رفتن به محتوای اصلی
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

هرچند که حافظه تاریخی هزاره ها داغ ستم گری حاکمان پشتونتبار را تا هنوز بر دوش حمل می کند اما حوادث و وقایعی که دست کم در سه دهه اخیر اتفاق افتاده است به خوبی نشان می دهد که رهبران تاجیک تبار نیز در صورت دست رسی به منابع قدرت، از هیچ گونه ستم ورزی و تعصب در حق هزاره ها دریغ نمی ورزند. از سالهای ریاست جمهوری مرحوم استاد ربانی تا همین سالهای اخیر تعصب و حساسیت های بی مورد و بی منطقی را که قدرتمندان تاجیک تبار در مناسبات با هزاره ها اعمال کرده اند، اگر بیشتر از تعصب قدرتمندان پشتونتبار نباشد به هیچ عنوان کمتر از آن نیست. به نظر می رسد که هزاره ها دچار قضاوت اشتباه می باشد که تنها قدرتمندان پشتون تبار را مرجع تعصب نسبت به هزاره ها میدانند، در حالیکه قدرتمندان تاجیک تبار این واقعیت را به ثبوت رسانده است که در اعمال تعصب علیه هزاره ها و برای ایجاد موانع در برابر زندگی هزاره ها از هیچ کاری دریغ نمی ورزند. شاید خوانندگان عزیز فکر کنند که این نوشته یک اتهام است که بنیاد استدلالی ندارد. اما نگارنده با مراجعه به رفتار و افکار چهره های مطرح تاجیک تبار که در سه دهه اخیر در رده های مختلف بر سر قدرت بوده اند ثابت خواهم کرد که اینها با تمام توان علیه هزاره ها تعصب و تبعیض به خرچ داده اند و کمترین همدلی و همکاری را با هزاره ها انجام نداده است.

آقای ربانی:

آقای ربانی در سالهای ریاست جمهوری اش بیشترین تعصب را علیه هزاره ها به خرچ داد و سعی ورزید که سادات و قزلباش ها را به عنوان نمایندگان هزاره ها در منصب های دولتی قرار داده و برای ورود هزارها مانع ایجاد نماید. بطور مثال، سید حسین انوری، مرحوم سید مصطفی کاظمی، سید جاوید، سید عالمی بلخی، سید محمد هادی، محمد اکبری، و شیخ محسنی نماینده گان سیاسی هزاره ها در دستگاه قدرت استاد ربانی شناخته می شدند. در حالیکه آقای ربانی به خوبی می دانست که این چهره ها نمایندگان کاذب جامعه هزاره هستند و به هیچ عنوان نمی توانند از اراده سیاسی هزاره ها نمایندگی کنند. در حکومت آقای ربانی در تمام نمایندگی های سیاسی افغانستان در خارج، حتی یک سفیر هزاره تبار هم وجود نداشت و در وزارت امورخارجه نیز هفت رقم موانع در برابر ورود هزاره ها وجود داشت که قابل عبور نبودند. همین مرحوم استاد ربانی پس از سقوط کابل به دست طالبان، حکومت را در مزار انتقال داد و آقای محقق را وزیر داخله تعیین کرد. اما زمانی که کابل دوباره به دست نیروهای جبهه متحد افتاد، آقای محقق تا سالنگ شمالی وزیر داخله بود و بعد از عبور از سالنگ شمالی آقای قانونی وزیر داخله شد. با یک دید اجمالی به سالهای حکومت ربانی دیده می شود که پیامد این حکومت برای هزاره جز قتل و کشتار و ویرانی چیزی دیگر نبوده است.

آقای مسعود:

آقای مسعود، در اولین گام برای عملی کردن تعهد دوستانه اش با هزاره ها، زمانی که در کابل وارد شد، مفاد قرارداد جبل السراج را زیر پا کرد و بعد از مدتی جنگ وایرانگر را علیه هزاره ها آغاز و تا شهادت استاد مزاری آن را رهبری کرد. به قول رازق مامون، در سقوط مقاومت شمال علیه طالبان، نیز آقای احمدشاه مسعود نقش داشت و در تفاهم با ملاعمر زمینه سقوط مزار به دست طالبان را فراهم کرد که قربانی اصلی این سقوط حد اقل هشت هزار مردم بیگناه هزاره بودند که به دست طالبان کشته شدند. آمرصاحب بعد از ورودش به کابل جنگ های تمام عیار را علیه هزاره ها سازماندهی کرد که سه جنگ اول به نام سیاف ختم شد. در حالیکه سیاف بارها گفته است که سه جنگ اول توسط آمرصاحب سازماندهی گردیده بود که او خبر نداشته است. اما در نهایت جنگهای کابل به مرگ شصت و پنج هزار کابلی و ویرانی قسمت اعظم کابل انجامید. هدف از جنگهای کابل حذف هزاره ها از بدنه سیاست بود. جنگ افشار خونین ترین جنگی کابل بود که به هدایت مستقیم آقای مسعود هزاران انسان بی گناه هزاره قربانی شدند.

امیر اسمعیل خان:

امیرهرات تا مادامیکه امیر حوزه جنوب غرب و والی هرات بود، به تمام ادارت مربوطه دستور داده بود که از فروش زمین برای هزاره ها در حوزه جنوب غرب و به خصوص در ولایت هرات جلوگیری به عمل آمده و حتی محاکم ولایتی حق ندارند که به دعوی حقوقی هزاره ها رسیده گی نمایند. در زمان اقتدار امیر هرات، هیچ دعوی حقوقی هزاره در آن ولایت به فیصله نرسید و تمام معاملات تجارتی و فروش خانه و زمین به روی هزاره ها مسدود بود. بر اساس هدایت اسمعیل خان صدور تذکره هراتی برای هزاره ها ممنوع شده بود تمام معاملات حقوقی هزاره ها ب تعلیق درامده بود. در اوایل سالهای حکومت اسمعیل خان تعدادی از هزاره ها که در نوار مرز زابل و نیمروز زمین خریده بودند و در قریه به نام پشمکه سکنی گزیده بودند بعد از مدتی به دستور امیر صاحب و به فرماندهی خودش چهار صد سرباز به آن قریه حمله بردند و کثیری از اهالی آن دیار را که همگی هزاره ها بودند قتل عام کرده و زمین و دارای شان را به تاراج بردند.

مارشال فهیم:

مارشال فهیم هرچند که خوی و رفتار لاتی دارد اما در تعصب علیه هزاره ها دست کم از دیگران ندارد. جنگ های خونینی را که او علیه هزاره رهبری کرد خون قربانیان آن هنوز نخشکیده است. درست چند ماهی بعد از اینکه معاون ریس جمهور شده بود مارشال برای تداوی در جرمنی رفته بود و برای چهل روز در یک شفاخانه در شهر برلین بستری بود. با استفاده از همان فرصت تعداد قابل توجهی از با سوادن تاجیک تبار را از سراسر اروپا و حتی از امریکا و کانادا به برلین دعوت کرده و در چندین گفتگو با آنها به این فیصله رسیده بودند که از تمام امکاناتی که در اطراف کری ایجاد شده است باید استقاده صورت بگیرد تا مناسبات هزاره ها و پشتونها خراب شود و اختلافات هزاره ها با پشتون تشدید گردد. آنها به این توافق رسیده بودندکه اگر هزاره ها و پشتونها با هم کنار بیایند در آن صورت جای مناسب برای تاجیک ها باقی نمی ماند و بنا براین از تمام امکانات کار گرفته شود تا هزاره ها وپشتون ها در برابر همدیگر قرار گرفته و از این فرصت به نفع تاجیک ها استفاده صورت بگیرد. برداشت آنها این بود که اگر منباسات هزاره ها با پشتون ها خراب شود اوضاع به نفع تاجیک ها می شود. در آن نشست توافق صورت گرفت که عطا محمدنور مورد حمایت قرار گرفته و مزار مرکز اقتدار سیاسی و فرهنگی تاجیک درست شود. بر اثر این توافق خیلی از چهره های راست و چپ تاجیک تبار از اروپا عازم مزار گردیدند و در کنار عطامحمد اقامت گزیدند. در این جلسه نیروهای چپ و راست تاجیک تبار گردهم آمده بودند. لب و لعاب این تئوری این بود که با استفاده از تمام فرصت های ممکن، عرصه برای هزاره ها و ازبک ها در حکومت تنگ تر گردیده تا تنش ها میان هزاره ها و پشتون ها بیشتر گردد.

داکتر عبدالله:

آقای عبدالله در زمانی متصدی وزارت خارجه بود، کمتر هزاره ی توانست که از فیلتر تعصب ایشان عبور نموده و کارمند وزارت خارجه مقرر شود. اصلن دروازه وزارت خارجه به روی هزاره ها بسته بود. حتی کسانی که قبل از ایشان به نمایندگی های سیاسی افغانستان در خارج، راه پیدا کرده بودند، نیز از کار سبک دوش گردیدند. آقای محمد ناطقی نمونه زنده است که سفیر افغانستان در لیبی بود اما در زمان وزارت آقای عبدالله از سفارت سبک دوش گردید. آقای محقق ایشان را در جای دیگری نامزد کرده بود که متاسفانه از طرف داکتر صاحب مورد قبول واقع نگردید. درزمان وزارت داکتر عبدالله هیچ سفیر هزاره تبار معرفی نگردید. داکتر عبدالله در جنگ های کابل نقش مستقیم داشت و بخش اوپراتیفی جنگ را رهبری می کرد. آقای عبد الله سهم مستقیم در کشتار هزاره ها در کابل و بخصوص در قتل عام افشار دارد.

امرالله صالح:

آقای صالح نیز از متعصبین سرسخت شورای نظار می باشد که با ظاهر نرم و ملایم ولی اندیشه بسیار متعصب به هزاره ها نگاه می کند. آقای صالح چند ماه قبل در یک مقاله در بخش پشتوی بی بی سی تمام هزاره ها را مزد بگیران ایران نوشته کرده بود که با واکنش سخت هزاره ها مواجه گردید. آقای صالح در زمانی که ریس امنیت بود، هیچ هزاره ی را در بخش کادر و رهبری امنیت مقرر نکرد و حتی از ورود هزاره ها در بخش های پایین نیز به شدت جلو گیری به عمل ورد. علاوه بر این امر الله صالح در سالهای قدرتش بیشتر از 400 صحفه گزارش علیه رهبران جامعه هزاره به سازمانهای استخباراتی انگلیس و امریکا نوشته است.

عطا محمد نور:

عطامحمد نور که از برکت مخالفت با جنرال دوستم والی بلخ مقرر گردید، تاهنوز که هنوز است بیشترین تعصب را علیه هزاره ها به کاربرده است و بیشترین موانع را برای هزاره ها در ولایت بلخ ایجاد کرده است. در حوزه قدرت آقای نور هیچ هزاره ای در پست های عالی ربته دولتی مقرر نگردیده و طبق هدایت ایشان از حل دعواهای حقوقی هزاره ها جلو گیری به عمل می آید و حتی زمین های که هزاره ها قبلن خریده بودند به اشکال مختلف از از آن ها گرفته شده تا هزاره ها در حاشیه کشانده شوند. آقای نور چند سال قبل عمدا نام یک خیابان را در مزار شریف خیابان امیر عبدالرحمن نامگذاری کرد تا حساسیت هزاره ها را بر افروخته نماید. همه میدانند که امیر عبدالرحمن قاتل هزاره ها بود. آقای نور شرایط زندگی را در حوزه قدرتش برای هزاره ها دشوار ساخت و طوری رفتار کرد که هزاره مجبور به ترک مزار شوند. به دستور آقای نور صدها خانه هزاره در شهر مزار تخریب گردیده و صاحبان آن متواری گردیدند. البته عرصه زندگی برای ازبک ها نیز تنگ گردید که آنها نیز با مشکلات عدیده مواجه گردیدند.

یونس قانونی :

آقای قانونی نیز از متعصبین شورای نظار می باشد که در دوران اقتدار خود بیشترین تعصب را علیه هزاره ها اعمال کرده است. در زمانی که وزیر داخله بود، کمتر هزاره ی توانست که درخواستش را از زیر قلم او تیر کند و در جای مقرر شود. او حتی تعدادی از هزاره ها را که قبلا مقرر شده بودند، از کار برطرف کرده و جای شان را به تاجیک های پنجشیری داد. زمانی که آقای قانونی در وزارت معارف رفت، این سیاست دوام یافت و کمتر هزاره ی در آن زمان توانست که در مربوطات وزارت معارف مقرر شوند. توسعه پروژه های تعلیم و تربیه در هزاره جات با مشکلات جدی مواجه گردید که آقای قانونی به شدت از همکاری با هزاره دریغ می ورزید. آقای قانونی در زمانی که ریس پارلمان بود هیچ هزاره ای را در هیئت اداری پارلمان مقرر نکرد.

داکتر مشاهد:

داکتر مشاهد ریس کمیسیون اصلاحات اداری می باشد. او نیز یکی از متعصبین سرسخت است که از ورود هزاره ها به آن کمیسیون به شدت جلو گیری کرده است. در تمام کمیشنرهای که در آن ریاست کلان کار می کند فقط یک خانم هزاره به نام ملیحه حسن می باشد که آن هم از دست تعصب به ستوه آمده است. داکتر مشاهد تا الحال هیچ هزاره ی را در آن کمیسون حتی از طریق امتحان و رقابت آزاد مقرر نکرده است. اگر برفرض کسی از طریق رقابت و امتحان آزاد هم برنده شود از طرف داکتر مشاهد به اشکال مختلف موانع ایجاد می گردد که در آن ریاست راه پیدا نکند. آقای مشاهد در سالهای که ریس این اداره بوده است هیچ گاهی اجازه نداده است که هزاره ها از مجرای این ریاست وارد ارگانهای دولتی گردد.

این چهره های که بر شمرده شدند، بلا استثنا در حق هزاره ستم کرده اند و با اعمال تعصب در برابر هزاره ها موانع ایجاد کرده اند. هرچند که در ظاهر و درگفتار نرم و ملایم هستند اما در باطن پر از تعصب هستند که عملا نشان داده اند. اینها می گویند که با هزاره ها مشترکات فرهنگی و زبانی و تاریخی داریم. اما واقعیت این است که خودشان به این مشترکات عقیده ندارند و از آن به عنوان یک شعار سیاسی بهره می برند. با این وضعیت اما آقای محقق صاحب، در خدمت داکتر عبدالله قرار گرفته اند که یک بار دیگر سرنوشت هزاره ها با تعصب و بدبختی مواجه بسازند. من نمی دانم که آقای محقق صاحب با کدام منطق انتظار دارد که هزاره ها برای داکتر عبدالله رای بدهند. آنچه که تا حالا گفته شد، این ضرورت را مهم می سازد که هزاره ها باید نسبت به مناسبات خود با با دیگران با چشم باز برخورد کنند و فریفته شعارهای سیاسی نشوند.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

79 دیدگاه
محمد زاولی

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

تاجیکک بچیم اوغان ها یگانه حریف شان هزاره ها را حساب میکنند این از جنگ های دوران عبدالرحمن مزدور وجنگ های سی سال اخیر به خوبی پیدا است.ولی شما روباه صفت های نامرد را اصلاٌچهارپای هم حساب نمیکنند.حریفان ما بسیار قدرتمند تر از چند تا تاجیک های مهاجر سمر قند وبخارایی بی هویت است.ایرانی های فاشیست وجنایت کار عقده های تاریخی از هزاره ها واجداد پر افتخارشان مانند کوشانی ها غوری ها وغزنوی ها وخوارزمشاهی ها دارند.ودر جنگ های سی سال اخیر با تمام قوا از تاجیک هایی که خیال می کنند هم نژاد شان استند پشتیبانی مالی استخباراتی وتسلیحاتی کرده اند وهنوز نیز می کنند.یکی از علت های شکست هزاره ها در کابل همکاری مزدوران کثیف ایرانی مانند سید های مزدور وجاسوس ایرانی ها به نفع دزدان شورای نظاری بود.ولی ما بر این مشکلات غلبه خواهیم کرد.واقتدار تاریخی اجداد پر افتخار خویش را تکرار خواهیم کرد.
به خس وخاشاک امثال شما ها می گوییم.ای مگس عرصه خورشید نه جولانگه توست/عرض خود می بری وزحمت ما می داری
ویا ایم مثال عامیانه برادران پشتون را شنیده یی که هزاره خو هزاره اوغان خواوغان تاجیکک گوی کی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

اقای زاولی، معلوم میشه که بسیار عقده حقارت داری، اگر همه هزاره ها مثل تو فکر کنند، باور کن که وضع هزاره ها ازین هم بد تر خواهد شد

علا

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

خوب و بد همه جا هست.حساب هر نفر با خودش است اصل عمل صالح است از هرکس صادر شود جدا از زبان و نژادش خوب است
باور

مادر مادرم آن نیک سیر
که خداترس بد و دین باور
گفت در گوشم و کرد او تکرار
صفت آدم پاک دیندار
که به دور است زجبر و کینه
ننهدبهرستم دستینه
نه ریا داردنی رشک نه آز
بنباشد به دو روئی دمساز
بهر خود هرچه پسندید همان
بپسندد زبرای دگران
نپسندید بخود هم هر چیز
نپسندد به دگر مردم نیز
نیک خواه است و گشاده رخسار
نیز باشد همگان را غمخوار
گفت و پیوسته بدادم هشدار
باشدم یاد هنوز ش گفتار:
دوفرشته ست به روی یالت
که نویسند همه اعمالت
راست ویژه ست به پاداش و ثواب
چپ بود خاص گنه بهر عذاب
در قیامت اگر از پل گذری
نه چنان است که جان در ببری
چون پس از آن برسد وقت حساب
خوانش نامه اعمال و جواب
با تأنی شود وبی ایجاز
از گناهان کبیره آغاز
دزدی و قتل و دروغ و تهمت
مستی وکار برون از عفت
مردم آزاری ورشوت خواری
مال بردن به کله برداری
به امانات خیانت کردن
به ستم پیشه اعانت کردن
آنچه بشنیده بدم از آن زن
مانده در عمق وجود ودل من
لیک در محضر این دین داران
زان تعالیم اثر نیست عیان
راه اگر نیکی و سالمسازی است
خارج از حمله و سنگ اندازی است
تا بشرگشت هویدا به جهان
بود آزاد و رهاتاپایان
دید آن کس که شدش روی ترش
مردم خامش و روی ناخوش
دید مردم چو کند نیکوئی
بپذیرند به خندان روئی
شرط هرگز به پسندیدن نیست
که بدانند که آئینش چیست
اعتبار عمل اندر عمل است
به عناوین نه عمل را خلل است
بپذیرند ونجویند دگر
ژرف پندارش و عمق باور
عمل نیک بس است ای درویش
مملکت را برد این شیوه به پیش

آنلاین : http://ندارد

گلچهره

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

محمد زاولی

بچیم چتلی ات را کردی در این صفحه ویب سایت:

آیا کوشانی ها هزاره بودند؟
آیا غزنویان هزاره بودند؟
آیا غوریان هزاره بودند؟

فردا نگوید که احمدشاه مسعود پدرت بوده است!

تاریخ را بخوان و خوب عاقلانه با چشم باز بخوان تا بفهمی که آنها کی ها بودند.

شنیده بودم که اگر در جهان یک پشک مقبول میو کند و صاحب نداشته باشد ایران میگوید که از همدان، اصفهان و یا (ایرانی است)

اما حال میبینم که کاسه لیسان و پسمانده خواران ایرانی چنین تاریخ به خود میسازند. حیف به حال تا.

یک هزاره دیگر خودش در نظریات بالای مدعی شده است که احمدشاه مسعود بالای هزاره ها و سیافی های سگ بازی کرد!!!!!! آیا اکنون میخواهید خود را سگ هم بسازید؟ نه آغا جان ما منحیث انسان به شما احترام قایل هستیم ولی شما خود شکسته نفسی میکنید!

خداوند متعال ترا هوشیار سازد

سروش سکوت

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

به تمام خواننده های این پیام؛

اول این که این پیام به نظر من به در این وقت حساس و هدف خاصی نوشته شده است. کسانی که ادعای ناجوانمردی بر دیگران دارند لطف نموده از جوانمردی های خودشان کمی صحبت کنند تا مقایسته بهتر شده بتواند! دوم این که خردجمعی حکم می کند که جوانمردی خصیصه فردی است نه قومی! حتی اگر چنین نباشد لطف نموده جوانمردی قومی را در افغانستان نشان بدهید که چیست؟ و کدام قوم جوانمرد است؟ حماقت هم اندازه دارد! سوم این که به آسیاب پادگان آخور قبیله آب نریزد و بنیاد خود بر دست خود برنکنید! چهارم، می خواهم بپرسم زمانی که طالبان ظهور کردند و ولایات افغانستان یک به یک سقوط می کردند، آن ها کی ها بودند که با خواری و ذلت تسلیم شدند، یا با خقت کشته شدند یا فرار را بر قرار ترجیح دادند؟ می خواهم به پرسش خود اداامه دهم، آن که با تمام شجاعت پهلوی مردمش ایستاد، رزمید، تسلیم نشد، فرار نکرد، و به حاکمیت پوشالی قبیله یک سره نه گفت کی بود؟ به کدام قوم تعلق داشت؟

محمد زاولی

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

گلچهره جان نکند می خواهی بگویی آنها تازیک یا تاجیک بودند؟؟؟؟؟؟؟در غزنی همین اکنون هزاره ها زنده گی میکنند در غور نیز کوشانی هاآثار تمدنی شان در بامیان باستان مرکزیت دارد اگرچه در دیگر نقاط نیز استند.پس به نظر شما آنها کی بودند؟؟؟؟
اما در رابطه با سگ بازی منظور از سگ مرحوم مسعود خاءن بوده نه هزاره ها آن مرحوم گوشش بریده بود.به همین دلیل گوش بریده یکی ازنام های معروف مسعود اوف بود واست.در رابطه با پدر بودن مسعود شاید تعدادی از پنجشیری ها وامثال تو چنین ادعای ابلهانه یی بکنید ولی من نه جت مانند استم ونه آرزوی آنرا دارم.

گلچهره

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

زاولی

بلی آنها اقوام تاجک و ترک بودند نه هزاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مانند پته خزانه برایتان یک تاریخ جعلی نسازید عزیز دل!

شما از هزار نفر باقیمانده لشکر مغول هستید نه افغان و نه از افغانستان!!!!

حال دعوای کوشانی و غوری و غزنوی را دارید!!!!!!!!!! اگر از لشکر طالب کدام وقت تعریف گردد شاید بگوید که من دو خواهر خود را به طالبان به زنی داده بودم!

بلی آنها تاجک بودند

حسین علی دیزنگی

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

یک خنده قهقه قهقه دار بلند بالای زاولی لوده شاه

غزنویان
غوریان
کوشانیان

آیا هزاره بودند واه واه واه واه هزاره گک لوده مشر

مه

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

با خواندن کامنتهای بالا مشکل این کشور روشنتر میشود. بی صاحب

سنگ شکن

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

گلچهره مینویسد: "شما از هزار نفر باقیمانده لشکر مغول هستید نه افغان و نه از افغانستان!!!!" یعنی میفرمایید که سربازان چنگیز خواهر و مادر شما ها را سوار شد و یا در رخت خواب با خواهر و مادر تان جهاد کرد و نسل هزاره بوجود آمد؟ اگر اینطور باشد که ما این افتخار را به شما تاجیک ها تبریگ میگوییم. دوستان متوجه هستند که دیدگاه این سقو زاده ها با قبیله گرایان فاشیست کدام تفاوت از هم ندارد.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 79 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس