قرار اطلاع، عده ای از مردم احساساتی و متعصب که با تحریکات نه چندان ناپیدای برخی از متعصبین جزم اندیش بر انگیخته شده بودند، با یورش بر لیسه ی معرفت و شکستن شیشه های آن، با این ادعا که گویا در راه اندازی اعتراض های علیه قانون طالبانی و مرد سالارانه احوال شخصیه ... و به خصوص تظاهرات زنان در برابر مدرسه آقای محسنی، اولیای آن مکتب نیز دخیل هستند، ماجرا آفرینی کردند.
حمله بر لیسه ی معرفت در زمانی صورت گرفت که جمعی از زنان آگاه برای اعلام نارضایتی خویش از قانونی که یک سره بر ضد آنان نوشته شده است و اساسی ترین حقوق آنان را زیر پا گذاشته است، به شیوه ی قانونی و مدنی، به سوی مدرسه آقای محسنی راهپیمایی کردند. این زنان فقط می خواستند قطعنامه ای را که خواسته ها و اعتراض های شان را بیان می کرد، به خوانش بگیرند، که متاسفانه با تجمع تعداد کثیری از مردان و شماری از زنان قبلا آماده و الفاظ و دشنام های عاری از اخلاق آنان و پرتاب سنگ و کلوخ شان مواجه گردیدند. شب قبل از این تلویزیون تمدن با پخش مکرر یک ابلاغیه، از مردم خواسته بود که مانع پیوستن اطفال شان به تظاهرات فردا که گویا از جانب عده ای مغرض، علیه باورها و معتقدات مردم سازمان یافته است، گردند. تلویزیون تمدن با پخش این اعلامیه نه فقط بیش از پیش به محکوم کردن تظاهرکنندگان پرداخته بود، بلکه با هوشیاری تمام و به صورت غیرمستقیم از هواداران خویش دعوت کرده بود که علیه تظاهرات اقدام نمایند. با چنین مقدمه چینی ها طراحان و نویسندگان قانون طالبی احوال شخصیه می خواهند ذهنیت عوام بی سواد و ناآگاه را منحرف ساخته و از احساسات مومنانه ی آنان سو استفاده نمایند. آنان می کوشند با توسل به شیوه های اغفال گرانه ای که عوام فریبان تمامی تاریخ با توسل به آن به جنگ عدالت خواهان پرداخته اند و سیمای اصلی شان را بپوشانند، صورت اصلی مساله را پاک نمایند و چنین وانمود کنند که مخالفت با هر آن چه می گویند، مخالفت با اسلام است. بر این اساس روشن است که وظیفه ی مومنین و مسلمین چگونه مشخص می گردد. جالب از همه این بود که یکی از مدافعان این قانون که از قضا روحانی نیز بود و در مقابل مظاهره چیان سینه سپر کرده بود، می گفت که اعتراض ها باید منطقی و از طریق گفتگو صورت بگیرد، اما ایشان نخواسته بود ببیند که چه کسانی بر روی زنان معترض آب دهن پرتاب کرده و دشنام نثار آنان کند. آیا شکستن شیشه های مکتب و حمله بر آن هم نمونه ای از منطق مورد ادعای ایشان هست؟ آیا این برخوردها نمونه ای از جدال احسن در برابر مخالفین است که اگر چنین باشد وا اسفا! پوست کنده باید گفت که چنین برخوردهایی کاملا طالبانی است، همان گونه که قانون احوال شخصیه قانونی است طالبانی و چنانچه گفته می شود طالبان نیز از این قانون حمایت کرده اند، همان طالبانی که شیعیان را کافر و مهدور الدم می دانند. بر مدافعان قانون موصوف که از قدرت و امکان زیاد برخورداراند، لازم است که از کشاندن این دعوا در سطح عوام بی تقصیر بپرهیزند و حقانیت ادعای خویش را از طریق علمی و حقوقی و اسلامی و با رفتاری که شایسته مسلمانی است اثبات کنند، نه این که با فریادهای کفر آمد کفر آمد مردم را به اقدام هایی برانگیزانند که برای هیچ کسی حایز سودی نیست. آقایان به این حقیقت باید توجه داشته باشند که حربه ی تکفیر شان در مقابله با حقیقت و عدالت، حتا اگر کار ساز هم باشد در نهایت به دست طالبانی می رسد که تکفیر تنها حربه ی شان هست و از رییس جمهور تا عادی ترین فرد کشور و هر کسی را که با آنان نیست تکفیر می نمایند. لیسه ی معرفت یکی از کانون هایی است که جز به حمایت مردم تکیه ندارد، اگر کسانی حتا بتوانند این مرکز آموزشی را بسته کنند، فقط جمعی از اطفال و نوجوانان ما را از دانش محروم کرده اند. عقده های ناشی این کردار زشت و جاهلانه، روان نوباوگان دانش آموز را به صورت لا علاجی مجروح خواهد ساخت؛ مجروحیتی که هیچ مرحمی آن را درمان نتواند.
گفته ی حافظ را بیاد داشته باشید که :
چو پرده دار به شمشیر می زند همه را
کسی مقیم مقام حرم نخواهد ماند
شما که مدعی پرده داری هستید با شمشیر تکفیر این پرده را پاره نکنید.
منبع: روزنامه هشت صبح
تظاهرات گسترده فعالان حقوق زنان!
در تظاهرات چند رنگی امروز صدها نفر شرکت ورزیده بودند، از یک طرف فعالین حقوق زنان قانون دموکراتیک میخواهند از طرف دیگر قشر زنان مذهبی دیکته شده توسط شیخ آصف محسنی به مخالفت علیه فعالین حقوق زنان شعار دادند و از قانون شیخ محسنی دفاع نمودند واز سوی دیگری گروه مردان خشمگین با دشنام های رکیک و شعارهای زن ستیزانه شان زنان را دشمنان دین خطاب نمودند و تلاش داشتند تا با خشم و قهر بالای زنان حمله ورشوند که پولس مانع آنها شد. مردان شعار میدادند مرگ به حقوق بشر و مرگ به سیما ثمر
چهار شنبه 15 آوريل 2009
بیانیه گروه های جنبش زنان در ایران در حمایت از زنان افغانستان
يكشنبه 12 آوريل 2009
تبعیض تقنینی آشکار
ما زنان افغان، اعم از شیعه و سنی و سایر مذاهب، خواستار بازنگری و اصلاحات جدی در تمامی قوانین رسمی کشور، به نفع زنان و اطفال هستیم
چهار شنبه 15 آوريل 2009
نظرات
12 دیدگاهحمله بر مکتب، رسم طالبان است
دوست محترم جناب آقای حسینی تبار دامت برکاته!
تحمل، تفاهم وتساند ازمؤلفه های اساسی تساهل ونگاه مدنی به زندگی اجتماعی است. یگانه راه رسیدن به تفاهم نیزدرتحمل اندیشه مخالف است. من نیز ضمن احترام ژرف به اندیشه وباور های شما، همانگونه که دریادداشتهای پیشین تذکردادم، حالا نیز با اطمنان میگویم که ما نه تنها نگاه مخالف نسبت به هم نداریم که همسو وهم رنگ مینگریم. فقط چیزی که فهماست حالتهای ما خواهد بود. پیروز وکامگارباشید!
حمله بر مکتب، رسم طالبان است
سلام به روح خدایی مزاری (ع)رهبر بزرگوارملتی که بیداری ما مرهون قدوم مبارک اوست.ولی در باره این ابلیس خرفت آیت الله محسنی (دام ذله) باید بگویم که بدبختانه مردم مااز مذهبی بودن زیاد شان چوب بیدیدنان مانند این شیاد فاشیست را میخورند.هنوز خون های که توسط فتوای این جرثومه نفاق توسط ابلیس پیر دیگر(ربانی بیدین)ریخته شده است نخشکیده ولی بدبختانه یک عده نادان مذهبی بار دیگر از پشت این دجال حلوا حلوا میکند.بدون اینکه بدانند که راه و طریقت مذهب و اسلام عزیز چه حکمی درین باره دارد.همین تند روی های این مدهبی های جاهل نیز باعث گردیده که تعدادی زیادی از بچه های روشن این مردم چه تاجیک یا هزاره یا اوغوویا دیگر اقوام از دین رو بگردانند.درواقع دین های مختلف چیزی خوبی هستند اکثرا مارا به خدا میرسانند ولی دین در دنیای کنونی به یک دوکان و به یک وسیله تبدیل شده است.ازکنیسه و کلیسا و مسجدودیر تعدادی سود جوی فاسد مانند شیخ آصف ملعون.خمینی وملا عمر برای کاسبی خود ازدین استفاده کرده و آخرت که یادش بخیر ولی دارند دنیای نداشته مارا از ما میگیرند.نمیدانم خداوند تا کی مارا بحال خود ماوا میدارد چرا دست این ظالمان را از سر مردم بلا دیده کوتاه نمیکند ولی جواب اینست که خدا وند میفرماید:تغیر نمیابد سرنوشت قومی مگر به همت خود شان.پس بیایید برادران وخواهران بخاطر رضای خدا و بخاطر نجات از بربادی دوباره خود و مردم خود.سره را از ناسره تمیز دهیم .بیاییددین را آن طور که است درک کنیم نه آنطور که دجال های مفسد مانند شیخ آصف خبیث یا خمسنی و ملا عمر میگوید.
لدا اگرما میخواهیم که در دنیا سربلندی این قوم را حفظ نماییم باید رهرو رهبر وقاید بزرگ مان شیهد مزاری باشیم .باید بدانید که خدا دیگه این مرد را در تاریخ تان تکرار نخواهند کرد بیایید اگر مرداگه درک داریداگر خواهان حقوق تان هستید راه این مرد را با تمام بینایی درک کنیم ورهرو راه این یگانه خویش باشیم.حیف که سواد ندارم وگرنه باید آنقدر مینوشتم تا خلسه زدگان مخمور قومم را بیدار میگردم تا بیش ازین با تیشه دین ریشه های خویش را قطع ننمایند.نباید بگذاریم تایک مشت آدم های سود جووزالوبنام دین دنیای مارا از ما بگیرند.نباید بمانیم که یک مشت آدم های جاهل بنام آخند.دین و دنیای مارا این گونه که میبینیم برباد دهند.اگر ما درک سالم از دین مقدس خود داشته باشیم هیچ گاه سگ نمیشویم که پاچه معرفت را با دندان جهالت بگزیم.اگر ما درک از مذهب عزیز جعفری خود داشته باشیم هیچ گاه خودرا قربانی لنگ حمام سید فاضل زاده شیادونابکار نمیکنیم برادارن و خواهران عزیز من.وهزاران این گونه مثل دیگر هست که نمیشود این جا ذکر نمود.اگر ما با درک صحیح به همه چیز برخورد سالم و دور از عقده داشته باشیم نه شیخ آصف فاشیست نه هزارن مثل او نمیتوانند که با سرنوشت ما بازی کنند.خدا مارا توفیق دهد که رهرو راه کسی باشیم که برای بودن ما جان به فنا داد.یادمزاری بزرگ( رهبر و سالاروهمت وغیرت شرافت ) مان بخیر