچگاهی اشک جهالت نمیریزانند بلکه به نهایت ظلم و وحشت سفاکانۀ یزید و یزیدیانی که سر حق را در دشت کربلا بریدند و شعر پیروزی سرودند که در آن اجداد خود را مخاطب قرار داده میگفتند:

"کجایید ای ابوسفیان و هنده؟ که من امروز شکست جنگ بدر را تلافی کردم...!"

بله دوست عزیزم آقای رضایی!

مسلمین بیش از دو راه نمیتوانند در پیش پای خود داشته باشند، یا جانب حسین (ع) را بیگیرند و یا هم جانب یزید (لعنت ا.. علیه)! و راه سومئ در کار نیست!

عین موضوع را میتوان در هر لحظه از زنده گی روز مرۀ یک فرد جستجو کرد.

افراد یا باید در رکاب باطل، ظالم، ... و یا شیطان باشند، و یا هم در رکاب حق، مظلوم، ... ویا انسان باشند راه سوم و جود ندارد!

و راجع به فرمایش با ارزش تان راجع به ترویج موزیک پاپ و سروده شدن اشعار سپید و کاملاً جدید در مراسم تجلیل از قیام نواسۀ پیامبر اسلام (ص) بر علیه باطل، نیز باید خلاصه و پوست کنده بگویم که مردم همانگونه که در اختیار کردن دین آزادند در رفتن به مسجد و یا پب (نایت کلپ) نیز کاملاً آزاد بوده و در داخل کشور کسانی که هم مفکورۀ شما هستند میتوانند بدون زحمت رفتن به مساجد و حسینیه ها در خانۀ خود و دوستانشان مراسم جشن و پایکوبی را برگزار کرده و در صورت نداشتن وسایل موسیقی تنها به رادیو آرمان و امثال آن ، که 24 ساعت خدمت بزرگی را به عهده گرفته و به قول عالی جناب با پخش موسیقئ شاد و روح افزا از ضایع شدن وقت مردم ( و یا طوریکه خواننده گان کابل پرس را منور فرموده اید : " خودکشی...!") جلوگیری نموده و در راه پیشرفت اقتصادئ کشور گام های با ارزشی را برمیدارد... گوش جان بسپارند!!!

تا نوشته های بعدی بقول حسین ابن علی (ع) (آزاده) باشید!

ساحل امید

نگاه دیگر به محرم

تابو شکنی دیگری در سایت کابل پرس !!

از لابلای مقالات نشر شده در کابل پرس به ساده گی قابل درک است که اکثریت نویسنده گان آن به نسل بر خواسته از خاکستر جنگ و بدبختی تعلق دارند.و در کوره های تلخ و خونین روزگار به پخته گی رسیده اند.

به این نسل باید باور داشت.

عبدالحق
نگاه دیگر به محرم

ساحل امید!

هرگاه شنیدید که این تابو شکنان کدام مدال طلا یا نقره و برنز را بخاطر کشف و اختراع جدیدی در راه خدمت به بشریت کسب کردند و یا در کدام المپیاد علمی برندۀ جایزۀ برتر گردیدند، آنگاه میتوانی به آنها چشم امید ببندی، در غیر آن فردی خواهید بود خوشباور و خوشخیال که از حقایق چندین سال نوری فاصله دارید!

جهت کشتی تان بسوی ساحل حقیقت باد!

ساحل امید
نگاه دیگر به محرم

آقای عبدالحق :

اول اینکه روشنگری و تابو شکنی خدمت بس بزرگیست برای بشریت که زمینه را برای پیشرفت های علمی و تخنیکی مساعد میسازد.

ثانیاً از کجا میدانید که مدال طلا, نقره و یا برنز نگرفته اند و یا نخواهند گرفت؟

همیشه غلام حق باشید!

Javid
نگاه دیگر به محرم

Mr. Sahil

Can you please, give an example? Thanks

ساحل امید
نگاه دیگر به محرم

Dear Javid

There are many examples. Last year, some young boys from this generation got awarded gold and silver medals in central Asian science Olympiads.

I personally have a lot of hope that they can achieve a lot of things by just enlightening the people.

If there wasn’t the enlightenment period in the west, what do you think that Westerns would be today?

Javid
نگاه دیگر به محرم

Westerns haven’t left their religion! I live in Europe and there are more then 200 million Christians as well as lots of Jews in west. Those boys who got medals in Kazakhstan International Olympiad (from Afghan-Turk School) haven’t yet denied religious beliefs if you have any proof of their atheism, please, let us know! Thanks

ساحل امید
نگاه دیگر به محرم

Javid jan

Now you are going off topic.

Have I ever said that we should leave or abandoned our religion?

Please ther is big different between KHORAFAT and religion

doost
نگاه دیگر به محرم

Ein az haman safsata hai mamool ast ke ghaliban dar jame ai ma rawaj yafta ast. Doost aziz ta ein zanjir hai dast o pageere muzakharaf mazhab wa sunat wujood darand hich tawaqooi ekhtera wa digar kar hai elmi ra nadashta bash. Ein masyil niyazmand zamin hai lazim ast wa anseri asasi an azadee ast. Barai azadii fardi bayad razmid ta ba an madarij ali raseed.

روف اللهیاری

نگاه دیگر به محرم

راز انقلاب کربلا را کسانی میداند که در درون خویش طلاطم عشق به اصل مبده خلقت را دارند , آنانیکه در گرداب دنیا خواهی غرقند و باقلم زهرآگین خویش به مقدسات توهین می کنند درکی از آفرینش ندارند تاکه , به وادی عشق گام بگذارند.

انقلاب کربلا بیانگر حقایق هستی در دامنه جهان موجوده می باشد که درس آزادگی و آزاد مردی را به بشریت ارزانی داشته و این پیام را به عالمیان میدهند که اگر دین ندارید لااقل آزاد باشید و با کلام زهر آمیز و توهین قلمی به مقدسات مردم , غرور شکن نباشید و بدانید که اگر گریه های سوزناک بر اهل بیت پیامبر نه می بود تا بحال مانند انسان های حیوان صفت به گرد خویش می چرخیدید.

آنانیکه زنده اند امّا از باور ها در وجود خویش تهی و چیزی را برای تسکین وجود خویش ندارند سرگشتگانی بیش نیستند که در لابلای زندگی مدهوش , بیمار و دچار خودکشی هاست.

و امروز در دامن شرق غرب تحت عنوان دیمکراسی مرگ و میرهای دسته جمعی و خودکشی های ناباور سایه افگنده است که ریشه در عدم درک از زندگی و نداشتن باورها می باشد.

انقلاب کربلا استمرار مبارزه علیه بیدادگران تاریخ است و رمز آن را کسانی میدانند که حسین وار عشق خدا را آنطوریکه باید در دل داشته باشند. قطرات اشک بر حسین و یاران با وفای او دل را از مردن نجات میدهد و آنانیکه گریه ندارند , مردگانی بیش نیستند , زیراکه راه رسم بندگی را نه میدانند. و نمیدانند که عاطفه , محبت و سوختن و ساختن تنها راه برای رسیدن به آرمان بشری در وادی عشق است که راه بهتر زیستن را هموار می باشد.

لذاست که شمع فروزان انقلاب کربلا با قطرات اشک دلسوختگان همیشه روشن خواهند ماند و نفرین شدگان هرگز توان خاموش کردن آن را نخواهند داشت.
روف اللهیاری

آنلاین : http://http://www.geocities.jp/af2j...

احسان هروی
نگاه دیگر به محرم

نمايشات مضحک و مستهجن ايرانيان در ايام محرم ، در حدی اثرات منفی داشته است که يک دانش پژوه ترک( اهل استانبول) پس از باز گشت از يک دوره تعليم دانشگاهی در ايران کتابی بر ضد اسلام نگاشته وبا اين دين « که آنرا خرد ستيز خوانده» وداع کرده .در حاليکه اين مضحکه ها ، فقط ثبت کتب شيعه است و اسلام سنی آنرا مردود و« بدعت» می داند.
اگر عربی هزار سال قبل عرب ديگری را کشته باشد، ما را چکار؟ معلوم است که هزينه اين بزن وبه بند واين نمايشات خونين از خزينه « مراجع » ايران و اين روز ها ، حساب بانکی « ولی فقيه » پرداخت ميشود. در طول تاريخ نيز چنين بوده ، پول هنگفت نفت ايران، چندان هم هدر نمی رود ، شمه ای خرج تروريزم و پاسداران ترور جهانی ميشود و مقداری برای روز های محرم ، تعبيه ميگردد. اگر برای ما اين کار ابلهانه است ، برای دوام حکومت روحانيون وتحميق مردم ( هر سال شصت روز !) تمرين جانانه ايست که قرنهاست، نتيجه دلخواه داده است! تو ، سفره خالی مردم را با اشک وآه پرکن و هيچ امتيازی نده ، همه چيزهای نداشته را حواله به « آخرت » کن ، دنيا را از دروغ و دورويی پر کن ، وبگو به خلق الله، يکروزی امام زمان می آيد و همه چيز رادرست ميکند!
خودرا بخاطر يک عرب که چند قرن پيش ، کشته شده ، خونين و مصدوم کردن، بر اساس احاديث مجعولی است که نواده های شيخ صفی ا لدين اردبيلی، ساخته اند ، وامام حسين را در وازه بان بهشت ، قلمداد کردند که هر که را بخواهد به بهشت می برد و هرکه را بخواهد ، روانه جهنم ميکند، قيمتگذاری قطرات اشک عزاداران حسينی را نيز همين رياکاران دوره صفويه، برآورد کرده اند وبرای آن جدول دخل وخرج درست کرده اند!
اما امروز ، کلاهبرداران حکومت « ولی فقيه» پس از قرنها ، مشت شان باز شده است ، در مشهد ( مذهبی ترين شهر » در ايستگاه اتوبوس ، يک نفر از من پرسيد، آيا اين دوازده امام که آنرا « معصوم » می انگاشتيم، آدم های شبيه همين هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و .. نيستند ؟ ومن دريافتم که ذهنيت ها تغيير کرده و گول زدن عوام روز به روز مشکل تر ميشود.
در افغانستان ، شيعه های که در طول سده ها با ريسمان « مراجع تقليد» به چاه ميرفتند، با خاطرات بسيار تلخی که از ايران با خويش آورده اند، ديگر آن مقلدين چشم و گوش بسته نيستند، همينطور جنگ ها وبرخورد های فرقه های مذهبی در افغانستان( بخصوص شهر های غربی» که عاشورای پارسال رخ داد، رنگ بومی ندارد، بلکه يا از آن سوی مرز تنظيم وترتيب ميشود يا سر رشته به دست قونسلگری ايران در هرات و بلاد ديگر است .( کتابهای که جنگ شيعه وسنی را دامن ميزد، دوماه قبل از چه طريقی به نمايشگاه هرات، راه يافته بود ؟) بهر حال از صحبت بيشتر ميگذرم. احسان هروی

محمد وليد
نگاه دیگر به محرم

گاه دیگر به محرم 15 ژانويه 06:52, نويسنده: محمد وليد
( بخاطر اشتباه تايپی دوباره ارسال شد. معذرت دارم)

با تاييد منطق کوبنده و واقعبينانه آقای هروی ، منهم خاطره ای تعريف ميکنم: سال ها قبل که تلويزيون ايران ( قبل از وفات امام خمينی) که خاطرات جانبازا ن و اسيران برگشته از جنگ را نمايش ميداد، گفته شد، يک تعداد اسيران به دست سربازان عراقی ، ظاهرا ر صدد آن بودند تا شب عاشورا برای امام حسين سينه زنی کنند، دو افسر عراقی از سر وصدا مطلع شده، آمده اند، که به بينند چه خبر است. ايرانيان مطلب را توضيح داده اند. افسران عراقی قبل از مجازات آنان پرسيده اند، ايرانيان کثيف، امام حسين عرب بود يا ا يرانی ؟ اسيران ايرانی پس از قدری مکث گفته اند . ايشون عرب بود! ، افسران عراقی باز پرسيده اند، يزيد که امام راکشت ، عرب بود يا ايرانی؟ اسيران گفتند، عرب بود! ، افسران گفته اند، پس چرا ما عربها ازين واقعات و سالگره ها ياد مان رفته است و شما ايرانی های فضول پا در کفش ديگران ميکنيد؟ محمد وليد

ناشناس
نگاه دیگر به محرم

من خود مطلب فوق را قسماً تاًئید مینمایم.

نظر من به حیث یک شیعه که در جمله مسلمان جهان از اقلیت به حساب میرویم این است که باید مذهب را به شکل درست آن جلوه بدهیم نه به خون و سر شکستان بیجا و آن هم بدون وضو.

باید متذکر شد کسانی که خود را با خون جلوه میدهند یا جوانان بدماش و سر سرک بدون فهم و بدون دانش و بدون درک مذهب واقعی و حتی بی نماز و بی وضو خود را با خون بدن جلوه میدهند و افتخار بیجا مینمایند، نتنها بی عقلی مینمایند بلکه به مذهب نیز ضرر میرسانند، ولی من شخصاً این را وظیفه علما بخصوص ملایان که القاب مذهبی مانند آیت الله ، حجت الاسلام و غیره دارند، میدانم که مسئولیت و عهده دارند که جلو ریختن خون را در مسجد بگیرند جایی که مقدس و پاک است و شخص با ریختن خون که کثیف و حرام میباشد در داخل صحن مسجد خود داری نمایند که این کار اشخاص نافهم نتنها مایه صواب میشود بلکه گنه کار نیز میشوند و نتنها به خود ضرر میرساند بلکه به جامعه و دیگران نیز ضرر میرسان، طوری که در بالا ذکر گردید.

لطفاً به حیث شیعه کاری نکنید که آبروی همه شیعان بریزد، باور کنید از فجایع یا کشتار های دسته جمعی و غیره که بخصوص در ماه محرم و بخصوص در پاکستان اتفاق می افتد، از گفتن اینکه من شیعه هستم میشرمم و کدام افتخاری ندارم که بگویم این مذهب من است، لطفاً به اسلام واقعی و پیرو رسول الله و نواسه هایش نظر انداخته به آن افتخار کنیم ، شهدای کربلا جان خود را فدا کردند تا اسلام صلح آمیز را به جهان نشان دهند حتی که به خون ایشان تمام شد.

لطفاً جوانان را تشویق کنید تا حد اقل از کارد زدن و سینه زدن زیاد که به ریختن خون بیانجامد در داخل مساجد پرهیز نمایند و برعکس آن اسلام واقعی را برایشان بیاموزانید که بیاموزند و رشد نمایند تحصیل نمایند سوگ را به شکل درست آن بگیرند.

با امید روزی که شیعه بودن را در ماه محرم به افتخار یاد نماییم.

اسد
نگاه دیگر به محرم

اینها که گفتی درست اما نگفتی طرفدار پیامبر (ص) هستی ویا دوستدار ابوسفیان و همسرش هنده جگرخوار؟

البته این سوال تا نسل های بعدئ این دو شخصیت ادامه دارد... این صفحه مربوط قیام حسین ابن علی (ع) بوده و جای بحث های سیاسی نیست؟ جنگ فعلی که در منطقه و دنیا جریان دارد میان غرب، روسیه، چین و ایران است آنهم بر سر منابع زیرزمینی...

اما مهم اینست که من و تو راجع به حقایق تاریخئ اسلام چگونه فکر میکنیم؟ لطفاً شف، شف نگویید و بروید بر سر اصل موضوع. اگر از خرافات اهل تشیع یاد آوری میکنید، چرا اولتر از حملات انتحارئ اهل سنت بر علیه مردم غیر نظامی و نظامی نمیگویید؟ خرافاتی را که در عاشورا اهل تشیع نا آگاهانه مرتکب میشوند آهسته، آهسته ازمیان خواهد رفت و در این راستا علمای دین برای چندین دهۀ متوالی فعالیت میکنند... اما بازهم این خرافات شاید هیچگاهی مضحک تر از حملات انتحارئ اهل سنت نباشد...

کاسترو
نگاه دیگر به محرم

آقای هروی وهابی آیا شما فکر میکنید که مذهب سنّی بر شیعه برتری دارد؟؟؟ آیا شما واقعا همینطوری کودکانه و تخیلانه می اندیشید؟؟ اگر جوابت "بلی" باشد که از دانش و فن خیلی فاصله دارید. اول شما باید بر خود واژهء "سنّی" تحلیل کنید بیبینید که این واژه از نظر لفظی و لغوی یعنی چه؟؟ سنّی که برگرفته از سنّ یا سنّت به معنای فرهنگ و یا ترادیشن است. این به این معناست که اهل سنّت فقط از فرهنگ پیامبر عرب تبار پیروی میکنند نه از اندیشه و تفکر او، واضحتر عرض کنم که اهل سنّت فرهنگ خشونت امیز عربی را به عنوان مذهب خود پذیرفته اند و از آن با دل و جان کورکورانه پیروی میکنند، ریش ماندن، لنگی بر سر پیچیدن، بهداشت را رعایت نکردن، دامن گشاد پوشیدن، اینها همه جزء فرهنگ بادیه نشینان صحرای سوزان عربستان بود. چون در آن زمان در صحرای سوزان عربستان آب به قدر کافی برای نوشیدن یافت نمیشد چه رسد برای حمام و پاگیزگی: پیچیدن لنگی یا پارچه بر سر وصورت خود به خواطر در امان ماندن از نور سوزان خورشید و نفوذ گردوغبار ریگ در چشم و چال شان بود، اینها هیچ بعد فلسفی و فقهی ندارد و هیچ ربط به دستورات اسلامی هم ندارد. که عزیزان اهل سنّت ما فقط سرگرم دنباله روی ازین فرهنگ است. ما باید از مفکوره و اندیشه های ناب و به بدردبخور پیامبر اسلام و دیگر پیشوایان دینی پیروی کنیم نه از فرهنگ قبیلوی آنها. من ازینکه شما به تشیع انتقاد توهین آمیز کردید ناراحت نیستم بلکه ازین ناراحتم که شما بر ترجیحییت سنی بر تشیع تاکید دارید که واقعا کودکانه و بی خردانه است. من شخصا اسلام را به عنوان یک مکتب و فلسفه قبول دارم همانطوریکه کمونیسم را نیز به عنوان یک مکتب می پذیرم و سایر ادیان را نیز به همین منوال. وظیفه کسانیکه از استعداد گویش و نگارش برخودار هستند این است که با مرور به گذشتهء اندوهگین کشور باید مردم و نسل جوان را بسوی روشن نگری و روشن اندیشی تشویق کنند و بدانند که جنجال بی خردانه برسر موضوع مذهب درد دیرینهء مردم مارا مداوا نمیکند. اینیکه شکل برگذاری مراسم عزاداری عاشورا توسط شیعیان درست است یا خیر موضوع نیست که توجه اهل خرد را به خود جلب کند. عاشورای شعیان و یا نماز سه صد رکعتی تراوه سنی ها و روزه گرفتن و امثالش ناشی از عقب ماندگی فهم جامعه ای ماست، که اگر امنیت در کشور حاکم باشد و نسل آیندهء ماباخرد بار بیایند معلوم است که این سنت ها و باورهای کهنه آهسته آهسته اوتوماتیک از بین خواهد رفت، مبارزهء خشونت آمیز با اینگونه سنت ها کار عاقلانه نیست بلک مبارزه با بیسوادی از نیازهای اولیهء ماست که ستون روشن اندیشی را در جامعه میسازد.

فريد دانشيار
نگاه دیگر به محرم

جناب کاسترو . شما که نه نامت به ادميزادميماند ونه مذهبت معلوم است ، به امام حسين و شيعه وسنی ترا چه کار ؟ برای بچه های فيدل کاسترو و چه گوارا، اينجا محل مناسبی برای عرض اندام نيست، شما برو سايت اصالت و روشنايی و ... فريد دانشيار

کاسترو
نگاه دیگر به محرم

آقای دانشیارٍ: هه هه هه حق با شماست رفیق. من مذهبم خیلی هم خوب تر و اشکار تر از مذهب عقده آفرین شماست. آزاده زیستن و احترام به حریم دیگران مذهب من است.

ناشناس
نگاه دیگر به محرم

Malom hast ki dar tasob khodat ra gom kardy.dost khorafaty moharame shia mardom ra az islam dor namekonad. balki torres haye soni ki khod ra baraye mollahaye Arab wa Pakistani ajir mekond wa intehary anjam medehad
. in ha mardom ra az islaM DOR MEKOND

ناشناس
نگاه دیگر به محرم

KHORAFATI HAST YA SHIA ????? SONNI HA BEKHATERE BEHISHT INTEHARI ANJAM MEDEHAD MAKATEB RA ATASH MEZANAD WA BEROYE DOKHTAR HA ASID MEPASHD . WA AZ ISLAM YAK CHEHRAYE KHAHSIN BEDONYA NESHAN MEDEHAD. WA AZ MILLYONHA DALAR SARMAYAGOZARI DAR KISHWAR BA IN AMAL HA JELAU GRRY MEKOND. HALA KHORAFATI RA SHOMA TASHKHIS DEHID.SONNI

حمید

نگاه دیگر به محرم

اینهم از مظلومیت حسین (ع) است که یک شیعه نااهل و بیگانه با روح قیام حسینی و به احتمال زیاد ، از زمان رفتن به خارج ، خارج شده از مکتب حسین و پدر و مادر و جد بزرگوارش ، همصدا و هماهنگ با یک بی دین دیگر بنام ( احمد طارق فیض در سایت فاشیست افغان – جرمن آنلاین ، به زعم خود ریشه قیام حسین را زده است ) به خیال خام خود ، قصد دارد عشق حسینی را از دلهای مومنین مشتاق بزداید . غافل از آنکه طبق روایت معتبر: ( ان للحسین محبه مکنونه فی قلوب المومنین – عشق و محبت حسین در اعماق وجود مومنین جا داده شده است – بیشتر جنبه فطری دارد— ) . شما با آن رفیقت – احمد طارق فیض هر چه نیرو دارید بکار بگیرید ، مطمئن باشیدهیچ غلطی نمیتوانید بکنید . در آستانه عاشورای حسینی این شیعه بی خاصیت را حواله می دهیم به حسین و برادرش عباس و امیدوارم او با همان همفکر فاشیست اش در افغان – جرمن آنلاین ، محشور گردد و از عنایت و شفاعت حسین و جدش محروم .

مسافر

نگاه دیگر به محرم

این خرد باختگان بعد از 1400 سال ناله وگریه و خود را میزند که حسین را چرا گشتند اگر نمیکشت تا حالا زنده میماند_

شکیب
نگاه دیگر به محرم

مسافر جان!

