رفتن به محتوای اصلی
کربلا در دانشگاه

کربلا در دانشگاه

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

به هر لحاظ که به زمان واقعه کربلا بنگریم به وضعیت کشور ما نزدیک تر است. قبایل بنی امیه و بنی هاشم هم مانند شاید دو قبیله در این سرزمین مثلا دو قبیله در قندهار بوده اند و متأسفانه اسلام نیز نتوانست روح قبیله گرایی و قوانین حاکم بر آن را منسوخ سازد و بلکه شاید برخی از قوانین آن هم در زمان رسول و مخصوصا پس از وی به شدت به متن جامعه بازگشت و ثروت بادآورده از غارت ساسانیان و دیگر بلاد محملی مناسب برای بازآفرینی آن سنن قبیله ای در قالب خلافت فراهم کرد.

من نمی دانم چرا این غربیان و شرقیان شرق شناس و اسلام پژوه نمی آیند و وضعیت صدر اسلام و حتا دوره جاهلیت را در این سرزمین بررسی نمی کنند. من که این تعصبات و خون خوارگی و کشتار را می بینم دست کمی از جنگهای نسل اندر نسل قبایل صدر اسلام ندارد بلکه دست بالا هم دارد. قوانین قبیله ای ما مانند برخورد با زنان (مثله کردن و گردن زدن و سوختاندن و زنده بگور کردن آنان) و محروم کردن آنان از ارث و حق ازدواج، فروکاستن نقش زنان به ابزاری برای شهوت و تولید مثل، فرار از مدنیت و درس و آگاهی، دسته بندی انسان ها به شریف (هم قبیله ای) و پست (انسانهای خارج از قوم و قبیله خودی)، توسل به جنگ برای دستیابی به قدرت و از همه مهمتر استفاده ابزاری از دین برای دستیابی به قدرت و ثروت، کاملا با شرایط صدر اسلام همپوشانی دارد. گوییا هنوز اعراب شمشیر بدست عربده کشان در پی مسلمان کردن کفار شرق و غرب دم از جهاد می زنند و می خواهند به زور، زر از آنان ربوده و آنان را عاقبت به خیر کنند و خود بر بلاد آنان چیره شده و خلافت نمایند. شاید با این تفاوت که جای شمشیر و سپر را به لطف آگاهان – که خود تماشاچی هستند- تفنگ و مواد منفجره و جای یلان پهلوان و جنگاور را انتحاریان گرفته اند.

اینها همه شباهت هایی است که دین ما و دنیای ما با دوران صدر اسلام و قبل از اسلام دارد. متأسفانه تا وقتی که ما سنن و عقاید و قوانین قبیله ای خود از قبیل برتر دانستن فرهنگ خود، اعضای قبیله ی خود و آداب و رسوم و عنعنات خود و دیگر مظاهر فرهنگی مانند دین و مذهب خود بر دیگران (خارجیانی که عضو قبیله ما نیستند) را میدان گردان زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نماییم و از عقلانیت و مدنیت به دلیل هم خوانی نداشتن با آن باورهای قبیله ای در گریز باشیم، وضع عوض نخواهد شد. پس تا زمانی که ما از منظر فرهنگ خود به قضاوت ارزشی درباره دیگران و فرهنگشان بپردازیم، و چون تفاوتهایی میان دیگران وخود می یابیم، در نتیجه آنان را کافر و پست محسوب کنیم، هنوز هم پس از 1440 سال سردرآخور اوس و خزرج داریم و تازه پرورده مشرب خوارج هم شده ایم و مرتب آن را بازتولید می کنیم. می گویید نه، بنگرید به عنوان مثال به همین اعراب، که به قول قرآن شدیدترین کفر و نفاق را دارند. حتما کسانی که به یکی از بلاد آنان مانند عربستان و یا کویت و ... رفته اند، به خوبی درک می کنند که تا چه حد آنان خود را تافته جدابافته و سرور انسان های دیگر می دانند و با تکبر و غرور با دیگر مردمان برخورد می کنند و حتا آسیایی تباران را به شکل مدرنتری از کنیزی و غلامی برده و همه کارگران به شمول افغانها را تحت عنوان "کفیل" استثمار می کنند. پس اسلام نتوانسته ذره ای اعتقادات قبیله ای این اعراب را تغییر دهد، بلکه محملی برای بسط سلطه بر دیگران –مانند ساختن مدارس و مساجد – فراهم ساخته است. عرب جاهلی حتا حالا حوصله حمل شمشیر ندارد تا شخصا به دانشگاه کابل برود و یا به دیره اسماعیل خان تا به جهاد بپردازد. او توانسته آن فرهنگ خشونت را توسط مدارس و بنگاههایی نظیر اهل حدیث کردن پاکستانی ها، وهابی کردن دیوبندیان و سلفی کردن مدارس بازتولید و سربازگیری کند تا افغانها خود همدیگر را بکشند و پاکستانی ها علیه هم وطن خود سلاح از نیام کشد. این سربازان به امید واهی وعده جنت، چنان سرمست اند که کشتن کودک و زن و پیر و بزرگسال و حتا هم کیشان آنان موجه است. این ماشین جنگی مسئولیت حفظ قدرت را برای اربابان خود دارد و به نازلترین قیمت حیطه نفوذ آنان را توسعه می بخشد.

