
تاثیرات احتمالی روابط امریکا و روسیه بر جهان
بازگشت "عظمت امریکا" در دشمنی با روسیه ناممکن است
زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )
دکتر ثنا نیکپی
دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا که در دور اول ریاست جمهوری اش (2016-2020) شعار "بازگشت عظمت امریکا" را داده بود، آن زمان نتوانست در راستای گویا بازگشت امریکا به عظمت آن کار کند. بازگشت به عظمت در حقیقت اعترافی است که امریکا عظمت خود را از دست داده است، در غیر آن واژه "بازگشت" در آن بکار برده نمی شد. حالا که ترامپ آشفته و دست و پاچه به نظر می رسد، این حالت ترامپ دقیقن وضع آشفته امریکا را به نمایش میگذارد. آشفتگی ترامپ و اداره اش در آنست که گاهی هوای تسلط گرینلند، کانال پانامه و حتی کانادا را دارد، باری هم تسلط بر غزه را در سر می پروراند و زمانی هم با یک دست فرمان تحریم های فشار حد اکثری بر ایران را امضا می کند و دست دیگرش را برای مذاکره با ایران دراز کرده است. این آرزو های میان تهی که وضع آشفته امریکا را آشفته تر می سازد؛ امکانات و احتمالات بی ثباتی در جهان را بیشتر و روابط بین المللی را متناقض می سازد. مثلا: اگر امریکا بر گرینلند از قوای نظامی کار بگیرد، امریکا و دنمارک هردو اعضای ناتو هستند. اعضای ناتو مکلف هستند که تجاوز یک کشور بر عضو ناتو را به مثابه تجاوز بر سرزمین خود دانسته از کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته حمایت نظامی کنند. این امر که عضو ناتو بر عضو دیگر ناتو تجاوز کند، ماهیت، مشروعیت و موجودیت ناتو را زیر سوال می برد.
چیزی که دونالد ترامپ از این آشفتگی درک کرده اینست که بازگشت "عظمت" امریکا با دشمنی با روسیه ناممکن است. اگر درک و نیت ترامپ در این مورد صادقانه و یا حد اقل بر اساس اصول دپلوماتیک واقعبینانه باشد، پس مافیای جهانی که در دوره حکومت جو بایدن، جهان را در تقابل و جنگ سوق میدادند و فعالیت های نظامی آنها بیشتر در چوکات سازمان اتلانتیک شمال (ناتو) عملی می شد، در دوره دوم ترامپ فعالیت های نظامی ناتو با برنامه های وی در تناقض جدی قرار خواهد گرفت. احتمالاتی وجود دارد که ترامپ با نزدیک شدن با روسیه بخواهد میان کشورهای روسیه، ایران، چین درز ایجاد نماید. اگر روسیه برخلاف سیاست خارجی ضعیف در گذشته ها، بتواند توازن روابط با امریکا را در مقایسه با کشور های متحد و شرکای راهبردی اش حفظ نماید، در آنصورت برنامه راهبردی چند قطبی شدن جهان موفقانه انجام می شود.
ایجاد شکاف میان کشور های اعضای بریکس که موقعیت جهانی دالر را در خطر انداخته اند، از آرزو های دونالد ترامپ است.
چند قطبی شدن جهان با موقعیت کنونی دالر در جهان ناممکن است. این کار بدون تغییرات جدی در سیستم جهانی، از جمله تغییر ساختاری سازمان ملل متحد، نهاد های حقوقی و قضایی، حقوق بشری و حتی موجودیت ناتو امکان ندارد.
ترامپ برای نجات آشفته گی های اقتصادری، سیاسی و اخلاقی امریکا مجبور است که از هژمونی امریکا بر اقتصاد جهان کم بیاید و موجودیت کشور های دیگر را در عرصه های اقتصاد جهانی بپذیرد. این پذیرش بدون دادن امتیاز یا تقسیم منافع با کشور های دیگر میسر نیست.
لیبرال دموکراسی سیه روی غربی در چند دهه اخیر در جهان بیداد کرده و حتی تجاوز بر کشور های دیگر را بنام دموکراسی انجام داده اند و تروریزم بین المللی نیز زیر سایه لیبرال دموکراسی غرب پنهان شده است. تناقضات جدی آیدیولوژیک میان تمدن غربی و روابط غرب با کشور ها و تمدن های دیگر عمیق شده است. سخنرانی اخیر مارک روبیو وزیر خارجه امریکا در بلجیم نشان میدهد که امریکا متوجه پوسیدگی لیبرال دموکراسی غربی شده است. گرچه زیاد ناوقت است، اما درک درست این تناقض و خراش بزرگ، برای کاهش اختناق در جهان مفید خواهد بود. من پوسیدگی نظم کنونی جهانی توأم با فرسودگی آیدیولوژیکی آن یعنی لیبرال دموکراسی غربی را با نشر صد ها مقاله در چند ده اخیر تشریح کرده ام، اما منحیث تکرار حسن یاد آور می شوم که این پوسیدگی نظام جهانی: در تجاوز بر امور کشور ها، در سیاست تغییر رژیم و سرنگونی رژیم های قانونی، در تغییر جغرافیا با میلیون ها قربانی گرفتن جان انسان ها، با معماری قومی و دینی، با اجرای نسل کشی، جرایم علیه بشریت، جنایات جنگی و سایر جنایات بین المللی به وضاحت دیده شده است که اجرا کننده های آن کشور های غربی، بویژه امریکا بوده است.
اکنون دونالد ترامپ متوجه شده است که امریکا و اروپا در حالی نیست که با استعمال زور در جنگ مستقیم از منافع ملی اش دفاع نمایند. پس سازش امریکا با کشور های قدرتمند از جمله روسیه تحمیلی و جبر تاریخ است، نه از خوبی امریکا. باید یادآور شد که این سازش دایمی هم نیست. تقابل بعد از مدتی در عرصه های دیگر و به اشکال مختلف تبارز خواهد کرد. وقت دقیق ترتقابل بعدی بعد از ختم جنگ اوکراین و روابط و توافقات میان امریکا و روسیه قابل پیشبینی خواهد بود. رویهمرفته روابط نزدیک امریکا و روسیه تاثیر مثبت بالای ذهنیت روس هراسانه مردمان کشور های غربی خواهد داشت.