هدف از تجلیل عاشورا حمایت کردن از حق بر علیه باطل است. بحث 14 قرن پیش نیست. از حرف هایتان معلوم میشود که امروز هم در رکاب بوش و یا سرکوزی ها شمشیر میزنید.

یزید و حسین (ع)، فرعون و موسی (ع)، محمد (ص) و ابوجهل.... اینها همه امروزه جز تاریخ اند اما به این مفهوم نیست که تکرار نمیشوند.

شما موقف خود را جستجو کنید که آیا بیشتر به فرعون قرابت دارید ویا موسی (ع)؟

کمال کابلی

نگاه دیگر به محرم

ترقی های عالم رو به بالا است
ما ز بالا رو به پایان میترقیم
این صحنه های مضحک و قبیح که خواست استعمار برای ترویج خرافه بوده و توسط ملایان مفتخوار و اجیر ترویج کردیده بود ، مدت زمانی فروکش کرد و صرف به نوحه خوانی و سینه زنی با لباس و محدود تنزیل یافته بود . کنون از برکت اوضاع نا بسامان و مهاجرت ها به ایران آخوندی دوباره الگو برداری شده و تمویل میشود و ازین مضحکه بازار دکانداران دین نیز به نان و نوایی میرسند . زنان را حجاب امر میکنند تا مردان تحریک جنسی نگردند و بر عکس مردان را لخت میکنند تا نیم تنه شان ، که زنان تحریک گردند و این مضحکه بازار شان هر چه بیشتر رنگ و رونق گیرد .
ای شیخ ز نادانی ما شکوه چه حاصل /
بار تو نیفتد به زمین تا که خری هست /

انيسه درودگر
نگاه دیگر به محرم

نوشته جناب احسان هروی را بايد تقديس کرد، اين نوشته عالمانه کوتاه انگار خلاصه يک کتاب است . برادر من ،از عبادتی که خير به مخلوق نرسد، در عوض ، موجب ا نسد ا د خيابان ها و کوچه ها شود ، وصدای زنجير آهنين ، خواب کودکان را پريشان کند، چه طرفی ميتوان بست؟ انيسه درودگر ، از تايمنی کابل

ناشناس
شیعه منور

من قبل از هر چیز از نظرات برادر آقای رضایی و پیشنهادات مدون و مدرن شان سپاسگزاری میکنم. در مورد پیشنهاد ها و لینکهای آقای ناصری باید بگویم که ممکن است دانشمندان مازوخیست و سادیست باشند که اشک ریختن را برای کاهش افسردگی پیشنهاد کنند. ولی آدم افسرده بیش از هرچیز به طروات و شادابی نیاز دارد. منظور گریه های شخصی نیست. کسانی که یک ملت را به طور حرفه ایی و سیستماتیک به گریه وادار میکند و شادی و خوشی را از ان میگیرد جنایتکار اند... آن آقای که سنگ مقدسات را به سینه میزند. در اروپا شبهای سرد نهادهای دواطلب به خیابانها میروند تا بی خانمانهای نشه و مست را از زیر پلها جمع آوری میکنند تا از سرما نمیرند. در آن افغانستان عزیز مقدس و مقدسات تو طالب ده هزار شیعه راکشت، سیاف هشت صد شیعه راو هزاران سنی نیز کشته شد...کجاست آن مقدسات که به کرزی اعتراض کند وبگوید با یک جنایتکار شانه به شانه مینشیند. در هرات دوصد نفر از سرما می میرد ولی جهادی های خرپول مثل ربانی و فهیم اسماعیل خان و خلیلی خمی به ابرو نمیاورند..لعنت به آن مقدسات که محصولش چپاول و غارت وجنایت باشد...

ali
شیعه منور

aghay yan mohtaram ke shia ha ra mored inteqat qarar dadah ed man ba invan yak shia ba nazar jenab mohtaram ke gofta bod zanjeer zani ba chaqu mekonad movafiqam va dalil inke in zanjeer zani ba vojood amada ra ham tozeeh bedihed ke bazi sunny hay ke hich darky az islam nadarad meyayad balay mardoom begonah hamlah mekonad va hazaran nafar begonah ra ba qatal merasanad in bakhateer hamin va vojood amadi ke ba ess shodi bazi kasan mosalman ziddi beshan vali dar mored inke gofta bod ke ke yak arab 1400 sal pish koshta shoda va hala in mardoom barray an in qadar azadari mekonad eshteba karda ey bakhatiri imam hussain dar roozi ashura qiyam kard ba jahaniyan neshan dihad ke hargizz yak mosalman vaqiye ke navasa payamber bashad zeer bar zolm va estebdad gari nakhahad raft va raftani nakhahad bod va baqiya chiz hay ham ke gofta bodi ham tamam shan mozakhraf bod omed varam digar az intoor nazarat manfi ke dar inja navishta bodi dobara estefadah nakoni

ناشناس
شیعه منور

کشور های پیشرفته دنیا بی دین نشده اند. امریکا مذهبی ترین کشور غرب می باشد. امروز کاندید های امریکا از عبادات و عیسون بودن خود حرف می زنند.

kamal
شیعه منور

دوست محترمی که گفته ، شما که از خرافات شيعه دم ميزنيد، در باره اقدامات انتحاری اهل سنت نيز بنويسيد!، شما از روی بی اطلاعی اين حرف را ميزنيد يا فقط خواستيد اسم مستعار شما هم زينتبخش سايت شود؟
برادر، حملات انتحاری مختص به اهل سنت نيست، مگر حملات انتحاری مقتدا صدر در عراق و حزب ا لله در لبنان ، به اهل سنت ارتباط دارد؟ مگر خمينی برای کشتن سلمان رشدی ( نويسنده) تروريست استخدام نکرد؟ ، مگر گروه های شيعه مسلح در پاکستان وجود ندارد؟ مگر سپاه پاسداران در ايران، اينجا وآنجا دسته های تروريست انتحاری ايجاد نميکند؟ مگر حزب الله افغانستان ساخته ايران و مجهز به دسته های تروريستی نبوده است؟

kamalکمال رستاقی
شیعه منور

جناب مير هزار. گمان ميبرم ، مطلب ها وابراز نظر ها در کابل پرس ازين پس زير تيغ سانسور ميرود، بيگمان ديگر کابل پرس به يک افغان ــ جرمن انلاين ديگر تبديل ميشود ، که چند فحاش و ناسزاگو استخدام کرده و سرش را زير برف پنهان کرده ؟ کمال رستاقی

کامران ميرهزار
اين سانسور نيست!

کمال چان افراد می توانند نظرات مخالف و موافق خود را ارسال کنند و نه اينکه به ديگران دشنام دهند و بد و بيراه به خواهر ومادر مردم نثار کرده و و خود پنهان شوند. اگر اين تصميم گرفته نمی شد بايد يک نفر 24 ساعت روی سر اين سايت باشد تا دشنام های مردم را حذف کند. می دانی حتا وقيحانه آلت تناسلی خود را به رخ می کشانند. من نمی خواهم اين سايت به يک لجنزار تبديل شود. متاسفانه در بسياری موارد کسانی که اين پيام های دور از انسانيت را می مانند در اروپا و آمريکا به سر می برند. من نمی دانم اين افراد به اروپا و آمريکا می روند که علم بياموزند و ادب و يا اينکه بدتر از پيش به افراد در وقيحانه ترين شکل ممکن دشنام دهند.

در کنار اين دليل، بخش های انگليسی و پرتگالی کابل پرس هم فعال شده است که آزاد گذاشتن چنين نظريات وقيحانه می تواند جرم محسوب شود و قابل تعقيب. اميدوارم اين موضوع را سانسور تلقی نکنيد چون من با نهادهای مدافع آزادی بيان هم اين موضوع را طرح کردم و آن ها هم تعريف سانسور را برآن نگذاشتند. نظر مخالف خود را بر هر نوشته ی کابل پرس بنويسيد و ارسال کنيد. شاد و پيروز باشيد.

اسد
از بررسئ نظرات قبل از نشر خوشحالم! و برای کمال جان نیز تا پایان این بحث صبر و شکیبایی آرزو دارم!

دوست عزیزم کمال

امیدوارم خونسردئ خود را حفظ کنید. امروزه تقریباً از عیسویها، یهودیان، بی دینها، غربی ها، شرقی ها و هر کسی که در روی زمین زنده گی میکنند اگر بپرسی که این حملات انتحاری را کیها میکنند؟ میگویند مسلمانان!

این مسلمانان را اگر خودت عاقلانه تجزیه کنی تقریباً 85% را اهل سنت تشکیل میدهد و صرف در حدود 10% آن معتقد به جانشینئ 12 امام بعد از رحلت پیامبر (ص)، که اولادۀ خود پیامبر گرامی (ص) میباشند.

حالا در این حملات انتحاری اگر از عقب عینک عقلانی بنگری مطمئنم 1% هم شیعه را نمیتوانی بیابی که دست به چنین کار احمقانه و بزدلانه بزند. و شما صرف میتوانید اتهام وارد کنید که اتهام بدون سند هیچگاهی قابل قبول نخواهد بود. اینرا برایت توضیح میدهم اگر یک کمی خونسرد باشی:

1. از کشور خود شروع میکنیم، از سال 2004 میلادی بدینسو به تعداد 450 حملۀ انتحاری در افغانستان ثبت گردیده که تعداد کشته شده های غیر نظامی را خودت زحمت کشیده و حساب کن. اگر شما کدام سند دارید که این حملات و یا بخشی از آن کار شیعه ها بوده، لطف نموده و ما را نیز در جریان بگذارید!

2. در کشور لبنان، تمامئ دنیا به شمول امریکا و سایر دوستان اسرائیل اقرار میکنند که یگانه نیروی مقاوم در برابر اسرائیل همان حزب الله تحت رهبرئ سید حسن نصرالله است. که جنگ تحمیلئ یکسالۀ 2006 را شاید در حافظه ات داشته باشی که در قبال آن اسرائیل به شکست خود اعتراف کرد و بزرگترین کشمکش ها در میان مقامات بلند ربتۀ کشور شان در اینمورد حتی تا امروز ادامه دارد و وزیر دفاع شان نیز به همان علت استعفا کرد... حال اگر تو و همفکرانت طرفدار اسرائیل و صهیونیزم هستید، من دیگر چیزی برای گفتن ندارم چرا که با یهود های منافق و طرفدارانشان بحث لازم نیست! و حزب الله تا هنوز از جانب هیچ منبع مستقلی به انجام دادن حملات انتحاری متهم نشده و اگر این اتهام را وارد کرده اند باز هم هیچ سندی در این زمینه موجود نیست، اگر شما سند و مدرک دارید لطف نموده و به کابل پرس بفرستید تا ما هم مستفید گردیم!

3. از مقتدا صدر و عراق گفته اید، لطفاً سندی ارایه دهید که در حملات انتحارئ روزمرۀ عراق که جان دهها بیگناه را میگیرد گروه های وی دست دارد و یا کدام فرد وی با واسکت انتحاری اش دستگیر شده باشد؟ به گمانم نزد شما دروغ گفتن اندازه و حد ندارد؟

4. خمینی اگر گفت که قتل رشدی جایز است، بخاطر توهین به قرآن بود که اهل سنت نیز دعوای اعتقاد به این کتاب را دارند گر چه تقریباً تمامئ اهل سنت در مورد این توهین خاموش بوده اند و علتش را شاید خودت بهتر بدانی... شاید هم ندانی چرا که از نوشته هایت بوی آتییزم یا بی خدایی میآید. اما این فرمان تا به امروز عملی نشده و دوستت رشدی تا هنوز زنده و سلامت ذکر خیر افراد همچون جنابعالی را میکند...

5. گروه های شیعه مسلح را که گفته ای در پاکستان وجود دارند بخاطر دفاع از خود وجود دارند و گرنه همان 85% مسلمان بقول شما واقعی خون همۀ آنها را مباح اعلان نموده اند و سپاه صحابۀ کرام تا همین چند سال پیش بجز حمله به مساجد کاری نداشتند... در حقیقت پاکستان را گفته ای اما طالبان را که از مدارس همان 85% مسلمان معتدل! تولید میشدند و میشوند فراموش کرده ای! اعلان جهانئ ملایکچشمه مبنی بر فرستادن هزاره های افغانستان به قبرستان، را وقیحانه فراموش کرده ای!

6. از سپاه پاسداران گفته ای، با آنکه به نظر تان احترام دارم اما چون مدرک ندارید نیازی برای بحث نمیبینم. و راستش تا بحال حتی دوستانت در غرب نیز ثابت نتوانسته اند که انتحاریون در تهران آموزش میبینند! اگر از کشور خود دفاع میکنند شاید یک دیوانه نیز این حق را برایشان بدهد چی رسد به جنابعالی که سنگ های بزرگ، منجمله سنگ هوشیاری را به سینه تان میزنید!

7. این حزب الله افغانستان که گفته اید، راستش تا جایی که من میدانم حزب الله افغانستان یک حزب غیر نظامی بوده و کار تروریزم را نیز یک حزب غیر نظامی که از جانب وزارت عدلیه افغانستان به رسمیت شناخته شده باشد، کرده نمیتواند... اگر کدام مدرک دارید باز هم لطف کنید! و تا جاییکه اعضای دیگر احزاب شیعی افغانستان را همه میدانند، در جریان جنگ های داخلی نیز سلاح، پول و مواد غذایی به مسعود و گلبدین میرسید که هر دو سنی تشریف دارند و وحدتی ها بیشتر پذیرای عکس های خمینی بودند که قتل مزاری و همراهانش به دست طالبان با شکست وحدتی ها و قتل عام مردم برچی و افشار اسناد خوب این ادعا میباشند.

8. در اخیر نتیجه گیری ام اینست که شما مرغ تان فقط یک پای داشته و به وفاداری از معاویه ابن ابوسفیان و پسر نا مشروع اش افتخار میکنید! با آنکه بفکر شما پیامبر (ص) حق تعین جانشین خود را نداشت ولی شدیداً به معاویه که به اشتراک والدینش در چندین جنگ بر ضد پیامبر (ص) و مسلمین شرکت کردند و خون صد ها مسلمان را ریختند (منجمله جگر حضرت حمزه <ع> را هنده مادر معاویه و مادر کلان یزید خورد)این حق را میدهید که خلافت را موروثی کند و ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادئ اسلام را با اعمال وحشیانه و عیاشی هائ بی حد و اندازه خود، متزلزل گرداند. کارنامۀ یزید و سایر خلفای اموی همه گی معلوم و روشن است که نیازی به شرح و تفصیل ندارند.

اگر بی دینی و یا از اهل سنت بازهم به قول حسین ابن علی (ع)، آزاده باش!

کاسترو
نگاه دیگر به محرم

خانم انیسه درودگر چرا بی انصافانه قضاوت میکنید، این درست است که اجرای مراسم محرم آمیخته با در نظرنگرفتن حقوق دیگران است. اما مزاحمت شیعیان به بهانهء بزرگداشت سالروز شهادت امام شان سالانه یک دفعه در یک دورهء ده روزه برگذار میگردد. آیا اذان پنجگانه سنی ها که تقریبا هر دوساعت بعد با صدا و سبک دلخراش ملاهای پرپشم گوسفند نما گوش هر شنوندهء را میدرد قبیحانه تر از مزاحمت نوحه خوانی نیست؟؟ من نه شیعه هستم و نه سنّی من یک آدم هستم که بر این مسئله اگاه شدم که هیچ یکی ازین دو مذهب بر دیگری برتری ندارد هردوتا مخالف آزادی و برگرفته از فرهنگ مردسالاریی عربی میباشد که هیچ گونه استدلال منطقی که مخالف تفکر خود شان باشد نمی پذیرند. پس شما هم بیجا و بی سوادانه به انتقاد نپردازید. سنی های شما هم در وقت اذان حق و حقوق هیچ شخصی را محترم نمیشمارد

Kudos Talash
شیعه منور

18th Januart 2007
Dear Madam or Sir , nobody said or wrote that the industries countries are without religion ,but you MUST know , U.S.A. is complet diffrent from West European-Countries. West European Countries are Secular Countries ,but United States of America is not a Secular Country. The person who want to become president of U.S.A. she/he must take part first in Bible Cours ,and American must be sure , she/he is a religion person. I had lived from 1980 to 1992 in Germany ,and visited all European Counties, since
year 1992 to present I am living unwanted and obligatory in this fascist country so called - United States of North America
Please choose for you a correct or wrong name

Kudos Talash
شیعه منور

Mr.Mir Hazar, you must (not should) print ,what I wrote a few minutes ago in here. What ,I wrote is very important information for all people ,my written is not about shiite or sunite or Islam. Thinks reasonable, or you want I punish you ? In this time ,I will not punish you, do not do impolite action against friend of Khorasan people again. Now , I will write a detailed new matter, it is not clear ,you will print or not ! ? My writtens are different from most of other writtens ,for it ,cost for me, what I write the other people can not or do not want or maybe them brains not thought about such matters. Five minutes later ,I will see here back ,if my written was here ,I will write my detailed written,if be not here ,I will not write in your site this subject because my time and my writtens are valuable. Thank You - 18th Jamuary 2007--- I wrote all time ,I am responsible against all of my writtens

مونا
نگاه دیگر به محرم

من یک سنی هستم چون فقط 15سال سن دارم زیاد از مسایل مذهبی سردرنمیاورم فقط میخواهم نظر بدهم:این بحث هافقط نظر ما نوجوان هارا راجع به اسلام تغییر میدهد خیلی ناراحت میشوم وقتی اختلافات مسلمانان رامیبینم نمیدانم شیعه درست است یا سنی این چه مسلمانیتیست که در ان شک دارم(به جزیگانگی خدا و پیامبانش)؟ خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید.

معصومی

نگاه دیگر به محرم

دوستانی که در این صفحه کمی جدی نوشتن و عصبی شده اند خواهش میکنم کمی خونسرد باشند.احترام به هر مذهب لازم است به عقاید همه باید احترام گذاشت واز دشمن هم غافل نباشیم متوجه دشمنان هم باید بود که دشمن در این زمینه تفرقه افگنی کرده نشود که خدای ناخواسته از احساسات ما و شمااستفاده کرده بهره ببرد . همه میدانیم که دشمن سخت در تلاش نفاق وتفرقه در بین ملت مسلمان پاک افغان است گاهی بنام دری و پشتو تفرقه زبان را وگاهی به عقاید ما تفرقه مذهب را سازمان دهی میکند . وما بدون اینکه با استدال دوستانه و خوسردانه با یکدیگر مقابل شویم بر عکس با زشتیت وقهر مقابل میشویم . اینجاست که دشمن بهره گرفته وابحال ما که همه مسلمان همه افغان همه با شعور مساوی ولی خون گرم و بی اتفاق .

حسین کوهی
نگاه دیگر به محرم

به جناب رضایی!
تحلیل واقعی حادثه عاشورا در تاریخ اسلام و نقش و جایگاه اصلی این
قضیه در فرهنگ شیعه جنبه هاو ابعاد بسیار پیچیده ای دارد.
براین اساس شایسته آن است که در این رابطه از قضاوت های زود و سطحی خود پرهیز کنیم.
در و تحلیل تمامی جنبه های این فاجعه برای امثال ما ها بسیار مشکل است. به صرف چند ساعت و یا چند دقیقه تامل و یا توهم و یا چند خط عبارت سطحی نمی شود این فاجعه بی نظیر تاریخی را فهمید و یا تحلیل کرد.
از این بابت خوب است در قضاوت های زود و سطحی خودمان جانب احتیاط را رعایت کنیم. تا خدای نخواسته د ر پیشگاه خداوند مسئول نباشیم. زیرا قضیه عاشورا و محرم سری از اسرار خداوند است که درک آن برای بشر مشکل است.
از طرف دیگر در کلمات شما مطالبی آمده که واقعا بیان آن شایسته ای یک مسلمان نیست.
شما مصیبت فرزند پیامبر(ص) آنهم با این دلخراشی را بسیار ساده و سطحی نشان داده اید. شعر خاصی را نقد کرده اید.
در حالی که در عزای فرزند پیامبر(ص) تمام فرزندان با وجدان و منصف آدم عزادار است.
این مساله اشاره به انسان های عادی ندارد. زبان شعر این است که عمق این فاجعه چنان است که باید فرزندان آدم عزادار باشد.
راستی در کدام حادثه تاریخی بشر جنایتی همانند جنایت یزید در کربلا وجود دارد؟
آیا چنین جنایتی را تمام وجدان ها و انسانیت تاریخ محکوم نمی کند؟
از طرف دیگر تحلیل بعد اجتماعی و فرهنگی عاشوار نیز برای شیعیان مشکل است که شما از قضاوت زود هنگام آن پرهیز کنید.
تا شاید خدای نخواسته به عذاب الهی و قضاوت های اشتباه گرفتار نشوید.
روشنفکری خوب است اما نه در همه چیز و در باره همه کس
احتیاط کنید با ذهن کوتاه و قضاوت های سطحی خود به عذاب دایمی و عمیق الهی گرفتار نشوید.
انسان های عادی و سطح سواد و درک ما کجا و فهم و تحلیل حوادث خاص تاریخی و الهی مثل عاشورا!؟

کمال رستاقی
نگاه دیگر به محرم

به دوستی که به نام اسد مينويسند. در باره حمله انتحاری اکنون صحبت کافی است، اما در باره مراسم برادران شيعه در محرم حرف های است که بصورت « اتمام حجت» بايد گفته شود. در افغانستان اهل سنت ، اکثريت اند، آيا از اقليت شيعه نبايد توقع و انتظار داشته باشيم، حقوق فردی و اجتماعی اهالی اهل سنت را رعايت کنند؟ برادر من. وقتی شما در بيشتر محلات( هرجا دل تان خواست) هفته ها ، کوچه و خيابان و محله را مسدود کنيد، در چند قدمی منزل من که سنی ام ، لودسپيکر و بلندگو بگذاريد. شبها تا دير وقت سر و صدا کنيد، واسم آنرا« عبادت» بگذاريد، آيا به حق شهر وندی من تجاوز نميکنيد؟ آيا به کودکان و عليلان و پيران که خواب وآسايش شبانه يا روزانه شان به يغما ميرود، ظلم روا نداشته ايد؟ آخر اين چه رحمتی است يا عبادتی است که برای ديگران، شکنجه وشقاوت است ؟ در افغانستان هنوز محلات شيعه و سنی از هم تفکيک و مجزا نشده است. همه بايد نظم اجتماعی را مراعات کنيم. نبايد رسم و راه ايرانيان را در افغانستان، رايج کرد، چون کسی اينجا نمی پذيرد. البته سنی هاهم مثل اين حقير، همه با زبان خوش و منطق ومدرک، حرف نميزنند،طبيعی است که اگر اوضاع از کنترل خارج شود، يعنی مزاحمت ، متوالی و نهادينه شود ، در افغانستان هم ، فردا، « سپاه صحابه» پيدا ميشود و دمار از روز گار شيعه در می آورد! ، خوب ، وقتی شما چهره اسلام را ، اينهمه خونين و با زنجير وقمه معرفی ميکنيد، ممکن است جوانان ما را ا ز دين، بيزار و متنفر سازيد! اگر در ايران، با پول نفت بادآورده( يک بشکه صد دلار) دسته های اجير يا عوام الناس، سال دوماه، اين نمايشات مضحک را اجرا ميکنند تا اتحاد دين ودولت يا آخوند وامت را نشان بدهند ، همه دنيا ميداند، که اين حقه بازيها با دين اسلام ربطی ندارد، بلکه سياست بازی وشعبده بازی است!
تو امام حسين را دوست داری ، خوب داشته باش . اما اندکی ، عقل و درايت را نيز دوست داشته باش . اين را بدان که تقسيم مردم دنيا به « کافر» و « مسلم » از تيوری های ناقص است ، مگر نمی بينی وقتی دولت ايران « کارگر افغانی » را از سر ساختمان به زير می اندازد، همان کشور ها و مردم غير مسلم، صدای اعتراض بلند ميکنند ، يا گاه مسلمين بدبخت را در خاک خويش ، پناه ميدهند. کمال رستاقی!

امیرالمومنین ملا نصرالدین

نگاه دیگر به محرم

دوستان با نهایت گرامی سلام
جوانان گرامی و عزادار این شب های طولانی ایام سوگواری را برای تان تسلیت میگویم در ضمن یک خواهش کوچک از شما دارم و ان اینکه..
ای جوانان بیائیم کار و پلان که حسین از مدینه شروع کرد را مطابق روایات معتبر برسی کنیم تا عمق و یا سطح کار امام حسین را با عقل و خرد خدادی خویش برسی کنیم و عوامل که باعث خروج ایشان از مدینه شد را بر شماریم و در انتها نتیجه مثبت ان را جزئ فرهنگ بومی خویش سازیم تا مثمر ثمر برای نسل های بعدی باشد ..

بنده من حیث یک طلبه کم سواد یا بی سواد چیز های را که در مودر ایشان خواندم به قرار ذیل است ...

بعد از مرگ معاویه یزید پسر ایشان به کرسی خلافت تکیه میزند و بسیاری از بلاد مسلمین به ایشان بیعت میکند بجز چند نفر که تعداد شان خیلی کم است این افراد بخاطر موقعیت خوانوادگی شان ادم های مطرح زمان شان بودن مثلا امام حسین به خاطر که نوه پیامبر بود و هم در مدینه زندگی میکرد از موقعتی ممتاز برخوردار بود .. از یک طرف از سوی یزید دعوت میشود که باایشان بیعت کند و از سوی دیگر هفت هزار دعوت نامه مردم کوفه و شام ایشان را به خیال احیای خلافت پدر بزرگوارش مصمم میکند ایشان از ابتدای کار تمام کارها را به مراد خود میدید و از مردم کوفه و شام خوب اشنائی داشت و میدانست که با رسیدن به شام کار یزید را برای همیشه یک طرفه خواهد کرد مسلم که شخص مورد اعتماد ان حضرت بود برای ترتیب پیشوازی اش به کوفه فرستاد تا وقتی ان حضرت وارد کوفه گردد هم چون یک سلطان از ایشان استقبال شود وووو ایشان از پلان خود انقدر مطئن بود که حتی تمام خوانواده اش را باخود برد و هرگز فکر نمکرد که مسلمین و به خصوص شیعیان در صف مقابل قرار گیرد ..

یزید مردی زیرک و باهوش و در زمان حیاب ابوی ایشان کار سیاسی را خوب تجربه نموده و از فنون جنگی و تاک تیک رزم کاملا اگاهی داشت و اشخاص را هرکدام به شخصیت شان میشناخت و برای هروقت شخص مناسب راپیدا میکرد. بعد از انکه یزید اطلاع یافت که امام حسین از بیعت سرباز زده خیلی سراسیمه شد او میبایست در ان موقع اماده پذیرائی هرگونه خطر میشد و تصمیم نهائی و قطعی را باید میگرفت او در خلوت خویش به فکر بکر دست یافت ایشان قاضی شریح که شخص مفتی و صاحب مقام و ابرو در جامعه اسلامی شیعی انوقت بود را به کمک طلبید و قاضی شریح طبق اصول اسلامی فتوا داد که امام حسین علیه دولت اسلامی خروج نموده و جهاد علیه او واجب شده شیعان به سرعت صفهای جنگی شان را اراسته و اماده انجام یکی از واجبات الهی شدن . شمر که از سرداران لشکر اسلام و نسبت پسر عموئی با امام حسین داشت را بعد از ابن سعد به فرماندهی لشکر اسلام منصوب کرد این مجاهدان جهت اجرای حکم خلیفه الله زمان عاشفانه طالب مرگ در راه خدا شدن و طوری که در کربلا دیدیم تمام دستورات خلیفه المسلمین و مفتی زمان را مو به مو اجرکردن و حتی به خوانواده ایشان هم رحم نکردن قلم از نوشتن در مورد خوانواده ان بزرگوار خجالت میکشد ( بامعذرت ) حضرت امام حسین در کربلا تمام رویاهایش را نقش ریگستان میدید برای او هیچ راهی باقی نمانده بود نه روزگار خوش مدینه نه احیای خلافت پدرش و نه راهی برگشت یک تحفه از سوی خلیفه المسلمین زمان برای امام حسین ارسال شده بود و ان مرگ حتمی او و هوادارن او بود ایشان در روز عاشورا به همرای تمامی همراهان مردش در جلوی چشمان خوانواده اش بدست شیعیان علی قطعه قطعه شدن و از ان به بعد با انتقام مختار که باعث فجایع بسیار شد راه حسینی و انتقام حسینی در خیلی از سرزمین های مسلمین پراکنده شد و تا امروز شیعیان مخلص ایشان بعد از نوشیدن اب صلوه بر لب تشنه حسین و لعنت به یزید و ال او میفرستند از ان روز به بعد تا به امروز مردم به نام هریک از ان بزرگواران انسانهای زیادی را کشته اند و هنوز ادامه دارد

شیعه ای منور
نه شیعه نه سنی عقل، قانون، وجدان و مدنیت

من باور دارم که نوشتن و گفتن از شیعه و سنی اصل موضوع نیست. در کل مذهب چیزی بیگانه با عقل است و تکیگاه برای مردم ساینس ندان دیروز... در متن مذهب چیزک های کمی خوب و شایسته ماندن و چیزهای بسیار دورافگندی وجود دارد... ترقی اروپا و...از هیچ از مذهب نیست در واقع از به حاشیه راندن مذهی است... اگر اروپایی ها و آمریکایی ها امروز هم به کلیسا میروند ان کارهای که امروز در کلیسا میشود آنقدر جذاب و تفریحی است که حتا برای روشنفکران افغانی هم سنگینی میکند پس مذهب غرب نادیده و ناشنیده با رخ نیاورید و سیاف و محسنی را مست نکنید... در کلیسا برای کانسرت شراب و دوست دختر ویا دوست پسر پیدا کردن مردم می روند...

Kudos Talash

نگاه دیگر به محرم

18th January 2008 = 28 die (Jadi) 1386

The commemoration the martyrdom of the Imam Hussein , the grandson of prophet Muhammad , in Karbala , Iraq , in 1328 years ago in 680 A.D. may to glorify in Islamic countries just for one day , but not for 60 days because 60 days praise is not reasonable , and it is not Islamic action. Also the shiite/Shia Muslem can glorify conferences in the name of Imam Hussein for a week from 6 p.m. to 9 p.m. in Muharam , controvert and argue about the real history of Islam without prejudice. In the 8th day of the official glorification of the martyrdom of Imam Hussein must end

Ours society will need something of a literary touch. This is the duty of ours historian , writers , thinkers , and enlightened - Mullahs to explain again and again the real history of Islam for 80% illiterate , and 20% literate Khorasan-Country People = ( Afghan=Pakhtun+Stan). Without to touch the literary in ours society , it is very hard to change the mind of people or it will take very long time

The Mullahs and puppet government must order for blacksmiths, they may not make the chains in future which some ignorant persons will beat them-selves with them in Muharam. In the next year must not use the chains in Muharam because :

First: The persons who hurt them-selves , they have psychological problems, and must treat them. It is not sign of loyalty for them leader./
Second: When the followers of Imam Hussein hurt them-selves, the Imam will not gain any benefit from this ugly job.
Third: In all over the world , the people will think the Shiite Muslem are crazy and sick, because they do self-destruction , instead to use them power for self- defence

My dear country-women and countryman must accept the above written , trust and believe me that the CIA , F.B.I. , England Inteligence Agency , Rusian Secret Services , I.S.I. and some other secret agencies wanted and want , the Shiite beat their chests as a sign of grief for Imam Hussein in Muharam. They spend every year million dollars for the
Beatin Festival of Muharam , they do not give direct the money in hand of Mullahs, they know , how spend the money

I respect for the opinions of my countryman , also I want my countryman respect for my recommendation , and think about it

Kabulpress.org or any other Newspaper must translate this written into Persian-Language

Thank you from correct and plausible written of Mr. Jafar Razaayee , and subtitles of Mr. Esaan Herwi and Mr.Kamal Kabuli
I love all of my countryman who are not agree with me also,they must not become angry when read this written, we must accept each other

I am sorry ,I could not write in Persian-Language

The Light and Knowledge are Always Preferable to Darkness and Ignorance

Thank You - ta_lash@yahoo.com - Fascism and ugly USA

پنجابی

نگاه دیگر به محرم

بنام خدا
با تقديم ادب واحترام به همه ي هم وطنان وبرادران که برخي از روي احساس عاطفي وبرخي ازروي روشنفکري وتعدادي هم از حس ناسيوليستي ويا تعصب مذهبي دراين صفحه مطلب نوشتند .
دليل اين مدعاکه هرکس ازروي احساس خاصي سخن گفته اين است که اکثريت نويسنده گان منتقد از اصل مطلب آقاي جعفر رضائي دور وبه تعصبات انحرافي دست زده اند ودر نتيجه اثرات منفي ذيل از اين بحث بدست آمده :
1. به ملت نجيب افغانستان توهين شده ؛ زيرا نقاط ضعف را هرکدام به نوبه ي خود برشمرده به اينگمان که طرف مقابلش را بکوبد وعيب اورا برملاکند غافل ازاينکه زندگي جاده ي دوطرفه است!
2. عقايد ملت به باد مسخره گرفته شده ؛ به دستورات ديني ومذهبي که مطمئنا خود نويسنده تحقيق کافي نداشته ، حمله صورت گرفته مثل آب وضووکلوخ طهارت و...
3. همه به جنبه هاي اختلاف پرداخته اند ، برادر! انتقاد کردن وبه هم ديگر توپيدن کار آسان البته غير عقلائي است ، ولي آيا نيازي را رفع ، يا مشکلي را حل ميکند ؟؟؟
4. آيا اينگونه تحليل وانتقاد از همديگر در راستاي وحدت ملي است يا برخلاف آن؟؟؟ از انجاکه بعضي ازدوستان(چنانکه از مطلب شان پيداست) مثل حقير تازه به مکتب رفته اند يا حداکثر صنف هفتم ياهشتم را خوانده اند ،بهتراست سئوال را اينگونه مطرح کنم که آيا سبک تهاجمي ازنوع (...؟) نقدکردن ماي ملي را تحکيم مي بخشد يا ما هاي قبيلوي را ؟؟؟
اما آنچه که بايد صورت بگيرد اين است :
1. ادب ومتانت که از اصول اخلاقي درهرکاري است با يد رعايت شود.
2. اگر بخشي از عنعنات يک ملت يا يک مذهب وحتي قبيله اي مورد نقد قرارمي گيرد با يد ازروي ادله کافي وارايه ي مستندات عقلائي باشد وگرنه بقول يکي از دوستان – بي خريطه فير کردن - است ، وچنين نقدي هم بجز آگاهي کافي از آداب و رسوم آن ملت وصاحب آن عقيده ممکن نيست .
3. نبايد سنتهاي محلي وعاميانه را با باورهاي استدلالي اصيل مساوي دانست ، چه اينکه برخي از آداب ورسوم ها بردين ومذهب تحميل شده است واگر بررسي تاريخي صورت بگيرد معلوم خواهد شدکه سرمنشاءآن چيزي غير ازدين ، بلکه : تقليد کورکورانه ، حس خود برتربيني ازراه نوآوري خيالي ،و... بوده است .
4. ازموضوع بحث به هيج وجه نبا يد خارج شد که ناشي گري به اثبات نرسد.!
5. درهيج لحظه وقسمتي از بحث ازدو نياز مهم جامعه خويش غافل نشويم : 1- تحکيم وحدت ملي .2- مبارزه باجهل يافقرفرهنگي .
6. نقدونظر به انگيزه رشد افکار عمومي امري است بس پسنديده وبايسته اما بايد اينگونه باشد:
نهال دوستي بنشان که کام دل ببارآرد – درختي دشمني برکن که رنج بي شمار آرد.
اما درمورد مقاله آقاي جعفر رضائي با يد بگويم که ايشان کارمثبت که انجام داده همانا طرح سؤال انتقادي به شيوه ي عزاداري است ، اما تاخت وتازي که کرده من بحساب جواني اش مي گذارم ، ايشان شايد تازه دست به قلم برده وبقول خودش روشنفکر شده امابرادر علم اندک جهل مرکب مي آورد.
از سه راهکار که بيان کرده است درجه بيگانگي ايشان با فرهنگ عاشورا وفلسفه تجليل از عاشورا بوضوح استفاده مي شود.
جواب آقاي ناصري هم پسنديده است ، ازانجهت که ازنقد بيرون نرفته وازدراستدلال
واردشده است گرچند کمي هم عصباني بنظرمي رسد.
اما حقير چون تايک هفته ديگر مصروفيت دارم چيزي نمي توانم بنويسم ولي انشاءالله مطلبي با عنوان (اگه رأيم بعدا عوض نشود)- نگاه مستند به محرم وپيامدهاي آن- درجمع دست نوشته هاي ديگر دوستان خواهم افزود.
پنجابي

دوست
نگاه دیگر به محرم

سلام آقای پنجابی سپاس از تذکر در قسمت به انحراف رفتن دوستان نظرگذار. اما در مورد آقای رضایی به نظر نمیرسد که ایشان اصلا آدم معتقد باشند: شما ببینید که به عاشورا و محرم به عنوان یک سنت اشاره کرده نه اعتقاد و مذهب و پایان مقاله عملا صراحت به بدعت و سرمستی دارد...این مطلب کاملا از دید یک آدم سکیولار و نامعتقد مطرح شده است.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 27 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس