مقدمه :
با در نظر داشت توانمندیها کنونی نوع بشر میتوان حدس زد که این موجود زنده و این حیوان جمعیت گرا ، ابزار ساز ، اندیشمند و به خاطر سپارندۀ چشم دید ها و محسوسات و سرگذشتهای خویش ، در همان نخستین روز گاران زنده گانی اش نیز که به گمان غالب صدها هزار سال را در بر داشته است و طی آن همواره در معرض تهدید وبهره مندی از نیروها و پدیده های طبیعی چون رعد وبرق و بارش و توفان و آتش فشان وزمین لرزه و سرما و گرما و آفتاب و مهتاب و ستاره گان و آب و هوا و آتش و خوردنی های نباتی و حیوانی به سر میبرده است، طبیعتا بایستی از قهاریت ویرانگری این نیروها و پدیده ها هراسان و دربرابرتسامح وآمرزش ونفع رسانی و بهره دهی آن سپاس گزار بوده باشد. وبا حدسی نزدیک به یقین میتوان گفت که این هراس و سپاس و بیم وامید و خوف و رجا در زمینه ها و برپایه های حسی و مستقیم و بلا واسطه ایجاد گردیده واستوار بوده است ؛ به این شرح که انسانهای نخستین حتی پیش ازآنکه به دوپا روان گردند ، از رعد وبرق و توفان ومردن انسان هراسان وبیزار وازنسیم ملائم و باران بهاری آفتاب تابان وزمین حاصل خیز و درختان پر میوه ممنون و سپاس گزاربوده اند . همین ترس و سپاس و بیم وامید و نفرت و نیایش بوده است که آنان را و داشته است تا به منظور امان یابی از شر و زیان این نیروها وجلب رضائیت آمرزش وترحم آنها ، به اجرای پاره یی مناسک و آیین ها یی اقدام نمایند که به مرور زمان بخش تشریفاتی ادیان را تشکیل داده وبرخی از آنها تا همین امروزنیزاز جانب پیروان ادیان گوناگون در سراسر جهان به اجرا درمی آید. چنانکه با در نظر داشت آثار و شواهد باستانشناسانه و بشر شناسانه یی که تا کنون به دست آمده است ، میتوان باور داشت که جشنهای نوروز و مهرگان وجشن هالووین وسروش روز و میدیوشیم ( جشن میانۀ تابستان ) ومُرداد و فروردگان و جشن شب یلدا یا شب چله که از هزاران سال بدینسو تقریباً در سراسرجهان با مراسم و آیینهای ویژه یی برگزار میشود مبنایی طبیعی و زیست محیطی ونجومی داشته وانسانهای اولیه آنرا با شادمانی وسرورومستانه و پایکوبانه برگزار میکرده اند ، که با گذشت زمان ویژه گی ها و تعبیراتی روحی ، معنوی ، مذهبی و فرهنگی گوناگون به آن داده شده است.
و از آنجا که انسان زنده جانی هست اندیشمند وعلت جو و نظریه پرداز و در پی هر رویدادی پیرامون چیستی و چگونه گی و علتهای وقوع آن به تفکرمی پردازد ؛ انسانهای اولیه نیز با به کارگیری مغز خام و ناپختۀ خود همین کار را انجام داده و به گونۀ مثال خواسته اند بدانند که علت وانگیزۀ غُرش هراس آفرین آذرخش چیست واینکه درپی هرآذرخشی گاه توفانی ویرانگر وگاه بارشی ملائم وطراوت زافرود می آید چه رمزی نهفته است وبه همین منوال خواسته اند بدانند که چه چیزی باعث آن میشود تا خورشید تابان گاه با مهربانی تمام پرتوافشانی کند و گاه نا مهربانانه سوزنده و آتش زا و مرگ آفرین باشد ؟ و قس علی هذا ... و چون توانایی پیداکردن علل وانگیزه های واقعی همچو رویدادها و پدیده ها را نداشته اند به گفتۀ حافظ شیرازی ره افسانه زده و اسطوره بافته اند و مذاهبی چون فیتیشیسم ( بت پرستی ) و توتمیسم ( حیوان پرستی ) و آنی میسم ( روح باوری ) را ابداع و پی ریزی نموده اند .
همگام با هوشمندتر شدن بشر و رشد وگسترش نیروی تخیل وی ، در ورای پدیده ها ورویدادهای طبیعی ایجاد گر بیم وامید نیروهای فراطبیعی یی به نام ارباب الانواع را فرض و صلاحیت اداره و گرداندن آن پدیده ها و رویدادها را به آنان تفوض نمود و همینجاست که تئوری وجود خدایان خیالی و پندار پایه وسرانجام خدای واحد و ناد یده یی با تمام صفات و ویژه گی های ارباب الانواع را بنا نهاد وبه منظور جلب رضائیت و بهره مندی از فیوضات و مهربانی های وی ، خویشتن را مکلف به زانوزدن وسجده و خضوع ونیایش در برابر او گردانید. و ما در این نوشتار تلاش خواهیم نمود تا چند و چون این روند را از گذشته های دور تا اکنون به گونه یی بسیارفشرده بررسی نماییم .
.
مذهب (دین) چیست ؟ :
با توجه به آنچه که در مقدمۀ این بحث یاد آور شدیم مذهب ویا دین را در نخستین مراحل پیدایشش و از نقطه نظر روانشناختی میتوان تجسم و بازتاب طبیعت درآیینۀ ذهن انسان و درآمیخته گی این دو باهمدیگر و اثرگذاری متقابل بر همدیگر که لودویگ فویرباخ آنرا « إحساس وابسته گی » مینامد تعریف نمود و بر مبنای این تعریف میتوان گفت که دین عبارت است از باورمند ی به نیروهای یی پندارپایه و برخاسته از رویدادها ، مظاهر و پدیده های طبیعی که ازإبتدائی به متعالی و از محسوس به نا محسوس و انتزاعی و تجریدی إرتقاء نموده و در طول قرنها در مافی ضمیر نسلهای متوالی أفراد بشر به گونه یی رسوبی و تراکمی جاگزین گردیده و باگذشت زمان اندک اندک حیثیت و مقام حقائق مطلق و غیر قابل تردید و مقدس را إحراز نموده است. در همین راستا محمد رضا شالگونی در مقاله یی تحت عنوان « رویا رویی سوسیالیسم ومذهب از کجا بر می خیزد؟» که در سایتهای متعدد انترنت قابل دسترس است ، به نقل از الکساندر ساکستون پژوهشگرامریکایی می نویسد: "مذهب اعتقاد به نیرو ( یا نیروهای ) روحی فوق انسانی و فوق طبیعی ، اما انسان گونه ای است که در طبیعت ( یا بر فراز آن ) عمل می کنند". از نظر او صفت "انسان گونه" ( آنتروپومورفیستیک ) در این تعریف ، تعیین کننده وغیر قابل حذف است. ودر جای دیگری از همین مقاله وبه نقل ازاو می افزاید : "زمانی نه چندان دور در گذشتۀ سیاره ما ، حیوانی که احتمالاً بعضی وقت ها روی دو پا راه می رفت و لای پاهایش را با انگشتانش می خاراند ، به وجودِ فردی ِ خود آگاهی یافت و مرگِ بازگشت ناپذیر را بازشناخت. این دو دریافت شاید جداگانه حاصل شده باشند ؛ اما هنگامی که برداشت دوم استوار برجای نشست ، حیوان مذهب را ابداع کرد و به نخستین انسان تبدیل شد". ( ساکستون ، ٢٠٠٦ ، ص ٥٥ )
و اما از نقطه نظرجامعه شناسی مناسبترین تعریف ها همان هست که کارل مارکس إرائه داده است یعنی « آه دل محرومان » و « تریاک توده ها» و « روح جهان بی روح نظامهای نابرابر طبقاتی و به ویژه نظام ستمگر ولجام گسیختۀ سرمایه داری » و « یکی ازنشانه های از خود بیگانه گی انسان » . چنانکه ولادمیرایلیچ لینن ضمن مقاله یی در شمارۀ 45 مؤرخ 13 مه 1909 نشریۀ پرولتاریا درمورد این گفتۀ مارکس که « مذهب تریاک خلق است » مینویسد :
« این سخن حکیمانۀ مارکس ستون فقرات جهان بینی مارکسیزم را در مورد مسألۀ دین تشکیل می دهد. مارکسیزم تمام ادیان و کلیساها و تمام تشکیلات مذهبی را همواره به عنوان ارگانهای ارتجاع بورژوازی ، که میخواهند از استثماردفاع کرده و طبقۀ کارگر را تحقیر ومنحرف نمایند ، تلقی می کند ... ودر ادامه می افزاید : امروز عمیق ترین ریشه های مذهب در ستم اجتماعی بر توده های زحمتکش و ناتوانی آنهادر برابرنیروهای لجام گسیختۀ سرمایه نهفته است که هر روز و هر ساعت مصائبی هزاران بار بد ترودردناکتر و مشقاتی به مراتب غیر انسانی تر از هر حادثۀ غیر عادی دیگر از قبیل جنگ و زلزله وغیره بر انسان های زحمتکش عادی روا میدارند... ومینویسد : "خدایان در اثر ترس به وجود آمده اند " ، ترس از قدرت عنان گسیختۀ سرمایه. عنان گسیخته ، زیرا عمل آن نمیتواند به وسیلۀ توده های خلق پیش بینی شود و پرولتاریا و مالک کوچک را در هر قدمِ زنده گی اش ، به و رشکسته گی ناگهانی و غیرمنتظره و تصادفی و تگدی و دریوزه گی و فحشاء و مرگ در اثر گرسنه گی تهدید مینماید و واقعاً نیز چنین میکند. »
دین داربودن همواره مستوجب آن است که إنسان خود را گناهکار وزبون وحقیر إحساس نموده و مسؤولیت إیجاد وبرآورده ساختن و یا ازمیان برداشتن همه کاستی ها ودشواریها را به مشیت خداوند ویا فریبکاریهای شیطان ربط داده و خودرا نا توانتر از آن پندارد که با نیرو و إرادۀ خود با دشواریها و موانع موجود در فراراه تأمین حقوق و منافع خود به مبارزه برخیزد.
اگر در زنده گی و طرز بر خورد دین باوران بادشواریهای ناشی از زیست با همی و مناسبات اجتماعی واقتصادی افراد ،اقشار، کتله ها وطبقات جامعه به دقت بنگریم دیده میشود که آنان دربیشتر موارد و أمور زنده گی خود، بر مبنای تعالیم أدیان ، به قضاء و قدر پناه برده بار مسؤولیتهاودشواریهایی را که بایستی خودشان آنرا به شانۀ خود حمل نموده و در صدد پیدا کردن اسباب و أنگیزه های آن و راه حلهای واقع بینانه ومشخص برای آن برآیند ؛ به عهدۀ قضاء و قدر انداخته میگویند : " بنده به خیر خود نمیداند ! " و می أفزایند : " شاید در کاری که رخ داده است خیر ما باشد ، چیزی که از جانب خداست مورد قبول ماست وشکر است و نباید ازا مر خداسر پیچی نماییم وباید تسلیم باشیم ..." که این عقائد به ذات خود باعث عقب مانده گی، رکود ، تعصب، نادانی ، ذلت پذیری، خضوع، إنفعال، إحساس گناهکاری و شرمنده گی ، بی جرأتی و بی تصمیمی همۀ دین باوران در طول تاریخ بوده و خواهد بود و تا زمانی که این عقائد و باورهای پوچ و خرافاتی و عصر حجری در میان جوامع بشری رواج داشته باشد به ترقی و پیشرفت حقیقی دست نخواهند یافت. واز آنجایی که أساس و مبنای این باورهارا ذات موهوم و ناپیدایی که آفریدگار کائنات پنداشته میشود تشکیل میدهد ،باید دید که او کیست و چگونه ایجاد شده است ؟
آفریدگار جهان کیست؟ :
از آنچه گفته آ مد بر می آید که انسانهای نخستین در تعامل با پدیده ها ورویدادهای طبیعی هرآنچه را که در مخیلۀ ناپختۀ شان بیم وامید و ترس و سپاس ونفرت و مهرو تعلق خاطرووابسته گی عاطفی ایجاد مینمود ، از باد وباران و رعد وبرق گرفته تا آفتاب و ماهتاب و ستاره گان و پرنده گان و چرنده گان و خزنده گان و درختان و نباتات وجمادات و آدمیان واعضای بدن انسان ، صفات و ویژه گی های خدایی داده و مورد پرستش و نیایش قرار میداده اند.
تقریبا در همۀ ادیان به خصوص در ادیانی چون دین زردشتی وادیان یکتا پرستانۀ ابراهیمی (یهودیت – میسحیت – اسلام ) ، مبدأ اصلی حرکت ونقطۀ اتکاء و اساس ایدئوبوژیِ باور مندان آنرا " ذات ذولجلال " و "خالق یکتا" و " آفریدگارمطلق" به نامهای"یزدان" ، "اهورامزدا" ،" میترا" ، "یهوه" ، "پدر" ، "الله" ، "خدا" ، "بگوان" وغیره تشکیل میدهد. و از آنجاییکه این پدیده و یا بهتر بگوییم ایدۀ تجریدی و انتزاعی با تکیه بر دلائل و براهین و شواهد علمی و تاریخی ؛ ساخته و پرداختۀ ذهن و دماغ بشر میباشد و این فرزندان بشر بوده اند که وی را در نتیجۀ عوامل، اسباب ، انگیزه ها و نیازمندیهای متنوع آفریده و بر سر نوشت خویش حاکم گردانیده اند؛ لذا اینان او را همانند خود ولی بزرگتر و کاردانتر و نیرومندتر و خشمگین تر ومهربانتر آفریده اند .
و از آنجایی که در دوره های مابعد التارخ که بشریت اسناد و مدارکی مُدَوَّن از خویش به جاگذاشته است ، آدمهایی اسطوره یی و واقعی به نام " روحانیون " پا به عرصۀ و جود گذارده و خود را حلقۀ و صل میان "آفریدگار جهان " و مردمان عادی وانمود کرده اند ؛ باید دید که آنان چه کسانی بوده اند .
روحانیون کیانند؟ :
آنگاه که در نتیجۀ رشد روند تقسیم کار میان افراد بشر و گسترش مراودات ومناسبات اجتماعی واقتصادی میان آنان ، لایه ها و اقشار وکتله ها و طبقات متنوع اجتماعی با منافع متضاد ومتقابل پابه عرصۀ وجود گذاشت ، انسانهایی هوشمند تر و استفاده جوتر از دیگران به نامهای "پیامبر" ،" خاخام" ، " پاپ" ،"حواریون" ، "موبد" ،"پستور" ، "کشیش" ، "راهب" ، "پندد" ، " گُرُو" ، "سادو" ، "إمام" ، "ملا" ، "قطب" ، "غوث" ، "آیت الله" ، "ولی فقیه" ، "حجت الاسلام" ، "آخوند" ، "آخوندزاده" ، "سید" ، "آغاصاحب" ، "پاچاصاحب" ، " حضرت صاحب" ، "روحانیون" ، " علمای دین" وغیره وغیره...به منظور استفاده جویی از احساسات پاک و بی آلایش أفراد عادی وساده لوح جامعه و با به کارگیری زمینه های فکری و عاطفی آنان ، پادر میان گذاشته و کوشیده اند تا انعکاسات معنوی نیازمندیهای مادی افراد جامعه را وهمچنان مفکوره ها و ایده های ناشی از ترس و نفرت و دوستی و تمایل در برابر پدیده ها و مظاهر گونه گون طبیعت را عمق وپهنایی گسترده تربخشیده واز این راه منافع آزمندانۀ خود وگروهها وکتله های إجتماعی متعلق به خودرا را برآورده سازند ؛ چنان وانمود کرده اند که گویا آنان با آن "ذات ذوالجلال والإکرام" نسبت به دیگران بیشتر در تماس وپیوند بوده و اورا خوبتر میشناسند واونیز آنان را برگزیده و مکلف گردانیده است تا پیامها ، اوامر و نواهی اش را به دیگران که شایسته گی پیوند نزدیک و تماس مستقیم با آن "ذات پاک" را ندارند ، برسانند. و این گروه شارلتان و استفاده جو در طول تاریخ وتاهمین اکنون کوشیده اند ومیکوشند تا با به کارگیری هزاران حیله ونیرنگ وفریب ودروغ ، خودرا وبازمانده گان خود را نسبت به سائرافراد جامعه یک سرو گردن بلند تر و پاکتر و قابل إعتمادتردر نزد " خدا " قلمداد نموده و دیگران را وادار نمایند تا به آنان از در احترام و تعظیم پیش آمده ودرباج دهی به آنان و تأمین و برآورده ساختن مایحتاج ونیازمندی هایشان داوطلبانه و رضامندانه از همدیگر پیشی جویند ؛ چه در غیرآن موجبات قهر و غضب" خدا " را برخویشتن فراهم خواهند نمود که نتیجه اش "شرمساری" دنیا وسوختن در" آتش جاودان دوزخ" میباشد.
اکنون که بشریت به یمن همت فرزندان دانشمند و تابو شکن خویش به بزرگترین پیشرفتها در میدان علم وتکنالوجی دست یافته است ، که بر افسانه ها ، احکام و استدلالهای غیر علمی و خرافاتی ادیان خط بطلان میکشد ، زمان آن فرا رسیده است که دانشمندان آگاه وبا وجدان در سراسر جهان و به خصوص در جوامع اسلام زده وبالأخص در جامعۀ به خرافات کشانده شدۀ افغانی ، سکوت مرگبار کنونی را درهم شکسته دین ودین باوری رابه چالش گیرند ، وآن " ذات أقدس الهی "را که پندار و تصوری بیش نیست، با آوردن دلائل وبراهین علمی و منطقی و باجرأت و صراحت علمی و با قاطعیت تمام به نقد بگیرند و به معتقدین و باورمندان آن که ، می توان همه رافریب خورده ، ساده اندیش و سطحی نگرنامید، باکمال دلسوزی و مهربانی حالی نمایند که، آنچه که آنان به عنوان معبود برایش سر به سجده می نهند ،و در برابرش تن به ذلت میدهند ، چیزی نیست جز موجودی خیالی و پنداری واهی که در دستگاه فکری بشر ساخته و پرداخته شده است. و با این کار روشنگرانه و دانشمندانۀ خویش، در مسیرنجات بشریت از این بیماری واگیر واین ویروس خطرناک که ذهن و دماغ انسان را میفرساید ،گامی به پیش نهاده نسلهای آینده را در ریشه کن کردن و به دور انداختن آن یاری رسانند. پایان
خوانندۀ گرامی ! ازحضورشما صمیمانه خواهشمندم تا این مقال را یک بار دیگر نیز با دیدی انتقادی و امعان نظر مطالعه فرموده با تحریر ملاحظات و نقطه نظرهای خویش و إرسال آن به آدرس زیرین، برایم إفتخار بخشید تا همصحبت شما باشم .
Azizyasin78@yahoo.com
نظرات
16 دیدگاهدین و دین باوری در بستر زمان
اغای حلاج شما میگویید که اعمال داعش اسلامی نیست از شما محترم می خواهم که لطف نموده بنوسید که کدام عمل داعش غیر اسلامی می باشد تا ما هم بدانیم داعش واقعن به گفته شما پیروان اسلام ناب محمدی نمیباشند
دین و دین باوری در بستر زمان
باسلام مجدد خدمت خواننده گان گرامي ، خواهشمندم در كامنت قبلي ام جملهء ( عوائد حاصل از چاه هاي نفت به نفع آخوندهاي ملياردر ايران .....) را با جملهء ( عوائد حوصله از چاهاي نفت به جاي كاربرد به نفع آخوندهاي ملياردر ايران .... ) إصلاح ومطالعه فرمايند .
عزيز ياسين
دین و دین باوری در بستر زمان
شیفتگان " اسلام عزیز " هی داد می زنند که طالبان، القاعده ، بوکو حرام و داعش هیچکدام مسلمان نیستند . یا درهرموردی که عمل جنایتکارانه ای با تکیه به " امر الهی" و استناد به آیات قرآن انجام می شود این بیت معروف را نشخوار می کنند :
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست در مسلمانی ماست
ولی هیچگاه به این نکته نمی پردازند که اگر اسلام دین " هدایت" و " رستگاری " هست چگونه نتوانسته است در طول هزار وچهار صد سال حیات خود در هیچ حوزه ی جغرافیایی در وجدان و درون پیروان خود نفوذ داشته و ایشان را از " هرعیب" به دور نگهداشته و از آن ها " انسان برتر" ساخته باشد ؟ چند هزار سال دیگر باید منتظر بود که "اسلام واقعی " متحقق شود ودنیا را گل وگلزار بسازد؟
اگر گفته می شود که گروه های خون آشام اسلامی با اتکا به نص صریح قرآن دایر به " جنگ با کفار" - جهاد - و گردن زن آنان عمل می کنند ، مدافعان درمانده ی اسلام استدلال می کنند که در قرآن آیات مخالف آن نیز وجوددارد وبدینوسیله نا آگاهانه تصدیق می کنند که قرآن دارای تناقضات فاحشی است که می توان از آن " خیر" و " شر" را یکسان بیرون آورد .
دین و دین باوری در بستر زمان
فروش زنان اسیر به عنوان کنیز در اسلام توسط محمد ابن عبدالله
هنگامی که جنایتکاران مسلمان با نام الله و محمد بدترین و زشتترین جنایتی که تاریخ بشر به خود دیده است را مرتکب میشوند، عدهای ندانسته گمان دارند که این دستورات اسلامی نیست، ایشان گمان میکنند محمد شخصیتی بود کاملا مهربان و به قول معروف آزارش به مورچه هم نمیرسید، کسی که از بُعد قساوتهای محمد آگاهی ندارد ایرادی بر وی نیست. از آخوند، ملاو مولوی هم گلهای نیست، زیرا نانشان در گرو نادانی مردم است. درد آنجاست که عدهای روشنفکر مآب دانسته نه تنها خود را پیرو چنین شخصیت و آئینی میدانند، بلکه همواره در تلاشند تا مردم را دنباله رو این دین جنایت پرور نگه دارند. منطق کسی که رفتار محمد با مسلمانان را نماد مهربانی او بداند مانند کسی است که جنایتکار اعدامی را به دلیل رفتار خوب با دوستان و خانوادهاش مستحق آزادی و احترام قلمداد نماید:
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا (فتح/29) محمد فرستادهی الله است و كسانى كه با اويند بر كافران سختگير، با همديگر مهربانند؛ آنان را در ركوع و سجود میبينى فضل و خشنودى الله را خواستارند علامت آنان بر اثر سجود در چهره هايشان است اين صفت ايشان است در تورات و مثل آنها در انجيل چون کاشتهای است كه جوانه خود برآورد و آن را مايه دهد تا ستبر شود و بر ساقههاى خود بايستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از آنان كافران را به خشم دراندازد الله به كسانى از آنان كه ايمان آورده و عمل صالح كرهاند آمرزش و پاداش بزرگى وعده دادهاست. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/123)اى كسانى كه ايمان آوردهايد (با) كافرانى كه مجاور شما هستند بجنگید و آنان بايد در شما خشونت بيابند و بدانيد كه الله با متقیان است.سایر ایات
آنچه که در زیر میخوانید نمونهای هستند بسیار کوچک از صدها جنایتی که محمد ابن عبدالله، در حق زنان و کودکان غیر مسلمان انجام داده است، او در جنگ با بنی قریظه که گروهی یهودی بودند، پس از اینکه تمامی مردان آنان را کشت، نوبت به کودکان رسید؛ وی دستور داد تا تمامی کودکان بالغ این قبیله را بکشند، ملاکش در این کشتار وحشیانه، رویش مو در اطراف آلت تناسلی آنان بود؛ او پس از این جنایت، تمامی زنان و کودکان را پس از دریافت سهم خویش که یک پنجم آنان بود میان پیروانش تقسیم نمود و تعداد زیادی از این زنان و کودکان اسیر را در نجد فروخت و در برابرش اسلحه خرید:
مسلم الانصاری گفت که رسول الله مرا بر اسیران بنی قریظه گماشت، پس نگاه به آلت تناسلی نوجوانان پسر میکردم، اگر میدیدم که موئی بر آلتش روئیده گردنش را میزدم و اگر نروئیده بود جزء غنایم جنگی گماشته میشد.(مجمع الزوائد / الهیثمی / جلد 6 / صفحه 141- اعیان الشیعه / محسن الامین / جلد 3 / صفحه 303) .(1) و سایر منابع در همین زمینه
در تاریخ طبری:
.... سپس رسول الله اموال و زنان و کودکان بنی قریظه را تقسیم نمود در آن هنگام پس از دریافت خمسش، سه سهم برای سوارکار مرد و یک سهم برای سوارکار زن و برای پیاده نظام یک سهم و در آن روز تعداد اسبهای بنی قریظه 36 اسب بود.... سپس سعد ابن زید انصاری از برادران بنی عبد الاشهل را به همراه زنان و کودکان اسیر بنی قریظه برگزید و به نجد فرستاد تا بوسیله فروش آنان اسحله و اسب بیاورد و رسول الله (ص) ریحانه بنت عمرو بن جنافه یکی از زنان بنی عمرو بن قریظه را تا آخر عمر برای خودش برداشت، رسول الله از او خواست تا مسلمان شود و او با وی ازدواج نماید و محجبه شود، ولی او به رسول الله گفت: مرا به عنوان کنیزت نگه دارد که این برای من راحت تر است و او هم وی را به همین حال وا گذاشت. (التاریخ الطبری / جلد 2 / صفحه 252) (2) شرح ماجرا
سپس رسول الله اموال و زنان و کودکان بنی قریظه را تقسیم نمود و برخی از این اسیران را به همراه سعد ابن زید الانصاری به نجد فرستاد تا با فروش آنان اسحله و اسب بیاورد.(تفسیر المیزان / علامه طباطبائی / جلد 16 / صفحه 303). (3)
آیت الله سید جعفر مرتضی العاملی از علمای مشهور و مورخ به نام شیعی در کتاب الصحیح فی سیره النبی الاعظم میگوید:
رسول الله برخی از این اسیران (زن و کودک) را به همراه سعد ابن زید الاشهلی به نجد فرستاد تا با فروش آنان اسحله و اسب بیاورد.
و همچین گفته میشود که رسول الله برخی از زنان و کودکان اسیر بنی قریظه را به شام برای فروش فرستاد و اسلحه و اسب خرید. (الصحیح من سیره النبی الاعظم / سید جعفر مرتضی / جلد 11 / صفحه 225) (4) منبع
موضوع تصاحب زنی از بنی قریظه به نام ریحانه از سوی محمد و فروش زنان و کودکان بنی قریظه به نجد از مسلمات تاریخ اسلام است که در منابع معتبر زیر هم بیان شده است:
(تفسیر البغوی / جلد 3 / صفحه 524 (5)- تفسیر الالوسی / جلد 21 / صفحه 179 (6) - سیره این هشام / جلد 3 / صفحه 725 (7) - السنن الکبری / البیهقی / جلد 9 / صفحه 129 (8) - اسد الغایه / ابن اثیر / جلد 2 / صفحه 280 (8) - البدایه النهایه / ابن کثیر / جلد 4 / صفحه 144(9) - بحارالانوار / علامه مجلسی / جلد 20 / صفحه 212 (10))
و همچین داستان فروش دختر ام قرفه
در مورد ریحانه همان دختری که محمد به او تجاوز کرد در برخی از منابع از او با نام تکانه هم یاد شده. (11)
پس کسانی که معتقدند رفتار داعش اسلامی نیست یا از اسلام اطلاعی ندارند و یا همان روشنفکر مآبانی هستند که دانسته سعی در تقدس اسلام و رهبر آن محمد ابن عبدالله دارند، داعش همان گروهی است که با اتکا به آموزههای اسلامی صدها زن و دختر کُرد ایزدی عراق را به عنوان ملک یمین یا میان خویش تقسیم نمودند و یا آنان را در شهرهای مختلف عراق مخصوصا موصل فروختند. در زیر فهرست قیمت گذاری زنان ودختران اسیر از سوی داعش که توسط خبر گزاری العربیه انتشار یافته است آورده می شود:
فهرست قیمت گذاری های داعش برای زنان اسیر(جواد الحطاب- العربیه.نت)
پس از تنگ شدن عرصه بر منابع مالی گروه داعش، این گروه تروریستی بازاری برای خرید و فروش زنان اسیر در مکان و روزهای مشخص برپا کرده، تا به این وسیله منابع مالی عملیات خود را تامین کند.
العربیه پیشتر ویدیویی از معامله چند نفر از عناصر داعش درباره خرید و فروش اسیران زن پخش کرده بود.
به تازگی سایت ها شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک و تویتر و نیز بسیاری از روزنامه های عراقی سندی را منتشر کردند که در آن قیمت زنان و دختران اسیر بر اساس سن آنها مشخص شده است.
گفته شده که زنان و دختران اسیر در دست گروه داعش که در بازارهای این گروه تروریستی خرید و فروش می شوند، اکثرا مسیحی یا ایزدی هستند.
بر اساس این فهرست زنان از 30 تا 40 سال 60 دلار، زنان بین 20 تا 30سال 85 دلار، زنان بین 10 تا 20 سال 125 دلار، دختران بین یک تا 9 سال 170 دلار. این سند که با مهر گروه دولت اسلامی ( داعش ) به امضا رسیده، هوشدار میدهد که خریداران نمی توانند بیش از سه اسیر زن نزد خود نگهدارند.
دین و دین باوری در بستر زمان
آقاى ياسين با تشكر از توضيحات شما. من نمى خواهم به اين بحث ادامه دهم ، اول اينكه شما هم بخوبى ميدانيد كه صد ها كتاب به رد إثبات وجود خالق يا ناظم اين كائنات نوشته شده و هزاران كتاب در إثبات وجود خالق اين جهان و هستى، حالا اين خالق چگونه است و از كدام مذهب و دين بحث جدايست كه خود نياز به تتبع و تحقيق دارد. حالا شايد من صد دليل و برهان از آن تحقيقات بياورم و صد من نظر و فرضيه شما، بهتر است دوستان را أجازه دهيم كه خود بروند و آن كتب را مطالعه بفرمايند.
دوم اينكه من وقت از خلقى ها و پرچمى ها ميگويم شما درد تان نكند و ضرورت به عذر خواهى نيست آنها هم چنان كه ميدانيد تحت همين تفكرات و أيده ها جنايت آفريدند و ستم كردند و شكى نيست كه شما باز مانده اى از همين خاندان خلقى ، پرچمى ، شعله اى هستيد و آزرده نشويد حد اقل يك تفكر داريد، همه كشتند ، جنايت كردند ، همين مجاهدين خدا نا ترس هم قتل عام كردند.
سوم اينكه وقتى گفتم سايت كه برادران هزاره درآن بيشتر مينويسند فورن همچون زمان هاى اول انقلاب ايران كه تا كسى حرفى ميزد فرياد ميزدند كه هاى مردم به امام توهين كرده به خمينى دشنام داده يا زمان هاى كمونيست ها كه به حزب دموكراتيك خلق افغانستان توهين كرده ، سر و سينه ميزنيد و از برادران هزاره دفاع ميكنيد ، اين سياست ها دگر كهنه شده و هيچ رنگ ندارد.
چهارم اينكه ، جواب ديگران را نمى دهم چون براى آنها ننوشته ام و اميد وإرم آزرده خاطر نشوند. اما براى شما خواهم نوشت .
با تشكر
دین و دین باوری در بستر زمان
آقای حلاج جواب دیگران را نمیدهی یا داده نمیتوانی؟ منحیث یک مسلمان کمی صادق باش