به هر صورت بازهم تقابل قبایل در جایی رخ داده که قرار بوده، محمل عقلانیت باشد. مکانی برای مدارا و مأوایی برای صلح و آرامش و هم دیگر پذیری و دانشگاه باشد، نه قتلگاه و کشتارگاه.

این واقعه حداقل دو نکته را واضح می سازد، اندیشه محمل کردن دین برای استفاده ابزاری و کسب قدرت بازاری پررونق است و حالا حتا مکانی مانند دانشگاه را نیز به کاروان امتعه خود افزوده تا تجارت دین رونق بیشتری یابد. ثانیا پای نهاد آموزشی ما در این موارد بسیار می لنگد و نتوانسته حداقل عقلباوری و خردورزی را از طریق آموزشهای خود به دانشجویان منتقل سازد. البته این خود یکی از نواقص کریکولمهای قرون وسطایی دانشگاه ما است که حالا کشتارگاه شده و دیروز با هجوم سرسام آور نظامیان لشکر گاه گردیده بود.

بارها به مناسبتهای مختلف این راقم متذکر شده که حداقل آموزش فلسفه علم یا تاریخ علم برای تمامی دانشجویان باید الزام آور باشد، حتا رشته های شرعیات. تا دانشجویان یادگیرند که علم جز تضارب آرا و نسبیت پذیری نیست و بهترین گزاره آن است که ابطال پذیر باشد، نه اینکه سنگ گردد، حتا گزاره های دینی. بدین ترتیب می توانستیم به جای اینکه شاهد سربراوردن طالبان از دانشگاه باشیم، شاهد بالندگی خردورزی و مدارا می بودیم. اما متأسفانه به عکس، همیشه تندروان مذهبی از دانشجویانی مانند طب و مهندسی سربازگیری می کند، کسانی که به هیچ وجه فلسفه علوم را نمی خوانند و با نسبیت سروکاری نداشته اند و شاهدیم که تندروان چه بن لادن و چه ایمن الظواهری، چه حکمتیار بیشتر پرورده علوم تجربی بوده اند.

اما در واقعه دانشگاه به جای سربازان پیاده (دانشجویانی که اسیر شده اند) باید به دنبال کسانی رفت که به سربازگیری در این مکان علمی مشغولند. کسانی از هر دو مذهب که کوشیده اند دانشجویان را به جان هم اندازند و توهین به مذهب یکدیگر را در محضر علم باب کرده اند. ملاهایی که سخنرانی کرده اند و به بزرگان مذهب مخالف تاخته اند، و نهادهای طالب پروری مانند انجمن اصلاح و دیگر عوامل نفوذی طالبان باید پاسخگو باشند. ..ولی افسوس که در معرکه کربلای دانشگاه نیز، سر پیادگان بر نیزه است و نوکران خلافت اعراب، دلارهایشان را می شمارند.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

13 دیدگاه
کابلی

کربلا در دانشگاه

دوست عزیز که نامت را ذکر نکرده ای
گل گفتی و اصل گپ را زدی. من هردو طرف را گوسفندان سر در گم در یک رمه ای گم شده در صحرای تباهی و جهالت می دانم.
دنیا به ما می خندد. در سی سال گذشته ابروی خود را بردیم. ابروی وطن را بردیم. ابروی انسانیت را بردیم. ابروی تاریخ و نام ملت را بردیم. از ما به جز ننگ و بدنامی نمانده است. در هر کجا که بگویی از افغانستان استم خیال می کنند که حیوان درنده و یا دیو هستیم.
اما خدمت تان عرض کنم که من هنوز هم باور دارم که اصل فیلم هنوز شروع نشده است. فرزندان قم و دیوبند تازه جوان شده اند و نسل احمق تر شان هم تازه از مهاجرت بر می گردند. پس بهتر است که منتظر طوفان و سونامی حماقت و تباهی باشیم. بهتر است که منتظر برف کوچ تباهی باشیم.
شیاطین دو آتشه ای که در جهنم قم قالب زده شده اند با جانوران درنده ای که در آخور دیوبند پرورش یافته اند به این زودی ها دست از سر این ملت بدبخت و بیچاره برنخواهند داشت. گرداب جهالت در ملک قوی تر از ان است که بتوان به همین سادگی از ان رهایی یافت.

Ahmadi

کربلا در دانشگاه

عاشورا مربوط به مردم اهل تشیع نمیشود بلکه مربوط به هرکس که خودرامسلمان میگوید میشود. زیرادرروزعاشورا صرف بخاطرامام حسین پسربی بی فاطمه یی زهرا ونواده رسول خدا مراسم عزاگرفته میشود وشیعه وسنی هردو این روزرا باید احترام کنند. من مطمین هستم که برادران اهل سنت هیچ مشکل باعزاداری درین روزندارند وبسیاری برادران اهل سنت در مراسم عزاشرکت میکنند، ولی مشکل روزعاشورا درپوهنتون کابل مشکل وهابیت است. وهابیت که برضد رسول خدا ودین مقدس اسلام توسط انگلیس بوجودآمد وفعلآ مورد حمایت بسیار علنی وآشکارغرب واسراییل قراردارد. دانشجویان که درروز عاشورا درپوهنتون کابل خلاف عزاداری پسر بی بی فاطمه زهرا عمل کردند همه پشتون های مرزی پاکستان استندکه به مذهب کثیف اسراییلی (وهابیت) روی آوردند. این ها دشمنان قسم خورده دین اسلام ورسول خدا استند. این احمق ها این را هم نمیفهمند که زمانیکه برای حضرت محمد صلوات میگی آل حضرت محمد رانیزنام میبری وآل حضرت محمد کی است؟ وهابی های کثافت، بزرگان شما که عبارت ازآل سعود است برای امریکا واسراییل دلالی میکند چشم شما کثافت ها به این اندازه کوراست که نمیبینید؟ درغزه طفل وزن مسلمان کشته میشود رهبران دلال شما یک روپیه هم کمک نمیتوانند اما در سوریه که مخالف غرب است به میلیارد ها دالر وهزاران سرباز به فرمان امریکا روان میکنند. آیا شما نوکری کردن به امریکا واسراییل را که برضد پیامبر بزرگ اسلام فیلم های توهین آمیزمیسازند افتخارمیدانید؟

دشمن ادم نادان
کربلا در دانشگاه

احمدی یا همان فیلسوف کودن سنگچارکی!
عاشورا هیچ رابطه ای با دین و اسلام و عقیده مسلمان ها ندارد. جنگ بین دو نفر و دوقدرت پرست صورت گرفته است. اولی بعد از پدرش خود را امیرالمومنین خواند و از مردم به زور یا رضا یا چال بیعت گرفت. و دومی یاغی شده بود میرفت به طرف کوفه که از انجا مردم را به بیعت خود تشویق کرده و اعلان خلافت کند و هدفش سرباز گیری از مردم کوفه بود. هدف و نتیجه نهایی تکرار همان جنگ پدر هایشان بود. یعنی جنگ علی با معاویه که در ان هزاران انسان کشته شد. قصه خوارج را هم به ادامه اش واقع شد و حتی همین موضوع سبب قتل علی بدست عبدالرحمن که از خوارج بود شد. مگر زمان تغیر خورده بود. مردم نمیخواستند به رکاب حسین با یزید بجنگند. و از جانب دیگر یزید دید که با این حریفان پرجنجال تا زنده هستند کنار امدن سخت است و هر لحظه خطر جنگ وجود دارد حسین را که مثل موش در حال فرار بود در وادی کربلا دستگیر و به جهنم فرستاد. این حادثه رابطه ای با عقاید مسلمانان ندارد. مگر شیعه های پیرو علی از این یک داستان جور کرده و فلم را خیلی تراژیدی ساخته اند. در هر صورت به بلای من و متباقی انسانهای واقع بین که علی چه گو خورد و حسین چه مرداری را خورد و یزید چه کثافتی را نوش جان نمود. همه ای شان به جهنم. هیچ کدام ارزش اشک های ما را ندارد.
در باره گرفتن عزای قتل نواده محمد باید گفت که شما مردم از یک طرف ادعا دارید که این کار یک فلسفه دارد و عاشورا روز مبارک است و روزه گرفتن در این روز ثواب دارد و هزاران دروغ و درم را قطار میکنید که از ان نه حسین خبر داشت و نه جدش و نه یزید و نه دیگران. حال که شما ها اینقدر لاف های میان خالی را قطار کرده اید باز چرا گریان میکنید و دو دستی بر سر تان میزنید؟ اگر حسین شهید شده و شهادت مقام بلندی داشته باشد و شهادت حسین بالاتر از سایر مردم باشد باید شما مردم به جای گریه و بر سر سر تان زدن جشن بگیرید و مثل ادمهای عاقل در یک صالون جمع شوید و بیانیه بدهید و راست راست مقصد تانرا بیان کنید. از همین عیسوی ها کمی یاد بگیرید. پیغمبر اینها یا بچه خدای شان را هم به چوب صلیب چهار میخ کردند تا که مرد و برایش بعضی شان تا مقام خدایی قائیل هستند .مگر در روزتجلیل از صلیب کشیدنش کسی یک قطره اشک هم نمیرزد و تنها میگویند که عیسی بخاطر امرزیده شدن گناهان دیگران مصلوب شد . که من در اینجا در باره راست یا دروغ بودن این موضوع بحث نمیکنم.
متباقی نوشته ات هم بسیار بی معنی است. اول نه تو میفهمی که محصلینی که مانع از مسخره بازی های شیعیان شدند وهابی بودند و نه من. من دیروز تیلفونی همراه یکی دو نفر از دوستانم هم صحبت کردم. گپ هایی انها با گپ های تو سر نخوردند. البته سوال در علت و انگیزه ای این موضوع بود و نه شرح جریان واقعه که چرا محصلین مانع اینکار شده اند.
نظر به باور های اهل تسنن و محصلین شرعیات ، مسجد جای عبادت و نماز خواندن است و نه جای حرکات جلفی که عاشورایی ها انرا انجام میدهند. اعمالی مثل سینه زنی، بر سر زنی و دهها حماقت دیگر به شمول تمثیل روز های عاشور و تاسوعا وغیره بر خلاف مطلق تعالیم دینی است. انجام اینکار ها در مسجد جواز ندارد. و از جانب دیگر شیعه ها کسانی اند که عمر و ابوبکر و عثمان را دشنام میدهند و به معاویه بد میگویند. در حالیکه اینها افراد محترمی در نزد تسنن میباشند. اشخاصی مثل الله یاری نیز این مشکل را چند چند ساخته است. مهمتر اینکه این حرکات وارداتی از ایران نزد اکثریت قاطع مردم منفور بوده و مردم نمیخواهند که شیوه تجلیل از عاشورا که نزد تسنن رواج دارد با شیوه ای که از ایران وارد شده است تعویض گردد.
گفته ای که وهابیت را یهود و کی و کی بوجود اورده است. واقعیت اینست که شیعه را نیز عبدالله ابن صباح یهودی بنیان گذاشته است. و جهان بینی شیعه برادر کوچکتر جهان بینی یهودیت است. حالا فهمیدی احمق مفلوک.

علی

کربلا در دانشگاه

سکاییزاده ام از نسل ترکان زداهی هم مرا دای مهرکشه دان

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 13 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس