رفتن به محتوای اصلی
حبیب الرحمن الفت نفاق افگن شیاد زیرنقاب دین

حبیب الرحمن الفت نفاق افگن شیاد زیرنقاب دین

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بحث تجزیهء افغانستان درماه های اخیرزمانی دررسانه ها گرم شد که یکی ازمقامات بلندپایه اما متقاعد امریکائی که قبلا عهده دارسفارت امریکا در هتدوستان بود به روزنامهء واشنگتن پوست طرحی را ارائه کرده بود که اگرطالبان دراثرجنگهای فرسایشی کنونی قوی ترشوند وپشتیبانی مردم ازآنها درمناطق جنوب افغانستان بیشترشود به صلاح امریکا است که مناطق جنوب را به طالبان واگذار نموده وقوا را درشمال افغانستان متمرکزسازد.

موضوع ازین هم چرپ ترشد که بعضی ازسران جنبش مقاومت ضد طالبان درآلمان بصورت غیررسمی ملاقاتهای را بابعضی ازسناتورات جمهوریخواه امریکا انجام دادند.ازآن زمان تا به امروز این موضوع سوژه ای بسیار خوبی برای بعضی ازنویسنده گان ودایرکتران بعضی ازپروگرامهای تلویزیونی قرارگرفت وهرکی مطابق دید خود پیرامون این موضوع ابرازنظرنمود درمیان مقالات نشرشده مقالات تحلیلی ، آقایان هریک عصردولت شاهی ومحترم صاحبنظرمرادی وهمچنان بیانیه جناب محمد اکرام اندیشمند درمراسیم یادبود شهید احمدشاه مسعود درلندن را میتوان مقالاتی دانست که دردها وآلام چندین قرنهء مردم مصیبت دیده کشوربخون غنوده ما درآنها انعکاس خوب یافته بود

ولی درین میان نویسنده گان وگوینده گان واجب الاحترام غیرمسؤول هم بودند وهستند که فقط چرند گفتند خزعلیات پخش کردند وبوی گند نفاق وشقاق را دربین مردم پف کردند. این گروه ضاله با منطق قرون وسطائی میخواهند تحت نام خیانت ملی ویاهم ترس ازتجزیه طلبی بارگناهان کبیره وصغیرهء شاهان ستمگروفاشیست این سرزمین را بدوش مظلومین وقربانیان بیندازند. وهرصدای که بخاطر احیای حق شهروندی بالاشود آنرا برچسپ تجزیه طلبی وخیانت بزنند این گروه ،خیلی ماهرانه وعوام فریبانه درصدد اغوای افکارعامه میباشند. این قصه به حال آن شبانی میماند که هرروز زمانیکه رمهء خویش را به چراگاه می برد ناگاه فریاد سرمیداد که ای مردم هله که گرگ آمد!!!!! مردم ازخانه های شان بیرون میشدند تا شبان را درمقابل گرگ یاری رسانند اما می دیدند که گرگ درک ندارد. ازقضا روزی که واقعا گرگ آمد وشبان فریاد سرداد ولی دریغا که هیچکس به دادش نرسید وگرگ چند گوسفندی که بود آنرا نوش جان کرد> دقیقا فضیه تجزیه ویاعدم تجزیه افغانستان به همین قصه شباهت تام دارد. تمامیت خواهان قبیله ای بدون مدرک وسند کسانی را متهم به تجزیه طلبی میکنند که آنها خود طرفداران حفظ وحدت وبرادری توأم با برابری با دیگر اقوام هستند. هیچ قومی دشمن قوم دیگرنیست. باهمهء جنایات که طالبان درحق اقوام غیر پشتون افغانستان درشمال ومرکز خصوصا هزاره ها مرتکب شدند بازهم همین مردم همهء پشتونهارا بخاطر جنایات طالبان مسؤول نمی دانند. بازهم همین اقوام غیرپشتون اند کارت قوم بازی را ازدست پاکستان وطالبان گرفتند وبه سلطه یک فرد دغل باز تن در دادند تا مگر این شخص بتواند با تمام نقاظ منفی اش درفروکش نمودن آتش حرص وقدرت طلبی تمامیت خواهان موثر واقع گردد. آنها بدون شک منافع کلی وطن را برمنافع قومی ترجیح داده اند. اما تعدادی دارند دروغ میگویند ودو روئی پیشه کرده اند. آنچه که بد وبیراه است به اشخاص وقهرمانان جهاد ازدیگر مناطق افغانستان حواله میکنند. وآنچه خوبی ونیوئی است از آن خویش وهمتباران خویش میپندارند ونامش را میگذارند حفظ وحدت ملی !!!!! نزد این گروها با وجود اینکه چه مستقیم ویاغیر مستقیم شامل حاکیت ونظام میباشند حمله برمواضع طالبان حمله برکل پشتونها بحساب می آید قاچاقبربه زندان گوانتاموبیفند آن موضوع مصیبت عام پشتون تلقی میشود. سایت تول افغان حتی تیترهای خبری خویش را طوری عیارمیسازد که بعوض بکاربردن کلمهء طالب کلمهء پشتون را استفاده میکند تا خیلی خوب بتواند احساسات را تحریک کنند ازسایت بینوا میگذرم که وقت کافی ندارم.

ازطرف دیگر اطلاق کلمهء افغان اصیل به کسی میشود که او یا پشتون باشد ویاهم متعهد به ارزشهای قبیله ای قرون وسطائی باشد ولو اینکه وابسته به هرگروه نژادی ویاسیاسی باشد درصورت متعهد بودنش به ارزشهای قبیله ای او افغان است. چنانچه داکترنجیب الله پرچمی ازببرک کارمل پرچمی درهمین نقطه متمایز میگردند. ازخلقی ها که بگذار! آنعا با تمام جنایات ضد بشری شان هنوزهم بحیث علمبداران استقلال و وحدت افغانستان حتی با بزرگترین مجاهدین حزب گلبدین هم دراروپا وهم درا داخل افغانستان ائتلاف کرده اند. تنها پرچمی های تاجک وهزاره جمع اعضای غیرپشتون جمعیت اسلامی برهان الدین ربانی ازنظر این گروه، خائینین ملی وتجزیه طلب معرفی شده اند.

ازنظربنده دشمنی با هرقوم ونزاد بشری چه در داخل مرزهای جغرافیوی کنونی وچه هم درخارج از آن کارغیرانسانی وضد تمام معیارهای شرعی وعقلی درزمان حال وآینده بحساب می آید. زیرا ازیکطرف دین ما بحیث کامل ترین ادیان تفاوتها وبرتری جویهای نژادی را حرام قرار داده وازطرف دیگر ارزشهای تمدن بشری با افکار واندیشه های راسیستی سازگاری ندارند. هرکی راسیست است مردود است ولو اینکه وابسته به هرقوم ونژادیکه باشد. اما عدالت خواهی وبه نقد کشیدن اعمال حکام وسلاطین پیشین وپسین اینکشورمعنای دشمنی با یک قوم خاص را نمیدهد

آنانیکه به مرض نفرت وبیزاری ازیک قوم خاص ویا یک طایفه معینی ازبشریت مبتلا اند ضرورت به معالجهء روحی وروانی دارند چه اینکه ازخود نفرت داشته باشند وچه هم ازبیگانه درهردوصورت این شخص بیماراست. اما بحث من درین مقاله روان کاوی اشخاص نیست بلکه مکث روی نظرات سطحی یک عده نویسنده گان واجب الاحترام غیرمسؤولیست که حالا ازفرط پرخوری خمیازه کشیده وبه هذیان گفتن شروع کرده اند. این گروه بی سروبی پا حالا به فکرافغان وافغانستان افتاده اند درجملهء این واجب الاحترام ها یکی هم آقای حبیب الرحمن الفت میباشند.

ایشان طی مقاله ای خواسته اند آتش نفاق را میان پشتونها وهزاره ها شعله ورسازند. این شخص بی مسؤولیت که همانا یکی ازوابستگان خاندان بدنام گل پاچا الفت پدرفاشیزم پشتونی درافغانستان است ازمکهء مکرمه بخاطرمنازعهء کوچی ها وهزاره ها برسرعلفچرها همهء پشتونها را هوشدارداده است که اگربیدارنشوند همهء افغانستان را آخوندهای ایرانی تسخیرنموده وهمه را مانند دورهء صفویه شیعه میسازند. سخنیکه بارها آنرا کاندید اکادمیسن علامه پروفیسورمحمداعظم سیستانی هیجانی( که صدها لیترشراب را درزمان معاونیت شورای انقلابی خویش نوش جان کرده است) بارها نشخوارکرده است واکنون الفت صیب آنرا نه ازموضع یک خلقی پرچمی بلکه ازموضع یک پیر ومرشد طریقه تکرارمیکند

تا جائیکه اطلاعات این بنده عاجز نشان میدهد آقای حبیب الرحمن الفت به امضای برهان الدین ربانی غرض تحصیل به مدارس عربستان سعودی آنهم درپس پیری به سویهء شاگران مکاتب ابتدائی و لیسه های دینی عربستان معرفی گردیده وآنجا درس وتحصیل کرده است حالا برهان الدین ربانی رامتهم به قوم گرائی کرده که گویاتنظیم جمعیت اسلامی همه خویشاوندان واقارب برهان الدین ربانی بودند درحالیکه تعداد کثیری ازاعضای فامیل بدنام الفت درسفارتها ودفاترسابق تنظیم جمعیت درکشورهای عربی مصروف جمع آوری پول بودند.

این آقا چنان معلوم میشود که حتی نسبت به علامه اعظم سیستانی هم بی وجدان تراست زیرا سیستانی حداقل این اعتراف را میکند که وی از روی ناعلاجی معاون شورای انقلابی وعضو اکادمی علوم مسکو بوده است وحالا نادم است اما این آقا بدون اینکه خم به ابرو آّورد ازموقف وموضع اشخاص بیطرف سخن زده است که تو گوئی مورچه هم زیرپایش آزارنیافته است. غافل ازآنکه مردم به این چهره های کریه ازقبل آشنائی دارند همان چهره های استفاده جوئی که اگر نه برادر دریک خانه بودند هفت برادر درتنظیم های مجاهدین تقسیم بودند ودوی دیگر آن دراحزاب خلق وپرچم درکابل مصروف استفاده جوئی وموترسواری بوده وتوپ حوادث را بین هم مانند توپ والیبال پاس میدادند وخودرا ازگزند حوادث به کمک هم مصوون میساختند وبه حال دیگران نیشخند می زدند. همان ضرب المثل عربی قدیم که نان با معاویه لذت دارد ونماز عقب علی. مصداق حال شان بود.

حالا این اشخاص با آن سوابق شده اند دایه های مهربان ترازمادربحال مردم ستیمدیده اینکشور. درحالیکه اگرنیک بنگریم مردم افغانستان هیچگاه باهم دشمنی ندارند هیچ قومی بضد قوم دیگرنعره وشعار جنگ را بالانکرده است تنها رژیمهای مستبد وکاسه لیسان اجیر وفرومایه آن درشرایط حاضرازطریق سایتها مردم را ازگفتن حق واظهار حقیقت می ترسانند تا مبادا مردم به جزئیات خیانت ها و وطنفروشی های ابا واجدادشان پی برند.

دربین رهبران تنظیم های جهادی تنها گلبدین حکمتیاربود که در دوران راکت پراگنی هایش بالای شهریان کابل، ازطریق تلویزیون خویش درچهارآسیاب درخطبهء نمازجمعه علنا جنگ خویش را با ادارهء برهان الدین ربانی جنگ قومی عنوان کرد. او درآن خطبه چنین میگوید:

"شما کشورافریقای جنوبی را ببینید که سالها اقلیت سفید پوست بالای اکثریت سیاه پوست که ساکنان بومی و وارثان اصلی آنکشور بودند به زور استعمار قرنها سلطه راندند. آیا میخواهید که چنین وضعیت بالای شما تحمیل شود؟ حکومت اقلیت قومی سالها اکثریت محروم وبومی سرزمین افریقای جنوبی را به غلامی وبرده گی کشید. مگر چه تفاوتی اداره منحوس ربانی با نظام اپارتاید افریقا دارد؟ شما وقتیکه ازکوتل چمتله به آن طرف نگاه میکنید می بینید که کی ها حاکم شده اند موترهای لکس درخدمت چه کسانی است چه کسانی میخواهند اراده های شوم قومی خویش رابراکثریت بومی این سرزمین تحمیل کند؟ آیا شما حاضرید که چنین وضعیت راتحمل کنید من که حاضرنیستم قسم بخاوند است پیشترازپنجاه سال عمرخویش را درراه مبارزه وبرقراری یک نظام منتخب اسلامی گذشتانده ام پنجاه سال دیگررا هم میگذرانم والله قسم است که به این حکومت مزدور وبیگانه بیعت نمی کنم"

جالب اینجاست که این رهبرانقلابی این بیانات آتشین را به زبان پشتو ایراد میکرد. درمناطق پکتیا ازین هم شدید تر واضح ترمردم را تحریک کرد که غیرت پشتونوالی شما چه شد؟ مگرنمی فهمید که پنجشیریها وبدخشی هایکه سالها نفرخدمت هایتان بودند حالا ادعای حکومت داری دارند"

درست درهمین موقع بود که مولوی نصرالله منصور ومولوی ارسلان رحمانی دوتن ازملاهای پشتون ومتحد احمدشاه مسعود خودرا به منطقه رساندند وتمام تبلیغات گلبدین خان را ضرب صفر کردند همان بود که یکی از روزها هنگام عبور ازمنطقهء چهارآسیاب مولوی نصرالله منصور موترش توقف داده شد ومولوی با افراد مسلح اش اسیر در دست گلبدین خان افتاد. اما بمجردیکه خبر به دارالانشای حزب حرکت انقلاب برهبری مولوی محمدی وارسلان رحمانی رسید آنها بی درنگ موترهای خویش را سوار شده عاجل خودرا به گلبدین خان رسانده و از او خواستند تا عواقب اعمال خویش را دقیقا بسنجد. گلبدین خان که دید کار ازکار گذشته است بعداز یک سلسله لیت ولعل مولوی را رها کرد. اما درموتر مولوی یک بمب جا سازی شد که بعداز مدتی همان موتر درپکتیا انفجار ومولوی راهی دنیای باقی گردید. باکشته شدن مولوی نصرالله منصور مسعود بزرگترین متحد استرازیک خویش را درمناطق جنوب از دست داد. دیگر ملاها نظیر رحمانی وغیره به اندازه ای وی با مسعود محشور نبودند.

حالا ازآقای حبیب الرحمن الفت ا اگرپرسیده شود که خودت ازکدام موضع خواسته ای به بررسی حوادث تاریخی بپردازی چرا بدون سند ومدرک فیصلهء قاطع صادر نموده وهمه را یکسان جزا داده ای؟ آن مجاهدیکه درطول چهارده سال جهاد یک روز هم ازمرزهای این کشورخارج نشد اورا با یک عنصر قوم گرای بی ایمان چون گلبدین نه تنها که دریک پله ای ترازو قرار داده ای که بارهمهء گناهان را ازشانه این منحوس خالی نموده وبالای دیگران انداخته وبه مسعود بزرگ بدون کوچترین آزرم ازخد وشرمی ازمخلق خدا بی احترامی روا داشته ای؟

دربین این چهرها ها هیچ اختلافات ایدیالوژیکی وجود ندارد اگراخوانی است یا پرچمی یا خلقی یا بیطرف یا سیکولار بی دین ، باادین، راوائی ، مائوویست همه دربرابراقوام دیگر یکسان می اندیشند واین ها قبل ازاینکه جبیب الرحمن الفت این هارا بیدارکند این ها بیدار شده اند

آقای الفت درمقالهء خویش درسایت بدنام وبیغوله قبیله ای خویش بدون سنجش وارائه اسناد لازم ظالم ومظلوم را یک قسم قمچین زده است. تحلیل او که گویا امریکا افغانستان را برای ایران فتح کرده است الهام گرفته ازهمان شطحیات کهنه وغیرمنطقی گلبدین خان است که سال قبل آنرا ازمخفی گاه آی اس آی خویش بدون ارائه دلایل مقنع بیرون داد. حالا آقای حبیب الرحمن الفت کلوخ استنجای گلدین خان را مضمضه میکند وآنرا بدیگران بحیث یک فکرمیخواهد بقبولاند. اگرگلبدین درین مورد چنین نظری بدهد میشود اورا حق بجانب دانست زیرا ایرانی ها اورا ازخود راندند تازمانیکه کمکهای ایران به گلبدین خان ادامه داشت او جمهوری اسلامی ایران رایکی ازنظام های نمونه ای درجهان اسلام میدانست نه موضوع شیعه درمیان بود ونه هم ازسنی. بهمین ترتیب سازمان حماس که بحیث یک سازمان افراطی سنی در دنیای اسلام حالا که ازخیرات وصدقات جمعوری اسلامی مستفید میگردد صدای شیعه وسنی را تا کنون بلند نمیکند اما هرگاه که کمک های افتصادی قطع شد نعرهء اقای الفت را سرمیدهد. بهرترتیب درطول دوران جهاد احزاب سنی وسنتی مناطق جنوب افغانستان که درپاکستان نتوانستند ازنعمات مادی کشورمیزبان مستفید شوند بدامن نظام آخوندی ایران افتیندند که نمونه بارز آن حزب حرکت انقلاب اسلامی برهبری مولوی نصرالله منصور بود که پسرش یکی از ارکان عمده درادارهء طالبان بود. آن مولوی مرحومی تازمانیکه حیات داشت لب به اعتراض علیه مقامات ایرانی با وجود تقیدش به مذهب حنفی نگشود. نتیجه اینکه آخوندها ونیمچه ملاهای نظیر جناب حبیب الرحمن الفت که پای منافع اقتصادی شان بمیان آید آنگاه مطابق منافع مادی موضوع شیعه وسنی را مطرح میسازند. تا مردمان عادی را یا بجان هم بیندازند ویاهم آشتی بدهند. نمونهء این اعمال وحشیانه واستفاده ازجهالت واحساسات مذهبی کشورهمسایه ما پاکستان است که هرسال درشهرهای کراچی واسلام آباد وپشاور کویته به صدها پیرو یکی ازین دو فرقهء مذهبی به هلاکت میرسند. این تنها مربوط به علمای سنی نیست که شیعیان نیز چنین آخوندهای دارند که مطابق متغیرات زمان برای مریدان خویش تعین تکلیف میکنند.

سخن برسرتجزیه ویا غیرتجزیه کشوری بنام افغانستان کنونی است. قبل ازآنکه به این پرسش پاسخ دهیم باید ازخویش بپرسیم که آیا ما توانائی باهم زیستن را با خودمان بحیث یک جامعهء متعدد الطوایف والاعراق والالسنه والمذاهب والاحزاب والثقافات داریم ویانه؟ به نظراین بنده وحدت افغانستان درطول تاریخ وحدتی بوده است که ازطرف ابرقدرتها وسلاطین اجیرشان درکابل تعین میگردیده است نقش مردم درامر وحدت ویکپارچگی ویا جدائی درطول تاریخ نقش کاملا پسیف بوده است. این کله منارساختن های امیرعبدالرحمن خان چهره حیله گرتاریخ افغانستان بود که این مرزهای کنونی را بما به ارث گذاشت در دوران سلطهء جابرانهء آن مرحومی ویا بقول مخالفانش آن بداخلاق همجنس باز، ازهیچ پشتونی پرسیده نشده است که آیا خوش داری که ازمیان خانه وکاشانه ات خطی را بنام دیورند بکشیم وترا ازبرادرت جدا کنیم؟ ازهیچ تاجک وازبک وترکمن پرسیده نشد که آیا راضی هستی که هم نژادان ات را درآنطرف رود آمو به روسیهء تزار بدهم وخودت را ازفت وبرگشت محروم سازم؟ بدون شک اگرمردم عادی درین موارد قدرتی وصلاحیتی میداشتند شاید این مرزها به این شکل کنونی آن نمیبود.

اما حالا ..... دست تقدیر مارا چه خواسته ویا خواسته باهم یکجا ساخته است به نظر بنده درسطح مردم عادی تضادهای قومی وجود ندارد وهم دربین نخبگان فقط این نخبگان فاشیست وقوم گرا وشاگران ملعون گلپا چا الفت اند که ازین موضوعات سود می برند هیچ پشتونی با تاجک ویا ازبک وهزاره ای با پشتون عدوات ندارد. همه این واقعیت تلخ را قبول دارند که این امرا بوده اند که نقشهء جغرافیای کشورهارا به دستور انگلیس وروسیهء تزاری وقت تعین میکردند. اما حال چاره ای جز با بهم زیستن ندارند. اما این واقعیت رانباید نادیده گرفت که ا بعدازگذشت دو قرن تحولات عظیمی درسطح دنیا رونماگردیده ومردمان جهان به اهالی یک قریه شباهت پیدا کرده که باهم درغم وشادی شریک اند. منافع کشورها بهم گره خورده است اروپا بطرف وحدت میرود ودرعین زمان یک تعدادی هم بطرف تجزیه. این یک سیرتاریخی است که مطابق مقتضیات زمان شکل میگیرد هیچکس وهیچ اراده ای مانع آن شده نمیتواند. اما آنچه که به نظرات شخصی مربوط میشود هرکسی پیرامون این مسآله نظرخاص خودرا دارد باید به هرنظری احترام گذاشت. من شخصا هیچ دلیل منطقی که بتواند مرا قناعت دهد که تجزیه راه حل است تاکنون نیافته ام. اما تجزبه، حکومات فدرال وغیرفدرال وغیره همه بحیث یک الترناتیف همیشه مطمع نظر دانشمندان وجامعه شناسان بوده است هرراه حل ومنطقی که بتواند ثبات وامنیت را درمنطقه بیاورد بدون ابرازاحساسات خشن میتوان آنرا درترازوی عقل سنجش کرد وبعد نتیجه گیری نمود. جهان امروز جهان دیروزنیست این جهان جهان مادی است ودرنظرگرفتن منافع اقتصادی بصورت دسته جمعی طوریکه حتی یک ملا ویک آخوند هم این موضوع را درنظردارد. پس باید عقلانی فکرکنیم ویکی دیگری را بدون ارائه اسناد وبدون اینکه منافع واضرار یک طرح را بسنجیم آنرا برچسپ خیانت دادن کارانسانهای عاقل نیست.

وسخن آخراینکه آنچه که درین تصاویرمشاهده میکنید این چهرها را قبل لزآنکه حبیب الرحمن الفت بیدار بسازد این ها اززمان کودتای شهنوازتنی گلبدین تا به امروز بیدار اند محافل تدویرمیکنند وبخاطر تصفیه های قومی زیر نام جلوگیری از ازهم پاشیدن وحدت ملی نسل کشی های بعدی راخط ونقشه میکنند. چگونه میشود قبل ازآنکه مسببین اصلی تراژیدی های کشوررا که خلقی ها وگلبدینی های فاشیست هستند به نقد بکشیم بار همه گناهان را بالای دیگران بیندازیم. آن طوریکه مشاهد میشود نخبگان پشتون قبل ازاقام دیگر به عقاید سیاسی و موازین ایدیالوژیک خویش پشت پا زده اند . دربین اینها هیچ تفاوتی بین یک اخوانی یا پرچمی یاخلقی بروت کشال ویا بی بروت یا راوائی وجود ندارد. چهره ای معلوم الحالی مانند آقای سیستانی اگر دیروز پرچمی بود امروز میشود که راوائی شود وفردا اخوانی شود روزدیگر دستار بسر کند. فقط حفظ منافع قبیله ای نزدشان اهمیت دارد . ملالی جویا که یک غزل چی مانند گلزمان را بخاطر سرائیدن یک غزل به جنرال دوستم بی آب کرد اما دربرابر سیستانی وخلقی های بی بروت سکوت مرگبار اختیار کرده زیرا او ازقبیله ای او است ومنافعش با منافع وی گره خورده است . ورنه اگریک راوائی تاجک یا هزاره این کاررا بکند به هزارسنگ لعنت وخیانت مواجه خواهد شد. این آقایون ازهرقماشی که هستند یکسان می اندیشند ند وآن اینکه افغانستان مال پدری شان ست دیگران ازماورای سرحدات این کشور مهاجراشده اند که ازبرکت حکام افغان تذکره تابعیت حاصل نموده اند. نود وپنج فیصد منورین پشتون به این باوراند وازگفتن آن هیچ شرم وحیا هم ندارند. حالا آقای حبیب الرحمن نام که خود به زبان پشتو مسلط بفرماید بگوید که مقصر اصلی درتجزیه های احتمالی این کشورکی ها اند؟

گالری عکس

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

18 دیدگاه
مزاری

حبیب الرحمن الفت نفاق افگن شیاد زیرنقاب دین / بدوست عزیزم سلیمان !

دوست عزیزم سلیمان ! میدانید که قدرت قلم ، استدلال منطقی و شیوۀ روان نویسی شما ، مرا بیاد دوست دیگرم بابک می اندازد . پیامهای شما آموزنده است . پیروز و صحتمند باشید . مزاری

سلیمان
حبیب الرحمن الفت نفاق افگن شیاد زیرنقاب دین / بدوست عزیزم مزاری!

دوست ارجمند نظر لطف شما است. می بخشید که کمی دیر جواب می دهم. گهگاهی به اینجا سر می زنم، و خوش می شوم می بینم دوستان مسایلی را به بحث می گیرند، البته جدای ادبیات بعضی از دوستان، که با عصبانیت توام است، که در جوامع جنگ زده با نزاع های مبرم داخلی امری است طبیعی، روی همرفته دلیل آوردن و دلیل شنیدن به رساندن پیام طرف های مختلف کمک می کند. و تا آنجایی که دیده ام دوستانی مثل شما و بعضی از دوستان دیگر که نظر مخالفی با شما دارند، بهتر و آموزنده تر از من می نویسند. امید است که بحث ها از سوی همه دوستان روندی منطقی داشته باشد.

trader

حزب جدید و زلمی دامون .

مزار ی منظور تو از بابک پرجمی است ؟ یک حزب جور کرده به نام ( حزب جدید ) و وب سایت ان است ( رستاخیز ) , به این وب سایت به غیر خودش نه کسی میاید و نه کسی میرود و نه کسی سیل میکند , در ان وب سایت بابک دوست شما از خود به معنی واقعی ( خود کوزه گرو خود گیل کوزه ) درست نموده است . مثل این میمانه که بابک یک زیارت واز کرده به کدام بیابان و بیرق پاره پاره , بیرق کهنه تر از بیرق شهیدان کربوبلاه ( یا امام حسین جان . . .مزاری , , صدقیت . . . ) را روی ان زده است و منتظر امدن و صدقه دادن زوارها نشسته است . شاید خبر نداشت باشد که پرچمی ها یکی از سیاسیون باشعور کشور هستند , و بوی ( ایلا بیتلی ) بودن را از دور میفهمند . چندی قبل میخواست نام پرچم و حزب دموکراتیک خلق را تغیر دهد . . مردم با هزار قسم وقرآن او را از اراده اش باز داشتند . .حالا خبری ازش ندارم ولی شخصی را به نام زلمی دامون نمیدانم از مابین کدام صندوق خانه تاریخ بیرون اورده است و روی ان شرط بندی کرده میرود . ( پندار ) خالی است میتوانی سری به انجا یزنی . اگر توانستی معلوماتی زاجع به زلمی دامون بیاوری با خودت . میگن بچه والی گردیز در زمان ظاهر شاه بوده است .

مزاری
حزب جدید و زلمی دامون و ایلا بیتلی نویسی !

اما خان trader خان ، نوشته های شما مرا بیاد دوست دیگرم ، آقای سرپلی (که یاد شان بخیر باد) می اندازد . همان غرور و همان ایلا بیتلی نوشتن !

trader
سرپلی و یا ( طبیب حاذق ) .

سر پلی باید ( طبیب حاذق ) باشد . در همین نزدیکی ها او را برای نشستن به کمیته مرکزی حزب وطن "داکتر نجیب" پیشنهاد نموده اند . در اصل طبیب حاذق خود یک پرچمی بسیار بسیار یا سوادی است , ولی به خاطریکه عاشق مردم خود است به زبان محلی حرف میزد اینجا . سرپلی و یا ( طبیب حاذق ) در اخرین پوست خود به کابل پرس چند تا دشنام به من داد و فهمید که من شناخته ام او را , از اینجا رفت ولی شاید رفت و امد در کابل پرس را همیشه داشته باشد .

بابک روشن ضمیر
سرپلی و یا ( طبیب حاذق ) ،خدمت آقایون تریدر و سرپلی !

آقای تریدر سلام! امیدوارم به سلامت باشید.نظریات شما و متباقی دوستانرا مطالعه نمودم.از خیر تبصره در باره سایر نوشته هایتان که مملو از اشتباهات است صرف نظر کردم.اما در مورد همین نوشته تان در ارتباط با آقای "سرپلی " باید به عرض برسانم که شما ادعا کرده اید که اقای سرپلی به شما چند دشنام داده اند.مگر نگفتید که عنوانی کدام اسم مستعار تان؟ شما هم قبلآ دشنام های فراوانی برای ایشان داده اید.بلی! زمانی که تحت نام مستعار "هزاربز" پیام میدادید،حتی عنوانی والده اش هم دشنام دادید که سبب ناراحتی زیادش گردید.البته او این حق را نیز داشت تا ناراحت گردد.اما متاسفانه آقای سرپلی به اشتباه فکر کردند که گویا این نام "هزار بز" اسم مستعار دیگر(؟!) من میباشد.من هر قدر این موضوع رابه ایشان گوشزد کردم،جایی را نگرفت.برای رفع سئو ظن ایشان،از شما تقاضا کردم که لطفآ بگوئید که بابک روشنضمیر،"هزار بز" نمیباشد.اما شما چند روز خاموشی گزیده و دوباره با اسمای جدید مستعار به پیام دادن ادامه دادید.من اینکار شما را زیاد شایسته و مثبت ارزیابی نکردم.متاسفانه صداقت شما را نزد من زیر سوال برد.بعدآ زمانی که شما به آقای فهیم توصیه کردید که باید به والدین خود و عقاید شان احترام داشته باشیم ،من کمی تعجب کردم که شما چگونه این توصیه ها را به دیگران میکنید و خود تان آنرا نقض مینمائید.کسی که به والدین خود احترام دارد و حرمت آنها را قسمی که شایسته شان است نگهمیدارد،یقینآ به والدین دیگران تعرض نمی نماید.اینکه ما هر کدام حق داریم راه خود را خود ما انتخاب کنیم مسئله جداگانه است.اما اگر در حفظ حرمت دیگران هم کوشش کنیم کاری بدی نخواهد بود.وقتی ما در این سایت در ارتباط یک موضوع نظریات خود را مینویسیم ،به فامیل و والدین ما چه ارتباط دارد؟این ما هستیم که مینویسیم ونه آنها.چرا باید کسانی که ممکن است با نوشته ها و نظریات ما هم عقیده هم نباشند،بیجا مورد سرزنش قرار بگیرند؟
خوب حالا که نظر به نوشته تان ، او را شناخته اید و طوریکه ادعا کرده اید که عضویت جناح پرچم ح د خ ا یا وطن را دارابوده است و شما هم عضو همین حزب بودید،باید از ایشان در مورد سئو تفاهمات تان و اشتباهات تان معذرت خواهی نمائید.مطمئن باشید که وقتی ما بدانیم که دچار اشتباهی شده ایم و از اشتباه خود معذرت خواهی نمائیم به مراتب شرافتمندانه تر خواهد بود تا خاموشی گزیده و با اسم مستعار جدید به پیام دادن ادامه بدهیم.
خوب حالا مشکل کار در اینجاست تا کی برود و " سرپلی" را بیابد و بگوید که آقای" تریدر" همان دوست عزیز ما آقای "هزار بز" میباشند که قبلآ با همدیگر نامه های" لطف آمیز" مبادله مینمودید.روشنضمیر صرف یک نام مستعار دارد و بس و آن عبارت از بابک روشنضمیر میباشد.
ودر گام بعدی نوبت آقای" سرپلی" میباشد که از بابت سئو ظن و سئو رفتار شان در مورد من ،معذرت خواهی نمایند.به امید سلامتی تان!

trader

اختاریه و تهدید ها .

از چندی است که برای من واضحاء اختاریه ها و تهدید های میرسد و این میرساند که این تهدید کننده گان مرا به جای احمد شاه مسعود و یا عبدالعلی مزاری و یا سید حسن حاکم یار غاری بچه سقو و یا مجید کلکانی و یا به جای یکی از ان کابل گیرک ها فکر نموده اند . ولی قضیه این نیست . من فهمیدم که این اشخاص برای افغانستان نمیجنگنند .. یک عده شمالی وار های هستند که قبلاء در سرای شمالی کابل نزدیکی باغ زنانه کابل اطراق میکردند تا چیری از کابلی ها بدست شان برسد تا تغذیه کنند . بهر حال سنگین این جنگ همه اش بالای کابلی ها افتاد . از پنجشیری و شمالی وار هیچ کم نشد . من نفهمیدم که چرا مسعود را پرستش میکنند . قسیم فهیم زنده است و عبدالله عبدالله بی چاره چشم هایش الق بلق شد ولی کسی به او اهمیت نمیدهد . شما چرا از زنده ها وحی نمیطلبید . چرا دنبال مرده ها هستید . بیچاره ها شمالی وار ها به فقر شخصیت های سیاسی و اجتماعی گرفتار شده اند . . حالا با شعور سیاسی که شمالی وار ها دارد ( البته من احترام مردم خودم را دارم من حتی احترام خر افغانستان را نیز دارم ) فوراء به جای اشخاص محترم قبایل خود از یخن بچه سقو گرفته لاش او را مقابل من ایستاده میکنند که ببین . . این شخص افغانستان را نه ماه میچلاند .. درست است حبیب الله کلکانی پادشاه بود ولی دست کمی از ملا عمر نداشت . مثلاء در دور حکومت هر دو مکاتب و فاکولته ها بسته بود . در قوانین مملکتی هر دو زن و شتر های عربی از هم فرق نداشتن . دانشمندان افغانستان همه کافر و ذندیقی شناخته میشدند . اقتصاد افغانستان را حال بر ان بود که حبیب الله کلکانی به مزاق خود فکر میکرد که اگر به جای گل های پتونی و لاله و افتاب گردان ( کچالو ) به همه افغانستان زرق گردد , مردم مالا مال میگردند , به همین منظور ایشان به سید حسین یار غار خود حکم داده بودند که در چهار راهی های سرک های کابل به مردم قابلی پلو بخوران گه نگویند که شمالی وار چشم گشنه است . بهر حال وقتی نادر خان از غلام مجتبی خان وزیر مالیه بچه سقو پرسید که ( پیسه ها کجاست ) مجتبی خان با عاجزی جواب داد ( صاحب نیمشه کچالو زرق به زمین های مردم کردیم و نیمشه قابلی پلو خوردیم و خوراندیم ) هی توبه از دست ما افغانستانی ها . حالا یک عده جوانان شمالی وار به جای اینکه از این همه تجارب تلخ عبرت گرفته خود را وقف افغانستان نمایند . تیشه بر ریشه خود میزنند به جای افغانستان میخواهند که فقط پنجشیر و یا چاریکار را ( گل و گلزار ) نمایند باقی را ( به ما چه ) گفته از روی اجساد برادران خود بگزرند . به زبان فارسی عرض میکنم که پشتون و فارسی وان هردو زیر رنج و بد بختی دلالان امریکایی و عربی و پاکستانی قرار دارند . نه شمالی وار و نه پشتون میتوانند فقط خود را از این مضیقه ازاد سازند باید هر دو در یک زمان هم خود و هم افغانستان را از این ورطه نجات دهند .

سهراب سپهر
اختاریه و تهدید ها .

تریدره د کوندی زویه!

اول اینکه اول سواد نوشتن را یاد بگیر و بدان که" اختاریه" به "ط" نوشته میشود و نه به "ت". این خود میرساند که چقدر سواد تو چقدر ناقص است.

دوم اینکه گناه بیچاره حبیب الله کلکانی همین است که مثل شما جنوبی وال های قاچبر به کشت خشخاش امر نکرده بود. شاید به همین خاطر، خاطر شما پریشان است که چرا طی آن نه ماه نتوانسته بودید از کشت خشخاش و قاچاق آن بهره مند شوید.

سوم اینکه اگر شما جنوبی وال های سرگین خور و استخوان پرست، پس از سال ها استخوان را یک سردار دیوانه را از قبرش بیرون میاورید و طی یک مراسم خاص به لیسیدن آن مشغول میشوید، به دیگران هم حق بدهید که گذشته گان خودرا قدر کنند.

چهارم نمیدانم از سال 1747 که احمد شاه چلمچی بینی بریده رویکار آمد تا به حال غیر خشخاش، کشت و خون، خانه جنگی، چاکر منشی، کدام چیزی دیگری کشت کرده اید یا خیر؟

trader

سواد سیاسی .

سهراب خان و روشن و سلیمان و بینا .

اصلاء حوصله چرند نویسی نیست . خواهشاء با محتوا بنیوسید . فقط وقتی میتوانید با محتوا بنویسید که چیزی در مخ تان موجود باشد ورنه خالی بندی نکنید , عشقی که به احمد شا مسعود دارید , و یا به حبیب الله کوهدامنی دارید قابل احترام است , شما میتوانید عاشق سنگ خارا شوید و یا خود را به پای گل ارکید به لجن بیاندازید . . ولی از بیهوده گی تان ما متاسف خواهیم شد . با فحاشی کاری را از بیش برده نمیتوانید . به خاطر همین عرض میکنم که قبل از همه اول افغان باشید تا با چشم باز و روشن همه چیز را درست ببینید . اکثر رهبر های جهادی و طالبی به خاطر مکمل نبودن سواد سیاسی شان اشتباهاتی مینمودند که همان باعث ایجاد دشمنانی برای شان نموده است . ولی افغانستان با وجود هزاران زخمی که از شما ها دیده است باز هم بامحبت خاصی افغانی از قعر دل خود شما بی سوادان را مالک بیلیون ها روپیه سرمایه و دارایی نموده است .

سهراب سپهر
سواد سیاسی .

تریدر جان!

اول کوشش کنید خود تان در نوشته هایتان حقیقت و ادب را رعایت کنید بعداً به دیگران توصیه کنید. تو از منطق حرف میزنی ولی ببین چقدر احمقانه توصیه میکنی که گویا برای بحث کردن اول افغان بودن لازمیست! ببین چقدر حرف تو کودکانه و از منطق تهیست. تو به گفتهء خود شمالی وار هارا به مرده پرستی متهم میکنی ولی در مورد استخوان لیسی جنوبی وال ها که سالهاست اسخوانهای هر کس و ناکس خودرا در تاقچه های اذهان فاشیستی خود برای لیسیدن نگهمیدارند چیزی نمیگویی و هنوز هم از منطق سخن میزنی! اینرا خوب بدان اگر شمالی وال، هزاره و یا ازبک منطق نداشته پس پشتون به هیچصورت منطق ندارد. منطق شما فاشیستان قبیله را همه میداند و قبر تان را در قبرستان میشناسند. باور داشته باش اگر تو باز سخن اهانت بار بر علیه کسی بزنی همین آش خواهد بود و همین کاسه. توهین را توهین، دشنام را دشنام پاسخ خواهی گرفت.

trader

حبیب الرحمن الفت نفاق افگن شیاد زیرنقاب دین

سهراب خانه !

مرا ( دی کوندی زویه ) خطاب کردی , ولی اصلی کوندی زویه این است .

کوندی زویه با یک یز و تمام اینده . . این هنر مند رادیو تلوزیون افغانستان واقعاء قابل قدر هستند .

شهروند

حبیب الرحمن الفت نفاق افگن شیاد زیرنقاب دین

آقای میر هزار نمی دانم که هدف شما از این سایت باز کردن چیست؟ اما همین قدر فهمیدم که شما تصمیم دارید افغانهارا با هم جنگ بیندازید این نشد سواد این نشد سایت مردمی خواهش مرا بپزیرید لطفآ این سایت که یک سال پیش زیبایی خود را داشت ببندید یا اگر نمی بندید اقلآ این فحش و ناسزا را که از چند لاوبالی به یکدیگر نثار میکنند نشر نکنید از اقوام عزیز این وطن بازیچه درست میکنید اگر هزاره . تاجک. پشتون ازبک همه ملامت استند پس خوب ما کیست ؟

گوربز خان "عطاخیل "
حبیب الرحمن الفت نفاق افگن شیاد زیرنقاب دین

چرا عزیزم ؟ برای خودت چه تاوان رسیده مگر میخواهی که کابل پرس هم مثل بیغوله افغان جرمن نظرات را سانسور کند؟ اگر قدرت تحمل نداری میتوانی که خودت این صفحه را بازنکنی

trader

حبیب الرحمن الفت نفاق افگن شیاد زیرنقاب دین

گوربز !

مه یک چیزه نفهمیدم راجع به خودت , قبیله ( عطا خیل ) در کدام قسمت افغانستان واقع شده است . کدام ریشه از حضر موسی را که با خود حمل نمیکند ؟ ویا در داخل افغانستان کدام قرابت با جاجی ها و منگلیان و یا زورمتیان و یا وزیزیان دارید ؟ از ( خیل ) تان میرسد که شما ماند خیلی ها رابطه عمیق فکری و ذهنی با اصحاب کعف و یا امیرالمونین ها نیز داشته باشید . . گرچه مهم نیست طالبان نیز "خپل وانی" نزدیکی با ما ها دارند ولی راست نشستن و کج گفتن به نظرم درست نیست . شاید کلمه ( خیل ) را منحیث تشکر از قوای اسلامی که قبلاء افغانستان را در قبضه خود داشتند بر نام خود چسپانده اید . . ویا شاید میخواهید ( خیل ) که همیشه بر تعداد افراد قبایل خود زیاد متقی هستند به دنبال شما سینه چاک راه افتند و باعث موفقیت های همیشه گی شما شوند . ولی شهپر ( یادش بخیر ) میگفت که شما در اصل طالب هستید . هر چه میگفتیم که نی بابا گوربز طالب نیست , قسم میخورد و مگفت که مه پوست طالب را در مابین هزار ها پوست میشناسم . از نظر مه کارو بار دباغی بسیار کار و بار مشکلی است و ادم باید با تجربه باشد تا چرمگری بچلاند . به هر حال از بودن شما در کابل پرس خیلی ها درس عبرت گرفته اند . منظور بسیار چیز ها یاد گرفته اند .

trader

سرپلی و جلال ابدی .

شما مرا با کسی دیگری اشتباه گرفته اید . من هزار بز نیستم . من عادت پرسه زدن به میان وب سایت ها را دارم . اسم پرچم را اولین بار در وب سایت کسی به نام نگاه دیدم . حتماء شما مرا اولین بار است که میبینید . سرپلی و مزاری و جلال ابادی را میشناسم ولی من اصلاء به این اشخاص توهین نه نموده ام . همچنان یک شخصی را به نام بابک میشناسم که در فیس بوک نیز هستند . اسمش با شما مشابه است .

گوربز خان "عطاخیل "
خدمت پیامگزار محترم تریدار

دوست عزیز!

ضمن اینکه برایت موفقیت وطول عمر آرزو میکنم همزمان مداومت خودت را درگذاشتن پیامهای رنگارنگ ولو هرقدر بی منطق هم باشد خواهانم.

عرض من حضورتان که پیامهای جناب عالی ارزش جواب دادن را چه که حتی به یک دقیقه وقت ضایع کردن هم نمی ارزد.. ولی بازهم تاکید میکنم که هرچه که دل تنگ ات میخواهد بنویس تاکه شوی خوش نویس

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 18 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس