نامه داکتر ثنا نیکپی به بارک اوباما رییس جمهور امریکا - کابل پرس

صفحه نخست > خبر و گزارش > نامه داکتر ثنا نیکپی به بارک اوباما رییس جمهور امریکا

نامه داکتر ثنا نیکپی به بارک اوباما رییس جمهور امریکا

چرا باید شیوه زندگی طالبی و کوچی گری و بدویت بالای کسانی که مدنی تر هستند تحمیل شود؟ هدف من از یادآوری شیوه زندگی مدنی و غیرمدنی در رابطه با قوم خاص نیست. از همه اقوام افغانستان کسانی هستند که با طرز زندگی مدنی بسر می برند.

داکتر ثنا نیکپی
همرسانی

جلالتمأب رییس جمهور

من و شما با وجود تفاوت های زیاد و غیر قابل مقایسه ، مشابهت های هم داریم. ما هردو در یک سال به دنیا آمده ایم و هردو تحصیلات همگون و هم سطح داریم که دوکتورای مان را در رشته حقوق دفاع کرده ایم. این تشابه به ما کمک می کند که با وجود تفاوت های که داریم یکدیگر را درک نماییم.

من در کشوری زاده و بزرگ شده ام که حکومت شما در آن سرزمین فعالیت های نظامی، سیاسی و اقتصادی را در پیش گرفته و در اجرای این وظایف با مشکلات و موانع زیاد روبرو است که اکثر این مشکلات بازتاب اشتباهات و عملکرد نادرست اجرا کننده های این فعالیت ها میباشد که با شأن و وقار کشور بزرگ امریکا در مغایرت جدی قرار دارد.

من از اجرای این "اشتباهات" و تکرار آنها در زادگاه ام افغانستان رنج و عذاب روحی را متحمل می شوم.

فکر نمی کنم که امریکا در انتقال جنگ از جنوب به شمال افغانستان موافق باشد، ولی این کار بطور پلان شده، قاطعانه، و جدی جریان دارد. امریکا باید نه تنها از انتقال جنگ از جنوب به شمال افغانستان جلوگیری کند، بلکه مسوولیت امریکا است که عوامل و زمینه های جنگ در جنوب افغانستان را نیز از بین ببرد.

فکر نمی کنم که امریکا قصد داشته باشد که هزاره ها را که سومین قوم بزرگ افغانستان هستند، نابود کرده و کوچی ها را که زندگی بدوی دارند بجای آنها متوطن کنند. متاسفانه پنج سال است که این کار عمدی و پلان شده و به حمایت مستقیم دولت حامد کرزی عملی میگردد. "جامعه جهانی" و رسانه های کشور های غربی از جمله نظامیان و رسانه های امریکا در برابر قتل عام، کشتار جمعی، پاکسازی قومی، کوچ اجباری و ژینوساید که در مقابل چشمان آنها عملی میگردد، خاموش هستند.

فکر نمی کنم که بمباران و کشتار طالبان و مناطق طالب نشین، طالبان مربوط به القاعده را به طالبان انگلیسی یا امریکایی تبدیل کند. این کار عقده ها، نفرت و خصومت را بیشتر ساخته و این پدیده های منفی از نسل به نسل، سرایت می کند. همچنان نمی توان طالبان را بر شانه های مردمانی که طالب نیستند نشانده و آنها را راضی ساخت. چرا مردم بی گناه افغانستان جزای جرم “طالب نبودن” را می بینند؟ چرا باید شیوه زندگی طالبی و کوچی گری و بدویت بالای کسانی که مدنی تر هستند تحمیل شود؟ هدف من از یادآوری شیوه زندگی مدنی و غیرمدنی در رابطه با قوم خاص نیست. از همه اقوام افغانستان کسانی هستند که با طرز زندگی مدنی بسر می برند.

بهترین راه حل این معضله سازندگی است، نه تخریب و جنگ، دفاع از مدنیت است ، نه بدویت.

فکر نمی کنم که امریکا نیت نابودی زبان، فرهنگ و مذهب در افغانستان را داشته باشد یا مذهب جدید را بوجود بیاورد در حالیکه این مهمترین مؤلفه های زندگی اجتماعی در جامعه افغاننستان تغییر داده می شود، از یکی حمایت و دیگری سرکوب میگردد که این پروسه در افغانستان به یک امر عادی تبدیل شده است.

فکر نمی کنم که امریکا در تلاش ایجاد قشر جدید بنیادگر، افراطی مذهبی، ظلمت گرا در افغانستان باشد که این پروسه به شکل علنی به سیاست رسمی دولت افغانستان تبدیل شده است.

فکر نمی کنم که امریکا طرفدار رشد تولید، تجارت، و قاچاق مواد مخدر باشد، ولی این کار در افغانستان هر سال رشد صعودی دارد.

فکر نمی کنم که امریکا ترویج کننده فقر، بی سوادی، امراض و بیکاری در افغانستان باشد. همه میدانند که در رفع این مشکلات مهم هیچ اقدامی رویدست نیست. مردم از فقر و بیکاری به فاقه رسیده اند.

فکر نمی کنم که امریکا فاسد ترین حکومت را در افغانستان بوجود بیاورد که اکنون فاسدترین دستگاه دولتی در افغانستان ایجاد شده است.

فکر می کنم قانون اساسی افغانستان در پهلوی صد ها نقض و خلاهای قانونی و حقوقی و اصول عقبگردی، دستاوردی نیز دارد که همانا عصری ساختن "لویه جرگه" است. ماده یکصدو دهم این قانون یک پدیده قبیله یی را تا اندازه یی مدرنیزه کرده است که مانع بزرگ بخاطر جلوگیری از خود کامه گی زمامداران افغانستان می باشد.

حامد کرزی با ابراز نا رضایتی از این دستاورد، تلاش دارد آنرا از میان بردارد و به احیای جرگه های قبیله یی مردود و منحط اقدام کند که این کار افغانستان را به قهقرا می برد. امیدوارم کنفرانس "بن دوم" منافع مردم افغانستان را از منافع زمامداران تمامیت خواه و دکتاتور مقدم دانسته قانونگذاری را وسیله دستیابی و ترقی توجیه نمایند.

من به صفت حقوقدان، امحای این اصول قانون اساسی را نابودی اصل تقسیم قدرت دانسته و حرکت عمدی برگشت به دکتاتوری فردی، گروهی و دودمانی میدانم که به جنگ داخلی و نابودی افغانستان منجر خواهد شد. میدانم که تغییر قانون اساسی افغانستان ظاهرا کار کنفرانس بن دوم نیست، اما اصول تعیین شده در اینجا می تواند تغییرات جدی را در ساختار قدرت دولتی وارد کند که بعدا منجر به تغییرات حقوق اساسی در افغانستان گردد. بلی قانون اساسی افغانستان به تغییرات جدی نیاز دارد، ولی این تغییرات باید مترقی باشد و افغانستان را به ترقی و تعالی سوق بدهد، به عقبگردی های خونین مجبور نسازد.

امریکا نباید افغانستان را به خاک پاکستان ملحق کند. ولی اجرای این کار به طور علنی، متداوم و هدفمند ادامه دارد که در چهارچوب کمیسیون نام نهاد صلح به مصرف امریکا و تدویر جرگه های منطقوی و برخورد حلقات حکومتی کرزی به طور آشکار دیده می شود که هر فرد ساکن در افغانستان و هر انسان آواره شده از این کشور آنها را می بینند و درک می کنند.

مطابق تحلیل و ارزیابی من دست های زیر نام امریکا و "جامعه جهانی" کار می کند که از یکطرف وقار امریکا را شدیدا خدشه دار کرده اند و از طرف دیگر، با اقدامات انتقامجویانه افغانستان را بسوی پرتگاه نیستی قرار میدهند. این نابودگری به مرحله یی رسیده است که نمی تواند دیگر ادامه یابد.

حالا که ما در آستانه کنفرانس "بن دوم" قرار داریم، دشمنان افغانستان ماسک وقار و قدرت امریکا را بر رخ کشیده ، کوشش دارند که با بکاربرد نیرنگ و دسیسه واقعیت های مساله افغانستان را واژگون جلوه داده و وضع را بیشتر وخیم بسازند.

جلالتمأب رییس جمهور!

فکر می کنم با من هم عقیده باشید که نام، شأن، وقار و قدرت امریکا در نابودی مردمی، ملتی ، زبانی رونما نمی گردد. افغانستان هر قدر شگوفان، آباد، آرام و با ثبات باشد، موجب نام نیکی امریکا می گردد.

به باور من شیوه های کار ، اداره، اسالیب و برخوردهای که در افغانستان بکار برده می شود، مربوط به قرون پار بوده و در عصر حاضر قابل تطبیق نیست. مسأله افغانستان به تجدید نظر جدی ضرورت دارد. زیرا با تداوم کاربرد شیوه های زور، دسیسه، سرکوب و ترور، تبعیض، تخلف از حقوق بشر، تعمیم ظلمتگرایی، عقبگردی مردود بوده و نتیجه آن نفرت، خصومت و نفاق و درز میان بشریت، تمدن ها و فرهنگ ها را بوجود آورده است که ادامه آن زندگی را در کره خاکی ما ناممکن می سازد.

جلالتمأب اوباما!

در اخیر امیدوار هستم، جلالتمأب شما تلاش های خود را بخاطر حفظ نام و وقار امریکا که زیاد آسیب دیده است و بخاطر نجات مردم افغانستان در کنفرانس "بن دوم" دریغ نمی کند. امیدوارم کنفرانس "بن دوم" کنفرانس مردم افغانستان، کنفرانس صلح و ثبات، کنفرانس پیروزی مدنیت بر بدویت، روشنایی بر ظلمت و صلح بر جنگ باشد و افغانستان را بسوی صلح و دموکراسی و آزادی سوق بدهد.

بگذار همه ساکنان افغانستان در ساختار سیاسی کشور شان سهیم باشند .

کارشناس در رشته حقوق و دولت

آنلاین :

کابل پرس

آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره

مجموعه شعر بی نظیر از 125 شاعر شناخته شده ی بین المللی برای مردم هزاره

این کتاب را بخرید
اشتباه در اجراى برنامه ى صفحه squelettes/inclure/forum.html
Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

تازه ترین ها

اعتراض

جستجو در کابل پرس