بزرگداشت از مقام 10 آموزگار برتر جهان در لیسه عالی معرفت به روایت عکس
لیسه ی عالی معرفت در دشت برچی کابل امروز شاهد تجلیل از مقام ده آموزگار برتر جهان بود. آقای عزیز رویش بنیانگذار مکتب معرفت، در ردیف ده آموزگار برتر جهان قرار گرفته است. طبق اعلام بنیاد جایزه جهانی آموزگار، آقای رویش ابتدا جزو پنجاه آموزگار برتر جهان قرار گرفته بود و اکنون جزو ده آموزگار برتر جهان در سال 2014 میلادی می باشند. این بنیاد اعلام کرده است که در روز 16 ماه مارچ، برنده ی نهایی جایزه ی جهانی آموزگار را در محل فوروم آموزش و مهارت جهانی در شهر دوبلین کشور ایرلند اعلام خواهد کرد.
عزیز الله رویش بنیانگذار مکتب معرفت در شهر کابل می باشد، مکتبی که در سال 2014 میلادی چهار هزار دانش آموز داشته و چهل درصد از دانش آموزان آن دختران بوده اند. در این مکتب سیستم آموزشی بر اساس شیوه های جدید و با ابتکارهای ويژه می باشد و خلاقیت در کار این مکتب بگونه ای ست که می توان از آن به عنوان بهترین مکتب در افغانستان نام برد.
کابل پرس قرار گرفتن آقای رویش در فهرست بهترین آموزگاران جهان را به ایشان، دست اندرکاران مکتب معرفت به شمول آموزگاران و نیز دانش آموزان این مکتب تبریک می گوید.
فرستنده عکس علی امید
واژههای کلیدی:
Poems for the Hazara
The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.
Order Now




















نظرات
26 دیدگاهبزرگداشت از مقام 10 آموزگار برتر جهان در لیسه عالی معرفت به روایت عکس
ماجرای کشتن ام قرفه
داستان کشتن پیرزنی به نام ام قرفه که در میان اعراب به شرافت و نجابت معروف بود یکی دیگر از جنایاتی است که محمد و یارانش انجام دادند، آنها این پیرزن را با طناب به دو شتر بستند، و پس از دونیم کردن او، دخترش را اسیر و به وی تجاوز نمودند.
طبری در شرح همین داستان میگوید:
رسول الله (ص) زید ابن حارثه را به دره قری فرستاد، آنان با بنی فزاره درگیر شدند، برخی از یاران او در این جنگ کشته و زخمی شدند و خود او هم زخم برداشت.
هنگامی که زید ابن حارثه برگشت، نذر نمود که غسل جنابت به جا نیاورد تا اینکه با بنی فزاره بجنگد؛ پس از اینکه زخمش التیام یافت، رسول الله او را با لشکری به سوی بنی فزاره فرستاد، پس با آنان در دره قری درگیر شد و آنان را شکست داد، قیس ابن مسحر را کشت و ام قرفه که نامش فاطمه دختر ربیعه بن بدر و پیرزنی فرتوت بود به همراه دخترش و همچنین عبدالله بن مسعده را به اسارت گرفت؛ زید دستور داد تا ام قرفه را با حالتی فجیع بکشند؛ آنها ابتدا طناب را به دو پایش بستند، پس این طنابها را به دو شتر بستند تا او را پاره نمودند؛ سپس دخترش و عبدالله بن مسعده را تقدیم رسول الله (ص) نمودند، دختر ام قرفه را سلمه بن عمرو اسیر کرده بود؛ ام قرفه از شریفترین مردم قومش بود به گونهای که اعراب در مثال شرف میگفتند "اگر شریفتر از ام فرقه هم باشی، بیش از این نیستی"؛ پس رسول الله (ص) از سلمه درخواست این دختر را نمود که او هم به ایشان بخشید، رسول الله (ص) این دختر را به دائیاش، حزن ابن ابی وهب بخشید، پس از او عبدالرحمن ابن حزن زاده شد.
روایت دیگر از این جنگ از سلمه ابن الاکوع (کسی که ام قرفه و دخترش را اسیر نمود) است؛ او میگوید:
امیر این جنگ ابوبکر ابن ابی قحافه (اولین خلیفه محمد) بود.... رسول الله (ص) دستور داد تا با بنی فزاره بجنگیم، پس با مردمی از بنی فزاره جنگیدیم؛ (تاریخ طبری / جلد 2 / صفحه 287 و 288
روایت نخست همین داستان که به نقل از تاریخ طبری در بالا بیان شد با اندکی تغییر در سيره النبوی ابن هشام / ذكر جملة الغزوات / غزوه زيد بن حارثه بنی فزاره و مصاب ام قرفه، نیز آمده
و همین داستان را ابن حجر عسقلانی در فتح الباری فی شرح صحیح بخاری کتاب المغازی باب غزوه زید ابن حارثه آمده است، تنها اختلاف این روایت در چگونگی دو تکه کردن ام قرفه است که در اینجا گفته شده او را به دو اسب بستند
همچنین در البدایه و النهایه / سنه احدی عشره من الهجره نوشته ابن کثیر (جلد 5 صفحه 237) و در الکامل فی التاریخ نوشته ابن اثیر جلد 2 صفحه 209 نیز آمده است.
آنچه که در این روایات مختلف مشترک است، دو نیم شدن ام قرفه و بخشیده شدن دختر زیبایش به محمد جهت تجاوز جنسی است، زیرا قرآن به صراحت مجوز تجاوز جنسی را به زنان و دختران اسیر داده است .
دلیل دشمنی محمد با پیرزن را باید در شاعر بودن او و دشمنی محمد با شاعران جست، خیرالدین زرکلی ادیب مشهور لبنانی و نویسنده کتاب الاعلام در جلد 5 صفحه 131 همین کتاب، به شاعر بودن او و اینکه وی 11 پسر داشت و در هنگام پیری 51 شمشیر را برای 51 نفر از مردان جوان آماده کرده بود که همه از محارمش بودند.
البته او به عنوان یک زن رئیس قبیله خویش هم بوده، چیزی که اسلام به شدت با آن مخالف است. محمداز تاثیر سحر انگیزشعر در اذهان عرب ها آگاه بود و آنانیکه محمد را از طریق شعر هجو میکردند به هیچ صورت از دست تروریستان محمد جان سالم بدر نمی بردند. اینکه آقای روضه خوان این واقعه را بدوران خلافت ابوبکر و جنگ های رده نسبت میدهد ناشی از کینه و نفرت شان نسبت به ابوبکر است. جنگ های رده در دوران خلافت ابوبکر رخداد ودلیلش هم ندادن زکات بود. ابوبکر سردار جنایت کار عرب خالد ابن ولید را که محمد لقب شمشیر خدارا به او داده بود مامور سر کوبی طوایف عربستان کرد. از جمله یکی هم مالک بن نویره باوجود که اسلام آورده بود، می باشد که خالد بادیدن زن بغایت زیبایش اورا همراه عده از یارانش کشت و سر آنهارا در تنور انداخت و با زن زیبایش همبستر شد.
بزرگداشت از مقام 10 آموزگار برتر جهان در لیسه عالی معرفت به روایت عکس
سرزمینی که اسلام در آنجا آغاز به انتشار نمود، سرزمینی بود گرم و کم آب، پس بهترین چیز ممکن برای مردم این سرزمین، آب بود؛ آبی که برای استفاده از آن، نیازی به صرف انرژی نباشد؛ این همان چشمه است؛ چشمهای که بتواند رویای داشتن باغی پر از درختان شاخه در شاخه با انواع میوهها را برآورده نماید.
قرآن نیز با آگاهی به آرزوی همین مردم بود که بیان نمود:
قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيرًا فرقان/15) ) بگو آيا اين بهتر است يا باغی همیشگی (همیشه شرسبز) كه به پرهيزگاران وعده داده شده است كه پاداش و سرانجام آنان است.
سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِحدید/21) ) و بشتابید برای رسیده به بخششی (مغفرت) از پروردگارتان و (رسیدن) به باغی که پهنای مانند پهنای آسمان و زمين است، و آماده شده براي كساني كه به الله و فرستادگانش ايمان آوردهاند، اين بخشش الهي است (که) به هر كس بخواهد ميدهد، و الله صاحب بخشش بزرگی است.
قرآن نیز از خوردنیهای آنها غافل نشد؛
وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ واقعه/20) ) و ميوههائي از هر نوع كه مايل باشند.
وَأَمْدَدْنَاهُم بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ طور/22) ) و همواره از انواع ميوهها و گوشتها - از هر نوع که بخواهند - در اختيارشان مي گذاريم!
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاء حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُمْ محمد/15) ) مثال باغی که برای پرهیزگاران وعده داده شده است (باغی است) در آن جویهائی است از آبی که هرگز گندیده نخواهد شد ، و جويهايى از شيرى كه مزهاش تغييرناپذير است، و جويهايى از شراب لذتبخش برای کسانیکه آنرا مینوشند، و جويهايى از عسل پالوده است، و برايشان در آنجا همه گونه ميوه هست، و نيز آمرزشى از جانب پروردگارشان، (آیا اینها) همانند كسى است كه جاودانه در آتش است؟ و به آنان آبى جوشان نوشانده مىشود كه دل و رودههايشان را پاره پاره مىكند.
از آنجائیکه نیاز عربها تنها خوردن و آشامیدن نبود و یکی از مهمترین چیزی که با آن توجه داشتند، مسائل جنسی بود؛ این بود که قرآن نیز از این وعده غافل نشد و به آنها وعده داده که:
از نظر یک عرب، همسری زیباست که دارای چشمانی درشت و رنگ پوستی کاملا سفید باشد؛ از ابتدائیترین شرایط یک همسر خوب کم سال بودن او و باکره بودنش میباشد که صفت حیا و عدم کوچکترین تماس حسی (دیدن شکل و یا شنیدن صدا و لمس کردن و ...) با نامحرم را نیز باید با آن اضافه نمائیم.
وَحُورٌ عِينٌ ( واقعه/22) و حوریهای چشم درشت (در این باغ هستند).
این حوریها مانند مرواریدی که در صدف باشند و هنوز کسی به آنها دست نزده و آنها را ندیده است، میباشند:
كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ (واقعه/23) همچون مرواريد در صدف پنهان (دست نخورده)!
اما صفتی دیگر این حوریان، باکره بودنشان است؛ اعراب به این صفت اهمیتی بسیار میدادند:
فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ (رحمن/70 ) در آنها دوشيزگان نيكخو و زيبا روست.
حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ (رحمن/72) حوريان پردهنشين شدهها در چادرها.
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ (رحمن/74) دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است(باکره هستند).
فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانّ (رحمن/56 ) در اینها ( باغها) پرده نشینان (چشم) نگهدار از نگاه(به نامحرم) هستند، کسانی که پیشتر (نه) انسی آنها را لمس نموده است و نه جنی.
وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ (صافات/48) و نزدشان پرده نشینانی هستند چشم نگهدار از نگاه (به نامحرم).
وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ (واقعه/34 ) و همبسترانی بلند بالا.
إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء (واقعه/35 ) ما آنها را می نگاریم چه نگارشی!
فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا (واقعه/36 ) پس آنها را باکره قرار میدهیم.
قرآن از پسرانی نوجوانان برای بهشتیان یاد مینماید که الله آنها را مخصوص ایشان قرار داده است؛ اینها نوجوانانی هستند که از زیبائی همیشگی برخوردارند (همیشه نوجوانان میمانند) و در حالی که مؤمنان دنیا(بهشتیان)، بر تختی به ردیف چیده شده، نشستهاند؛ این نوجوانان برای آنها نوشیدنیهائی از جویهای بهشتی را که در کوزه، آفتابه و جامی پر کردهاند را (در صورت تمایل) میریزند:
عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ (واقعه/15) آنها (مقربان) بر تختهائی كه صف كشيده و به هم پيوسته است قرار دارند.
مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ (واقعه/16) در حالي كه بر آن تكيه كرده و روبروي يكديگرند.
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ (واقعه/17) و بر گردشان پسرانی نوجوانان (در زیبائی) جاویدان میگردند.
بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ (واقعه/18) با كوزهها و آفتابهها و جامهائي از نهرهاي جاري .
يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لَّا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ (طور/23) در آنجا جامى را كه نه مايه بيهودهگويى و نه گناه است، از دست هم میگيرند.
در آیات فراوانی جنت توأم با حوریان فراخ چشم وزیبا و همیشه باکره ونیز نوجوانان دست نخورده وصف گردیده که آوردن تمامی آنها در ین کامنت امکان ندارد ومشت نمونه خروار آورده شد و برای علم آوری از عشرتکده جنت که در انتظار مسلمانان است به خود قرآن مراجعه شود. بر اساس همین تعلیمات قرآنی است که که مسلمانان را به جنگ های وحشیانه در اطراف و اکناف جهان و بخصوص مناطق آباد ومعمور جهان وغارت اموال ، کنیز وبرده ساختن زنان ودختران ونوجوان آنها تر غیب نموده است و در صورت کشته شدن در عشرتکده آن دنیا بین حوریان باکره غلطک زده واز صبح تا شام به عمل جماع، شراب خوری و عیش و عشرت الا ابد الابد مغشول میباشند.
آقای روضه خوان موارد فوق صد در صد درست است برای اینکه کلام الله است و بروید برای رسیدن به این نعمت سرمدی آمادگی بگیرید. وسلام علی من التبع الهدی.
بزرگداشت از مقام 10 آموزگار برتر جهان در لیسه عالی معرفت به روایت عکس
آقای بی نام من قبلا در باره ام قرفه مفصلا جوابت را دادم تو این فاجعه را از کتاب ذکر کردی که من از همان کتاب جوابت را دادم .که گفته بود در این باره دو نقل قول است یکی اینکه این اتفاق اصلا روخ نداده یک قول که روخ داده علتش را هم گفتم توچه قسم انسان هستی که نقل قولی از کتاب مینویسی ولی خلاف ان را از همون کتاب نمی پذیری از این جا معلوم میشود که تو یک ادم عقدیی هستی وقتکه محمد در مقابل توطئه دوشمنانش می استد تو این را بهانه واهی میگویی تواین بهانه واهی را از کجا اوردی مگر تو انجا بودی که این قدر مطمئین حرف می زنی ؟بعدش این کتاب تاریخ طبری تقریبا هزار سال بعد از وفات حضرت محمد نوشته شده تو چطور بطور قطع چنین توهین را به پیامبر چند ملیارد انسان روا میداری در هیچ یکی از کتاب تاریخ نیامده که محمد اغاز گری جنگی بوده باشد داستان قتل این قبیله را هم نوشتم تو که مرغ ات یک پا دارد چه کار کنم در مورد ایه قران که در باره حرهای بهشتی نوشتی مگر چه اشکال دارد خداوند چنین لطف به بنده اش داشته باشد ان هم در دونیای دیگر اگرتو فکرمیکنی که فقط مسلمین عیاش است سخت در اشتباهی یک سر در اروپا امروزی بیزن میفهمی اینجا چه خبره و چنگ که دراروپا روخ داده جنگ های دولت های اسلامی هیچ است تنها در جنگ دوم جهانی در اروپا 80 میلیون انسان کشته شده در همین روزها هم در هر جنگی یک سرش برمیگرده به همین کشورهای که عقل و هو شت را برده در ضمن بعد از وفات حضرت محمد کسان بودندکه فقط کارش جعل حدیث بود مثلا ابوهوریره .... ابوهريره وقتي كه حاكم مكه بود، مرد بيچارهاي از «عكّه» پياز آورده بود كه در «مكه» بفروشد.
اما كسي از او نخريده بود و نزديك بود كه آن پيازها خراب شود. دست به دامان ابوهريره زد كه چكار كنم، ورشكست ميشوم. ابوهريره روز جمعه بالاي منبر رفت و گفت:
«سمعت من حبيبي رسول الله من اكل بصل عكه بمكه وجبت له الجنه»، يعني هر كس پياز عكه را در مكه بخورد بهشت بر او واجب ميشود! مردم هم مثل مور و ملخ ريختند و تمام پيازهايش را خريدند!» پس نمیشود به همه این نقل قولها اعتماد کرد در مورد تاریخ باید خیلی وارید باشی تا مدیث صحیح و غیر صحیح یا مورخ راستگو و دروغ را تمیز داده بیتوانی چون اکثراین کتابها چندین صدسال بعد از وفات حضرت محمد نوشته شده است
بزرگداشت از مقام 10 آموزگار برتر جهان در لیسه عالی معرفت به روایت عکس
آقای روضه خوان دوست!
فکر میکنم همان حوضه روضه خوانی برای شما راحت تر است تا تحقیق در زمینه تاریخ وتاریخ خوانی. زیرا معلومات شما در زمینه تاریخ اسلام بسیار ناقص است. در باره تاریخ طبری نوشته اید که تاریخ طبری یکهزار سال بعد از محمد نوشته شده، به معلومات تان بیفزایم که قرار مطاله دایرت المعارف اسلام، محمد بن جریر طبری متولد 224 ووفات در سال 310 هجری در بغداد، وی در عین مورخ بودن مفسری پر توان نیز بود، وی کتاب تاریخ طبری را نگاشت که در آن وقایع به ترتیب سال تنظیم شده وتا سال 302 هجری را دربر می گیرد.تاریخ طبری مرجع عمده تاریخ جهان وایران تا اول قرن هجری است. ولی قبل از طبری مورخ نامدار دیگری به نام عبد الملک بن هشام در مصر متولد ودر سال 213 یا 218 هجری فوت کرد. او کتاب معروف سیرت رسول الله رانوشت که مادر ومرجع کلیه تاریخ های اسلامی بحساب می آید. غزوات وجنگ های پیامبر درین دو تاریخ بطور مستند ثبت شده ودر همین دو تاریخ میخوانیم که بجز از جنگ های احد و خندق که دفاعی بود بقیه جنگ های پیامبر همه تعرضی بود که هدف ازان جنگ ها غنیمت اسلامی وتحکیم پایه های حکومت وی بود ودرین راه او روش جنگجوئی سرسخت و بی گذشتی را در پیش گرفته بود که میخواست دیانت یا آیدیالوژی عربی خودرا به زور شمشیر رواج دهد. لذا در مقام تاسیس دولتی بر می آید که درراه تحقق آن از هیچگونه وسیله ای رویگردان نیست. او که در ایام فقر بیش از بیست سال با زنی بیست پنج سال مسن تر ازخودش بسر برده بود به شکل اغراق آمیزی به زن روی می آورد که لازم می افتد پیرامون این زنبارگی محمد نیزصحبت شود.
اما در باره" بهشت اینکه خداوند چنین لطفی را به بنده اش داشته باشد آنهم در دنیای دیگر" نه خیر این لطف خداوند نیست زیرا خداوند عادل و قادر مطلق هرگز کلام غیر منطقی، خرد ناپسند وموهوم را بیان نمی دارد، بهشت موهوم یا روسپی خانه اسلامی از سیاست های زیرکانه محمد بود، او به روحیه اعراب شهوتران آگاه بود وازان طریق آنانرا بسیج کرد و اعلام داشت که تصرف زنان ودختران و اموال ودارای ممالک مفتوحه برای مجاهدین از شیر مادر هم حلالتر است، و اگر درین را کسی کشته می شود او مستقیم به بهشت می رود. ووصف بهشت را هم از قول الله به آنان بیان کردآنهم درروز قیامت!! عربهای جاهل که مشتاق مال غنیمت وزنان ودختران مناطق مرفه و پیشرفته بودند از محمد سوال نکردند که وقتی کشته می شویم جسم ما یازیر خاک می شود ویاهم اگر در بیابان ماند طعمه لاشخوران و روح هم اگر وجود داشته باشد غریزه جنسی ندارد که از نعمات بهشت بهره مند شود وقیامت چه وقت رخ خواهد داد. ازان تاریخ به بعد تا امروز مردم مسلمان درین تار عنکبوتی محمد و قرآن گیر افتاده باجهاد وغنیمت و سو ساید دمار از روز گار مردم بر آورده است.
بزرگداشت از مقام 10 آموزگار برتر جهان در لیسه عالی معرفت به روایت عکس
آقای بی نام ..ما در افغانستان یک مثل درایم که میگویم (در کسی را نزن با انگشت که میزند با مشت )تو مرا روضه خوان معرفی کردی میدانم منظورت چیست .باوجود که من اسم دارم علی دوست مرا میگویند دوست حالا که تو یک اسم یا صفتی که من اهلش نیستم به من نسبت دادی واغاز گر این کار هستی من هم مجبورم به خلاف میلم یک اسم مناسب به شخصیت شما برایت پیدا کنم چون میگویند (سخن هرکس بیانگر شخصیت اوست)من به شما میگویم بچه بی نکاح این اسم زیبنده شماست مطمئنم ناراحت هم نمیشوید چون تو به نکاح و غیره چون اسلامیست عقیده ندارید ...مطمئنآپدر وامدرت هم به این چیزها باور ندارند..لذا مشکل نخواهم بود.. از این خاطر نوشتم که مرا روضه خوان گفتی روضه خوانی بد نیست ولی من روضه خوان نیستم خودرا لایق این کار نمیدانم. چون شما و امثالت عادت دارید اگر به دیگران حمله کنید میشود ازادی بیان اگر دیگران به شما بیگوید میشود خلاف عرف ووو مثل زمان صدر اسلام که دشمنان اسلام از هیچ ضربه علیه مسلمین دست بر دار نبودند ولی اگر مسلمین دست به اقدام میزدند شرع میکردند به مظلوم نمایی مثل کار های فعلی غربیها . القاعده را چه کسی به وجود اورده؟ طالبان راچکسی به وجود ارده بود ؟الان داعش را چه کسی به وجود اورده ؟ خودی غربیها مثلا انگلس از قدیم الایام به کدام کشوریکه حمله نکرده ولی الان یکی از مدعی بزرک حقوق بشر همین ها هست تاهنوزهم میکنند ..بعد خدمت شما عرض شود که تاریخ طبری در اواخر سده سوم پس از هجرت به رشته تحریر درآمدهاست
فکرکن 300سال بعد من در اخر نوشته ام نوشتم چندین صد سال بعد هنوز هم نوشته ام موجود است سه صد سال بعد یا فکر کن صد سال بعد من که نوشتم ابوحوریره در زمان پیامبر بوده دیره هم نشده بود چقدر حدبث جعل کرده بود این صد سال هم زمان کمی نیست تو مرا میگویی معلوماتم در باره تاریخ اسلام ناقص است ولی شما معلومات ات از من هم ناقص تر است نوشتی غیر از جنک خندق و احد بیقه جنگهای پیامبر دفاعی نبوده اگردفاعی نبود هم انها بودند که مسلمین را مجبورمیکردند مثلا جنگ بدر من در باره این جنگ از همون تاریخ طبری نقل میکنم ...«بدر» روستای کوچکی میان مکه و مدینه بود که چند غزوه از غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به نام آن روستا خواندهاند و مهمترین آنها جنگ بدر کبری بوده است.
جنگ بدر کبری در ماه رمضان سال دوم هجری بین مسلمانان و مشرکان مکه در سرزمین بدر رخ داد. دلیل اصلی این جنگ آن بود که مشرکان مکه اموال مسلمانان مهاجر را مصادره کرده بودند و مسلمین مهاجر در شهر مدینه در تنگدستی و فقر به سر میبردند. از این رو وقتی رسول خدا خبر یافت کاروان تجاری قریش به سرپرستی ابوسفیان بن حرب از شام به مکه باز میگردد، تصمیم گرفت با سپاه مسلمین به کاروان حمله ببرد و به تلافی اموال مصادرهشدهی مسلمانان مهاجر، اموال و کالاهای بازرگانان قریش را مصادره کند تا بنیه مالی مسلمانان تقویت شود.
رسول خدا در دوازدهم ماه مبارک رمضان به همراه 313 تن از یاران خویش از مدینه بیرون رفت. سپاه اندک مسلمانان با 20 شمشیر و هفتاد شتر و اسب در هفدهم ماه رمضان در بدر فرود آمدند. پرچم سپاه مسلمین را نیز علی ابن ابیطالب علیه السلام بر دوش داشت.
از سوی دیگر ابوسفیان وقتی از حرکت مسلمانان آگاه شد، پیکی را به مکه فرستاد و کمک خواست. سران قریش هم بیدرنگ با سپاهی نهصد و پنجاه نفری عازم بدر شدند. ابوسفیان با کشاندن کاروان به بیراهه، آنان را از خطر رهانید و به قریش پیام داد که به مکه بازگردند اما ابوجهل با آگاهی از تعداد اندک مسلمانان و عدم آمادگی آنان برای این رویایی بزرگ، قریشیان را به نبرد تشویق کرد.
سرانجام جنگ درگرفت و مسلمانان با وجود تعداد اندکشان، با امداد الهی بر قریش پیروز شدند، هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن را به اسارت گرفتند. ابوجهل و حنظله پسر ابوسفیان نیز در میان کشتگان بودند. از مسلمین هم 14نفر کشته شدند
منابع:
المغازی، ج 1؛ سیره ابن هشام، ج؛ معجم البلدان، ج 1؛ تاریخ طبری، ج 2 ....
باز هم در باره بهشت صحبت کردی .. تو بچه بی نکاح حالا امدی جای خداوندهم تصمیم میگیری در قران که همه مسلمین باورش دارند صریح امده تومیگویی خیرخداوند چنین چیزی نگفته آیابرای این نظرت دلیل تاریخی هم داری ؟یا مثل بقیه نظرهایت شکمی است در ضمن محمد بهشت را فقط برای عرب ها وعده نداده بازم چرند نوشتی.... نظر شما برای ما به اندازه سر سوزن هم ارزش ندارد چون من شما را یک ادم بینهایت بی منطق وعقدیی میدانم مفهمیدم وقتکه قدرت استدلانداشتی شرع کردی به مارک زدن ... اما جنگ حنین ..دراین جنگ هم مشرکین آغاز گرجنگ بودند بودند ..
علت جنگ
سبب این غزوه آن بود که اشراف قبیله هوازن و قبیله ثقیف، از ترس آنکه پیامبر(ص) پس از فتح مکه، به جنگ با آنان اقدام کند، تصمیم گرفتند پیش دستی کرده و جنگ را زودتر آغاز کنند.[۲] به روایتی نیز هنگامی که رسول خدا برای فتح مکه، از مدینه حرکت کرد، هوازن و ثقیف به خیال اینکه پیامبر قصد جنگ باآنان را دارد، تجمع کردند و پس از فتح مکه در حنین اردو زده و تصمیم به جنگ با پیامبر گرفتند.[۳]
این جنگ را یوم حنین، [۴] وقعه حنین، [۵] غزاة حنین، [۶] غزوة هوازِن[۷] و وقعة هوازن[۸] نیز نامیدهاند
بزرگداشت از مقام 10 آموزگار برتر جهان در لیسه عالی معرفت به روایت عکس
آقای علی دوست!
چون در هر موضوع دراز خوانی می کردی نا گزیر شمارا به روضه خوان تشبیه کردم اگرازین تشبیه ناراحت شدی معذرت می خواهم.ولی در معتقدات شیعه روضه خوانی حرفه ای ارجداری است نه نکوهیده. بهر صورت " بچه بی نکاح " مفهوم دیگری را افاده می کند. البته این مفهوم و معنا به آنانیکه به تازینامه باور دارند صدق میکند تا نسبت به ما . در تازی نامه میخوانیم که الله مدینه آدم یا ابو البشر را از یک نفس واحد آفرید و زنش را نیز از همان نفس خلق کرد. از همخوابگی این دو پسران ودختر ان شان متولد شدند، سپس برادر ان با خواهران خویش سکس کردند واز نتیجه سکس آنان نسل های بعدی پدید آمد. مطابق احکام تازی نامه سکس برادر وخواهر زنا محسوب می شود، لذا باورمندان تازی نامه که آدم را پدر اولیه خویش میدانند، حرامی یا ولد الزنا هستند نه آنانیکه به تازینامه باور ندارند.
همچنین ازینکه در باره نکاح اهمیت خاص قایل هستید بزودی مفهوم ومعنای نکاح رانیز برای تان می نویسم .