رفتن به محتوای اصلی
آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

بخشی ازی که ده ای غیدا توره بلی آزرگی مینی دانا های مو کلو شوده دیل مه شوده مطلب ایمروزنی خوره بیخی ده آزرگی تقدیم شمو کنوم.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

ار غید نقل از زیبو موشه باضی کسا کلو چابوک شور شی بل میه و ابلگ شوده مولمود از کوری خو توره موگن. نشو دیدونی حمایت ده ای دوور یا او دوور بلدی ډونډل و شخشول کدو از پاسی بیرخونده ره نموشه زیبوشنختو نام ایشت. اگه روست موگین غدر مهمه که از ار خیل کیده پیش یَقس ده شرطای موسونی زبونا توغ کِنید و بسم سریشته توره گویی خو بخشِه ای یا او دوور بیگرین.

ما خودمه ده این غیدا چیمقیله مونوم که شرطای مونډگی بلدی زبو و الیدگی زبو و لهجه ره خانده بیسه ده آزرگی تطبیق کنوم تا ازوپاس خوبتر پی بوبروم که باید ای ره زیبو بوگی یا لهجه. از کوره توره گوفتو بخشی احساسات جاره اودورزادگی ره کلو مونه و ده اید جگی خوب نمیرسیننه. اگه سونی دیگه زیبونا توغ کنی فرق مابینی کرواسی، سربی و بوسنیانی کمتر از فرق مابینی آزرگی و فارسی نوشتگی استه، مگم اونا ارسِه شی بلدی خو زیبو شینخته شوده. امزو اللی فرق مابینی زیبونای سویډنی، ناروژی و دانمارکی ریزه تر از فرق میلکلی آزرگی و فارسی نوشتگی استه. اونا ارکُدم شی بلدی زیبو یه. اگه ازونا واری بینگرنی خو طرفدارای اونای که موگن آزرگی خودشی زبیویه روست موگن. البته فرق مابین اونو زیبونا که ده بوللو یاد کدوم ده سالای آخیر کلوتر شوده باد ازی که ار کدم شی قیقشگ موکدن بلدی خو هویت جور کنن یا هویت خودگی خو ایلغوتر کنن. اگه ده آزرگی غور کده توغ کنی غدر خیلا پیدا مونی که میتنه سیرغو آزرگی ره زیبو تلقی کینه، نه جاره لوز، بلکه از روود قاعدی زیبو. 15 تا 20 درصد لوزای روزمره که توره گویی مینی آزرگو ده آزرگی توبلجی موشه غیر فارسی استن. ده خود هزارجات فیکر مونوم بالتر ازی باشه. ای ټول که آزرگی ره زیبو میدنن تقسیم بندی ره ده دو مرحله میدنن، یانی 1. زیبو و 2. لهجه. ده یگو خیل ده نام گویش اهمیت نمیدین.

ده دیگه جغه اونای که موگن آزرگی یک لهجه فارسی استه ام دلیلای خودون خو دیرن. البته اکثریت اونا موگن که باید سه زینه ای بوترا شونه، یانی ای که 1. زیبو، 2. گویش و 3. لهجه. بلدی اونا فارسی یک زیبویه، آزرگی یگ گویش و دایزنگی، جاغوری وغیره لهجای آزرگی. ای یک روود نو استه چونکه اکثر زیبو شناسا دو زینه ای تقسیم بندی مونن که ده او 1. زیبو، 2. لهجه. اگه دَورِه ازینا کنی باید زیبونای سکندیناویا پگ شی یگ زیبو، یانی زیبونی سکندیناویایی، حساب شونه، سویډنی، ناروژی و دانمارکی ارکدم شی گویش امی زیبو بشند و بسم دالمول، سکونه ای،.. وغیره لهجه ده مینی گویشی سویډنی و زیبونی سکندیناویایی حساب شونند. امزو اللی زیبونای یوگوسلاویای گَینه باید یگ حساب شونن، کرواسیایی، سربی و بوسنیایی ارکدم شی الگ گویش امزی زیبو بشن و لهجای مختلف دشته شن. ای ټول ام باید جوابگوی بشن که قد لوزای و روودای زیبویی آزرگی که ده فارسی نیه چی میخاین کنن. آیا اونا که صدها یا شاید ازارا سال ره با وجود موشیکلای پیرمو زنده مندن ره خودون مو موتو موتو ده مینی آو پورته کنی؟ یا شومو منظور شمو ای استه که او نا ره قرا قرا ده مینی فارسی تخته کنیم؟

اولنه کار که باید سامو شونه ای استه که ار دو ټولا مینی خو جور بَیَن که دو زینه ای تقسیم بندی کنن یا سه زینه ای. اگه ام سه مرحله گی توره بوگیم، آیا آزرگی باز اجازه دره بلدی خو الفبا دشته شه یا نه؟ مینی 2000 لوز آزرگی که ما چیمقیله کیده ډونډل کده ټول کیدوم بینی 150 تا 200دنی شی باید قد حروف ټ و ډ نویشته شونن، چونکه الفبای فارسی او حروف ره ندره ما مجبور شودوم از الفبای پشتو استفاده کنوم. مثلا ده آزرگی "تول کدو" و "ټول کدو" دو فعل بیخی مختلف استن، اولنی شی ده فارسی کتبی موشه "وزن کردن" و دومنی شی موشه :جمع آوری کردن". غیدی که اونا ره مو نمیتنیم قنجیغی الفبای فارسی نویشته کنیم یانی که مشکیل دریم. اگه اموتر قد ت و د جگی ټ و ډ نویشته کیده بوریم چن سال پاس بیخی لوزا الیش موشن. ای یگ موشکیل کټه بخشی مو استه که ده فیکر شی بشیم. ده نظر خود مه بخشی ازی که مو ز، ذ، ظ و ض ره یگ واری تلفظ مونیم امو "ز" کافی استه. ذ، ض و ظ کول شی عربی استن و بلدی ازی ده فارسی امدن که اولا مردوم کلمای عربی ره موسون شی اللی تلفظ موکدن. امو رقم مینی ث، س و ص، امو یک دنی شی؛ س، بس استه. ده اصل ث تلفظ شی قابو "ت" اللی یه، نه س اللی، مگم مو ده مرور زمان او ره س جور کدیم و تلفظ ث و س فرق ندره. آسو کدونی زیبو بلدی یادگریفتو خوبه، هدف ای بشه که کوللی مردوم بیتنه آسو سوبوک باسواد شونن. چین یگو 60 سال پیش امی کار ره کد و نوشتی خوره آسوتر جورکد تا مردوم آسوتر یاد بیگرن. کوردی ام روود خوره کلو آسو کیده که امو خیل که از دان مردوم بور موشه نویشته شونه. زیبونای که نوشته و توره گویی شی غدر فرق دره موشکیل دیرن، دانمارکی واری.

یگ خیل که اینجی مهم استه ای یه که بودونی آزرگی به عنوانی زیبو کلو ده را و روود دیگرو ام تلعق دیره. اگه مثلا ناسیونالیزم قومی روز ده روز زیبویی شونه و فارسی بعنوان یک سوټه بلدی هویت قوم فارس تبار استفاده شونه او وختا سر آزرگی تاثیر میله. او غید موشه سوال کد که مو خودخو بیدا بیزیبو قبول کنی که فقط آوی دانی دیگرو ره قورت کنی یا ای که مو ام بخش فارسی استی. تا وختی که تحمل بشه و زیبونی فارسی یگ زیبونی واز بلدی کول توره گویای شی بشه موشکیل نیه، او وخت کول ام ده تاریخ و ام آینده شی بخشیگی دیرن. اگه ناسیونالیزم قومی ده زیبو بیرسه و فقد قوم فارس خوندی زیبونی فارسی شونه او وختا شاید تولی ترزو توبلجی شونه و شاید بیجیرگی و بژغلی کلو شونه. قاف الغه خریشت کدو خوبه مگم مهمه که تولغه ره ام روست خریشت کنین تا از روی احساسات نه بلکه از روی مغز خو سریشته بیگرین.

