رفتن به محتوای اصلی
با داد و فریاد نمی شود پدیده ی خشونت علیه زنان را محو کرد، "چشم ها را باید شست"

با داد و فریاد نمی شود پدیده ی خشونت علیه زنان را محو کرد، "چشم ها را باید شست"

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

خشونت در افغانستان پدیده تازه ی نیست. این پدیده سالهاست که به اشکال گوناگون و غیرانسانی، علیه طبقه محروم و محکوم جامعه یعنی زنان و کودکان اعمال می گردد.

درطی یک سال اخیر طبق آماری که ازطرف کمیسون مستقل حقوق بشر و نهادهای مدافع حقوق بشری ارایه گردیده است نشان می دهد که خشونت علیه زنان در افغانستان نه تنها افزایش یافته بلکه فاجعه بارتر نیز گردیده است.
ستاره، بانوی جوان از ولایت هرات در غرب افغانستان تازه ترین قربانی خشونت علیه زنان است نه آخرین. ستاره 23 سال دارد و مادر چهار کودک دختر است. قرار معلوماتی رسانه ها، شوهرستاره به مواد مخدر معتاد بوده و همواره با خشونت او را مجبور می کرده است که برایش پول پیدا کند تا خرج مواد مخدرش تامین شود.
اما آخرین بار شوهر معتاد ستاره، به دلیل نپرداختن پول مواد مخدر، بینی و لب او را با تیغ خشونت به بی رحمی برید. این اولین رویداد فاجعه آفرین درتاریخ بشر نسبت به زنان افغانستان نیست بلکه زن ستیزی و خشونت علیه آنها سابقه طولانی در تمام زمینه های زندگی خانوادگی و اجتماعی در کشور افغانستان دارد.

من نمی خواهم به تعریف خشونت بپردازم. بلکه می خواهم راوی دردی باشم که سالهاست بر من به خاطر جنسیت ام در این جغرافیای لعنتی روا داشته شده است. بدبختانه این یک واقعیت تلخ هست که جامعه افغانستان پس از گذشت سه دهه اخیر تا کنون به دلیل نداشتن مدیریت سالم و متعهد و پالیسی درست در درون و بیرون جامعه نتوانسته برای مقابله با این پدیده ی انسان ستیز راه و چاره ی بیابد.

این کشور با داشتن جامعه ی مریض، با نبض کشنده و غرق در فساد اداری در سطح جهان در ردیف اول قرار گرفته است. این واقعیت تلخ و غیر قابل تحمل به شدت برای عموم مردم چی زن و مرد نگران کننده هست.

خشونت یکی از بحرانهای چالش برانگیز باداشتن خطرناکترین عواقب پیش رو، همچون مرگ در زندگی مردم افغانستان بالخصوص زنان و کودکان می توانند دلالیل متعددی داشته باشد. ولی، درمجموع یکی از دلایل چشم دید خشونت درافغانستان مو جودیت فقر و بی بیسوادی می باشد که در ذات خود یک پدیده خشونتزاست. این پدیده بر تعادل روانی اشخاص غلبه کرده و به همین دلیل شخص مرتکب جرم و جنایت های غیر قابل تصور می گردد.
علاوه بر این فقدان نظام سالم و صحی دولت و نقش کم رنگ نهاد های دولتی نیز از کمبودی هایی می باشند که تا کنون ساختارهای خانوا دگی و اجتماعی را تحت تاثیر قرارداده است. این وضعیت سبب گردیده است که اکثریت مردم عامه بالخصوص طبقه محروم و محکوم جامعه که زنان و کودکان هستند همیشه قربانی خشونت های غیر انسانی باشند.
در نتیجه موجودیت همین نظام ناسالم اجتماعی درکشور که همه مردم در آن سهیم اند باعث گردیده که جامعه بسوی انحراف و ناهنجاری های بی سابقه حرکت کند و استنتاج این روند و حرکت بدون تردید نا کار آمد و بدور از هر نوع خرد انسانی باشد. چنانچه ما هریک به چشم خود همه روزه نابسامانی های این نظام فرو ریخته رادر زمینه های متفاوت و عرصه های زندگی مردمی و شخصی خود تجربه می کنیم.

ولی مشکل اساسی در اینجاست که ما قرنها فقط ناله کرده ایم و زخم های عمیق ناشی از خشونت را بانالیدن تسکین بخشیده ایم. ولی تاهنوز نه معجزه ی صورت گرفته و نه گوش شنوا و وجدان بیداری پیدا شده که به داد و فریاد قربانیان خشونت پاسخ بگویند.

گریه های مان هم نتوانسته به دریای خروشانی تبدیل شود که آتش سوزان خشونت، بی عدالتی و نابرابری های اجتماعی همچون تبعیض جنسی و باورهای سنتی و دینی حاکم بر ساختاری جامعه که مانع پیشرفت در زندگی زنان در افغانستان می باشد را خاموش کند .

سرنوشت ستاره ها به نوبت وپی هم به فاجعه بدل شده، خاموش می شوند و بعد از اینکه نیمه جان از زیری خنجر ظلم و خشونت جان به سلامت بردند ادامه زندگی شان را به طور اجبار درسکوت تاریک جنایت سپری می کنند. ادامه زندگی در چنین وضعیت مرگبار بدون تردید تکرار یک فاجعه دیگریست که زندگی آنان را به جهنم تبدیل می کند.
به نظر من در چنین شرایطی، برای کاهش دادن میزان خشونت و بهبود بخشیدن وضعیت زندگی زنان، نیازمند راهکاری های اساسی وتغیرات بنیادین در ساختاری اندیشه و تفکر حاکم بر جامعه هستیم. زیرا تنها تحول و ایجاد تغییرات اساسی در نظام زندگی اجتماعی می تواند زمینه ساز شرایط بهتر زندگی شود. برای ریشه کن کردن خشونت علیه زنان، ما نیاز مندیم در قدم اول برای بالا بردن سطح آگاهی و شیوه آموزشی استاندارد به شکل دو جانبه و تعریف شده تلاش کنیم. در قدم دوم در صورت بهبود یافتن سطح آگاهی و ایجاد تغییر در افکار عمومی با داشتن یک تعریف درست از مناسبات و روابط اجتماعی براساس معیارهای حقوقی می توانیم گامی دیگری را در زمینه بهبود وضعیت اقتصادی زنان برداریم. مطئمنم بهبود شرایط اقتصادی زنان یکی از قوی ترین فاکتور ها در تغییر وضعییت آنان خواهد بود.

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

26 دیدگاه
چمبر علی

با داد و فریاد نمی شود پدیده ی خشونت علیه زنان را محو کرد، "چشم ها را باید شست"

جناب دوکتور غفزن ! این خصایل را الحمدلله ما نداریم و نه داشتیم ... این خصلت شماست، وختی که عصمت قانع ترا زیر پای میکرد، اونو وخت از خود چرا دفاع نکردی، که حالی بالایش اتهام های بیجا میبندی ؟؟؟ ... از لحاظ روانشناسی تو خودت به یک مفعول میمانی ... حتما همسرت هم ترا شناخته، که با تو وفادار نیست ... گپ دیگه اینکه تو چی کاره استی، که میخوایی مرا ازین سایت برانی ... تو اگر ایقه غیرت داری، زنت اول اداره و کنترول کو، این سایت نه از توست و نه مال پدر تو است ... در بین مه و جلالزی تو جای نمیشی، او خودش میتانه مشکلشه با من حل کنه، من مطمئن استم ، که به اقای جلالزی قناعت داده میتانم، تو بیجا غف نزن ...

چمبر علی

با داد و فریاد نمی شود پدیده ی خشونت علیه زنان را محو کرد، "چشم ها را باید شست"

گپ دیگه اینست ، که تو مثل تو واری غفزنها اگر در مقابل پشتونها تحریک شوه، یا نه شوه، برای پشتونها بی تفاوت است ... کسیکه کمی هم شرم داره، درمقابل هموطنان خویش ، مثل تو از موقف سگ غف نمیزنه ... تو معاف استی همیشه غف بزن، دشنام بتی هر چی که از دستت میشه همو را انجام بتی ... مورال تو باز هم بسیار قوی است، که بری خود خطاب سگ میکنی، باور کو تو برای ما حیثیت یک سگ هم نداری ...

پرویز "بهمن"

با داد و فریاد نمی شود پدیده ی خشونت علیه زنان را محو کرد، "چشم ها را باید شست"

سلام بهمهء خواننده گان سايت كابل پرس!
همهء خواننده هاي شاهد باشند كه من در برابر جناب محترم چمبرك اوغان أصيل ومسلمان اوغاني، ازكدام أدبيات كار ميگيرم وايشان بحيث مدافع هويت أفغاني با من چه نوع بر خورد ميكند، اول من براي اين عالي جناب چلنج دادم كه بفرما يد اتهام خود را در بارهء آنچه كه از قول بنده درقسمت من ميگويد لينك مستند آنرا به من وهمهء خواننده گان سايت كابل پرس بدهد تا سيه رو شود هركي در او غش باشد، اما اين افغان أصيل كما كان به اتهامات بي أساس خود به شكل دشنام عليه من ادامه ميدهد، در حاليكه اين بندهء فقير هرگز چنين ألفاظ ناشايست را عليه ايشان بكار نمي برم ، در عوض از ايشان خواسته ام كه اگر جناب شان اين نظريهء مرا كه افغان ها ازنسل خر ميباشند قبول ندارند، لطف كنند خلاف اين نظريه را ثابت نمايند، حاجت به اينقدر عصاب خرابي واتهامزني ودشنامزني شخصي چي است؟
اما ايشان كما في السابق به لجاجت خرگونهء شان ادامه ميدهند

پرویز "بهمن"

با داد و فریاد نمی شود پدیده ی خشونت علیه زنان را محو کرد، "چشم ها را باید شست"

موضوع ديگر راجع به سوار نمودن ميرويس جلالزي بالاي فلان جمبرخان بود:
جناب محترم چمبرخان فكر كرده اند كه شايد من وكيل مدافع جناب ميرويس جلالزي باشم، نخير چمبرك عزيز، من هرگز درك بين شما مداخله نمي كنم، بلكه هدف از آوردن دشنامنامهء تان به شكل مستند نشان دادن فرهنگ وآداب پشتونوالي شما بود كه بخوانندها ثابت نمودم كه اوغانها تنها غير افغان ها را دشنام نميدهند بلكه همتباران خودرا نيز بالاي فلان خود سوار ميكنند.
موفق باشيد
اين آقايان حاكمان دوصد سال است كه يكديگر خودرا مانند چمبرخان وجلالزي صاحب بالاي فلان خويش سوار كرده اند

چمبر علی

با داد و فریاد نمی شود پدیده ی خشونت علیه زنان را محو کرد، "چشم ها را باید شست"

اقای غف زن ! تو خودت به سگ بودن خویش افتخار میکنی ... " " این بندهء حقیر نیز سالها درین سایت کابل پرس? مثل سگ غف زده ام " حالی دو روز بعد ازین گپ هم منکر میشی ... فکر کردی مه هم مثل خودت ادم ایلایی استم و باید در این سایت اعترافات مرده گاوی و مفعولی ترا سرچ کنم ... همه ترا میشناسه، که تو چی رقم شخصیت داری، به کدام ارزشها قایل استی ... فکر میکنم حالی تو خودت اوقه نمیشناسی مثلیکه خواننده های کابل پریس ترا میشناسه ... زیات پشت اسناد و ثبوت نگرد، همین مفکوره ( ضد افغانی ) که تو داری با مرده گاوی و کونی گری هیچ تفاوت نداره ...

پرویز "بهمن"

با داد و فریاد نمی شود پدیده ی خشونت علیه زنان را محو کرد، "چشم ها را باید شست"

جناب محترم چمبرخان اوغان!
تو كه هر قدر بمن دشنام وفحش ناموسي بدهي، به همان اندازه، تربيت فاميلي خودرا به خواننده هاي كابل پرس آشكار ميسازي، ناگفته نماند كه دشنام دادن وفحش دادن ناموسي از نوع أفغاني آن ؛ در سايت كابل پرس خيلي ها آسان است وهيچ هزينه اي نميخواهد ولي آبروي دشنامزننده را نزد خواننده ها مي برد، چخانچه كه همين اكنون شما بحيث مدافع هويت ملي افغاني؛ ديگر هيچ آبرو وعزتي؛ بعد از سوار نمودن ميرويس جلالزي بالاي فلان تان نداريد، بهمين خاطر من نميخواهم كه مانند خودت؛ شمارا دشنام ناموسي بدهم، همينكه براي إثبات اتهامات قبلي تان درحق اين بندهء عاجز الله، نزد خدا ونزد خودم ونزد خواننده هاي كابل پرس نا كام مانده ايد، براي من كافي است.
عرض ام حضور تان كه ضديت با هويت ملي افغاني، هرگز به معناي مرده گاوي نيست، بلكه برعكس ؛ كسيكه به اين هويت خودش را وابسته ميداند او ميتواند مرده گاو وهمچنان از نسل خر باشد، خيلي ببخشيد ! من هرگز نميخواستم كه چنين لفظي را استعمال كنم ولي براي بيان مطلب مجبور شدم كه بعض واژه ها را ازشما نيز وام بگيرم.
من نوشتم: كسيكه خودش را افغان ميداند، او ميتواند مانند شما مرده گاو باشد، حتي به همتباران خود دشنام زير نافي بزند و اورا بالاي فلان خود سوار كند.
كسيكه بر اوغانيت خود مانند شما مي بالد، حتما در امتداد تاريخ ميان او وخر قرابتي واقع شده است واين نظر من نه بلكه نظر خود دانشمندان پشتون چون : قلندر شاه مومند، مولوي بجليگر، افراسياب ختك، واسفنديار خان ولي وغني خان مي باشد .
از نظر زباني نيز درانگليسي معناي افغان همان سگ شكاري است، بناء ضديت با هويت افغاني، نه تنها كه مرده گاوي نيست، بلكه برعكس يك جهاد ويك فريضهء ديني است كه همهء روشنفكران چه مسلمان چه هندو چه اسلامگرا چه كمونيست چه مائوويست بايد در بدور افگندن اين قلادهء سگ بايد باهم يكي شوند واين زنجير را از دست وپاي مردم بدور افگنند

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 26 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس