در 11 سال گذشته حقوق بشر به تجارتی پرسود در افغانستان تبدیل شده است. گروه های تجاری مختلف زیر نام حقوق بشر و دفاع از حقوق زنان که گاه با شبکه های استخباراتی نیز بی ارتباط نمی باشند، فعالیت های خود را گسترش داده و به پول های گزاف دست یافته اند.
در این میان گروهی که خود را "شبکه جهانی عدالت" می نامد و تحت سرپرستی زنی بنام تینا فوستر (Tina Monshipour Foster) فعالیت می کند دفاع از گروه تروریست های افغان در افغانستان را بر عهده گرفته تا در کنار وکلای قبیله همچون نصرالله استانکزی، بازوی حقوقی تروریست های افغان باشند. این در حالی ست که گروه های حقوق بشر خواستار پیگرد طالبان به دلیل ارتکاب جنایات جنگی می باشند.
بازی کثیف سیاسی در افغانستان همچنان پیش می رود؛ تروریست های افغان که روزی با کمک استخباراتی و نظامی کشورهایی چون پاکستان، عربستان، انگلستان و آمریکا قدرت را در دست گرفته بودند و در دو دهه گذشته جان ده ها هزار تن را گرفته و آوارگی میلیون ها تن را منجر شدند، اکنون به قربانیانی قابل دفاع تبدیل شده اند. دلالان حقوق بشر همچون گروه تینا فوستر بدون اشاره به جنایات شدید و بی شماری که گروه تروریستی قومی طالبان علیه مردم بويژه زنان و غیر پشتون ها براه انداخته بودند و بدون خواست محاکمه ی آنان، در کنار رژيم مافیایی کرزی قرار گرفته اند تا این تروریست ها همراه با حکومت و طالبان جنگ خونین خود را علیه مردم بی دفاع، برای تحکیم حاکمیت پشتونیزم ادامه دهند.
عکس از اشپیگل
حکومت طالبانی کرزی تروریست های افغان را با تشویق و دعا و سلام از زندان آزاد کرد!
دو شنبه 10 سپتامبر 2012,
عکس از رویترز

نظرات
40 دیدگاهبازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
آقای عزیزی! کثیف کیست؟ در بامیان زن را هزاره ها والی می پذیرند. در تمام مناطق هزاره نشین مکاتب پسران و دختران توسط مردم حمایت می شود. تو خود می بینی که هزاره ها با علاقه و حرص عجیبی برای تعلیم و تحصیل تلاش می کنند. اما در میان پشتون های تو در زابل، ارزگان، قندهار و ........... زن با سواد را می کشند. مکتب ها را حریق میکنند. در تمام قبایل پشتون نشین پاکستان که بیش از هفت ملیون جمعیت دارد دو در صد زنان با سواد نیستند. فرهنگ عملیات خود مرداری امروز در میان پشتونها ترویج یافته و به یک پدیده پشتونوالی مبدل شده است. طالب به عنوان جنبش پشتونی از میان پشتون سر آدم ها را مثل حیوانات ذبح میکنند و آنرا به عنوان غیرت پشتونی و دینی به نمایش میگذارند.
حالا خودت بگو که کثیف کیست؟
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
خانهء کابل پرس نازنین آباد باد که همچو خبرهای افشاگرانه را نشر می نماید. بدون شک اوغانها حالا میخواهند خودشانرا درلباس قربانیان جنایات ضدبشری به کمک باداران انگلیسی وامریکایی شان داخل نمایند. لطفا به این جملات پوهاند روستار تره کی وکیل جنایت کاران طالب درفرانسه که درسایت دعوت نشرشده است توجه کنید که چه درفشانی فرموده اند:
" وقتی درب های مذاکره سیاسی از یک طرف و داد خواهی بر ضد استفاده از جنگ به مثابه افزار انتقام جوئی از جانب دیگر بسته بود و شعار و کانفرانس و پلان صلح نتیجه نداد ، چه راهی جز بم انتحاری به مثابه عکس العمل برای مخالفین مسلح سر و پا برهنه باقی میماند ؟" دست تان درد نکند تره کی صاحب همرای این مخالفین مسلح سر وپا برهنه تان !!!!!!!!!؟
به نظرمن تمام پشتونها ازخلقی گرفته تاپرچمی وتا اخوانی وتا ملا وطالب وزن وغربگرا وغیره باهم متحد شده اند که مقامات بین المللی را قناعت دهند که طالبان مقاومت مشروع ملی است.
این ترفند خطرناکی است برای دیگرملیتهای ساکن کشور. ازسایت کابل پرس یک جهان سپاس که چهره های دلالان حقوق بشررا برای خواننده اگان افشا می سازد
با احترام
پرویز بهمن
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
نمیدانم چرا کابل پرس در تب قومیت میسوزد هرقوم در افغا نستان حاکم ومحکوم دارد دامن زدن به تعصوبات قومی جنایت است کا بل پرس نه می توانند به مردم شریف هزاره خدمت کنند بجز ایکه اقوام دیگر را علیه هزارها تحریک کند
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
اقای گیلانی عزیز ! ظالم برفت و این قاعده زشت ازو بماند / عادل برفت و نام نیکو اختیار کرد . گلایه از میر هزار نداشته باشید !
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
تا حالا طالب نکتایی دار و ارگ نشین، و تنبان کشال انتحاری زیاد دیده بودیم. اما این اولین گزینه طالب عروسکی است که سایت وزین و دوستداشتنی کابل پرس انرا به پرده دری گرفته است! این امر ما را به هوشیاری بیشتر تاریخی فرا میخواند! به هر پیمانه یی که جبهه استبداد طالبانیزم « نواده گان عبدالرحمن قاتل» به ترفند های بیشتر دست بزنند، به همان اندازه کراهت و رسوایی تاریخی خویش را به نمایان میگذارد!! خداوند را سپاسگذاریم از این که امروز فرزندان درد مند این سرزمین نخبه گان همچون مدیریت کابل پرس را در کنار خویش دارا میباشند!!!!
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
زنده باد کابل پرس عزیز که عدالت را فدای بازیهای کثیف نکرده و صدای مظلومیت میلیونها غیر اوغان است.
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
این زنکه سر لچ کی است که از ترور و وحشت دفاع میکند.مگر نمیداند این طالبان همجنس شان را انسان نمیداند و از ابتدایی ترین حق اش محروم کرده .نادانی و دجالیت و کله خری هم اندازه دارد.
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
سلام ها و تمنیات نیک خود را خدمت دوستان گرامی، دست اندرکاران سایت وزین کابل پرس و مخصوصآ اقای میرهزار تقدیم میدارم. از اینکه سایت تانرا " بدون سانسور " با سعه صدر در اختیار همه کاربران ، بدون در نظر داشت تعلقات زبانی، قومی،عقیدتی، سیاسی وغیره قرار داده اید سپاسگذار میباشم.اینکه ما نویسنده گان و نظر دهنده گان حرفهای زیبا ویا نا زیبا میگوئیم مسئولیت آن به خود ما مربوط است. درهر صورت همه آن چیز هایی را که مینویسیم در مجموع برخاسته از ارائ همه، ومجموعه ای تجارب زیبا و نازیبای ما، عقاید و طرز دید ما وغیره میباشد. در هر حال اگر در اطراف همین عنوانی که انتخاب کرده اید و مضمونی که ارائه کرده اید بدور نرفته باشم باید خدمت عرض کنم که این یک موضوع حقوقی است و نه طرح احساسات و تخلیه خشم و عصبانیت. ببینید یار گرامی! من و شما انسان هستیم و منحیث یک انسان عصبانی میشویم و خشمگین میگردیم، میترسیم، میخندیم،لذت میبریم، تنفر داریم ووو.این غرایض جزء لاینفک حیات همه ای ما هست. بدون اینها ما قابلیت بقای حیات و تکامل را نمیداشتیم. مگر علیرغم همه ای غرایض یاد شده ما در قرن بیست و یکم قرار داریم که شناخت ما و درک ما نظر به انسانهای قرون گذشته رشد بینهایت بزرگی را داشته است. ما به طرف جلو در حرکت هستیم و مسئولیت هر انسان متمدن و رسالتمند، حرکت دادن جامعه به طرف جلو است و نه عقب. ما در این عصر مجبور به قربانی کردن یک تعداد غرایض ما به مفاد قانون و عدالت میباشیم. یعنی ما خشمگین میشویم اما از خشم خود به مفاد تطبیق عدالت و قانونیت صرف نظر میکنیم.
در این بحث موضوع مهم اینکه : یک انسان در موقف یک متهم، ولو اگر مرتکب بزرگترین جنایات نابخشودنی هم شده باشد ، یک انسان هست و دارای حقوقی است که باید آنها را محترم دانست. یکی از حقوق همین انسان متهم ، حق دفاع از خود میباشد. پس یک متهم که ممکن است از حقوق خود مطلع و اگاه نباشد حق دارد وکیلی داشته باشد که از حقوق این موکل متهم نزد قضات بیطرف دفاع نماید. دوم اینکه همین متهم حق دارد که شکنجه نشود، توهین نگردد وشروع از جریان باز داشت تا موقع صدور حکم و تطبیق حکم قضایی از هر نوع تعذیب غیر انسانی مبرا باشد. ولو اینکه حکم قضایی در اخیر، اعدام متهم باشد. مگراین تطبیق حکم اعدام نیز با اهانت و شکنجه و تعذیب همراه نباشد. شنکجه کردن شخص محکوم به اعدام، بریدن انگشتان ، گوش یا بینی اش وغیره وغیره قبل از اعدام نیز اعمال غیر انسانی اند.باز هم تکرارآ عرض مینمایم که ولو شخص متهم مرتکب شنیع ترین اعمال شده باشد.
یعنی هرنوع شکنجه غیر انسانی از قبیل لت و کوب، کشیدن ناخن، بریدن اعضای بدن، برق دادن ، بیخوابی دادن، تاباندن نورافکن قوی به صورتش، شنواندن صوت با دیسیبل بلند، شنکنجه و گرفتاری اعضای خانواده بیگناه متهم به هدف گرفتن اعتراف وغیره همه اعمالیست غیر انسانی که هیچ دولتی، سازمانی یا فردی حق اجرای آنرا ندارد. ولو اینکه این متهم یک طالب بدبخت و قاتل سفاکی باشد و یا یک رهزن و قطاع الطریق معمولی و یا رهبر یک سازمان قاچاق مواد مخدره.
این یک فرق عمده بین یک جامعه انسانی و مردمسالار و عدالت خواه و جامعه بالغ انسانی با یک جامعه ای استبدادی و دیکتاتوری میباشد. این یک فرق عمده بین یک رژیم مردمسالار و رژیم مستبدی مثل اخند های منفور ایرانی، بشار اسد قاتل، پل پات و یا کوریای شمالی و یا جوخه های اعدام ستالین و صدها مثال دیگر که ذکر ان از حوصله این نوشته خارج است میباشد.
وقتی کشوری مثل ایالات متحده امریکا که اعلامیه حقوق بشر در ان از ابتدای تشکیلش اعلام شده است باید و حتمآ مکلف به رعایت این اعلامیه و سایر قوانین و مصوبات وکنوانسیونها وغیره باشد. حتی اگر این کشور در حالت جنگ اعلان شده و یا اعلان ناشده با کشوری و یا سازمانی قرار داشته باشد. اینکه در میدان جنگ کسی کشته میشود این بحث جداگانه ای است اما از لحظه دستگیری افراد جنگی طرف مقابل ، باید حقوق اسرای جنگی در مورد این افراد مراعات گردد. وگرنه، پس اینهمه کنوانسیونهای که این مدعیان دموکراسی و حقوق انسان از آن حرف میزنند کجا خواهد شد؟
میرهزارگرامی! تعریف من و خودت از طالبان شاید وجوه مشترک زیادی داشته باشد. من طالبان را منحیث یک سازمان اجیر ،قاتل و تروریست، مرتجع و خاین به وطن وگروه بیخبر از وضعیت امروزی جهان و افرادی تاریک و مذهب زده میدانم . اما اعضای آنرا تنها مربوط به قوم پشتون نمیدانم. چونکه به چشمان خودم طالبان بدخشانی، تخاری،سرپلی، غوربندی وغیره را دیده ام. و گذارشات مربوط به طالبان ازبکستانی، قیرقزستانی، چچینی وغیره را نیز از مطبوعات میشنوم.اینرا هم شنیده ام که در زمان حاکمیت طالبان، یک قشری از هموطنان هزاره ما نیز طالب شده بودند که یکی دو نفر شان در شورای ملی و دولت موجوده هم حضورداشته و یا دارند . اما این یک واقعیت است که نفوذ طالبان در ساحات پشتون نشین خیلی وسیعتر بوده و این نفوذ طالبان با مناطق غیز پشتون نشین قابل مقایسه نمیباشد. مگر اینرا نیز فراموش نکنیم که در بین قوم پشتون ، مخالفان طالبان نیز زیاد بوده که شامل قشر ها و طیف های مختلف جامعه پشتون کشور ما میگردد. من معتقد هستم که جنایات طالبان مربوط به خود طالبان بوده و مربوط یک قوم خاصی نمیباشد. تقسیم بندی نادرست و احساساتی و قرار دادن همه ای پشتونها در صف طالبان ضربه ای است که ما بر خود ما وارد ساخته و آب به اسیاب طالب بدبخت میریزیم. این به مفاد کشور مشترک ما و به مفاد هر باشنده این سرزمین است که افراد منور و روشن اندیش قوم پشتون را در کنار خود داشته باشیم تا دست طالبان از سرباز گیری آزادانه در مناطق پشتون نشین کوتاه تر گردیده باشد.
آقای میرهزار! همان قسمی که خودت برای من حق ارائه نظر قائل هستی و نوشته های مرا بدون کم و کاست نشر میکنی، همان قسم من هم به تو و نظریات خودت احترام قایل بوده و ارائه آزادانه انرا حق خودت میدانم. اینرا نیز حق خودت و حق خودم میدانم تا ما نظریات همدیگر را زیر ذره بین مورد کاوش قرار داده و نکاتی را که با آن موافق نباشیم ، آزادانه اظهار نمائیم.
آقای میرهزارگرامی! اینرا از طرف من بشنو و در یک کنج سایتت به بایگانی بسپارکه تشویق مردم به خشونت و ترویج تنفر علیه یک قوم ولو پشتون و یا غیر پشتون به مصلحت هیچکسی نمیباشد. بازنده اساسی خشونت در کشور ما در قدم نخست مردم هزاره هستند.اینرا تجربه تاریخ و مخصوصآ تجربه بیست سال اخیروچشم دید های هموطنان عزیز و شخص خودم به وضاحت نشان داده است. آنروز یک روز خیلی نامیمونی خواهد بود که در کشور ما جنگ تصفیه قومی شروع گردد. این جنگ برنده نخواهد داشت. اما بازنده گان زیادی خواهند بود. و بازنده ترین و محکوم ترین آنها هم ساکنان مناطق مرکزی وطن ما خواهند بود. هیچ آرزو ندارم که کشور ما یوگوسلاویای دوم گردد. باور کن که اولین کسانی که فرار خواهند کردن همین افرادی خواهند بود که دیگران را تشویق به خشونت کرده اند. اینها در عقب خود گروه عظیمی از انسانهای بیگناه به شمول اطفال و زنان را خواهند گذاشت که مظلومانه قربانی خواهند گردید. این ها هستند که تاوان جنگ را میپردازند.
به نظر این قلم ،دوای درد ما ترویج مردمسالاری حد اکثری، تنقیض هرچه ممکن سیاست "مرکزیت مقتدر" و سیستم ریاستی ناموفق کرزی ، و جلوگیری از سایرسیاست های ناموفق و غیر علمی کرزی و اوباشان اطرافش میباشد.
از جانب دیگر خدمت عرض مینمایم که مبارزه ای انسانی و درست بخاطر رفع تبعیض و زورگویی ها و حق تلفی هایی که افراد معلوم الحال و فاشیست و مریض مثل کریم ناخرم در پیش گرفته اند، وظیفه هر فرد این سرزمین است. یک روشنفکر هزاره ( ویا سایر اقوام) نباید با عملکرد نابخردانه و احساساتی خود تبر این گروه بدبخت را دسته کنند. سیاست های غیر انسانی و زورگویانه و ارتجاعی خرم ها و سایر همفکرانش را باید با تدبیر خنثی کرد و نه با خشونت و دشنام.
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
سلام به همه بازدید کننده گان این سایت خوب و روشنگر!
جناب که بنام هموطن نتظریه نوشته اند، و این نطریه تان خیلی هم طولانی و دور دراز بوده، و عالمانه و برعاج گونه به نصیحت و پند و اندرز مان گرفته اند باید بداند که: من هزاره که وطن و سرزمینم را به اشغال رفته شده احساس مینمایم! پس من از قاعده هموطنی شما جناب هموطن خودم را خارج می دانم! چگونه این وطن از من است که من در کمتر از صد کیلومیتری پایتخت آن در میدان شهر گردن بریده میشوم! ایا من انسان نیستم! چگونه این وطن از من میباشد که هر سال در آغاز فصل سال و بهار از آنسوی مرز ها طالبان؛ میبخشید! برادران ناراض جناب کرزی و خرم و دوستان ریزخوار سفره آقای کرزی حوس شکار م رانموده و بر خانه و کاشانه ام کرگدن وار هجوم آورده و به قتل عام مان میگیرند! چگونه این وطن از من است که من حق تعیین سرنوشتم را دارا نه میباشم! چگونه این وطن از من است که در محدوده ان در طول تاریخ موجودیت آن به عنوان انسان درجه چندم به من دیده میشود و...! آری جناب هموطن، من بی وطنم! زیرا وطنم را نواده گان عبدالرحمن خان که در قالب ملا عمر و شاید انسان های همانند شما سربلند نموده اند، به اشغال در آورده اند! آری! من در سایه سیستم حاکمیت های عبدالرحمن خانی- ملاعمر خانی خرم خانی -احدی خانی.... و کرزی خانی هرگز خودم را صاحب این سرزمین، که صد البته صاحب اصلی ان میباشم؛ احساس نه خواهم کرد! و در راستای باز پس گیری میهن از سلطه و اشغال استبداد ترور و تریاک تا آخرین رمق حیات ممکن به مبارزه داد خواهانه خویش تداوم خواهد بخشید!!
و اما راجع به حقوق انسانی انسان ها! ایا ان هایی که در جریان سه صد سال در این سرزمین به طور متواتر و سیتماتیک به قتل عام گرفته شده اند؛ انسان نیستند؟!
آیا باز گشتاند ن اجباری یک ملت و کشور و جامعه به زور ترور، انفجار، جنگ و خشونت خلاف ارزش های انسانی جامعه متمدن نیست؟! آیا در این امر حقی تلف نه میگردد؟؟ آیا گردن بریدن و بینی بریدن و سمپاشی مکاتب و... حقوق و کرامت انسان ها را زیر پا نمیگذارد؟!
آیا در این کشور و سرزمین فقط اوغان انسان است و از حقوق و مزایای انسانی باید برخوردار باشد؟ آنها آزاد هستند تا هر طور جنایت و جفا تاریخی را انجام دهند؟ آیا ؟؟؟؟؟
جناب هموطن! در پایان باید خدمت تان عرض بنمایم که سخنان شما به میفهماند که جناب شما کی هستید! دو گزینه بیشتر نیست!
اول اینکه جناب شما جز دارو دسته خرم ها و احدی ها و ملا عمر ها و.... تشریف دارید!
گزینه دوم هم اینکه شاید جنا ب شما اوغان تشریف ندارید! اما از جمله ریزه خواران سفره حاکمیت اوغان ها هستید که نشخوار ته مانده های زیاد، شما را گنس نموده و عاروق بوی ناک حواله اطرافیان مینمایید!
در ضمن هزاره ها نیز از مبارزه داد خواهانه شان مترسان! نسل جدید این مردم دارند با علم دانش و نور مجهز میشوند در هر حالت برد با ما است! ما د این خراب آباد چیزی نداریم تا در جریان یک مبارزه داد خواهانه و سیستماتیک ان را از دست بدهیم. بلکه این استبداد است که تاج و تخت اشغال شده خویش را میبازند! چشمهایت را باز کن علایم ان را می بینی و......
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
محترم بی وطن گرامی!
مخاطب نوشته بالایی من آقای میرهزار بودند.من شما را مجبور به مطالعه آن نکرده بودم که از آن شکایت نموده اید. فریاد شما متاسفانه خیلی بلند تر از دردی است که از آن شاکی هستید. ادعا های شما کلی گویی و مجهول گویی و اتهامات بی ارتباط و زیاده روی و عمومی سازی میباشد. همان قسمی که من نماینده کدام قومی نمی باشم، شما را هم به حیث نماینده هزاره گان نمی پذیرم. چونکه ما در قوم هزاره خود مردمان منوری مثل بشردوست نیزداریم که خوشبختانه مثل شما نمی اندیشند. و مهمتر اینکه برعکس من و شما ایشان نماینده یک بخش مردم در پارلمان نیز میباشند. نوشته فوقانی من یک شرح حقوقی است تا فریادی از احساسات کاذبانه مثل شما. من یک موضوع را از دید حقوقی شرح دادم.و در اخیر هم هشدار دادم که ای عزیزان محتاط باشید. پس نوشته من حیثیت یک لوح اخطاریه رهنمایی جاده را دارد که به راننده هشدار پرتگاه را میدهد و از راننده میخواهد بخاطر حفظ حیات خودش و راکبینش با احتیاط و دقت بیشتر و سرعت مناسب تری عبور نماید. من شما را مجبور به پذیرفتن نظریاتم نمیدانم. اشخاصی با نظریات مشابه با شما در پوسته های احزاب جهادی در جنگهای داخلی کابل وجود داشتند که بیگناهان زیادی را صرف بخاطر تعلقات قومی و زبانی شان به هلاکت رساندند. و بعد خودشان گرفتار شخص ظالم تر از خود گردیدند. اگر ما افرادی با نظریات همسان شما را کمتر میداشتیم. ممکن قربانیان جنگی ما به مراتب کمتراز امروز میبودند. آنهایی که در جبهه ای مقابل تان قرار دارند نیزمتاسفانه دچار همان بیماری هستند که شما گرفتار شده اید. به هر روی من باز هم شکایات شما را بر رسی کرده و مجهول و مجعول بودن اتهامات تانرا ثابت میسازم.
جمله ذیل تان :" من هزاره که وطن و سرزمینم را به اشغال رفته شده احساس مینمایم! پس من از قاعده هموطنی شما جناب هموطن خودم را خارج می دانم!
" برای من کمی نا مشخص است. هدف تان از" وطن و سرزمینم" افغانستان است یا مناطق هموطنان هزاره نشین ما؟ اگر منظور تان افغانستان است پس این سرزمین بین من و شما و دیگران مشترک است.پس هموطن هم دیگر میباشیم. من شما را تبعیض نکرده و شما را هم وطن گفتم.اینکه شما مرا هم وطن تان نمیخوانید مشکل خودتان است.حال اگر این وطن اشغال شده است از همه ای ما اشغال شده است. پس در اینجا بجای هزاره باید افغانستانی یا افغان مینوشتید نه هزاره.
در قسمت "بریده شدن گردن تان " در صدکیلومتری کابل باید عرض کنم که این اعمال مربوط به یک گروه مسلح مزدور ارتباط دارد که بنام طالب در کشور ما فعال بوده که تنها گردن شما را نه بلکه گردن هزاران انسان دیگر را از قوم پشتون ، تاجک و ازبیک و نورستانی و پشه ای را بریده است.شما در اینجا تنها از قربانی هزاره ها یاد کرده اید. قربانیان دیگر را فراموش میکنید.به نظر من علت قتل این هموطنان مظلوم، بیشتر از اینکه موضوع هزاره بودن مقتولین مطرح باشد، موضوع کارمند دولت بودن و یا کار کردن به نیروهای امریکایی و یا خارجی و یا اتهاماتی از قبیل جاسوسی وغیره مطرح میباشد .و بالاخره هدف ایجاد ترس و رعب ووحشت مطرح بوده است. در حالیکه از این جاده هزاران هموطن هزاره ما یومیه عبور کرده و میکنند و مشکلی را در این مسیر نداشته اند. در ضمن مقامات امنیتی ولایت وردک ( میدان) که بیشتر پشتون نشین میباشد از امنیت همین هموطنان هزاره خود در مقابل طالبان دفاع مینمایند. پس اگر شما در این مساله با بزرگنمایی بخواهید تقصیر را بر گردن یک قوم بیاندازید اتهام تان قابلیت پذیرش حقوقی را ندارد.در همین وردک ، اعضای گروه طالبان اعضای حزب گلبدین را که آنها نیز پشتون ها اند به قتل رسانیده اند.ادعای تان در این مورد صرف احساسات و کلی گویی و عمومی سازی است. این مثل آن است که اگر در کشوری، یک افغان مرتکب سرقت گردد، به تمام افغان ها به چشم سارق دیده شود. این طرز دید کودکانه تر از آنست که شما طرح کرده اید.
جرم یک امر شخصی است و بخاطر جرم یک شخص ، شخص دیگر مورد مواخذه قرار نمیگیرد. حال اگر فرض کنیم که یک دادگاه خیلی عادل درهمین منطقه باشد و قاضی این دادگاه هم یک هزاره باشد.اعضای فامیل مقتولین بر علیه کی دعوا خواهند نمود؟ به یقین علیه قاتل یا قاتلین و نه یک قوم. واین قاضی صد در صد عادل هم کی ها را محکوم خواهد نمود؟ به یقین کامل که همین قاتلین را . پس چرا این جنایاتی را که افراد ( یا یک باند) مرتکب میگردند به گردن یک قوم بیاندازیم. اینرا یک کودک هم میداند که بحث شما و ادعای شما غیر معقول بوده و در تطابق با هیچ قانون دنیا به شمول قوانین اسلامی و شریعت قرار نمیگیرد. شما بحث احساساتی و هوایی میکنید تا بحث حقوقی و عدلی و انسانی.
البته من به حیث یک انسان در کنار تمامی مقتولین مصدومین و متضررین کشورم ولو متعلق به هر قومی که باشند قرار دارم . نه مثل شما تنها از هزاره ها . این فرق من و شما هست و بس . ادامه دارد
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
موضوع دیگری را که مطرح نموده اید موضوع کوچی ها میباشد. این بحث خودش یک کتاب تفسیر کار دارد. زنده گی کوچی گری و مالداری یک شیوه خیلی قدیمی بشربوده که هنوز زراعت را کشف نکرده بودند. یک بخش کوچکی از انسانها هنوز در کشور های گوناگونی اعم از اروپا و اسیا وغیره به همین شیوه ابایی زیست کرده و اکثرآ مصروف مالداری میباشند. اینها تابع اقلیم و پیداوار نباتی طبیعی بوده و از یک منطقه به منطقه دیگری کوچ مینمایند. کوچی های وطن ما نیز تابع اقلیم کشور بوده و از سالیان زیادی با گله های خود به صورت موقت از یک محل به محل دیگر رفت و امد کرده اند. مراتعی که کوچی ها از آنها استفاده میکنند مالکیت شخصی شان نمیباشد. صرف چراگاه هایی است که از انها حق استفاده برایشان داده شده است که نسل در نسل از آنها استفاده کرده اند .به همین ترتیب این مراتع و علفزار ها مربوط به هزاره ها نیز نمیباشد. خود بنابر کدام اصول و اسناد این علفچر ها را مربوط هزاره ها میدانی؟ احساسات را در بغل جیب ات گذاشته و با اسناد و منطق پیش بیا.هیچکسی کدام سند ملکیت و قباله ای از این جا ها را ندارد.این زمین ها مربوط دولت و وزارت زراعت است. یعنی ملکیت عام است. واستفاده معقول و مشترک از آن صورت بگیرد. علت ازدیاد جنجال در این اواخر هم خشکسالی وکمبود علفچرا ها، ازدیاد نفوس، انسانی و تعداد حیوانی و بازگشت هم وطنان مااز خارج کشور است.اگر این کمبودی ها موجود نمیبود مشکلی پیش نمی امد. این خیالت نادرست است که تو یک قوم خاصی را مالک این کشتزار ها میدانی. این ها ملکیت عامه بوده و به دولت تعلق دارند. البته جنگ ها و جنایاتی که در این قسمت صورت گرفته بحثی جداگانه ای است. حال باید دولت هم کوچی ها و هم ساکنان بومی با عقل سلیم یک راه حل را جستجو نموده و به این منازعه خاتمه دهند.ناگفته نباید گذاشت که کوچی ها تنها در این مناطق مشکل ندارند بلکه در مناطق خوست و جلال اباد که مناطق گویا همزبانان شان است هم مشکل داشته اند که زدو خورد هایی صورت گرفته و افرادی کشته شده اند. این هم یک مشکل محلی است و قابلیت حل را دارد .عمومی سازی این موضوع و بهره برداری از آن و انداختن گناه جنایات چند فرد کوچی یا ساکنان بومی بر گردن اقوام شان نیز علمی و عقلی و حقوقی نیست. اگر در محکمه ای ولو برادر تان هم قاضی آن باشد، مراجعه نمائید، صرف متهمینی را قابل محاکمه خواهند دانست که فیر کرده اند، کشته اند و یا سوختانده اند تحریک کرده اند ویا دستور داده اند. نه کوچی های دیگری که پنجاه کیلومتر دور تر اقامت دارند و از موضوع بیخبر اند. و نه مثل شما تمام قوم پشتون را.
به یقین کامل اگر دولت پوشالی کرزی به این مشکلات توجه جدی ننماید و به حل عاقلانه و عادلانه و دایمی آن اقدام نه ورزند، این استحکاک ها و تصادمات مایه مشکلات بیشتری در آینده خواهد شد. به نظر من اگر برای کوچی ها نقاطی در ساحاتی که همزبانان شان اقامت دارند مد نظر گرفته شود و آنها در انجا ها ساکن گردند، کم مصرف ترین راه حل خواهد بود.به این ترتیب باید هرچه عاجل تربه این مردم کمک شوند تا به این شیوه زنده گی بدوی خاتمه دهند. ادامه دارد
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
گفته ای که حق تعین سرنوشتت را نداری. من نمیدانم که منظور خودت از این جمله چی میباشد؟ معاون رئیس جمهور هزاره، تمام نماینده گان شورای ملی از ولایت غزنی هزاره ، باقی دهها نماینده شورای ملی و مجلس عیان هزاره، چند وزیر هزاره دهها جنرال وزارت داخله و دفاع هزاره ها ، والیان هزاره ، مالکین شهرک ها هزاره، مساجد و مدارس امام خمینی در دشت برچی از هزاره ها، نام سرک بنام رهبر هزاره ها، صدها شرکت و ترانسپورت و ووومربوط هزاره ها. باز چی میخواهید ؟ چرا درد نرسیده فریاد میکشید. مثلآ دیگر چی میخواهید تا راضی شوید و بگوئید که بلی حالا حق تعین سرنوشتم را دارم. فراموش نکن که همان حقی را که خودت قائل هستی به همه اقوام و ملیت های دیگر نیز قائیل شوی. در شرایط امروزی من شاهد عملی نیستم که نشان بدهد که یک هموطن هزاره ام را بخاطر هزاره بودنش تبعیض نموده باشند. برعکس آنقدر افرادی مثل تو و با اندیشه تو ،خواهر و مادر پشتون را دشنام میدهد و آنها را تبعیض میکند که من در هیچ جا معادل آنرا در مورد هزاره ها سراغ ندارم.
از اعمال عبدالرحمن و ملا عمر وغیره مستبدین شکایت کرده اید.من نیز از استبداد این افراد شاکی هستم. اما شکایت من شکایت انسانی است و تمام جامعه را بدون در نظرداشت زبان یا قومیت مظلومین مد نظر میگیرد، مگر شما شکایت تان قوم پرستانه و محدود به یک گروه قومی میباشد. شما هرگز نوشته ای از من نشان داده نمیتوانید که من از این افراد دفاع نموده باشم و یا عملکرد شانرا تائید نموده باشم. چون ادعا های تان احساساتی ، زورگویانه و غیر قانونی و بدور از عقل میباشد، من با شما کمتر احساس همدردی مینمایم. سوالات بعدی و اتهامات تان در مورد من بی پایه و سطحی نگری تان میباشد. انسان ظالم ، ظالم است.مهم نیست مربوط کدام قوم باشد. افراد مسلح سفاکی که در مناطق مختلف شهر کابل تحت بیرق حزب وحدت اسلامی به ادمکشی و ترور و اختطاف و بی ناموسی دست میزدند همان اندازه جنایتکار و منفور اند که افراد مسلح تحت بیرق حزب اتحاد سیاف یا بی حکمت و باقی دیگران. افراد شریفی که مربوط هر قومی که باشند مصروف خدمت رسانی به ملت مظلوم خود بودند به همان اندازه دارای قدر و عزت اند. مهم نیست مربوط کدام قوم یا زبان یا مذهب باشند.
در اخیر اینکه هردو گزینه ات در مورد من بی اساس ونشان دهنده ساده لوحی ات است. من یک انسان هستم که از زور گویی بدم میاید. در اینجا تو یک نا حق گو و یک زور گو هستی. گریه تو بیشترو زیاد تر ازاندازه دردی است که ادعا داری برایت رسیده است.تو تنها تاریکی ها را میبینی. من خواهان عدالت در کشورم هستم. تعجب میکنم که چرا آنهایی که خودشان را روشنفکر مینامند و از مردمسالاری حرف میزنند و از تبعص گریزانند، چرا خودشان مرتکب این اعمال شنیع میگردند. و یا آنهایی که معتقد بودند که جامعه فرا قومی و زبانی و نمیدانم فارغ از استثمار فرد از فرد ووو میساختند و اعضای احزاب گویا مترقی دوران خود شدند، باز چرا بر عکس تعلیمات بزرگان شان و اهداف حزبی شان در گودال قوم پرستی می افتند و یا انهایی که از اخوت اسلامی لاف میزنند بر خلاف تعلیمات دین شان به تبعیض زبانی و قومی میپردازند؟
بیوطن صاحب! در اخیر باز هم به یادت میدهم که در جریان 14 سال بعد از کودتای ثور تا سقوط نجیب الله، در مناطق هزاره نشین ما هشت تنظیم جهادی آنقدر هزاره کشی کرده اند که حد ندارد.اینقدر بر علیه همدیگر دسیسه چینی نموده اند که دولت وقت و یا اقوام گویا دشمن برای شان نکرده اند. بعد از سقوط نجیب الله تا مرگ مزاری، افراد جناح های مختلف وحدت به رهبری مزاری و خلیلی از یک طرف، افردا وابسطه به اکبری و سید ها به شمول سید های سنگلاخ وغیره را قتل و شکنجه و زندانی کرده اند که حد ندارد. نمیتوان منکر تاریخ شد.در همین چند ماه قبل ، بر علیه اقای محقق در بامیان حمله ناموفقانه مسلحانه نمودند. این ها قتل های سیاسی است که متاسفانه دامنگیر یک بخش وسیع جامعه ما میباشد. و تنها منوط به هزاره ها نیست. این ها را تو نیز نباید انکار نمایی. به امید صحت مندی ات .من با تو وداع میکنم. تا هفته های بعد.
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
اقاى هموطن بشتونوالى خودش مطابق معيارهاى انسانى و قانون اساسى كشور ما جرم است.درين جرم تمام قوم بشتون شريك است.اساس تمام بيعدالتى ها را در كشور ما همين اصل تشكيل ميدهد.اين جرم يك فرد نيست.اين همه طبل وحدت ملى كه شما دهن شيرين ميكنيد دروغ است.
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
من تمام سخنان آقای هموطن را تائید میکنم.
همچنان از درد دل آقای بی وطن نیز آگاه ام و بی عدالتی های را که علیه اقلیت های قومی درین میهن انجام شده و میشود، از عمق قلب محکوم میکنم. اما از نظر قوانین بین المللی و قانون اساسی اکثر ممالک،
تا زمانیکه جرم یک فرد از جانب دادگاه ثابت نشده، این فرد بیگناه شناخته میشود.
به هر مجرم حق داده شده، که وکیل مدافع برای خود انتخاب کند، تا از حقوقش دفاع کند.
از نگاه قانون همه انسانها باهم مساوی اند و قانون بالای همه باید یکسان تطبیق شود.
اگر ما دشمنان خود (طالبان) را ازین حق قانونی شان محروم سازیم، باید انتظار آنرا داشته باشیم، که کسی دیگری میاید و مارا از حق که قانون به ما داده، نیز محروم سازد. همان است که در جامعه عوض عدالت و مساوات، انارشیستی و وحشت جاگزین میشود، طوریکه فعلاّ نمونه این انارشیستی را در افغانستان شاهدیم.
فلهذا انسانهای متمدن باید تصمیم بگیرند (گرچه از نگاه احساسی خیلی مشکل تمام میشود)، که آ یا حاضر اند، از قوانین بین المللی و ملی پیروی کنند، و یا خود نیز(مانند دشمنان شان) عامل این بی قانونی، وحشت و انارشیستی در جامعه میشوند.