بلدی از مه مهم نام نیه. فارسی بشه یا آزرگی فرق نمونه، مهم اییه که امو طرز توره گویی ره که باکولو و آچولون مو ده چیقس زامت بلدی نوسه نبیری خو ایشتن لیاقت قایم کدو و استفاده کدو ره دره. اگه شونه که مینی زیبونی فارسی/دری چیقی شونه تا فارسی ام کټه تر و ام وازتر باشه ما از کول کیده خوش موشوم. اگه نه شونه باید صاف سوتره بوگیم که مو میخایی لوزای که تابالی ده مینی فارسی جگه دده نشوده ره بورو پورته کنیم. ده ای دوری مدرن زیبونی نوشتاری زیبونی توره گویی اللی مهم استه، تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه پیش بورد و اموقس ام که زنده منده قره قره نقروب موشه. اگه یگ دفه پورموشت شود فیکر نمونوم مو قنجیغی ازی مغزای سووندوگ خو بیتنی نوکی اونا ره پس زنده کنی.

اگه توره گویی پیش بوره باید که منطقی توره بوگیم، نه جاره از روی احساسات.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

45 دیدگاه
باب

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

برادر عزیز رضا جاوید:

منشاء فساد سیاست افغانی و تعصب در برابر مردم هزاره است. نوشته شما عکس العمل در برابر سیاست های رذیلانه افغانیست. آخرین رذالت افغانی فرمان حامد خرزی، رئیس جمهور نام نهاد این مرکز رذالت، مبنی بر تحمیل لهجه کچه کابلی بحیث زبان رسمی مطبوعاتی افغانستان بود. عقاید شما بشکل عکس العملی صد در صد را مانده که هزار در هزار قابل تائید است. لهجه هزارگی طوریکه بارهار بکرات و مرات تکرار نموده ام یکی از غنای زبان فارسی مروج در افغانستان است. اینکه افغان های سر قدرت تلاش دارند بجای لهجه شیرین هزارگی لهجه کچه کابلی را بالای هزاره ها تحمیل نمایند نه تنها قبول نیست بلکه یک عمل رذیلانه و پطرول پاشی بالای اساسات وحدت در افغانستان است. لهجه هزارگی و شیوۀ گویش آن تهداب شکست ناپذیر زبان فارسی دریست. فارسی و دری زبانان باید به فرهنگ هزاره ها و زبان هزارگی هزاره ها افتخار کنند و خاک پای هر هزاره گو را سرمه چشم خویش سازند. از مردم شریف هزاره ها توقع می رود که احساس حقارت را کنار بگذارند و بجای نفاق به تحریک افغان های بی فرهنگ در تقویت زبان فارسی دری در چوکات هزارگی بحیث افتخار خویش مبادرت ورزند و در راه تعمیم و ترویج فرهنگ هزارگی شان بحیث فرهنگ و عامل وحدت بین ساکنین افغانستان بصورت خستگی ناپذیر مبادرت ورزند. صدقه چشم هزاره ایکه تسلیم نشد و مادرش را بجای کلمه کچه بوبو آبه یا آپه خواندند. هزار رحمت بر هزاره ایکه با کمال متانت پدرش را آته گفت و تسلیم آغا گوئی های کابلی های سست عنصر نشدند.

من نمی فهمم که بیشتر از این چه بگویم و چه بنویسم تا قناعت شما را فراهم سازند بجز اینکه بگویم: سری پنهانست اندر زیر و بم، فاش اگر گویم جهان حرامزادگی افغانیت را بر هم زنم.

حکمت

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

یکعده متعصین و کوته اندیشان، تقویت و پاسداری از زبان هزاره گی را برابر با دشمنی با زبان فارسی یا دری دانسته اند! زبان هزاره گی بخش مهم هویت هزاره ها به شمار میرود. همچنانکه جناب رضا جاوید اشاره کرده اند، در این عصر ارتباطات تصویری و صوتی برای پاسداری و زنده نگهداشتن این گنجینه ای هویتی، باید برای تقویت آن تلاش کرد و به زبان هزاره گی نوشت.

باب

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

جناب حکمت:

هزاره ها در حمایت از بان فارسی دری کارهای بس شایسته انجام داده اند. مثلاً مصدر هشتن. هشتن یک کلمه فارسی دری است ولی دری و فارسی زبانان از روی غفلت آن را استفاده نمی کنند در حالیکه هزاره ها با کمال امانت داری آن را بکار می برند که فرهنگ فارسی را غنی تر می سازند باین معنی که:

قمبر علی پیاله را بالای میز هشت، قمبر علی پیاله را بالای میز میله .... در حالیکه کابلی ها بجای کلمه هشتن از مصدر ماندن استفده می کنند و می گویند محمد عثمان چوکی ر بالای میز ماند، محمد عثمان چوکی ر بالای میز می ماند ... اینکه هشتن یا ماندن فارسی تر است بالکل یک بحث جداگانه و مختص به زبان شناسان است اما یک واقعیت ثابت است که مصدر هشتن یک کلمه سوچه فارسی دری است و هزاره از آن استفاده درست می نمایند.

اینکه هزاره ها کلمه هشتن فارسی را در زبان خویش و مکالمات روزمره خویش استفاده می نمایند بالکل یک موضوع مربوط زبان فارسی است و هیچ ربطی به هزارگی ندارد. حال شما لطف فرموده مثالی را ارائه فرمائید که هزاره ها کلماتی را بکار می برند که مختص هزارگی بوده و ربطی به فارسی ندارد. من نمی گویم که چنین کلماتی نیست بلکه کنجکاو هستم که بدانم کدام کلمات است که شما از آن بنام کلمات هزارگی یاد می کنید. کلمه آته که توسط هزاره ها برای پدر استفاده می شود یک کلمه ترکیست. ترک ها بیش از هزار سال بالای این سرزمین حاکم بودند و طبعاً فرهنگ و زبان شان تاثیرگزار بوده که هیچ ربطی به فرهنگ فارسی یا هزارگی ندارد ولی جزو فرهنگ فارسی گردیده و ما از آن استقبال می نمائیم. چاینک یک کلمه روسی است ولی فارسی زبانان آن را در زبان خویش حفظ نموده و جزو لایتجزای فرهنگ فارسی گردیده که سبب غنای فارسی گردیده است. امروز افغان های بی فرهنگ استفاده از کلمات عربی را از افتخارات افغانی خویش می شمارند ولی از نفوذ فرهنگی ترک ها نه تنها یاد نمی کنند بلکه ساکنین ترک این مملکت را حتی در زمرۀ ساکنین افغانستان محسوب نمی کنند. هزاره ها تا هنوز هم این افتخار را دارند که بحیث هزاره دارای یک هویت مستقل و مختص بخود می باشند. وای بر حال ترک های این کشور که از این نعمت محروم گردیده اند و خود را با دروغ افغان قلمداد می کنند. این یک کتمان هویت است که بسیار دردآور باید باشد.

کلمه خان یک کلمه مغولی است ولی افغان ها از آن طوری استفاده می نمایند که گویا این کلمه پشتو و مختص افغان هاست. واقعیت امر این است که در زمان سلطه مغول ها بحیث امپراطور منطقه که افغانستان امروزی را شامل می شد صرف و صرف مغول ها افتخار این لقب را داشتند و افغان ها در آن زمان این افتخار را نداشتند. بمرور زمان افغان ها به تقلید از سرداران مغولی شان خود را خان خواندند: روباه وارد باغ شد، وقتی دید باغبان نیست نامش را چنین و چنان یا خان گذاشتند. افغان ها وقتی پسوند خان را استفاده کردند که مغول ها بشکل داوطلبانه از قدرت دست کشیدند و برای مردم محل اجازه دادند که خود بر سرنوشت خویش خان گردند. اگر امروز افغانی ادعا دارد که خانی رسم و رواج افغان ها است آنها دروغ می گویند و چنین ادعا ناشی از جهل شان است.

جاپانی ها موتر تویوتا ساختند ولی اگر امروز شما به کابل سر بزنید هر افغان بی فرهنگ سر تویوتای جاپانی طوری سوار است و تیم می دهد که گوئی تویوتا از تولیدات بابای افغان هاست و آنها می خواهند افتخار تولید موتر توسط جاپانی ها را از طریق سوار شدن بالای موتر تویوتا بخود نسبت دهند. در حالیکه افتخار افتخار جاپانی هاست که چنین وسیله ای را تولید کردند نه افتخار یک افغان بی فرهنگ که بالای آن سوار می شود.

نور هزاره

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

جناب رضا جاوید،

به نظر من، شما نباید تلاش کنید که با هر بی سواد و نیمه با سواد بحث کنید. شما دانش دارید و درک دارید، بروید هر کاری که می توانید برای گویش هزارگی انجام بدهید و یا تلاش کنید که با چند دلسوز دیگر به صورت جمعی برای این هدف کار کنید. کابل پرس جای درستی برا طرح این بحث ها نیست.

من شخصا نظر شما را در مورد فراهم کردن دستور و دیگر خصوصیات گویش هزارگی بسیار جالب و تازه یافتم. امیدوارم شما و دیگر دوستان صاحب صلاحیت در این زمینه به صورت عملی کار کنید.

لازم نیست ما با هر کس و ناکس بحث کنیم و تلاش کنیم که نظر شان را تغییر بدهیم و یا اجازه ای شان را بگیریم. هیچ قومی برای تقویت فرهنگ و زبان خود از کسی اجازه نمی گیرد. هزاره ها مثل بقیه اقوام بشری اصلا نیازی ندارند که از کسی در این موارد اجازه بگیرند. آنهایی هم با این تلاش های فرهنگی هزاره ها ناراحت می شوند، آن قدر ناراحت بشوند تا منفجر شوند.

هزاره آزاد اند که هزارگی را زبان هزارگی و یا لهجه ای هزارگی و یا گویش هزارگی بگویند. هیچ کسی حق ندارد که به هزاره ها دستور بدهند که چنین بگویند و چنان نگویند همچنان که هزاره ها هم به خود حق نمی دهند که به دیگران بگویند که زبان شان را چه بنامند و چه ننامند.

نظر شما جدید است، تازه است، امیدوار کننده است. فقط به فعالیت و تلاش هایت ادامه بدهید و همدلان و هم نظران خود را پیدا کنید. موفق و سر بلند باشید.

ناشناس

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

رضا جاوید نوشته:.....من سه لیسانس و 1 فوق لیسانس از بهترین دانشگاه های سویدن دارم ......... همانطوری که بیان کرده ام خیلی اطلاعات و مطالعه دارم و زبانهای مختلف، مثل انگلیسی، سویدنی، اسپانیایی و فرانسوی را هم صحبت و نوشته میتوانم.....

افغانا ره لاف کشته ههههههههه

همانگونه که زبان فارسی را اشتباه مینویسی و نامش را زبان هزاره گی میگذاری. شاید هم تسلط ات به دیگر زبان ها خارجی هم به همین گونه باشد .... هههههه

Take it easy dude!

رضا جاوید

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

سلام آقای نور هزاره!
تشکر از تشویق و حمایت تان. بلی، در بعضی موارد بهتری جواب به احمق ها خاموشی است، مثل این نظریه آخر. اما وقتی با احترامانه بحث کند، مانند آقا یا خانم باب، من با تحمل و با توانایی که دارم سعی میکنم جواب دهم.

در قسمت هزاره گی این را کاملا میدانم که همانند اینکه هزاره ها خودشان در طول تاریخ مورد تمسخر گرفته اند، زبانشان هم قرار گرفته و هم میگیرد، یعنی وقتی صحبت از زبان هزاره گی میشود بعضی ها با احترام انتقادات خود را میگویند و دلایل میدهند که دلایل شان را باید خواند و جوابگو بود، اما خیلی ها؛ متاسفانه خیلی از خود هزاره ها، از روی شکسته نفسی و خودذلتی که به آنها تحمیل شده شروع به تمسخر میکند. البته این مرا بیشتر تقویت میدهد که برای برابری بکوشم. وقت میگیرد تا گویندگان هزاره گی واقعا و کاملا با احساس آرام و با اعتماد بنفس در زبان خود صحبت در مله عام صحبت کنند.

من بعد از تحقیق امروز دریافتم که بزرگترین بانک اطلاعاتی درباره زبانهای دنیا، ایتنولوگ، هزاره گی و تاجیکی را دو زبان مستقل با ریشه ی مشترک در فارسی تلقی میکند. ویکی پیدیا هم در چارت زبانهای هند و اروپایی همین کار را میکند. یعنی اینکه خیلی از زبانشناسان به این باورند که هزاره گی زبان مستقل است. لینک ایتنولوگ درباره هزاره گی این است: http://www.ethnologue.com/language/haz

چارت زبانهای هند و اروپایی که در آن هزاره گی بع عنوان زبان مستقل درج شده را من اپلود میکنم.
_

ناشناس

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

اگر از کوتل خیرخانه اغاز کنیم و تا بدخشان، سمرقند وبخارا،تقریبن هر منطقه از خود لهجه خود را دارند و بعضن بسیار ازهم منفاوت، ولی نمیتوان به انها نام زبان را بکار برد. اینکه بعضی هموطنان هزاره ما میخواهند از هزارگی زبان بتراشند بسیار عجیب است و نمایانگر غرور کاذب انهاست.قسمیکه درستان باداور شدند، هزارگی هم ده ها لحجه و دیالکت دارد.

ناشناس

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

You have just claimed on your previous messages that you can speak/write English fluently, plus many other international languages, and now you have no freaking clue either ’Bob’ is a man’s name or a woman’s name. Where did you learn English anyway? In Quetta as well? hahahah
I wonder if you have slightest linguistical knowledge about any language, but I see that you are interestingly enough inventing one from your stomach righ away. You have been just told by a wise man above not to mix the language with politics, because there are two different aspects, but you keep whinig about how badly Hazaras were surpressed in last 150 years in Afghanistan that they are ashamed of their beloved HAZARAGI LANGAUGE.

You, selfishly, conclude everything in last 150 years, and shamelessly disown, and detach Hazara ethnic from all the heritage/history that we all share in this land called Afghanistan. Do you have any prove if your so called HAZARAGI LANGUAGE was ever existed/being discriminte before 150 years? or you are dreaming of making another ’PUTA KHAZANA ’?

ناشناس

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

"من بعد از تحقیق امروز دریافتم که بزرگترین بانک اطلاعاتی درباره زبانهای دنیا، ایتنولوگ، هزاره گی و تاجیکی را دو زبان مستقل با ریشه ی مشترک در فارسی تلقی میکند. ویکی پیدیا هم در چارت زبانهای هند و اروپایی همین کار را میکند. یعنی اینکه خیلی از زبانشناسان به این باورند که هزاره گی زبان مستقل است. لینک ایتنولوگ درباره هزاره گی این است:"

پس اگر گفته های بزرگترین بانک اطلاعاتی درباره زبانهای دنیا را سند معتبر میدانی, این را هم قبول میکنی که نوشته هزاره ها کمتر از 6 فیصد نفوس افغانستان تشکیل میدهند؟

رضا جاوید

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

دوست بینام!
نفوسی که نوشته شده بر مبنای افرادی که به هزارگی صحبت میکنند است. هزاره های کابل و خیلی از شهرهای دیگر بر دری حساب میشوند، همچنان در ایران که بیش از یک و نیم میلیون هزاره زنده گی میکنند اکثرا بر فارسی حساب میشود. هزارگی بیشتر تعلق به منطقه ی جغرافیایی دارد چون هزاره های که به شهر ها کوچ کردند به دلیل گریز از تبعیض سعی کردند از صحبت کردن به هزارگی بپرهیزند تا مبادا مورد تمسخر قرار نگیرند. ولی چون در افغانستان آمار اصلی وجود ندارد همه آمارها برمبنای حدث استند.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 45 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس