اولین حرکت مدنی که در طول تاریخ افغانستان نتیجه گرفته است. این حرکت دانشجویان که منجر به جنبش دانشجویی در افغانستان شد حمایتهای دانشجویان، دانش آموزان، استادان دانشگاه، فعالان جامعۀ مدنی، هنرمندان، آوازخوانان، عالمان دین نویسندگان و غیره را به خود جلب کرده بود.
این حرکتی بودکه ازسوی دانشجویان از قشرخاصیکه همه وقت تحقیر و توهین میشدند ومرد تبعیض و تعصب قرار میگرفتند به منظوری عدالت، شایستگی و ازبین بردن تبعیض و تعصب راه اندازی شد و درمدتی کم حامیان داخلی و خارجی پیداکرد. خداوندان عقل و اندیشه و فرهنگ بادرک واقعیتها از اقوام گوناگون بهحمایت آنان استادند.
شماری به شمول دولت خواستند این حرکترا قومی وسیاسی جلوه دهند؛ اما نفس حرکت دانشجویان ملی بود و به نفع کسانیکه طالب علم و تحول در نظام تحصیلات عالی اند. تحول در نظام تحصیلات عالی خواستی دانشجویان بود؛ ضعف مدیریتی و اخلاقی، نداشتن علم وتفرقه افگنی رییس و فیصل امین یکی از استادان این دانشکده میان دانشجویان از اقوام مختلف؛ دانشجویانرا وادار به این حرکت تاریخی کرد.
امااین دانشجویان بودندکه بامدیریت عالی سیاستمدران، نمایندگان، فعالان مدنی و دیگرانرا به نفع خود استفاده کردند و به هدف شان رسیدند. اگرچه شماری نمایندگان دانشجویانرا تهدید میکردند دست ازاین کار بکشند، و شماری دیگر نیز میخواستند دانشجویانرامعامله کنند و امتیاز بگیرند. اما دانشجویان با پافشاری بر روی اهدافِشان دولتکه همه چیزرا برمبنای قوم میدیدید از پا در آورد و نامشانرا درتاریخ به عنوان کسانی ثبت کردند که در حرکت مدنی شان نتیجه گرفته اند.
درهمینحال موافقان رییس دانشکدۀ علوم اجتماعی وشماری استادان دانشگاه کابل نیز در راه پیمایی تصمیم دولت مبنی برکناری رییس و استاد فیصل امینرا محکوم کرده اند. آنان در راهپیمایی امروزشان مرگ بر دموکراسی، مرگ برحقوق زن زنده باد پشتانهرا سرداده واز دولت خواستهاندکه تصمیمشانرا پس گیرند. اما واقعیت چیست؟ حرکت مدنی آدمان متمدن میخواهند.کسانیکه شعار مرگ بر موکراسی و حقوق بشر و زنده پشتانه سرمیدهند میشود گفت در سال 2013 متمدن و وفادار برحقوق بشر و حقوق شهروندی و دموکراسی است؟ نه. بدون شک آنان هنوزهم همه چیزرا برمبنای قوم میبینند چنانچه فیصل استادهمین دانشکده علوم اجتماعی که جامعه شناسی نیزدرس میدهند در گفتمان تلویزیون ژوندون ثابت کرده است که وی طالب نکتایی پوش است و هنوزهم برمبنای قومیت فکر میکند. او گفته است که کرزی من را خلع وظیفه کرده است و من قلم را میشکنانم و میروم با طالبان که مخالفان مسلح دولت اند و هر روز بالای شهرواندان و نیروهای نظامی افغانستان که پسران همین کشور ونسل سرگردانند حمله میکنند وبهخاک و خون میکشند. نمونۀ آن حملۀ طالبان در شمال کوه تلویزیون بالای یک دفتر خارجی بود، گذشته از آن چندین حملۀ طالبان و انتحاری در کابل بالای مراکز دولتی و غیره.
سوال اینجا پیدا میشود که چرا استاد جامعه شناسی چنین منطق دارد که باطالبان میپیوندد؟ همه چیز تاهنوز روشن است حرکت عصیانگر مسیحایی برای حفظ چوکی در اروپا و حرکت عالمان دین در کشورهای اسلامی به منظور بقا؛ نمونههایاست که تااکنون نیز ادامه دارد. امادانشگاهها نیز عاری از آن وضع نبوده است. بیشتر استادان دانشگاهها بنابر روابط شخصی استاد شده اند تالیاقت. اکثری مردمان که در کشورهای غرب تحصیل کرده اند و برگشته اند در کدرهای دانشگاههای کشور شامل نشده است؛ بهجای آن چند استادی که قبلاً به حیث استاد مقرر شده بود فامیل و اقاریبشانرا خواه نخواه بهحیث استاد مقررکرده اند؛که سوادی کافی نیز نداشته است. نمونۀ آن در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل و همچنان دانشکده علوم اجتماعی دال برهمان روابط شخصی است. اگرهیچ سندی مبنی برجهالت و تعصب این استادان نمیبود همان مصاحبههای شان نشانگر تعصب و تبعیض داشتنشان است و برحق بودن دانشجویان معترض. فیصل امین در مصاحبهاش گفته است که چندسال بعد دانشجویان هزاره از ترکیه وایران ماستر برمیگردد و در آن زمان بازدیده میشود که چه خواهدشد؛ این جملۀ فیصل امین خود نشانگر این است که وی ازافزایش تحصیلکردها و دانشجویان هزاره در هراس است. آیا کسی ماستر باشد و دردانشکده علوم اجتماعی استاد باشد چنین منطقی دارد؟
این استاد نیز گفته است در صنف که وی درس میدهد بیشترین دانشجویانرا هزارهها تشکیل میدهد. آیا هزاره لیاقت ندارند که درس بخوانند؟ هزارهها بالیاقتشان در دانشگاه را پیداکرده اند، دانشجویان هزاره دنبال دختربازی نیستند، بالندکروزر و لکسس نمیگردند، دنبال علم اند و تحصیل میکنند. پس این چه ربطی دارد به اینکه دانشجویان از اقوام دیگر به دانشکده راه پیدا نکرده اند و به این لحاظ دانشجویان هزاره مورد تبعیض و تعصب استادان قرار میگیرند. هزاره هیچگاه مانع تحصیل کسی نشده است، ولی دیگران مکاتب هزارههارا نیز بسته اند و حتا دانش آموزان و دانشجویان هزارهرا نیز به تیر بسته اند. در این کی تقصیردارد هزارههای که دنبال علم و تحصیل اند ویا اقوام دیگر که دنبال عیاشی و وحاشی ؟
به هرصورت جنبش دانشجوی راه خودرا میرود و هیچ سیاست مدار وابسته نخواهندشد. اگر هرسیاست مدار بخواهد بازهم ناکام است که دانشجویان را به طرف خودکشاند چنانچه درمدت هشت روز اعتصاب نخست دانشجویان را تهدید کردند وزمانیکه حرکت و جنبش دانشجویی نتیجه داد آمدند و عکس یادگاری گرفتند. اکنون نیز اگر چیزی میگویند نظری شخصیشان است و به حرکت دانشجوی مربوط نیست.
نظرات
18 دیدگاهفیصل امین استاد سابق دانشکده علوم اجتماعی قلم میشکند و راکت بر میدارد
این یکی هم خریت و غولی نواده بچه بیریش نادر افشار احمق شاه توفدانی را نشان میدهد! هزاره یک قوم و شیعه یک فرقه مذهبی است! نواده غووول بابا از خریت هزاره و شیعه را یکی میداند! این غوول خان باید بداند که، همانطور که پشکون شیعه و تاجیک شیعه وجود دارد، هزاره سنی هم وجود دارد.
فیصل امین استاد سابق دانشکده علوم اجتماعی قلم میشکند و راکت بر میدارد
چه اسفبار نوشتید ونقد کردید. چه بیشرمانه دشنامهایرا نصیب یک دیگر کردید. و چه جاهلانه در پی یکدیگر بر آمدید خداوند شمارا به راه نیک نیک هدایت کند. بهجای این همه چرند نوشتن بیایید با منطق یک دیگر را نقد کنیم. نه اینکه دشنام و چرندیا یاوگی را نصیب یگ دگر کنیم.
دیگر به هیچ پیام شما جواب نخواهم داد فقط همین شعر شاید برای همۀ شما کافی باشد
زجاهل کرزیینده چون تیر باش!
آنلاین : http://humaeyblogspot.com
فیصل امین استاد سابق دانشکده علوم اجتماعی قلم میشکند و راکت بر میدارد
زنده باد پشتون ها زنده باد هزاره ها زنده باد تاجیک ها زنده باد ازبک ها مرگ بر جاسوسان امریکا مرگ بر جاسوسان ایران و پاکستان و عربستان مرگ بر افراد نادان داخلی که مورد استفاده قدرت های خارجی قرار میگیرد همه باید مطلع باشید که کشور ما شاهد حوادث وحشتناک جدبد خواهد شد امریکایی ها پاکستانی ها و ایرانی ها در حال جنگ استخباراتی هستند و نمیگذارند که ما و شما در افغانستان ارام باشیم و متاسفانه و هزار بار با تاسف زیاد که عوامل پست انها ازخود ما هستند که بالای ما مصیبت ها را وارد میکنند ای مردم بیدار شوید اگاه شوید خود را به بربادی ندهید
فیصل امین استاد سابق دانشکده علوم اجتماعی قلم میشکند و راکت بر میدارد
تو سیگوین کثیف جت نژاد پس چی بودند سیگوین جت بودند؟؟؟؟.یک نظر به عکس مولا نای بلخ بامی بنداز باز می فامی که از کدام مردم بود.مه خودم یک هزاره سنی استم وبه امامان خود ساخته عرب ها وفاشیست های جنایت کار وقدرت طلب ایرانی اصلاُ باور ندارم دهن کنارابه بسته کو سیگوین کثیف که همه جا را بوی بد تان گرفته.
فیصل امین استاد سابق دانشکده علوم اجتماعی قلم میشکند و راکت بر میدارد
نظرى گرامى,
نگارش تان بسيار درست است. ازحقوق يک فرد اگرهم دفاع شود , بجا وسزاوار است .چه که ازيک گروه , طبقه, مليت وملت . ويا ملل و يا بشر. با قومى وسياسى ناميدن يک حرکت شايسته دولتهاى قومى کشور ساختگى نونام و ازطرف انگليس نامنهاد افغانلند ميخواستند ومى خواهند کوششهاى دانشجويان را دردانشگاه کم بها جلو دهد. با اين گرز يعنى سياسىت بايد دور از دانشگاه باشد خواست دىکتاتورهاست. دردانشگاه ها دانشجوها هم بشر انسان و آدم اند وانسان يک مخلوق سياسى اند.
چيزيکه ويژه گى دردانشگاهها دارد آن است که هواداران کليه احزاب سياسى ميتوانند به گونه جدا گانه تبليغ براى احزاب خود کند ولى دفتر دانشجويان در دانشگاه اجازه ندارد که مواد براى يک حزب مشخص دهد. واين کار در کشور فغان مى شود که دفتر دانشجويان در دانشگاه - اگر اصلن چنين چيزى در دانشگاههاى سرزمين دردمند ما وجود داشته باشد.
به گونه همهگانى دانشجويان باوجود هوادارى دريک حزب مشخص عملکرد هاى مشترک مى کنند که از آن کماببيش بسيارى شان مى کند.
هر تپش ازسوی دانشجویان عليه تحقیر و توهین , تبعیض و تعصب در برابر مرد و زن, پير و برنا , چه يک فرد باشد و هزار , بادين وبدون دين, چه اين دين وآن دين وچه اين زبان ونژاد ويا آن نژاد و زبان داشته باشد, حق است. تفکر بشر دوستى است تفکر بين المللى است.
دولت قومى که اينجا وآنجا ازعروسکها ويا گودى کوکى از اقوام غيرڀشتون در رهبرى دولت به گونه نمايشى گذاشته ازتفکر ملى فقط قوم پشتون يعنى افغان تاريخى وسياسى وقومى ودولتي رامى شناسد ونه شهروندان کشور بااين نام منحوس!!!!
به منظور عدالت، شایستگی و ازبین بردن تبعیض و تعصب شهروندان وهم ميهن نان نازنين هندوان وسهکها در گذشته واکنون مورد آزار و پيگرد
ازبزرگوار نظرى خواهشمندم که در گفتن “کوه تلويزيون” ب جاى کوه آسمايى ديگر دلم را نرجانيد.
دولت يک دينه در کشور فغان و نالشت, نام اين کوه را تغير داده است . کوه آسمايى - کوه اميد مادر ) به کوه تلويزيون . اين خوداش به شهروندان ومردمان چندين هزارساله اين سر زمين توهين مى شود. در فراز کوه آسمايى سنگ مادر قرار داشت که سهکها وهندوان بر قله اين کوه مى رفتند . مندير اميد مادر مادر ويا بى بى در دامنه کوه آسمايى قرار داشت وهنوزهم دارد.
خواهشمندم قبول نمايد که هردين سنگ کعبه ( مکعب سنگ ) دارد. کعبه "پوجا" و کعبه زردشت , کعبه مکه که کعبه مردمان اهبراهيمى بود.
فرهنگ مهاباراتا مذهبهاى هندويسم در آبادى فرهنک دره هندو Indus Valley Civilization نقش بسزاى بازى کرده وبدون جوش با فرهنگ ايران وتوران تمدن وفرهنگ گندهارا کابلستان , بلخ (باخترى) ..... امکان پذير نبود. اين سه فرهنگ همخانواده يکى ديگر خود را تکامل بخشيد. اين فرهنگ و رسم و رواجها هم در تاروپود مردمان همين سرزمين گره خورده است.
شيواکى, وهندکى , خم هندو کوهاى و دهها کوهاى 2000 مترى مانند شير دروازه و کوه آسمايى (سانسکريت کوه اميد مادر) کوهاى مقدس هندوان واهل هنود بودند. زنبيلک وزنبورک شاهان (Zunbil) وکابلشاهان مردمان پارينه اين ملک اند. هندوان اين سرزمين درگاها وعبادتگاهاى خود را در کوه تپه ها بنا کردند
شاه بهار بود در شيواکى کابل و سوبهار در تپه سردار غزنى مانند نوبهار بلغ درشمار هفت بناهاى عجيب گيتى شمرده مى شد.
بت ١٦ متره که درسوبهار بود طالبان درسال 2001 تخريب کرد.
ولى حاکمان دروغگو وتقلب به جهان چنين وانمود کرده بودند که انگار شاهنشاه تورانى محمودغزنه اين بتها را خراب کرده بود. همين قسم انگليس هم ادعا کرده بود که محمودغزنوى در سومنات را دزدى وبه غزنه آورده بود. اين دروغ شان رسوا شد درخود پارلمان انگليس ودر تاريخ به جنجال در جنجال گيت مشهور است
شاعران پارسى:
چو آمد به بتخانه ی سو بهار
یکی خانه دید از خوشی پرنگار
برین مژده خواهم کزاین کار زار
چو رفتی به بتخانه ی سو بهار
بر آن خانه وآن بد پرستان گزند
نسازی ، که یزدان ندارد پسند
برین مژده خواهم کزاین کار زار
آخر چنین شوند درختان روح نیز
پیدا شود درخت نکوشاخ بختیار
لشکر کشیده شاه بهار و بساخت برگ
اسپر گرفته یاسمن و سبزه ذوالفقار
چو رفتی به بتخانه ی سو بهار
بر آن خانه وآن بد پرستان گزند
چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت
فرود آمد از تخت و بربست رخت
به بلخ گزین شد بران نوبهار
که یزدان پرستان بدان روزگار
مران جای را داشتندی چنان
که مر مکه را تازیان این زمان
منابع: گذشته نگاران
1- كتاب البلدان یعقوبی, احمد بن ابی یعقوب
2-مروجالذهب و معادنالجوهر علی بن حسین مسعودی
فیصل امین استاد سابق دانشکده علوم اجتماعی قلم میشکند و راکت بر میدارد
در پيوند شاه بهار در شيواکى کابل و سوبهار در تپه سردار غزنى مانند نوبهار بلغ اين کتابها به زبان عربى برگردان شده به فرانسه وانگليسى
اشاره نموده اند در تارنما اين کتابها بگونه کاپى در دسترس مى باشد . لطفن پيش از لينکها ://http اضافه نمايد
كتاب البلدان یعقوبی
احمد بن ابی یعقوب
archive.org/stream/kitabalbuldan00yaquuoft#page/87/mode/2up
archive.org/stream/kitabalbuldan00yaquuoft#page/83/mode/2up
علی بن حسین مسعودی
مروجالذهب و معادنالجوهر
archive.org/stream/lesprairiesdor04masuuoft#page/474/mode/2up
/ archive.org/stream/lesprairiesdor04masuuoft#page/48/mode/2up
archive.org/details/lesprairiesdor01masduoft
مروج الذهب ومعادن الجوهر
مسعودی مى نگارد:
النوبهار بناه (منوشهر) بمدينة (بَلْخَ) من خراسان، على اسم القمر، وكان مَنْ يلي سِدَانته تعظِّمُه الملوكُ في ذلك الصقع، وتنقاد إلى أمره، وترجع إلى حكمه، وتحمل إليه الأموال، وكانت عليه وقوف. وكان الموكل بسدانته يدعى (البرمك)، وهو سمة عامَّة لكل من يلي سدانته، ومن أجل ذلك سميت البرامكة؛ لأن خالد بن بَرْمَك كان مِنْ وَلَدِ مَنْ كان على هذا البيت، وكان بنيان هذا البيت من أعلى البنيانتشييداً
برگ ٤٨
فیصل امین استاد سابق دانشکده علوم اجتماعی قلم میشکند و راکت بر میدارد
خایه مال بچیم خایه مالی نشان ملی وسمتی شما دزدان وچپاول گران بی شرف است.خوب است که خودت این صفت را قبول داری.
فیصل امین استاد سابق دانشکده علوم اجتماعی قلم میشکند و راکت بر میدارد
یکی از جزو هایی را که این فیصل امین خر در پوهنهنهنتون تدریس میکند را خودتان بخوانید و از خریت و بی سوادیش بهره ببرید. نه تنها از او را بلکه خران زیادی در پوهنهنهنتونها به نام استاد تدریس میکنند که سواد ندارند و همه را با خود به سوی نابودی کامل میکشانند. فاروق عبدالا و فاروق بشر و فاروق ورردک پوهنهنهنتون ها را به طویله تبدیل کردهاند. PEPSI