استادان ثقافت دانشگاه کابل در حقیقت سخنگويان ملاعمر و اسامه بن لادن است. ملا داد الله كشته شد و ملا عمر فعلا حضور فزيكي در سياستهاي افغانستان ندارد ولي گاه و ناگاه چون شبح ترسناك، ويرانگر، و خونآشام در جاي جاي افغانستان ظاهر ميشود، اما متأسفانه روح ملاعمر و ملا داد اللهها كاملا در كالبد پوهنضي شرعيات دميده است. استادان ثقافت اسلامي اكثر شان سخنگويان ملاعمر و اسامه بن لادن است، آنان هميشه در صنفهاي درسي به دموكراسي، آزادي بيان، جامعه مدني و حقوق بشر دشنام و نفرين نثار كرده و آن را پديده غربي و ضد اسلامي معرفي ميكنند، گاه گاهي نيز به مذاهب اسلامي توهين كردهاند كه باعث جدلهاي بين آنان و دانشجويان نيز گرديده است، آنان مانند ملا عمر كاملا زن ستيزاند، بسيار وقتها، به خاطر لباس پوشيدن دختران، و حتا نشستن آنان در چوكيها، اعتراض كرده و غوغا به پا نمودهاند. حتا يكي از استادان شرعيات، دختري را در دانشكدهي حقوق، به خاطر لباسهايش ناكام ماند و از دانشگاه اخراج كرد.
روزي در خاكسپاري يكي از دوستان ولايت بدخشان مان شركت كرده بوديم، استادي از پوهنضي شرعيات سخنراني كرد و بسيار به ناراحتي ميگفت، امروز كار بجاي رسيده است كه مردم ورزشگاه و كيسهي بوكس ميسازند بعدهم بر صورت خليفه خدا بر زمين ميزنند، دولت نيز از اين اعمال ضد ديني جلوگيري نميكند.
پوهنضي شرعيات در حقيقت تبديل شده است به اردوگاه ملاعمر، تا به علاوهي تبليغ، ترويج و توجيه افكار و اعمال او، با پول جامعه جهاني نيرويهاي را نيز براي ملا عمر و ايمن الظواهري آموزش بدهند.
با وجود پوهنضي حقوق ضرورت به پوهنضي شرعيات نيست، آنان بايد چنين درسهاي را در مدارس ديني بخوانند. خواندن هشت سمستر ثقافت در ساير پوهنضيها نيز باعث ميشود كه اول دانشجويان بسيار از مضامين مهم و اصلي رشتهاي شان را خوانده نتوانند. دوم آنچه هويداست چنين مضمون با چنين استادان باعث بدبيني دانشجويان نسبت به مضمون ثقافت و استادان آن شده است، بجاي قوهي جذب قوهي فرار بيشتر بوده است. هميشه دانشجويان با مضمون ثقافت مشكل داشتهاند و با استادانشان نير درگير بودهاند، بجاي روابط دوستانه، هميشه روابط خصمانه بوده است، از چيزي و كسي كه كينه در دل و نفرت در سينه داشته باشي، بجاي نزديك شدن ميكوشي دورتر باشي، احساس دوستانه و دشمنانه بر قضاوت تأثير ميگذارد.
همين اكنون دانشجويان پوهنضي علوم اجمتاعي و پوهنضي حقوق با استادان ثقافت شان، جنجال دارند، دانشجويا صنف سوم پوهنضي حقوق، استاد شان را تبديل كردهاند، دانشجوان صنف چهارم فلسفه و جامعه شناسي پوهنضي علوم اجتماعي، به رسم اعتراض دروازه صنف شان را قفل انداختند.
استادان ثقافت، با سواد بسيار كمي كه دارند، كاملا تفسير ارتجاعي و بنيادگرايانه از اسلام ميكنند، كاملا جزم انديش و متحجيراند. چنين تفسير باعث شكلگيري قرون وسطا در سزمين ما خواهد شد و در نتيجه شكست اسلام.
البته وجود چند استاد با درك و درد را نميتوان در پوهنضي شرعيات نا ديده گرفت، اما آنان بسيار اندكاند.
نظرات
11 دیدگاهدانشکده ی شرعيات دانشگاه کابل؛ يا بنياد ملا عمر و ملا دادالله
سلام دوستان!
با توجه به آنچه که در این سایت نشر میشود جز یک کلمه "افراط" چیزی دیگر دیده نمیشود. هر دو طرف افراطی حرف میزنند. یکی افراط در انتقاد از اسلام و دیگری افراط در دفاع...
خواهشن از شما تقاضامندم که لطف نموده به حرفهای تان استناد داشته باشید و منطقی صحبت کنید نه اینکه تنها انتقاد بیجا و نه تنها دفاع بیجا. شخصن خودم بی دین نیستم و به دین اعتقاد دارم ولی، نه این دینی که ملاهای متحجر تعبیر و تفسیر میکنند... و به سخنانم دلیل کافی دارم هرکسی خواست بحثی داشته باشد در خدمت حاضرم. بشرط آنکه مخاطبم دانا و نیکو زبان باشد و به استدلالها و مستندات منطقی انعطاف پذیر باشد...