زندانیان سیاسی!
آنان با قفل و زنجیر
در هر سرزمینی
در تقلایند تا ساکت تان سازند
زیرا پیروزی حقیقت و عدل را میخواهید
زندانیان سیاسی!
شکیبا و بیقرارید
اینک به استخوان رسید زخم
دوران دگر شده
روبیده گشتگان اند
و خود را سیهروز یافتگان
گسترده رفت آتش
سوزانده است ثروت شان را
غوغای شان خموشی گرفته
زندانیان سیاسی!
بشنیده ایم شما را
بشنیده ایم به حلقهی زنجیر تنیده اند
طغیان رسیدنیست
وقت سخن گذشته
بوییدهایم خون را
وقت آنست که رگبار شود بر آنان
او که در الجزایر با مایهی دفاع از سکیولاریزم و دموکراسی آواز میخواند بنابر فشار بنیادگرایان فاشیست الجزایر، دیگر نتوانست به زندگی در آنجا ادامه دهد و ناگزیر به فرانسه رفت. ولی در فرانسه هم از مبارزه به خاطر استقرار سکیولاریزم و دموکراسی در الجزایر باز ننشست. او در ۲۲ جون ۱۹۹۵ با خالد خواننده دیگر الجزایری کنسرتی داد با عنوان آزادی و دموکراسی برای الجزایر و سازمانی را به نام «الجزایر زندگی من» بنیاد گذاردند. همچنان در ۱۹۹۸ در کنسرت دیگری اشتراک کرد به یادبود مرگ «ماتوب لونیس» آوازخوان سکیولر الجزایری که توسط بنیادگرایان اسلامی آن کشور به قتل رسیده بود.
«ادیر» در ۲۰۰۷ البوم «رنگهای فرانسه» را عرضه کرده حاوی خواندنهایی با سایر هنرمندان به زبان بربری و فرانسوی و مضمون تمام آهنگهای این البوم نیز سیاسی و بیانگر دردها و بیعدالتی در جامعه است. این البوم دربارهی مشکلات مهاجرین در فرانسه است. او در مصاحبهای در مورد البوم «رنگهای فرانسه» چنین میگوید: «مهمترین آهنگ این البوم، آهنگ "نامه به دخترم" است. در این آهنگ پدر مسلمانی که خرافات و رواجها را کنار گذاشته به دخترش نامه مینویسد و از سکیولاریزم در جامعه حرف میزند».
«ادیر» معتقد است که هنرش نه تنها باید بازتاب دهندهی رنجها باشد بلکه نقشی در تغییر آن نیز ایفا کند.