کابل پرس?: با گسترش دامنه ی خشونت ها در افغانستان و کلید خوردن مرحله ی تازه ای از طرح انگلیسی با همراهی آمریکا برای بازگرداندن طالبان به قدرت، بسیاری از کارشناسان داخلی و بین المللی از طرح تجزیه ی افغانستان سخن گفته اند.
Brahma Chellaney یکی از استادان مطالعات استراتژیک هند با نوشتن مقاله ای در مورد نوشته است که تجزیه ی افغانستان امری اجتناب ناپذیر است. او می گوید تجزیه ی نرم افغانستان بهتر از تجزیه ی سخت آن در آینده است که طالبان قرون وسطایی با حاکمیت ترور به قدرت برگردند. از سویی پشتون های جنوب و شرق افغانستان در نهایت به دنبال ادغام با پشتون های پاکستانی برای تشکیل پشتونستان بزرگ می باشند و از سوی دیگر گروه های قومی دیگر در افغانستان از جمله تاجیک ها، اوزبیک ها و هزاره ها ادامه ی حکومت خودکامه ی پشتون ها را بر نمی تابند.
تنها در چند دهه ی اخیر طالبان که به گفته ی محمودخان سلیمان خیل بیش از نیمی از آنان را کوچی ها تشکیل می دهند ده ها هزار تن را بصورت سیستماتیک به قتل رسانده اند و میلیون ها تن را ناچار به ترک خانه و کاشانه کرده اند.
نوشته ی آقای Brahma Chellaney در رسانه های مختلف از جمله واشنگتن پست همراه با نقشه زیر نشر شده که در آن تصویری غلط از پراکندگی قومی بدست می دهد. این نقشه ها معمولن بر اساس جعلیات حکومت های پشتونیستی افغانستان درباره میزان و کیفیت نفوس در افغانستان ارایه می شود که با واقعیت چندان همخوانی ندارد. رژيم های پشتونستی همواره کوشش کرده اند جمعیت اقلیت حدود 20 درصدی را با آمار سازی ها و جعل و تبلیغات بیش از 50 درصد معرفی کنند و همیشه از برگزاری سرشماری دقیق خودداری کرده اند.
نقشه های منتشر شده این چنینی نیز به هیچ عنوان با واقعیت نفوس و کیفیت آن در افغانستان سازگار نمی باشد.

نظرات
12 دیدگاهانتشار نقشه های غلط از پراکندگی جمعیتی و افغانستان پس از تجزیه
جناب مه دورد بر شما اصل حقیقت را بیان نموده اید اما کشور افغانستان در موقعیت استراژدی خود قربان این دسیه های غرب شدند و از جانب دیگر
ثروت بی حد ان کشور که به گفته ای سایت بی بی سی که ثروت افغانستان220 تریبون دالر بر اورد شده کی میتواند از این ثروت چشم بپوشد؟؟
و ثروت دیگر تریاک هست که پول نقد در دست قاچاقبران و رجال های دولتی از الف تا ی در فساد و پول اندازی و؟؟؟ غرق اند..
انتشار نقشه های غلط از پراکندگی جمعیتی و افغانستان پس از تجزیه
آقای مه، سلام متقابل عرض میکنم.
بعد از خروج شوروی از افغانستان ،امریکا نمیتوانست جهت اشغال کشور ما هجوم بیاورد،
زیرا برای این کار خود باید دلیلی یا بهتر بگویم، بهانه ای به جهانیان ارائه میکرد، که چرا بعد از
شکست یک ابر قدرت، ابرقدرت دیگری بر این کشور حمله میکند. در ضمن، سگ جنگی های
مجاهدین مجال معامله را با آنها نداد. اما در زمان طالبان این مجال به امریکا داده شد، وچندین مرتبه
نماینده های طالبان به واشنگتن دعوت شدند، تا در رابطه به پایپ لاین تاپی با آنها قراردادِ امضإ شود،
که نظر به دلایلی ( یکی هم نفوذ القاعده بالای طالبان ) به نتیجه نرسید.
اما حادثه 11 سپتامبر بهانه ای خوبِ بود، برای اشغال کشور ما. حالا توسط یک دولت دستنشاده خود، میتواند
با خاطر آرام همه اهداف خود را تعقیب کند. برای رهبران مجاهدین ( بحیث جنایتکاران جنگی) توسط کمیسیون
حقوق بشر افغانستان نیز دوسیه های ترتیب داده است، که اگر یکی ازین ها از امر امریکا سرپیچی کند، محاکمه خواهد شد.
البته گفته های تانرا در رابطه به موقیعت سترادیژی افغانستان و احتیاج کشور چین را به منابع طبیعی تائید میکنم.