رفتن به محتوای اصلی
دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

در آن لحظۀ ننگینی که « مجید کلکانی » ، آن بچۀ نازنین مادر آزادی را تیر باران می کردند ، شما چه استخاره ها می کردید ؟ در آن ساعتی که « نادر علی پویا » ، آن فرزند زیبای دموکراسی را اعدام می کردند ، شما چه تناول می فرمودید ؟

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

پس از انتشار اعتذارنامۀ جعلی سه تن از اعضای رهبری ح.د.خ.ا. ، جناب والاحضرت پیر صاحب پنجشیر ، حضرت بزرگوار دستگیر پنجشیری ، در رد اصلیت آن منتشره ، استخاره ها کردند و بر ایشان اشاره ها شد که باید این ملت بد بخت و قدر ناشناس از هشت و نیم سالیکه جناب عالی شان در زندان های مختلف سپری نموده اند ، قدردانی نماید.

پیر صاحب بزرگمنش با صراحت و شهامت و کرامت و فصاحت و بلاغت و وقاحت و بدون ندامت می نگارند که دوسال و دو ماهی از عمر عزیز خویش را در زمان دولت نجیب و چهار ماهی از آن را در دورۀ حکومت کارمل و شش سال پربار آنرا در وقت زمامداری ظاهر ، زندانی بودند و جناب ایشان از نه ماهیکه در دورۀ سلطنت تاجدار ، در شکم مبارک بوبو جان شان رنج و مشقت زندان را متحمل بودند ، نظر به ملحوظاتی یاد آوری نمی کنند اگر چند این ملت بد بخت فریاد بکشد که ایکاش از همان زندان اول سالم بدر نمی شدند.

پیر صاحب بزرگوار هرگز فراموش نکرده اند که این ملت بدبخت باید برای رسیدن به آزادی و دموکراسی شهید بدهد و هرگز انتظار تقدیر نامه ای را نداشته باشد و نیز جناب ایشان خوب میدانند که آن اعتذار نامه از بنیاد سخت جعل و این دفاعنامۀ بی بنیاد سخت قبیح است که ایکاش لب از لب نگشوده و چون آن دو دیگر سکوت میکردند .

جناب بزرگوار ، دستگیر پنجشیری با وقاحت تمام از دوره های پنهانی زندان خویش نام میبرند و باز نظر به ملحوظاتی از زمانه های که با تیغ استعمار و ستم بیگانه بر این ملت بد بخت آشکارا فرمانروایی میکردند ، یاد نمی کنند.

بزرگوار گرانقدر در قسمتی از دفاعنامۀ قبیح خویش می آورند که :

« دودیگر اینکه: من نه تنها هیچگاه عضو دفتر سیاسی "حزب وطن" دکتر نجیب الله نبوده ام، بل به علت مخالفت علنی با دستبرد نام "حزب وطن" غبار فقید وبه اتهام پشتیبانی از رویارویی نظامی شهنواز تنی، زندانی محا کمه محکوم شکنجهء روانی، اعدام وپس از دوسال واند ماه حبس دوام در سلولهای مجرد زندا ن پلچرخی، اتفاقا به فرمان جناب عبدالرحیم هاتف معاون اول رییس جمهوراز زندان آزاد شدم.»

به پیر پیران قسم که پیر بزرگترین خود شما هستید که هم دو سال و اند ماه حبس شدید و هم حبس دوام شدید و باز محاکمۀ محکوم شدید و همچنین اعدام شدید و خدا رحمت کند صد پدر جناب هاتف را که به امر ایشان ، پس از اعدام آزاد گردید و فرمانروایی کردید.

در جای دیگری چه بزرگ منشانه می نویسید که :

« دردوران رهبری 101 روزه حکومت حفیظ الله امین نیز درست 99 روز آنرا دربیمارستان سپری کردم وبه دلیل مخالفت خود با حضور ونفوذ قشون شوروی نزدیک به چها رماه زندانی ودر نتیجه پافشاری دادخواهانه زنده یاد استاد خلیل کهستانی ودیگر فعالان حزب دموکراتیک خلق افغانستان به فرمان ببرک کارمل از زندان آزاد شدم.»

و اینبار خدا رحمت کند صد پدر حفیظ الله امین را که به هر مخالف علنی خویش سخت ترحم می کرد اگر آن شخص بیمار می بود و خداوند به حضرت شما شفای عاجل نصیب گرداند . آمین .

اما پیر صاحب بزرگ !

من از شش سال زندان شما در دوره ظاهر خبر دارم و از دو سال و دو ماۀ آن در زمان نجیب و چار ماۀ آن در زمان کارمل اینک خبر میشوم و این است که حاجت به درگاۀ مبارک شما آورده و سوال ها دارم .

والاحضرتا :

در آن لحظۀ ننگینی که « مجید کلکانی » ، آن بچۀ نازنین مادر آزادی را تیر باران می کردند ، شما چه استخاره ها می کردید ؟

در آن ساعتی که « نادر علی پویا » ، آن فرزند زیبای دموکراسی را اعدام می کردند ، شما چه تناول می فرمودید ؟

در آن هنگامی که « انجنیر علی » و « میرویس » را در زیر شکنجه می کشتند ، شما در کدام بستر ناز رفع خستگی می کردید؟

و در آن روزگاری که هزاران هزار جوان این سرزمین را در پولیگون زیر خاک می کردند ، شما بر اریکۀ کدام کرسی آرام تکیه زده بودید؟

جناب بزرگوار :

من نا سپاس نبوده و سخت آرزو دارم که به پاس سال های زندان ، دعوت مجللی بمنظور قدردانی از شما ترتیب بدهم ، اما چه کنم که سخت میترسم و بسیار هراس دارم که مبادا در لحظۀ دست شستن ، آب بر دامن مبارک بریزد و شما استخاره ها کنید و عالم در خونابه غرق گردد .


جناب محترم دستگیر پنجشیری !

حقا که برای سال های زندان ، از این ملت بد بخت طلبکار یک قدردانی هستید .

آن هشت ونیم سال شما ، چون شیر مادر حلال شما .

اما برای باقی همۀ عمر خویش به این ملت سر افراز ، بدهکار هزاران پوزش هستید و سزاوار صد هزاران نفرین .


از شهیدان، قربانیان و مردم افغانستان عذر میخواهیم

اکادمیسین دستگیر پنجشیری، سلطان علی کشتمند و سلیمان لایق: میدانیم که زمان برای اعتراف و معذرت خواهی ما دیر شده است

جمعه 3 ژوئيه 2009

اشاره کابل پرس: اين اعلاميه از آدرس ايميل keshtmand7@hotmail.com به کابل پرس ارسال شده است. اگر اين سه تن يا هر کدام از آن ها وجود چنين اعلاميه ای را انکار می کنند، انکار و پاسخ رد آنان بی کم و کاست در کابل پرس نشر می شود.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

18 دیدگاه
رفیق پایگیر پنجشیری

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

شیون عزیز مرحبا به قلم ات!

خیال میکند این مردک که همه از زیر بوته اند و خبر ندارند که علی آباد فریه است نه شهر! بابا تو وقتی فرمان قتل داوود خان و خانواده اش راامضا کردی و بعدقتل قهرمان بزرگ وطن مجید کلکانی را تائید نمودی و بعد از آن پنجشیری های قهرمان را واجب الاقتل و مباح الدم گفتی همه خبر دارند و ثبت تاریخ است. اگر زندان رفتن مخک بیگناهی باشد بعد صد ها رهزن، قاتل فاحشه و مفسد عمر خود را در زندان میگذرانند. حالا بعد از این همه رسوایی افتادی به دنبال احمد شاه مسعود تا از آنطریق خود را چیزی جای بزنی.

جلال ابادی
دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

به همه سلام!
شیون گران قدر! درود بشما و دوستان تان!
شهید عبدالجید کلکانی در جوزای سال 1359 خورشیدی به دستور مستقیم سردمداران امپریالیسم روس و باند جنایت پیشه یی که به انگشت شیادانه ی روس می رقصیدند که در راس آن وطنفروش معروف (ببرک شیاد) قرار داشت ، به شهادت رسید. روحش شاد و راهش پر رهرو باد!
شهید عبدالمجید کلکانی مردی بود که با از خودگذری، صداقت ، فروتنی ، پشت کار و دانش عمیق علمی و تجربی ، ویژه گی بخصوص آن ، آشتی نا پذیری اش با دشمنان رنگارنگ مردم بود ، قلب ملتش را تسخیر نموده بود، که حرف مجید انعکاس مردم در زنجیر کشیده و در بندش و ایمان مجید ، ایمان مقاومت مردمی که تا پای جان بخاطر آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی
در مقابل بزرگترین ابر قدرت جهانی ( امپریالسم روس ) و باند جنایتکار آن جنگیدند تا امپریالسم روس را با شکست مفتضحانه از وطن آبایی خود بیرون کردند و باند جنایت پیشه ی آنرا نا بود نمودند ، اما صد افسوس که آزادی مردم از طرف دزدان سر گردنه یعنی ارتجاع سیاه و حامیان بین المللی آنها به یغما برده شد.
اگرچه تجاوز بیشرمانه ی روسها با مقاومت مردم با شکست مواجه شد و اما نیرو های تاریک اندیش تنظیمی، دست آورد های انقلابی مردم را دزدیدند و بالاخره با پشتیبانی قدرت های خارجی ، به دم و دستگاه قدرت دولتی تبدیل شدند
نخست از همه اجازه دهید نقل قولی از " ندای آزادی " شماره ی اول ، سال اول مورخ عقرب سال 1359 هجری شمسی بیاورم :
" مجید ، مردی که از قلب جامعه برخاست، مردی که با رزمنده گیها، شجاعت ها و دانش ژرفش قلب ملتی را تسخیر نمود، ملتی که اراده، دلاوری و ایمانش را در وجود شایسته ترین فرزند انقلابی اش دمید تا او را قهرمان افسانه یی رزم کنونی خویش سازد. مجید با رنج زیست و با ستم جنگید تا آنجا که بی رقیب ترین و محبوب ترین مرد ملت خود گردید. او سازمان آزادیبخش مردم افغانستان ( ساما) را بنیاد گذاشت ، سازمانی که در پیشاپیش نبرد ملت با دشمن ایستاده است، ساما با نام مجید جاودانه پیوند خورده است و تا کنون همه ثمرات مبارزه اش را مرهون مجید است و شهادت افتخار آمیز او هنوز هم ( ساما) را با مردمش بیشتر با خون پیوند داد. یادش گرامیست و سیمایش جاودانی!"

و اما دستگیر پیر در دامن روس بزرگ نشده است؟
همان دستگیر که قبل از امدن روسها در مسکو توطیه قتل امین و امدن روسها را به افغامستان در مسکو موافقه ننموده بود؟
در جلسه بیرو سیاسی از طعام زهرالودی که غرض مسموم شدن امین توطیه شده بود این ّیر مرد چون از قبل خبر داشت از ان استفاده نکرده بود و اکنون با بی شرمی می گوید که در زمان امین وی در دفتر سیاسبی نبود.بالاخره این شطیان زهرالود در اخر عمر کمر به نفاق ملی بسته است
جلال ابادی

آرش
دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

سلام عرض حرمت به همه
اگر آقای جلال آبادی از آنچه كه راه مجید كلكانی سامایی یاد كرده، چیزی در چانته دارد كه خدمت هموطنان قرار دهد

اگر آقای جلال آبادی از اندیشه های مشخص آن بزرگ مرد كه راه های حل اساسی عقب ماندگی تاریخی كشور را دران برههء تاریخی، ارائه داشته بودند چیزی ویا مواد در چانته و یا اندیشه و حافظهء خود دارد با درك مسئولیت تاریخی دراختیار ما، علاقه مندان آن جان باخته و جمله هموطنان عزیز قرار دهد، خیلی نیكو خواهد بود و نیكو خواهد شد ( البته مقصد درین جا ازطرح های مشخص برناموی شان در عرصه های اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی می باشد)

زیرا ، تنها دعا خوانی كافی نیست كه جلال آبادی صاحب گفته اند « راهش پر رهرو » باد و ما هــم فقط آمین كوییم و دیگر هیچ!

آقای جلال آبادی عزیز!

ما بی صبرانه انتظار دریافت جوب داریم تا از طرح های فكری ، راد مرد كلكانی، برای ایجاد نوع نظام مورد نظر شان و هم چنان نوع جامعهء مورد نظر شان، كه دران دموكرسی و انسان سالاری اساس قبول شده بوده یا دین ( اسلام ) سالاری یا كدام نوع سیستم سیاسی ـ اقتصادی دیگری. چون هر وقت از ان مرد بزرگ مداحانش با بزرگی یاد می كنند، متاسفانه در مورد اندیشه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی وی و در مورد اینكه چه نوع سیستم دولتی را در افعانستان خواستار بودند در كدام نشریه و در كدام سال به مردم پیشكش شده است ، طور مستند چیزی نمی گویند

ما كه از نسل های بعد تر هستیم از جزییات چنین طرح كه توسط اوشان پخش شده باشد،چیزی نمی دانیم. همین قدر خوانده ایم ودانسته ایم، كه داكتر نجیب بنا بر خصومت های شخصی كه در گذشته ها با او داشته است ، كلكانی زنده یاد را به قتل رسانده است. البته بعد از بگو مگو های رو در روی و شكنجه های انتقام جویانه توسط داكتر نجیب، تحت نظر مشاورین روس

بهتر است آقای جلال آبادی اگر واقعا در راه كلكانی جانباز، وفادار هستی بیا اقدام تاریخی و ماندگار نما. شما با دیگر رهروان آن مرد بزرگ ، از پخش وسیع و مستند اندیشه های مشخص خود آن راد مرد كه در امور اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مطرح كرده و برای ساختن افغانستانی كه ایشان آرزو داشتند، آغاز كنید و اگر آغاز كرده باشید، ما وجمله دوستان و علاقه مندان او را نیز بطور مشخص مطلع سازید

آقای جلال آبادی

لطفا بگویید كه آیا مدافعین و دوستان ورهروان واقعی راه مجید كلكانی ، فعلا « ساما » را به مثابه شاید یگانه و یا یكی از نیرو های وطن خواه و بی بدیل كشور، فعال نگه داشته اند، اگر جواب بلی است، چند و چون آنرا یكجا با طرح های برناموی كه شامل دریافت راه حل های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی كشور را باشد، بیان دارید و یا ما ازكدام نشریه و یا سایت می توانیم بدست آریم ؛ اگر جناب شما و سایر افراد چون شما سكوت را اختیار كنید كه حاشیه روی می نمایید، پس ما شما را در جملهء یاران نیمه راه موصوف حساب و در قطارآنان قرار می دهیم كه برای شان گفته می شود « پهلوان زنده خوش است » كه یا همین حرف های عاطفی بی ثمر چون « راهش پر رهرو باد ... » اكتفا می كنید و بس. و امید كه چنین نباشد

انتظار جواب را داریم

با احترام مجدد

آرش

Ing abdul khaleq noori
دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

شکرالله شیون سلام
بگذارید که دیکران در باره نبشته شما نظر بدهد شما هم می برید هم می دوزید یک نکته در نظر داشته باشید. که آفتاب هیچ وقت به دو انگشت پد نمی شود. برای یک دقیقه هم که شده به وجدان تان مراجعه نماید

نوری

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

آقای پنچشیری شما عالی جناب عضو بروی سیاسی حزب مزدور، با تمام کشتار ها وهمه شعار های ضد امپریالیسم امریکا که امروز بی شرمانه از زیر چتر همان امپریالسم امریکا با چشم سفیدی مظلوم نمایی می کنید، جای شما همان زندان گوانتانامو است، زیرا هنوز هم ازمردم فریبی و دیده درایی دست بردار نیستید٠
شما بعد از هفت ثور وزیر معارف بودید و هنگام حکومی ١٠١ روز امین در شوروی ، یکماه آنرا در بحیره سیاه لب بحر سپری کردید و ٦١ روزدیگر آنرا با ببرک کارمل برای براندازی حکومت امین با کا٠ جی٠ بی همکار بودید ویک روز قبل از ششم جدی امین برای شما دعوتی در تبه تاج بیک ترتیب داد که آشپز های روسی در غذا زهر انداخته بود وشما قبلاً می دانستید و لب هم به غذا نزدید، بعداز آن وزیر فواعد عامه شدید، مضاعف برآن با تمام بی سوادی وبی دانشی مفتخر به لقب اکادمیسین چون سیستانی شدیدو رئیس اتحادیه نویسندگان هم شدید، حالا هم زنده و سالم از امریکا برنامه های کا٠جی ٠بی را پیش می برید ومی نویسید که ٩٩ روز در بیمارستان بودید، بگویید درکدام بیمارستان ؟ چنانچه نبی عظیمی هم در تاریخ خود ازین شعبده بازی های شما یاد کرده است

آبرو باخته

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

شیون ملت شنیده خواهد شد!
َشیون گرانمایه، شما بدور از مصلحت اندیشی شخصی، چه خوب راه سالوس و ریا را بستید. میلیون ها انسان درنتیجه تصمیم گیری های جاه طلبانه این پیر گرگ ها زجر کشیدند، آبروی شان به باد رفت و صدهاهزار جان شان را ازدست دادند.
هموطنان ! بیایید ،آغازی را که شیون کردند ، د ادامه دهیم و با جدا کردن مسؤولین این بربادی ازکتله عظیم پیروان احساسات زده شان ، غدار های بی شرم را به دادگاه بکشانیم و دل پیرمرد ها و پیرزنان و هزاران جوان ییتم را شاد بگردانیم. به محکمه کشاندن قاتلین هفت و هشت ثوری درنگ نکیم!

ناشناس

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

Nawesunday muhtaram.
Man az tu karda bashtar zid hizb democratic wa amal khainanay way hastum, wali kunun may binam ki amal kard in jehady ha wa karzay rui anha ra safeed sakhta ast.
Falan ki tamam kumak ha ba mardum afghanistan tawasut band mafiyaye karzay gharat may shawad az an bugui, az rehaye jenayat karan tawasut karzay rui muamila ash dar intekhabat bugui, rui band mafiyaye mawad mukhadar, eqtesady Karzay wa shurakay bandash (beradaranash bigui), az azad sazy rui muamila karzay , anhy ra ki ba namus mardum ba atfal mardum tajawuz jinsy may kunand wa masuniyat dada may shawand bugui ,Bayad dard fali in mardum ra dawa kard ta mardum hakim bar sarnawisht khud gardand an waqt ast ki in harf ha muasir khahad uftad wa mardum qudrat tasmim giry muhakimay mujrimin sabiq ra paida khahan kard,

Naweesunday muhtaram, Tadawee mariz muzmin hazir paishat uftada ra rui dast bigir wa badan dunbal murda ha, may dani karzay Khahar zada wa aqarib din muh. wali sabiq kabul wa rais tim entekhabaty maujud khub ra ki jaman 5 nafar and wa 130 Kg heruin ra qachaq namuda wa dastgir shuda budand ki har kudam az 16 - 18 sal habs shuda budand ra may bakhshad, wa anha azad may shawand zera ba naf Karzay fualiyat may kunad, Rahbaran Taliban falan dar Kabul maujud buda wa ba karzay mashwara may dehand, rahbaran anha azad wa ba jabhay talibi frestada may shawand ki 10 ha police ra shahid kunand, bahtar ast ki az in ha bugui, na anki ba kasy uqday shakhsy at khali kuni

Khudawand nawesunda hay ma ra hedayat kunad ta arjiat umur ra bidanand, wa uqda kushaye shakhsy ra ba door bigzarand

Wahid

مقدس

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

یکی از عادت های بمرگ قلم شکرالله"شیون" اینست که دیر می جنبد و محکم میزند.همیشه چنین بوده و خواهد بود. گپ بر سر نوشتن چند جمله یا یکدهن گپ نیست ، گپ بر سر این است که جنایتکاران را نگذاریم که نفس به راحت بکشند.اگر قهرمانانی در میدان خونین نبردِ رویاروی برضد اینهاجنگیدند ، جان دادند و یا زیر شکنجه مردند ، نسل امروز رسالت دارد که روح خبیث اینها را به محاکمه بکشاند. شما ببنید که جنایتکاران خلقی - پرچمی تا این حد شیرک شده اند که امروز به گفته شاعر تیغ مکرر بر کشته های شان جاری می کنند. اگر ما از جا نجنبیم و یا دیر بجنبیم ، از کجا معلوم که وطنفروشان معلوم الحال خلقی و پرچمی ، همه شهیدان راه آزادی را و هم زنده های نیمه جان را وطنفروش و جنایتکار قلمداد کرده به محاکمه بکشانند!به بیان مردمی: هم غری ، هم نری!
هفده سال از فروریزی تخت و بخت حزب دموکراتیک خلق می گذرد ، ولی اینها ذره ای بخود نیامده اند و هنوز هم که هنوز است بر سر همان شتر مست سوار می باشند.راه دیگری نیست مگر اینکه همه یکی شویم و نگذاریم که خون یک و نیم ملیون انسان را چون باده گوارا در جام رزالت و چالاکی شان مفت و جفت بنوشند و آروغ هم نزنند. خاموشی و بی تفاوتی در برابر هزاران لیتر خون پدر و برادر و خواهر و هموطن تنها از عهدۀ بی ننگ ها پوره است و بس. قلم ش. شیون را می بوسم.

zalmay
دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

Shaiwan jan kandol,
panjsheri yak adamaeke past ast. va ama in akt ha ba kudat jandan jor nameaiad. too baied dar kadame nugust ba dost parjami at Sbur siasang ke dar zendan murdam ra dame top barabar kard va bad as rehai dar kahd va nasde zaher tanin ejrae wasifa mekard, mukatea kuni. kud rah ba Majed kalakani qaraman najaspan ke ba ahlijenab namehiad. berau jelam rah daq kun wa aqebee internet benshin ta rozat beksarat.

ارمان
دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

دوستان گرامی قبل ازینکه بالای کسی اتهام وارد نمائید،دقیق باندیشیدکه مبادااشتباه نموده وقضاوت غیرعادلانه نموده باشید.آقای پبجشیری نه دراکساکارمیکرد،نه درکام ونه درخاد،لزااورامسئول قتل هموطنان مانامیدن اشتباه وحتی گناه است.دیگر اینکه دروقت حکومت حفیظ الله امین واقعآمریض و دریکی ازبیمارستان هادرشهر مسکو بستری بودند، اینکه درزمان حکومت نجیب الله به اتهام کودتاکه صحت وثقم آن معلوم نیست،زندانی،ابتدامحکوم به اعدام، بعدآحکم اعدام تعدیل به حبس ابدوبالاخره پس ازدوسال به فرمان عبدالرحیم عاطف اززندان آزاد شدند هم صحت دارد.اینکه شما میپزیرید یا خیر مربوط خود شما است.دیگر اینکه یکی ازشما هانوشته است که «ماجنایت کاران راآرام نخواهیم گزاشت».باید خاطرنشان نمودکه آنهائی را که شما جنایتکارخطاب مینمائیدومورددودشنام قرار میدهید،اصلآسرشما خبر هم نیستندواین کاغزک هاراکه سیاه میکنید صرف به خاطر دلخوشی خودشما است وبس. اگرواقعآ شما مبارزین ضد جنایت وخیانت هستید،چرا درباره ی جنایاتیکه هم اکنون درپیش چشمان تان دروطن جریان دارد خاموش ودست زیر الاشه نشسته وصرف به گزشته های بیش ازسی سال قبل چسپیده اید؟ازین چسپیدنهای بی حاصل به گزشته چیزی حاصل نخواهد شد.بیائیدبه خاطر پایان بخشیدن به جنایت کاری که هم اکنون سراسر کشور را گرفته، برزمید تانام تان منحیث خدمت گزاران کشور ومردم درج صفحات تاریخ گردد. .زمان قضاوت درباره ی کارنامه های رژیم ها،افراد وگروهای مربوط به گزشته هنوزدرپیش است...خوش باشید

سروش سکوت

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

شیون جان قندول!

خدا کند صحت و سرحال باشید و لیرگیرک تان را چتل نکرده باشید، اگر چه فکر نمیکنم سن و سال تان با استعمال لیرگیرک همخوانی داشته باشد زیرا بر اساس معیار عمری که خود تثبیت کرده اید حالا باید در حیات جنینی تشریف داشته باشید. هرچند با درنظر داشت سن و سال جنینی تان ( که نه تنها عاقل و بالغ نیستید ، بلکه حتی تولد نیز نشده اید-) نباید شطحیات شما را جدی گرفت اما میخواهم نکاتی را به شما تفهیم کنم تا در آینده ها یعنی طی مراحل پاپا چینی استدلال و بالاخره راه رفتن منطقی تان که خدا کند با چهاردست و پا نباشد، چیز هایی را متکای دست خویش نسازید که تا هوا کمی گرم شود، عرق بکند، دست تان بلغزد و خدا نخواسته برزمین بخورید و شیون تان خلاف عرف معمول سرچپه آواز دهد.

شیون جان ! حساب سیستم ها جداست. آن شهیدان بزرگواری را که نام گرفته اید سیستمی از بین برد که بسا افراد در میان همان سیستم با عملکرد های آن مخالف بود. یکی ذهنیت موضوعی است و نصیب عوام! دیگری ذهنیت عینی است و گنج خواص! این یک واقعیت عینی است که هر نظام مخالفانی در درون خود دارد. هر قدر این نظام مستبدتر، فعالیت مخالفان در آن منفعل تر! من از شما یک سوال دارم: چه فکر میکنید زمانیکه این شهیدان به کام مرگ فرستاده میشدند مخالفان چی میکردند؟ در برابر رژیم قدعلم میکردند و با این شهیدان یکجا شهید میشدند؟ و اگر فرار میکردند کجا میرفتند؟ هزاران نفر در آن نظام کار میکرد بدون اینکه از آن نظام راضی بوده باشد. راهی دیگری نبود. مجاهدین افغانستان پس گردن را میبوییدند و اگر شامپو بوی میداد در همان دم آن شخص را میکشتند! این بود طرف دیگر! هزاران نفر با دل ناخواسته در سیستم ها گیر مانده بودند که راه فرار نبود حتی بعضی از آنها سابقه دارترین افراد درحزب بودند! جایگاه افراد در سیستم ها خود بیانگر آنست که چه نقشی در سیستم داشته اند. بسا افرادی که بنیان گذاران حزب بودند ولی پس از آنکه حزب به قدرت رسید به حاشیه رانده شدند و چرا؟ شیون جان عزیز که بسیار شیون های سرچپه سرداده اید کوشش کنید یکبار از نو تولد شوید و عمیق فکر کنید، نه اینکه ذهنیت کودکانهء غیر عینی را تکرار و چرا چرای ایدیالیست مابانهء شعارزده ها را نشخوار! من به عنوان دفاع از پدیده ها و نه افراد و ذهنیت عینی ایکه از نظام های افغانستان دارم این ها را به شما نوشتم تا اگر شود منبعد از قضاوت های مبتنی بر ذهنیت کودکانه احتراز ورزید و از سردادن شیون های سر چپه ا جتناب!

پویا سرمدی

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

درود به شیون عزیز ، شیونی که به حق صدای ملت هردم شهیدی است که در روزهای حادثه بیدار میگردد، شیون عزیز بسیار زیبا جناب اکادمسین را زیر سؤال برده است و من به حیث کسی که 12 سال در پلچرخی بوده ام ، شاهد هزاران هزار اعدامی هستم که بوسیلۀ حزب دموکراتیک خلق ( باند )انجام یافته است ، اکادمیسن دستگیر پنجشیری یکی از موسسین و ایدولوگ های کمیته مرکزی این حزب بدنام و آدم کش است که حالا با معصوم نمایی ها می خواهد گردن خمیده خودرا از ریسمان خلق الله نجات بدهد . باید گفت که اعضای کمیته مرکزی حزب دیمو ، با هر معصوم نمایی که خودرا در پیشگاه عدالت مسخره کنند ، مردم هرگز این آدم کشان را نمی بخشد . شیون در واقع صدای هزاران زندانی و هزاران شهید را به حیث پرسش مطرح کرده است ، باید به صدا و سوال شیون لبیک گفت و این صدا ها را باهم گره زد و بسوی محکمه اکادمسین ها پیش رفت تا پنجشیری و همه جنایت کاران خلق و پرچم بدانند که یک نان چند فتیر است .درود شیون عزیز

بابک

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

شیون گرامی سلامهای گرم به ایمان بزرگ شما که اجساد گندیده موش های صحرایی را از سوراخ ها کشده زیر لابراتوار انتقاد قرار میدهید. ایکاش همه ما مثل شیون می بودیم که بجای خودخوری و خرده کاری به کارهای اساسی می پرداختیم . میدانیم که دشمنان واقعی مردم جنایت کاران حرفوی خلقی و پرچمی هستند که همیشه از خون مردم تغذیه کرده اند و فعلاً با منتهای بی غیرتی و بی ننگی که خصلت ذاتی آنها میباشد ، در غرب لمیده اند و تقاضا دارند که مردم آنها را ببخشند ، به هیچ صورت کسی حق ندارد که این فرومایگان تاریخ را از محکمه عدل مردمی معاف سازد . پنجشیری و کشتمند و لایق و سایر نالایق های شان مستلزم این هستند که با ایشان به زبان عدالت انتقالی صحبت گردد. افسوس که روشنفکران چیز فهم ما که باید در زمینه افشای چنایات خلقی و پرچمی کار قلمی نمایند ، دست زیر الاشه نشسته اند و در بهترین حالت به حیث ناظر حاشیه نشین عمل میکنند . در حالیکه وظیفه همه ما آنست که مثل شیون ، شجاع و نترس باشیم و حقایق را بیهراس به بیان بیاوریم. من حاضر هستم که با شیون یکچا از داعیه عدالت خواهی و دادخواهی بدفاع برخیزم آرزو دارم که همه به گرد شیون جمع شویم تا کتله شویم و جنایتکاران را به محکمه هاگ بسپاریم .

ناشناس

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

اتفاقا مردم شمالی بسیار وطن پرست و دلیر هستند ولی از فقدان یک رهبر ویا کسی که از تهه دل قهرمان مردم شمالی باشد رنج میبرند . بسیار کوشش کردند که از یچه سقو ( خادم دین اسلام ) درست کنند . ولی ممکن نشد . حبیب الله از پیداوار نادر خان نوکر انگلیس بود و از جایی که در افغانستان هر دزدی اول از دین برای خوب بودن ویا مردمی بودن خود استفاده میکند و یا برای خاک بر چشم مردم زدن از دین استفاتده میکند , بچه سقو همچنان از فیشن وقت استفاده نمود . ولی به مصداق ( گندم از گندم بروید جو زجو ) ایشان نه تنها مکاتب را بستند بله کشور را به عصر حجر برده تاریک نمودند . در ساختن قهرمانان مردمی دانش و تحصیل رول بارزی دارد که اتفاقاء دولت های پادشاهی افغانستان همیشه مردم را در جهل و فقر نگه میداشتند تا به اسانی حکومت کنند , در شمالی بعدا از حبیب الله کلکانی دزد معرف که حتی زمام امور مردم نیز از دسترس دزدی او دور نمانده بود اشخاص دیگری نیز به مقام قهرمانی و سرداری این قوم شجاع رسیده اند , از جمله مجید کلکانی را باید نام گرفت , ایشان در ابتدا به خاطر دعوای چند قطعه زمین که پدرش با نادرخان داشت یتیم میشوند و بعد از مشکلات زیاد در صنوف اخر مکتب بودند که به ( جرم قتلی که میگویند ایشان نکرده بودند ) به زندان برای مدت طولانی انداخته میشوند و از جایی که همه شما خبر دارید حتی امروز که تمام زندان های دنیا تقریباء مهد نو ساختن شخصیت مجرمان گشته است , زندان های افغانستان تغیری ننموده از ادم درست در زندان یک مجرم میسازند و به جامعه تقدیم مینمایند . در ین حال جناب مجید خان بعد از رهایی از زندان راهی دهات ابایی خود میگردد و از ترس تعقیب ماموران دولت به جنگل میروند . در سالهای هزارو سیصدو چهل جوانان شمالی به جای دست در دانش و قلم , زیاد تر به فعالیت های ( داره یی ) اعتقاد داشتند . مجید خان چند نفر دوستان پیدا میکنند و شروع به فعالیت مینامید , بعد از قتل و اختطاف چند بدبخت نام پیدا میکنند و از جایی که جریان ( شعله جاوید ) معتقد بود که انقلاب را از طرف دهات به شهر باید اورد مانند سلف خود ( ماو تسه تنگ ) , اعضای شعله جاوید به مجید خان که بعد از ان همه اتش دیدن پخته شده بودند , تماس میگیرند و ایشان را دعوت به همکاری مینمایند . خلاصه تحلیل زیر بنایی زنده گی مجید خان نشان میدهد که ایشان هیچ رابطه اساسی و یا دانش سیاسی با کدام حزب معتبر مردم افغانستان نداشتند و صرف محض انتقام گرفتن از خانواده نادری دست به جنگلات رفتن زده بودند و این یک مسله شخصی ایشان بود نه به خاطر مردم شجاع شمالی . در طول جریانات سیاسی که در افغانستان خاصتاء در کابل در دهه چهل اتفاق افتاده بود نامی از مجید خان برده نشده است . ایشان تصمیم داشتند که فاکولته شرعیات را بخوانند که موفق نشدند و اگر موفق میشدند حتماء مانند حکمت یار سر از استین آی اس آی پاکستان بیرون میکردند , ورنه حد اقل به مخالفت احمد شا مسعود که حتماء ایستاده میشدند , بهر حال از نظر من حاجی صاحب صیف الدین که سالها خدمت به موسیقی فولکلوریک مردم شمالی و مردم افغانستنان نموده اند و بودند , احترام بیشتری در اواخر حکومت های مردمی افغانستان در بین مردم کسب نموده بودند , تا مجید خان . صنوبر .

http://www.youtube.com/watch?v=mBc8HpDZODY

سایه

دستگیر پنجشیری، کودک هشت و نیم ساله

آقای شیون
کلمه پیر پنجشیر نوعی اهانت به مردم یک محل است. آقای شیون باید بداند که نزدیک ترین یاران مجید از دره پنجشیر بوده اند که تا پای دار و مرگ در همان راه رفته اند. یکی از کسانی که نبوغ مسلم داشت و حتا همین دستگیر پنجشیری در اعدامش نقش داشت حفیط آهنگرپور است از یاران و دوستان مجید بزرگ که امیدوارم ازآن شهیدِ قهرمان هم روزی یادی شود. همو بود که با یک عیار قندهاری که هردو محکوم به اعدام بودند رئیس زندان پلچرخی را با کارد به دیار عدم فرستادند.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 18 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس