رفتن به محتوای اصلی
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

کاری از بشیر بختیاری

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

13 دیدگاه
ناشناس

زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

وطنداران عزیز!
بنده نخست از همه به روح مظلوم مردگان تاریخ کشور درود میفرستم و برایشان جنت برین میخواهم. قتل چی که حتی کوچکترین آزار رساندن به یک انسان بیگناه که با تو دشمنی نکرده و قصد دشمنی ندارد جرم است.

اما باید متوجه بود که در دوران جنگ تبلیغات از تبعات آن است. می گویند در جنگ نخستین قربانی را حقیقت میدهد.

شکی نیست که در افشار جنایتی صورت گرفت و این جنایت به گونهء کشتار مردم بیگناه به جرم زیستن در محلهء افشار و طرفداری از حزب وحدت مزاری روی داد.

قتل این مردم هیچگونه توجیه ندارد و هرگونه توجیه برای خاک پاشیدن بروی خون آن بیگناهان شرکت در جنایت است.

واما هرگونه بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی ازان نیز جنایت است. حنایت در افشار به هیچ صورت علیه قوم هزاره نبود. چرا که سایر هزاره ها در نقاط مختلف شهرکابل زیر ادارهء حکومت ربانی زندگی میکردند و کسی مزاحم آنها نمی شد. درین جنگ هزاره های طرفدار محمد اکبری و سید حسین انوری نیز شرکت داشتند و سبب سقوط افشار نیز همین هزاره های خودی شده بودند.

مساله دیگر این که نه شورای نظار و نه هم حتی اتحاد اسلامی سیاف ضدیت شان با هزاره را به گونهء سیستماتیک ادامه دادند. ضدیت با مزاری بود نه با هزاره. یعنی این صدیت و جنگ سیاسی بود نه قومی.

حزب وحدت خواهان تقسیم قدرت میان خود و شورای نظار بود. آنها سه وزارت کلیدی به شمول وزارت امنیت را میخواستند. ایا این کار در موجودیت احزاب پشتون تبار دیگر میسر و عملی بود؟

جنگ برسر همین وزارت خانه ها شروع شد. تقسیم قدرت کار آسانی نبود.

چنانچه گفته شد، تبلیغات زیادی در مورد جنگهای کابل دران زمان صورت گرفته و همین حالا هم برای تعمیق دشمنی میان تاجک و هزاره، صورت میگیرد. هیچ کس نمیتواند خون کسی را به کسی ببخشد. باید جنایتکاران به سزای اعمال شان برسند. اما به هوش باید بود که بهره برداری سیاسی از همچو مسایل حرمت خون شهیدان را ازمیان میبرد.

وارثین قربانیان فاجعهء افشار حق دارند تا دروازهء هر محکمه یی را بکوبند و قاتلین را به جزای اعمال شان برسانند. اما اگر این مساله سیاسی شد، موضوع سینه بریدن ها و میخ کوبیدن ها را مردم بهانه گرفته خون یک بیگناه را با خون بیگناه دیگر اختصار میکنند. اینست که جنایت و جنایتکار به جای خود میماند و خون ها ضایع میشوند.

باید به هوش بود!

حقی را بدست آوردن

جلال ابادی
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

به همه سلام !
وطندار که نام خود را نگفته معلوم است که مربوطه باند شورای نظار است .
جنایت که در افشار رخ داده بود یک جنایت سازمان یافته بود و شما که ادعا کذاب نموده اید که گویا همه و همه افشار از جمله طرفداران حزب وحدت بود این یک خواب خیالی شما جناب بوده است در شهدا افشار همه و همه مردم بی گناه غیر مسلح بودند و گرنی بزدلان شورای نظار و اتحاد سیاف انقدر شهامت نداشتند که در یک شب یک هزار مرد مسلح را به قتل برسانند. برای همه ملت و مردم کشور ما هویدا است که قدرت نظامی شمایان انقدر نبود که از چند کوچه کابل حراست نماید چی رسد به کشور؟
شما بار این جنایت را به دوش انوری و اکبری انداخته اید که غیر واقعی می باشد انها مخالف وحدت بودند لیکن انقدر نی که قوم کشی کنند. این باند جنایتکار مسعود بود که در گوشه و اکناف کشور مردم بی کناه افغانستان را قتل نموده و اموال مردم را با بسیار بی شرمی دزدی کرده اند،شما بگوید که این باند معلوم سیاف و مسعود که شهرکها و شرکتها دارند ایا این ها از پدر و پدرکلان این قصرها و موترها را داشتند بیاید اعتراف کنید که شما اهل سیاست و هنر نستید و تنها مهارت تان دزدی و قتل افراد غیر مسلح بوده و این شغل شمایان به شما مبارک باد .
جلال ابادی

ناشناس
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

شورای نظار نی، شورای نظار!

شما چرا به جای استدلال به تاپه کاری مردم می پردازید؟ کار شما همانند کار نظام های دیکتاتوری است که مخالفین خود را به نام نوکر امپریالزم، کاسه لس امپریالزم ویا پیرو این یا آن ایدیولوژی دانسته محکوم و سرکوب میکردند. این روش بسیار کهنه و مضحک است.

گیرم نویسنده عضو شورای نظار نی که بیخی نمایندهء شورای نظار، مگر آیا اعضای شورای نظار در پارلمان و سایر پست های دولتی نیستند و آیا هر روز حرف شان را نمی شنوید؟

اگر این یکی عضو شورای نظار است، شما عضو کدام حزب استید؟ ما که در گذشته هیچ کسی را نمی دیدیم که به نوعی به حزبی علاقمندی و یا عضویت نداشته باشد. حتی اگر از نسل نو باشید، باید بزرگالن خانواده های تان عضویت کدام حزب را داشته باشد.

خود با فریب ندهید و با این حرف های شورای نظاری و وحدتی و خلقی و پرچمی خود را بازی ندهید.

دلیل بگو، هرکه هستی و هرکه بودی....

دردمند
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

برادر که نامت را ذکر نکرده اید چرا حقیقت را وارونه جلوه میدهید حزب وحدت فقط یک وزارت کلیدی میخواست نه سه تا وزارت کلیدی هر کسیکه از افشار یاد میکند دردی دردل و داغ برسنیه دارد اتش را که را که این فاجعه بر قلبهای داغدار شعله ور کرد هنوز روح وروان ادمهای راکه عزیزان شان از دست داده می سوزاند ازانچای که ما درد رسیده ایم فرایاد میکشیم ولی تو انرا سیاسی جلوه میدهی هرکه را درد رسد ناچار گوید واوای نه انکه سیاست بازی کند

ناشناس
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

چنانچه بنده در پیام نخست خودگفته ام، من نه منکر آن جنایت استم و نه حامی جنایتکار و نه هم خواهان محاکمه نشدن و یا بخشایش جنایتکاران. اما وقتی قضاوت میکنیم، باید دقیق صحبت کنیم. تمام آنچه بنده میدانم و روشن است اینست که جنایتی در افشار صورت گرفته و بیگناهان زیادی کشته شده اند. حالا تعداد ومیزان این جنایت چقدر بوده، نوع جنایت چه بوده (قتل، ضرب وشتم، شکنجه، تجاوز وحتی تحقیر وتوهین و دشنام که هتک حرمت در پی داشته است نیز جنایت است) و یا این که چه کسانی درین جنایت دخیل بوده اند و انگیزه های شان ازین جنایت چه بوده....همه وهمه قابل بحث است وهیچ حکم قطعی درین مورد نمیتوان کرد. این حکم را پس از جمع شدن تمامی اسناد تنها، احضار متهمین و شهادت شهود، قاضی میتواند بکند نه ما.

اگر مسالهء وزارت کلیدی بود، شما که وزارت مالیه را داشتید، چرا بازهم در یک جنگ دیگر با حکمتیار و دوستم شرکت کردید؟ چرا درهمکاری با دوستم شورای هماهنگی ساختید؟ این شوری درکجا دایر شد و زیر سرپرستی و ابتکار چه کسانی بود؟ آیا آنرا آی اس آی در اسلام آباد نساخت؟ آیا دوستم در طریق آن مولوی ترکستانی که در پاکستان بود توسط آی اس آی به این شوری کشانده نشد. آیا مزاری با آی آس آی وحکمتیار و مجددی درین شوری همکاری نکرد. کابل که درهمین دوران ودرهمین جنگ ها بود که خراب شدو هزاران نفر کشته شد. آیا مزاری خیرخانه را با راکت های سکاد دوستم تهدید نمیکرد؟ آیا افراد حزب وحدت از کدام جنایت رویگردان بودند. آنها تا بجایی در جنایت پیش رفتند که حتی زن حامله یی را که زمان وضع حملش نزدیک بود، توقف دادند تا در حضور همین جنایتکاران ولادت کند تا این ها ببینند....

اره کردن آدم ها جی؟ آنهمه زنجیری، شیشه خور و دیوانه هایی که در غرب کابل به جنایت روزانه وشبانه می پرداختند کجا شدند؟ غرب کابل تنها دشت برچی و سرای غزنی نبود که منطقهء هزاره بوده باشد. از پل ارتن تا کوته سنگی و کمپنی غرب کابل است و ساکنین آن به هزاره نبودند. خانهء تمامی مردم درین ساحه توسط حزب وحدت چور شد. موزیم کابل را چه کسی چور کرد. آنهایی که از انفجار بودا ها در بامیان گلایه میکنند یکبار غارت موزیم ملی توسط حزب وحدت را هم باید یاد کند. حالا همهء اعضای حزب وحدت روشنفکر و حقوق بشر شناس شده اند و بر فاجعهء افشار گریه میکنند.... این ها میخواهد با خون بیگناهان و شهدای افشار و با انگشت گرفتن سوی جنایت های دیگران جنایات خود را کتمان کنند.

آیا در راه میان خنجان تا مزار شریف، همین هزاره های شبش های خود را سر مردم نفروختند. آیا یک مولوی را مجبور نکردند که در حضور شان با مرکب زنا کند؟ تهدید هم همین بود که یا مرکب زنا کند و یا این که قوماندان حزب وحدت با خودش لواط خواهد کرد...

برای پشتون ها چه کسی قروت را نشان میداد و میپرسید بگو چیست؟ اگر کسی قروت را کروت میگفت، پشتون گفته میبردند و هرچه میخواستند به سرش می آوردند...

نمیخواهم بگویم که تفنگداران دیگر و مربوط احزاب دیگر خوب بودند وهمه بدی ها در حزب وحدت بود. بلکه میخواهم بگویم که حزب وجدت یکی از احزاب مسلح با تفنگداران غیرمسوول بود که هزاران جنایت را مرتکب شدند.

افراد در هر حزب و تنظیمی جنایت کرده است. اما هرگز باور ندارم که کشتار جنایت گونهء سازمان یافته و سیستماتیک داشته بوده باشد. هیچگونه ایدیولوژی و برنامه سیاسی قومی آن جنایات را راه نینداخته بود. بلکه جنگ، تفنگ و انارشی سبب ایجاد دسته های آدمکش شده بود که به هیچ معیار انسانی ای پا بند نبودند.

با وجود آنهمه جنایاتی که یاد آور شدیم، هرگز و هرگز و هرگز نمیتوان جنایت درافشار را خاکپاشی کرد وازان چشم پوشید. هرگز نمیوشد جنایت یک جناح را با جنایات جناح دیگر اختصار کرد. هریک ازین جنایات باید محاسبه شود وعاملین آن باید محاکمه شوند. اما به یاد باید داشت که نباید ازین موضوع یک مسالهء سیاسی ساخت. اگر سیاسی شد خون بیگناهان هدر میرود. اینست حرف حساب من.

جلال ابادی
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

براداران بازهم میخواستم بالای یک نکته تاکید کنم وان اینکه هرکسی که نوشته های قبلی مرا خوانده باشد به اسانی میتواند درک کند که نوشته بالا مربوط به من نیست. هرکسی که است اگر افغان است وشیر پاک مادر خود را خورده است باید بنام خود نوشته کند زیرا این نهایت پست فطرتی یک شخصی است که از ادرس دیگران نوشته میکند.

جناب میر هزار خودشان با نوشته های من که از حقایق سرچشمه میگیرد با خبر هستند. من هرگز از جنایات حزب ملعون وحدت ورهبر ملعون ان در هیچ حالتی دفاع نکرده ام ونخواهم کرد. بنا لطفا نوشته های بالا را از ادرس من فکر نکنید

عزیز بامیانی

زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

افشار سمبول مظلومیت و ظلم تفنگسالارانی چون سیاف مسعود کاظمی و انوری است.
فاجعه افشار هرگز از یادها نخواهد رفت.

ناشناس
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

کتاب عبدالرحمان خان را خواندم .

نوشته بود جعمیت درانی هزاره و غلجایی بزرگ ترین جمعیت یا نفوس کشور را تشکیل میدهد یعنی در برابر اوغان به باور جلاد تاریخ دومین گروه قومی حتا مذهبی بوده اند .

صرف نظر از چگونگی اجرا ظلم و چپاول تجاوز .... حاکم ظالم نوکر انگلیس ها عبدالرحمان در حق هزاره ها

حرکات و سیاست و بر خورد ها خود هزاره نیز نابخردانه و مسبب تقلیل و کشتار و چور چپاول مهاجر شدن ... این قوم بوده .

در قضیه افشار و بدبختی هزاره های کابل نشین بدختی ها مصیب ها ...را باید برابر بر مسعود سیاف و مزاری تقسیم کرد .
هزاره های گروه مزاری فرشته های اسمانی و مظلومین روزگار نبودند ............

ناشناس
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

...را باید برابر بر مسعود سیاف و مزاری گلبدین تقسیم کرد.

با معذرت نفر اصلی فراموشم شده بود

neptun

زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند

سلام و صد سلام هموطن ، هم زبان، همخون ، غم شریك ، فرزندان یك مادر ! دیگر بس است ، بس كنید به لحاظ خدا ، شیر مادر حرام تان باد اگر بیشتر ازین به چنین بحث های تفرقه آمیز ادامه دهید . كشور را به ویرانه ، خار زار ، كشتار گاهء برادر و خواهر خود مبدل نمودید ، دیگر چی میخواهید .
هموطن ! بیدار شو ، اطرافت را نگاه كن ، كاروان رفت ، من و تو خیلی عقب ماندیم ، رسیدن من و تو به كاروان غیر ممكن است .
هموطن ! همنوعان من و تو كرات آسمانی را تسخیر كردند ، در آیندهء نه چندان دور آنها در یكی از سیارات دیگر زندگی خواهند كرد ، در حالیكه من و توهنوز در آتش جهل ، جنون و جنایت میسوزیم .
بیائید از واقعات تلخ و اشتباهات افراد ناآگاه و جنایات زمان جنگ عبرت بگیریم و برای ساختن یك جامعهء مرفع انسانی، آزاد و بدون گرایش های پوچ قومی و امثال آن، از هیچگونه سعی و تلاش دریغ نكنیم ، مگر نه اینكه این سایت ها برای بیداری اذهان خفتهء مردم ما ایجاد شده ، بحث ما همیشه بر محور برادری و همبستگی بچرخد ، نه اینكه از قلم به مثابهء اسلحه استفاده نموده و آتش نفاق ، كینه ، نفرت و بد بینی را میان هموطنان خود شعله ور بسازیم . هر ملیت از جنایتكارران قوم خود نعوذبالله خدا ساخته ، به همین لحاظ جنایتكارانیكه دست های پلید شان تا به آرنج به خون ملت آلوده است امروز بر ما حكومت میكند . آیا این از نهایت ضعف جهالت حتی دیوانگی ما نیست ،واقعا خجالت آور است .
بیائید هزارهء نور چشمم ، تاجك تاج سرم ، پشتون پارهء تنم ، ازبك قلب و خونم ! اینرا بپذیریم كه یكی از
دلایل عمدهء كشتارو جنگ خانمانسوز داخلی در كشور همانا قدرت طلبی، كینه توزی ، وحشیگری همین
درنده گان انسان نما بود ، خواهر و برادر من وتو قربانی حرس و طمع اینها شدند . تا زمانیكه این واقعیت را نپذیریم هرگز به راه حلی نخواهیم رسید

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 13 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس