هرچند که حافظه تاریخی هزاره ها داغ ستم گری حاکمان پشتونتبار را تا هنوز بر دوش حمل می کند اما حوادث و وقایعی که دست کم در سه دهه اخیر اتفاق افتاده است به خوبی نشان می دهد که رهبران تاجیک تبار نیز در صورت دست رسی به منابع قدرت، از هیچ گونه ستم ورزی و تعصب در حق هزاره ها دریغ نمی ورزند. از سالهای ریاست جمهوری مرحوم استاد ربانی تا همین سالهای اخیر تعصب و حساسیت های بی مورد و بی منطقی را که قدرتمندان تاجیک تبار در مناسبات با هزاره ها اعمال کرده اند، اگر بیشتر از تعصب قدرتمندان پشتونتبار نباشد به هیچ عنوان کمتر از آن نیست. به نظر می رسد که هزاره ها دچار قضاوت اشتباه می باشد که تنها قدرتمندان پشتون تبار را مرجع تعصب نسبت به هزاره ها میدانند، در حالیکه قدرتمندان تاجیک تبار این واقعیت را به ثبوت رسانده است که در اعمال تعصب علیه هزاره ها و برای ایجاد موانع در برابر زندگی هزاره ها از هیچ کاری دریغ نمی ورزند. شاید خوانندگان عزیز فکر کنند که این نوشته یک اتهام است که بنیاد استدلالی ندارد. اما نگارنده با مراجعه به رفتار و افکار چهره های مطرح تاجیک تبار که در سه دهه اخیر در رده های مختلف بر سر قدرت بوده اند ثابت خواهم کرد که اینها با تمام توان علیه هزاره ها تعصب و تبعیض به خرچ داده اند و کمترین همدلی و همکاری را با هزاره ها انجام نداده است.
آقای ربانی:
آقای ربانی در سالهای ریاست جمهوری اش بیشترین تعصب را علیه هزاره ها به خرچ داد و سعی ورزید که سادات و قزلباش ها را به عنوان نمایندگان هزاره ها در منصب های دولتی قرار داده و برای ورود هزارها مانع ایجاد نماید. بطور مثال، سید حسین انوری، مرحوم سید مصطفی کاظمی، سید جاوید، سید عالمی بلخی، سید محمد هادی، محمد اکبری، و شیخ محسنی نماینده گان سیاسی هزاره ها در دستگاه قدرت استاد ربانی شناخته می شدند. در حالیکه آقای ربانی به خوبی می دانست که این چهره ها نمایندگان کاذب جامعه هزاره هستند و به هیچ عنوان نمی توانند از اراده سیاسی هزاره ها نمایندگی کنند. در حکومت آقای ربانی در تمام نمایندگی های سیاسی افغانستان در خارج، حتی یک سفیر هزاره تبار هم وجود نداشت و در وزارت امورخارجه نیز هفت رقم موانع در برابر ورود هزاره ها وجود داشت که قابل عبور نبودند. همین مرحوم استاد ربانی پس از سقوط کابل به دست طالبان، حکومت را در مزار انتقال داد و آقای محقق را وزیر داخله تعیین کرد. اما زمانی که کابل دوباره به دست نیروهای جبهه متحد افتاد، آقای محقق تا سالنگ شمالی وزیر داخله بود و بعد از عبور از سالنگ شمالی آقای قانونی وزیر داخله شد. با یک دید اجمالی به سالهای حکومت ربانی دیده می شود که پیامد این حکومت برای هزاره جز قتل و کشتار و ویرانی چیزی دیگر نبوده است.
آقای مسعود:
آقای مسعود، در اولین گام برای عملی کردن تعهد دوستانه اش با هزاره ها، زمانی که در کابل وارد شد، مفاد قرارداد جبل السراج را زیر پا کرد و بعد از مدتی جنگ وایرانگر را علیه هزاره ها آغاز و تا شهادت استاد مزاری آن را رهبری کرد. به قول رازق مامون، در سقوط مقاومت شمال علیه طالبان، نیز آقای احمدشاه مسعود نقش داشت و در تفاهم با ملاعمر زمینه سقوط مزار به دست طالبان را فراهم کرد که قربانی اصلی این سقوط حد اقل هشت هزار مردم بیگناه هزاره بودند که به دست طالبان کشته شدند. آمرصاحب بعد از ورودش به کابل جنگ های تمام عیار را علیه هزاره ها سازماندهی کرد که سه جنگ اول به نام سیاف ختم شد. در حالیکه سیاف بارها گفته است که سه جنگ اول توسط آمرصاحب سازماندهی گردیده بود که او خبر نداشته است. اما در نهایت جنگهای کابل به مرگ شصت و پنج هزار کابلی و ویرانی قسمت اعظم کابل انجامید. هدف از جنگهای کابل حذف هزاره ها از بدنه سیاست بود. جنگ افشار خونین ترین جنگی کابل بود که به هدایت مستقیم آقای مسعود هزاران انسان بی گناه هزاره قربانی شدند.
امیر اسمعیل خان:
امیرهرات تا مادامیکه امیر حوزه جنوب غرب و والی هرات بود، به تمام ادارت مربوطه دستور داده بود که از فروش زمین برای هزاره ها در حوزه جنوب غرب و به خصوص در ولایت هرات جلوگیری به عمل آمده و حتی محاکم ولایتی حق ندارند که به دعوی حقوقی هزاره ها رسیده گی نمایند. در زمان اقتدار امیر هرات، هیچ دعوی حقوقی هزاره در آن ولایت به فیصله نرسید و تمام معاملات تجارتی و فروش خانه و زمین به روی هزاره ها مسدود بود. بر اساس هدایت اسمعیل خان صدور تذکره هراتی برای هزاره ها ممنوع شده بود تمام معاملات حقوقی هزاره ها ب تعلیق درامده بود. در اوایل سالهای حکومت اسمعیل خان تعدادی از هزاره ها که در نوار مرز زابل و نیمروز زمین خریده بودند و در قریه به نام پشمکه سکنی گزیده بودند بعد از مدتی به دستور امیر صاحب و به فرماندهی خودش چهار صد سرباز به آن قریه حمله بردند و کثیری از اهالی آن دیار را که همگی هزاره ها بودند قتل عام کرده و زمین و دارای شان را به تاراج بردند.
مارشال فهیم:
مارشال فهیم هرچند که خوی و رفتار لاتی دارد اما در تعصب علیه هزاره ها دست کم از دیگران ندارد. جنگ های خونینی را که او علیه هزاره رهبری کرد خون قربانیان آن هنوز نخشکیده است. درست چند ماهی بعد از اینکه معاون ریس جمهور شده بود مارشال برای تداوی در جرمنی رفته بود و برای چهل روز در یک شفاخانه در شهر برلین بستری بود. با استفاده از همان فرصت تعداد قابل توجهی از با سوادن تاجیک تبار را از سراسر اروپا و حتی از امریکا و کانادا به برلین دعوت کرده و در چندین گفتگو با آنها به این فیصله رسیده بودند که از تمام امکاناتی که در اطراف کری ایجاد شده است باید استقاده صورت بگیرد تا مناسبات هزاره ها و پشتونها خراب شود و اختلافات هزاره ها با پشتون تشدید گردد. آنها به این توافق رسیده بودندکه اگر هزاره ها و پشتونها با هم کنار بیایند در آن صورت جای مناسب برای تاجیک ها باقی نمی ماند و بنا براین از تمام امکانات کار گرفته شود تا هزاره ها وپشتون ها در برابر همدیگر قرار گرفته و از این فرصت به نفع تاجیک ها استفاده صورت بگیرد. برداشت آنها این بود که اگر منباسات هزاره ها با پشتون ها خراب شود اوضاع به نفع تاجیک ها می شود. در آن نشست توافق صورت گرفت که عطا محمدنور مورد حمایت قرار گرفته و مزار مرکز اقتدار سیاسی و فرهنگی تاجیک درست شود. بر اثر این توافق خیلی از چهره های راست و چپ تاجیک تبار از اروپا عازم مزار گردیدند و در کنار عطامحمد اقامت گزیدند. در این جلسه نیروهای چپ و راست تاجیک تبار گردهم آمده بودند. لب و لعاب این تئوری این بود که با استفاده از تمام فرصت های ممکن، عرصه برای هزاره ها و ازبک ها در حکومت تنگ تر گردیده تا تنش ها میان هزاره ها و پشتون ها بیشتر گردد.
داکتر عبدالله:
آقای عبدالله در زمانی متصدی وزارت خارجه بود، کمتر هزاره ی توانست که از فیلتر تعصب ایشان عبور نموده و کارمند وزارت خارجه مقرر شود. اصلن دروازه وزارت خارجه به روی هزاره ها بسته بود. حتی کسانی که قبل از ایشان به نمایندگی های سیاسی افغانستان در خارج، راه پیدا کرده بودند، نیز از کار سبک دوش گردیدند. آقای محمد ناطقی نمونه زنده است که سفیر افغانستان در لیبی بود اما در زمان وزارت آقای عبدالله از سفارت سبک دوش گردید. آقای محقق ایشان را در جای دیگری نامزد کرده بود که متاسفانه از طرف داکتر صاحب مورد قبول واقع نگردید. درزمان وزارت داکتر عبدالله هیچ سفیر هزاره تبار معرفی نگردید. داکتر عبدالله در جنگ های کابل نقش مستقیم داشت و بخش اوپراتیفی جنگ را رهبری می کرد. آقای عبد الله سهم مستقیم در کشتار هزاره ها در کابل و بخصوص در قتل عام افشار دارد.
امرالله صالح:
آقای صالح نیز از متعصبین سرسخت شورای نظار می باشد که با ظاهر نرم و ملایم ولی اندیشه بسیار متعصب به هزاره ها نگاه می کند. آقای صالح چند ماه قبل در یک مقاله در بخش پشتوی بی بی سی تمام هزاره ها را مزد بگیران ایران نوشته کرده بود که با واکنش سخت هزاره ها مواجه گردید. آقای صالح در زمانی که ریس امنیت بود، هیچ هزاره ی را در بخش کادر و رهبری امنیت مقرر نکرد و حتی از ورود هزاره ها در بخش های پایین نیز به شدت جلو گیری به عمل ورد. علاوه بر این امر الله صالح در سالهای قدرتش بیشتر از 400 صحفه گزارش علیه رهبران جامعه هزاره به سازمانهای استخباراتی انگلیس و امریکا نوشته است.
عطا محمد نور:
عطامحمد نور که از برکت مخالفت با جنرال دوستم والی بلخ مقرر گردید، تاهنوز که هنوز است بیشترین تعصب را علیه هزاره ها به کاربرده است و بیشترین موانع را برای هزاره ها در ولایت بلخ ایجاد کرده است. در حوزه قدرت آقای نور هیچ هزاره ای در پست های عالی ربته دولتی مقرر نگردیده و طبق هدایت ایشان از حل دعواهای حقوقی هزاره ها جلو گیری به عمل می آید و حتی زمین های که هزاره ها قبلن خریده بودند به اشکال مختلف از از آن ها گرفته شده تا هزاره ها در حاشیه کشانده شوند. آقای نور چند سال قبل عمدا نام یک خیابان را در مزار شریف خیابان امیر عبدالرحمن نامگذاری کرد تا حساسیت هزاره ها را بر افروخته نماید. همه میدانند که امیر عبدالرحمن قاتل هزاره ها بود. آقای نور شرایط زندگی را در حوزه قدرتش برای هزاره ها دشوار ساخت و طوری رفتار کرد که هزاره مجبور به ترک مزار شوند. به دستور آقای نور صدها خانه هزاره در شهر مزار تخریب گردیده و صاحبان آن متواری گردیدند. البته عرصه زندگی برای ازبک ها نیز تنگ گردید که آنها نیز با مشکلات عدیده مواجه گردیدند.
یونس قانونی :
آقای قانونی نیز از متعصبین شورای نظار می باشد که در دوران اقتدار خود بیشترین تعصب را علیه هزاره ها اعمال کرده است. در زمانی که وزیر داخله بود، کمتر هزاره ی توانست که درخواستش را از زیر قلم او تیر کند و در جای مقرر شود. او حتی تعدادی از هزاره ها را که قبلا مقرر شده بودند، از کار برطرف کرده و جای شان را به تاجیک های پنجشیری داد. زمانی که آقای قانونی در وزارت معارف رفت، این سیاست دوام یافت و کمتر هزاره ی در آن زمان توانست که در مربوطات وزارت معارف مقرر شوند. توسعه پروژه های تعلیم و تربیه در هزاره جات با مشکلات جدی مواجه گردید که آقای قانونی به شدت از همکاری با هزاره دریغ می ورزید. آقای قانونی در زمانی که ریس پارلمان بود هیچ هزاره ای را در هیئت اداری پارلمان مقرر نکرد.
داکتر مشاهد:
داکتر مشاهد ریس کمیسیون اصلاحات اداری می باشد. او نیز یکی از متعصبین سرسخت است که از ورود هزاره ها به آن کمیسیون به شدت جلو گیری کرده است. در تمام کمیشنرهای که در آن ریاست کلان کار می کند فقط یک خانم هزاره به نام ملیحه حسن می باشد که آن هم از دست تعصب به ستوه آمده است. داکتر مشاهد تا الحال هیچ هزاره ی را در آن کمیسون حتی از طریق امتحان و رقابت آزاد مقرر نکرده است. اگر برفرض کسی از طریق رقابت و امتحان آزاد هم برنده شود از طرف داکتر مشاهد به اشکال مختلف موانع ایجاد می گردد که در آن ریاست راه پیدا نکند. آقای مشاهد در سالهای که ریس این اداره بوده است هیچ گاهی اجازه نداده است که هزاره ها از مجرای این ریاست وارد ارگانهای دولتی گردد.
این چهره های که بر شمرده شدند، بلا استثنا در حق هزاره ستم کرده اند و با اعمال تعصب در برابر هزاره ها موانع ایجاد کرده اند. هرچند که در ظاهر و درگفتار نرم و ملایم هستند اما در باطن پر از تعصب هستند که عملا نشان داده اند. اینها می گویند که با هزاره ها مشترکات فرهنگی و زبانی و تاریخی داریم. اما واقعیت این است که خودشان به این مشترکات عقیده ندارند و از آن به عنوان یک شعار سیاسی بهره می برند. با این وضعیت اما آقای محقق صاحب، در خدمت داکتر عبدالله قرار گرفته اند که یک بار دیگر سرنوشت هزاره ها با تعصب و بدبختی مواجه بسازند. من نمی دانم که آقای محقق صاحب با کدام منطق انتظار دارد که هزاره ها برای داکتر عبدالله رای بدهند. آنچه که تا حالا گفته شد، این ضرورت را مهم می سازد که هزاره ها باید نسبت به مناسبات خود با با دیگران با چشم باز برخورد کنند و فریفته شعارهای سیاسی نشوند.
نظرات
79 دیدگاهمن از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
به همه در تاریخ ثبوت گردید که پنجشیزی ها خصوصا مسعود در قول وتعهد نا جوانمردانه عمل و روی نادر غدار را سفید کرد . و در عمل ثبوت کرد که نه مرد جنگ بود نه مرد سیاست بعد از ویرانی کابل گوساله وار فرار را بر قرار ترجیح داده و به زودی بعد از همه قتل وجنایت که در کابل مرتکب شد وارد جهنم گردید.بقایایش هم از خیرات سر خارجی ها چند صباحی قدرت را کاملا قبضه کرده و باعث طغیان وتحریک پشتون ها گردید که بالاخره این وضع کنونی هم زاده خامبازی ها وانحصار گری های بقایای مسعود یزم است.عاقبت بخیر .
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
نویسنده محترم ،واقعیتها را هنوز خوب تشریح وتفسیر نکرده اید.عنوان نبشته اگر چنین میبود ،خوب خواهد میبود.گیله کردن از پشتون عیب است ولی با تاجکان اعتماد کردن گناه هست.
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
باعرض سلام خدمت بینندگان ودرودسلام برارواح پاک شهیدان کربلا مخصوصا سردار وسالار جوانان بهشت حضرت حسین رضی الله عنه - جناب نویسنده اگرنوشته هیات را باور کنیم باید همه ملت افغانستان بیاییم ودست وپای برادران هزاره را بوسیده وعذرخواهی کنیم . که چقدر ملت افغانستان ظالم شدند وبرسر یک گروه کوچک کوبیدند . برادر گرامی این را باید بدانی چنانچه همه میدانند ومانند آفتاب روشن است که زعمای هزاره هیچوقت استقلالیت نداشتند وهمیشه قلاده کشور وآخندهای ایران را درگردن دارند وغلامان حلقه بگوش ایران بودند وهستند دراین میان عوام بدبخت برادران هزاره قربانی میشوند . حالا ببینیم که نظروعقیده آخند ایران درمورد جهان اهل سنت چیست -اول اینکه قران را ساخته ساخته وتحریف شده ابوبکر عمر وعثمان رضی الله تعالی عنهم اجمعین میدانند ومیگویند که قران اصلی نزد امام زمان خودشان است که موقع طهورمیاوردش وبه زبان عبری میباشدآدر دقیق از قران اصلی خود شیعیان -الغیبه النعمانیه جزایری صفحه 318 و319وکافی جلد52 صفحه 339 وبصایرالدرجات جلد2صفحه 151 ودر مورد کشتن اهل سنت که به ناصبی نزد شیعیان رمزگذاری شده درقران های اصلی شما آمده واز ابو عبدالله حسین ع به دروغ روایت میکنند - از ابوعبدالله پرسیدم که درمورد ناصبی(اهل سنت) چی میگویی ایشان گفتند کشتن شان جایز است اما آنهارا طوری بکشید که مدرکی بدستشان نیاید مثلا اگر زیر دیوارخوابیده بود دیواررا بر رویش طوری خراب کن که کسی تورا نبیند واگر درآب بود طوری غرقش کن که کسی تورا نبیند . پرسیدیم درمورد خانه مال ومنالشان چی میگویی. گفت همه چیز ناصبی )اهلسنت) برشما حلال است .آدرس دقیق ازقران شیعیان .وسایل شیعه جلد 18 صفحه 463 ودرهمین کتاب جلد 5صفحه 480 وگفته شده مال آنهارا بردارید وخمس آنرا برای مراجع بدهید . وهزاران روایت دیگر . حالا شیعیان که یکنیم ملیار اهل سنت را وهابی میدانند لطف کنند یک روایت بیارند از کتابهای اهل سنت که دال بر کشتن شیعه نوشته شده باشد؟؟؟ اگر بن لادن وسیاف کشتن شمارا جایز میدانند اینها از کتابهای شما وقتی باخبر شدند این حکمرا صادر کردند ونظر همه اهل سنت نیست . پس نتیجه میگیریم که شما همیشهآله دست بیگانه بودید وخون ما برشما حلال است از این که اقلیت هستید ونمیتوانید کاری بیشتر از کوبیدن میخ درفرق مردم بکنید مظلوم نمایی میکنید ومیخواهید قوی شوید ودرآنصورت تاجیک وپشتون وازبک وبلوچ را مطابق دستور مذهب تان بکشید زن ومال آنها هم برایتان حلال است . کمی بخود بیایید فایده ندارداینگونه بازیهای پنهانی . درمورد مسعود منافق وباند وهمکاران منافقش باید عرض کنیم که این منافقین مثل مزاری ملعون منافقین سابق بودند وباند مسعود ربانی سگهای زنجیری روسها هستند ملت مجاهد تاجیک از منافقین سابق ومرتدین امروزی مانند فهیم عبدالله وقانونی سیاف اسماعیل بسم الله عطامحمد نور اسماعیل دزد اعلام بیزاری مینمایند شما هزاره ها هم از مرتدین امروز تان مانند خلیلی ومحقق وکاظمی ودیگر مرتدین ومنافقین اعلان بیزاری کنید . مردم محترم پشتون هم باید از کرزی زندیق ووطنفروش وملت فروش که مهاجرین افغان مقیم ایران را به دولت ایران فروخته ودولت ایران از آنها پولهای کمر شکن میگیرد ومهاجرین افغانی استان فارس درکرایی بریان هستند ویکمقدار پول آنرا همه دیدند که ایران بعنوان حق السکوت به کرزی زندیق میدهد . واز حاکمان ظالم مانند ملا عمر وگلبدین اعلام بیزاری کنند . ودور یکنفر وطندوست وملت دوست که منتخب مردم باشد وهیچ جنایتی را مرتکب نشده باشد جمع شویم وبرادرانه زندگی کنیم . پس برادر نویسنده خودرا اصلاح کنید نه اینکه ملت را مقصر بدانید وچند نفر خاین ملی ومرتدین را پیشوای هرقوم قرار بدهید یا نسبت دهید گناه شما خیلی سنگینتر از همه میباشد . شاید درجواب بنویسی که ما به ایران کاری نداریم . اگر از ایران دستورنمیگیرید لطف کنید بگویید که ملاهای شما درکدام کشور درس دینی میخوانند؟؟؟ معلوم است که درایران درس میخوانند وبا همان عقیده داخل کشور میشوند . دیگر نقابها برداشته شده . افغانستان خانه مشترک همه اقوام ساکن درافغانستان میباشد اما نه برای سگان تسمه بگردن بیگانگان . والسلام
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
آقای قره باغ سلام. هزاره ها از نگاه نژاد با ایرانی های ذکاتخور فرق کلی دارد ،ما نمیتوانیم که مذهب را یسشتر از نژاد ومقدمتر از آن قلمداد کنیم ونباید برف بام خود را بالای بام دگران انداخت .بیشتر پناهجویان افغانستان را در ایران تاجیکها که از یک نسل ونژاد قلمداد میکند وجود دارد ومورد نوازش ذکاتخوران نیز قرار دارد.تاجیکها در دوران حاکمیت شان روزهای نگبت را در تاریخ کشور افغانستان هممانند سران قبیله گرای پشتون بجا گذاشته است که با این غوغاگریها نمیتوان شست وشو وپاک کرد.کنون بر ما لازم است تا از روزهای نگبت در آینده نفرت کرد وراه عقلانیت را ملاک قضاوتها قرار داده ،آینده نگر باشیم.هزاره ها نمیخواهند که با هیچ شهروند افغانستان وملیتهای ساکن کشور برخورد ظالمانه ی داشته باشد وازین بابت از عملکرد چنین برخوردها سخت دلگیر شده ،نفرت دارد.
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
بدبختانه که اکثر روشنفکران و قلمبدستان هزاره مصروف دشمن تراشی و سطحی نگری هستند، از جمله نویسنده این مضمون. نباید فراموش کرد که هزاره اسیب پزیر ترین ملیت در کشور است و موقعیت هزاره ها بسیار حساستر از دیگر ملیت هاست و یگانه راه درست به همه ملیتهای کشور، و به خصوص هزاره ها، تساحل، و همدیگر پزیریست
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
من نمی دانم شما طرفدران بزک زنچو وبی مغز مغز خر خوردین؟؟؟؟این نویسنده از خباثت ها وانحصار طلبی های شما با مثال های واضح مثال داده٬بازهمشما مغز خر خورده ها از همدیگر پذیری گپ می زنید.پس چرا شما حاصر نیستید دیگران را بپذیرید؟؟؟؟؟تاجیک ها مخصوصاًتاجیک های شمال اواره گان دوران جنگ های سمرقند وبخارا استند واصلاٌ مهاجران تورکستان روسی استند حالا اینها امده اند دیگران را حاصر نیستند در قدرت شریک بسازند.وقتی دیگران برایشان مثال های غیر قابل انکار اراءه میکنند.خود شانرا به نادانی وحماقت میزنند واز دیگران خواستار هم دیگر پذیری می شوند جل الخالق از این همه حماقت ودیده درایی.ما شماهاوف ها وچوف هارا پذیرفته ایم شما ها باید دیگران را بپذیرید احمق های مغز خر خورده.
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
پشتون خو هزاره را حتی ادم حساب نمی کند، یگا نه متحد شما میتواند تاجیکها باشند. هزاره ها همیشه در سیاست های شان پیش پای بین بوده اند. هدفم از جامعه روشنفکر و سیاسیون هزاره است.نقیضه دیگر تان، خود بزرگ بینی تان است. حتی تکلیف تان هنوز با خود تان روشن نیست، یکی خود را اولاده چنگیز میگوید، دیگری ترکتبار، دیگری...
گویی همه در افغانستان بد اند به جز هزاره ها.
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
نویسنده چهار PHD دار
سلام بر مؤمنان!
جناب شما کوشش نکنید که ثابت کنید که هزاره یعنی غده سرطان!
عزیزم وقت اخوت و برادری است اگر نه به همه معلوم و هویدا است که هزاره کیست، از کجا آمده، چی میکند، کاسه لیس کیست؟ بوت پالش کیست؟ موزه پاک کیست و خایه مال کیست؟
بگذار با هم برادر شویم تا ما شویم هزاره گک لوده گک بیعقلک
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
تاجک همان شغل کتابت و ماموریت برایش خوب است تاجک سیاست نمیداند مثال زنده اش دوران ربانی و مسعود جنگ انداز وشیطان است که کابل را با خاک یگسان کرد و خودش مثل بز واری فرار کرد و به غار های کوه های پنجشیر پنهان شد و بالاخره خون بیگناهان و ویرانی خانه هایشان مسعود کله خشکک بی مغز را واصل جهنم کرد.
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!
هزاره چان
تاچیک چی ناچوانمردی دارد___
پشتون زمین -خانه -وحتی گورستانت را ازتو میگیرد- ارزگان -هلمند وهزاره چات را بیاد بیاور-
ولی تو میآیی در مناطق تاچیک نشین مثل کابل-مزار-هرات -سمنگان ودیگر ولایات زنده گی میکنی و ادعای -آنرا داری که تاچیک ناچوانمرد است-