سخنان ایراد شده از سوی استاد شفق، یکی از سران سابق مجاهدین، سیاست مدار و روحانی روشن اندیش، که در آن از طرح آشتی میان مذاهب، و انتقادات تند و بی سابقه از ملاها و رهبران سیاسی سخن زده شده هست از چند جهت قابل تأمل و تحلیل است.
اول اینکه استاد شفق خود در قدم اول یک روحانی و به اصتلاح عام اش ملاه است، البته با تفاوت این که صف او و امثال او را از روحانیون و مولوی های به شدت سنتی باید جدا دانست ، چنانچه که اگر بخواهیم به جریان روشن فکری دینی به عنوان یک ایدؤلوژیی برآمده از دل سنت نگاه کنیم، آنگاه راحت تر درمی یابیم که فاصله ی میان اندیشه و نظام فکری شفق، با کسانی چون شیخ آصف محسنی، کمتر از فاصله میان مدرنیته و پست مدرنیسم نیست.
دوم، تأمل روا داشتن و بها دادن، و نشر و پخش کردنِ نظرات مطرح شده از سوی روحانیون دیگر اندیش و روشن فکران دینی خود به خود باعث ضعف در موضیع سنت گرا ها و تند روان مذهبی میشود، و کمک میکند تا جریان روشن فکری از حالت دفاعی که دارد بیرون آید.
سوم، تأسیر گزار بودن انتقادات مطرح شده از سوی شخصیتی در وزن شفق، بر افکار عمومی، کسی که از جمع هم قطاران سابق اش مثل استاد خلیلی و محقق در میان مردم از محبوبیت بیشترِ بر خور دار است و مهمتر از همه اینکه او خود یک روحانی هست و طبعاً انتقادات اش کار گر.
حالا میپردازیم به نکته های قابل بحث دراین سخنرانی که چند روز پیش در سیدنی استرالیا ایراد شده است.
1: رنگ و صورت طبیعی دادن به تفاوت سلیقه ها و بر داشت های مسلمانان شیعه و سنی، وبه صورت جدی زیر سوال بردن خیلی ازباور های نا درست که توسط دستگاهای تبلیغاتی و روحانین به عنوان آموزه های مذهبی در میان مردم جا انداخته شده است
سخنران در آغاز از اختلافات طبیعی نظرات و سلیقه ها سخن میزند و آن را می پذیرد، به این معنا که اعتقاد داشتن به مذاهب شیعه و سنی، بیشتر ناشی از تنوع سلیقه های مسلما نان است تا بر حق بودن یک طرف و ناحق بودن طرف دیگر، ایشان تنها زمانی این تفاوت ها و اختلافات فکری را خطرناک میداند که به دشمنی تبدیل شود، و ایدامه میدهد که مسلمانان نباید به اختلافات که بعد از رحلت پیامبر اسلام به وجود آمد دامن بیزند، اختلافات، که در همان دوران امام علی و خلفای راشدین به صلح انجامیده و ایضافه میکند که شیعیان نباید کشتار ها و قتل عام های که توسط حکومت ها و حاکمان سنی در آن زمان انجام شده را به حساب مذهب اهل سنت بگذارد، مثال می آورد که امام ابو حنیفه نیز توسط یک حکومت سنی به قتل رسیده است، شفق از سنی ها نیز میخواهد که رفتار و کردار حاکمان و حکومت های سنی مذهب را که در گذشته دست به کشتار و تصفیه ی شیعان میزد تعقیب نکند، او در ایدامه ی سخنان اش میگوید، این ملاهای ما کی آدم میشود؟ و کی متمدن میشود؟ وکی مسلمان خواهد شد، این ها با فحش دادن شان به این و آن حماقت میکند و با فریب مردم را نیز در حماقت شان شریک میسازد، ایشان در ایدامه میگوید مسلمانان در وضعیت بد تر از قرون وسطی خودها را قرار داده است و این وضعیت پیش آمده حاصل فریب و تفریقه اندازیی روحانیون و مبلغان است، آنهای که با اختلافات چند قرن پیش زنده گی میکند.
2: ایشان در ایدامه ی سخنرانی شان به بی کفایتی رهبران جامعه نیز اشاره میکند و از آنها میپرسد که در مقابل این همه شهرت و ثروت و قدرت که به خواطر مردم به آن رسیده اید، در مقابل برای بهتر شدن وضعیت مردم چه کار های انجام داده اید؟ و اینکه بعد از هر کشتار و فاجعه به مصاحبه و اطلاعیه بسنده میکنید قابل قبول نیست، باید وضعیت رقت بار مردم تغیر یابد.
3: استاد شفق در ایدامه سخنان اش به قشر روشن فکر و با سواد جامعه نیز تاخته، آنها را به تشتت افکار و اختلاف و کم کاری متهم نموده میگوید شما های که امید این مردم و جامعه بودید، در عمل هیچ کاری را انجام داده نتوانیستید، یکی به سوی غرب و یکی به سوی شرق راه افتادید و به جای پرداختن به درد این مردم دنبال نفی خدا و پیغمبر و دین بر آمده اید.
4: با سخنان پایانی سخنران این مطلب را به پایان میرسانم، اگرچه نکته ها و حرف های جدیی زیادی برای پیاده کردن است ولی وقت کم من این اجازه را نمیدهد، سعی میکنم ویدیوی این سخنرانی را در همینجا برای شما بگذارم. ایشان در پایان سخنان اش چنین نتیجه گیری دارد که در کل جهان اسلام دچار یک بیماری خطرناک فکری شده است و این ترز تفکر که فعلن در جوامع اسلامی حاکم هست از ریشه باید تغیر یابد، که فکر کنم جان سخن هم در همین نکته نهفته باشد.
ط ه
نظرات
11 دیدگاهتأملی بر انتقادات بی سابقه و تند استاد شفق، از روحانیون و رهبران سیاسی
سلام خواهشا در نوشتن متن دقت کنید, متن بالا مملو از اشتباهات املایی هست. سپاس