رفتن به محتوای اصلی
مکتوب به محترم کامران میرهزار

مکتوب به محترم کامران میرهزار

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

محترم آقای میرهزار، ژورنالست ورزیده و موفق افغان،

امیدوارم در بر آورده گشتن امیال و آرزوهای ملی و مردمی تان برای افشاء و بیان حقایق مبرهن جامعۀ ویران افغانی اعم از معرفی جنایتكاران جنگی، رشوه خوران و غاصبان دارائی های عامه و پشتی بانی از وحدت ارزشمند ملی و تاریخ واقعی۳۷سال اخیرافغانستان عزیز، همیشه موفق و كامیاب باشید.

در حقیقت رول و سهم مطبوعات در سرنوشت یك مملكت بسیار ارزنده و مهم است، بشرطی كه مطبوعاتیان در راه رفاه ملی و ومنافع علیای مردم خویش برای آگاهی آنان از واقعیت ها و رویداد های جامعۀ شان از هیچ نوع جد و جهد روی گردان نباشند. یك ژورنالست شریف ملی در كمال بیطرفی با در نظر داشت اینكه همه اقوام وطن به حكم قانون سهم و حقوق مساوی داشته و هیچ نوع برتری از همدیگر ندارند، واقعات و رویداد های اجتماعی، سیاسی و تاریخی را بدون در نظرداشت نژاد، قوم و منطقه و یا مذهب و دین آنان برملا میسازد.

در مورد افشاء مستند و مستدل گزارشات و واقعات تاریخی افغانستان جنگ زدۀ ما هم كه وجیبۀ وجدانی همه قلم بدستان، منجمله ژورنالستان میباشد، حقایق باید بی پرده و همان طوریكه واقع گردیده است به اطلاع نسل امروز و فردای مملكت رسانیده شود. حوادث تاریخی معاصر كه متأسفانه تا امروز اسباب ویرانی ته بنائی سرزمین ما را در هر دوره یی فراهم نموده است، بیشتر به همكاری، خیانت و ظلم یك اقلیت خائن، وطن فروش بر اکثریت ملت بی دفاع افغان صورت گرفته است......گاهی خائنین خلق و پرچم به همراهی لشکر شوروی كشتار یكونیم ملیون و ملیون ها معیوب و مهاجر از وطن را فراهم نمودند...زمانی تنظیم های خونخوار و تشنۀ قدرت جهادی اعم از گلبدین حكمتیار، برهان الدین ربانی و گروپ وی که دایم به كمك پاكستان، ایران و روسیه در فساد و تباهی مملكت سهیم هستند...مسعود و شورای نظار كه با وابستگی دائمی به روسیه، ایران و پاكستان و البته« سی آی آ» آنچه را بر ملت بی دفاع افغان روا داشتند، روی تاریخ سیاه گشته.....چنانچه یكی از شاهكارهای بیمانند آنها « قتل عام افشار» ثبت تاریخ است. خوب است جنایات سیاف وهابی، مولوی خالص و كریم خلیلی و امثال آنانرا كه هر كدام در شكنجه و كشتار زنان و قتل عام مردم كابل وویرانی این شهر زیبای تاریخی ازهمدیگر سبقت جستند، هرگز فراموش ننمائیم.

طالبان كه مانند تنظیم های جهادی زیر نام اسلام، زنان را در خانه محبوس نمودند طوریكه اجازۀ رفتن به دواخانه و یا نانوایی را هم از آنان سلب کرده و نتیجتاً تمام پرنسیپ های حقوق بشر را كه افغانستان از ۶۲ سال به اینطرف مواد اعلامیۀ ارزشمند آنرا پذیرفته است، مانند عصر پرجم و خلق و تنظیم های جهادی، لگد مال نمودند! این گروه وابسته به عصر حجر با آوردن تروریست های « القاعده» و اشرارگوناگون از مناطق مختلفۀ دنیا منجمله پاکستان، مملكت ما را به یك سرزمین وحشت و ترور مبدل ساختند و مردم مظلوم آنرا با خشونت به قید و بند كشیدند.

بعد از دهه ها تحمل مصائبی كه در بالا ذكر شد، درین ۹ سالهم كه ملت رنجور افغان با هزاران امید به انتظار صلح و بازسازی و اعمار مجدد وطن روز شماری مینمودند، با فساد اداری، خیانت و چور وچپاول دارائی های عامه و نصب جنایتكاران جنگی وابسته به همسایگان به مناصب عالی و ولسی جرگه، اوضاع نافرجام افغانستان جنگ زدۀ ویران روزبروز رو به وخامت گذاشته است.

حضور قوای عسكری خارجی و جامعۀ جهانی بمقابل مــخالفین دولت كه ازآی اس آی پاكستان و آخوند های ایران قوت و حمایت حاصل مینمایند، مادر وطن مارا به یك میدان كشتار و بربادی و خون و آتش مبدل نموده است......هزاران بیگناه با بمباردمان های کور كشته یا زخمی گردیدند و از شهر و دیار خویش بازهم بیجا و آوارۀ دیار نا آشنا شدند، مانند آوارگان چهار راهی قنبر در شهر کابل كه دولت و اینهمه كمك های خارجی از حال زار آنان درین زمستان سردهم بیخبرند.

بهر حال، بتاریخ ۲۶ نوامبر مضمونی تحت عنوان« دوکانداران دین در فرهنگ ویس ناصری چه کسانی اند؟» را در مورد آقای ناصری و آنچه را که وی به آن شناخته گشته است بقلم آقای شبیر کاکر در کابل پرس مطالعه نمودم. آقای كاكر در نوشتۀ خویش قسمتی را هم به جریان مصاحبۀ چند سال قبل اینجانب با محترم آقای عباسی در تلوزیون پیام افغان، اختصاص داده بود كه گویا جریان مصاحبه و بیانات باعث آزردگی و انتقادات دو برادر افغان ما آقایان « ی مزاری و سهراب سپهر» گردیده و بیانات اینجانب را بدون ارائۀ دلائل مستند و تاریخی، بیموجب رد نموده اند. بناً نه تنها به اساس ایمان به آزادی فكر و بیان كه حق مشروع هرفرد است، بلكه وظیفتاً برای افشای حقایق تاریخی افغانستان و آنچه را که درین مملكت ویران واقع گردیده است « باید» به دسترس همگان گذاشت، جوابی به هردو برادر هموطن تقدیم میدارم.

با تقدیم احترامات فائقه،

ملالی م نظام

اول : جواب برادر محترم، آقای ی مزاری:

ایشان فرموده اند كه خوانندگان سیت كابل پرس مردمان كنجكاو و آزادی اند و نوشتن درینجا منطق و استدلال میخواهد! بلی برادر محترم همهء ما افغان ها باید در افشای حقایق تاریخی ملت خود برای آگاهی نسل امروز و فردای مملكت با استناد و منطق كوشا باشیم تا آن گروهای مغرض كه به خاطر منافع شخصی و گروهی خویش تاریخ معاصر افغانستان را خدشه دار و پامال نموده اند و مینمایند، ذهن و عقیدۀ هموطنان مار را از حقیقت منحرف نسازند!

خوب است كه شما بحیث یك هموطن صادق كه در جستجوی حقایق مبرهن تاریخ افغانستان عزیز هستید، نظری هم به این آثار منتشر شده كه صرف یك عدۀ معدودی از آنرا به اطلاع جناب شما میرسانم مراجعه نموده و بر معلومات تاریخی در مورد مملكت خویش بیفزائید.

درست است كه اتهام بر مسعود و گروه وی، گلبدین، ربانی، سیاف، خلیلی و امثال این خرابكاران كه ملت را تا امروز به خاك و خون كشیده و میكشند، ازنظر تاریخ ناجائز است تا زمانیكه اسناد، مدارك، راپور های آرشیف های كی جی بی سی آی آ و وزارت های دفاع افغانستان، امریكا و روسی فیدرال كه حال در دست همگان میتوانند قرار بگیرند، صد ها كتب از خاطرات افغان هائی كه به نحوی درجنگ ها سهم داشتند، خاطرات كابلیان بی دفاعی كه شاهدان عینی بودند و مامورین استخباراتی در منطقه كه بیطرفانه خاطرات خویش را بیان داشته اند، مطالعه و بر رسی نگردد.

من برای شما صرف چند كتاب مستند را بیان مینمایم و از بقیه منصرف میگردم كه بعد از مطالعۀ آن ها و استدلال منطقی و بیطرفانه بر منابع و مأخذ های ٱنان بر معلومات تاریخ معاصر مادر وطن ویران بیفزائید:

كتاب بروس ریچارد سخن، روزنامه نگار و افغانستان شناس امریكائی بنام «افغانستان در جستجوی حقیقت» كه بیشتر از سی سال عمر خویش را به مسائل افغانستان از همان آغاز كودتای منحوس ثور تابحال سپری نموده است و جامعۀ افغانی به آثار قیمت دار و مستند وی ایمان و علاقۀ زیاد دارد.بروس ریچاردسن به حیث یك ژورنالست خبره، اجازۀ بررسی آرشیف های ،كی جی بی، سی آی آ و وزارت های خارجء امریكا و روسیه را دارا میباشد كه دران جاها اسناد واقعی و شرح قرار داد های افغانستان هم موجود است. قرار داد های « خنجان و جبل سراج» را كه مسعود با جنرال گروموف و اردوی نمبر۴۰ اتحاد شوروی و حكومت افغانستان به امضاء رسانید هم در وزار خارجۀ افغانستان و شوروی موجود هست. متن قراداد ۀتش بس را در همان صفحۀ كابل پرس هم مطالعه نموده و به حیث یك افغان وطن پرست قضاوت و سنجش نمائید. لطفاً ماۀ ۴ قرارداد مذكور را كه حفظ پایپ لین و از بین بردن مجاهدین متفرقه در منطقه میباشد، با وجدان بیطرف مطالعه و سنجش نمائید.

گرچه كتاب بروس ریچاردسن با استناد و عكس های مسعود در ماسكو با زعمای شوروی، منجمله بریژینف و عكس های وی با گروپ داكتر نجیب كه در آرشیف « احمد شاه مسعود» در پورتال افغان جرمن آنلاین موجود است، اثبات بزرگی از وابستگی قوماندان مذكور با اولیای امور شوروی میباشد با آنهم برادر ما لطف نموده و كتب ذیل را در مورد اثبات حقایق تاریخی سه دهۀ افغانستان عزیز مطالعه فرمایند:

« كتاب زنان افغان زیر فشار عنعنه و تجدد» كه در كتابخانه های كابل، پوهنتون و غیره مراكز كلتوری موجود است. این كتاب حقیقت گشا اثر داكتر سید عبدالله كاظم دامشمند افغان است. منابعی كه در كتاب مذكور استفاده گردیده است هر نوع شك و تردیدی را در مطالعۀ حقایق مادر وطن جنگ دیدۀ ویران از بین میبرد.كتاب « جنگ های ارواح» اثر ستیف كول آمر سی آی آ در اسلام آباد و منطقه هم در افشای حقایق تاریخی معاصرافغانستان آموزنده و بسیار مستند میباشد. این كتاب در كابل با تحریف و معكوس نشان دادن حقایق در مورد احمد شاه مسعود ، مصارف سی آی به وی و گروپ شورای نظار ترجمه شده است كه از اخلاق مطبوعاتی بدور است!!

به حكم تاریخ و دلائل مستند، درین كتاب ارزشمند مطالعه نمائید كه چون مسعود از درخواست حكمتیار دربرطرفی پرچمیان در دوائر دولتی ای كه قبلا فعال بودند سرپیچی كرد، حكمتیار شروع به فیر راكت بر شهر كابل نمود كه در اثر مقابلۀ بالمثل احمد شاه مسعود، ۵۰۰۰ راكت از جانب طرفین بر اهالی بیگناه كابل فرو ریخت و شهرتاریخی، پایتخت افغانستان منهدم گردید، كه شما آنرا « دفاع» نامیده ایید.

خوب است هموطنان ما در مورد شناخت آنانی كه در تاریخ افغانستان معاصر سهمی داشته اند به این راپور دقیق و ارزشمند كه به اشتراك ۶۰۰۰ هموطن ما كه شاهدان عینی در جنگ های افغانستان بوده اند، توسط یك كمیتۀ بیطرف حقوق بشر در هالند تهیه گردیده است، مراجعه نموده و بر معلومات خویش بیفزایند. afghanistanjusticeproject.org یا «پروژۀ عدالت افغانستان» كه به به السنۀ انگلیسی، پشتو و دری موجود است.

باشد كه شما برادر عزیز كه از شهر زیبای مزارشریف و زیارت اولیای متقیان هستید و منهم با یكی از همشهریان شما از منطقۀ عزیز آباد ازدواج نموده ام، بعد از تكمیل مطالعات تان، روشن گر و منبع معلومات جامع و مستند برای دیگر هموطنان و دوستان تان گردید.

با تقدینم احترامات.

جواب

دوم

در جواب آقای سهراب سپهر كه ایشان بعد از خواندن مضمون محترم شبیر كاكر و اینجانب، با روحیۀ مردسالاری، اینجانب را « خانم یا آقای نظام» خطاب نموده و گویا برای زنان هموطن حق نوشتن و ابراز نظر را نمیدهند، باید به نكات آتی كه موجبات تأثر و تعجب اینقلم را فراهم نموده است، توجه فرمایند:

۱ـ ایشان نوشته اند كه به نظریات اینجانب« سرخوردند» ، فهمیده نشد كه چرا مطالعۀ نظریات اشخاص باعث « سرخوردگی» آنها میگردد؟! آیا معنی سرخوردن را میدانند؟

۲ـ در عین حالیكه آقای سپهر اینقلم را به ندانستن تاریخ واقعات افغانستان و علم حقوق كه این هیچ مدان لیسانس خویش رادرین رشته و شق در دست دارم، بی سواد«!» دانسته و ادعا دارند که به جزء ازسطوراولی ازخواندن بقیه نوشتۀ اینجانب منصرف گشته اند، تمام و كمال به جواب«!» سرتاپای مضمون پرداخته اند!

۳ـ در مورد معاهدۀ « خنجان» و تشكیل حكومت تاجیكان در شمال هندوكش كه در اثر آن ۱۴ ولایت از پیكر مادروطن« خدای ناكرده» جدا میگردید، تاریخ میگوید كه معاهدۀ « خنجان» را حكومت نجیب نه، بلكه بریژینیف در اثر تقاضای جنگسالارمسعود، حكومت دست نشاندۀ كابل را وادار به چنین معاهده ای نمود كه خوشبختانه در اثررای منفی همان ولسی جرگۀ وقت به تصویب نرسید. « آغازحكومت انتقالی، داكتر حسن شرق، افغان جرمن آنلاین ـ آرشیف مسعود، آئینۀ افغانستان، درد دل افغان».

۴ـ معاهده نه، بلكه معاهداتی كه بین احمد شاه مسعود و قوای نمبر ۴۰ اتحاد شوروی به سركردگی جنرال گروموف كه كتاب خاطرات وی تحت عنوان The Limited Contingentموجود است صورت گرفته كه مشهور ترین آن معاهدۀ خنجان و جبل سراج است.

۵ـ نخیر آقای محترم، معاهدات آتش بس كه بین مسعود و شوروی امضاء گردید تا فوت جنگ سالار مذكور بحال خود باقی ماند كه هیچكدام عملاً یكساله«!» نبوده است و تقویۀ نیرو ها( كلمۀ ایرانی) هرگز بمیان نیامده است. شما به حیث یك افغان اصیل كدام جنگ بزرگ مسعود را با قوای شوروی بخاطر دارید و یا جائی خوانده ائید؟ لطفاً برای روشنی تاریخ اسمی از آن جنگ ببرید!

۶ـ شما یك مسلمان صادق چگونه پیامبر برگزیدۀ اسلام، حضرت رسول لله « ص» را با یك جنگ سالار كه هر روز راپور های تاریخی مستند دیگری بر اعمال و كردار وی و گروپ وابسته به او به اثبات میرسد، در مقایسه قرار میدهید؟ معاهدات صلح آمیز نبی خدا را با ساخته كاری های یك افغان از ملت برگشته چگونه باید در جوار هم قرار داد؟! لاحول بالله!

۷ـ بلی آقای سهراب سپهر، این هیچ مدان درهمان پوهنځی حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون كابل اول نمرۀ عمومی بودم، ولی هرگز ادعای فهم و دانش را نداشته بلكه معتقد به مطالعه و دریافت هرچه بیشترحقایق تاریخی و واقعات مبرهن مادر وطن میباشم! شما چطور؟ آیا علاقمند دانستن اساسات حقوقی برای بستن قرار داد ها و معاهدات بین المللی میباشید؟ اگر جواب مثبت باشد، امید در آینده به استدلال منطقی و بیان حقایق تلخ وطن اقدام فرمائید. انشالله آنزمان دیگر نمی نویسید كه احمد شاه مسعود با روس ها قرار داد« قرار داد ها» یكساله«!» نمود.

۸ـ خوشحالم كه جناب شما سوال خواند ن قرار داد آتش بس را از اینجانب نموده ائید. بلی هموطن محترم! قرار داد آتش بس را هر افغانی كه به تاریخ واقعی و مقدرات مردم سرزمین ما افغانستان عزیز علاقمند بوده، خوانده است! جای تعجب فراوان استكه شما با وجود نشر آن قرا داد منحوس در همان صفحۀ كابلپرس كه انتقاداتتان را به نشر سپرده ائید، از من میپرسید كه آن معاهدۀ ننگین را مطالعه نموده ام؟ شما چرا« اقلاً» درهمان صفحه با مطالعۀ قرارداد مذکور که از جانب برادر ما آقای جلال الدین بیانی فرستاده شده است، برمعلومات خویش نیفزودید؟!

در اثر چنین معاهدات و قرار داد هائی جنگ ملت افغانستان به عوض دوسال پیش بینی شده به بیشتر از نه سال طول كشید كه در اثر آن قسمت های جنوب، جنوب غرب، غرب، جنوب شرق و شرق افغانستان با بمباردمان های جت های شوروی سابق بخاك یكسان گردیدند. نتیجتا با شهادت یكونیم ملیون افغان بیگناه و تخریب ۱۷۰۰۰ قریه و ده از نقشۀ مادر وطن و آوارگی ملیون ها افغان مجبور، جنگ ملت افغانستان با قوای اشغالگر شوروی، به عوض دوسال به بیشتر از نه سال كشید!! بعد هم در عصر ویران حكمروائی ربانی و وزارت دفاع مسعود، پلان ملل متحد كه برای صلح و بازسازی طرح گردیده بود، توسط همین حكومت به یغما رفت كه تأثیر آنرا تا امروز بر حال ملت بی دفاع و مظلوم افغانستان مشاهده مینمائیم!

در پایان خوب است كه به سایت وزین كابل پرس درحوالی تاریخ ۱۰ـ۱۳ فروری كه سالگرۀ جنایات « قتل عام افشار» گه در سال ۱۹۹۳واقع گردیده و ثبت تاریخ جهان میباشد، مراجعه نمائید كه به چشم سر مناظر دور از انسانیت این تراژیدی بشری را در حق هموطنان شریف و مظلوم هزارۀ ما مشاهده نموده و عكس منطقۀ به خاک نشستۀ افشار را بعد ازبمباردمان های احـمد شاه مسعود از سر كوه آسمــائی« كوه تلویزیون» به چشم سر دیده قضاوت نمائید. این حملۀ مسلح تجاوز بر زنان و دختران مردم بی دفاع افشار را توسط قوای احمد شاه مسعود در قبال داشت!

شما كه در تحلیل و بررسی یك موضوع حیاتی تاریخ وطن ویران تان برعلاوۀ سفسطه سرایی های ضد واقعیت ها و اوراق تاریخ، از دنبال پشك دویدن و سخیف ساختن دیگران یاد دهانی مینمائید، اخلاقاً كاملاً معذور شناخته میشوید!!

با احترام

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

21 دیدگاه
هاشمیان – کلفورنیا

مکتوب به محترم کامران میرهزار

پاسخ بسوالات محترمه میرمن ملالی موسی نظام

نویسنده : داکتر سیدخلیل الله هاشمیان – کلفورنیا

ملال جان ! مقاله ات راکه میدانم شامل مشورهء همکارانت میباشد، سراپاخواندم. اجازه میخواهم بحیث یک برادرچند سال مسنتر از خودت، پاسخ هائیکه مطالبه کرده ای، مانند هروفت دیگر ترد و صاف و پاک ارائه کنم.

ملال جان، خودت خوب میدانی که طالبان یک جناح مقاومت مسلح را تشکیل میدهند وفراموش نکنی که این جناح ، یعنی طالبان ، که خودت آنها را ""آدم کشان قرن بیست ویکم"" میخوانی، همه قوم های پدرت میباشند. آیا شرط انصاف است که وقتی یک با نوی پشتنه بامریکا بیاید، و گویا متمدن شود، و درحالیکه ازخصلت وعنعنات قوم خود پوره آگاهی داشته باشد که لشکر بیگانه را درخاک خود نمی پذیرد وبرای آزادی کشورخود خون میدهد وخون میریزد آ ن قوم را"" آدم کشان قرن بیست ویکم"" بخوانند، آنهم نویسنده ایکه خود پشتون تباراست، ولی غربی پسند شده است!

ملال جان! خودت طالبان را""مخالفین مسلح"" میخوانی ومن همیشه آنهارا جزئی از ""مقاومت مسلح"" خوانده ام،ولی درصحبتهای تلویزیونی هیچگاه طالبان را ""مفاومت ملی"" نگفته ونخوانده ام، پس نویسنده ایکه درحال عصبانیت فرق وتشخیص بین ""مقاومت مسلح"" و ""مقاومت ملی"" نتواند، و یک خدمتگار راستگوی موسپید را به تهمت بگیرد ، خودت برای او چه جریمه تعیین میکنی ؟

درست است وتائید میکنم که من همیشه ""مقاومت مسلح"" رامتشکل ازسه جناح میدانم : طالبان، حزب اسلامی حکمتیار وجمعیت اسلامی مرحوم جلال الدین حقانی که هرسه جناح مذکور قوم پشتون میباشند والبته شعباتی هم دربین تاجکان و ازبک های ولایات شما ل افغانستان دارند. این واقعیت را که ناتو پذیرفته ، نمیدانم شما چرا نمی پذیرید؟ و آیا تشکیلی و اجزایی غیر از ین برای ""مقاومت مسلح"" سراغ دارید ؟ و چرا شخصیکه واقعیت رابشما میرساند، متهم بجا نبداری میسازید ؟ واقعیت شناختن تجربه و واقعیت گفتن جرات میخواهد، ولی شما این شیوهء حقگویی را عوض آنکه تقدیرکنید، مورد انتقاد قرارمیدهید وتعجیز میکنید، اما مخاطب شما شخصیست که درحق گفتن غیر از حق تعالی (ج) از بندگان اوتعالی هرگز نترسیده ونمی ترسد.

نکتهء جالب نمودارقصور شما اینست که شما طالبان را ""مخالفین مسلح"" میخوانید و من طالبان را جزئی از""مقاومت مسلح "" خوانده ام و میخوانم . آنگاه چندان تفاوتی هم از لحاظ معنی بین اصطلاح ""مخالفین مسلح"" که شما استعمال میکنید و ""مقاومت مسلح"" که من استعمال میکنم، وجود ندارد، زیرا از زاویهء منطق "مقاومت" متضمن "مخالفت " است ، و از آنجائیکه سه جناح قوم پشتون بمقابل اشغال وطن خود قیام کرده اند، این ""مقاومت مسلح"" را نویسندهء تحصیلیافته ای مثل شما ""طالبان"" خواندن ، بازهم کوتاه بینی، واقعیت نپسندی و قصوراست.

بگذار بشما وهمه کسانیکه چشمان روشن خودرا نابینا میسازند، گفته شود که حکومتهای اروپا وامریکا اصطلاح ""طالبان"" را امروزه بحیث یک تاپه سیاسی بمنظور اغفال ذهنیت عامهء خود بکارمیبرند. هکذا گروهائیکه در افغانستان ازخیرات موجودیت قوای خارجی بقدرت وچوکی رسیدند، از قبیل شورای نظار، گروه خلیلی پیرو ایران و گروه دوستم گلمجم، این اصطلاح را برای دل خوش ساختن ولینعمت خود، و اشخاص دیگری هم شاید بخاطر اقتضای جیب خود، پیوسته وقصدا ""طالبان"" میگویند، درحالیکه طالبان یک جزء مقاومت مسلح را تشکیل میدهد ودربین این گروه افراد زیاد غیرطالب ، یعنی آنهایی شامل میباشند که درا ثر بمباردمان کور ناتو تلفات جانی و مالی داده وبمنظور انتقام ، همکار طالبان شده اند. ازجانب دیگر بقرارمعلوماتیکه من دارم، از جمله ءآ ن پنجهزارطالبیکه ده سال قبل به تحریک ورهبری جنرال بابر وزیرداخله پاکستان یک نظام طالبی و یک حکومت بیکفایت وناکام در افغانستان تاسیس کردند، بیشتر از 0 0 5 نفر زنده نمانده ، طالبانیکه از لحاظ ایدیالوجی زعامت حکومت سابق طالبان را تشکیل میدادند، یک قشر بسیارکوچک اقوام پشتون قتدهار را تشکیل میداد ند و ایدیالوجی وطرز حکومت شان مورد قبول اکثریت اقوام پشتون نبود، لهذا مردم افغانستان آنرا نپذیرفتند. در زعامت فعلی طالبان ملا محمد عمر موقف سمبولیک دارد، طالبان ازحکومت ناکام سابق خود درس عبرت گرفته وبتکرار اعلان کرده اند که خواستار حکومت کردن نمیباشند. جای شک نیست که هرسه جناح مقاومت مسلح با مسلمانان پاکستان وپشتونهای آنطرف خط تحمیلی د یورند ارتباطات قومی وعنعنوی دارند، و هم از جانب یکعده کشورهای خارجی و مسلمان که مخالف موجودیت قوای ناتو درافغانستان میباشند، کمک میشوند و سلاح دریافت میکنند وهم ازجانب اقوام پشتون بداخل افغانستان حمایت میشوند.

خانم ملال ادعا میکند که طالبان سالانه مبلغ 200ملیون دالر ازمدرک قاچاق مواد مخدر میگیرند. بنظرمن مبلغ 200 ملیون دالر مبالغه است، ا زیرا کشت وقاچاق کوکنار تحت مراقبت شدید نا توقراردارد، اما شاید سالانه حدود 20 تا 30 ملیون داربدست آرند. ولی نمیدانم چرا شما گزارش ندا د ید که عساکر ومنصبداران خارجی نیز توسط طیارات ناتو مواد مخدر را از افغانستان به اروپا قاچاق میکنند- راپور بروس ریچاردسن را بخوانید. هکذا اعضای حکومت کرزی ، خصوصا منصبداران شورای نظار و باند قاچاقبری عطامحمد نور هرکدام سالانه حدود 50ملیون دالرازقاچاق مواد مخدر بجیب می اندازند. شندیم که دربین دریای پنجشیر ودر دره های پنجشیر قصرهایی آبادشده که مجلل تر از عمارات هالیوود میباشند، و خوش شدم که یک گوشهء وطن ما آبادشده است . اما سرپناه های گلی وپخسه ای قوم پدرت ، یعنی قوم مظلوم پشتون ، درمحالات پشتون نشین به توده های خاک مبدل گردیده و کسانیکه از بمباردمان سالم مانده درمغاره های کوه ها پنا برده اند . شرایط زندگی قوم پدرت که رو به بهبود گذاشته بود، اکانون دراثربمباردمان روزمرهء طیارات و تانکهای ناتو بشرایط زندگی مغاره، یعنی بشرایط قرون اولی برگشته است. آن صحیفهء مقبول ارغنداب که درتابستان بمردم راحت میداد، اکنون بکلی بی درخت شده است. آیا نشنیدی نامهء یک هموطن پدرت را که از پروگرام آقای عباسی قرائت شد وهم در همین پورتال نشر شده است ؟ معلوم است که امریکا برای تبلیغات بضد طالبان مبالغ هنگفت مصرف میکند، اما کسانیکه غیرت افغانی و وجدان اسلامی دارند، در پهلوی امریکا پسندی ، باید حاضر باظهار حقایق گردند.

نمدیام چرا مخالفین مقاومت مسلح خودرا گول میزنند و شرایط صلح مقاومت مسلح راکه بارها اعلام گردیده ناشنیده میگیرند، شرایط مقاومت مسلح برای متارکه و آتش بس و صلح ازینقراراست :

1 ) خارج شدن قوای خاری از افغانستان – 2) استعفی حکومت مفسدان، جنگ سالاران و قاچاقبران- 3) تاسیس یک حکومت انتقالی عاری از جنگ سالاران، مفسدان، اجیران خارجی وقاتلین مردم ، یعنی اشخاص مسلکی وبیطرف، نیکنام و عاری از جرایم قانونی – 4) تدوین مسودهء یک قانون اساسی جدید باساس شریعت اسلام و مقتضیات عصر وزمان و عنعنات ملت افغانستان – 5) انتخابات برای تشکیل یک لویه جرگه که اعضای آ ن بپاکی ونیکنامی و بدون تقلب از طرف مردم انتخاب شوند. جناح طالبان تا حال چند بار اعلان کرده اند که آرزوی حکومت کردن را ندارند و آنها میدانند که مردم ستمدیدهء افغانستان بهیچوجه حاضر نیستند باردیگر یک حکومت طالبی را بپذیرند. در یک حکومت اسلامی، ملی و مردمی جای طالب در مسجد ومدرسه است، زیرا طالب بمعنی طالب العلم امور دینی ، یک قشر مورد نیاز در یک کشوراسلامی میباشد. ازجانب دیگر، هرنوع حکومتیکه در آینده درافغانستان تاسیس شود، خواه خالص اسلامی باشد یا ائتلافی، مردم افغانستان بطور قطع خواستار رعایت حقوق زن باساس مقتضیات یک جامعهء مدنی و نیز تعلیم وتربیهء مجانی برای نسلهای ذکور واناث افغانستان میباشند.

جناح حزب اسلامی حکمتیارنیز درمنشوریکه چنندهفته قبل درتلویزیونها خوانده و تحلیل گردید، خواستار صلح و متارکه بوده و در آن منشور هیچ نکته ایکه حکمتیار برای خود زعامت تقاضا کرده باشد، وجود ندارد . جناح مرحوم مولوی جلال الد ین حقانی شرط متارکه را تنها خروج قوای خارجی و تاسیس یک حکومت اسلامی اعلان کرده وتغییر قانون اساسی و دایرشدن لویه جرگه را تقاضا کرده است. درهای توبه بدربار رب العالمین باز است و این وعده در قران داده شده است ، حالا که اینها صلح میخواهند باید آنرابپذیریم . حق ملت برای محاکمه جنایت کاران محفوظ است ، هروقت ملت قدرت رابدست بگیرد، این محاکمه صورت خواهد گرفت.

اما درحالیکه اکثر افغانهای مهاجر دراروپا و امریکا خواستار استعفی حکومت فاسد کابل وتقییرقانون اساسی ناکام ریاستی ساخت امریکا میباشند، یکعده افغانها که فریفتهء تمدن غربی شده اند، متاسفانه از دین مبین اسلام، دین ملی واجدادی شان ، دین حق و عدالت، بیزار میباشند و تفرت از اسلام درتلویزیون شنیده میشود. گروه های دیگریکه طرفدار دوام حکومت حامد کرزی میباشند، همان هائیست که از خیرات موجودیت قوای خارجی بچوکی وقدرت رسیده اند، این گروه ها طبعا خواستار دوام ستاتسکوی فعلی میباشند. بنظرمن تازمانیکه جنگ سالاران بشرایط

مسالمت آمیز مقاومت مسلح تن ندهند- و گذشتیکه متوقع است از هردوجانب صورت نگیرد- صلح درافغانستان ، علیرغم خروج یا موجودیت قوای خارجی ، رویکار آمده نمیتواند.

میرمن ملال جان نظام که مراخوب میشناسد ، ولی درمقالهء خود برای من یک لباس طالبی و عقبگرایی دوخته است، اما چون بدون گرفتن قد واندام دوخته وهم خیاط ماهر نمیباشد، این مود لباس که شاید از اروپا تقلید شده باشد، قطعا به تن من نمیخواند. شخصیکه 3 2 سال درصنوف نشسته و تحصیل کرده و بیست سال دیگر تدریس نموده ، جهانبینی او اجازهء طالب شدن یا عضویت حزب اسلامی را پذیرفتن یا پیرو افکار حقانی جوان شدن را نمی دهد. جای تعجب است که یک بانوی لیسانسه ونویسنده مانند ملال جان چطور تصور میتواند که هاشمیان دفعتا طالب یا پیرو طالب شده است ؟ ازآنجائیکه درمقالهء خانم ملال جان سوالاتی بمن مواجه شده ومرا مسئول تمام بدبختی هائی قلمداد کرده که درافغانستان واقع شده است ، اینک یکباردیگر موقف خودرا بارتباط حالات افغانستان بصداقت بیان میدارم :

من با هیچیک از سه گروه شامل درمقاومت مسلح تماس یا شناخت مستقیم ندارم ، ولی ا ز آنجائیکه مقاومت مسلح برای آزادی مادر وطن از چنگال استعمار و اشغالگران ، جنگ سالاران و وطنفروشان مبارزه میکنند، بنظر من برای مردان آ زادهء افغان نا مردی و برای زنان آزاده ء افغان نازنی است که با این مبارزین سر بکف گرفته که با تشنگی و گرسنگی درسرما و گرما درسنگزارها و کوه پایه ها دریک جنگ بکلی نابرابر بمقابل تانک و توپ و طیاره برای رهایی ونجات افغا نستان شب و روز سنگر گرفته ومقاله میکنند، ازطریق ناسپاسی و دشمنی مقابله کنند. بلی من الحمدلله مسلمان هستم و هم مخالف اشغال واستعمار درافغانستان میباشم ، چونکه این دو پدیدهء پلید امروزه در افغانستان بیداد میکند، و از هرگروهیکه برای رهایی ونجات افغانستان مبارزه بکند، ولو هزاره و پنجشیری باشد، حمایت و پشتیبانی میکنم ، پشتیبانی محض بزبان وقلم که بحیث یک تبعهء امریکا ازآزادی هردو وهم از آزادی بیان درچوکات قانون ، برخوردارمیباشم.

هاشمیان – کلفورنیا
مکتوب به محترم کامران میرهزار

قسمت۲
طوریکه دربالا گفتم ، من با هیچیک ازسه جناح مقاومت مسلح درافغانستان تماس نداشته وندارم ، وهم دشمن
امریکا نمیباشم ، بلکه مدیون احسان این مردم شریف و انسان دوست هستم ، و وقتا فوقتا بحیث یک صلحخواه و یک خیر خواه ،اراکین و اعضای کانگرس امریکا را باشتباهات شان متوجه ساخته ام . مجلات آ ئینه افغانستان شاهد این مدعا است . من درین راه تنها نیستم، استاد من پروفیسر نوام چامسکی که بحیث مغز متفکرامریکا معروف است، وبروس ریچاردسن ، افغانستان شناس معروف امریکایی و هزاران امریکایی دیگر نیز باسیاست حکومت امریکا درافغانستان مخالف میباشند. کسیکه پاس نمک خاک افغانستان را داشته باشد، روادار اشغال کشورش نمیتواند باشد. بشنو از یک شاعر هموطنت که چه میگوید :

کسی که افسر همت نهاد برسرخویش ===== بدست کس ندهد اختیار کشور خویش

بگو به سفله که در دست اجنبی نه نهد ===== کسیکه نان پدرخورده، دست مادرخویش

ملال جان، شما درمقالهء تان از انتحارها و انفجارات انتحاری شکایت دارید و چنان وانمود ساخته اید که گویا من مسئول این اعمال یا طرفدار آن میباشم. من درسن 3 8 سالگی صاحب چهار اولاد وشش نواسه میباشم و از درد دل خانواده های داغدیده و شهید باخته، خوب می آیم و هروقت ار انفجاری میشنوم، خواه افغان باشد یا خارجی، به درون جان خود منفجرمیشوم. من از قتل انسان، خواه افغان باشد یا خارجی، رنج میبرم واز شنیدن آن سخت مغموم میشوم و از خالق کاینات استعانت میجویم . اما وقتی قضاوت یکجانبه هموطنان خود رامیخوانم خیلی متاثرمیشوم.

ملال جان ، همشیرهء عزیز! خودت خوب میدانی که تکنالوجی ساختمان انفجارات انتحاری در افغانستان وجود ندارد ، هموطنان من و تو هرگز در پی آموختن تکنالوجی نبوده اند. این تکنالوجی در پاکستان وجود دارد واکثر از پاکستان و بمصرف پاکستان بافغانستان صادرمیشود و یا از پاکستان خریداری میشود. کرزی در عمر خود در دو مورد راست گفته ، یکی موجودیت بن لادن در پاکستان و دیگری ساختمان کالا و اسباب انفجاری در پاکستان و تورید آن از پاکستان به افغانستان . پاکستان دشمن افغانستان و در صدد تجزیه کشور ماست تا لقمهء چرب دیگری ازخاک ما را ببلعد !!! چرا پاکستان در دورهء شاهی و جمهوری و کمونستی این جرات را نداشت ونمیتوانست تعرض کند ؟ چرا اکنون که 0 5 1 هزارعسکر ناتو ظاهرا بنام امنیت درافغانستان وجود دارند، پاکستان تاحال چهار باربولایت کنرحمله وتعرض کرده وزاید از 0 7 افغان را شهید ساخته ودوچند دیگرهم زخمی ومعیوب شده باشند. حکومت دست نشا نده

فعلی و اعضای آن نه غیرت دارند ونه افغانیت. خودشما درمقالهء دیگرتان نوشته اید که درمراسم تدفین جنرال داود بسم الله وزیرداخله وعبدالله عبدالله حکومت کرزی را غافل و بیکفایت میخواندند، در حالیکه وظیفهء تامین امنیت و جلوگیری از ترور واغتشاش وظیفهء وزارت داخله میباشد.

ملال جان خودت یک بانوی دلسوز وخیرخواه میباشی، اما متاسفانه از کثافات سیاست و سیاسیون یا بیخبرمیباشی و یا اینکه خود را بکوچهء حسن چپ میزنی وهمیشه همه گناه را بگردن قوم خودت ، بیچاره طالب پشتون، می اندازی . طالب و مقاومت مسلح نمی ترسد ودروغ نمیگوید. حمله برهوتل انترکا نتینا نتل رارسما طالبان بعهده گرفتند، چونکه در همان روز یک جلسهء مهم سیاسی بارتباط سرنوشت افغانستان بین اعضای ناتو و نمایندگان کرزی درآن هوتل دایر شدنی بود و مقاومت مسلح نشان داد که با تمام بیوسیلگی خود وبقیمت جان خود، میتواند درحساس ترین و پرامن ترین نقطهء شهر کابل ، جائیکه وزارت داخله از موجودیت 0 6 هزار پولیس سخن میراند، وزیر دفاع با وزن 00 3 پوند چربو مصروف خوردن مرغ بریان میباشد، اما هفت نفر تفنگدار میتواند هوتل رامحاصره کند ونشان بدهد که درکابل حکومت وامنیت وجود ندارد . آیا کرزی این جرات را دارد که وزیرداخله ء بیکفایت را مانند امرالله صالح برطرف کند؟ قرارمسموع داکتر اشرف غنی احمد زی را که امریکائیها بحیث مسئول امنیت افغانستا مقررکرده اند ، او نیز بیخبر از حملهء طالبان درین هوتل منتظر آمدن نمایندهء امریکا بود. اما درنهایت همه دیدند که هلیکوپترهای ناتو با پرتاب بم و راکت هوتل وطالبان هردو را نابودساختند.

ملال جان، مقاومت مسلح افغانستان توپ و تانک و طیاره ندارد وشرایط مقاومت بسیار نامساوی و به اصطلاح "مشت بمقابل دروش " است. درچنین جنگها ، جناح ضعیف جنگ همیشه از تکتیک جنگهای چریکی کار میگیرد. مثالها در ویتنام، کمبودیا، فلیپین، فلسطین، عراق و افغانستان همه بیانگر مقاومت از طریق جنگهای چریکی و نابرابر است. خودت و یکعده دوستان همنظر با شما جنگهای چریکی را محکوم میکنید، اما تاریخ و عدالت و وجدان بشری در ارتباط به نجات و استقلال وطن ، آنرا مجاز قرارداده است.


هاشمیان – کلفورنیا
مکتوب به محترم کامران میرهزار

قسمت ۳
ملال جان، خودت بیخبر از یک سلسله واقعیت ها ، مقاومت مسلح را متهم به حمله بالای شفاخانه ء لوگر ساخته ای، درحالیکه مقاومت مسلح حمله برشفاخانهء لوگر را رد و هم آنرا تقبیح کرد. مقاومت مسلح به تخریب شفاخانه و کشتن مریض علاقه ندارد و ازین کار جزبد نامی کدام فایده ای نصیب شان نمیشود. پس باید باورکنی که اقوام پدرت در انفجار شفاخانه دست نداشتند. این نوع تخریبات را شورای نظار و وزارت داخله بمنظور بد نام ساختن مقاومت مسلح براه می اندازند. من در بالا بکثافات ناشی از سیاست اشاره کردم، خدا کند مطلب مرا فهمیده باشی. آیا نشنیدی که سه روز بعد از واقعه ءانفجار شفاخانهء لوگر، طیارات ناتو ولایت وردک را بمباردمان کرد ودرجملهء ده ها نفرافراد ملکی، ششنفر پولیس امنیتی را نیز شهید ساخت ؟ خدا کند ارتباط این دو موضوع را درک بفرمایی. وردک و لوگر دو ولایت همجوار وهمسایه میباشند، شورای نظار و پیروان بسم الله در بین مردم وردک و لوگر دشمنی ایجاد کرده، و اینها به تولید دشمنی در بین همه ولابات پشتون نشین مصروف میباشند. قرار مسموع یکتعداد مریضانیکه در حالت صحتیابی با واحد های نظامی ناتو همکاری وجاسوسی میکردند و ازآن بابت بمردم وردک صدمه رسیده بود، کارکنان شورای نظار بمردم رنج دیدهء وردک خبر دادند، واسکت های انفجاری ساخت پاکستان درجاهای خاص ولایات افغانستان همراه با حامل آنها خرید وفروش میشوند. این جنایت برهبری شورای نظار انجام یافته است. من با خودت موافقم که "" قضاوت سالم داشتن هم نعمتی است پسند یده ،"" ولی قضاوت سالم داشتن محتاج تحقیق، تدقیق و ثبوت میباشد که در مقالهء شما دیده نمیشود.

خانم ملال جان ! در یکجای مقاله ات بقوم پدرت که من آنها را مقاومت مسلح میخوانم القابی ا زقبیل "" جنایات غیراسلامی ، ضد بشری و غیر افغانی"" حواله کرده ای. باشما موافقم که اعمال غیراسلامی و غیر بشری ازجانب بعضی گروه ها درجاهایی صوردت گرفته که حکومت و قانون وجود نداشته وچند نفر غافل ازشریعت ، قانون و شریعت را جاهلانه بدست گرفته ا ند. اما جنایات شبیه افغانستان درحالات جنگ دردورهء جنگ عمومی دوم دراروپا توسط جرمنی و در شرق دور توسط جاپان و بعد ازآن درویتانم، کمبودیا و اخیرا در عراق بسیار بمشاهده رسیده است. آیا داستان شکار آدم که توسط یک گروه سپاهیان امریکایی در افغانستان بالای یک جوان 6 1 ساله اجراشد و آن جوان بی اسلحه را ازخرمنش شکارکردند وبا چه وضعی کشتند، فراموش تان شده ؟ اما با اتهام ""غیرافغانی"" که شما به پشتونهای شامل مقاومت مسلح حواله کرده اید، کاملا مخالفم. این ادعا درقدم اول با ارشادات

کتاب مسلمین یعنی قران مجید درتضاد قراردارد، زیرا قران بصراحت حکم میکند که هرگاه لشکر اجنبی یک کشور اسلامی را تحت اشغال قراربدهد، امت مسلمان باید بمقابل آن قیام کند و عنعنات افغانی بتاسی از آیات قرانی در عین موقف قراردارند. از غیرت افغانی در ما قبل از اسلام نیزسوابقی در اوراق تاریخ موجود است. مقاومت مسلح متشکل از اشخاص مسلمان واکثربی سواد میباشد که ملاها و رهبران دینی آیات و اوامر قران رابگوش آنها چکانده و یک دلیل جان نثاری و دوام مقاومت جناح های مقاومت مسلح ، همانا برکت آیات قران مجید است که جهاد را بتکرار مشروع ومجاز شمرده است. علاوتا ""غیرت افغانی"" مستلزم دفاع از خاک وناموس وطن میباشد! جنگ بهر شکلی که باشد، توسط توپ، تانک، طیاره و راکت ویا جنگهای چریکی وانفجاری همه ضد بشری اند. چاره اینست که علل جنگ و منطق جنگ و اهداف جنگ را بهر شکلی که باشد، رسیدگی کنیم و از بین برداریم . بنظرمن علت جنگ فعلی درافغانستان دوچیز است : یکی اشغال کشور توسط قوای خارجی، دیگری بی عدالتی وافر وشدید درتقسیم قدرت سیاسی که یک قوم دارای اکثریت را از آن محروم ساخته شده اند.

میرمن ملال جان، درمقالهء شما تصویر یک دختر هشت ساله را که مرجع تکثیرآن وزارت داخله، یعنی بسم الله خان میباشد ، بدقت دیدم. متاسفم که خودت با نهایت ساده بینی اتهام تبلیغاتی بسم الله را بالای مقاومت مسلح ، بدون هیچ گونه سند وثبوت، باور میکنی وحتی آنرا بحیث یک مثال بروی مردم میکشی، در حالیکه وزارت داخله کابل، وزارتی که متهم بدشمنی باقوم تو، یعنی قوم پشتون ، وقتل هزاران پشتون بیگناه ، اعم از طفل، زن و موسپید، میباشد، اینوزارت عامل انفجار وقتل دختر 8 ساله را ""مخالفین مسلح"" قلمداد کرده ، اما خودت اقوام پدرت طالبان را بناحق متهم ساختی ، زیرا درقدم اول طالبان و مقاومت مسلح یگانه مخالف جکومت کابل نیستند، بلکه بسیاری از اقشار مردم افغانستان مخالف این حکومت دست نشانده ، فاسد و جنگ سالاری ، میباشند. ثانیا اگر این عمل ازجانب طالبان اجرا میشد ، وزارت داخله نام طالبان را میگرفت ، اما اینکه بقول خودت وزارت داخله ""مخالفین مسلح"" میگوید، واضحا فهمیده میشود که عامل این واقعه یکی از مخالفین دیگر حکومت کابل، غیر ازطالبان، میباشد. ثالثا وقتی من چهرهء این دختر معصوم را درمقالهء شما دیدم ، در روی مقبول او داغهایی مانند فیریک تفنگ چره ای دیده میشود. سوال پیدامیشود : دختر 8 ساله ایکه دراثر انفجار مین و ریموت دریک خریطه که طبعا بدست او بوده ، کشته شده باشد، حتما روی و فرق سر او هم صدمه می بیند، اما سر و روی مقبول این دختر معصوم کاملا سالم بنطرمیرسد. تصورمن ازینقراراست که پولیس منطقه ء سرحدی (ویش بالا) احتمالا بعد از تعرض جنسی این دختر خوش صورت را کشته و نام ""حمله انتحاری"" را بالای آن گذاشته است. شما در مقاله مورخ 9 1 جون خود از تجاوز جنسی پولیس بالای یک دختر 21 ساله در ولایت تخار نیز خبر داده اید.

محترمه ملال جان، خودت یک بانوی باعاطفه، خیرخواه و دلسوز هستی وخصوصا درموردحقوق زن بسیار و بجا مبارزه کرده ای، وقتی تصویر یک دختر 8 ساله ء شهید شده رامی بینی، حق داری متاثر وحتی احساساتی شوی ، اما هنگامیکه این تصویر را درمیدیا با تاپهء نادرست برخ مردم میکشی ، بعد ازین در بارهء منبخ خبر، محل خبر واسناد ثبوت خبر باید دقت بیشرنمایی و بناحق یک جناح بی خبر وغیر دخیل درواقعه را متهم نسازی .

ملال جان، سوال دیگر شما اینست که گویا من درکدام صحبت تلویزیونی گفته باشم که هرگاه قوای خارجی از افغانستان خارج شوند در""ظرف سه ماه درمملکت آرامی، امنیت و ثبات حاکم میگردد."" کلمات بین قوسین ، یعنی (درظرف سه ماه در مملکت کاملا آرامی، امنیت و ثبات حاکم میگردد) نقل قول ازجانب خودت میباشد که هم نادرست و هم مبالغه آمیزمیباشد. غلط بودن و نادرستی آن درینست که من ابدا وهیچگاه "" درظرف سه ماه"" نگفته ام ، بلکه درظرف 4 تا 6 ماه گفته ام ، و آنرا با قبول مسئولیت اینک تکرارمیکنم. مبالغه در نقل قول شما اینست که من هیچگاه اینطور نگتفته ام که "" درمملکت کاملا آرامی، امنیت وثبات حاکم میگردد."" بلکه ئفته ام که بعد ازبرآمدن قوای خارجی برای مدت دو سه ماه جنگها متوقف نمیگردد، اما تعداد مقتولین افغان که اکنون روزانه حدود صد نفر میباشد، شاید به 0 2 نفر تقلیل یابد و درظرف 4 تا 6 ماه انشا الله گروه های متنازع فیه بیک فیصله وموافقه میرسند، آتش بس و صلح برقرارمیگردد ویک حکومت مرکزی تاسیس میشود . واین پیش بینی خود را اینک با قبول مسدولیت یکباردیگر در پورتال افغان – جرمن آنلاین تکرارمیکنم. شما لطفا توجه کنید، درآینده وقتی از شخصی نقل قول میکنید، عینا باشد، نه نادرست و مبالغه آمیز .

محترمه ملال جان ! شما می پرسید : "" چطور؟ """ جواب من ازینقراراست : من یکنیم برابر شما سن وعمر دارم اطراف و اکناف وطن خودرا دیده و با مردم صحبت کرده ام ، با روحیات و ذهنیت مردم افغانستان کم وتم بلد میباشم، لهذا خودرا مکلف میدانم شناخت و نظرخودرا صادقانه بیان دارم . ثانیا ازشما خواهش میکنم لطفا از دوست وهمکار تان آقای محترم احمد ولی نوری تقاضا کنید تا از سعی واصراربیحد خود بالای تاسیس پایگاه های نظامی امریکا در افغانستان منصرف گردد، و خود شما هم درین اصرار شامل نشوید، بلکه سعی و تلاش کنید تا عساکر خارجی ازوطن سابق تان افغانستان خارج شوند. آنگاه از روز خروج کامل عساکر خارجی تا مدت ششماه اگر پیشبینی من بمشاهده نرسید، مبلغ پنجهزار دالر بشما میدهم تا بکدام موسسه خیریه درکابل برسانید. اما شرط من ، خروج کامل قوای اجنبی است، نه اینکه باساس بیانات اخیر وزیرخارجه امریکا ""مودل عراق در افغانستان تطبیق میشود..."" یعنی باساس مودل عر اق ، بین 0 4 تا 0 5 هزارعساکر امریکا در چند پایگاه درافغانستان باقی می مانند، و این تصمیم معنی دوام جنگ و مقاومت مسلح را تا ثریا خواهد داشت !!!

محترمه خانم ملال موسی نظام ! من در صحبت های قبلی خود در تلویزیون جهانی صدای افغانستان از انعقاد دهمین جلسهء کنفرانس شانگهای بتاریخ 5 1 جون 1 1 0 2 درآستانه پایتخت قزاقستان خبر داده بودم. اکنون چدد پاراگراف از راپوری دربارهء قطعنامه مورخ 0 2 جون 1 1 0 2 این کنفرانس مهم، متشکل از سران کشورهای چین ، روسیه قزاقستان، قرغزستان، تاجکستان، ازبکستان، ایران، پاکستان، هندوستان، افغانستان، مغلستان، بیلا روس و سریلانکا را برایشما و همکاران محترم پورتال افغان – جرمن آنلاین ،
ترجمه میکنم . راپورمشعراست که :

""... کنفرانس تقاضا نمود تا افغانستان بحیث یک کشور بیطرف باقی بماند، بدون پایگاه های دایمی امریکا، ورئیس جمهور حامد کرزی ازین تقاضا حمایت کرد، اگرچه امریکا اکنون در حال مذاکره برای تامین قرارداد همکاری ستراتیژیک بعد از سا ل 2014 درافغانستان میباشد.""

"" روسیده وچین از پلان تاسیس پایگاه های دایمی در افغانستان خیلی تشوئیش دارند، زیرا بعقیده آنها امریکا سیستم دفاعی راکتی خود رادرینجا مستقر میسازد... سران کنفرانس از کشورهای همسایهء افغانستان تقاضا کردند تا دربهبود وضع امنیت وبازسازی افغانستان رول عمده را بازی کنند ، و تنها راه حل نظامی را رد نمایند. این امکان وجود دارد که کشورهای کنفرانس شانگهای بعد از خروج قوای ناتو درسا ل 2014 مسئولیت بسیاری مسایل را درافغانستان به عهده بگیرند . این مطلب را نورالسطان نظربایوف رئیس جمهور قزاقستان بارتباط بیانات دیمتری میدویدف رئیس جمهور روسیه بیان داشت که تقاضای همکاریهای عمیقتر ومضاعفتر را بین اعضای پیمان شانگهای و افغانستان کرده بود.""

"" چین و روسیه هردو قبلا به اعادهء نفوذ خود در افغانستان شروع کرده اند. چین در ساحهء معادن و هردوکشور مذکور درپروژه های زیربنایی وهکذا همکاری با قوای غربی در مبارزه با قاچاق مواد مخدر. آقای مارکوف معاون رئیس جمهور گفت : تهدید اسلام رادیکال که بمنطقهء ما صادرمیشود، چیزیست که ما با آن آشنا میباشیم. اما ظهور مجدد آن تهدید، توجه جدی ما را معطوف میسازد.""

امیدوارم طرفداران تاسیس پایگاه های نظامی خارجی درافغانستان تشویشهای اعضای کنفرانس شانگهای را که سرنوشت آیندهء افغانستان به این منطقه و این کنفرانس مربوط میباشد، بد قت بخوانند. پایگاه های خارجی نه صلح وباز سازی ، بلکه تباهی و مرگ مردم ما را دربر دارد و پول اجرت آن به جیب جنگ سالارن می افتد. فاعتبروا یا اولی لالباب. با تقد یم احترامات فا یقه – .

احمد خلیل نبیل مزاری
مکتوب به محترم کامران میرهزار

چی تأثیر است یارب این کابل پرس را که هر کس هیچ سو رو یافت سوی او می آید ؟

آقای هاشمیان ! چگونه شد که با همۀ هزاره ستیزی و ولو گفتنها باز هم به سوی هزاره ها رو آوردید ؟ مثلیکه نان آقای نوری اوغان جرمنی حساب کردید که چند دانه فتیر میشود یا اینکه بوی سیر و پودینه تان را کشیده که چار سو داد و واویلا سر کشیده اید ؟ بلآخره دانستید که آن تارنما یا بفرموده شما پورتال فخیم ، بی بدیل ووو اوغان جرمن حق اوغانان نویسنده به اصطلاح ملی اندیش خود را چگونه ادا میکند ؟ همانگونه که کله کشک آقای روستار تره کی را به فال نیک گرفته بودیم ، از شما را هم خیر مقدم عرض میداریم و گوشزد میکنم که دروازه میدان کابل پرس باز است . همچنان که به خانم نظام عرض نموده بودم به شما هم یاد آوری مینمایم که نوشتن در کابل پرس زور منطق و بلدوزراستدلال میخواهد . با دندان های پنبه یی و بازو های پوقانه یی بیل ریچاردسون از کابل پرسیان در دقیقه های نخست نیک اوت خواهید شد مانند روستار تره کی و خانم نظام .

خانم ملالی نظام ، برداشت واقعیی که از طالب فرهنگ گریز و آدمکش داشتند و دارند ، الحق برایشان جانی و جنایت کار خطاب کرده اند ، چرا درد بی عزتی طالب شما را بی قرار نموده ؟ شما نظر به کدام منطق ، وجدان و عقل اوغانی جنایت ، مزدوری و مردم آزاری برادران پختون تانرا مقاومت مسلحانه میخوانید ؟

آقای هاشمیان مهاجر شده ! دیگر تاریخ آن تبلیغ و نمایشنامه انگلیسی که در زمان جهاد رواج داشت که ترور ، ماین گذاری و دهشت افگنی کار دشمنان مجاهدین است گذشته و امروز همه میدانند که انتحار ، سربریدنها و راهگیری ها ، کار و دستآورد مقاومت مسلحانه پختونهاست ، چی طالب است ، چی حکمتیار است ، چی حقانیست چی این ور لر است و یا چی آنور بر ، در ماهیت و هدف فرق و تفاوتی ندارند .

شما وقتی جنایات مزدور ترین ، جانی ترین ، وطن فروش ترین ، بی ناموس ترین ، بی فرهنگ ترین ، بی غیرت ترین و لامذهب ترین طایفۀ اوغانی را مقاومت مسلح اوغانی میخوانید ، برایتان بهترین جای نشر چرندیات اهداف شرمگین مقاومت مسلحانه پدری تان تارنما های قلفک و زنجیرک دار لر و بر ، تول اوغان و بینواست ، جرمن اوغان جرمن که قُر گفت .

حال وقت آن رسیده که غیرت اوغانوالی و پختونوالی خویش را نظر به سنت نیاکان خویش به نمایش بگذارید و با واسکت های انتحاری از کلفورنیا و فرانسه و جرمنی و سویدن همه گرد هم آئید و با انفجار دادن خود در جمع اوغانستانی ها ، بی گناهان غیر اوغانی را به مرگ کشانید و باقی مانده ها را به مصیبت عزیزان و دوستان .

خان
مکتوب به محترم کامران میرهزار

یک گپه نفامیدم , اگه یی هاشمیان "سیدیا عرب یا اولاده حضرت محمد ص" ست پس اوغان بوده نمی تواند, اگر اینطور اس پس چرا از اوغان اوغان تر شده و داد واویلا یش کل دنیاره گرفته !!

تمام کاری های اوغانستان سرچپه ست !!

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 21 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس