درقدم نخست قطع نظر ازفرهنگ مرده پروری که تنها خاصهء پشتونها نیست بلکه اکثرکشورهای شرقی ومسلمان به این مرض مبتلا می باشند ؛ معرفی نمودن کشور کثیرالملیتی افغانستان به جوامع اروپایی وخصوصا برای نسل جوان پشتون؛ بصورت اینچنینی که گویا درافغانستان تنها یک قوم بزرگ ویک زبان واحد بنام پشتو وپشتون یا افغان؛ صاحب این همه افتخارات معنوی می باشد وتمام شخصیتهای علمی وفرهنگی مربوط این قوم بزرگ می باشد خودش یک جنایت ویک خیانت وطنی درحق سایر ملیتها بحساب میرود. زیرا افغانستان تنها کشور افغانها نیست بلکه ملتهای دیگری چون : ترکها وتاجیکها وهزاره ها نیز در درازنای سده ها درین کشور زیست نموده اند ودربرابر مهاجمان بیرونی ازخانه وکاشانهء شان دفاع کرده اند. این اسم بی مسمای که افغانستان تنها مربوط یک ملت باشد یک غلط مشهور است که بنا برترفندهای شیطانی تحصیلکرده های افاغنه درغرب به یاری وپشتیبانی انگلیسها درسطح بین المللی رایج گردیده است. نامگذاری کشورها براساس شعاع وجودی قومی وملی یک طرز فکر فاشیستی ودرعین زمان؛ استالینستی می باشد. این استالین بود که درشمال افغانستان کشورهای ماوراء النهررا که درخلافت عثمانی ها بنام کشورهای امیرنشین ماوراء النهر مسمی بودند بنامهای قومی آن مسمی ساخت ودرین تقسیمات قومی؛ سمرقند وبخارا که مهدتاریخ تاجیکان بود به ازبیکها تسلیم داد ومیان خلقهای ترک وتاجیک درز ونفاق ایجاد کرد.
ازطرف دیگر آقای غمخور وسایر خلقی ها تاکید برآن دارند که: از آنجاییکه پشتونها نیزمانند سایر باشنده گان افغانستان درزیرسایهء حاکمیت های تاریخی شاهان پشتون قربانی استبداد گردیده اند و رنج دیده اند وزبان شان محکوم بوده است حق دارند که دراروپا ازمزایای آزادی ودموکراسی استفاده کنند وشخصیتهای علمی وفرهنگی شانرا به تجلیل بنشینند و برای نسل جوان اروپایی زادهء شان بفهمانند که آنها گذشتهء خیلی پرافتخاری داشتند، خیلی خوب! ماهم کدام حسادت نداریم ، چشم بخیل کور، ولی پرسش این است درصورتیکه شما مانند دیگر ملیتهای بومی مستضعف، وسایرستم دیده گان ازتبارها وتیره های مختلف ؛ خودتانرا ستمدیده ورنجدیده میدانید چرا به عوض دوستی وهمدیگرپذیری با دیگر اقوام ستمدیدهء کشور تنها دهل پشتونولی را بصدا درآورده اید وتاکید دارید که کشورافغانستان تنها مربوط افغانهاست وغیراز افغانها دیگران مهاجران آنطرف مرزهای جغرافیایی این کشوربوده واقلیتهای قومی بشمار میروند؟
دوم اینکه درتجلیل ازکارکردهای علمی وادبی شخصیتهای فرهنگی وعلمی پشتون آیا گفته میتوانید که آن شخصیت علمی وفرهنگی پشتونی را که درآغوش پرعطوفت وغنامند وپرمهرزبان فارسی تغذیهء فکری نشده باشد و بمدارج عالی علمی رسیده است کیست؟ آن شخصیت علمی وادبی پشتون که تنها با خواندن پته خزانه شخصیت علمی شده باشد وازگنجینه های پربار زبان فارسی بهره نبرده باشد او کیست؟
واقعیت موضوع این است که برگزاری اینگونه محافل که درظاهر امر؛ رنگ فرهنگی وادبی را بخود گرفته است درحقیقت ، ماهیت فاشیستی وبرتری جویی قبیلوی وقومی دارد که حتی خود پشتونها را درهمان شهرمالمو به قبایل مختلف وگرایشهای مختلف سیاسی تقسیم کرده است امروزبرتری طلبی های قومی وقبیلوی داخلی ، میان پشاتین نه تنها که دیوارهای بلندی چون دیوار چین را میان پشتون وغیر پشتون ایجاد کرده است بلکه روابط داخلی خود پشاتین را نیز سخت آسیب رسانده است. امروز درکشورهای اروپایی پشتونها هم باخودشان درجنگ واختلاف به سر می برند وهم با دیگران. ظهور انجمنهای متعدد فرهنگی براساس هویتهای قبیلوی وسمتی بنامهای: انجمن فرهنگی کنر، انجمن فرهنگی هلمند وپکتیا وقندهار وده ها انجمن فبیلوی دیگر درشهرهای اروپایی از تحمل ناپذیری وخودخواهی و موجودیت اختلافات ودشمنیهای داخلی قبیلوی میان پشاتین حکایت میکند. هرچند درظاهر امر این نامهای رنگارنگ فرهنگی وزیبا برای شنونده وخواننده در وهلهء نخست چیزی بنام اختلاف را درذهن انسان تداعی نمیکند ولی اطلاعات داخلی از درون هریک ازین انجمنها وروابط مسؤولان آنها با یگدیگر نشان میدهد که پشتونها حتی درکشورهای اروپایی نیز از همبستگی چندانی برخوردارنیستند. لطفا این گزارش را که یکی ازدوستان ازمکالمهء تیلفونی اش با محترم ببرک بارکزی در شهرمالمو فرستاده است به غوربخوانید:
.محترم بارکزی خود یکی از پایه گذاران سابق یک انجمن بنام:( اتحادیهء کلتوری افغانها) درشهرمالمومی باشد او درین گفتگوی تیلفونی میگوید:" اتحادیهء کلتوری افغانها درشهرمالمو که سابقهء سی ساله داشت با ورود خلقیها تقریبا ازهم پاشید؛ ما افغانها در ابتدا درمیان خود هیچ دشمنی وعداوت نداشتیم؛ درسالهای هشتاد میلادی که من تازه به شهرمالمو آمده بودم اتفاق واتحاد باشنده گان افغان این شهر برای تمام شهرهای اروپایی مثال زدنی بود ولی بمجردیکه پاهای کثیف و نحس خلقی ها خصوصا اشخاصی مانند غمخور به این شهررسید ازیک اتحادیهء کلتوری چهار اتحادیهء دیگر تولد یافت که حالا هرکدام آن براساس سمت وقبیله تقسیم شده اند. درحالیکه ما درگذشته دراتحادیهء خویش هم هزاره داشتیم هم تاجیک وهم ازبک وپشتون . هیچکسی ازهیچکس ما نمی پرسیدیم که ازکجای افغانستان استیم وبکدام زبان صحبت میکنیم؛ همه باهم روابط صمیمی برقرار ساخته بودیم درشادی وغم یکدیگر می رسیدیم؛ یک مکان کوچکی را هم برای ادای نماز وهم برای تجمع اعضای اتحادیه به کرایه گرفته بودیم وهیچ آثار خودخواهی وسمت پرستی وقومگرایی درمیان ما نبود هرکی رئیس اتحادیه انتخاب میشد او بیشتر ازدیگران؛ دربرابر اعضای اتحادیه وکسانیکه حق العضویت می پرداختند احساس مسؤولیت میکرد وکوشش مینمود که کاری کند که سبب خوشی ورضایت اعضای اتحادیه گردد ولی با پیدا شدن چهره های منحوس خلقی ها مثل ( منشی کوچی)؛ و(حکمت) و(غمخور) و(عبدالنبی الهام) که ازپشتیبانی وطنوال وخانمش داکترعزیزه برخورداربودند دیگر تمام آن صمیمیت ها برهم خورد. خلقی ها درقدم اول؛ با استفاده ازشعار قومیت وپشتونولی خودشان را داخل اتحادیهء ما ساختند ولی بمرور زمان درقدم نخست علیه شعایر مذهبی قرار گرفتند. غمخور کثیف درچند جلسهء اتحادیه باصراحت اعلان کرد که اگر شما نمازخوان استید چرا به افغانستان نمی روید درآن سالها که غمخور تازه به سویدن آمده بود طالبان برسر اقتدار بودند. البته دلیل آقای غمخور درآنوقت بحیث یک خلقی بی نماز توجیه پذیر بود که طالبان بیشترخاک افغانستان را درکنترول داشتند وامنیت را قایم کرده بودند ولی من دربرابرش ایستادم وگفتم:
غمخور!
ما وطن را از دست شما خلقیهای جنایت پیشه ترک کردیم؛ اگر شما وطن مارا خراب نمیکردید ما اینجا چه میکردیم ؛ توباید ازخواب گران برخیزی وباید بدانی که اززمانیکه ما به اینجا مهاجرشده ایم تقریبا یک نسل اینجا تولد وبزرگ شده اند ما چطور اینها را قناعت بدهیم که حالا به وطن آبایی شان که از دست شما وطنفروشان خراب گردیده بازگردند. غمخور با بی حیایی وپررویی صدا زد که : وطن را ما خلقیها خراب نکردیم بلکه قبل از آن همین نمازخواندن های شما بود که وطن را قرنها عقب مانده نگهداشت و شما بیسوادها حالا میخواهید سویدن را نیز مانند افغانستان بسازید. من دیگر کنترول بالای اعصاب خویش را از دست دادم ویکه راست به جانش حمله ور گردیدم، بعدازچند مشت ولگدی که به سر وصورت وی زدم؛ او همچنان خاموش می بود ولی بمجردیکه کمی دور تر شد باز صدا زد که: اگرنمازخوان استید بروید به مسجد عمومی شهر مالمو آنجا خدایتان را عبادت کنید اینجا چه بد میکنید؛. ما خلقی بودیم خلقی استیم وخلقی باقی می مانیم و از دست شما اخوانیها ومسلمان نما ها اینجا فرار کرده ایم؛ .اینجا یک دفتررسمی یک اتحادیه فرهنگی است که بنام اتحادیهء فرهنگی؛ ثبت وراجسترشده نه مسجد، ما نباید ازدفتر رسمی اتحادیه ؛ بحیث مسجد استفاده نمائیم. بار دیگر خواستم به جانش حمله کنم دیدم که مثل موش ازچنگم فرار کرد. این سخنان غیر مسؤولانهء غمخور احساسات بعضی ریش سفیدان راسخت جریحه دارساخت ویکی ازریش سفیدان که حالا دیگر درقید حیات نیست نزدم آمد وگفت ما که ازظلم وستم واعمال کفر آمیز خلقی های بی دین وظالم وقاتل به اینجا فرار کردیم خانه وکاشانهء خویش را ترک دادیم ولی حالا برایم چنان معلوم میشود که خلقی ها اینجا نیز مارا آرام نمیگذارند وما را از داشتن یک مکان مناسب بخاطر ادای نمازهای پنجگانه منع می نمایند خدا آینده را بخیر کند که همراه این خلقیها سخن ما بکجا می کشد.. من به رئیس اتحادیه که درآنوقت نادر بریالی بود پیشنهاد کردم که باید از ورود خلقی ها به اتحادیه جلوگیری نمائیم وبمقامات قضایی دولت سوئد شکایت نمائیم تا اینها را به میز محاکمه بکشاند ولی بریالی سخنان مرا کم بها داد. نادر بریالی استدلالش این بود که: معرفی نمودن این اشخاص در یک دولت بیروکراتی چون سویدن کار آسان نیست وما مجبور خواهیم شد که برای اثبات دعوا های خویش باید اسناد ومدارک معتبر را نیز پیشکش نمائیم درغیر آن خودما مورد پیگرد قانونی قرار خواهیم گرفت حالا کی حوصله دارد که دوباره به افغانستان برود ودربارهء هریک از این اشخاص اسناد معبتر راجمع آوری کند.
آقای بارکزی افزوده است: به نظرمن این ترس نادربریالی چندان توجیه پذیر نبود واینچنین استدلالهای بی پایهء وی چندان اساس حقوقی وقانونی نداشت؛ خلقی ها درابتدا که تعدادشان خیلی اندک بود وچشم شان نیز دراجتماع بازنگردیده بود وهیچ دست راست وچپ خویش را نمیدانستند درآنوقتها به قوانین بیروکراتیک دولت سوید آشنایی چندانی نداشتند؛ صرف محروم ساختن آنها ازعضویت دراتحادیه میتوانست آنها را زیرفشارقرار دهد وآنها را وادار سازد که به احساسات دینی ومذهبی دیگر افغانها احترام بگذارند. ولی ما برعکس از ورود خلقی ها استقبال نمودیم وآنها را بحیث نویسنده وشاعر وژورنالیست وخبرنگار پشتون به صدرجلسات اتحادیهء خویش نشاندیم ؛عزت واکرام نمودیم وقدردانی بعمل آوردیم. درمحافل ادبی شان که درحقیقت محافل سیاسی وتجمعات سازمانی بود ازجیب خود مصرف نمودیم ؛ چای های سبز وسیاه چاکلیت دار را هم به ایشان سرویس کردیم وتربیون اتحادیه را درخدمت شان گذاشتیم تاجاییکه اینها با ارتباطات قبلی که با دیگر شبکه های خلقی خویش در دیگرکشورهای اروپایی خصوصا انگلیستان داشتند ازطریق داوود جنبش دربرنامه های بی بی سی بحیث نماینده وسخنگوی رسمی تمام افغانهای شهرمالمو معرفی شدند. آنوقت دیگر کار ازکار گذشته بود ومن بعدازاین همه رسوایی به نادر بریالی گفتم که حالا سخن ازچی قرار است؟
بلاخره یک روز غمخوررا درجلسهء اعضای هئیت رئیسه احضار نمودیم ودرحضوراعضای هیأت رئیسه برایش گفتیم که تو بعدازین به هیچ صورتی سخنگوی این اتحادیه نیستی. تویک خلقی استی وما بخاطر افغان بودنت ترا بحیث عضو قبول کرده بودیم ولی تو تا آنجا پیش رفتی که دررادیو های بین المللی خود راسخنگوی تمام اعضای این اتحادیه معرفی می نمائی.
ولی دیدم که غمخور دیگر آن غمخور سایق نبود؛ او دیگر درکنارخویش یک تعداد خلقیهای دیگر منجمله سمونوال عبدالنبی الهام (که حالا دراستان هلمند بحیث قوماندان پولیس ایفای وظیفه می نماید) را درکنار خویش داشت وتهدید کرد که اتحادیهء جدید دیگری را تشکیل میدهد. بالاخره غمخور تهدید خویش را عملی ساخت او به همکاری رفقای همرزمش یک اتحادیهء دیگری را بنام اتحادیهء افغانهای اکادمیسن ازدرون اتحادیهء ما جدا کردند وریاست آنرا بدوش یکی ازشاگردان سلیمان لایق بنام داکترخلیل ساپی سپردند. دیده شد که آنها پشتونها را بین قندهاری وغیر قندهاری تقسیم کردند افراد حزبی وپشتونهای دارای سوابق خلق وپرچم زیرچتر یک اتحادیهء جدید بنام : اتحادیهء اکادمیسن های افغان جمع گردیدند و وعده سپردند که آنها قادر به تالیف یک لغت نامه بزبانهای سویدی / پشتو می باشند. آنها به این بهانه چند صد هزار کرون سویدی پول یکی ازموسسات علمی سویدن را درشهر اوپسالا حیف ومیل نمودند ولی ازآن زمان تاکنون که ده سال میگذرد هیچ خبری ازآن لغت نامه نیست. خلقیها دیگر پشتونها را که گویا اتحادیهء قبلی مربوط قندهاریهاست تحریک نمودند. از آن زمان به بعد فعالیتهای خلقیها زیرنام زبان پشتو وخدمت به فرهنگ وزبان پشتو که درحقیقت همان فعالیتهای حزبی وسازمانی خودشان می باشد شدت کسب کرد وبسیاری ازاعضای غیر پشتون اتحادیهء ما را ازما رنجاندند. روابط میان خانواده ها ازهم گسست. اختلافات زبانی وقومی بیشتر اوج گرفت که تاکنون این مصیبت ادامه دارد. حالا سخن بجایی رسیده است که پشتون به فارسیوان سلام نمیدهد وفارسیوان به پشتون بچشم یک خلقی وطالب نگاه میکند همهء اینها ثمرهء کار وفعالیتهای شباروزی خلقیها منجمله غمخور می باشد. درحالیکه اتحادیهء کلتوری افغانها که حالا حیثیت مادر دیگر اتحادیه های فعلی را دارد نه درگذشته سیاسی بود ونه هم حالاسیاسی است و با هیچ یک ازاحزاب سیاسی وتنظیم های جهادی بشمول طالبان ارتباط نداشت وندارد؛ اما غمخور خبیث نام اتحادیهء مارا درسایتهای انترنتی بد ساخته وحالا درخارج ازمالمو دیگراقوم وملیتها به پشتونهای شهرمالمو به چشم یک خلقی وفاشیست نگاه میکنند "
یک خبرنگار آزاد دیگر به نقل از یکی ازکارمندان سابق وزارت امنیت دولتی درزمان دکتورنجیب الله احمدزی؛ می نویسد: درتمام فعالیتهای نفاق افگنانهء غمخور درمیان پشتونها دستهای پنهانی اعظم سیستانی ازشهرگوتنبرگ سویدن دخیل می باشد زیرا غمخور ازخودش آنقدر کیاست وکفایت ندارد تا اتحادیه ایی را ازهم بپاشاند. اعظم سیستانی این ماکیاولیست کهنه کار بخاطر رسوایی های اخلاقی خانواده گی اش مورد تنفر پشتونهای مالمو وگوتنبرگ قرار دارد. این دوشخص بخاطر نفوذ میان پشتونها ضرورت به یکدیگر داشتند وتا اندازه ای توانستند یکی دیگررا در افکار عمومی بحیث شخصیتهای پشتوندوست ؛ تبلیغ نمایند.این دو شخص یعنی غمخور وسیستانی ازنام ویاد بسیاری ازبزرگان زبان وادب منجمله گلپاچا الفت وبینوا وغیره استفاده های سیاسی نمودند. ابتدا محفلی را بنام یادو بود ازشخصیت گلپاچا الفت ترتیب دادند ودرآن سیستانی بخاطر جذب وتحریک پشتونها یک مقاله ای را قرائت نمود که درآن حبیب الله کلکانی را بدون هیچ پیشدرامدی وبدون اینکه با اصل محتوای محفل کدام ربط منطقی داشته باشد با بدترین الفاظ یاد نمود. اعظم سیستانی وغمخورهمچنان ازنام وحضورشخصیتهای داکتر اکرم عثمان وداکتر اسدالله حبیب نیز بهرهء سیاسی بردند. ازدرون اتحادیهء دومی یک اتحادیهء دیگر که بیشتر اهالی پکتیا وخوست بود نیز جدا گردیدند واتحادیهء جدیدی را براساس تمایلات و وگرایشات قبیلوی خودشان ایجاد نمودند .
حالا وضعیتی حاکم شده است که یکتعداد پشتونهای بیطرف ؛ یک مسجد را تازه دریکی ازگوشه های شهر بنیانگذاری کرده اند ولی باچالشهای جدی روبرو می باشند که بیشتر این چالیشها اختلافات سیاسی وقبیلوی میان خود پشتونها می باشد. خلقیها مانند حکمت وغمخور محمدگل اندر وسلام اندر ومنشی کوچی فامیلهای غیر پشتونرا بخاطر نیامدن به مسجد افغانها تشویق میکنند وبه آنها تبلیغ می نمایند که شما خوب میکنید که به این مسجد نمی روید؛ همین مساجد بود که نسل پشتون را جاهل وعقب مانده نگهداشت واز پشتونها طالب و تروریست وانتحاری ساخت وحالا درسویدن نیزگریبان ما را رها کردنی نیستند ولی ازجانب دیگر درین کوشش اند که آنها را جذب اتحادیه های حزبی وسازمانی خودشان سازند واز وجود آنها بحیث یک حربه و وسیلهء تبلیغاتی کاربگیرند که گویا دربرابرغیر پشتونها کدام ضدیت وتعصبی ندارند. درحالیکه نسبت به هرپشتون بیطرف ومسلمان دیگر؛ همین خلقیهای خبیث دربرابر زبانها وقومیتهای بیچارهء دری زبان تعصب ونفرت دارند"
حالا باخواندن این گزارشها پرسشهای که مطرح میشود خلقی ها چگونه میتوانند خودشانرا نماینده گان برحق ناسیونالیزم پشتون جا بزنند؟ آیا کار وفعالیتهای بظاهر فرهنگی خلقیها درشهرهای اروپایی منجر به ایجاد اتحاد حلقه های پراگندهء پشتونی خواهد شد ویا اینکه برعکس پشتونها را هم میان خودشان بیشتر پراگنده ومتفرق خواهد ساخت وهم دربرابر زبان فارسی ودیگرملیتها آنها را تحریک خواهد کرد؟ چه چیزی میتواند که ناسیونالیزم پشتون را درمیان نسل جوان وتولدیافته درکشورهای اروپایی زنده گرداند؟ ازنظرداعیه داران ناسیونالیزم پشتون چنانچه که آقای انورالحق احدی نیز این را درمصاحبه اش باتلویزیون هرات ابراز نمود زبان پشتو باوجودیکه اکثریت گوینده گان سرزمین کنونی افغانستانرا تشکیل میدهد یک زبان محکوم بوده است. اما پرسش این است که چرا پشتونها به عوض تقویت زبان مادری خودشان درپی نابودی وقطع خطوط ارتباطی میان گوینده گان زبان فارسی باهمزبانان شان خارج ازمرزهای افغانستان فعلی اند وهرنوع فعالیتهای مشابه فرهنگی را بچشم دشمنی وعداوت نگریسته و بنام فعالیتهای نوکران ایرانی وشورای نظار وغیره محکوم میکنند؟
چرا برگزاری اینچنین محافل ادبی وفرهنگی ازطرف پشتونها آنهم ازطرف خلقی های بدنام نماد ملی گرایی وشجاعت و وطندوستی شمرده میشود واگر تاجیکی ویا هزاره ای ویا ازبیکی همچومحافل را برای جوانان فارسی زبان وترک زبان تدویر نماید فورا برچسپ تجزیه طلبی وفاشیسم قومی میخورد؟
شاید پاسخ منطقی این باشد که پشتونها ایجاد یک نظام مدرن براساس تیوری (دولت / ملت) را مانند ترکیه واسرائیل؛ درگرو احیای زبان پشتو وتحمیل آن بالای دیگرخلقهای این کشور میدانند. برای رسیدن به این مامول باید نخست هویت زبانی پشتونها احیا گردد.وزبان پشتو بحیث یک زبان رسمی درتمام دفاتر دولتی ومطبوعات ومدارس تاسطح ریاست جمهوری وسازمان ملل متحد مانند دیگرزبانهای رایج دنیا چون تـرکی، عربی وفارسی مورد استفاده قرار بگیرد، چه آنهایکه ازنظر تباری پشتون استند ویا نیستند باید قادر به فهم زبان پشتو باشند. روی همین علت است که آنها یک اصطلاح را بنام : ترمینالوژی ملی!!!!!!؟ بعداز دستبرد زدن دراثنای تصویب قانون اساسی دورهء انتقالی حامدکرزی برخلاف قانون اساسی بوجود آوردند که: یک سلسلهء مصطلحات پذیرفته شده به نام ترمینالوژی ملی باید حفظ گردد. این ترمینالوژی ملی ازنظرپشتونها همانا: پوهنتون ؛وزیژنتون وروغتون وستره محکمه وسارنوالی و سارندوی ودرملتون وپوهنزی و رتبه های عسکری مانند جگرن وتورن وجکتورن ودگرمن ودگروال ؛ سمونوال وسمونمل سمونیارو القاب علمی دانشگاهی چون: پوهیالی وپوهنیار وپوهنمل وپوهاند وحقوقپوه وحقوقمل وغیره کلمات نامفهوم می باشد معادل فارسی آنرا پشتونها تجاوز برحریم ملی فرهنگی خویش ازسوی ایران می شمارند. پشتونها مدعی اند که باید غیر پشتونها این اصطلاحات را بخاطرحفظ وحدت ملی احترام بگذارند وازاستعمال کلمات معادل این اصطلاحات که بیشتر درایران کاربرد دارد خودداری ورزند. اما بخش افراطی تر قومگرایان پشتون به این هم بسنده نمیکنند بلکه میخواهند تمام مامورین دولتی در دفاتر و وزارت خانه ها مکاتیب رسمی شانرا به زبان پشتو بنویسند واحکام شانرا بزبان پشتو اصدار فرمایند. ازنظر این طیف از باسوادان پشتون تا وقتیکه مشکل زبانی درین کشورحل نشده است هویت ملی افغانی یک ادعای پوچ وبی معنی است. این گروه از افراد به این باورند که پشتونها درکشورخودشان ازکراچی تا دریای آمو مانند سیاه پوستهای افریقای جنوبی درزمان اپارتاید؛ مظلوم بوده ومورد تبعیض قرار گرفته اند. چگونه امکان دارد که یک فردی که ادعای ریاست جمهوری بالای یک ملت ومردم را می نماید بزبان آن ملت سخن نزند درسازمان ملل متحد بیانیهء رسمی خویش را بزبان انگلیسی ویا زبان یکی از اقلیتهای قومی ایراد کند. اگر سرود ملی بزبان پشتو است چرا رئیس جمهورکشور درتمام مجالس ومحافل سیاسی ودیپلماتیک اززبان پشتو کار نمیگیرد. البته این انتقاد تنها امروزمتوجه آقای کرزی نیست بلکه پشتونها مدعی اند که از بدو تاسیس سازمان ملل متحد تا امروز زبان پشتو قربانی هژمونیزم زبان فارسی گردیده است. تمام افراد اول مملکت درتاریخ افغانستان ازپادشاه گرفته تا نخست وزیران ورؤسای جمهور ونماینده گان دیپلوماتیک افغانستان درسازمان ملل متحد باوجودیکه ازنظر تباری پشتون بوده اند ولی بازهم بزبان فارسی سخنرانی نموده اند؛ درحالیکه این زبان برای عامهء پشتونها یک زبان بیگانه است . کسیکه نداند که رئیس جمهور کشورش یا پادشاه کشورش چه میگوید آیا منطقی خواهد بود که از او انتظار داشت تا اوخودش را انتحار نکند ویابه شبکه های تروریستی پاکستان که اکثرا هم تباران وی می باشند نه پیوندد؟ یک پشتون چگونه خودش را بحیث یک شهروند متساوی الحقوق بادیگران احساس نماید که زبانش نه در دفاتر دولتی ونه هم دربازار ونه هم در محل کار آن؛ کاربرد نداشته باشد؟ ازدید پشتونها زبان فارسی بزرگترین ظلم فرهنگی را بالای آنها روا داشته است ودرطول تاریخ؛ هویت فرهنگی وملی پشتونها را هم در داخل وهم در بیرون تحت الشعاع قرار داده است؛ وحتی این ظلم واستبداد فرهنگی دری زبانانرا درحق پشتونها نمیتوان با ظلم واستبداد فرهنگی نظامیان پاکستانی قابل مقایسه دانست. زیرا پشتونهای قبایل سرحد درساحهء نظام فدرال درآنجا آزادیهای مشروع ومشروط فرهنگی خویش را درطول تاریخ داشته اند درحالیکه افغانستان ادعا دارد که سرزمینهای کنونی پشتونخوا جزو قلمرو افغانستان تاریخی است چگونه پشتونها اعتماد نمایند که با الحاق به سرزمین مادر؛ مورد تبعیض واستبداد فرهنگی وزبانی قرار نمیگیرند؟ تا چه وقت میتوان این ظلم را تحمل نمود؟ چرا زبان پشتوبحیث زبان رسمی ودیپلوماتیک کاربرد عملی ندارد؟ . بناء بخاطر حل این مشکل نخست باید مشکل زبان حل گردد وزبان پشتو هم در ارگ ریاست جمهوری وهم درمقرسازمان ملل متحد توسط رئیس جمهور کشور تمثیل گردد.
اماباتمام این ضجه ها وفریادهای بظاهر دادخواهانهء یک عده افراد احساساتی وتنگنظر پشتون ازنظرعملی پشتونها با چالش های شدیدی روبرو می باشند . زبانشناسان پشتون حتی بخاطربوجود آوردن یک زبان معیاری برای تعلیم وآموزش زبان پشتو بحیث زبان مادری شان بایکدیگر دچار تفرقه واختلاف می باشند ولی بخاطر اینکه غیر پشتونها ازین موضوع آگاهی نیابند این موضوعات را به نحوی کتمان می نمایند ودر اخبار منتشرشده ازسوی سایتهای انترنتی قصدا وعمدا ازنشر این خبرها برخلاف تمام معیارها وضوابط خبرنگاری طفره میروند .
بحث زبان معیاری پشتو میان شاگرد واستاد یعنی آقای محمد معصوم هوتک ودکتورمجاوراحمدزیار؛ که شاگردرا وادار ساخته است تازیرنام مستعار هارون خیل شعشعی به استادش بی احترامی کند؛ عمق اختلافات فکری خود پشتونها را نشان میدهد. افرادی مانند سیدخلیل الله هاشمیان با آنهمه اکت ها واداهای بظاهر پشتوندوستانه درین اواخر اعلان کرده است که باید زبان پشتوی افغانستان ازکلمات پشاوری پاک گردد. آقای هاشمیان زبانهای پشتو وفارسی هردورا زبانهای عقیم ونا زا میداند که مانند عربی قابلیت زاییدن کلمات را ندارند. ازنظر آقای هاشمیان اینکه خداوند قرآن را بزبان عربی نازل فرموده حکمت درآن بوده که زبان عربی زبان زایا می باشد که کمترزبانی میتواند ازین نظر بازبان عربی همسری نماید
نخبه گان پشتون دراروپا درشرایط حاضر ازفرط بیکاری وبی مضمونی سال یکبار به بهانه های مختلف درشهرهای مختلف اروپایی گردهم جمع میشوند ولی بعوض اینکه درغم تقویت زبان پشتو باشند برعکس دهل دشمنی بازبان فارسی را هرچه بلند تر بصدا میاورند ومحفل ادبی وفرهنگی را به محفل سیاسی وقبیلوی تبدیل می نمایند . بار مسؤولیت تمام حوادث خونبارگذشته را بگردن غیر پشتونها می اندازند؛ خودشان را مرد میدان وشمشیرزن ومدافع وطن خطاب میکنند ودیگران مزدوران بیگانه و اقلیتهای وطنفروش که به زور وسلاح قوای اجنبی بقدرت میرسند. گاه می گریند؛ گاه میخندند؛ گاه چنگ ودندان نشان میدهند؛ وگاه دشنام میزنند. درحالیکه اگر قضایا را ازدریچهء تنگ تعصبات قومی ننگرند و واقعیتهای ملموس جامعهء کنونی افغانستان را با اعصاب آرام وبدور ازتعصبات قومی نگاه نمایند هیچ مشکلی باقی نمی ماند.
طوریکه دربالا به آن اشاره شد که: این حق مسلم پشتونها است که خودشانرا ازنژاد هندواروپایی بدانند وبرای ایجاد همبستگی ملی ضرورت داشتن یک زبان واحد ملی را میان خودشان احساس نمایند و بحیث یک کتلهء ملی واحد درصحنهء جهانی ومنطقوی تبارز نمایند ولی درصورتیکه زبان پشتو نتواند درین عرصه نیازآنها را جوابگو باشد؛ درینجا تقصیر زبانهای دیگر چون فارسی وترکی وعربی واردو چیست؟ چرا اینها بعوض تقویت زبان مادری؛ بدشمنی با زبانهای اردو وفارسی وحتی عربی برامده اند؟ چرا ناسیونالیستان پشتون مسأله زبان را با مسالهء قدرت قومی یکی میکنند واشخاصی مانند رحمت ربی زیرکیار عدم کاربرد زبان پشتورا درارگ ریاست جمهوری مساوی به مرگ تمام پشتونها میداند؟ ایندو بهم چه ارتباطی دارند؟
بهرحال؛ صحبتهای آقای معصوم هوتک درشهرمالمو، نکات خیلی مهمی درخود داشت. او برای حاضران محفل باصراحت وشجاعت اعتراف نمود که ایجاد زبان معیاری واحد برای پشتونها درشرایط کنونی خیالی بیش نیست. آقای معصوم هوتک درآن سخنان تاکید نمود که ما پشتونها که تاهنوز میان خودما نتوانسته ایم حداقل یک لهجهء گفتاری معیاری داشته باشیم چگونه ممکن است که زبان معیاری واحد نوشتاری را بوجود آوریم؟ ما پشتونها که تا حالا نتوانسته ایم اختلافات ما را در دو حرف (س) و(ش) حل نمائیم چگونه میتوانیم زبان معیاری نوشتاری وگفتاری بوجود آوریم؟ این اعتراف آقای معصوم هوتک خیلی صادقانه می باشد وحقیقت نیز همین است که مردمی که بعدازگذشت چندین قرن میخواهند یک اثر ادبی عربی را بنام (هزارویک شب) تازه بزبان پشتو برگردان نمایند آنها برای علوم دیگر باید چقدر وقت داشته باشند که همهء آثارعلمی وهنری وادبی را بزبان پشتو برگردان نمایند. شاید بهترین راه وکوتاه ترین طریق برای متمدن ساختن پشتونها ازنظر نسل تحصیلکردهء اروپایی پشتون ؛ این باشد که پشتونها باید یکی اززبانهای اروپایی را بحیث زبان رسمی ودومی خویش بپذیرند تا به آن وسیله بتوانند ازتاثیر زبانهای فارسی واردو که قرنها هویت ملی آنها را تحت الشعاع قرار داده است رهایی یابند. ازمیان زبانهای اروپایی زبان انگلیسی حالا متعلق به انگلیس ها نمیشود وبه زبان جهانی تبدیل شده است حتی بسیاری از قبایل مختلف افریقایی نیز این زبان را بحیث یک زبان بین التفاهمی داخلی و وسیله ایی برای یکپارچگی و وحدت ملی شان پذیرفته اند. درهندوستان نیز زبان انگلیسی زبان مشترک میان زبان های مختلف می باشد.
حالا نخبه گان پشتون میخواهند که بمرور زمان برای زبان انگلیسی چنین موقعیت وجایگاهی را قایل شوند مقدمات این کار حالا فراهم شده است. فلم هنری استرالیایی بنام (شترسواران افغان) که توسط آقای فهیم هاشمی تولید گردیده است درین تازه گیها روی پرده سینماهای جهان به نمایش گذاشته شده است. درین فلم معلوم میشود که دوصدسال قبل شترسواران افغان توسط انگلیسها به استرالیا برده شده اند ودرآنجا همین شترسواران بودند که درقدم اول مساحت استرالیا را معلوم کردند وبعد درراه بنای خط آهن درآنکشور سهم گرفتند. این فلم ؛ سابقهء دوستی وهمکاری میان انگلیس وافغان را درپهنهء تاریخ نشان میدهد ودوم اینکه کاربرد کلمات انگلیسی امروز با الفبای پشتودرمیان نویسنده گان پشتون عام گردیده است مثلا: د ایمنستی اینترنشنل سازمان وایی. ترجمه: سازمان عفو بین الملل میگوید.(مقاله ای ازمیرویس جلالزی درکابل پرس) دایمرجنسی حالت اعلانول درئیس جمهور لخوا.ترجمه: اعلان حالت اضطرار ازطرف رئیس جمهور.(سایت تول افغان) دیونانید نیشن جنرال سکرتربانکی مون داسی وایی. ترجمه: بانکی مون منشی عمومی سازمان ملل متحد میگوید (سایت لروبر) وغیره که تقریبا کلمات انگلیسی پشتونیزه شده اند این نوع مثالها را میتوان مقدماتی برای جایگزینی یک زبان دومی برای پشتونها تلقی نمود.
اما حالا نقش زبان پشتو را درمیان خانواده های مختلط افغانستانی چون پشتون وتاجیک ؛ پشتون وهزاره وپشتون وازبیک دراروپا چگونه می یابیم؟
. امروز دراکثر خانواده های پشتون که نسلهای شان درکشورهای اروپایی تولد وبزرگ شده اند اگر کدام خویشاوندی وقرابت خونی با بعضی فامیلهای غیر پشتون وفارسی زبان ویاترک تبار پیدا شود دیده میشود که هیچ یک ازدوطرف به زبان های پشتو یا فارسی حل مطلب نمی نمایند بلکه همان زبان اروپایی کشور متبوع ویاهم زبان انگلیسی بحیث زبان مشترک آنها عملا پذیرفته شده است.
مثلا درهمان شهرمالمو؛ محمد نادربریالی رئیس سابق انجمن فرهنگی پشتونها که دربالا از او یاد شد و مدتی درکابل بنام درکرسی معینیت وزارت فوائد عامه در کابینهء حامد کرزی تکیه زده بود اورا درینجا مثال می آوریم: اوبا غیر پشتونها نیز قرابت وخویشاوندی دارد ولی اولادهایش با خویشاوندان فارسی زبانشان به زبان سویدی حل مطلب می نمایند. یکی ازپسران محمد نادر بریالی درفیس بوک بنام (مشال بریالی) که متولد کشور سوید وفارغ تحصیل یکی ازدانشگاه های آنکشور می باشد درصفحهء فیس بوک خویش به یکی از دوستان خویش بزبان سویدی نوشته است که ":من خودم پشتون استم وهمیشه برقومیت خویش افتخار میکنم. درخانه، ما با همدیگر بزبان پشتو صحبت میکنیم ولی زمانیکه با پسران عمویم ویا پسران عمه ام که آنها درکابل تولد وبزرگ شده اند وزبان شان دری می باشد مقابل می شویم نه آنها پشتو صحبت کرده میتوانند ونه هم ما بزبان دری ؛ درعوض بزبان سویدی حل مطلب می نمائیم" شما فوتوی مشال بریالی را درین مقاله می بنید که ازصفحهء چهره نمای وی کاپی گردیده است.
نتیجه:
آنچه تاکنون گفته آمدیم؛ چنان معلوم شد که خلقی ها وهم تعدادی از پرچمی های پشتون نظیر آقای مرادزی درشرایط حاضر بخاطر کتمان جنایات گذشتهء شان درحق تمام ملیتهای افغانستان بشمول پشتونها اکنون خودرا بحیث تیکه داران فرهنگ وزبان پشتو جا زده اند. خلقی ها درک کرده اند که با بازی نمودن کارت قومیت وزبان پشتو ؛ حالا بهتر ازهرزمان دیگر میتوانند توده های بی خبر واحساساتی وجوانان ساده دل پشتون را درجوامع اروپایی بفریبند. خلقی ها اکنون خودشانرا همرنگ جماعت ساخته اند ومیخواهند باکاروان زمان بدون اینکه کسی از ایشان درزمینهء جنایات گذشتهء شان پرسشی بعمل آورد بپیوندند. اگر درانقلاب کبیر ثور؛ زیرنام دیکتاتوری پرولتاریا و مبارزه علیه طبقات ستمگر واستثمارگر؛جوی های خونرا جاری نمودند وافغانستان را از وجود اشخاص چیزفهم وتحصیل کرده محروم ساختند؛ دیری نگذشت که زیر نام طالب وملا سربالا کردند وماشین جنگی طالبان را بحرکت آورده وباردیگر آجندای قومی وفاشیستی خویش را زیرنام مقدس طالب وملا درشمال افغانستان اجرا نمودند؛ زمینهای شمالی را به آتش کشیدند؛ بتهای بامیان را با آن همه قدامت فرهنگی آن بخاطر خوشی باداران پاکستانی وعرب شان منفجر نموده وبا خاک یکسان ساختند درمزار ویکاولنگ انسانهای بی گناه را بجرم هزاره بودن وتاجیک بودن تصفیهء نژادی نمودند ولی حالا پوشت ملی گرایی وفرهنگ پشتو وزبان پشتو را به تن نموده اند.
خلقی ها با استفاده ازنام طالب وملا از ساده گی وجهالت وتحجر طالبان اوغانی چنان ضربات مهلک برپیکر اسلام ومسلمانان وارد نمودند وچنان خدمتی برای دشمنان اسلام چون صهونیزم بین المللی وعیسوی های افراطی نمودند که آنها تا هزار سال دیگر میتوانند دربسترهای خویش؛ آرام بخوابند ومطمئن باشند که دیگر هیچ تهدیدی ازناحیهء مسلمانان متوجه منافع آنان درافغانستان وپاکستان نیست.
اما راه حل چیست؟
به نظر این قلم راه حل درشرایط کنونی این است که پشتونهای غیرقبیلوی وباوجدان وانسانهای که دل شان بخاطر انسان وانسانیت می سوزد باید بیشترازین برای خلقیهای افراطی میدان ندهند تا ازنام وآدرس قومی آنها استفاده جویی های سیاسی نمایند. اشخاصی نظیر محترم ببرک بارکزی، که بامشتهای کوبنده اش برفرق خلقی ها تعدادی ازآنها را ازشهرمالمو فراری وتعدادی دیگری را به سرنماز آورده است همچو اشخاص باید وارد میدان سیاست وعمل گردند وازحالت پسیف بودن وغیرفعال بودن خودشانرا بیرون آورند ودرروشنایی حقایق تاریخی این را درک نمایند که اقوام وفرهنگ غیر اوغانی چون ترکها وتاجیکها وهزاره ها درافغانستان کنونی نیز ازملیتهای گشن بیخ وبومی این سرزمین اند؛ وزبان فارسی بحیث یک زبان مشترک همهء این ملیتها بشمول پشتونها بین التفاهی بوده وهمیشه مثل یک پل رابط میان این خلقها درطول تاریخ نقش بازی نموده وهویت ملی وتاریخی این خلقها را هم در داخل کشور وهم دربیرون ازمرزهای کنونی تشکیل میدهد. هرنوع برتری طلبی وافزون خواهی وتلاش برای محو زبان وهویت فرهنگی دیگران عواقب ناگواری را درپی دارد وبیشتر پشتونها را درانظار دیگران می کوبد ودر درون کشورهای منطقه چون افغانستان وپاکستان وایران وکشورهای شمال، پشتونها بحیث یک ملت انتحارگر؛ طالب پسند؛ نا تحمل؛ ناشیکیبا؛ بی فرهنگ؛ لجوج وسرتمبه وعهدشکن وناسپاس معرفی گردیده وبیشتر منزوی ومطرود میگردند ودشمنی ها وخصومتهای قومی تا ابد درین گوشهء آسیا ادامه میابد.
درحالیکه عصرامروز، عصرتفاهم وگفتگو است. درین عصرتنها آن ملتها وزبانها میتوانند دربین سایرجوامع وملل نفوذ پیدا نمایند که ازعشق ومحبت وانسانیت حرفی برای گفتن داشته باشند نه ازانتحار وقتل عام وشکنجه وسوختاندن شهرها.
یاهو
با احترام
پرویز بهمن
ایمیل تماس:
parvisbehman@rocketmail.com
عکس ها وتبصرها:
عکس از محترم شیرزاد
نظرات
16 دیدگاهخلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
به افراد و اشخاص سیاسی کشور از دیدگاه قومی ننگرید بلکه در پی شخصیت ان باشید و مفکوره اش را بجوئید نه زبان و قومیتش را ٠
بهمن اين مکر وحيله روباه مانند تان به جاي نمي رسد اين منفي بافي تان نشان ميدهد که تا چه حد حسود هستيد و حسادت عمل شيطان است
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
arya
دانشگاه حقوق کابل نظرش چیست؟ ها ها ها
مردم پشتون دلیل اصلی بحران در داخل و خارج از کشور هستند. وسلام
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
نام احمقانه ای به مقاله ات داده ای بهمن!
ازاین تصاویرومحافل وباهم آیی ها تصورات خوبی به آدم دست میدهد,آدم ها حقیقی اند ,حرفها ورازونیازها وگرامی
داشتن هریکی دیگری را زنده حقیقی ووطنی اند. دردنیای غم اندوددوری ازوطن بووحال وهوای وطن رانمیگذارندکه فروکشد وخاک شود ودود!خیلی شادمیشوم که برادران وخواهران هموطن راچه پشتون باشند چه هزاره ویاازبیک وترکمن ویاتاجک ویاهندوی هموطن که به یاد وطن وبه یاد خاطره هاویادواره های وطن باشندوباهم نزدیک ومتحد .چه زمینه تخریبی راشمادرهمچومواردمیبیند؟چه کنش واکنش ناشایسته ای راشماانگشت گذاشته اید؟چه پیغامی ازاین سیاه نویسی وبه کی هادارید؟توکه مردنام نیستی ,زیرانامت قلابیست,توکه مردهویت نیستی ,زیراتصویری خودت وحلقه ای ناجوانمردت راولوکه دل شیربه دل تان ببندندبه سایت کشیده نمیتوانی,پس تومریض که همیشه کمربه تخریب خوبترین وپرغرورترین آدمها بسته ای اصل ونسب وریشه وماوای شماچست وکیست وکجاست؟
توکه برادران پشتون رابه نامهای قبیله وبی فرهنگ ووحشی !!!میکوبی وتوهین میکنی درحین حال خود ت رادرهمه هرزه نامه هایت پیرودواتشه کارمل وبالنتجه پرچمی دوآتشه جامیزنی,مگرنمیدانی که بساجوانان قبیله (به گفته خودت شخ بروتها )درکناررهبرت بودندوبه حرافی ها ولفاظی های رهبرورهبران پرچم یعقین اورده بودندوقربانی هادادند,اتفاقاکه به اصطلاح شماپرچم -نظاری هااعضای متعلق به قبییله !!! پرچمی هابودندکه قربانی دادند وحاضربه قربانی بودندنه شمابه اصطلاح عوام, تیفتک ها ولشمک ها(این نامی بودکه کوچه به پرچمی های شهری داده بود).
پس شماهمه تان دروغ میگفتیدوبادروغ زندگی میکردید وقت نیازپشتون قبیله !!! وبی فرهنگ !!!نبود هم برای پرچم وهم برای جمعیت -شورای نظاروحالابه غیرازخودشماها همه مردم افغانستان عقب مانده ,ناقص ونادان اند.
به تمام روشنگران ,روشنفکران,قلم بدستان واهل فرهنگ کشورمان پیشنهادم اینست که هرمسایلی ,مواردی, نقدی ودیدگاهی دارندمطرح کنند ,باشهامت وصراحت مطرح کنند وبه چالش کشنداما:
هرگز,تکرارمیکنم هرگزاززاویه دشمنی مردمان,مذاهب ,زبان,رسم ,عقاید وملیت ها وقوم های وطن نه !به هیچ وجه نه! زیرااین ره دشمنیست ,ره خون ومرگست ,ره ویرانی وویرانگریست سوختن شهرهای ماست ,ره سوختن قریه وروستای ماست.به مبلغین جنگ ,بدی دروغ ودشمنی باید دندان شکن نه گفت.
تشکر
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
آقای کابل وطن!
هرچند کلمات مرا احمقانه خوانده اید ولی پیام مختصرجنابعالی شرشار ازحماقت بود. اگرمقاله را تا آخرمیخواندید بدرستی میدانستید که من تمام پشتونها را قبیله ایی وبی فرهنگ نخوانده ام؛ بلکه هدف مشخص این مقاله نظر به اطلاعات مشخص همان خلقی های گرد پا می باشند؛ همین آقای ببرک بارکزی که بامشتهای کوبنده اش برفرق خلقی ها کوبیده خودش پشتون می باشد. بناء تمام پشتونها مشمول این مقالهء من نیست.
زیاد کوشش نکنید که ذهن خواننده را به انحراف بکشانید خوب میدانم که آبشخور فکری تان ازکجا آب میخورد. جناب عالی یکی ازهمان فراری ها وگریزی های نجیب گاو استی که مانند رهبرت نیمه شب دریک سازش پنهانی با بینین سیوان خواست حزب ودولت را بدشمنان دیرینه اش بسپارد وخود عازم دهلی جدید گردد. ترا بخداوندقسم میدهم که آیا شرم نیست که هنوزهم شما انسانهای بی وجدان از وطن و وطندوستی لاف میزنید. حالا شما مدافعان حقیقی وطن شده اید دیگران همه وطنفروش وروس پرست آیا این خودش یک شوخی ومسخره گی با شعور مردم نیست؟
ولی مطمئن باشید که کسی تاریخ را مسخ کرده نمیتواند هنوز شما تازه در اول راه قرار دارید اسناد واطلاعات زیادی ازخیانتها وجفاهای شما گاو پرستها درتبانی با گرد پاهای خلقی درسایتهای انترنتی به نشر می رسد
با احترام
پرویز بهمن
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
بهمن ساختگی!
من وقت خیلی خیلی ارزشمندم راهرگزبه خواندن دشنام نامه های تووهمپالگی هات ضایع نمیسازم ,زیراتمامی جغرافیای ذهن مریضت راباهمه زوایای ان فقط بادیدن نام قلابی ایکه حالاسمبولی شده است ازپستی ,بی وطنی ,بی شرافتی ,گندیدگی و.....به خوبی تمام میشناسم ومیدانم .خواندن هرزنامه هات راتوهین به ذهنم میدانم,دربرابرتباه ساختن وقتم باخواندن نامه های یک جاسوس بی وطن پرچم-نظاری مانندتووتوهاصفحات ازتاریخ ,فصول ازرومان های خوب ,اوراق ازشاهنامه جاویدان,صفحات شورانگیزازدیوان شمس,دیوان اشعارحمزه شینواری,خوشحال ختک ,زرین انزور(باپوزش انزورراطوریکه باید بنویسم نمیتوانم چون درکیبورد برنامه نویس زبان پشتوندارم)اژدهای خودی,سراج التواریخ,افغانستان درمسیرتاریخ,فلاسفه شرقی وغربی ,وآفتاب نمی میرد,ویاهم شرنگ شرنگ زنگها ونقش ها وپندارها وهزاران شهکارجهانی ووطنی که باید خوانده شوند رابخوانم وبیاموزم ولذت ببرم ودریچه های تازه ای ازدنیا ودنیاهارابرویم بگشایم به معرفتم اززندگی بیفزایم ومرزهای تعصب وجهالت رابشکنم وبه افق های تازه وتازه تری دیدنایل شوم که زندگی را وعشق راعمق وپهنایست به بی نهایتی دنیای تمام ناپذیروروان ادم ها هریکی دنیای است به تواندرتویی وپیچ درپیچی یک بی نهایت وتوبااین دشنام نامه هایت بهتراست بروی وگورت راگم کنی!
درجوابت که مراگردپا!!!؟؟؟(نمیدانم درانوقت ایکه باتوکاری صورت گرفته چه چیزی رابه جای پاگرفته ای که گردهم بوده وهی نشخوارش میکنی ,خوب فکرکن شاید پانبوده و...,)وهمچنان نجیبی وبه تعبیرخودت نجیب گاویی!!!قلمدادنموده اید ,دروغ گفته وغلط کرده اید من هیچ یکی ازحدسیات شمانه بلکه یکه هزاره بچه ازاد ازرنگ تعلقم که همه باشندگان افغانستان راباهم برادروبرابروشریک غم وشادی مشترک این خانه بزرگ میدانم که هم باهم بسازیم وهم خانه مشترک مان رابرپایه تمدن ودستاوردهای دنیای امروزی بامعیارهای عدالت ,دموکراسی ,باهم زیستی وارزشهای مدنی میسازیم که راه دیگروالترنیت دیگری فراراه مان نیست.
تشکر
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
آقای کابل وطن ساختگی!
شما دروغ میگوئید جنابعالی اگر اینقدر انسان پرمطالعه وعاقل می بودید ازابتدا درین ستون پیام تان را نمیگذاشتید. در دین هندویزم یکی ازشاخنه های آن درهندوستان گاوپرست می باشند. آنها گاو را منبع برکت وارزاق الهی میدانند روی همین منظور آن را مقدس می شمارند.
اما پیروان وهواداران نجیب گاو که گاو مرده را می پرستند اینها گمراه تراز گاوپرست های هندوستان تشریف دارند که بدون شک یکی ازهمان انسانهای بی شخصیت وگاوپرست خودت می باشی ولو اینکه وابستگی قومی به هرقوم وملیتی داشته باشی.
من ازتو نپرسیده بودم که منشا قومی ات را برایم بنویس؛ بلکه خودت قصدا عمدا اینجا خودت را وابسته به تبار شریف هزاره جا زده ایی تا مانند همان گاو رهبرت ازکارت قومیت استفاده کنی واحساسات هزاره های عزیز را علیه من تحریک نمایی وازطرف دیگر طوری نشان دهی که هزاره ها هم میتوانند از نجیب گاو بدفاع برخیزند.
شاید هزاره های باشند که نجیب گاورا نسبت به رهبران جهادی ترجیح دهند واین حق شان است زیرا مزهء حاکمیت مجاهدین وهم طالبان را چشیده اند ولی به هیچ صورتی مانند تو؛ ایقدر احساساتی در دفاع ازخلقی های گردپا وقت گرانبهای خویش را ضایع نمی سازند.
مرا متهم به دشنامزنی نموده ایی ولی متوجه کلمات خود نیستی. این نشان میدهد که مانند رهبرت گاو تشریف داری که ازهم صلح وآشتی داد میزد وهم به مردم شمالی توهین میکرد. من زبان شما گاو پرستها را میدانم
تف برروی قبیله پرستان گاوپرست لومپن نجیبی وامینی وزرغونی وتره کی وجهادی های وحشی گلبدینی وطالبی
پرویز بهمن
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
من نیزاین مقالهء جالب را درمورد نجیب گاو خواندم؛ بدیگر دوستان ومخالفان نیز خواندن آنرا توصیه میکنم
http://goftaman.com/daten/fa/index.htm
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
http://goftaman.com/daten/fa/index.htm
اصل مقاله
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
جرا؟ اقاى بهمن تمام قوم بشتون در جنايت شريك هستند بخاطريكه از بشتونوالى كه ضد قانون اساسى و موازين بشرى است دست بردار نيستند. در كشور ما مشكل قومى است. تجاوز از جانب قوم بالاى قوم ديكرى صورت ميكيرد و ماشين دولت هم از بشتون طرفدارى ميكند. در بهسود طالب و بشتون امد هزاره ها را كشت و مال شانرا بورد.دولت كرزى جه كرد؟جنرال داود داود كفته بود كه طالب ها در بين قشلاقهاى بشتونها مخفى ميشوند و ما بالاى انها عمليات كرده نميتوانيم , وحدت ملى مزخرف خراب ميشود.
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
برای مردم افغانستان جناح خلق و پرچم دو روی یک سِکه اند. دو جناح یک حزب وطنفروش و دستپرورده و دستنشانده روس و دشمنان مردم بیچاره افغانستان!
افراد مانند بهمن و خلقی هایکه او در مقاله دور و دراز خود از آنها نام برده است، همه تفاله های همین حزب وطنفروش اند، که مانند یک وایروس خطرناک و مار آستین به جان مردم ستمدیده این کشور افتاده اند، تا کارنامه های ناتمام رهبران کثیف شان را ادامه بدهند. اینها به مقدسات روسی شان(لنین و ستالین) سوگند یاد کرده اند، تا زمانِ دست از تخریب و خیانت برندارند تا که این ملت ستمدیده را از هر نگاه نابود سازند. گاهی بنام قوم، گاهی به بهانه زبان و فرهنگ ، یکبار دیگر جوی های خون را در میهن ما جاری سازند.
بعضی اوقات خوش میشوم (گرچه عاقلانه نیست)، که مردم عوام وطنم دستری به انترنت را ندارند و ازین وایروس های خطرناک در امان اند.
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
«شوکت قادر» از فرماندهان سابق ارتش پاکستان و کارشناس مسائل منطقه در گفتوگو با روزنامه «امت» چاپ پاکستان درباره همکاری پاکستان با آمریکا برای مذاکره با طالبان اظهار داشت: به طور قطع آمریکا به شدت به دنبال مذاکره با طالبان است اما طالبان ثابت کردهاست که بدون حضور پاکستان حاضر نیست با آمریکا مذاکره کند، بنابراین آمریکا برای کنار آمدن با طالبان به کمک پاکستان نیاز دارد.
وی افزود: «آناتولی لیون» کارشناس افغانستان که به تازگی سفری به این کشور داشته ضمن ارائه گزارشی عنوان کرده است که پس از مصاحبه با دوستان نزدیک ملا عمر، دریافته که طالبان آماده مذاکره با آمریکا است.
به گفته شوکت قادر، آناتولی لیون را در این سفر چند آمریکایی همراهی کردهاند.
این کارشناس پاکستانی ابراز داشت: لیون با شخصیتهایی چون وزیر سابق طالبان که عضو «شورای کویته» است و از دوستان نزدیک ملاعمر نیز میباشد، وزیر سابق طالبان که در سال ۱۹۹۰ وارد قندهار شده و مقدمات تشکیل طالبان را به وجود آورد و رهبران سابق طالبان که در مذاکرات قبلی این گروه با آمریکا نقش داشته، ملاقات کرده است.
به گفته قادر، با این که در گذشته همیشه عنوان میشد طالبان حاضر نیست بدون حضور پاکستان به مذاکره با آمریکا بپردازد اما نمایندگان طالبان که با آناتولی لیون ملاقات کردهاند حضور پاکستان در این مذاکرات را جزء شرایط خود برای مذاکره با آمریکا تعیین نکردهاند.
این عضو سابق ارتش پاکستان اظهار داشت: طالبان با حضور آمریکا تا سال ۲۰۲۴ میلادی موافق است اما اگر آمریکا با این گروه به توافق برسد نمیتواند بهانهای برای ادامه حضور خود، در افغانستان داشته باشد.
وی افزود: به نظر میرسد شبکه حقانی دستاویز تازه آمریکا برای ادامه حضور در افغانستان باشد و این گروه بعد از توافق با طالبان به طور نمادین نقش دشمن آمریکا در افغانستان را بازی میکند.
این کارشناس مسائل افغانستان گفت: شرایط به گونهای پیش میرود که حامد کرزی نمیتواند مدت زیادی در افغانستان دوام آورد بنابراین آمریکا به دنبال تشکیل دولت جدیدی در افغانستان است که طالبان، ازبکها و تاجیکها از اعضای اصلی این دولت خواهند بود.
به گفته وی، قسمتی از نیروهای آمریکایی برای پشتیبانی از دولت جدید تا سال ۲۰۲۴ میلادی در افغانستان حضور مییابند. آمریکا سعی دارد از افغانستان خارج شود و قبل از خروج از این کشور شبکه حقانی را به عنوان دشمن خود معرفی کند.
عضو سابق ارتش پاکستان گفت: آمریکاییها قبل از اینکه افغانستان را ترک کنند تلاش خواهند کرد به اثبات برسانند که نه طالبان قادر به شکست آمریکا بود و نه شبکه حقانی، بلکه سازمان اطلاعات پاکستان سبب تقویت شبهنظامیان در افغانستان شد.
قادر خاطرنشان کرد: آمریکا بعد از شکست در ویتنام نیز مدعی شده بود که روسیه و چین باعث شکست این کشور در ویتنام شدهاند و مقاومت مردم ویتنام چندان تأثیری بر ادامه حضور آمریکاییها در این کشور نداشت.
کارشناس پاکستانی گفت: واقعیت این است که طالبان شیوه خود را تغییر داده و همکاری با القاعده را کنار گذاشتهاند.
وی افزود: طالبان به دنبال این است که در عوض کنارهگیری از القاعده، امتیازاتی از آمریکا بگیرند و بعد از اینکه به هدف خود رسیدند به طور رسمی قطع همکاری با القاعده را اعلام کنند.
قادر بیان کرد: طالبان حاضر شدهاست حضور زنان در جامعه و فعالیت گروههای مردمی را بپذیرد و این امر نشان میدهد طالبان حاضر است برای به دست آوردن دولت افغانستان هر شرایطی را بپذیرد.
عضو سابق ارتش پاکستان در مورد مذاکره طالبان گفت: این گروه حاضر به مذاکره با دولت کرزی نیست اما حاضر است به طور مستقیم و بدون واسطه وارد مذاکره با آمریکا شوند.
به عقیده وی، طالبان حاضر است با احداث پنج پایگاه آمریکایی در افغانستان موافقت کند به شرط این که آمریکا در حفظ مرزهای افغانستان با آنان همکاری کرده و با اجرای قوانین شرعی طالبان مخالفت نکند.
وی گفت: البته این احتمال وجود دارد که اگر آمریکا با طالبان کنار بیاید، پس از نابودی شبکه حقانی، سراغ طالبان رفته و این گروه را از سر راه بردارد.
قادر خاطرنشان کرد: ملا عمر مهارت زیادی در اجرای استراتژی نظامی دارد به همین علت ممکن است با مطرح کردن این موضوع که اجازه میدهد آمریکا تا سال ۲۰۲۴میلادی در افغانستان حضور داشته باشد به دنبال به دام انداختن آمریکا باشد.
ملا عمر به خوبی میداند که شبکه حقانی قدرت زیادی در افغانستان دارد بنابراین بعد از سال ۲۰۱۴میلادی این گروه را نیز با خود همراه کرده و به عضویت دولت جدید افغانستان درآورد، این همان موضوعی است که در عراق انفاق افتاد.
وی تصریح کرد: دولت ائتلافی عراق نیز از آمریکا خواست تا تمامی پایگاههای خود در این کشور را تخلیه کند. طالبان هم بعد از اینکه جایگاه خود را در افغانستان مستحکم کرد از آمریکا درخواست میکند که تمام پایگاههای خود، در این کشور را ترک کند.
قادر افزود: این موضوع قطعی است که طالبان در هر دولتی که در افغانستان تشکیل شود، نقش موثر دارد به عبارتی دیگر نمیتوان افغانستان را بدون حضور طالبان تصور کرد.
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
چقدر شور انداز و نفاق افگن است نویسنده این مقاله بگذار دنیای ازاد است هر کس هر چی کرد افغانستان خو نیست که در هر چی چوبک بزنی یکی را یک نام بشانی دیگری را دیگر بتو چی که پشتو گپ میزند یا فارسی دلش زبا ن اش .حیوانیت قرطک و گپ جور کردن هم اندازه دارد .وطن از دست همین شیاطین پر حرف خراب شد.حالا در خارج هم مردم را به حال و زبان اش نمیماند
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
به زبان پشتو گپ میزنه یا با زبان گوزخر گب میزنه خو بزنه بمه چی خو لیکن چرا بازبان فارسی دشمنی میکنه
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
این پیام کوتاه از من رهگذر(بیخدا) اصلی نیست. هتما از کدام برادر خر آسانی است.
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
لطفا جلد اول کتاب نویسنده فرهیخته پرویز بهمن چاپ زرنگار مزار شریف را که کمتر از ویکی لیکس نیست به من آدرس دهید!
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
لطفا جلد اول کتاب نویسنده فرهیخته پرویز بهمن چاپ زرنگار مزار شریف را که کمتر از ویکی لیکس نیست به من آدرس دهید!
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
یک دوستم از شهر مالمو سویدن به من زنگ زذ و گفت که این خلقیها و دیگر قبیله گرایان سر خواهر و مادر پرویز کارملی تجاوز جنسی ۲۱ ساعته انجام دادند و این واقعه علت اساسی دشمنی پرویز با گروپ نامبرده میباشد۰
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
اما برای من گفته شد که این تجاوز با لای همشیره های باند امین ازسوی همین پرویزنام درسویدن صورت گرفته است.برای اینکه این آتش درکشور علیه این ملت بار اول از سوی جنایکاران امینی صورت گرفت بود.پس البته این مردم خواهر ومادر اینها را گایده بودند که سرنوشت شان در گورستان ها وپولیگون ها کشیده شد؟اینجا نبرد نبرد یک ملت است علیه جانیان امینی عزیزم!
خلقیها؛ کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
ای وای، اینست اخلاق باسواد های ما!
من فکر نمیکنم که دهقان یا کارگر بیسواد ما اینطور بداخلاق باشد.
با دشنام های رکیک تان تربیه فامیلی و شخصیت پائین خود تانرا نمایان میکنید. یک کمی حیا و شرم خوب است.