رفتن به محتوای اصلی
نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

دیر زمانی است ‍که چشمان خواننده های سایت ‍کابل پرس را عناوین پر زرق وبرقی مانند ‍تناقضات قرآن ؛ ویاهم اسلام ناب محمدی؛ بی پایه بودن اعجاز علمی قرآن ازقلم نویسنده ای مستعار نویسی بنام عزیزیاسین می آزارد. این عبارات درابتدای مضمون درابتدا طوری جلوه میکند ‍که فیلسوف محترم به یک ‍کشف عظیم نایل گردیده است.
اما با خواندن کل مضمون توسط خواننده های دقیق النظر پرده از روی جهالت ؛ عقده و‍ کینه توزیهای درونی نویسنده برداشته میشود.
بازهم همان شعر شاعر به یاد انسان می آید ‍که تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد.
راستی! من خودم ‍که برخلاف تعدادی ازمسلمانان همیشه خوش دارم تا آثار ونوشته های غیر مسلمان را بخوانم دیدن این عناوین آنهم ازقلم یک فیلسوف همزبان وهموطنم خیلی جالب افتاد. هر قسمتی که بنام قسمت اول ویا دو یاسه در‍کابل به نشر میرسید با اشتیاق ‍کامل آنرا مطالعه میکردم.

امادرهمان ابتدا به این باور رسیده بودم که فیلسوف محترم لقمهء خیلی بزرگی را میخواهد بدهان خود نماید زیرا ازمحتوای مضامین سطحی وپریشان آن معلوم بود که نویسنده هنوز در ابتدایی ترین مراحل قرآن شناسی قرار دارد وازفهم قرآن خیلی عاجز مانده است.
ولی بازهم ترجیح دادم تا مضامین را بخوانم تا اینکه رفته رفته نویسنده جهالت خویش را آشکار کرد . زیرا اولتر ازهمه اصول نویسنده گی دریک موضوع مشخص این است هر وقتیکه نویسنده یک موضوع را به شکل سلسله وار نیت میکند تا بخواننده گان عرضه کند باید مطابق قول و وعده ای که سپرده باید مضامین سلسله دار را بارعایت نوبت نشر نموده وختم بحث را اعلان کند

.
درحالیکه آقای عزیز یاسین برخلاف این اصل ابتدایی عناوینی را که زیر نام تناقضات قرآن اشتباهات وخطا ها بصورت سلسله وار نوشته اند که قسمت اول آن درسال ۲۰۱۰ نگاشته شده است تا قسمت هفتم که در ۲۱ فوریه سال ۲۰۱۲ درکابل پرس درج گردیده است معلوم نیست که آیا نویسنده ء فیلسوف!!!!!!!!؟ صاحب ما این بحث را ادامه داده و هنوز هم سخنانی وحرفهای برای نوشتن دارند یا نه این را به اصطلاح خودشان خرد شان میداند.
درخلال این دوسال نویسندهء محترم عناوین دیگری را برای تعرض وتوهین بالای قرآن انتخاب کردند که از جمله میتوان اسلام ناب محمدی وبی پایه بودن اعجاز علمی قرآن است.

درحالیکه ازخلال مضامین قبلی شان معلوم است که بحث کشف تناقضات هنوزهم ادامه دارد اینکه تا موقع ختم این بحث ایشان ویا یکی ازخواننده ها درقیدحیات باقی می مانند بازهم این موضوع را خرد شان میداند

درخلال این مدت آقای عزیز یاسین بخاطر جلب توجه خواننده ها متاسفانه ازتیوری توطئه نیز استفاده نموده اند که این روش شان برخلاف همان اخلاق نویسنده گی میباشد که جناب شان از آن می لافند.
تیوری توطئه به این معنا که دربخش پیامگزاران آقای عزیز یاسین خودشان ویاهم یکی ازرفقای حزبی شان زیر یک نام از یک سال تا سال دیگر گاه درلباس موافق وگاهی هم درلباس مخالف عرض اندام نموده اند.

برداشت این میشود که این مخالفان شان نیز ساختگی بوده وبرای جلب نمودن خواننده ها وگرم نمودن بازار دشنام وتعرض علیه مسلمانان از آزادی کابل پرس سوء استفاده شده است.
نکته ای دیگر اینکه فیلسوف محترم خودش بخاطر بزرگواری ودانش وعلمیتی که دارند برای هرکامنت نویس وپیام گذار وقت شان را ضایع نمیکنند اما اگر کامنتی ازسوی هم عقیده ها ودشنامزنان مثل خودشان باشد آنوقت عزیزیاسین با جبین گشاده حاضر شده ودستان آنها را برسم دوستی میفشارند وازتهء دل میخندند.
جناب عزیز یاسین از انتقاد همراهان فکری شان درجبههء چپ که مانند خودش نمی اندیشد نیز اکراه دارند وبرای ساکت ساختن همچو افراد اززبان توهین وتهدید ودشنام کار میگیرند.
منظورم پاسخ ایشان دربرابر آقای باقی سمندر بود که وعده داد نظر به کبر سن درهمان شب از دادن پاسخها معذرت میخواهد ولی عنقریب به تمام پاسخهای وی می پردازد.
ولی تاحال که تقریبا دوهفته گذشته است درستون نظرخواهی ها خبری از عزیزیاسین نیست ؛ بازهم خرد شان میداند که ایشان درچی وضعیتی بسر می برند

آقای عزیز یاسین دریکی ازپیامهای شان سخن از قربانی ومردن درراه عقیده وایمان هم لافیده اند اما این لافیدن با هویت مستعار شان کاملا درتناقض واقع گردیده است بازهم خردشان میدانند.
آقای عزیز یاسین دریکی ازپیامهای شان نوشته اند که نه تنها علیه قرآن بلکه علیه دین خویی ودین باوری هرچه از دست شان براید دریغ نمی ورزند.
درحالیکه این اعلان جنگ با اصل تحقیق وپژوهش بیطرفانه کاملا درتضاد قرار گرفته است ویا اینکه شاید درمکتب کمونیستها وملحدها توهین وتحقیر وتعرض برمقدسات یک کتلهء بزرگ بشری همانا نامش تحقیق وپژوهش باشد که ما نادانهای دین خو غلط فهمیده ایم

موضوع دیګر اینکه، این آقایون دیګران توصیه به عقل وخرد ګرایی نموده واصرار دارند که باید جهان را ازعینک دیګران نباید دید اما خودشان چنان عاشقانه وزبونانه در وجود اشخاصی چون شجاع الدین شفا وآرامش دوستدار الینه شده اند که دربسا حالات فرق میان مرید ومراد برای خواننده مشکل میشود. آقای جعفر رضایی به شکل سلسله وار بندهای ازکتاب آرامش دوستدار را کاپی نموده ودراختیار خواننده ګان میګذارد ودرعین حال تاکید دارد که نسخه برداری این کتاب جرم است.
تاکنون چندین عنوانی که ازکتاب آرامش دوستدار توسط آقای جعفر رضایی به نشر رسیده است قبر بیروان زردشت را نیز کنده است ولی درعین حال مدعی است که نسخه برداری این کتاب سرقت ادبی شمرده میشود.
پس دیګران چرا حق نداشته باشند که به این آقایون بګویند که شما چه وقتی به پای خودتان می استید و جهان را ازعینک خودتان نظاره میکنید؟
آیا این خودش یک تناقض وتعارض نیست که دیګران باید سیدقطب، عبدالقادر عوده، وعلی شریعتی ومطهری را نخوانند ولی ما اګز شجاع الدین شفا وآرامش دوستدار را خواندیم حرفی وجود ندارد؟

آنچه که شما درین مضمون میخوانید مجموعهء ازتبادل پیامها وکامنتهای است که میان من وطرفداران عزیز یاسین وغیره درسایت کابل پرس نشرشده است که دربسا مواقع بخاطر اینکه بطرف مقابل تفهیم نموده باشم که زبان توهین با زبان علم فرق دارد من نیز از دشنام کار ګرفته ام که هیچ نوع پشیمانی ازآن ابراز نمیدارم.
درخلال پیامها عکس العمل آقای عزیزیاسین را نیز دربرابر موافقان ومخالفان حقیقی وتقلبی اش نیز میتوانید بخوانید وبر میزان تحمل وشکیبایی وی دربرابر افکار مخالف پی برید.

درین پیامها همچنان میخوانید که محقق نماهای به اصطلاح بیطرف ازیکطرف طرفداران پر وپاقرص کمونیزم وسایتهای مثل عصر جدید اند وآنرا روزنه ای برای روشنی توده ها می پندارند ولی درجهت دیګر برای توجیه اولین بم هستوی بالای بیګناهان شهرهای هیروشیما وناګاساکی توسط امریکای جهانخوار و سیطره جو دلیل واهی می تراشند . ازیکطرف ازقتل عام بنی قریظه توسط سپاهیان اسلام بر پیامبر ویارانش می تازند ولی قتل عام مردمان هیر وشما وناساکی را قابل توجیه میدانند.
خلاصه همین استدلالهارا من درین مقاله ام ګرد آوری نموده ام تا وسله ای باشد برای بحث ومناقشه های بیشتر خالی ازهرګونه دشنام وتوهین برعقاید دیګران.

اولین پیام قرآنیار در واکنش به اعجاز علمی قرآن:

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
20 مارس 10:42
خدمت همه دوستان کابل پرسی سلام!
خدارا شکر که آقای عزیز یاسین هرنوشته اش نسبت به نوشتهء ګذشته اش ضعیفتر وبی پایه تر عرض اندام میکند ودشنامها وفحش دادنهایش به مقدسات مسلمین بیشتر شده و پرده از روی جهالت مکتوم شان می بردارد.
این خود ضعف وناتوانی ایشان را آشکار میسازد ورنه یک محقق وپژوهشګر قبل ارائه نتیجهء دلخواهش نباید به دشنام وتوهین متوسل شود شما ازابتدای این مضمون تا آخر بغیر ازحمله ودشنام جه جیزی را میخوانید؟
بهرترتیب! یک اعتراض خندآورآقای عزیز یاسین که خودش نیز غیر مستقیم به حقانیت آن باور نموده ولی خواسته است احساسات مسلمانها را جریحه دار سازد موضوع مرض ایدز است
آقای عزیز یاسین ګویا به شکل ظاهری جنین نشان میدهند که هلاکت قوم لوط که باعث ساری شدن مرض مهلک ایدس میګردید وبه تدریج سبب قطع نسل بشر میشد آنرا علامهء ونشانهء علمی قرآن نمی پذیرند که ما هم درین باره با ایشان کاری نداریم
اما اینکه میفرمایند که اګر قرآن یا نازل کنندهء قرآن یعنی الله چرا نسخهء علاج ازین مرض مهلک را صادر نکرده است خیلی خندآور است؟ مګر بپذیریم که ایشان خداوند را با یک دکتور معالج وقرآن با دانشنامهء علوم طبی به اشتباه ګرفته اند.
آقای عزیزیاسین!
این موضوع یکی ازموارد خیلی کوچکی است که قرآن وپیامبر ګرامی اسلام قرنها قبل برای جلوګیری از خطرات احتمالی آن به بشریت اخطار داده اند که یګانه راه بخاطرجلوګیری از مصاب شدن به این مرض مهلک همانا دوری جستن ازفعل شنیع لواط است که متاسفانه شما وهمفکران تان درجوامع غربی آنرا نمی پذیرید وخواهان آن استید که همجنس بازان باید کلوپهای همجس بازی داشته باشند آزادانه مانند بقیهء انسانها ازهم دیګر لذت ببرند.
آن هم لذت بردن به شکل افراطی آن که حتی از داخل نمودن آلات تناسلی در داخل دهن ها هم شرم وحیایی وجود ندارد
اما در اسلام وقرآن بصورت روشن وآشکار عواقب آن بصورت نمادین به نام هلاکت یاد شده است.
آنجا که قرآن میفرماید:
ولاتقربوا الفواحش ماظهر منها ومابطن
به فواحش نزدیک نشوید چه بصورت ظاهری یا بصورت پوشیدهء آن
ولاتقربوالزنی انه کان فاحشه وساء سبیلا
به زنا نزدیک نشوید که آن کار فحش است وبدترین راه است
کذبت قوم لوط بالنذر
قوم لوط بیم ها وتهدیداتهارا دروغ پنداشت
بناء قرآن یا کلام الهی مکلفیت ندارد تا مانند یک دکتر طب برای شما لکچر بدهد وصغرا وکبرای مسأله را واضح سازد. قرآن صرف برای فهم همهء انسانهای روی زمین از عالم تاجاهل زبان بخصوص دارد. اما تحقیقات وپزوهشهای علمی کار انسان است که هرګز قرآن راه را به روی پیروانش نبسته است.
اګر می بست جهان اسلام افتخار داشتن اولین دانشګاه را درجهان نمیداشت
منظورم دانشګاه بغداد درعلوم تجربی است که تاریخ بیش ازهزار سال دارد
دانشګاه الازهر درمصر وزیتونه درتونس به نهصد سال سابقهء علمی دارند ولی اینکه چرا جهان اسلام باوجود این سوابق علمی هنوز هم درګرداب بدبختی شنا میزنند بحث جداګانه است.
شما اعجاز علمی را با یک کتاب علمی ومسلکی به اشتباه ګرفته اید
کتاب علمی به تفسیر امروزی آن یعنی ساینس باکتاب الهی که دارای اعجاز علمی است فرق دارد هیجکسی ادعا ندارد که قرآن کتاب ساینسی است که درآن بحث های ساینسی یا نجومی ذکر شده است برعکس ما ادعا داریم که قرآن کتاب نشانه ها وعلایم است که میتوان ازآن موارد علمی را استخراج کرد
خصوصا درمورد علقه وخلقت جنین دررحم مادرکه امروز علمای ساحهء امبریالوژی حقانیت قرآن را پذیرفته اند.
پس جنابعالی خودتان درکدام رشتهء ازعلوم تحصیلات دارید تا کشف کرده باشید که آیات قرآن دررشتهء فلکیات غلط است ودرفلان رشته غلط است
خلص تمام ادعای خیلی احمقانه وکودکانهء شما این است که بعضی ازقصص قرآن قبلا درتورات آمده وقرآن آنرا به نحو وارونهء آن عرضه کرده است
جانم!
قرآن درکلیت خود مدعی است که من تکمیل کنندهء کتب آسمانی دیګر چون زبور وتورات وانجیل هستم آن کتب بنابر خواهشات نفسانی راهبان واحبار مسیحی ویهودی دست خوش تحریف ها ګردید جیزهای به آن اضافه شد جیزهای را کم کردند بناء دین اسلام بحیث یک دین جدید نیامده است بلکه بحیث تکمیل کنندهء ادیان دیګر است
مسئله دیګر همان تناقضاتی است که میان پیروان یهودیت ومسیحیت راجع به صحیح بودن انجیل وتورات موجود است که متاسفانه یا عقل شما به آن جاها نرسیده یا عمدا کوشش می کنید که ازګفتن این حقیقت روشن انکار ورزید
شما اینکه اینقدر ازکتب قدیم نوشته اید میتوانید لطف کنید بنویسید که انجیل وتورات واقعی که پیروان امروزی هردو دین راجع به آن نظر واحد دارند کجا اند؟
نقل قول های شما ازکدام تورات وانجیل است که متفق علیه مورد پذیریش پیروان کلیساها وسیناګوک ها قرار دارد؟
بناء بار دیګر باز همان توصیهء قبلی ام را بشما تکرار میکنم
که جنګ شما با قرآن جنګ با طبیعت بشر است
اسلام آئین فطرت است
فطرت سالم بشری با دین اسلام واحکام آن سازګاری مطلق دارد ولی خوب است که نوشته های شمارا هم بحیث یک ملحد بخوانیم تا بدانیم که درد دل شما ناشی ازچی است

پیام مخالف بنام شعیب:

20 مارس 10:59, بوسيله ى شعیب
طلبه بی نام ، اگر نوشته های عزیز یاسین روز بروز ضعیفتر وبی پایه تر میشود ، چرا اینقدر روده درازی وخاک باد براه انداخته ی . ازوارخطایی وعصبانیت که دارید مشخص است که تیر یاسین به هدف خورده

بازهم مخالف از آقای نبیل مزاری:

20 مارس 11:18, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
آقای بی نام ! ندانستم گپ شما را قبول نمایم که مینویسید دین اسلام ، دین فطرت و معنویت است یا از دیگران را که دعوا دارند دین اسلام علمی و سیاسی است و معجزات علمی دارد ؟ کدام یک درست است ؟

پیام مخالف از اسم ذاکر حسین:

20 مارس 14:21, بوسيله ى ذاکر حسین
بهبه چه این ودین با فطرتی که پیروان با فطرتی درطی بیش از 1400سال به جوامع هدیه داشته ونمونه های از حکومت با فطرت نیز در جهان تشکیل داده اند .
دین واین با فطرت شما یعنی حاکمیت طالبان وجهادیها در افغانستان
حاکمیت اقای خامنه ای در جمهوری اسلامی ایران
حکومت اسلامی عربستان سعودی وغیره کشورهای اسلامی
خلاصه اقای که عزیز یاسین را جاهل وومحتوای نوشته هایش را خنده اور توصیف نموده اید محتوای نوشته شما یاوه سرایی های بیش نیست که سال ها است انرا از زبان امثال شما میشنویم
اگر اسلام دین با فطرت است چرا احساسات پیروان با فرت اش باین زودی جریحه دار میشود.وبا ان فطرتی که از مکتب که دران تربیه شده اند با فطرت احساساتی عمل میکنند ؟

ازیک مخالف بی نام:

دنیا از قرن هفتم تا قرن بیست و یکم خیلی تحول نموده است. بناء ضرورتی به طورات انجیل و یا قران وجود ندارد. فقط توسط قوانین جامع مدنی و جزایی عصر نوین یعنی قرن بیست و یک میتوان بسوی پیشرفت وتکامل بیشتر پای نهاد

از مخالفی بنام نظام:

20 مارس 14:29, بوسيله ى نظام
آقای اسلامیست بینام که به عزیز یاسین تاخته ای وبه بنا به روش مطلق گرائی اسلام باوران اورا ملحد خطاب کرده ای اگر جرأت نوشتن نام اصلی ات را نداری یک نام استعاری برایت انتخاب کن تا کامنت گذاران دیگرفهمیده بتوانند که باکی روبرو هستند. اینکه در بارۀ تورات وانجیل دست نخورده وتحریف ناشده گفته ای اگر آن دو کتاب تحریف شده است مستندات و مأخذ قرآن نیز آن دو کتاب تحریف شده است، وقرار تحقیق 40% قرآن بر گرفته از تورات است. پس روایات وداستانهای قرآن نیز مانند کتاب مادری اش باطل وبی پایه است. قرآن مانند تورات خلق انسان را از یک نفس واحد تذکر داده است بدینقرار که انسانهای اولیه برادران با خواهران خود مقاربت جنسی نموده اند و مقاربت جنسی آنان منجر به ازدیاد آدمی شده است، درحالیکه همین قرآن مقاربت جنسی با خواهر را حرام میشمارد، امید است آقای اسلام باور بینام این پدیدۀ خلقت آدمی از یک نفس واحد را از نگاه اعجاز قرآن روشن سازد.
اگر انجیل نوشتۀ عیسا نه بلکه از حواریون و پیروانش است کاشکی نویسندۀ قرآن یا اصحاب و عمال و کاتبانش نیز مانند حواریون عیسا بجای قتل وغارت وجهاد فتح کشور های معموروتجاوز به زنان آنها ازعشق و محبت و عاطفه وبشر دوستی هم کمی صحبت میکرد. آیا قبولاندن عقیده وافکار توسط شمشیر خلاف انسانیت وعدل خدائی نیست؟ در تاریخ میخوانیم که حتا عرب های وحشی وشهوتران از هم بستر شدن بازنان شوهردار به غنیمت رسیده ابا داشتنند و حضرت محمد با خواندن آیه ای آنانرا حلال اعلام کرد، وخود درین کار از همه پیش قدم تر شد. آیا شعار رحمت للعالمین وی زیر سوال نمی رود؟ در واقع پایه گذاری اسلام از طریق شمشیروموجه شمردن آن بوسیلۀ قرآن یا کلام الهی خونبار ترین و غمناک ترین تراژیدی دینی است در تاریخ ادیان.
باخرد باشید.نظام

20 مارس 13:42, بوسيله ى جلال
دوست محترم عزیز یاسین!
بازهم بااین مقاله علمی وخرد مندانه خود که با شواهد اسناد ودلایل منطقی تحریر شده در سایت وزین کابل پرس خوش امدید این نوع نوشته های شما تاثیرات فراوان ومثبتی را در کسپ معلومات وروشنگری اذهان جوانان عزیزکشور ما داشته است. محمد وکتاب سفسته پرداز اش (قران)دیگر اهمیت خود را تحت نام بزرگی ومعجزه در نزد تعداد کثیری از جوانان از دست داده است وبه ان هیچ اهمیت قایل نیستند ارزش کتابهای ریاضی فزیک هندسه بیلوجی کیمیا وسایر کتب های مسلکی بمراتب بالاتر از قران است که نظیر وات انشتاین فیثیاغورث مندلیف وسایر مخترعین ونوابع را درراه خدمت بمنظور اسایش انسانها وحتی حیوانات تحویل جامعه میدهد .
مکتب قران افراد های جانی مانند سیاف خقانی ربانی گلبدین مزاری خلیلی مخقق ملاعمر خمینی خامنه ای بن لادن
بیت لاه مسعود شیخ محسنی وشورای علما را جهت ترور اختناق سنگسارها وسر بریدنها بازبان قران ونعره تکبیر برای جوامع بشر تحفه میدهد.قران امروز سوختانده میشود وسربازان امریکایی گاگاهی از ورق های او بجای کاعذ تشناب استفاده مینمایند ما تا هنوز کدام معجزه وقدسیتی ازاو ندیده ایم وبرعکس پیروانش با راه پیمایی خشونت امیزی تعدادی از پیروان قران خودشرا هلاک واملاک شخصی انسانهای که هیچ جرمی در قضیه ندارند تعمه های حریق وهم تحت نام غنیمت محمدی مورد تاراج قرار میدهند من به جوانان با سواد وطن اطمینان میدهم که بیهراس وبدون کدام تشویش از تاثیر معجرات قران ومحمد ازاین منجلاب بدبختی خودرا نجات دهید
عزیز یاسین نازنین !
قلمت رسا باد منتظر نوشته های بعدی شم

از قرآنیار:

20 مارس 18:03
ما مسلمانها با این پراګنده ګویی ها وپراګنده های نویسی های پریشان شما عادت کرده ایم ولی خواندن چنین نظریات بی پایه وپراګنده بهتر ازنا خواندن آنها برای ما میباشد

از شخصی بنام فراری غرب:

20 مارس 18:14, بوسيله ى فراری غرب
درود به خوانندگان کرامی
باتشکر از عزیز یاسین زحمت شما قابل قدر است.
این دلیل شده نمیتواند اگر کسی بگوید که قران با علم فزیک ریاضی و کیمیا تاتریخ وجغرافیه ارتباط تدارد
ارتباط دارد مگر محمد ثبوت نمتوانست و نمی فهمید که فزیک و کیمیا چه است.
مثلا طی کردن فاصله که چند متر ویا چند کیلومتر یعنی از مکه تا مدینه که حرکت میکرد نمیدانست که کدام فور مول استفاده میشود s=v.t یعنی فاصله مساوی است به سرعت ضرب در وقت .
مثال دیگر در سوره الرحمن ایه 59 این به قانون نیوتن مطابقت میکند اما محمد نمیدانست که عکس العمل یعنی چه
ثبوت کرده و قوانین انرا تشریح نماید.
مثال دیگر مردم عام میگویند که جو بکاری جو میدروی گندم بکاری کندم میدروی اما مردم نمیتوانستند فور مول انرا تحریر کنند که باز هم قوانین نیوتن در ان صدق میکند.
حضرت محمد از جغرافیه اصلا خبر نبود او نمدانست که در شمال کشوری بنام ناروی مدت سه ما روز غروب نمیکند و یک مسلمان چطورباید روزه بیگیر و نماز بخواند جبرئیل توان پرواز رای دور را نداشت قدرت پرواز جبرئیل فقط در محوطه عرب نشین بود وبس از دیگر جای دنیا خبر نداشت که به محمد میگفت و یا اینکه این دین فقط بخاطر عرب ها است وبس

درپیام آتی مجرای بحث عمدا وقصدا به بیراهه رفته است وهردو نفر هم عزیز یاسین وهم طرفدارش خواسته اند موضوع دیګری را به بحث بکشانند که حالا آنرا میخوانیم یکی ازطرفداران آقای عزیز یاسین ویاهم خودش زیر نام شریف چنین پرسشی را مطرح کرده اند:

20 مارس 18:50, بوسيله ى شریف
اقای عزیز یاسن عزیز . ان ادرار که تو با ور مند شی هستی در کتب صحاح سته برادران اهل سنت هست . تشیع این دید گاه را ندارد لا اقل شما با اقای قزوینی ارتباط بگیرید و سوال کنید در دین باید تحقیق شود و دین تحقیقی پذیرفتنش لازم است .
وای بران دینی که خواب ارد ترا .. در خواب گران دارد ترا .

حالا عزیز یاسین بدون هیچ ګونه عذر وملاحظه ایی سر وکله اش پیدا شده است وچنین ارشاد میفرمایند:

22 مارس 01:58, بوسيله ى عزیز یاسین
دوست گرامی شریف جان درود برشما
از آنجاییکه دوست دانشمند و فرهیختهء مان جناب ( نظام ) درپاسخ شما به تقصیل وبه گونه یی قناعت بخش نوشته اند و جادارد تا ازاین لطف مهربانی ایشان ابراز سپاس و امتنان نمایم و از سوی دیگر ستون کامندها دارد هرچه بیشتر طویل و طویلتر میشود، من میخواهم به گونه یی بسیار فشرده از شما دوست عزیز رفع ابهام نموده موضوع را به درازا نکشانم لذا از شما میخواهم تا لطفا به دو مرجع زیرین که ازمعتبرترین مراجع شیعیان إمامی به حساب می آیند نگاهی بیندازید تا ازعطر مشکین و طعم لذیذ مواد غائطه و ادرار و باد دل إمان و اینکه خوردن و نوشیدن وبوییدن آن موجبات رسیدن به بهشت برین را فراهم می آورد آگاهی یابید واما نوشیدن ادرار آن " حضرت " که بالفعل واقع شده و در صحاح سته آمده است موضوع دیگریست که در آینده به آن خواهیم پرداخت، مرا جع یاد شده عبارتند از:
1 - أنوارالولایة نوشتهء آیت الله آخون ملازین العابدین گلپایگانی - طبع سال 1409 هجری - صفحهء 440
2 - الکافی آز آیت الله کلینی جلد اول- کتاب الحجة - باب موالید الأئمة - صفحهء 319
لطفا به این کتابها مراجعه نموده بخوانید تا بدانید که در چه گندابی به سر میبرید
آرزومندم که عقل و منطق به دادتان برسد
عزیز یاسین

این پیام برای نظام نیز جرأت داد تا هرچه بیشتر برطبل دشنامهای خویش علیه مسلمانها بکوبد:

21 مارس 00:54, بوسيله ى نظام
آقای شریف! اینکه گفته ای شاش خوردن پیغمبر به عنوان دوا در کتب صحاح سته ذکر شده و دیدگاه تشیع از چنین مهملاتی مبراست،باید خاطر جناب عالی را مستحضر بسازم خرافات که در مذهب شیعه وجوددارداز روایت شاش خوردن در کتاب اهل تسنن دست کمی ندارد. بطور مثال شفاعت خواستن از سنگ و چوب و کلوخ و استخوانهای پوسیده که حتا صاحبانش نتوانستند برای خود کاری انجام دهند، سر شان زینت نوک نیزه هاقرار گرفت و به شهر ها وولایات به نمایش گذاشته شد و جسد شان زیر سم اسپان تکه وپاره شد و اهل وعیالش اسیر، یا کسانی دیگرش مسموم شدند ونتوانستند اثر زهررا دروجودشان خنثا کنند. کسیکه برای خود کاری نتواند برای شما چگونه می تواند مصدر شفاعت شود. پس با این شفاعت و شفاعت خواهی وچشم براه شفاعت از خاک وسنگ واستخوان پوسیدۀ هزار ساله آیا نقش عمل و عبادت شیعیان به صفر تنزل نمیکند؟ یا اینکه در وقت ادای نماز توتۀ از خاک را بنام مُهر پیش روی تان گذاشته وبه آن به عنوان خاک متبرک کربلا سجده میکنید،و به این عمل افتخارهم می نمائید. آیا به این کاربه جز از بت پرستی چیز دیگری میتوان نام گذاشت، یا به زیارت ابولفضل رفته قفل وزنجیر ودرو دروازۀ آنرا بسرو روی تان مالیده استدعای شفاعت و حل مشکل می نمائید، ابوالفضل العباس در کربلا کشته شد و جسد اورا که دران وقت نه موتر بود ونه طیاره کی در کابل در منطقۀ مراد خانی آورد؟ کم از کم آوردن آن از عراق تا کابل سه و چهار ماه را دربر می گرفت آیا جسم گوشتی درطی این مدت متعفن و پوسیده نمی شود؟ خرافات ومزخرفات که در کتابهای بحار الانوار و حلیت المتقین بعنوان اصول ناب مذهب تشیع درج است از شاش خوردن کتب اهل سنت اگر مزخرفتر و مستهجن تر نباشد کمتر نیست.اینکه آقای قزوینی را مرجع شمرده ای گفتار وتوضیحات وی بالاتر از کتاب 24 جلدی بحار الانوار وحلیت المتقین نیست درواقع یک جلد این کتاب برای مسموم کردن یک شهر کافی است چه رسد با آقای قزوینی. و در محضر این آقا مداحان اهل وبیت فریاد میزنند:" من سک کوی زینبم " زینب چه مقام ومنزلتی در مذهب داشت، بزعم شما اگر صاحب نور الهی پدر یا برادرش بود آن نور تجزیه ناپذیر است وبه بقیه اعضای خانواده تقسیم نمی شود.اگر این آقا براستی بزعم شما عالم دینی می بود مقام ومنزلت انسانرا به مداحانش خاطر نشان میکرد و آنانرا از تنزل مقام انسانی که بقول قرآن اشرف مخلوقات است به درجۀ " سگی " نهی عن المنکر میکرد.دیگر اینکه فرموده ای" دردین تحقیق شود ودین تحقیقی پذیرفتنش لازم است" بحث و گفتگوی این مضمون روی تحقیق دین و بخصوص دین اسلام است، کمی از عقل وخرد خود استفاده کن وباعقل نه با ایمان کور ومتعبدانه اصل مقاله و کامنت هارا مطالعه فرما شاید به تحقیق دین نایل آئی. پیروز باشید

پیامی از موافق دین اسلام بنام احمدی:

21 مارس 11:04, بوسيله ى احمدی
آقای نظام!
درپایین نوشته هایت گفتی که کمی ازعقل خودکاربگیرید خیلی جالب است. چون عقل ومنطق خودت ازدرک موضوعات به اندازه یی ضعیف است که نمیتوانی بین مسایل خوب وبدراتفکیک کنی. مگویی که خرافات "خوردن شاش حضرت محمدبرای دوا" برابراست باخرافات" شفاعت خواستن ازسنگ وچوب"، درحالیکه مسله کاملآواضح است که صرف خداوندمتعال قادربه حل مشکلات است وبنده گانش نیزازخداوندطلب شفاعت میکنندامابرای شفاعت مردان بزرگ خداوندرا واسطه میاورند. توضیحات بسیارزیادی وجودداردامابرای آدم مثل توکه تااین اندازه فهم ودرکش ازموضوع ضعیف است لازم نیست.
اسلام بهترین دین بوده ودرست ترین طریقه زنده گی رابرای بشرنشان داده اما متاسفانه حملات کشورهای اشغالگر بمنظوربزنس وفریب خوردن مسلمانان باعث شده که اسلام به صورت یکی ازمنفورترین دین هاکردد. عربستان جاییکه اسلام درآنجابوجودآمد وپیشوای بزرگ مسلمانان زاده یی آنجاست امروز یکی ازفاسدترین کشوروبزرگترین دشمن خود اسلام به شمارمیرود. زیرا عربستان امروزه اکثرآ پیرومذهب وهابیت شده اند مذهب که به صورت آشکارتوسط انگلیس به میان آمد.
اگرامروزجنایات بزرگ توسط یکعده مسلمانان به نام طالب، پاکستانی وعرب انجام میگیرد کی گرداننده گان اصلی این جنایات است؟ تواقای نظام که دادازعقل میزنی جواب بده کی القاعده وتروریسم رابه وجودآورد؟ آیا این وحشیان رامسلمانان بوجودآوردیاکسانی که دادازحقوق بشر میزنند؟ درپهلوی انتقادات ازاسلام بهتراست کمی تاریخ راهم مطالعه کن بازدرک میکنی چی جنایات هولناکی توسط کسانی که مسلمان نیستندصورت گرفته وهنوزهم جریان دارد.
کسانیکه درپاکستان ازانسان یک حیوان درنده وحشی به نام طالب میسازند وبرای مقاصد شوم شان ازآنها استفاده میکنند کی ها اند مسلمانان

درینجا رګ های دشمنی شخص جن زده ایی فاشیستی بنام نبیل مزاری نیز به می پندد وقلم وزبان خویش را به دشنام وتوهین می آلاید:

21 مارس 11:47, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
آقای احمدی سلام وعلیکم ! ولا مه میگوم بیشک و نام خدا به این استدلال . در اصل ، ظهور اولیاالله و آل رسول الله بخاطر واسطه بازی هاست که الله تبارک و تعالی عربی به ایشان چنین کرامت و فضیلت را بخشیده است . اگر ایشان(آل رسول الله) چی حاضر و چی غایب نمی بودند ، نمی شد که ال سعیر و پیروان شیطان رجیم به جنات نعیم میرسیدند . (مربی داری مربا بخو) . وا به حال و روز کسانی که واسطه ندارند و قرار است با خود الله تعالی مستقیم و بی واسطه دفتر اعمال شان درپیشگاه میز داوری اش گشوده و محاکمه شوند . نظر به این حکم حقیقت واسطه بازی ها که در روز دادستانی و محشر بپنداریم ، دفتر اعمال یک نفر واسطه دار نخست به دست کواسه پیغمبراکرم و بعدأ این کواسه ، پدر خود می یابد و همیگونه تا پیغمبر میرسد و در پیشگاه میز عدل الله تعالی صف و قطار طویلی از واسطه ها تشکیل شده و الله تعالی مجبور میشود بخاطر گل روی حبیب و آل معصومش ، ملائک را امر فرماید تا عاصی را کشان کشان به طرف جنات نعیم برند . این سخن که نزد الله تعالی واسط بکار است را میشود یکی از متبارز ترین کشف دین حضرت رسول مقبول دانست . وقتی در قرآن می خوانیم که «ایاک نعبدوایاک نستعین» یک جعل و دروغ کلان است که در کون الله تعالی بسته اند . برو برادر که بی واسط در مقامت کسی را راه نیست و تو میگویی «ایاک نعبدوایاک نستعین» !

واین هم واکنش نرم آقای احمدی بیچاره که شوله ای خودرا خورد وپردهء خودرا کرد:

21 مارس 12:38, بوسيله ى احمدی
نبیل جان بلی واسطه است. زمانیکه نمازمیخوانی، کارهای خوب انجام میدهی واسطه ات درروزمحشراست. اگرمانواسه یی حضرت محمدرواسطه میاوریم صرف بخاطرمقام والایش نزدخداونداست وهرکس میتواندرسول خدا واهل بیت اش رانزد خداوندواسطه بیاورد.
امیدوارم موضوع رادرک کرده باشی

پیام شخصی بنام انور که کلمهء مضغه را درچند جا مغضه نوشته است که معلوم میشود معلومات های شان براساس شنیده ګیها مطالعات سرسری سایتهای انترنتی استوار است ایشان معتقد اند که یک سلسله موارد علمی هم که درقرآن بوده کشف جالینوس است:

21 مارس 03:16, بوسيله ى انور
اعجاز علمی قرآن
در مورد اعجاز علمی قرآن: اولاً، در قرآن موارد علمی به معنای دقیق آن آنطوریکه امروز پیروان راستین اسلام ادعا دارند، وجود ندارد. آن موارد یکه به ادعای اینان اعجاز علمی تلقی میشود، در واقع باورها ی رایج ومشهور یا آگاهی های بود که در عصر پیامبر بین مسیحیان وبخصوص یهودیان ونیز دانشمندان عجم و غیره جاها وجودداشت. مانند هفت طبقه آسمان، هفت طبقه زمین، خلقت کائینات در شش روز، گاهی دو روز و درجائی دیگر قرآن هشت روز،یا غروب آفتاب در چشمه، ذوالقرنین و قوم یاجوج وماجوج، یا خلق انسان از یک تن، خلقت جنین دررحم مادر از علقه ومغضه ( که کشف حکیمی بنام جالینوس 129 ـ 216 بود) وجود کوهها ستونی است برای استحکام زمین، مسطح ساختن زمین غیره وغیره.این موارد کودکانه وخنده آور که در قرآن ذکر شده دربین مردم آنعصر شایع بود وپیامبر بدون آگاهی دقیق از ماهیت آنها ویا تلقین واظهار نظر مشاورین و افراد دارای معلومات از باور ها وعقاید ادیان دیگرکه در دورو برش وجودداشتند، آنرا در قرآن آورده است. آنطوریکه در نوشتۀ آقای کمال کابلی تذکر رفته است، اگر این مهملات را کلام خدای متعال بدانیم آیا مقام رفیع ووالای خداراکه همه چیز در علم او واضح وعیان است در حد یک انسان نیمه با سواد تنزل نداده ایم؟ از طرف دیگرآنطوریکه اسلامیستان باور دارند واستدلال میکنند اگر قرآن به کلیت گوئی اکتفا کرده وبه جزئیات نپرداخته یا لکچر نداده است، پس آیه ای که میگوید هیچ ترو خشکی نیست که در قرآن نیست، دلیل وجود این آیه چیست وچرااین آیه در قرآن ذکر شده است. مگر اینکه قبول کنیم که قرآن کلام خدانیست و افواهات و شایعه ها و باورهای مردم آن عصر در قرآن به تصویر کشیده شده است.
ثانیاً، تباهی قوم لوط در اثر لواط که به تعبیر اسلامیستان منجر به مرض ایدز گردیده بودند، یا برخی موارد دیگر چون توفان نوح، پی کردن ناقۀ صالح، بلعیدن یونس توسط ماهی وزنده ماندن او، سخن گفتن حیوانات با سلیمان، ملکۀ سبا و هدهدپیام رسان، دونیم شدن رود نیل و استاده شدن آب برای عبور موسا وقومش وغرق شدن فرعونیان دران رودوداستان یوسف غیره وغیره همه افسانه هستند که دران عصر و زمان بین مردم وجود داشت و در قرآن داخل شده است، لذانه جزئی ترین حقیقت و رمزی دارد ونه هم تمثیل وتاویلی. بهمین گونه بهشت،( که در کدام طبقۀ آسمان قراردارد و قرار اکتشافات علمی کنونی آسمان طبقه ندارد) انواع واقسام اطعمه واغذیۀ گوناگون ومقوی،جوی بارهای شراب، شیر، عسل وآب، قصر های بی نظیر وتخت های زمردین ،حوریان سفید پوست وفراخ چشم و همیشه باکره وغلمان های بی موی و سفید پوست. اینها افسانه های هستند که کودکان صنف دوی مکتب را نیز متقاعد ساخته نمی توانند. ودر حقیقت افسانۀبهشت ونعماتش بقول عامیانه چال یا تریکی بود که ازان طریق پیامبر عرب های جاهل، نیمه وحشی و شهوت ران را به جنگ و جهاد تشویق کرد. اسلامیستان محترم یکبار محتویات قرآن را ـ البته به زبان مادری تان ـ دقیق بخوانید و آنرا با واقعیت های علمی امروز مقایسه کنیدآنگاه صدق گفتار آنانیکه قرآن را کلاً کلام خدا نمی دانند بر شما روشن خواهد شد.
به امید روشنی افق فکر تان. پیروز باشید

واکنش قرآن یار دربارهء این پیام:

21 مارس 09:44
آقای عزیز یاسین!
بهررنګی که خواهی جامه می پوش من ازطرزخرامت می شناسم. اګر زیر صد نام هم پنهان شوید شمارا خواننده ګان تشخیص میدهند.
ببین آقای یاسین!
خودت مدعی استی که موضوعات خلقت بشر هفت طبقه آسمان وهفت طبقه زمین وغیره همه درهمان زمان هم برای اعراب جاهل وقت قابل درک بوده است واین را حتی جالینوس قبل از نزول قرآن کشف کرده بود. پس اګر به سخن خودت باورکنیم به این نتیجه میرسیم که پیامبر مسلمانان باید نزد استادی ازاستادان فلکیات ونجوم وامبریالوجست های زمان خویش زانوی شاګردی زده باشد وبعد آن نزد احبار وراهبان یهودی ومسیحی زانوی شاګردی زده باشد تا افسانه های تورات وانجیل را یاد ګرفته باشد وبعد تمام این موارد یادشده را بعداز فراګیری بنام سخن خدا به همان اعراب که ازین موضوعات خبرهم بودند آنرا ابلاغ کرده است.
درحالیکه قرآن میګوید یکی ازشاخصه های بزرګ این رسول یا این فرستاده همانا امی بودن ویا ناخوان بودن وی است. این ناخوان بودن نه تنها مورد تائید مسلمانان بلکه مورد تائید علمای مسیحی ویهودی آنزمان ومورخین عصر حاضر چه مسیحی ویهودی قرار ګرفته است .
به این آیه قرآن توجه کنید:
الدین یتبعون الرسول النبی الأمی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التورات والانجیل یأمرهم بالمعروف وینهاهم عن المنکر ویحل لهم الطیبات ویحرم علیهم الخبائث ویضع عنهم اصرهم والأغلال التی کانت علیهم فالذین آمنوا به وعزوره ونصروه واتبعوالنورالذی أنزل معه أولپک هم المفلحون
برګردان:
آنانیکه پیروی ازین فرستاده وخبردهندهء ناخوانده ایکه (نام وعلایم) اورا بصورت مکتوب ونوشته شده درتورات وهم درانجیل می یابند، امرمیکند (این پیامبر) ایشان را به کارهای پسندیده و منع میکند آنهارا ازکارهای ناپسند، حلال میګرداند به ایشان اشیای پاکیزه را وحرام میګرداند به ایشان اشیای خبیثه را وبرمیدارد ازګردنهای شان بارهای شان وآن زنجیرهای سنګینی را که برسرشان بود.
تفسیر:
تمام علمای تفسرقرآن به این نظر متفق الرأی استند که مراد از زنجیر واغلال همانا راه انحرافی بود که براساس هوا وخواهشات نفسانی روحانیون وصاحبان زر این دین ها( مسحیت ویهودیت) بصورت زنجیر وزولانه بر دست وپای توده های مومن درآمده بود واین یک واقعیت عینی است که حتی انقلابات تاریخی اروپا برضد کلیسا نیز این نظریه را تائید میکند.
دین که درانحصار روحانیون پول پرست درآمد ومطابق هوا وهوس پادشاهان، احکام انجیل وتورات تغیر وتبدیل وحتی فروخته میشد دیګر ماهیت معنوی خویش را از دست داده است.
بناء اګر خیلی هم سخت ګیری نکنیم واین نظریه بپذیریم که مواردی جون خلقت انسان وهفت طبقه آسمان وزمین وغیره نشانه ها وعلایم که قرآن از آن به حیث آیات بینات ویا نشانه های آشکار یاد کرده است درعصر جالینوس هم کشف شده بود ومردمان همان عصر همه به اسرار این اشیاء واقف بودند بیسواد بودن پیامبر وشکل بیان این مطالب که بزرګترین شعرا وعلمای بلاغت عرب را به شګفت وا داشت خودش معجزه است. درحالیکه انصاف این است که موارد مذکوره را نه جالینوس کشف کرده ونه هم غیر جالینوس ونه هم درآن عصر جنین موضوعات قابل فهم بوده است آقای عزیز یاسین میتوانند درین مورد ازکتابهای جالینوس با آنجه که قرآن ګفته نمونه ومثالی بیاورند.
مسخره ترین مورد دیګر آقای یاسین که اکنون زیرنام نظام پنهان شده اند. افسانه شمردن قصه های نوح ولوط وقم صالح است.
اګر بحث را خیلی طویل نسازم همین یک مورد قوم لوط را میخواهم از ایشان بپرسم:

این جه نوع افسانه ایست که قرآن چهارده صدسال قبل نزدیک شدن به فعل زنا ولواط را هلاکت خوانده است وامروز نیز بصورت عینی با تمام احتیاط کاریهای که لواطت کاران وزنا کارهای حرفوی بکار می برند بازهم ازشر مرض خانمانسوز ایدس، سفلیس، کلامودیا که همانا مرض عقیم شدن میباشد خلاصی ندارند؟
هرجند ایدس نوع پیشرفته این امراض است که جدیدا کشف شده ولی امراض جون سفلیس وکلامودیا که همانا ازمقاربت جنسی حاصل میشود سالها قبل از ایدس کشف شده وتا هنوز علاج آن جز اینکه به حکم خدای عزوجل ګردن نهاده شود دیګر دارویی وجود ندارد؟
درآخر خدمت نظام کاکا ویا عزیزیاسین عرض میکنم که دریکی ازکامنت های شان مرا مخاطب ساخته است که جرا یک نام مستعار انتخاب نمی کنم تا ایشان بدانند که با کی طرف استند؟
خدمت ایشان عرض میکنم که کابل پرس جای برای طرف وطرف بازی نیست من طوریکه درپیام های قبلی ام نوشته ام شرط مناظره حضور فزیکی مناظره کننده ها درحضور یک داور ویا داوران بیطرف است که درآن رشتهء تحصیلی سویهء تحصیلی موارد قابل اعتراض وغیره همه معلوم میباشد.
هروقت که شما این غیرت وجرأت را کردید آنوقت دیګران هم حاضر به مناظرهء علمی باشما میشوند
فراموش تان نشود که این مواردی را که شما بحیث تناقضات درقرآن مطرح میکنید شاګردان دوازده سالهء درمرکز جهانی آموزشهای اسلامی داکتر ذاکر ناییک هم قادر به ارائه پاسخ به آنها می باشد البته به زبان انګلیسی زیرا در دنیای فارسی زبان هنوز شبکهء جهانی Peace TV درحال کار است.
هروقتیکه ما قادر به ایجاد این شبکهء جهانی به زبان شیرین فارسی شدیم ازشما محترم عزیز یاسین هم دعوت می کنیم تا مانند دیګر منکران خدا وقرآن با جرأت وبدون ترس ازګلبدین وشهاب الدین پرسشهای تانرا مطرح کنید ولی قول بدهید که بهانه وعذری نمی آورید
شب خوش

واکنش مخالف بنام ......

21 مارس 12:31, بوسيله ى قوربو زوار
بی نام بچیم اگه پس خراب نیستی بگو عزیز یاسین کیست که ماهم اوره بشناسیم وده جانش انتحاری بریم . بچیم پلیز گوز گوز ته کم کو وده برابر عزیز یاسین دلیل منطقی بیار . ای گپه که قرآن معجزه داره والله گه موش ام ده غار خودببره . ابو لهب یک روز ده محمد گفت که اوبچه تومیگی مه ده معراج رفته بودوم واوام کد اولاغ !! اگه خدا تره ایقسمی تره ده آسمان برده ؛ اینه همی آلا ده پیش روی مه یک پایته از زمین بلند کو وپای دیگه ته ازخدا بخای که بالا کنه ، اگه ایتور شد مه فورآ ده خدای تو ایمان میآروم . چون محمد ای کاره نتانیست وخیلی زورش داد ، اینه امی بود که چند وقت باد ازآسمان ده باره ابولهب آیه دو ودشنام آمد

پیام یکی از موافقان دین:

21 مارس 03:28, بوسيله ى مراد مومن
بهتر بود که اقای عزیز یاسین بجای این همه یاوه گویی یک چند اشتباهات و کمبودی های قران را نشر میکرد که ما هم میدانستیم که اخر قران چی کوتاهی و یا اشتباه دارد ؟ این یاوه گویی ها جز ضیاع وقت همه فایده ندارد من مطمین هستم که شما هیچ دلیل برای غلط ثابت کاردن قران ندارید و فقد به امر بادارهایتان یک چرندیات نوشتید تا احساسات مسلمانان را جریحه دار کنید.
اما یک مثل است میگن با لق لق سگ دریا کثیف نمی شود.
انا انزلنا هو و انا له لحافظون. صدق الله عظیم

واکنش نظام:

21 مارس 05:00, بوسيله ى نظام
جناب مراد مومن! میگویند روزی کل بچه ای در یک جرگه اشتراک کرده بود وقتی در خانه آمد به زنش گفت امروز در جرگه تمام مردم مرا ملامت کرد ومن ملامت نشدم. چشمت را باز کن و کامنت های بالا رابخوان که یک بخش عمدۀ آن دربارۀ تناقض وکمبودی ها یا افسانه های قرآن است، اگر معنای افسانه رافهمیدی بعداً میتوانی بفهمی که افسانه همان کمبودی است

پیام یکی ازموافقان قرآن:

1 مارس 07:24, بوسيله ى خلیل حامد
پیش از اینکه عزیز یاسین در مورد قرآن کریم چیزی بنویسد باید اول نام خود را تغییر بدهد چون هردو لفظ نامش در قرآن کریم ذکر است.

دوم اینکه هیچ یک عالمی در روی زمین ادعا نکرده است که قرآن کریم کتاب سایسنسی است. همیشه می گویند چنانچه قرآن خودش می گوید که "قرآن کتاب هدایت است"

سوم قرآن کریم پیام الهی است ودر پیام الهی نظریه دادن افراد جاهل، بی خبر، وبی دین مانند عزیز یاسین از آغاز نزول قرآن کریم تا به امروز وتا به قیام قیامت نه به قرآن لکه ء وارد می کند بلکه برعکس خود این کینه توزان را برملا می سازد که این ها چقدر برداشت دارند.

اگر قرآن را قبول نداری ، هیچ کس تورا هدایت کرده نمی تواند، اما این قدر جرأت نکن تا قرآنیکه بیش از 1.5 ملیارد پیرو دارد، آنرا دست کم بگیرید

پیام یکی از مخالفان قرآن:

21 مارس 07:39
فرض میکنیم که قران کلام خدا است.ایا کدام وقت انرا به فارسی بدون متن عربی ان مطالعه نموده اید. از نگاه گرامر طرز نبشتاری استفاده کلمات و مفاهیم با کتاب ها وقوانین مدرن امروزی مقایسه نماءید.مثل ان است که یک طفل صنف سوم مکتب برای شما قصه مینویسد.

این پیام آقای نظام اصلا دربرابر یکی ازکامنت ګزاران است که متن ترجمه شده ای ازیک مقاله دکتور راشدالغنوشی را درستون نظرخواهی آورده است ولی آقای نظام مرا مخاطب ساخته وفکر کرده است که من همان شخص کاپي بردار هستم آقای نظام خواسته اند یک تیر بزنند ودوفاختک شکار کنند:

21 مارس 19:08, بوسيله ى نظام
رفع یک سوء تفاهم
آقای بینام اولاً میخواهم سوء تفاهم یا اشتباه اسلامی شمارا رفع سازم، من جناب عزیز یاسین نیستم وبه نام مستعار نظام گاه گاهی درددل میکنم. علت کاربرد نام مستعارم اینست که پیروان حقیقی رسول مقبول طریقۀ شارکت را اختراع کرده اند که با فشار یک دکمه آدم را سریعتر از براق رسو ل الله از جو زمین عبورداده وبدنیای دیگر وصل میکند، لذا میترسم که یکی ازان جان بازان حضرتش ردم را گرفته واولاد هایم را یتیم سازند. ورنه به نام اصلی خود می نوشتم.
درمورد راشد غنوسی:
دید گاه راشد غنوشی در بارۀ اسلام وسکولاریسم، باز تاب حوادث ورویداد های تونس است وربطی به اسلام حقیقی ندارد،ووی با این ماست مالی میخواهد چهرۀ خشن اسلام را تلطیف ساخته و سکولار هارا بحاشیه براند. ضمناً نکوهش گونه ی وی از نظام های سکولار اروپائی وغربی بیشتر جنبۀ تبلیغاتی دارد، زیرا از یکطرف انتقاد میکند واز جانب دیگر دست تگدی بسوی دانش وتکنالوژی غرب دراز و شاگرد ودانشجو به یونیورستی های غرب واروپا جهت کسب دانش وفن آوری اعزام میدارد. اگر نظام اسلام خودت کامل است و کلیه نیازمندی ها یت را برآورده میسازد، پس از منابع خود استفاده کن ومردم خود را به رفاه و ترقی برسان. نه از نظام فاسد دیگران انتقاد کن ونه طالب کمک شو. ولی همینکه این طبقه از متشرعین قدرت سیاسی ونظامی را قبضه کردند راه اندازی آیدیالوژی اسلامی را در محور کلیه امور قرار میدهند چنانچه در مورد خمینی دیده شد.
آقای بینا م دیگر یا بینام فوق پس از تبلیغ طویل منبر گونه در افشانی میکند که:" جالب اینجاست که تاریخ اسلام نشان میدهد آیین اسلام با آن که از آیین بت پرستی خوشش نمی آید ولی با آنهم با آن مدارا میکند وبرای قلع وقمع آن هیچ اقدامی نمی کند." آقای بینام این دیگر قلب حقیقت است از کدام تاریخ اسلام نادیده وناشنیده حرف میزنی. اولین تاریخ یا سیر ت النبی نزدیک به عصر رسو ل الله از آن ابن اسحاق (85 ـ 153) وسیرۀ دوم یا تاریخ دومی از ابن هشام متوفی 213 ـ 218 هجری است واین دو تاریخ مرجع ومأخذ کلیه تاریخ های بعدی اسلامی میباشد.
در همین تاریخ میخوانیم که رسو ل الله ولشکر اسلام پس ازقدرت گرفتن در مدینه پیش روی مشرکین دوراه را گذاشت، تسلیم به او والله وی ویا شمشیر بران اسلام و چور چپاول یا به اصطلاح اسلامی غنیمت دارائی ومایملک وبرده کنیز ساختن زن ودخترش آیات سورۀ برات موئید این گفته است. اگر بگفتۀ شما اسلام از مدارا کار میگرفت و مشرکین را قلع وقمع نمیکرد هرگز اسلام نه به این حد وسعت وسیطره پیدا میکرد ونه بعنوان یک آیین خشن شناخته میشد. واینکه از روابط مسالمت آمیزاسلام با سایر آیین ها گفته ای، کدام رفتار مسالمت آمیز؟ در همان تاریخ میخوانیم که از سه قبیلۀ یهودی اهل کتاب ساکن در مدینه دوی آنرا بطرز فجیعی از مدینه اخراج وسومی را که تسلیم شده وامان خاسته بود بیرحمانه قتل عام کرد (تاریخ ها بین 750 ـ 900تن قید کرده اند)اموالش دربین مسلمانان تقسیم وزنانش بعنوان غنیمت اسلامی اسیرتسلیم شهوت رانان مسلمین گردید و یکی از زنان بسیار زیبای آن بنام جویریه زن مسافع بن صفوان به حضرتش رسید.
تهاجم دیگر حضرتش بر یهودیان خیبر بود که برخی را کشت و برخی را به دادن جزیۀ اسلامی واداشت و صفیه دختر حی بن اخطب وزن کنانه بن ربیع از روسای خیبررا پس از کشتن شوهرش به رسول الله رسید و همینکه حضرت به مدینه رسید با او همبستر شد. از کشتن اسرا وترور های سیاسی حضرتش بخاطر تطویل کلام فعلاً صرف نظر میکنیم. این حقایق نه ساخته وپرداختۀ من است ونه از آقای عزیز یاسین، بلکه پیروان مخلص آن حضرت در سیره های شان آورده اند. حال آقای بینام وهمفکران تان هر اندازه حدیث وروایت من در آوردی ارایه کنید ووصله های چهل پینه را در پیکر اسلام بدوزید نمی توانید چهرۀ حقیقی اسلام را تلطیف کنید، زیرا اسلام حقیقی همانست که بنیان گذارش از خود سرمشق و میراث گذاشته است.
خلاصه درواقع اسلام یک آیدیالوژی است آنهم آیدیالوژی عربی که هدفش احراز قدرت است نه تعالیم عالیۀ معنوی. چنانچه میدانیم هنوز جسد بنیان گذار این آیدیالوژی سرد نشده بود که صحابه های کرامش، یعنی همرازهای نزدیک وی بخاطر احراز قدرت بجان هم افتیدند وتا هم اکنون که 14 قرن میشود این جنگ وجدل مقدس اسلامی ادامه دارد و البته مایۀ الهام ورهنمودی آنان در کلیه عرصه ها قرآن وحدیث بود واست. آقای بینام فکر میکنم به این وجیزۀ پیر هرات کمی تامل کنید که :" دوصد گفته چون نیم کردار نیست."

حالا پیام آقای باقی سمندر یکی از چپ اندیشان دین باور که مدعی است وی دین را بصورت ارثی از پدر ومادر خویش آموخته است و تنها مخالف اسلام سیاسی است ولی با وجود این هم می بنیم که روشهای تخویفی وتهدیدی که سالها کمونیستها علیه یکدیګر بکار بردند اینجا نیز جلوه های آنرا توسط عزیز یاسین ویارانش مشاهده میکنیم آقای باقی سمندر می نویسند:

22 مارس 00:54, بوسيله ى baqi samandar
باقی سمندر
دوم حمل/فروردین سال ۱۳۹۱ خورشیدی
۲۱ مارچ سال ۲۰۱۲ میلادی

سلام به خوانندګان ونویسندګان در این ستون کابل پرس
نخست نوروز یا فرارسیدن روز نو را برایتان خجسته خوانده وارزو دارم که این نوروز سر اغاز روز نو برای بحث نو و برپایی دنیای نو وزندګی نو باشد . نو به مفهوم اصلی کلمه .
من نبشته عزیز یاسین و تبصره های وی و از همه انسانهایی راکه برله وعلیه تفکر وی دراین ستون نوشته اند و تاحال بیشتر از چهل تبصره را احتوا مینماید ، به خوانش ګرفتم .
اګر عزیز یاسین سخن از خرد وعقل میزند که سخن درست ایست وبایست عاقلانه وخردمندانه اندیشید ، من میکوشم دراین بحث سهم بګیرم وابراز نظر نمایم منتها بین من و سایر هموطنان دراین جا یک تفاوت در میان است وان اینکه من به نام اصلی ام مینویسم ومسوولیت بیان هرکلمه را دارم و اګر هموطنی بانام مستعار مینویسد ، این دلیلی است که در افغانستان و یا ایران یا پاکستان یا بسا کشورهای دنیا تفتیش عقیده وهمچنان سانسور عقیده کماکان وجود دارد وبسا انسانها به جان شرین خودشان و یا خانواده وکودکان شان نمیتوانند ظلم نمایند و بنام خود بنویسند و من به اینګونه انسانها تفاهم دارم وارزو دارم فضای بحث چنان باشد که بتوان بدون اهانت به دیګران به دګر اندیشان ارج قایل شد .
سخنم متوجه عزیز یاسین است .
شما خواننده های خویش را به تارنمای عصر جدید رهنمایی مینمایید یعنی به تارنمای سوسیالیست های که بخش زیادتر شان در فغانستان بدنیا امده اند .
من برای شما چند نمونه را ذکر مینمایم و لطف نمایید خط فاصل خویش را ترسیم نمایید تا سو تفاهم به وجود نیاید .
شما شاهدید ودرسانه های نوشتاری و دیداری و شنیداری خوانده و دیده وشنیده اید که یک عسکر یا خرد ضابط امریکایی دریک شب چند انسان و یا بیشتر از شانزده انسان را در قریه ای زنګ اباد کشته است و همان عسکر به امریکا انتقال داده شده است تا محاکمه ګردد و به کیفر اعمالش برسد .
سوال من دراینمورد اینجاست .
انسانهایی که کشته شدند دریک شب به خاک وخون کشیده شدند - همه یا بخش زیاد شان که پا از سن کودکی بیرون مانده بودند ، ایا پیرو دین اسلام بودند یاخیر ؟ اګر اری ؟
انها که کشته شدند به کدام بهانه کشته شدند ؟ قاتل ان انسانها که مسلمان نبود و در دنیای مدرن پیدا شده و رشد کرده بود ، چرا همچو انسان مدرنی دست به جنایت زد ؟
ایا شما میدانید که دربګرام نسخه های قران کریم کتاب دینی مسلمانان را به آتش کشیدند ؟
واکنش پیروان دین دربرابر کسانیکه قران کریم را سوختاندند چه بود و یا چه می باید می بود ؟
واکنش شما در هر دو مورد چیست ؟
نظر شما در هر دو مورد چیست ؟
شما میدانید که عساکر امریکایی بالای اجساد کشته شده ګان ادرار نمودند ؟
واکنش شما مردم در این مورد چه بود و نظر شما در این موارد چیست ؟
تاجاییکه من از این بحث های شما متوجه شدم وملتفت شدم که سوسیالیستها در اساس و ریشه برضد نظام سرمایه داری و بهره کشی و استعمار نو وکهن اند اما باتاسف که بحث شما در مورد کتاب دینی مسلمانها زمانی نوشته میګردد که افراد مدر ن و پوست مدرن با ابزار بسیار پیشرفته دنیای مدرن انسانهای متدین را در دهات پیش مدرن فغان ستان می کشند و به قتل میرسانند و یا کتاب دینی مسلمان ها را میسوزانند و در این حالت متاسفانه
بحثی براه انداخته میشود که چګونه توجیه خواهد شد ؟
ممکن درک وشناخت من از دین اسلام و یا سایر ادیان به شکل بسیار ابتدایی باشد و یا شاید به ګفته عده ای درسطح ارثی و یا سنتی باشد و شناخت من از جهان ضرب در صفر باشد و به سطح یک انسان بسیار عادی در میان هفت ملیارد انسان باشم ونه کمتر ونه زیاد تر از این . باینهم میدانم که در قران کریم بارها از عقل ومشتقات عقل یاد شده است و اګر وقت به شمارش فعل عقل در قران کریم داشته باشیم پنجاه بار به واژه عقل برمیخوریم وسخن از « افلا تعقلون » را تا سیزده بار در قران کریم خوانده ام . افلا تعقلون یعنی :
آیا شما عقل ندارید ؟ شما میتوانید در سوره های بقره ، یونس ، مایده و سوره حج بارها به ایه های چشم بدوزید که شما را به عقل و خرد ورزی اشاره مینماید .
درقران کریم شما به « اولاالباب » یا خردورزان بارها برمیخورید .
به نظر من هریکی از انسانهایی که مومن اند یا مسلمان برداشت های خود را از هر آیه قران کریم میتوانند به نزد خود داشته باشند و درمورد شش هزار وشش صد و شصت وشش ایه ممکن بیشتر از هفت هزار تفسیر هم وجود داشته باشد .
اګر عزیز یاسین خوانندګان متن خودش را به عقل ګرایی تشویق مینماید ، این تشویق در قران ګریم نیز وجود دارد ؟. اګر عزیز یاسین خوانندګان خودش را به علم اندوزی فرا میخواند ، این علم اندوزی دراسلام نیز وجود دارد ؟و ممکن بارها خوانده باشید یا شنیده باشید که از پیامبر اسلام نقل قول میګردد که ګفته است :
اطلب العلم ولو کانو بالصین - علم را بیاموز حتی اګر در چین باشد
میدانیم که باری راه ابریشم وجود داشت و از مکه تا ختن نیز کاروانها در رفت و امد بودند و کالا های چینایی نیز همانطوریکه در مکه بازار داشت در روم نیز بفروش میرسید .
پس پیامبر اسلام از فراګرفتن کدام علم در چین سخن میګفت ؟
شما شنیده اید که روایت مینمایند که :
اطلب العلم فریضته علی کل مسلمته ومسلمه - فراګرفتن علم برای همه مسلمانها اعم از مرد وزن فرض است
یا شما شنیده اید ویا خوانده اید که :
اطلب العلم من المهد الاا لحد - ز ګهواره تاګور پی دانش بجوی
اګر من دراین مورد فقط به چند اشاره اکتفا مینمایم دلیلی برای اینست تا بحث عزیز یاسین بحث زمینی ګردد و به مشکلات انی وآتی فغانستان بپردازد به ویژه اینکه نشانی سوسیالیستها را به خوانندګان میدهد .
ایا سخن ګفتن در مورد سکولاریسم یاجدایی دین از دولت در فغانستان ستان تاهنوز به شکل درست وعلمی اش شګافته شده است ؟
ایا تا هنوز در مورد لایسیسم در فغان ستان سخن دقیق علمی درمحافل علمی راه یافته است ؟
ایا نیروهای مورد خطاب سوسیالیستها که همانا کارګران و زحمتکشان و استثمار شوندګان وقربانیان و یا کشته شده ګان سرمایه مالی و صنعتی اند درفغان ستان برای جدایی دین از دولت بیاندیشند و کار وپیکار نمایند یا اینکه به شکل از اشکال دچارماجراجویی و یا اناشیسم ګردند ؟
اګر عزیز یاسین بخواهد همین نظریه اش را در کارخانه ای با کارګری در میان بګذارد یا با زحمتکشی در یک ګوشه از زحمتکشان چه واګنشی خواهد دید ؟
نتیجه این نظر به مفاد کی خواهد بود ؟
یار زنده و صحبت باقی

در سايت ببينيد : اعجاز علمی

اما حالا عزیز یاسین که خود زیر پردهء نام مستعار پنهان است برای ساکت نمودن باقی سمندر غیر مستقیم تهدید نموده است که آنانی که شما را می شناسد میدانند که شما شتر مرغ تشریف دارید. بح بح!
پس چه خوب است که باقی سمندر بیچاره نیز شولهء خودش را بخورد وپردهء خویش را بکند تا بیشتر ازین رسوا نشود:

واین هم جواب عزیز یاسین که از سر تا پا ادب و بردباری می بارد:

22 مارس 03:28, بوسيله ى عزیز یاسین
باقی سمندر عزیز درود بر شما
از اینکه کامند شما در واپسین ساعات شب به دست نشر رسید و از طول وعرض آن پیداست که از سرشام تا این نیمه های شب مصروف تفکر و تفحص روانکاوانه پیرامون عقائد و آراء من بیچاره و جستجوی آبرویی برای دیانت به قول خودشما موروثی تان که دارد قطره قطره با انفجار های انتحاری و اعلامیه ها و بیانیه های شورای به اصطلاح علمای اسلام عزیز شما که قرار معلوم مورد تأیید شمانیز هست وبازدو بندهای خائنانه میان علمبرداران اسلام ناب محمدی با پیام آوران" دموکراس مدرن آمریکایی" به روی جاده های همان شهر ویران شدهء کابل و نقاط دیگری از سرزمین بلا کشیده یی به نام افغانستان میریزد بوده اید و اکنون بعداز گذاشتن این تعلیق دور ودرازو به زعم خودشما تحلیل گرانه وسیاست مئابانه در ستون کامندها ، فاتحانه به بستر خواب خویش غنوده اید ومن هم به علت کبر سن و خسته گی های کار روزانه نیازمن استراحتم لذا موضوع را به آینده موکول نموده من هم میگویم : یارزنده صحبت باقی با سمندر ... اما این نکته را قابل یاد آوری میدانم که آنانی که شما را نمی شناسند با خواندن این دفاعیهء جانانهء تان از اسلام عزیزتان فکر خواهند کرد که شمایک مولوی و یک مؤمن مخلص بالله هستید و لی آنانی که شما را میشناسند میدانند که شما یک ( چپُ المسلم ) ویا به عبارت دیگر یک ( مسلمُ الچپ ) هستید که گاهی فیل و گاهی مرغ میشوید و پیوسته در استحاله هستید و اینکه چه میگویید و چه میکنید خودتان هم تا هنوز از آن سر در نیاورده اید.

من حاضرم با شما مناظره های کتبی فراوانی دا شته با شم اما نه به نماینده گی ازسایت عصر جدید و یا سایت کابل پرس که مقالاتم درآنها به نشر رسیده است بلکه به نماینده گی از شخص خودم و از شما هم خواهشمندم تا پای دیگران رابه میان نکشید و بحثها را به همان موضوعات مشخص مطرح شده در مقالات منحصر نگهدارید

امید وارم ماتریالیسم دیالکتیک به دادت رسیده استقرار فکری را نصیبت گراند
إرادت مند شما عزیز یاسین

واکنش قرآنیار:

22 مارس 13:41
بح بح! آقای عزیز یاسین!
این را میګویند پاسخ مؤدبانه ومدارا جویانه!!!!!؟ به کسی که خود سابقهء جپی ومایووستی دارد توکه اینقدر مودبانه پاسخ داده ایی خدا ازپاسخ دادن تو به اسلامیست ها نجات دهد.
واقعا که توقع حیا وادب و تحمل دګراندیشی مدارا جویی ازیک کمونیست ملعون بیخدا بعید است.
زبان همجو کمونیستان وملحدان را قرآن می فهمد
فاقتلوهم حیث ما وجدتموهم
بکشید ایشانرا هرجایکه بیابید ایشان
وهمچنان
فاقتلوهم أین ما ثقفتموهم
بکشید این ویروس ها را هرجاکه می یابید ایشان را
این زبان قرآن فراخور همین کفار ومنافقیین اند که نه از راه جدال حسن بلکه ازراه توهین وتحقیر به عقاید مسلمانان ازمخفیګاه های شان بخاطر خوشخدمتی به باداران جدید شان امریکا وناتو وغرب بخاطر انحراف اذهان مردم از اصل معضلات جوامع اسلامی براه می اندازند
ولی خودشان توسط خودشان رسوا میشوند.
پرسشی که باقی سمندر ازعزیزیاسین نموده که درهمچو شرایط که در وطن ما هرروز انسانهای بیګناه هم ذریعهء بمباردمانها وحشیانه وهم بوسیلهء عملیات انتحاری چوچه های نامشروع انګلیس یعنی پاکستان ازبین میروند ضرورت به این ماجراجویی ها چیست؟
این خودش جواب است
یعنی اینکه این نطفه های حرام بنام کمونیزم وسوسیالیزم نمایشی درحقیقت ایمان وعقاید ملیونها تودهء مسلمان را نشانه رفته اند تا غیر مستقیم خدمتی به باداران صهیونیست خویش کرده باشند وزمینهء تسلط استعماررا به کشورهای مسلمان خصوصا افغانستان مساعد سازند.
ورنه چه چیزی را این آقا کشف کرده است که قبلا مسلمانان از آن کشف بیخبر بودند

باقی سمندریکه بارها درکامنتهایش حتی ازوحشی ترین انسان یعنی استالین هم بدلیل کمونیست بودنش دفاع کرده امروز نزد عزیز یاسین مسلم الجپ معرفی شده است.
این مسلم الچپ یک نکتهء دیګررا نیز آشکار ساخت یعنی اینکه عزیز یاسین به زبان عربی هم آشنایی ندارد. مسلمان چپ ګرا را درعربی (المسلم الیساری) می نامند:
امیدوارم بعداز ارائهء پاسخ به این مسلمان چپ بامن به زبان عربی کامنت بنویسند تا میزان عربی دانی شان بیشترازین بخواننده ګان معلوم شود.

دوباره به پیام باقی سمندر توجه کنید:

22 مارس 13:33, بوسيله ى baqi samandar
باقی سمندر
سوم حمل / فروردین سال ۱۳۹۱ خورشیدی
۲۲ مارچ سال ۲۰۱۲ میلادی

سلام به خوانندګان ارجمند کابل پرس
سلام به عزیز یاسین
عزیز یاسین – هموطن من !
آنچه راشما بعد از خستګی وکا ر روزمره وپیش از استراحت نمودن در ساعت سه بعد از نیمه شب نوشته بود ید ، به خوانش ګرفتم .
اینکه همین نظام سرمایه داری لیبرالی نوین یا متعارف در عصر ګلوبالیسم در سن کهولت نیز در همین نظام حاکم سرمایه داری جهانی از پیکر میلونها انسان شیره کشی مینمایند و تاهنوز بهره کشی اکٍثریت توسط اقلیت بیشتر از پیشتر شده و هر روزه ملیونها انسانها از کران تا کران کره زمین مورد استثمار قرار میګیرند و شما نیز درجامعه ایکه اقلیت اشتثمار ګر برګرده اکثریت استثمار شونده حکمروایی مینماید ، از این ظلم و استبداد وبهره کشی مستثنی نمی باشید ، من درهرګام روزمره وانی وآتی از مبارزات سیاسی و اقتصادی شما و همه زحمتکشان برای فردای بهترحمایت نموده ام وخواهم نمود . اګر زحمتکش ای پیروکدام دین باشد یا نباشد بازهم مورد استثمار و استعمار قرار ګرفته است ومیګیرد واز اینرو من برضد ظلم وستم واستبداد وبهره کشی قرار داشته ام ودارم .
خودت این عصر را چه میدانی ؟
من در دینی که از پدر ومادرم وجامعه پیش مدرن یاد ګرفته ام ، بمن چنین ګفته بودند :
قران میګوید :
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿٢﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾

به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سوگند به عصر (۱) وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾
كه واقعا انسان دستخوش زيان است (۲) إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲﴾
مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏اند (۳) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

من از دین پدری ومادری ام چنین آموخته ام و تفسیر این سه ایه را به شما وهمه خوانندګان می ګذارم وهریک مطابق میل وخواسته های خود این سه آیه سوره والعصر را تفسیر مینمایند .
عزیز یاسین چه خواهد اندیشید ؟
ان یکی که در اثر انفجار بم چند صد کیلویی در افغانستان یاعراق یا لیبیا کشته میشود و یا جاهای دیګرکشته میشوند ، مګر چند تن شان مسلمان اند وچند تن شان پیروان ادیان دیګر اند و چند تان شان دین باور نمی باشند ؟
ان هاییکه مواد انفجاری را به دوش و بغل کودکان یا بزرګسالان بسته بندی مینمایند و انها را بسوی خود کشی میفرستند و با ریموت کنترول یا ارتباط تیلفونی وابزار مدرن انسانها را پارچه پارچه مینمایند ، پیرو کدام دین وآیین اند ؟
انسانی که خود را در کابل یا در قندهار ، در تخار یا مزار می کشد و انتحار مینماید ، بدون شک وی در دستګاه ای آموزش دیده است تا به این شکل به زندګی خود و دیګران پایان دهد و لی کارګزاران اصلی در پشت درهای بسته با یخن های سفید ارزو ها و خواسته های سیاسی و اقتصادی و فرهنګی و نظامی در منطقه جیو استراتیژیک دارند و ندانستن این حرف برای انسانی که چنان می پندارد که ګویا از ماتریالیسم دیالګتیک مدد می ګیرد ، تا جایی غیر دیالکتیکی جلوه مینماید .
انسانهایی که در اثر انفجار ها و انتحار ها کشته میشوند البته درافغانستان مګر انها مسلمان نیستند ؟
اګر کسی که قتل مینماید و کسی که مقتول است وهر دو مسلمان اند ، متریالیسم دیالکتیک که شما ازان مدد ګرفته اید ، بین قاتل ومقتول فرق می ګذارد یا خیر ؟
اګر انسان پیش مدرنی درافغانستان با اعتقاد اسلامی اش شبانه روزمورد تلاشی و جستجو وتوهین واذیت عساکر مدرن اروپایی و امریکایی یا افغانستانی و مسلح با سلاح های مدرن قرار میګیرند و انسانی مورد تهاجم قرار میګیرد وخانه وکاشانه اش بخاک وخون کشیده میشود همچو انسانی پیش مدرن با لباس ژولیده و خانه ویرانه و شکم ګرسنه بخدا وقران ومحمد ایمان دارد ووی به خاطر ایمان داشتن به قران وخدا ومحمد بایست کشته شود ؟
همین را شما از ماتریالیسم دیالکتیک مورد نظر تان فرا ګرفته اید ؟
ممکن از نوشته های احسان طبری اموزش دیده باشید ؟
من ارزو دارم تا امشب بعد از رفع حستګی اندکی بیا ندیشید .
به نظر من نه طالب و حزب اسلامی و ګروه حقانی ونه تیکه داران ګوناګون اسلام هیچ کدام شان نمایندګان دین مردم فغان ستان نیستند و انها برای به قدرت رسیدن شان از مردم ودین و اعتقاد دینی مردم سو استفاده ها نموده اند ومینمایند و ازبام تاشام در فکر نارکودلارو اقتدار میباشند .
از اینرو من میان دین ایکه از مادر وپدرم اموخته ام با دینی سیاسی ساخته شده ایکه بنام سلفییسم – اسلامیسم و طالبیسم ووهابیسم یاد میګردد ، خط فاصل کشیده ام واین خط فاصل بسیار درشت است و درتمام مدت زندګی سیاسی ام دین مردم را از دین دشمنان ګوناکون مردم جدا دانسته ام ومیدانم .
درمورد شورای علما و فتوا هایشان من درهمین کابل پرس زیاد نوشته ام . یکبار بخود زحمت بده تا چند ستون دیګر را بخوانی .
اګر من در نزدیکی خانه ات قرار میداشتم برایت یک چاینک چای سبز دم می کردم و میکفتم که پیامبر اسلام ګفته است :
الکاسب حبیب الله
یعنی کسبه کار دوست خدا است .
اینکه مرا :
از چپ به راست و از راست به چپ چه میدانی و می اندیشی ، در این مورد مورد من نمی نویسم .
من میدانم که کیستم وچه میخواهم .
یار زنده و صحبت باقی

پیامی از حقبین در واکنش به باقی سمندر:

23 مارس 01:21, بوسيله ى ( حقبین )
جناب سمندر!
چه شد که بروی خود سلاح کشیده اید؟
به دروس دینی که از والدین گرامی فرا گرفته اید یکبار دیگر مراجعه نموده ببینید در مورد مقولات جبر و اختیار چه ارشاد میفرماید،انگاه با تعلیمات دیالکتیک مقایسه کنید و...
ما نسل به نسل بد بخت بوذیم و این بد بختی مانرا اذلی بخورد مان داده و گفتند که از طرف خداست. وقتی نان نداشتیم مادرم میگفت خدا مهربان است ، او از بندگانش امتحان میگیرد و ایه مبارکه را قرات میکرد( ان الله مع الصابرین). وقتی لباس نداشتیم مادرم میگفت از طرف خداست، او از بندگانش امتحان میگیرد. وقتی میپرسیدم که این خدا با اینهمه بزرگی چرا فقط ما را انتخاب کرده که در هر مورد ما باید مورد امتحان قرار بگیریم؟ قهر شده میگفت: کافرمیشوی اینطور نگو... همسایگان ما مردم پولدار بودند و هیچ بخاطر نداشتم که اقلا یکبار مورد امتحان قرار گرفته باشند.وقتی دلیلش را از مادرم می پرسیدم ، میگفت : به انها خدا داده...و...و...
خوب ببینید! اگر بجای این تعلیم ،می اموختم که مجید خان زابلی مزد زحمات چندین ساله پدرم را به یغما برده و ملای مسجد هم با دریافت لقمه چربی به دفاع از او چنین تغلیماتی را بخوردمان داده، زود تر از امروز قیام نمیکردم؟ این مثالی بود.
هر جا که ثروتی است حاله یی از تقدس بدور او کشیده میشود و مرا از تفکر درمورد کسب ان ولو که حق خودم باشد ،باز میدارد.
حالا ببینید که شما در چه موضعی قرار دارید!! حراست از خرافات به همان اندازه بد است که شمشیر بدست گرفته و سر سپاه گرسنه را که نان میخواهند ،برید.
اگر نمیتوانی به حقایق بپردازی و شهامتش را نداری ، در کنار ارتجاع قرار نگیر.. از جانبی میبینی که این کرگسان منفور دارند جامعه ما را با ترویج و تخدیر دینی به قهقرا میبرند
لطفا!
بنام انسانیت و معتقدات خود از دفاع و ترویج خرافات پرهیز کنید!...

واکنش ازطرف قرآنیار:

23 مارس 06:43
برای من خیلی جالب است که بحث برسر اعجاز علمی قرآن است ولی بیخدایان برموضوعاتی بحث میکنند که نمایانګر شکم سیری وبیکاری شان است. موضوع قضا وقدر جهاد وشهادت وجوان الجزائری به عنوان مضمون بی معنای عزیز یاسین جه ربط دارد؟
به این میګویند ګمراهی ومشت زدن در تاریکی

بازهم عزیز یاسین طلب مهلت می نماید واز دادن جوابهای مقنع به ایرادات وپرسشهای باقی سمندر چنین طفره میرود:

23 مارس 03:12, بوسيله ى عزیز یاسین
باقی سمندر عزیز سلام و خسته نباشید
چون بازهم دیرتر به سروقت کمپیوتر رسیدم و وقت کافی در اختیار ندارم تا به پاسخ نامه های شما که در حقیقت میتوان آنرا دفاعیه هایی برای اسلام متبسم و به زعم شما عقل باور و خیر اندیش ودانش پژوه و دانش پرور و شکیبا و ووو.... دانست بپردازم ولی با سپاس از دو دوست عزیز و خردمند مان آقایان ( نظام ) و ( حقبین ) ، از شما خواهشمندم تا عجالتاً کامند های آنان راکه بخش بزرگی از آنچه را که من باید برایتان مینوشتم ، برمن منت گذاشته و برای جناب عالی نوشته اند مطالعه بفرمایید . ومن برایتان وعده میسپارم که فردا ویا پس فردا با لای هریک ازتعابیر وتعاریفی که شما از اسلام مورد پسندتان إرائه داده اید اندکی به تفصیل خواهم نوشت و برایتان حالی خواهم ساخت که چراو به چه دلیلی من شما را به ماتر یالیسم دیالکتیک سپرده ام تا شما را هدایت بفرماید . در ضمن قابل تذکر میدانم که هر گاه و قت و توانایی آنرا داشتید لطفا پاسخ کوتاه و قناعت بخشی برای سوالهای دوست عزیزوگرامی مان آقای فراری إرسال فرموده ممنون گردانید
به آرزوی اینکه با گفتمانهای سازنده و متمدنانه همدیگر خویش را دریافته ودر جهت تحقق آرمانهای والای انسانی گامی به پیش گذاریم
عزیز یاسین

واکنش قرآنیار:

23 مارس 07:14
آقای عزیز یاسین که ماتریالیزم دیالیکتیک را نسخهء علاج تمام مصایب جامعهء بشری به دیګران پیشنهاد میکند فراموش کرده است که این ماتریالیزم دیالکتیک را دززمان استالین بخش بزرګی ازبشریت با ګوشت وپوست خویش جشیده اند ودیګر حاضر نیستند که یکبار دیګر دوره های کوره های آدم سوزی وتبعید ګاه های سایبریا را به تجربه بنشینند
ننګ ابدی باد برشما انسان نماهای بی رحم وبی منطق که زیر شعار های پر زرق وبرق عدالت وماتریالیزم دیالکتیک وآزادی انسان درحقیقت انسان را به فهقرا وبه سوی حیوانیت می کشانید
بدون شک زبان شما را بازهم قرآن میداند که باویروسهای جون شما جګونه برخورد کند

بازهم پیام باقی سمندر:

23 مارس 10:03, بوسيله ى baqi samandar
باقی سمندر
سوم حمل – فروردین سا ل ۱۳۹۱ خورشیدی
۲۳ مارچ سال ۲۰۱۲ میلادی

سلام به خوانندګان ارجمند کابل پرس
سلام به عزیز یاسین ، نظام،حق بین وهمه هموطنان ای که به طرفداری و یا مخالفت با عزیز یاسین نوشته اند !
سخنی به عزیز یاسین !
امیدوارم که خستګی هایت را رفع نموده و هر زمانی که وقت کافی یافتی به این مباحثه ادامه بدهی . مشکل افغانستان نه یکشبه به وجود امده است ونه در یک شب حل میشود . عجله و شتاب در کار نیست . اګر راه حل مشکل افغانستان ګویا قران سوزی میبود تاحال از نیویارک تا عراق و از عراق تا بګرام قران سوختانده اند اما دیده شد که برضد این قران سوختاندن صد ها هزار انسان اعتراض نمودند و من همانطوریکه کتاب سوزی هتلری و فاشیستی را محکوم نموده ام هر نوع کتاب سوزی را محکوم نموده ام و خواهم کرد .
همچنان تجربه زندګی بمن اموخته است که ارتجاع و سرمایه بین المللی برای بقای خود از هر دین ومذهب وفکر وایدولوژی تاهمین اکنون استفاد ه ابزاری نموده است و ګاهی به نفع یک دین وګاهی برضد اش موضع کجدار ومریز ګرفته است واز ایادی خود برای بقای خود حد اکثر استفاده را نموده است .
در اینجا تقصیر وګناه مردم چیست ؟
در امریکا بنام جنګ کلتور ها و یا کلش ده کلچر برای صد سال دیګر سازماندهی مینمایند تا جنګ ادیان و مذاهب و فرهنګ ها را سازماندهی نموده و کنترول نمود ه و برای تداوم وبقای کارخانه های اسلحه سازی زرادخانه هارا از کران تاکران کره زمین از انواع ګوناګون سلاح ها پر نمایند واز کشته انسانها پشته ها بسازند و در ساحه امنیتی جنګ های استخباراتی و سایبر را سازماندهی نموده اند و درخانه وکاشانه وامورد زندګی فردی و اجتماعی نفوذ نموده اند و کماکان مداخله مینمایند و
در اروپا بنام ازادی ګفتار و بیان کارتون پیامبر اسلام را بخاطر تحریک نمودن مسلمانها می کشند ویارسم مینمایند و یا آیات قرانی را به سخریه میګیرند و در فغان ستان انسانی که خود معترف است که به سن کهولت رسیده است – وداد از ماتریالیسم دیالکتیک میزند و ارتباط دیالکتیکی پدیده ها را ندانسته بابقلم خود درکنار سرمایه جهانی قرار میګیرد و با افکار یک هزارپنحصد ملیون انسان ای که خود را مسلمان میدانند – در مقابله قرارګرفته و درکنار سرمایه بین المللی و قران سوزان و تحقیر کنندګان مسلمانها قرار میګیرد.
این چه ربطی به منافع اکثریت مردم مسلمان دنیا دارد ؟
این چه نوع ماتریالیسم است و چه نوع دیالکتیک ؟
مګر جوامع مسلمانها جوامع طبقاتی نیستند و در این جوامع ده ها و صد ها مجید زابلی ها و حسنی مبارک ها و شرکایشان وجود ندارند ؟
مګر در جوامع اسلامی همه خون اشام اند و جنایت کار یا اینکه مردم و زحمتکشان وتوده های ملیونی هم در این جوامع قرار دارند و از جانب ارتجاع خودی ومنطقه ای وجهانی مورد ظلم و ستم واستبداد و استثمار و استعمار قرار میګیرند ؟
اګر با شعار دادن میتوانستند جامعه را تغییر بدهند مګر حفیظ الله امین سخن از دیکتاتوری پرولتاریای شمشیر بدست نمی زد ؟
اګر بارنګ سرخ میتوانستند جامعه را تغییر بدهند کجای افغانستان در زمان حاکمیت حفیظ الله امین و تره کی با رنګ سرخ مزین نشده بود ؟
اګربامیګ ها وبی ۵۲ ها میتوانستند جامعه را یک شبه با کاروان سرمایه داری جهانی انحصاری دولتی و یا لیبرالی یا لیبرالیسم نوین یا محافظ کاران نوین پیوند بدهند از سی سال واندی این پروسه میکانیکی ادامه دارد اما چرا ماسکو و شرکا و واشنګتون و شرکا و اسلام اباد و تهران وریاض و شرکا و لندن و برلین و پاریس و شرکا به بن بست رسیده اند ؟
چرا در یک سو حاکمیت حامدکرزی را میخواهند نګاه دارند و از سوی دیګر با طالبان و شرکا در معاملات سری و اشکار قرار دارند ؟
در این میان قران و دین مردم را کی ها به سخریه ګرفته اند ؟
ایا بین کسانی که ادم می کشند و جنایت مینمایند و انسانهایی که کشته میشوند به غیر اینکه هر دو خود رامتدین میدانند – چه وجوه اشتراکی دیګر وجود دارد ؟
به نظر من :
دین ا مر خصوصی افراد باید ګردد و شناخته شود و هرنوع تعرض به دین مردم بایست تعرض به ازادی فردی و اجتماعی تلقی ګردد .
راه حل به نظر من جدایی کامل دین از دولت است . با این جدایی دین از دولت تیکه دارا ن واجاره داران دیګر نمیتوانند برای مردم بهشت یا دوزخ را بفروشند ومردم میتوانند میان دین و مذهب خود و برداشتهای جنایت کاران از دین ومذهب فرق قایل ګردیده و صف خود را ازجنایت کاران بیشتر از پیشتر جدا سازند .
دین ستیزی بنام ماتریالیسم دیالکتیک و یا تاریخی یا هر عنوان دیګر رابطه دیاکتیګی مردم را با سعادت و ترقی و رفاه و صلح وآزادی مخدوش میسازد و عده از انسانهای تحریک شده در کنار ارتجاع تا مغز استخوان سیاه بازهم قرار میګیرند .
بایست میان ماجراجویی از یک سو و انارشیسم دین ستیزی از سوی دیګررابطه دیالکتیکی را یافت و صف مردم مسلمان را با چند خون خور که از قران و مذهب واسلام سالها به نفع سیاسی و اقتصادی خود استفاده کرده اند فرق قایل شد .
عزیز یاسین
درهمه جا سخن از عقل وخرد را عنوان نموده ای امامردم میګویند :
عاقل نکندکاری که بار آورد پشیمانی!
اینک مختاری که در کنار قران سوزان و کارتون سازانی قرارمیګیری که قران و پیامبراسلام را به سخریه ګرفتند و جنګ صلیبی را دامن زدند و یا میزنند یا اینکه در کنار مردمی قرار میګیری که دین ومذهب شان هم مانند زندګی شان اماج میګ ها و بی ۵۲ ها قرار ګرفته است ؟
روشنفکر فغان ستان خود میداند که درکنار مظلوم قرار میګیرد یا درکنار ظالم ؟
دراین جا سخن از جبر درمیان نیست .
سخن از اختیار درمیان است و من اختیار افکار خود را دارم تا به نفع کسانی که قران را میسوزانند یا به روی اجساد مرده ها می شاشند و یا شبانه و روزانه کودکان را سلاخی مینمایند ، قلم ام را به جولان نیاورم ولو عده ای مکتب رفته ها چنان پندارند که من برضد مدرنیستها قرار دارم .
انهایکه مردم من را با سلاح مدرن و یاافکار مدرن و پسا مدرن میکشند ، من از انها فرسخ ها فاصله داشته ام وخواهم داشت .
من با غریب ترین وبیچاره ترین مسلمان دریک ګوشه نشسته ام ونانخورده ام وهمچنان دیده ام که چګونه به فرمان امپراتوران خانه وکاشانه مردم به خاک وخون کشانیده شده است ومیشود .
من از تظاهر به مدنیت قران سوزی و یا انجیل سوزی ویا تورات سوزی یا ګرنګ سوزی و یا کتاب سوزی بیزارم و اینرا مدنیت نه بلکه بربریت میدانم .
بربریت مدرن و پسا مدرن به کتاب سوزی و کتاب شویی افتخار می نمایند و من به پاسداری از مردم خویش خود را متعهد میدانم .
میان برداشت مادروپدر من و شخص بن لادن و یا شرکا از دین اسلام هزاران فرسخ فاصله وجود داشت ودارد .
دين و مذهب پدرمن دین ومذهب سیاسی شده نبود ونیست و من میدانم که دین اکثریت مردم فغانستان دین سیاسی نیست و انهایکه دین را سیاسی ساخته اند در اقلیت قرار دارند اما به زو ر ناکو دلار برای تداوم اقتدارخود تلاش دارند .
من میدانم که پدر ومادر عزیز یاسین نیز دین سیاسی نداشتند واګر عزیز یاسین از قران سوزی دربرابر پدرش دفاع نماید ، به یقین که به موافقه پدر خود مواجه نخواهد شد .
یار زنده و صحبت باقی

واکنش نبیل مزاری دربرابر باقی سمندر که معتقد است نقد قرآن دین ستیزی نیست واه واه به این نقد:

23 مارس 12:22, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
دوست ارجمند باقی سمندر ! سال نو و بهار نو را به شما و فامیل نجیب تان مبارک باد میگویم . نقد ، بحث و گفتمان داشتن پیرامون دین و کتابهای دینی فکر نکنم دین ستیزی باشد . دین اسلام همانگونه که آئین سنگ پرستی به حضرت ابراهیم به میراث رسیده بود به ما نیز با خوبی ها و زشتی هایش به میراث رسیده است . قرآن در زمانش مترقی بوده ، بیگمان بوده و به سویه تفکر و خیال تازی ها وهمان مردمان بدوی ابلاغ شده است . امروز احکام جهاد ، جزیه ، کنیز و غلام داشتن مطابقت با شرایط نمی کند ، باید این واقعیت و حقیقت تلخ را بپذیریم . شوربختانه که احکام آیات خوب و نیکوی "کافرون" را هم منسوخ اعلام میدارند . میگویند ( دشمن خندانده میگوید و دوست گریانده !) اگر امریکائیان و غربیان با کشیدن کاریکاتور از دین و پیغمبرش می خندند ، ما باید به حال خود بگریم .

چی باید کرد که رسوای عام و خاص نشویم ؟ بیآئید مردم را بفهمانیم ! چگونه ؟

راه راست و مستقیم را پیدا نمودن ، کنار آمدن و ریختن اشک تمساح همراه با مردم بیسواد و خوش قلب به فرموده شما فغان ستان فکر نکنم درد ما را دوا نماید . آهسته آهسته باید واقعیت های تلخ به مردم فهمانده شود که برادرعزیز من خوب گوش نما و فکر کن که :

حج رفتن ، جهاد کردن ، کنیز داشتن ، غلام گرفتن و چندین زن گرفتن از خود شرایط دارد ، پاک بودن و مکتب رفتن و آموختن فرض عین است ، خواندن کورکورانه قرآن نتنها که ثواب ندارد بلکه گناه هم دارد ، نماز خواندن ثواب دارد به شرطیکه در لب بام وبه خاطر مردم نباشد ، احترام داشتن به زن و فامیل فرض خداوندیست ، احترام داشتن به مقام انسان را خداوند فرض گردانیده و غیره و غیره. این سخنان را کی و چگونه به مردم بفهماند ؟ صفات ملا و آخند را که شما قطار نمودید ، پس کی این رسالت خطیر را بدوش کشد ؟ بلی سمندر عزیز ، من ، شما ، یاسین ، حقبین ، نظام و و و . آنهایی که پی برده اند معراج رفتن پیغمبر اسلام یک دروغ مقدس است . چگونه باید به مردم فهماند که دین بخاطر بلند بردن معرفت معنوی و درونی انسانها ظهور نموده نه بخاطر سیستم سازی مدیرت سیاسی جوامع بشری ؟ پرسش اساسی اینست .

آنهایی که واقعأ از خط سرخ ملا و آخند شهامت نموده و قدمی به پیش مانده اند به تعداد شمار انگشتان اند که یکی دو نفر از جمع ایشان با هویت مشخص نوشته میکنند . باید با مردم بیسواد بطور پنهان و پوشیده کار نمود که نه دین شان جریحه دار شود و نه هم از اعتماد و ایمان از حد فزون ، انتحاری بار آیند . همانگونه که دین به مدت سه صد سال در اذهان مردم به زور شمشیر و جزیه ریشه دوانیده ، همانگونه سه صد سال دیگر ضرورت است که مردم را روشن بسازیم تا از دین به نوع بهتر و خوبتر به نفع اجتماع استفاده و بهره برداری نمایند . ناگفته نماند که این نوشته ها نه تبلیغ ماتریالیزم دیالکتیک است و نه هم غلامی غرب و شرق ، بلکه نخستین قدم هایست که باید و حتمی آنرا به منظور روشن شدن تفکر مردمی برداریم .

پیامی از باقی سمندر:

23 مارس 16:19, بوسيله ى baqi samandar
باقی سمندر
سوم حمل / فروردین سال ۱۳۹۰ خورشیدی
مارچ سال ۲۰۱۲ میلادی

سلام به خوا نندګان ارجمند کابل پرس
سلام به دوست ګرامی وارجناک مزاری !
مزاری ګرامی !
من تبصره شما را چند لحظه ای پیشتر به خوانش ګرفتم ومن هم یکبار دیګر فرارسیدن نوروز وسال نو رابرای شما و همه اعضای خانواده ګرامی شما تبریک و تهنیت ګفته و خجسته میخوانم . من میکوشم تا بسیار فشرده وبه شکل تند نویسی چند جمله ایرا به نګارش بیاورم وبدست نشر سپاریده وبرای انجام کاری دور از دستګاه کمپیوتر ګردم .
شما درتبصره خویش نګاشته اید که :
« . نقد ، بحث و گفتمان داشتن پیرامون دین و کتابهای دینی فکر نکنم دین ستیزی باشد . دین اسلام همانگونه که آئین سنگ پرستی به حضرت ابراهیم به میراث رسیده بود به ما نیز با خوبی ها و زشتی هایش به میراث رسیده است . قرآن در زمانش مترقی بوده ، بیگمان بوده و به سویه تفکر و خیال تازی ها وهمان مردمان بدوی ابلاغ شده است »
در این بخش تبصره شما میبینم که سخنانی نهفته است وممکن برداشتهای متفاوت درمیان باشد . فشرده نظرم را چنین بیان میدارم ولو از بدیهیات شمرده میشوند .
« . نقد ، بحث و گفتمان داشتن پیرامون دین و کتابهای دینی فکر نکنم دین ستیزی باشد .«
دراینجا با شما همنظرم . ادیان که از ابراهیم حنیف تا حضرت محمد (ص) توسط پیامبران به مردم درساحه فلسطین و مصر باستان ونواحی ان تا شبه جزیره عرب تبلیغ و ترویج شده اند ، پیوسته مورد نقد و بحث وګفتمان قرار داشته اند و این جریان تاهمین لحظه وحالا نیز ادامه دارد .
درمورد ابراهیم خلیل الله یاابراهیم حنیف با خواندن متون تورات و قران کریم متوجه میګردیم که ابراهیم حنیف دربرابر آِذر پدرش از نګاه فکری نیز قیام نمود و تفکر خود را بدون ترس ولرز درمورد توحید اعلام داشت ولو به آتش انداخته شدومجازات ګردید . وی بت شکن بود و بت ها یی را شکست که پدرش میساخت و اجدادش می پرستید اما ابراهیم با تفکر وتعقل دریافت که راه پدرش اشتباه است وراه دیګر را اختیار نمود و بت های ساخته شده دست انسان را شکست .
اینک هستند انسانهایی که از بت پرستی و از بت شکنی نیز تفاسیر ګوناګون دارند .
درهمین کره خاکی ما بجای بت های ساخته دست اذربت تراش بت ها یا تندیس دلار و پوند استرلینګ یا اویرویا دینار ودرهم را قرار داده اند و هزاران انسان دلار و پول رامی پرستند و فتیشسم جریان غالب در سیاره ماست . به نظر من بایست این فتیشسم شکستانده شود وروشنګران ازګران تاکران کره زمین برضد این فتیشسم درنبرد اند . سرمایه مالی و بانک جهانی و بانک اسیایی و بازار های بورس در جایګاه ګوساله سامری نشسته اند و رسانه های دیداری و نوشتاری و شنیداری پرستیدن پول ودلار را توصیه مینمایند و به فکر سازی مشغول اند .
البته جز بدیهیات است که تفکر حاکم در جهان تفکر طبقه حاکمه است و امروزه سرمایه مالی وبانکی جهانی تفکر حاکم رابرای بشریت هفت هزار ملیونی ما ساخته است ومیسازد .
دراینجا من ازنقد وبحث وګفتمان حمایت نموده ام ومینمایم .
دین اسلام درسرزمین ما با شمشیرراه اش را ګسترده است و با یعقوب لیث صفاری بیشتر از پیشتر ګسترش یافته است .اما فراموش ننماییم که در جامعه دیروزی خراسان زمین یزدان پرستی وتوحید ریشه داشت و این دین اسلام برپایه همان توحیدی که برخی آن را توحیدی نه بلکه دو تاپرستی – اهورایی و اهریمنی میدانند ، راه یافت و درهزار سال اخیر بارها دچار تطور و دګر دیسی شده است وجامعه فغان ستان امروزی درقرن بیست ویکم اشکال مختلف مالکیت بروسایل تولید رانیز تجربه نموده است . به همین ترتیب اشکال ګوناکون تفاسیر از دین رانیز .
به نظر من توحید ویکتا پرستی در اسلام درمقابل سنګ پرستی قرارګرفت و خط فاصل همچنان در برابر ټثلیث یا سه خدایی ( خدا – عیسی فرزند خدا و مریم همسر خدا ) قرارګرفت و سوره قل هوالله احد خود بیان از این امر است .
دین اسلام در ۲۳ سال زمان زندګی پیامبر اسلام هم پیوسته درمعرض نقد ، انکار و یا نفی قرار داشته است وامروز نیز چنین است .ازخود می پرسم که :
محمد فرزند عبدالله که در دوران کودکی ازداشتن پدر ومادر محروم ګردیده و یتیم کردید وأنزمان یک انسان بود ، چکونه امروز یک هزار و پنحصد ملیون انسان در روی زمین میګویند :
لا الله الا الله محمد رسول الله
؟
مسلمانها جنګهای صلیبی را نیز پشت سر ګذاشته اند و نام صلاح الدین ایوبی برای مسلمان و غیر مسلمان تحقیق کننده به همان اندازه اشنا است که نام ابو مسلم خراسانی یا سند باد ګبر برای تحقیق ګننده ای از سر زمین ما .
به نظر من جریان سلفی و اسلام سیاسی نیز تلاش مینماید تا خود را جریان توحیدی جلوه دهد اما به یک شکل استهزا آمیز وتاریخ زده اش .
طالبان تندیس بودا را انفجار دادند و دولت عربستان سعودی بت های پیش از اسلام را در پاریس به نمایش ګذاشت تا فرهنګ پیش اسلامی خود را به نمایش ګزارند . این تناقض سیاسی بخاطر چیست ؟
شما بهتر میدانید که همه ساله از ازمنه قدیم به اینسو جشن نوروزی وګل سرخ در بلخ و مزارشریف وبسا ګوشه وکنار وکابلستان تا چهل روز ادامه می یابد و از زمان ظهور پنج پیری ها ، طالبان و سلفیست ها در افغانستان واسیای میانه تلاش دارند تا میله نوروزی پرپا نګردد و جشن وشادی وتبسم را ازلب های مردم جراحی مینمایند .
هزاران مسلمان در جشن نوروزی شرکت مینمایند و چند مسلمان خودرا می کشند و میله نوروزی را میله پيش اسلامی و زردشتی میدانند و تحریم میکنند و فقط دو عید – رمضان وعید قربان را به نام روز های خوشی مي پذیرند و هر خوشی دیګر را بدعت می شمارند .
پس ما میبینیم که حتی در جریان های شناخته شده اسلامی در فغان ستان این بحث جریان دارد و شما دیدید ګه امسال با وجود هزاران مخالفت آشکار و پنهان بازهم نوروزوجشن نوروز و جهنده بالا آغاز شد وبه روز چهلم نوروز هم شاهد جهنده غلتان خواهیم بود .
دین و اسلام پدری ومادری شما ومن و عزیزیاسین از نو روز به ګرمی استقبال مینماید اما دین وبرداشت طالبانی و سلفی از دین اسلام مخالف برپایی جشن نوروز بود و است .
چرا من مخالف خوشی مردم ګردیده و درکنار کسانی قرار ګیرم که این جشن باستانی را تحریم مینمایند ؟
شما بهتر میدانید که درروز عاشورا درکابل چه کربلایی برپا کردند ؟ چند انسان را کشتند و درسه ولایت کشور انتحاری ها به کشتن خود ومردم خون ریختاندند . اینک من درهمین ستون بحث درمورد زیارت ابوالفضل میخوانم که در منطقه مراد خانی قراردارد و نویسنده هم هرکه است ومی باشد و من ازخودم سوال مینمایم که :
اګر درده روز مردم به زیارت ها و تکیه خانه ها بروند و از ظلم ظالم بنالند و شکوه نمایند و به شکل نمادین از شداد و یزید هم نقد جانانه بنمایند ، من چرا مانع شان باشم ؟
مګر همین حالا در فغان ستان صد ها یزید و صد ها شداد وجود ندارد و مګر درفغانستان حمام خون برپا نشده است ویک هزار وهفتصد برابر شهدای کربلا در فغان ستان درهمین سی سال واندی به شهادت نرسیده اند ، زخمی نشده اند ، معیوب نګردیده اند ، بیوه ویتیم نشده اند ؟
ازاینرو من مخالف شدید سلفیسم و طالبانیسم بوده ام ومیباشم و هیچګاه مخالف انسانهای نیستم که جامعه مارا درهرساحه روبنایی و زیر بنایی نقد نموده اند ومینمایند .
شما بهتر میدانید که حنظله بادغیسی میګفت :
مهتری ګر بکام شیر در است
شو خطر کن ز کام شیر بجوی
یا بزرګی وعز ونعمت وجاه
یا همچو مردان مرګ رو یا روی

شما بهتر میدانید که ابن سینا و یا فارابی به چه مشکلاتی دست به ګریبان بود یا ابن رشد و جریان معتزله کلاسیک و معتزله نوین را می بایست برای خوانندګان شناختاند .
ابن سینا باری ګفته بود :
با این دوسه نادان که چنان میدانند
ازجهل که دانای جهان آنان اند
خر باش که این جماعت از فرط خری
هرکو نه خر است کافرش میخوانند

من نمیخواهم باعث ضیاع وقت شما وخوانندګان ګردم . شما ومن وهمه خوانندګان وهرکدام ما تاجایی میدانیم که درفغان ستان چه میګذرد و تیکه داران دین از یکسو در قطر و سعودی و برلین و اسلو چه جلسه هایی با خداوندان سیم وزر دارند و از سوی دیګر چګونه خودرا مدافع دین جلوه داده و از دین باوری مردم برای به اقتدار رسیدن
و استحکام افکار و ساختار قدرت با ارتجاع فغان ستان ومنطقه در زدوبند اند .
من نه درکام دین ستیزان خواهم افتید تا چاقوی اماده سلفیسم و طالبانیسم را دسته بدهم ونه در دام نارکو دلار و نه طرفدار ازخود بیګانګی انسانها در قرن بیست ویکم میباشم .
برداشت من از دین اسلام اینست که :
لکم دینکم ولی الدین - هرکه رادین خودش
و تاکید مینمایم که
لا اکراه فی الدین- دردین جبر وزور نیست
لا اظلمو و لا تظلمو ( صحیح آن این است که لاتظلمون ولا تظلمون قرآنیار) - نه ظلم بنما و نه بګذار تا برتو ظلم نمایند

ببینیم که دین ستیزان به مردم فغانستان نزدیک ترخواهند بود یا باقی سمندر ؟
ببینیم که دین ستیزان راه به کجا خواهند برد و باقی سمندر در کجا ؟
من به ګفته سعدی باور دارم که میګفت :
اګر بینی که نا بیناه وچاه است
ګر خاموش بنشینی ګناه است
من از رفتن بسوی خطری که هیچ دست آورد ندارد وبجای دوستی مردم – دشمنی مردم به چنین نوع از متفکرین زیاد ترخواهد کرد و برای سالهای دیګر از مردم تجرید شده و در حالت ازخود بیګانګی در کشورهای اروپایی و امریکایی در رنج دایمی خواهند بود ، هشیار باش داده ام وخود شان میدانند که در کدام راه میروند ؟
این سخن را تاریخ قضاوت خواهد نمود . من منقدین زیادی را میشناسم که از زوایای مختلف درمورد دین نوشته اند و می نویسند ومن تاجایی که توانایی ووقت داشته ام ُ ، در پنجاه سال واندی با قران کریم واحادیث بخاری آشنایی دارم و نقد دیګران را از الازهر تا دیوبندی هم خوانده ام ومیخوانم و ګوشه برداشت من هم در رسانه های دیداری و شنیداری یا نوشتاری تا همین اکنون بازتاب یافته است .

واکنش قرآنیار:

درین واکنش تا جای که خواننده ګان مطالعه میکنند پیامهای من نیز آهسته آهسته رنګ شدت را بخود میګیرد زیرا ملاحظه شد که این طایفهء ګمراه به حرمت شکنی های شان وسوء استفاده ازآزادی کابل بیدریغ به دشنامزنی واتهام زنی شان شدت بخشیده اند:

إجند توصیهء دوستانه به محترم باقی سمندر
23 مارس 18:40
سمندر ګرامی!
شما باو جودیکه سابقهء جپی دارید ومطالعات تان در ساحهء آثار مائو ومارکس ولینین قابل تأمل است ولی یک نکته را فراموش نکنید که شما را هم این کمونیستهای بی دم درجملهء اسلامیستان واخوانی ها حساب میکنند نزد این نطفهء حرامی فقط دو راه وجود دارد یا با ما ویا برضد ما.

این را کفرمعلن وبواح میګویند که حالت تهاجمی دارد این طایفه شایستهء مناظره ومباحثه را ازنظر اسلام ندارد اینها اولادهای حرامی بورواژزی اند که پدر ګم کرده اند
تاریخ نشان داده است که درزمان استالین ملعون به هزاران کمونیست دګراندیش ومنتقد به اسالیب مختلف سربه نیست ګردیدند مګر شما کی استید که مورد تائید این آقایون قرار بګیرید یک کلمهء عزیز یاسین برای شما کفایت میکند که شما را بدون مقدمه شتر مرغ خواند
حال قیاس کنید که اګر دستش بشما برسد باشما جه معامله خواهد کرد.
من به این باورم کسی که خدا را یعنی همین الله بزرګ وخالق کائننات که محمد بن عبدالله آنرا بحیث معبود برحق به جهانیان معرفی کرده هرکسی که با تمام معجزات آشکار این پیامبر ګرامی بدون داشتن دلیل وبرهانی زیر پرده نقد دین وغیره به معارضه برمیخیزد حرامی است
یکی ازصفاتی که قرآن به این قوم ارزانی فرموده صفت مستکبر است.
استکبار یعنی تکبر را خواستن وآرزو نمودن.
بعداز انقلاب خمینی درایران که تا آن وقت به شیعهء صفوی ګرایش پیدا نکرده بود ومیشد آن را انقلاب علوی دانست آقای خمینی امریکا را استکبار جهانی معرفی کرد
خمینی درحقیقت این صفت را از قرآن ګرفت وبعداز آن این مقوله وارد ادبیات سیاسی ګردید
امروز امریکا خودش را ابرقدرت جهان میداند برهرجا که میخواهد حمله میکند هرکی را بخواهد تاپهء تروریست میزند فیصله های که بمذاقش برابر نباشد آن را درسازمان خودساختهء ملل متحد ویتو میکند
درزمان شوروی سابق کمونیزم نیز یک مستکبر جهانی بیش نبود
به افغانستان بیجاره حملهء نظامی کرد به ملیونها انسان بیګناه را بخاک وخون کشاند بعدازاینکه شکست خورد باردیګر اینجنګ نا عادلانه را به رقیبش به میراث ګذاشت
برای یک مسلمان فلسطینی عراقی سوری وافغانی فرق میان این دو ایدیالوژی درجی است؟
جه خوبی کمونیزم ومارکسیزم لییزم داشت که لبرالیزم غربی وامریکا آنر ندارد وبا برعکس؟
برای مسلمانانیکه قرنها زیر تسلط این ابرقدرتهای مستکبر جهانی حتی هویتهای ملی خویش را از دست داد اند کمونیزم یا کپیتالیزم جه به ارمغان آورده است؟
البته این درساحهء عینیات بود؟
واما درساحهء ذهنیات!
این آقای عزیز یاسین ورفقای حرامی وی به این فکر اند که قرنها مسلمانها درجهل وبیخبری بسر برده اند. وتاکنون هم ازنظر ایشان مسلمانان انسانهای نورمال وهوشیاریکه به پای خودشان بایستند نیستند.
به پندار اینها مسلمانها فقط ګله های حیوانی اند که قدرت تعقل وخرد ورزی ومتکی شدن به ذات خودشانرا ندارند پس اول باید این ګله های حیوان را باید آقای عزیز یاسین وامثال شان انسان بسازند آنهارا ازخواب ګران وسنګین شان بیدار سازند.
روی همین مطلب ایشان شب وروز جان می کنند تا تناقضات آیات قرآن را به زعم باطل شان برای مردم بیان کنند.
آقای عزیز یاسین!
این را بدان که خرد ورزی وعلم با اسلام وقرآن ارتباط ناګسستنی دارد. این دین طوریکه بارها نوشته ام دین فطرت های سالم بشراست نه ازفطرت های کثیف وحیوانی که نه مادر می شناسند ونه هم خواهر
این دینی است که بزرګترین شخصیت های سوسیالیستی جون مصطفی محمود مصری را بسوی خود کشاند و اورا به یکی ازبهترین نظریه پردازان اسلامشناسی مبدل کرد.
با این دین طرف شدن جز اینکه سبب ایجاد تغیرات اساسی درفکر و روح یک پژوهشګر با وجدان شود دیګر راهی ممکن نیست
بناء دست ازین ماجراجویی های بی فایده بردار نه خودرا ریشخند بساز ونه هم رفقای حرامی ات را
واکنش نبیل مزاری دربرابر این پیام:

23 مارس 19:22, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
خان شبیر خان ، بیشک که اوغان استی ! بسیار زورت داده که گاهی نامته نوشته میکنی و گاهی هم از درد زیاد نامته فراموش می کنی . طاقت کو که هنوز شروع کار اس یا ایکه شاش شتر بنوش که دوای دردت شوه !! هه هه هه

دفاع شخصی بنام نظام از استعمال بم هستوی درجاپان:

25 مارس 06:20, بوسيله ى نظام
استعمال اولین بمب هسته ی
آقای بینام دین پرست! علل استعمال بمب هسته ی ناشی از تجاوز جاپان به بندر پریل هاربرامریکا بود، نه ملهم از کدام آیدیالوژی. امپراطور جاپان که مردمش مقام نیمه خدای به او قایل بود، به اتکاء نیروی مردمش و اقتصاد قوی و تکنالوژی پیشرفته ی نظامی وبه تبعیت از هیتلر و موسولونی فاشیست در صدد کشور کشائی بود، چنانچه چین را به اشغال در آورد، مردمش را به نحو ظالمانه ی مورد بهره کشی قرارداد. سپس ماشین جنگی جاپان متوجه کشور های شرق دورشد واین ساحه کلاً زیر سلطه ی جاپان در آمد. درصبحگاه 7 دسمبر 1941 جاپان بدون اعلام رسمیی جنگ،با حمله ی غافلگیرانه و بطور بسیار مخفی بزرگترین بندر بحری امریکا بنام پریل هاربر را مورد تهاجم قرارداد، درین تهاجم 353 بال طیاره ی بمباردمان نظامی جاپان شرکت داشت، خسارات جانی ومالی ناشی ازین تعرض بی نهایت سنگین بود، دولت ومردم امریکا در شاک عمومی فرورفتند واین حمله باعث شد که امریکا وارد جنگ جهانی دوم شود.این قانون جنگ است وقتی ضربه زدی منتظر عکس العمل جانب مقابل نیز باش. اگربرداشت شما اینست که ما مدافع متجاوزین وآیدیالوژیهای سلطه گر هستیم، این پندار شما بکلی غلط است. ما مخالف هرگونه آیدیالوژی سیاسی،مذهبی ودینی هستیم ومعتقدیم که معتقدات خواه سیاسی وخواه دینی ومذهبی مانع می شود که انسان خرد وعقل خودرا بکار اندازدوروشن بیندیشد وتحت تاثیر چنین عقیده ی خرد وادراک آدمی از کار می افتد. ونیز باید بدانی که درکلیه کشورهای اروپائی وامریکای شمالی آیدیالوژی مذهبی حاکم نیست، مذهب را در درون کلیسا قفل کرده اند و معتقدین به عیسا وخدایش بدون مزاحمت به دیگران ونیزبا تحمل دیگران درانجا رفته وبه دعا و ذکرونیاز می پردازندو هدف ازین نوشته ها نیز همین است.
آقای بینام دین پرست! به نحو معترضانه سوال کرده ای که کدام قدرت شیطانی بر کشور های ضعیف حمله نموده و نظم وامنیت انسانی را بر هم می زند. این خودِ کشور های جهان سوم یا بقول شما ضعیف است که زمینۀ تجاوز رابر خود مساعد می سازد، زیرا رهبرانش نالایق، فاسد، بی کفایت وفاقد دانش سیاسی است، یا ازطریق کودتا به قدرت رسیده یا در اثر تقلب یا میراثی به چوکی قدرت تکیه زده ویا هم به کمک وپشتیبانی دولت های بیگانه در رأس امورقرارگرفته اند، که درانصورت ناگزیر باید الویت منافع کشور حامی خودرا درمرکز توجه قراردهند. قانون اساسی که نیاز های متحول مردمش را جواب بگوید ندارند، دموکراسی وجود ندارد واگر وجود هم دارد شکننده است، حکومت خوب و خوب حکومت داری حکم کیمیارادارد، فسادبیداد میکند ، جامعه ی مدنی که رکن اساسی ملت ومردم را تشکیل میدهد قوام نگرفته و پلورالیزم اصلاً در قاموس آنان راه نیافته است.اگر بزعم شما هر کشوری که ضعیف بود مواجه با تهاجم قدرت شیطانی میشود، پس چرا کشور های کوچک اسکاندناوی که جمعیت بر خی از آنان از 5 ـ 6 ملیون تجاوز نمیکند، مورد تعرض قرار نمیگیرند وامروزاین کشور ها از مرفه ترین و پیشرفته ترین کشور های جهان محسوب میشوند، سرانه ی در آمد مردمش حتا از امریکا وکانادا بالاتر است.
آقای بینام دین پرست! طوریکه دیده میشود در قبال قرآن حساسیت داری هرچند تناقضات قرآن با دلایل منطقی آورده شود، عقیده ی جزمی ات مانع از پذیرفتن آنست وقبول نمیکنی که کلام خدانیست. حال برای یکبار هم که شده تعصب وعقیده ی جزمی ات را در اختیار عقل بگذار وبه کتابهای دینی که زندگی مسلمین را سمت دهی میکند،مراجعه کن وببین که این امامان ، فقها، علامه ها وآیت الله چه نوشته اند وچگونه شمارا استحمار کرده اند. اگر مسلمان سنی هستی آثار زمخشری، مسند احمد بن حنبل یا خلاصه صحاح سته را بزبان مادری ات مطالعه کن ومحتویات آنرادر ترازوی عقل گذاشته موردداوری قرار ده. اگر مسلمان شیعه هستی اصول کافی کلینی، من لایحضرالفقیهه، بحار الانوار، حلیت المتقین علامه محمد باقر مجلسی ونیز توضیح المسایل های آیت الله ها را بخوان وببین که این حضرات چه چیزی را بخورد تان داده است، که اگر آنرا به شاگرد صنف چهار امروزی بخوانیم خواهند گفت : " چه جوکی!" تا وقتی این کتابهای مسموم وفاقد علمی از حیات مردم بیرون نشودودر موزیم ها نگهداری نگردد، وطبقه ی روحانیت قشری سلب صلاحیت نشود، مردم روی خوشی، نشاط وترقی وتحول را نخواهند دید. همین یکی دوروز قبل ملای بنام زین العابدین در مورد نوروز می گفت که: نوروز عقیده ی اسلامی نیست، عقیده ی زردشتی است و ازدوران جمشید بیاد گار مانده تجلیل آن حرام است،مردم چرا درین روز لباس نو می پوشند شادی وخوشی میکنند. اگر کمی به این طبقه ی طفیلی میدان داده شود با استناد به کتب فوق چنان فتواها ی صادر و زمینه ی تطبیق آنرا فراهم نمایند که قانون " احوال شخصیه ی شیعه" و فتوای جدید شورای علما در مورد زنان را" بیامرزی" خواهیدگفت. با احترام نظام

واکنش قرآنیار:

25 مارس 10:11, بوسيله ى قرآڼ یار
نظام جان حرامی!
ببین که من ګفته بودم که کمونیستها نسل حرامی جامعهء بورژوازی اند خودت را این را ثابت کردی که تو یک حرامی تشریف داری، زیرا خیلی خوب در دفاع از پدر غیر شرعی ات یعنی همان امپریالیزمی که تا دیروز باداران کمونیست تو آنرا امپریالیزم جهان خوار صدا میزد بدفاع برخاسته ایی. تا آنجا پیش رفته ایی که نوشته ایی استعمال اولین بم هسته ایی ملهم ازکدام ایدیالوژی سیاسی نبوده است؟
حرامی جان!
آیا ایدیالوژی سلطه جویی وسیطره جویی آشکاریکه تا همین اکنون ازطرف باداران قصرسفید تو برعلیه کشورهای ضعیف اعمال میشود نزد تو ایدیالوژی نیست؟
مګر فکر کرده ایی که ساختار جیو پولیتکی امریکا فاقد ایالوژی است؟
بح بح!
تو شاید از امریکا فقط همین سخنان جرب ونرم باراک اوبا را درپرده های تلویزیون دیده ایی که ترا مست ساخته است که برای اولین بار بعداز قرنها تحمل رنج وبدبختی یک سیاه پوست به قصر سفید راه پیدا کرده است واقعا که علاوه بر حرامی بودن که احمق نیز تشریف داری!

ببین! من باتو بحث قرآنی نمیکنم زیرا تو نه بازبان قرآن آشنا هستی ونه هم دارای کدام وجدان سالم انسانی میباشی من با تو ازخلال همین جملات پراګندهء خودت با توبحث میکنم.
من ازجاپانی ها و افکار عظمت طلبانهء آنان نیز دفاع نمیکنم زیرا آنها نیز نه پیرو اسلام بودند ونه از قرآن ودساتیر انسان ساز اسلام چیزی درکله داشتند.

آنها نیز مانند تو ګمراه بودند که بخدا بودن پادشاهان خویش باورمند بودند، ګمراهی بالای ګمراهی! اما اسلام ادعای رسالت و داعیه داری نجات بشریت را ازین هلاکتها دارد. این دین تنها درحوزهء یک سلسله احکام ومسایل عبادی خلاصه نمیشود، اسلام برنامه دارد، اسلام طرح نجات بخش برای کافهء بشریت دارد. منظورمن ازتمام پیامهای سابقه وحالیه ام این است که باید به تناقضات جامعهء بشری وافکار واندیشه های که درظاهر خودشان را حامی بشریت میدانند به آنها پرداخته شود تا معلوم میشود که مثلا کمونیزم برای بشریت جه ارمغانی ببار خواهد آورد؟ بی دینی ولاقیدیت نتیجه اش بکجا منتهی میشود؟
از اولین نظام ایدیالوژیک براساس آموزه های مارکس ولینین دراتحاد شوروی واروپای شرقی چه چیز را بشریت آموخته است؟ آیا دوباره باید به همان قهقرا رجعت داده شویم؟ آیا این خودش برګشت به قهقرا وارتجاع نیست؟
منظور من این بود که این ایدیالوژیهای شیطانی غیر اسلامی چه کمونیزم چه مارکسیزم چه داروینزم چه امپریالیزم جهان خوار ومستکبر کنونی این ها برای شما جهان ایده آلی ننه جانت را اعمار نمیکنند. زیرا درآنها هر وقتیکه منافع اقتصادی وحیوانی شان به مخاطره بیفتند همان روزی را بالای انسانها می آورند که بالای مردمان هیروشیما وناګاساکی آوردند. که حتی تاثیرات بد آن آن بم های هستوی حتی تا امروز هم مشهود وملموس است. لطفا به آمار وارقام زاد ولدهای ناقص که درجاپان سالانه بوقوع می پیوندند یک بار مراجعه کن ای انسان بی عاطفه حرامی !
تو ازکتابهای اسلامی نام برده ایی وبمن توصیه کرده ایی که من آنها را به زبان فارسی مطالعه کنم
جانم!
من آنها را به زبان اصلی خودشان همین اکنون مطالعه میکنم تو فقط نامهای آن کتب شنیده ایی اما من به اصل سرجشمهء آن در ارتباط هستم.
هرجیزیکه خلاف عقل وخرد باشد آن را نمی پذیرم هرجیزیکه با عقل وخرد برابر باشد آن را می پذیرم من دین خویش را با بصیرت وآګاهی کامل قبول کرده ام
آنجا که قرآن ازقول یوسف نبی میفرماید
علی بصیره انا ومن اتبعنی
ما با بینایی کامل این دین حنیف را پذیرفته ایم. مشکل ما وشما درهمین نکته قرار دارد که تو از قرآن ما جیزی نمی فهمی ولی ما ازماتریالیزم دیالکتیک شما میدانیم
ازمارکس وانګلیس میدانیم ازداروین وفلسفه تکاملی اش میدانیم. از اندیشه های عظمت طلبانهء امپریالیستها میدانیم ازتاریخ جنګهای اروپا واقف هستیم. ولی شما از قرآن ما فقط آنجه را می بینید که الایاری وملازاده بشما میګوید یا خمینی برای تان ګفته است. تعدادی هم مثل شما کورکورانه آن اندیشه ها را پذیرفته اند وتعدادی هم مانند شما کورکورانه آنرا رد میکنند درکوری وجهالت فرق میان تو وآنها نمی بینم.
من زمانیکه مدعی استم که دین اسلام مطابق فطرت سلیم بشری است این سخن نه ګزافه است ونه هم دروغ.
فطرت یعنی چه؟
یعنی اینکه شما یک انسانیکه ازحیث روحی وروانی وجسمی دارای سلامت عقل وبینش باشد این دین را مطابق خواسته های خودش می یابد
خرد ورزی وعقل ګرایی بخشی ازدین است که یک مسلمان مومن ومعتقد به آن مامور ګردیده است.
ان فی خلق السماوات والارص واختلاف اللیل والنهار لایات لاولی الالباب
الدین یذکرون الله قیاما وقعود وعلی جنوبهم ویتفکرون فی خلق السماوات والارص ربنا ماخلفت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار
به تحقیق در آفرینش آسمانها وزمین نشانه های قدرت برای صاحبان خرد آشکار است
آنانیکه خدا را درهرحالتی جه ایستاده وچه نشسته وچه هم پهلو یادمیکنند ودربارهء این آفرینش به تفکر می پردازند وبعد میګویند ای پروردګار ما بدرستی که این آفرینش را عبث خلق نکرده ایی پاکی مطلق مخصوص تو است مارا ازعذاب آتش نجات ده
به امید ره یابی همه کفار کینه توز افغانستان جه آتش پرست وجه کمونیست وجه مسیحی شده وچه مشرک وچه ملحد وچه منافق ترسو وجبون

واکنش نظام دربرابر قرآن یار:

25 مارس 23:29, بوسيله ى نظام
آقای قرآن یار!
از ورای نوشته ات معلوم میشود که براستی " مسلمان واقعی " هستی، اگر کسی درست درک کرده نتواند، از فحاشی او میتوان پی برد که او یک مسلمان است. نمیخواستم که مانند خودت قلمم را به فحاشی آلوده سازم ولی با مراجعه به قرآن که فرموده چشم بمقابل چشم ، من نیز با معذرت تورا با لقب "حرامی قرآنی" یادمیکنم. این عنوان بر گرفته از قرآن است که میفرماید" ما انسانرا از یک نفس واحد خلق کردیم" بدینترتیب که پسران ودختران آدم وحوا باهم سکس کردند و نتیجه ی این سکس برادری وخواهری، شما حرامیان قرآنی هستید.
آقای حرامی قرآنی! من از امپریالیزم دفاع نکرده ام وابداً دفاع نمی کنم بلکه مخالف هرگونه آیدیالوژی ضد انسانی هستم. در کامنت گذشته صرف به تاریخچه ی استعمال بمب هسته ای روشنی مختصر انداختم که امپراطور جاپان که مقام نیمه خدائی بخود قایل بود و بلند پروازی سلطه ی جهانی را در سر می پروراند به حمله ی غافلگیرانه مبادرت ورزید که این یک حقیقت مسلم است واگر جانب مقابل ضعیف می بود سلطه گری جاپان تحقق می یافت، ونیزاین اصل مسلم است که جامعه تاوان رهبری بد ونالایق را پرداخته ومی پردازد . حمله ی غافلگیرانه ی جاپان با حمله ی غافلگیرانه ی پیامبر نازنین اسلام به خیبر که غازیان اسلام سحر گاهان چون صاعقه بر سر خیبریان که آنها تازه از خواب سحری بیدار شده بودند، فرود آمد. ازین فتح بزرگ بنا به فرموده ی قرآن غنائیم بیشمار اسلامی منجمله زنان بیچاره وبی پناه نصیب غازیان اسلام گردید. بنیان گذار بزرگ اسلام نیز عطش شهوانی وتنوع طلبی خودرا با تصاحب زن یکی از روسای یهودی خیبر آنهم بین را ونرسیدن به مدینه فرونشاند. درد آور تر از همه اینکه شوهر بخت بر گشته ی این زن را پیش رویش شکنجه کرد تا محل اختفای گنج خودرا بگوید و پس ازینکه به گنج او دست یافت خود اورانیز بقتل رساند. اگر یهودی های خیبر قدرت میداشتند ویا بعداً به قدرت میرسیدند خواه نا خواه به عمل با المثل دست میزدند و این وحشی گری وبربریت را با وحشی گری وبربریت تلافی میکردند واین اصل مسلم جنگ است.( کارنامه های تاریخی دینی اسلام نازنین را بعداً تاریخ وار نقل خواهم کرد.)
وقتی غازیان اسلام به کشور متمدن و پهناور ایران حمله کردند در بسیاری موقع که دفاع از مردم دیده می شد، سرداران غازی اسلام قسم یاد میکردند که بحدی خون این مردم را جاری خواهند کرد تا از خون آنان آسیاب بگردد، گندم را آرد کند وازان آرد نان پخته کند وبخورد ودر چندین شهر چنین نیز کردند. آیا این اعمال امپراطوری اسلامی با استعمال بمب هسته ی امپریالیزم برابری نمی کند؟ یا شما آنرا جنگ مقدس مینامید وبجز خون شما خون بقیه مردم حلال است؟
آقای حرامی قرآنی! ازتاریخ عمل دین خود فرار نکن، دین الا یاری و ملا زاده دین حقیقی اسلام ناب محمدی است وتمسک هردوی ایشان نیز قرآن وحدیث است، در واقع هردو ماهیت ومبادی ضد انسانی دین مبین اسلام را به انظار جهانیان می کشد، فح و دشنام به فِرق یکدیگر نیز بر گرفته از قرآن این سند اساسی و مقدس مسلمین وحدیث وفرمایشات دینی اولوالامران واوصیای پاک اسلام است.
اهمیت یک اثر، یک آیدیالوژی ویک مکتب در پی آمد ، نتیجه ومیراث آنست، میراث اسلام در طی این 14 قرن چه بوده است؟ تعصب، جهل، فقر، بیسوادی، سنگسار، اعدام، دست وپابریدن،گردن زدن وذبح انسان با نعره ی تکبیر. در حقیقت کار نامه های این دین به حدی وحشتناک، زشت وبقدری سیاه است که هیچ آبروی برای اسلام ربانی باقی نمی گذارد. اما در عرصه ی پیروانش ودرین عصر اجتماعی پیشرو اگر کوچکترین انتقاد یا حتا سوالی ازدین داران شود، اورا محارب با خدا،ملحد، زندیق، کافر، مرتد ومهدورالدم اعلام داشته ودستور قتل او صادر میشود. بدینقرار ازشما هیچ گله و شکایتی نیست.

پیام قرآن یار:

26 مارس 14:17, بوسيله ى قرآنیار
نظام بی نظم!
مراد ازکاربرد اصطلاحات فحش وناسزاګویی این بود که برایت بفهمانم که فحش دادن وناسزا ګفتن درفضای آزاد کابل پرس آسان ترین چیزیست که هرکسی قادر به اجرای آن میباشد.
بهمان ترتیبی که هم مکتب دیګرت را بنام مزاری نیز با اسناد وشواهد فهماندم که ګپ ازچی قرار است وحالا سوراخ می پالد وبحث را از اسلام وارد مسایل قومی ساخته است که با اصل عناوین این مقاله هم سر نمیخورد.
برای من فرق نمی کند که توخودت عزیز یاسین هستی یا جعفر رضایی ویا کدام دیوث دیګر مهم سبک نوشته ات وتراوش افکار مالیخولیایی وعقب مانده ات میباشد که حتی حالا نیز چنان زیر تاثیر احساسات چنګیزی ات قرار ګرفته ایی که نزدیک است بکفی!
جانم!
من ازتاریخ اسلام منکر نیستم بلکه به آن مباهات می ورزم واحکام جزیه وکنیز ګرفتن وجهاد را علیه کفر والحاد ودشمنان حق وحقیقت همین حالا نیز برخویش وبر مسلمانان واجب میدانم.
مثلا اګر خودت را دریک جامعهء مسلمان باهمین افکار وعقاید بیابم دقیقا همان کاری را میکنم که پیامبر بزرګوارم علیه دشمنانش درعصر نبوت کرده است.

من مانند خودت هزار چهره نیستم که ازبخشی ازکارهای خوب پیامبررا تجلیل کنم وبربخش دیګری اعتراض نمایم. ازامریکا غیر مستقیم دفاع کنم ولی سایت کمونیستهای عصر جدید را هم بستایم.
ازنظر من وبه باور من، دین اسلام وپیامبر آن یک تنه واز درون لایه های پاینی جامعه اش قد براشت صادقانه وصریح پیام توحید ویګانه پرستی را درجزیره عرب بر افراشت ومدعی شد که های مردم!
این دین برحق خداست شمارا به یګانګی ویکتاپرستی فرا میخوانم، ازپرستش خدایان خودساختهء تان وازشرک کفر شمارا بیم میدهم.
کیها دربرابر این ندای بر حق انسانی قرار ګرفتند طبعا انسانهای ازطینت جناب عالی خودت وجد بزرګوارت چنګیز. آنانیکه میخواستند صدای حق وروزنهء روشنی را درهمان ابتدایی ترین روزهای پیدایش آن نیست ونابود کنند آنها زبانی جز شمشیر را برسمیت نمی شناختند. وحالا هم نمی شناسند.
خودت ازخودت بپرس درصورت موجودیت تو ویافتن تو دریک جامعهء اسلامی باید با تو چی برخورد شود؟ آیا پیامهای تاکنون بنام نظام درین صفحه درج کرده ایی ذرهء از آداب واخلاق وعفت کلام درآن رعایت شده است؟ پس ترحم وشفقت را تو خودت اګر مسلمان می بودی ویاهم غیر مسلمان با انصاف می بودی درمقابل کی انتظار داشتی وداری؟
درمقابل کسی که با لطایف الحیل درپی ازبردن تو است چګونه باید برخورد نمود؟
تو کی که کابل پرس بیچاره را این قدر وسیلهء عقده ګشایی خویش قرار داده ایی اګر قدرت سیاسی ونظامی در دست خودت بیفتد با مسلمانان چه برخوردی میداشته باشی؟
واضح است! اول اینکه شما مسلمانها را همه ګله های حیوان بشمار می آورید وهمهء آنها شایستهء نابودی میدانید زیرا همهء آنها تخدیر شده ګان اند که یا باید مورد مداوا قرار ګیرند ویا نابود شوند. چنانچه پیامبر بزرګوارت کارل مارکس فرموده اند: دین افیون ملت هاست. افیون یعنی چه؟ یعنی مخدر تخدیر کننده پوشانندهء عقل وخرد. خودت با درنظرداشت این تعلیمات بزرګوارانهء پیامبرت مارکس چه راه حلی برای بخش بزرګی از بشریتی که اکنون بحیث یک واقعیت زنده بنام مسلمان زیست می نمایند وازکران تا کران جهان اسلام صدای الله اکبر بلند است درچانته داری؟
همان راه حل چنګیزی ؟ استالینستی؟ مايووستی؟ هتلری؟ پولپتی درکمبودیا؟ کدام یک؟
جد بزرګوارت چنګیز با مسلمانان چه کرد؟
وبعد چه به ارمغان آورد؟ جز اینکه احفاد واولادش بار دیګر به این دین ګرویدند استحالهء اجتماع شدند ودین اسلامر پذیرفتند. اګر اسلام امپراطوری فارس وروم را ازبین برد درمقابل، انسانیت وشرافت وعدل وداد را به بشریت ارمغان آورد وانسان را از ذلت وپرسش پادشاهان وامپراطوران رهانید وتوده های بشری آن را با جبین ګشاده پذیرا شدند. تو چه داری؟
برای یک لحظهء کوتاه فرض کن که مردم دین اسلامرا وقرآن را یکسره رد کنند راه حل پیشنهادی تو برای بشریت چیست؟
بناء خیلی خودت را زحمت نده!
من درهمان اولین پیامهای خویش نوشته ام که سایت کابل محل مناظره نیست. اینجا به شکل داوطلبانه هرکی خواست هرنکته ای را جالب وقشنګ دید ودرآن معلومات داشت آنرا می نویسد که من وتو عزیزیاسین ومزاری ازین امر هم مستثنی نیستیم.
شماها که از مناظره رویاروی بدلیل ترس تان ازطالبان وعملیات انتحاری دارید. چګونه میشود مناظره نمود؟

مناظره باکی؟ درچه موضوعی؟ چرا ؟ چه کسانی باید داوری کنند؟

ولی من این موضوع درپیام قبلی ام نوشته ام که شما وعزیز یاسین ازطالبان ترس ندارید بلکه از اجتماع که درآن زنده ګی میکنید از آن ترس دارید زیرا عقاید کفر والحاد با سرشت وطینت مردم افغانستان چه شیعه وسنی سازګار نیست تو وعزیز یاسین هرګز قادر به افشای هویت تان نخواهی شد ونمی شوید واین ازبرکت همان جهاد مبارک مسلمانان است که ترس ورعب آن برقلوب وعقول شما هنوز هم وجود دارد واین جای خوشی ومسرت است.

درین پیام که آخرین پیام نظام به آدرس بنده میباشد که آقای نظام نژاد چنګیزی ندارد ولی عمل چنګیز را بخاطر اینکه پادشاه خوارزمشاه چند تاجر مغول را کشته بود بناء چنګیز حق داشت تا تمام سرزمین های مسلمان را اوجود مسلمان پاک کند لطفا به این پیام نرم ومنطقی نظام جان توجه کنید:

27 مارس 01:13, بوسيله ى نظام
غیب دانی ناکار آمد
آقای قرآنیار! بگمانم غیب دانی ات را کثافات اسلامی چرکین ساخته ودرست نمی تواند با عالم بالا ار تباط بر قرار کند و جلو خبر گزاری اجنه های قرآنی وابلیس را هم ماهواره های علمی سد کرده ، ازینر ونمی توانی با اجنه ها وابلیس کتاب مقدست ارتباط بر قرا رکنی و از آنها معلومات بخواهی که آیا این نظام بی نظم همان عزیز یاسین یا جعفر رضائی یا کدام (... است) این نوع فحش مخصوص مسلمانان واقعی است لذا مرا از ذکر با لمثل آن معذور فرما ویاهم کدام نبیره ی چنگیز است. بنده نه عزیز یاسین هستم نه جعفر رضائی ونه هم ذات چنگیزی دارم. به این تهمتت چه بگویم، اگر مسلمان نبودی بدون دلیل ومدرک اتهام نمی بستی، چون مسلمان واقعی هستی لذا معاف هستی هرچه در چتل دانی ات ذخیره داری بیرون بینداز، من ابداًنه ناراحت میشوم ونه هم از تو گله مند. فقط به این تذکر بسنده میکنم که در علم اخلاق اسلامی مقوله ی است که میگوید عالم اول باید انسان شود بعداً عالم، پناه بر خدا از کسیکه اولاً عالم شود بعد انسان.
آقای قرآنیار! ازینکه جد مرا چنگیز گفته ای وهم از خون خوارگی چنگیز یاد کردی، باید خاطر جناب عالی را مستحضر بسازم که من نژاد چنگیزی ندارم، لطفاً تهمتت را پس بگیر. اما علل وموجبه ی تهاجم چنگیز هم ناشی ازدستور قرآنی مسلمین بود، بدین قرار که چنگیز جهت تبادله ی داد وستد تجارتی بین کشور خود وممالک اسلامی یک قافله ی تجارتی بسیار بزرگی را مشتمل بر چهار هزارنفر بازرگان وتجار بدربار خوارزم شاه پاد شاه بخارا و مناطق تحت سلطه ی او فرستاد. به فرمان پاد شاه اسلامی یعنی خوارزم شاه تاجران وبازرگانان چنگیز بیرحمانه سربریده شدند واموال تجارتی ایشان مشمول غنیمت اسلامی گردید. در بدل این عمل حیوانی وخونخوارگی مسلمانان( البته تاآنهنگام چنگیز از کارنامه های بزرگ اسلام که از طرف حضرت محمد به عنوان اصل مسلم اسلامی در قرآن گنجانیده شده بود اطلاع نداشت) چنگیز قسم یاد کرد تا جهان را از لوث اسلام پاک نسازد شمشیر در نیام نگذارد. همانطوریکه قبلاً خدمت محترم معروض داشتم هر عمل از خود عکس العملی دارد، یا بگفته ی عامیانه نزن به انگشت که می زند به مشت یا هرکه باد کاشت طوفان درو خواهد کرد.
اینکه فرموده ای امروز از چهار گوشه ی جهان صدای الله اکبر بلند است، باور کن مو بر اندامم راست شد، زیرا پیش چشمم ذبح وسر بریدن انسانهای بیدفاع وگوسفند وار و صدای الله اکبر تجسم یافت، وباور کن که هنگام نوشتن این سطور دستم میلرزیدودر عالم خیال منظره ی گودال کندن مدینه و سربریدن یهودی های امان خاسته وتسلیم شده ی مدینه واهل کتاب را بخاطر آوردم که ذبح وسربرین آنان توسط مجاهدین شمشیر زن اسلام از صبحگاهان شروع وتا پاسی از شب ادامه یافت و زنان وفرزندانش با چشم اشکبار گاهی بسوی سر برین بستگانش وگاهی بسوی پیغمبر رحمت مینگریستند تا مگردریای رحم وعطوفت مبارک بجوش آمده و قلم عفوبرجرم ناکرده ی بقیه بستگانش کشیده وخود آنان را از تجاز جنسی مجاهدین شهوت ران اسلام در امان نگهدارد. لذا مغز و اعصابم به من نهیب زد که ای ساده بخاطر ذبح کفار، ملحد، مفسد فی الارض وبیدین احساساتی نشو رسول مقبول خون این طبقه را مباح اعلام داشته ومال ایشان را حلال، و این ذبح ها وتکبیر های پر شور وجذبه دار اسلامی تا آنگاهی ادامه دارد که در این دین مبین اصلاحات نیاید و مطابق تعاملات زمان تلطیف نشود وجنبه های وحشی گری اش زدوده نشود. لذا با نوشته وداع و پدرود گفتم وموضوع را در معرض قضاوت خوانندگان سایت می گذارم. نظام

اما من صرف همین قدر میګویم که این قضاوت همانا مقولهء مشهور یک بام ودو هوا را به یاد انسان می آورد. کامنت شما نه یک بام دوهوا بلکه یک بام چند هوا دارد که به هیچ صورتی آنرا منصفانه وانسانی نمی پنداریم.

بخش دوم:

حالا به پیامهای شدیدیکه در آن الفاظ رکیک را نسبت به شخصی بنام نبیل مزاری استفاده کرده ام نیز توجه شمارا معطوف می نمایم البته از پیامی توسط بندهء خدا شروع میشود:

اول پیام یکی از طرفداران دین اسلام بنام بندهء خدا:

وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ. 38
و براى ماه منزلگاه‏هايى قرار داديم، (و هنگامى كه اين منازل را طى كرد) سرانجام بصورت س‏خ‏للّهشاخه كهنه قوسى شكل و زرد رنگ خرما» در مى‏آيد.

وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ. 39
و خورشيد (نيز براى آنها آيتى است) كه پيوسته بسوى قرارگاهش در حركت است; اين تقدير خداوند قادر و داناست.

لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ, 40

نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى مى‏گيرد; و هر كدام در مسير خود شناورند.

آقای عزیز یاسین!

این آیات سوره یاسین را نیز در کتاب تورات دیده ای و آنرا یک سرقت علمی از دانش ارسطو و سقراط میدانی که محمد ۱۴۰۰ سال پیش برای یکی از یارانش زمزمه کرده و در کتابی به نام قرآن درج شده است یا چطور؟

بنده خدا،

واکنش فیلسوف مآبانهء عزیز یاسین:

20 مارس 08:53, بوسيله ى عزیز یاسین
آقای بنده خدا درود بر شما
آنچه شما آورده اید در حقیقت گفته های مرا رد نکرده بلکه بر عکس آنرا تأیید مینماید وإیجاب مینماید که در این زمینه به بحثهای دقیقتر وتخصصی تری پرداخته شود و من از خواننده گان عزیزی که در دانش فزیک نجومی ویا ستاره شناسی و معلومات تخصصی داشته باشند صمیمانه خواهشمندم تا لطفا در ستون کامندها به گونه یی فشرده به آن پرداخته ممنون سازند . مگر عجالتآ از شما که این مثالها را آورده اید میپرسم که آیا واقعاً آفتاب به گرد زمین در گردش است یا اینکه زمین به گرد آفتاب ویابه عبارت دیگر آیا آفتاب مرکز نظام شمسی است یاآنطور که کتابهای مقدس تورات و انجیل و چوچهء آنها که همان کتاب قرآن باشد ادعا مینمایند که گویا زمین مرکز این نظام است ؟؟؟ سؤال دیگر اینکه ، در اینکه آفتاب و مهتاب به همدیگر رسیده نمیتوانند و شب نمیتواند از روز پیشی گیرد به جز بیان یک چشم دید ساده وابتدایی چه چیز تازه نهفته است ؟
لطفا عاقلانه تر از آنچه تا اکنون می اندیشید بیندیشید و هر آنچه را که میخوانید و یا می شنوید یک با در ترازوی عقل خودتان هم بسنجید و ببینید که آیا با عقل ومنطق و واقعیتها عینی جهان سازگار هست یا نه
عقل ومنطق یار و یاورتان باد

عزیز یاسین

واکنش شخصی بنام امیر:

24 مارس 08:50, بوسيله ى امیر
درقوانین فزیک ومخصوصا مکانیک نظری همه چیزدرحرکت دیده می شود ومی توان ماه را ثابت انگاشت وخورشیدرا متحرک دید ویا بالعکس. این که نویسینده ی بی کمونیست که خودرا در زیر نقاب یک اسم مستعار پنهان نموده واز کم سوادی فکر می کند می تواند به حل معمای هستی به پردازد وچاره را در توهین به ادیان الهی جسته است، امردیگری ست. برخی ها فکر می کنند وقتی بتوانند نظراتی خلاف عقل ومنطق ویک سویه بدون در نظرداشت اصول تحقیق علمی که همانا رعایت اصول اخلاق وبیطرفی است بپردازند بزرگ می شوند.امروزه در دنیای متمدن جریحه دارساختن عقاید دیگران بدون رعایت اصول اخلاقی کدام ارزش نداشته ونویسنده چنین اراجیفی را به اندازه ی سرسوزنی هم ارزش قایل نیستند.پس به حال عزیز یاسین نام مستعار باید گریست.

پیام نبیل مزاری:

24 مارس 11:13, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
دوست ارجمند امیر ، نخست سال نو و جشن جمشیدی به شما مبارک باشد . دوم سخن بالای ثابت و متحرک بودن ماه و مهر نیست بلکه سخن بالای آموزه های دینی و خداوندیست که چگونه پروردگار بی چون و خالق جهان هستی دچارچنین اشتباه بزرگی شده اشت که گاهی میفرماید بکش و گاهی هم صلح کن : کدام یک قابل اجرا است ؟ سوره کافرون یا آیه 123 سوره توبه ؟

دوستانی که آیات قرآن را نقد میکنند و پیرامون تناقضاتش سخن به میان می آرند نباید باعث رنجش شما شود و این رسالت شما عزیزان است که دلایل و استدلال های خود را بنویسد تا خواننده گان در مقایسه بنشینند که کی بجا و درست میفرماید . مستعار نوشتن عیب نیست ، بدون دلیل ناسزا نوشتن و توهین کردن عیب است . همینکه جمله و سطری نوشته میشود ، کسی است که آنرا مینویسد حتی اگر بینام هم باشد . شما دفع اتهامات ایشانرا هم زیر نام مستعار بنگارید چی عیبی دارد . اگر ایشان توهین کردند ، دفاع از خود حق است و شما هم دشنام بنویسید .

مثلا من حقیر از منتقدان قرآن می پرسم که در قرآن آیاتی است مانند :(إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ) و یا ﴿وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ﴾ را چگونه تعبیر میکنند ؟ امروز دانشمندان ستاره شناسی میدانند که روزی مهر بزرگ میشود و بزرگ میشود و در پایان تمام اقمار خود را می بلعد و بعد انفجار بزرگ خاموش و یا ( كُوِّرَتْ )شده به ستاره کوچکی تبدیل میشود . پیغمبر اسلام از کجا چنین دانشی را کاپی نموده بود ؟ حال منتظرم تا پاسخی قناعت بخشی از دوستان بخوانم !

واکنش امیر:

24 مارس 12:17, بوسيله ى امیر
عزیزگرانمایه نبیل مزاری .متشکرم از پیام محبت آمیزتان .من هم جشن نوروز را به شما شادباش می گویم. غرض ازنوشتن چندسطر توهین به شخصیت کسی نبود وهم غرض اثبات یا نفی عقیده ی نبود که نمی شود برفردی عقیده ی را قبولاند.مشکل است که ما در بحث معتقدات بیاییم وفورمول نویسی کنیم.مشکل من با شیوه ی نگارش آقای یاسین است که از تحقیق علمی متاسفانه خیلی فاصله دارد.اینکه با یک پیشداوری از قبل وستیزانه جویانه بیاییم به رد یک مذهب ویا تعدادی از آن بپردازیم وبه شکل گزینشی چند بخش را برای اثبات عقاید مان انتخاب نماییم ، بنظرم ره بجایی نمی بریم. شما خود میدانید که تحقیق علمی مستلزم قراردادن تفاسیر وبرداشت های مختلف از یک مفهوم ودربرابرقراردادن آنها به شکل امانتدارانه ، اخلاقی وبیطرفانه است تا سپس از یک امرعام به یک امر خاص برسیم و به کشف پیدیده ی جدید که در پیشداوری ما موجود نباشد، برسیم.متاسفانه آقای یاسین با احساساتی شدن به صدیق افغان وتعدادی افراد دیگرتاخته اند ومن از سایت آدرس شان حدس میزنم مربوط به جریانهای حزب دموکراتیک خلق سابق باشند. درمورد گاهی بکش وگاهی صلح کن اگرمنظور تان آیات مربوط به آن باشد بلی در اموراجتماعی چنانچه می دانید آنجه که غیر قابل تغییر است خود تغییر است وشرایط جنگ خطاب به سربازان است که برای رفع فتنه بکشند نه برای عام ودر شرایط صلح ، صلح خیراست. مهم این است که هدف از تحقیق ونگارش ما چه باشد.نویسینده ی این سطورسخت به تحمل پذیری ورعایت اصل احترام متقابل معتقداست واول باید دید چرا مینویسیم ویا چرا فلانی می نویسدوهدف از نوشتن فرد با مطالعه ی تعدادی از سطورش هویدا خواهد شد.شاد باشید.

واکنش تند قرآن یار:

24 مارس 14:06, بوسيله ى قرآنیار
من بالای جشن جمشیدی نبیل مزاری وتمام همفکران وهم مسلکان وی ازهرقماش که باشند اززردشتی ګرفته تا کمونیست تا منافق تا الچه مذهب های بی دم می شاشم واین رسم خرافی ولعننتی را که عمریست ګرانبانګیر ملت مسلمان ومحکوم افغانستان است واز پدران ګمراه وملعون ما بنا به بیخبری شان از اسلام عزیز به میراث مانده است لازم میدانم که مانند بتهای بامیان به توپ پرانده شود.
قرآنیار

واکنش مزاری

24 مارس 15:33, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
جناب قرآنیار ! شما غیر از (ببخشید) شاشیدن و ایزار خود کشیدن کدام ویژه گی دیگری هم دارید وآموخته اید ؟

قرآنیار:

24 مارس 16:06
مزاری ملعون بی پدر!
هر انسان وهرموجودی را که خداوند خلق کرده است دارای یک سلسله ویژه ګیها میباشد. یکی ازین ویژګیها دفاع ازهویت واعتقادات وباورهای دینی است که حق مسلم تمام بشریت است.
توبرای یکبار این پیامهای سراپا توهین آمیز خود ویاران بی پدر وبی مادرت را یکبار از سر مطالعه کن وبعد یکبار با خود و وجدان خود دریک فضای خلوت مشوره کن که شما جه می نویسید اګر این کابل پرس تشناب ببوی شما است پس هرکس حق دارند که درین جا ایزارهارا کشیده وبشاشند
واګر این کابل پرس محل تبادلهء آراء وافکار وعقاید مختلف است بکدام حق قانونی وشرعی بخود اجازه داده اید که به عقاید ملیونها انسان توهین روا دارید مګر تو ازنسل انسان استی یا ازنسل خر
مګر تو لعنتی از کدام نطفه پیدا شدی که زبان قرآن را زبان تازی نامیده ایی. زبان قرآن به اعتراف خود قرآن زبان عربی آشکار است.
اګر جنین باشد که یک شخص یا یک دین ویا یک کتاب مذهبی یک نام داشته باشد تو نام دیګری را بالای وی بګذاری پس دیګران را هم حق بده که ترا هم به عوض نبیل مزاری خنزیز مزاری صدا بزنند آیا این حق را شما بدیګران میدهید.
تازی در زبان فارسی همانا سګ را میګویند واین نام تحقیر آمیز را فاشیست های آتش پرست فارس ملعون بالای زبان عربی ګذاشته اند که هرکی از روی آګاهی جنین صفتی را بر زبان قرآن معظم استفاده کند باید بدهن وی وتمام دور و دسترخوان وی شاشید
من از اول نوشته ام که جزای قروت همان آب ګرم است.
برای ازبین بردن ویروس کفر والحاد جز شمشیر دیګر هیج وسیله ای نمی تواند مثمر ثمر واقع ګردد.

مزاری:

24 مارس 17:14, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
جناب قرآنیار ! گناه شما نیست . در واقعیت شما عقده مندید و آن غم درونی هم فرآیند حجره مسجد است که بالای خط فکری شما کارگر افقتاده است . اگر شما چند روزی را به مکتب سرکاری میرفتید ، اینک آدم میبودید و چنین هرگاه و بیگاه ایزار خود نمی کشیدید . باز هم می بخشید که کمی حقیقت نوشته ام !!

قرآنیار:

24 مارس 17:29
بی پدر بی مادر!
تو حقیقت را ننوشته ایی بلکه برحقیقت شاشیده ایی حق وحقیقت ازکلمات مستهجن تو بیزار است کفر والحاد کجا وحقیقت کجا بی دینی وګمراهی کجا وروشنی ونور کجا
واقعا دستان شهید ملا بورجان قابل بوسیدن بود که سرکرده شما ملاعنه بنام علی مزاری به درک واصل ګشتاند همانی که حالا جعفررضایی از اوبنام شهید یاد میکند
مراد تو ازمکتب سرکاری چی است بی پدر!
اګر مراد تو ازمکتب سرکاری دانشګاه لوند درسویدن باشد همین اکنون بنده به سطح ماستری فارغ بوده دررشتهء سوسیولوژی درس خوانده ام وبرای ګرفتن دکتورا آماده ګی میګیرم.

مزاری:

24 مارس 17:41, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
جناب قرآنیار صیب !! میگویند :

خر عیسی گرش مکه برند ++ چوباز آید همان خر باشد

ویا سعدی بزرگ میفرماید :

علم چندانکه بیشتر خوانی ++ چون عمل در تونیست نادانی

نه محقق بود نه دانشمند ++ چار پایی براو کتابی چند!

آن تهی مغزراچه علم وخبر++ که بر او هیزم است یا دفتر

ویا :

نشاید بنی آدم خاک زاد ++ که درسرکند کبروتندی وباد

تو را با چنین گرمی وسرکشی ++ نپندارم از خاکی ، از آتشی

قرآنیار:

24 مارس 18:22
او بی پدر بی مادر!
من این اشعار بزرګان را پیش ازتو هم خوانده ام وهم میدانم وهم ان شاء الله به آن عمل می کنم. من دعوای کبر وغرور ندارم وازطرف دیګر مثل یک فراری سوسیال خور ومواد غایطه خوری که از ترس پسر نورمحمد قمار باز وطن وخاک خودرا ترک ګفته باشد ودرګوشه های هامبور ګ مصروف سګ شویی باشد نیستم

این بندهء الله به اساس بورس های تحصیلی دولت افغانستان لله الحمد رسما ازکابل آمده ام وبعداز ختم تحصیل دوباره به وطن مالوف ام برمیګردم. ولی تو مریض مالیخولیایی ازترس عطامحمد نور درآلمان سوراخ می پالی وخفاشانه وبی ناموسانه بخاطر یک جنګ سالار مجرم بسته عقاید ملیونها مسلمان را توهین وتحقیر میکنی وآنهم زیر عبارات وزین مدرنیزم وتبادل آراء وغیره الفاظ پر زرق وبرق
اما درعین حال توقع دارید که کسی شما را نګوید که بالای جشمان تان ابرو است درحالیکه فراموش کرده ایی که بزرګان ګفته اند:
که کلوخ انداز را جزا سنګ است.
من ابتدا پیامهای خیلی نرم وانسانی به آدرس شما فرستادم ولی دیدم که شما ازنسل انسان نبودید قبل از آنکه برمحتویات پیامها بپردازید به توهین وتحقیر دین برحق الهی دستان تان را کثیف ساختید
بناء بعدازین پیام شما ملاعنه را ببینم با همین سبک به آن جواب میدهم خواه کسی خفه میشود یا خوش خواه کسی سانسور میکند ویانه

مزاری:

24 مارس 18:45, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
جناب قرآنیار صیب ، بعد ازین همه ایزارکشی های تان ، سخت آرزو دارم یکی از همان پیام های خیلی نرم وانسانی ؟؟ شما را بخوانم ، لطفأ آدرسش را برایم بفرستید ، اگر توانایی این عمل انسانی را دارید و دروغ نفرموده باشید !! یا اینکه مانند همیشه چادری می پوشید و گاهی از خجالتی و شرم پیشروی کاروان اتن میکنید . هه هه هه

قرآنیار:

25 مارس 11:27
بی پدر جان !
من نوشتم که از اول با خودت اززبان نرم کار ګرفتم ولی توانسان نبودی لطفا به این پیام خودم دوباره مرور کن!

(28 فوريه 16:31
آقای مزاری!
من گاهگاهی اگر وقت داشته باشم سری به کابل پرس می زنم. اینکه چرا نامم را نمی نویسم هدفم این است تا دوستان بدانند که پنهان شدن زیر نام مستعار ویا انتخاب ننمون نام درفضای ازاد کابل پرس یکی است
تا وقتیکه چنین فضای ادامه داشته باشد نباید دوستان معترص به اسلام از مخالفان شان توقع مناظره را داشته باشند. من گفتم که گاه گاهی به ‍کابل پرس سر میزنم روی همین منظور من شما را متهم به ترس وجبن کرده ام زیرا دریکی ازپیامهای تان درهمین کابل پرس راجع به والی مزار آقای عطامحمد نور پسر کاکا نورمحمد ضمن اینکه بر ایشان خیلی زیاد تاخته بودید خودتان نوشته بودید زمانیکه من مزار رفتم واقعا ترسیدم زیرا درزیر سایهء این اقا دیگر مخالفی نمیتواند زنده گی کند. اگر شما همان مزاری استید پس من ترس وجبن را به اساس ادعای خودتان بشما نسبت داده ام. درغیر آن اگر شما مزاری دیگری باشید وازمخالفان عطامحمد نور نباشید ازشما معذرت میخواهم.
اما درمورد نقد قرآن خدمت شما عرض شود که نقد را کس میکند که قبل ازهرچیز دیگر به زبان کتبی ولهجوی ولغوی یک کتاب احاطه واشراف کامل داشته باشد. قرآن مانند دیگر کتب دینی زبان رسمی خاص خودرا دارد برخلاف بابیل های متفاوت وتلموتهای که بزبانهای مختلف اروپایی ترجمه شده ویکی بادیگری سر نمیخورد.
بناء به نظرمن نقد قرآن کلمهء عادی وپیش افتاده نیست که هر دشنامزنی واتهام را بنام نقد برآن روا داریم. روشهای نقد امروز در دانشگاه های غرب حتی مورد پذیرش مسلمان ودانشمندان مسلمان قرار گرفته است. دانشگاه الازهر مصر که سابقهء تقریبا نه صد ساله دارد با ورود استعمار فرانسه شکل ومیتود درسی آن تغیر یافت.یعنی اینکه علوم اسلام به شعبه های مختلف تقسیم گردید
مثلا کسی که علم فقه را میخواند باید درهمان رشته تخصص بگیرد
کسی دیگری اگر زبان وادبیات عربی قرآنرا میخواند باید درهمان رشته بحد تخصص برسد رساله بنویسد واز دکتورایش دفاع کند بهمین ترتیب که قانون ودیبلوماسی را میخواند باید خودش را آمادهء نوشتن رساله وماستری ودکتورا وغیره بنماید پس بسیاری چیزهار ا ما مسلمانان از غرب آموختیم وبسیاری چیزهارا آنها ازما آموختند. حتی همین ابن خلدون را به کشورهای مسلمان غربی ها شناسانده است بناء طبق اصول نقد نویسی ونقد نگاری درهررشتهء که باشد باید گفت که درنقد قبل ازهرچیز دیگر بیطرفی ناقد را مدنظر داشته باشید. دیگر اینکه زمانیکه نقد تمام شد بدیل آنچه نقد گردیده است باید پیشکش مردم شود که اگر این کتاب دارای تناقضات وکمبودات است پس کتاب درست تر آن کدام است؟ این نوع نقدهارا میتوان نقد علمی واکادمیک دانست ولی من بعید میدانم کسی که به نیت آموختن وتحقیق مسایل قرآنی به قرآن رو می آورد او به حقانیت این کتاب برحق مومن نگردد
این معجزهء این کلام پاک است هرکه بخواهد بیطرفانه وبدون عقده های نفسانی آنرا بیاموزد خواهی نخواهی روزی به آن تسلیم میشود. ازذکر رجال وشخصیتهای که به همین منظور قرآن را خواستند بیاموزند فعلا میگذرم
ولی خلاصه عرض میکنم بسیاری ازکشیشهای مسیحی پرشوری که مانند یوسف استید درامریکا قلبش مالامال ازدشمنی بامسلمانان وقرآن بود امروز بنگرید که بحیث بزرگترین داعی اسلام ظهور کرده است. مگر او نسبت عزیز یاسین نام مستعار نویس کمتر تورات وبابیل را خوانده بود؟
بهرترتیب من چنانچه عرض کردم با عقاید خرافی که براساس عقده وکینه علیه اسلام وقرآن درجامعهء عقب ماندهء ما ابراز میشود موافق نیستم واینچنین نوشته هارا صرف ضیاع وقت برای خود نویسنده خواننده ودیگران میدانم بهتر است که به موضوعات اساسی جامعه؛ درد ورنج مردم عوامیلکه باعث این عقب مانده گی شده است پرداخته شود نقد قرآن ویاکشف تناقضات وغیره مثل این است که کسی سر خودرا بدیوار سنگی بکوبد دیگر چیزی احاصلش نخواهد شد.

یک موضوع دیگررا هم که برایتان درین پیام بنویسم تحریک آلهء تناسلی بود که من درپیام قبلی ام نوشتم نمیدانم که شما از آن شوخی چه برداشتی کردید
اما حالا برایتان می نویسم که منظورم این بود که خداوند کسب لذایذ را هیچگاه منع نکرده است . احساس جذب جنس مخالف در وجود بسا زنده جانها وجود دارد که بعداز یکجا شدن احساس آرامش وسکون به آنها دست میدهدعلاوه باعث توالد وتناسل نیز میگردند ولی دربهشت بخاطریکه غایه وهدف توالد وتناسل نیست مطابق نوشتهء آقای بیژن بهشتیان ازهمان لذایذ برخوردار میباشند واین جزو ایمان یک مسلمان باشد که من به آن باور کامل دارم
به سلامت باشید)

واین هم پاسخ خود تو بی پدر مادرجنده که زیر ماسک انسانیت خودت را پنهان کرده ایی

( 28 فوريه 17:47, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
آقای × درود و احترام متقابل تقدیم است . من حقیر همان نبیل مزاری ام و ترس داشتنم از معلم عطا ناشی از حقیقتی بود که صادقانه آنرا نوشته بودم و این دشمنی نه بر اساس عقاید فکری ام بوده بلکه مسایل سیاسی را در قبال داشته و دارد . معلم عطا آن مسلمان سابق نیست که به خاطر نداشتن ریش سر می برید و کارمند دولتی را بخاطر ارتباطش با دولت بنام کمونست تیر باران میکرد . بفرمودۀ شما این ترس و زبونی ام باعث آن نشده که از خط فکری ام عدول و سرپیچی نمایم . به شهر پدری ام رفته ام ، میروم و خواهم رفت .

اما در قسمت معانی آیات قرآنی این را باید خدمت بزرگوار بنویسم که این معضله هرگز حل نخواهد شد . آیات قرآنی به فرموده شما و بسیاری از علمای فقی اسلامی چنان گویا بغرنج ، پیچیده و درهم برهم است که بخاطر فهمیدنش حتی به خود تازی های تازی زبان مشکل خلق نموده است ، عجم را بگذارید بر سر جایش . چی باید کرد تا کلام خدا دانست ؟ به تفسیر رو بیآوریم و یا خود باید زبان قرآن بیآموزیم ؟ چی خدایی که بنده گان عمری زبان تازی بیآموزند تا بدانند که خدا چی حکم نموده ؟ چقدر این استدلال بجا است ؟ تفسیرها را که همه علمای فقی اسلامی به نفع خود نظر به مذاهب گونه گونه آنرا تفسیر نموده اند و به تفسیر هم که نمی شود اعتبار کرد ! پس چی باید بکنیم ؟ یک مفسر عمل آیات سوره (قل یا) را منسوخ میداند و دیگری نزول آیات قتال و قتلو را نظر به شرایط همان زمان تفسیر نموده است ، کدام یک درست است ؟ یکجا حکم است که ترا دینت و مرا دینم و دیگر جا حکم شده که اگر همسایه به دینت نبود با او پیکار نما . کدام آیت قابل اجرا است ؟ هیچکسی به این راز پی نبرده . بیائید ازین گفتمان بگذریم ، شما را دین تان و ما را دین ما ! ( لكم دينكم و لي دين ) .

به این راهی که شما میروید مشکل است تا بتوانیم خط مشترکی پیدا نمائیم زیرا شما از مفاهیم آیات قرآن برداشت دیگری دارید و ما دیگری . ما همان برداشتی را داریم که در زیر هر آیت ترجمه شده فقط همین ولی شما آنرا از منظر دیگری با تفسیر احمد و محمود قرائت میکنید . وقتی ملا و آخند کمزور است در منبر از صلح سخن دارد ولی همینکه بقدرت رسید ، عمل طالب مسلمان و شیوخ عربستان ناجی مسلمانان را همه دیدیم و می بینیم . لطفأ ننویسید که هر عیب که است در مسلمانی ماست ! ما آن خدایی که در بین دیوار و خانه سنگی مقام گزیده و همه ساله باید به بانک های پسران آل سعود به خاطر دفع گناهان و اجرای رکن دین پول بپردازیم را قبول نداریم . این خدای رشوه خور قابل پرستش نیست !! این سرودۀ زیبا را به تمام دوستانم تقدیم میکنم .)

این هم دلخوشی عزیز یاسین حرامی که ازیک سخصیتیی چون تو تقدیر بعمل آورده است:

13 مارس 00:29, بوسيله ى عزیزیاسین
نبیل عزیز و گرامی درودبر شما
این طرز بیان شمابسیار مور د پسندم قرار گرفت آنرا دوبار به همان لهجه یی که نوشته بودید خواندم ودرچند مورد از ته دل خندیم و حظ بردم ... دستتان درد نکند بسیار زیبا و شیرین نوشته اید ... بلی حرف همینجاست این اسلامستهای بیچاره همه شان به فیل مرغ میمانند که هنگام باربردن مرغ میشوند و هنگام پرواز فیل .. و قتی در برابر دلیل و برهان مخالفین مجاب میشوند دست به هر خس وخاشاک انداخته تلاش مینمایند تا به گونه یی از میدان فرار نمایند و لی مطمئن باشید که من و امثال من رد این فیل مرغها را رها نکرده به یورشهای بی امان خویش علیه آنان و کتاب سراپا مملو از خطا ها و تناقضات وزورگوییهاونفرت انگیزیها ی آنان إدامه داده و صحنه را رها نخواهیم کرد.و با شمشیر علم و دانش و برهان و منطق با این هیولای وحشی خواهیم رزمید
پیروزی نهایی ازآن علم ودانش است
مؤفق باشید
یاسین)
واین پیامی که عزیز یاسین به ستایشګران وجاهلان عقده مندتر ازخودش فرستاده است:

3 مارس 00:49, بوسيله ى عزیزیاسین
جلال عزیز و ارجمند درود بر شما
از مهربانی وذره نوازی شما یک جهان سپاس
آنچه شما فرموده اید کاملا به جاست حال دیگر وقت آن فرارسیده است تا با استفاده از همه وسائل و امکانات دست داشته علیه خرافات و عقبگراییها و جزم اندیشی ها و در مجموع علیه هرچه دین و دین باوریست با جرأت و متانت وبدون هیچگونه ملاحظه کاری وکرنش به رزم و پیکار بی امان پرداخته شود .. من به شما و همه آزاد اندیشان و آزادیخواهان وعده میسپارم که این پیکار برحق را تا آنجا که برایم مقدور باشد ادامه داده و از هیچگونه قربانی و فدا کاری در این راه شرافتمندانه دریغ نخواهم کرد. و یگانه پاداشی که توقع دریافت آنرا دارم تآیید و پشتیبانی روشنفکرانی چون شماست.
به آرزوی پیروزی دانش بر جهل وخرافات دستتان را صمیمانه میفشارم
بدرود
یاسین)
بح! بح!
هرقدر این جاهل کینه تور حرامی مورد تقدیر قرار بګیرد دست دوستان خودرا به رسم دوستی می فشارد ولی هروقتیکه مورد نقد قرار بګیرد ولو ازطرف همفکران سابق خودش اورا شترمرغ میخواند
و وعده می سپارد که خیلی زود به ارائهء پاسخ ها مبادرت می ورزد.
سبحان الله این قدرت ذات الله بزرګ است که انسان نماهای که علیه روشنی ونور می جنګند آنها را هم بوسیلهء خودشان وهم بوسیلهء دوستان حق پسند رسوا مفتضح میسازند وهمه میدانند که پزوهشګری دلسوزانه وبیطرفانه با کینه توزی وتوهین عقاید ملیونها انسان اززمین تا آسمان فرق دارد.
به امید رهیابی کمونیستهای حرامی وکینه توز افغانستان

مزاری:

25 مارس 14:39, بوسيله ى خ.نبیل (مزاری)
آقای قرآنیار و یا شبیر ! اگر شما مسلمانید و مدافع اسلام عزیز با هزاران روی و لباس که گاهی دولکی می شوید و گاهی هم جهادگر ، به یک سخن ما بینوایان را از همان اسلام عزیز تیر ! این جمله را هم شما نوشته اید : ( ازتصویرزیبای که از حوریان جنت خصوصا از قصرهای بهشت ترسیم کردی باور کن که آلهء تناسلی ام را تحریک کردی دلم میشود که همین اکنون خودم را دریکی از سنگرهای جهاد شهید بسازم اما نه به شیوهء طالبانی جبونانه بل با شجاعت درسنگر جهاد وبا فکر وعقیده وایمان درست.) وقتی ایمان درست شما شهادت در سنگر جهاد باشد و شما را آلۀ تناسلی در کنترول نباشد و هر جای بشاشید و با شنیدنی داستانی منی بریزید و انتحار نمائید ، بهتر همانست که راه ما از شما جدا باشد . من حقیر افتخار دارم مانند شما جهادگر و تروریست را دشمنم .

قرآنیار:

25 مارس 19:23, بوسيله ى قرآنیار
مزاری بی پدر هم وهم بی مادر!
ازتو می پرسم که آیا تنها من زیر نام مستعار پنهان هستم ویا اینکه رفقای همکیش وهم پیک تو نیز زیرنامهای مختلف ګاه موافق وګاه مخالف خودشان را درین سایت پنهان کرده اند.
یک نمونهء آن حبیب نام است که دریکجا بصورت ساختګی ګویا از اسلام دفاع کرده ولی زمانی می بیند مدافع حقیقی اسلام پیدا شد راه خودرا عوض میکند. قبل ازآنکه نمونه را برایت بنویسم و دوپیام متناقض حبیب الله نام را برایت نشان بدهم یک مطلب را برایت درقسمت نعوظ آلهء تناسلی برایت بنویسم که من آنرا به شکل طنز ګونه نوشته ام زیرا ماتریالستان بی دین وآتش پرستان فاشیست فارس درحول وحوش مسایل سکسی میخواهند بر اسلام وآیات قرآن تمسخر نمایند. من فقط بازبان خودتان آن عبارت را بکار بردم که خداوند بزرګ اګر این آلهء تناسلی برای بشریت داده است هدف این است که تا ازین آله به نحو شایسته ای ودرچارجوب قوانین وضوابط انسانی از آن کار ګرفته شود. خدا کند که ترا خرفهم نموده باشم. اګرتو پدرلعنت حرامی اینقدر طرفدار اخلاق وانسانیت می بودی بالای این کافر ملحد هم اعتراض میکردی که چه نوشته است لطفا بخوان:

(29 فوريه 20:06, بوسيله ى شیر جان
من تا خواندن نظرات صاحب نظران به این فکر بودم که حاجی کامران راست می گفت و حالا از ایات و ترجمعه آیات ، تفاصرو حکایت های شما معلوم می شود که حاجی کامران دروغ گفته . القصه بعداز پیروزی مخالفین حکومت نجیب الله حاجی کامران فرار و از راه بندر قزل قله (شیرخان) خ.د را به تاشکند رسانیده و در یکی از هوتل های ازبکستان جای گیرفته بود افغانستانی های تاشکند با شنیدن انکه حاجی کامران امده یکی پی دیگری برای دیدنش میرفتند از قضا روزی من هم با دوستان به دیدن حاجی کامران رفتیم و چند ساعتی را انجا بودیم دراین فاصله هم وطنان به نوبت می امدند و همه یک رنگ پرسان داشتند حاجی صاحب چطور آمدید؟ چندین بار یک رنگ و تکراری به هر کدام جواب داد که از هیچ گذر گاه اجازه نیافتم مجبور شدم از راه قندز و شیرخان برایم . سوال که هر کسی میدارمد و می پرسید نفر 4 یا 5 ام زمانکه داخل اتاق شد همین سوال را پرسید .حاجی چون از این پرسش خسته شده بود گفت او برادر چند بار تکرار کنم هم وطن اصرار کرد تا حاجی پاسخ بگوید یک ویکباره حاجی عصبانی شد و پاسخ داد " کون ما می خارید که برامدیم" حالا آمدیم سر اصل مطلب روزی یکی از افغانستانی های باشنده تاشکند از حاجی کامران پرسید .حاجی صاحب شما خو نسبت به ماها از اسلام و دین خوبتر اگاهید لطفا بگوید که حوران بهشتی را خدا برای ما مرد های با ایمان و نماز خوان وروزه گیر وعده داده است پس این غلمانهای برای که هستند ؟ حاجی کامران چنین پاسخ داد او لوده!!!! اگر غلمانها نباشند خواهر مادر من وتو در آن دنیا با کی سکس کنند. من فکر می کردم غلمانهای را الله برای زنان مسلمان وعدع داده است ولی از نوشته های شما معلوم می شود که برای زنها الله نه شراب وعده داده و نه جوان زدونوک و این غلمانها هم برای بچه بازان به قول هارون یوسفی قندهاری ها آفریده شده اند. حالا از دوستان که واقعا در مورد چیزی میدانند ما را روشن کنند . الله تنها برای مرد ها این وعده های سکس با دختران باکره و شراب های انتهور و بچه هاب بی موی را داده و یا برای خانم ها هم جونان نیرو مند وسکسی و عده داده است . اگر به زنها وعده داده است پس افغانها چطور قبول دارند که در اآن دنیا زنشان برود با مرد های بیگانه شراب بخورند و بسکسند ؟ غیریت اوغانی و مسلمانی چه می شود؟ یا در جنت غیریت میرت نیست ؟ امید وارم من را از جمله کافران نپیندارید من از پدر ومادر مسلمانم الحمد الله و به ده صفت الله تعالی و ده صفت پیغمبرم ایمان دارم به دو کلمه ی آمنت با االه هم باورمندم )
اما من میګویم بر پدر همان پدری لعنت که انسان خبیث همچو تو چوچهء حرامی بدنیا آورده است. کجاست مزاری ملعون که درین باره برای دفاع از اخلاق اعتراض کرده باشد؟

حالا توجه کن به نوشته های یکی از همزادان حرامی خودت که زیر نامهای مختلف حتی دارای هزار چهره نیز است ګاه چهرهء های بظاهر موافق ومخالف چګونه خودشان را پنهان کرده اند. واقعا باید اذعان داشت که شما حرامی های مادر زنا وخواهر زنا تشریف دارید خودتان زیر هزار نام خودتان را پنهان میکنید ولی از دیګران توقع دارید که زیر یک نام باشما طرف قرار بګیرند.
کامنت ګزاری بنام حبیب برمن تاخته است که ګویا من جفنګیات نوشته ام:

(24 مارس 06:37, بوسيله ى حبیب

آقای نویسنده ی بی نام وبی هویت!
وقتی نوشته ی بی مفهوم و پرت وپلا گوئی تورا خواندم، به نظرم چنین معلوم شد که گویا کدام آدم مالیخولیائی این مزخرفات را نوشته که نه خودش می فهمد که چی نوشته ونه به سایرین کدام مفهومی را میرساند. وقتی کامنت دیگری را که صورت اصلاح شده ی نوشته ی شما آقای بینام وبی هویت بود خواندم آنگاه ملتفت شدم که آنچه نوشته ی صورت مثله شده ی نوشته ی کسی دیگری است که سرقت نموده ی ودرک نمودم که با یک مسلمانی اصیل مواجه هستم که دارد خصلت ذاتی اسلامی خودرا به نمایش می گذارد وبجز از کلمه ی" شرم باد" برتو نویسنده ی مسلمان بی هویت چیز دیگری ندارم که نثارت کنم.این نکته را نیز باید علاوه بدارم که فقط بی ادبان وقتی چیزیرا مینویسند ازذکر نام خودابا می ورزند. حبیب)

اما همین حبیب درجای دیګر مدافع اسلام شده وګویا خواسته است خودش را طرف مقابل عزیز یاسین نشان دهد و جنین می نویسد:

( 6 ژوئيه 2010 04:47, بوسيله ى hbibulla
َ
سلام برای همه
عزيزياسين !

بلاخره تمام منطق شما اين بود از شما جز اين چيزی ديگر انتظار نداشتم
كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏كند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى; ايمان نخواهند آورد. (6)

خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده; و بر چشمهايشان پرده‏اى افكنده شده; و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. (7)

در دلهاى آنان يك نوع بيمارى است; خداوند بر بيمارى آنان افزوده; و به خاطر دروغهايى كه ميگفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست. (10)
و هنگامى كه به آنان گفته شود: «در زمين فساد نكنيد» مى‏گويند: «ما فقط اصلاح‏كننده‏ايم س‏ذللّه! (11)

آگاه باشيد! اينها همان مفسدانند; ولى نمى‏فهمند. (12)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «همانند (ساير) مردم ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟!» بدانيد اينها همان ابلهانند ولى نمى‏دانند! (13)

خداوند آنان را استهزا مى‏كند; و آنها را در طغيانشان نگه مى‏دارد، تا سرگردان شوند. (15)

آنان كسانى هستند كه «هدايت‏» را به «گمراهى‏» فروخته‏اند; و (اين) تجارت آنها سودى نداده; و هدايت نيافته‏اند. (16)

آنها كران، گنگها و كورانند; لذا (از راه خطا) بازنمى‏گردند! (18)
ختم پیام حبیب نام

برداشت من ازین نام حبیب این است که ایشان مدافع تصنعی ونمایشی اند ورنه یک اسم ویک انسان حقیقی وحقوقی واحد اګر واقعا مطالعات قرآنی داشته باشد چرا باید از اسلام ،دین برحق الهی این چنین بی پایه دفاع کند وتبر دشمن خویش را دسته کند.

چنانچه عزیز یاسین حرامی به این مدافع ساختګی وتصنعنی چنین عالمانه ارشاد میفرمایند:

( 6 ژوئيه 2010 16:53, بوسيله ى عزیز یاسین
حبیب جان عزیز سلام
من در بخشهای بعدی حتما بالای تمام آن خزعبلات و نابخردی هایی که تذکر داده یی نقد و نظر خود را خواهم نوشت و امید وارم بتوانم شما و امثال شما را ازنابخردی وازخود بیگانه گی واین چاه تاریک دین باوری و خداپرستی برون نموده چشمانتان را باز نمایم تا شما هم مانند من وملیونها آدم دیگر جهان را باچشمان خودتان ببینید نه با چشمان دیگران . فقط منتظر انتشار بخشهای بعدی باشید
عربز یاسین)
لطفا به تاریخ های این تبادل افکار توجه کنید ودقیق شوید که حبیب نام درسال دوهزار دوازده برضد اسلام شده است ولی درسال ۲۰۰۱۰ بدون اینکه چیزی ازین مناظرات قلمی اش با آقای عزیز یاسین تاثیر کرده باشد برضد اسلام شده است حالا معلوم نیست که این حبیب نام آیا همان یک حبیب است ویا دو
ولی اصل پرسش این است که مزاری مادر زنا ازمن حقیر توقع دارد که باید زیر یک نام با ایشان به بحث بپردازم واه واه چه بحثی وچه پژوهشنګرانی وچه وجدانهای سالم وانسانی!!!!!!!؟
اما سخن آخر:
مزاری فرموده است که مارا ازین اسلام تیر!
خوب! خیل بجا فرموده اید هیچکس شمارا وادار نساخته است که اسلام را قبول کنید! اګر همین حرف درکامنت های قبلی ات می نوشتی وزبان قرآن را زبان سګ خطاب نمیکردی وبرمقدسات مسلمین نمی تاختی من با تو حرامی چه کار داشتم. آیا شرط است که تو درتمام موارد باید پیام بګذاری؟
زمانیکه پیام میګذاری باید همین حرف مقبولت را که : شمارا راهی ومارا راهی بادرنظرداشت همین مقوله پیامهایت را میګذاشتی تا خودت ویا دیګران از آن استفاده میکردند.
دریک موضوع که معلومات نداشتی می توانستی حاضعانه ازدیګران با ادب واخلاق طالب معلومات میشدی
ولی تو در آخر به این نتیجه رسیدی که تو راه مستقل پیشه باید بکنی که مارا درین زمینه اعتراضی نیست ولی هر وقتیکه پیام های بی سرو ته ومعترضانه ومتعرضانه وهتاکانه را از توبخوانم با همین سبک با تو برخورد میکنم.

مزاری:

سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند ...
25 مارس 20:11, بوسيله ى خ.نبیل (مزاری)
آقای قرآیار یا خان شبیر خان ! این استدلال شما که فلانی و فلانی هم با چند نام و بی نام می نویسند بدین معناست که او که چنین گ.. خورده من چرا نخورم .

خان شبیر خان ! مسلمانی شما را از همه بهتر من حقیر میدانم . در رسم و عنعنه اوغانوالی شما بوی و سراغ بفرموده شما اسلام عزیز تان نیست . میخواهید مستند برایتان ویدیو بیاورم؟ این همان اسلام عزیز شما نیست که به حبیب الله بچه زنباره عبدالرحمن ، صد زن فتوا داده بود ؟ این همان اسلام عزیز تان نیست که جهاد را بر علیه شاه به اصطلاح مترقی تان اعلان نمود و شما منگلی ها تا بیرون مرز ها شاه مترقی خود را پیش نمودید ؟ این همان اسلام عزیز تان نیست که اگر پول و دالر قربانی را حاجی بینوا و ساده دل به بانک های پسران آل سعود نپرداخت ، قربانی اش قبول الله تعالی نمی شود ؟ این همان اسلام مبارک و عزیز تان نیست که جزیه گرفتن از مسلمان ،کنیز و غلام نمودن انسانها را امر نموده است ؟ بروید خان شبیر خان شینوار و باجور این سنگ اسلام عزیز تانرا به سینه کوبید مانند جهانی صیب که سایر منگلی ها انتحاری شوند ، کابل پرس جایش نیست .

(تازی) چو شود خسته ز اسیب سواری++ صد دختر گل چهره بمالند بدنش را

(مسلمان) که نعمت ده (تازیست) چو میرد++ده روز کسی نیست که بدوزد کفنش را

نی کس که دهد لقمه نانی به یتیمش++نی کس که به کاری بگمارد زنش را

با این همه هرکس بگوید (اسلام عزیز) است ++ باید که با مشت بکوبند دهنش را......لاهوتی

قرآنیار:

سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند ...
26 مارس 08:47, بوسيله ى قرآنیار
مزاری جان مادر زنا!
خودت ثابت کردی که مانند دیګر همقطاران نالایق ، بی سویه، عقده ایی، کینه توز و میکروب مانندت ازیک شاخچه به شاخچهء دیګر می پری.
ازنظر منطق کلامی اګر مستعار نویسی بمعنای ګوه خوردن باشد پس این ګوه را قبل ازهرکس دیګر رفقای جاناجانی ات نوش جان کرده اند همان رفقای فیلسوف نمای که دست تان را برسم دوستی میفشارد، وازتهء دل از استعمال کلمات مستهجن تو ګوشت میګیرد.
اما تا جای که فضای آزاد کابل پرس را مطالعه نموده ام نوشتن نام یا بی نام ویا مستعار نویسی را بدرجهء ګوه خوردن قبیح نشمرده است واین اجازه را به تمام کاربران داده است تا با حفظ آداب واخلاق ورعایت عفت کلام با یکدیګر شان به تبادل افکار بپردازند.
ولی بازهم من به همان پیام اولی خویش برمیګردم، من شبیرکاکر نیستم، اګر می بودم پیامهای که درآن خودت وهمفکرانت را با زبان انسانی وبدون ذکر نامم ، مخاطب نموده بودم ، آنوقت نیز می توانستم شبیر کاکر شوم، ولی زمانیکه دیدم که توهین ها وتحقیرهای خودت ازحد ګذشت بناء نظر به ضرب المثل معروف جزای قروت آب ګرم ،دانستم که تو دربرابر همان نام حساسیت داری خواستم از آدرس همان شخص که شاید از بعضی جهات با من همسویی عقیدتی داشته باشد، استفاده کنم وبرایت نشان دهم که اګر روشنګری معنایش دشنام وتوهین باشد دیګران نیز ازعهدهء چنین کاری بخوبی برامده می توانند و اما من شخصا این کار را خلاف پرنسیب های علمی واخلاقی خودم میدانم. من سر وکارم با مسایل تحقیق در زمینهء جامعه شناسی است، دانشجوهستم بعدازختم تحصیلات بوطنم برمیګردم.

خوش دارم که چیزهای جدیدی ولو باعقاید دینی ام سازګار نباشد بخوانم تا بدانم که دیګران خارج ازحوزهء دین درارتباط با دین من چه فکر میکنند. ولی تا جاییکه برایت ثابت کردم این هموطنان ترسو وجبون من مانند عزیزیاسین که ازیکطرف لاف فدا کاری وایثار وقربانی درراه عقیده وایمان شان را بمردم وعده داده اند ولی ازطرف دیګر بخاطر دفاع ازنظریه های بی پایهء خویش حاضر نیستند که از پردهء نام مستعار بیرون آیند، این اشخاص صداقت ایمانی حتی برهمان افکار وعقاید باطل خویش نیز ندارند.
لقمه های که این هموطن ما میخواهد بدهان ببرد از دهنش خیلی بزرګ است. این بر پیامبری می تازد، که آن پیامبر سر ازکاخ وقصر های پادشاهان که هرکدام، خودشانرا خدایان روی زمین میدانستند سربدر نیاورده است. آن پیامبر بدستور بیګانګان وبا توطئه ومستعار نویسی دین خودش را پخش نکرده است. او ګاه زیر نام حبیب وګاهی هم زیر نام عزیز یاسین عقاید خودرا برمردم نه قبولانده است. درحقیقت زنده ګی آن پیامبر خودش سرمشق برای انسانهای مبارز میتواند باشد. کسی که حاضر نیست بخاطر به اثبات رساندن نظریه های خود حد اقل مانند سیدقطب به پایهءدار برود آیا میشود وی را انسان شجاع ، صادق وهدفمند دانست؟
بګذریم ازاینکه هیچ خطری این موجودات ویروسی در اروپا تهدید نمیکند. یګانه خطری که این ها را تهدید میکند، مردود شدن شان ازطرف خویشاوندان ونزدیکان است.
آری! ترس عزیز یاسین وامثال وی ازظاهر شدن، همین ترس است که وی میداند این عقاید باطله دیګر به زباله دان تاریخ سپرده شده است. دیګر مارکسیزم لیننزم را به قول آیت الله خمینی باید درموزیمهای تاریخ جستجو کرد. ولی اسلام یک دین بالنده وپوینده است. ګذشت زمان حقانیت قرآن واین دین حنیف را ثابت میکند. یک سیر ګذرایی به جامعهء امروز هندوستان که اکثریت بودایی وهندو استند این حقیقت را بما نشان میدهد که لله الحمد اسلام درین جامعهء کثیر المذاهب سیر صعودی خودش را روزانه می پیماید. وحتی این حرکت ازنظر تاریخی قبل ازتقسیم شبه قاره به دوکشور هند وباکستان نیز محسوس بود، اما توطئه های انګلیس کار خودش را کرد.

نام شبیر کاکر را بسیاری های دیګر نیز به نفع خودشان استفاده برده اند ، تا جاییکه درکابل پرس افشاشده شبیر کاکر شخصی بنام قاضی موسی هستی است که ازطرف پدر پشتون وازطرف مادر تاجیک ویا بالعکس، علاوه برایشان ، شخص دیګری که زیر این نام مردم را دشنام زده است قاضی صادق میباشد که درلندن تشریف دارد ودرتلویزیونهای آریانا وپیام افغان هم مردم را توهین وتحقیر میکند، چنانچه در یکی از برنامه های آقای عمرخطاب سخنان عریان، یکی از تیلفون کننده ها که ازلندن صحبت میکرد این حقیقت را افشا کرد که قاضی صادق وقاضی هستی از دیر زمانی بدینسو برای توهین وتحقیر نمودن مخالفان شان باهمدیګر زیر نام شبیر کاکر سازش نموده اند، قرار ګفتهء این شخص، هردوی این اشخاص پشت پرده باهم در ارتباط تیلفونی بوده ویکی دیګرش را زیر همین نام درسایتهای مختلف، پشتییبانی میکنند، هردوی این قاضی ها باهمدیګر سابقهء آشنایی دارند، هردوی شان مانند دیګر هموطنانی چون اسحاق نګار ګر، باقی سمندر، ودیګر سوسیالیستهای برګشته بسوی اسلام ، سابقهء چپی داشته اند ولی جناب قاضی هستی ګاه با اسلام سرسازګاری دارند وګاهی هم نه. آن بزرګوار نیز بخاطر ایجاد بی اعتمادی میان کاربران کابل پرس تاکنون بیست بار تغیر نام وهویت داده اند، اپریل، تریدر، سوتیا ، خراسانی ، مرادبیک ، تاش مراد، ازنامهای دیر دوام تر شان بوده است.
اما زیرنامهای بابک، بابک روشنضمیر، نجیب کامل، عطاخیل، ګوربز، جلال ، بایانی وغیره نیز کامنت ګذاشته اند.
اما من درین سایت زیاد پیام نمیګذارم، خوش دارم زیاد بخوانم، کم بنویسم، باکسانیکه مرا ازنزدیک دیده اند میدانند که من زیاد می شنوم ولی کم میګویم.
دیګر موضوعات تو درقسمت پادشاهان افغانستان واقوام پشتون وعملیات انتحاری، رفتن به حج وحاکمیت آل سعود برحرمین وغیره چیزهای تکراری جنابعالی است که بارها ازنام وآدرس خودت خوانده ام چیز جدیدی برای نوشتن نداشتید. هرګاه چیز جدید را درآن میدیدم درآن می توانستم روشنی بیندازم.

مزاری:

26 مارس 10:58, بوسيله ى خ.نبیل (مزاری)
آقای قرآنیار یا شبیر کاکر ! درونمایه پیام کشال شما هم تکراری و تکراری بود که بار ها آنرا از زبان شما و دیگران خوانده ام . تا زمانیکه نپذیرید دین اسلام در خوش خدمتی پادشاهان افغانستان بوده ، قبایل اوغان بیشتر به اوغانوالی ارزش قایل اند تا احکام اسلام عزیز تان ، عملیات های انتحاری چی پشتون و غیر پشتون نه بخاطر دین و جهاد فی سبیل الله ، بلکه جنایتی است که اهداف سیاسی درآن نهفته است ، رفتن به حج وادای چهل نماز در مدینه و حاکمیت آل سعود برحرمین وغیره امر و نهی مسلمانهای زن باره سعودی است تا از پول بی خردان فربه و فربه تر شوند ، باز هم تکرار و تکرار می نویسم تا دل تان بکفد واز نداشتن پاسخی ازحال رفته جفنگ بسرائید .

قرآنیار:
26 مارس 14:21, بوسيله ى قرآنیار
من همان پیشنهاد مرشد تو عزیز یاسین را برایت توصیه میکنم که با عقل وخرد خود کوشش کن که حقایق را دریابی تو چیزی برای ګفتن ونوشتن نداشتی جز اینکه ایک شاخچه به شاخچه ای پرواز کنی.
این بحث شاهان وقبایل اصل موضوع کدام اشتراک عقلانی ندارد.

ختم

نتیجه:

ازمجموع رد وبدل نمودن این پیامها چه من ومخالفانم وچه عزیز یاسین وباقی سمندر ودیګران به این نتیجهء قطعی می رسیم که اینګونه افراد بظاهر نویسنده که درسال یکبار مطالب سرقت شده از سایتهای ایرانی را درکابل پرس با آوردن اندک تغیراتی درکلمات آن نشخوار مردم میکنند نه اینها نویسنده اند ونه هم صاحبان عقل وخردیکه خودشان درظاهر امر ازآن می لافند. همان طوریکه درجنګ اول خلیج بعداز آزادسازی کویت از دست صدام یکی ازجنرالهای امریکایی دربارهء صدام حسین ګفته بود:

به نظر من صدام حسین نه یک سیاست مدار ماهر بود ونه هم یک افسر خوب ونه هم یک سرباز خوب. در وجود او من هیج استعدادی نیافتم. این ګفتهء جنرال امریکایی دربارهء صدام دقیقا بحال آقای عزیزیاسین نیز صدق میکند. آقای عزیز یاسین نه یک نویسندهء خوب نه یک قرآن شناس درست ونه هم یک باسواد درست میباشد. ایشان فقط برای بیدار ساختن جوانان مسلمان فارسی زبان خوب تر با این نوشته های ضعیف شان غیر مستقیم مفید واقع ګردند. اما ازجانب دیګر این نکته قابل فراموشی نیست که : اینها با تحقیر وتوهین نمودن مسلمان وحریحه دار ساختن احساسات پاک مسلمانها درپی کسب مقام وجاه از باداران امروزی شان اند. دیروز قبلهء آمال این افراد اتحاد شووی بزرګ بود. اما امروز امپریالیزم غرب . کوشش وتقلای این افراد این است که به کشورهای خیرات دهنده بفهمانند که غیر ازینها دیګران یا تروریستهای مذهبی و وابسته های القاعده وغیره اند ویاهم بی سوادان وجاهلانی که استعداد حل شدن در تمدن غرب را ندارند بناء بهترین افراد شایسته وقابل اعتماد برای جوامع غربی خودشان استند.

اما این را آقایون بدانند با تمام این ازخود ګذریها و پشت نمودن به فرهنګ خودی واز دست دادن آن مفت ورایګان به جوامع غربی، جامعهء غرب شمارا نیز مانند مسلمانان لایعقل وناقص حساب میکند که پرداختن به آنرا به بحث های آینده موکول میکنم.

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

20 دیدگاه
احسان

نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه 27 مارس 01:13, بوسيله ى نظام
آقای قرآنیار! کم لطفی نمودیدکامنت آخری بنده را ضم مکتوب تان نکردید اینک آن کامنت رازیر کلکسیون نوشته های تان آوردم تاکلکسیون ات کامل شود. ماشاء ا لله چه حوصله ای البته در بخش نظریات.
غیب دانی ناکار آمد
آقای قرآنیار! بگمانم غیب دانی ات را کثافات اسلامی چرکین ساخته ودرست نمی تواند با عالم بالا ار تباط بر قرار کند و جلو خبر گزاری اجنه های قرآنی وابلیس را هم ماهواره های علمی سد کرده ، ازینر ونمی توانی با اجنه ها وابلیس کتاب مقدست ارتباط بر قرا رکنی و از آنها معلومات بخواهی که آیا این نظام بی نظم همان عزیز یاسین یا جعفر رضائی یا کدام (... است) این نوع فحش مخصوص مسلمانان واقعی است لذا مرا از ذکر با لمثل آن معذور فرما ویاهم کدام نبیره ی چنگیز است. بنده نه عزیز یاسین هستم نه جعفر رضائی ونه هم ذات چنگیزی دارم. به این تهمتت چه بگویم، اگر مسلمان نبودی بدون دلیل ومدرک اتهام نمی بستی، چون مسلمان واقعی هستی لذا معاف هستی هرچه در چتل دانی ات ذخیره داری بیرون بینداز، من ابداًنه ناراحت میشوم ونه هم از تو گله مند. فقط به این تذکر بسنده میکنم که در علم اخلاق اسلامی مقوله ی است که میگوید عالم اول باید انسان شود بعداً عالم، پناه بر خدا از کسیکه اولاً عالم شود بعد انسان.
آقای قرآنیار! ازینکه جد مرا چنگیز گفته ای وهم از خون خوارگی چنگیز یاد کردی، باید خاطر جناب عالی را مستحضر بسازم که من نژاد چنگیزی ندارم، لطفاً تهمتت را پس بگیر. اما علل وموجبه ی تهاجم چنگیز هم ناشی ازدستور قرآنی مسلمین بود، بدین قرار که چنگیز جهت تبادله ی داد وستد تجارتی بین کشور خود وممالک اسلامی یک قافله ی تجارتی بسیار بزرگی را مشتمل بر چهار هزارنفر بازرگان وتجار بدربار خوارزم شاه پاد شاه بخارا و مناطق تحت سلطه ی او فرستاد. به فرمان پاد شاه اسلامی یعنی خوارزم شاه تاجران وبازرگانان چنگیز بیرحمانه سربریده شدند واموال تجارتی ایشان مشمول غنیمت اسلامی گردید. در بدل این عمل حیوانی وخونخوارگی مسلمانان( البته تاآنهنگام چنگیز از کارنامه های بزرگ اسلام که از طرف حضرت محمد به عنوان اصل مسلم اسلامی در قرآن گنجانیده شده بود اطلاع نداشت) چنگیز قسم یاد کرد تا جهان را از لوث اسلام پاک نسازد شمشیر در نیام نگذارد. همانطوریکه قبلاً خدمت محترم معروض داشتم هر عمل از خود عکس العملی دارد، یا بگفته ی عامیانه نزن به انگشت که می زند به مشت یا هرکه باد کاشت طوفان درو خواهد کرد.
اینکه فرموده ای امروز از چهار گوشه ی جهان صدای الله اکبر بلند است، باور کن مو بر اندامم راست شد، زیرا پیش چشمم ذبح وسر بریدن انسانهای بیدفاع وگوسفند وار و صدای الله اکبر تجسم یافت، وباور کن که هنگام نوشتن این سطور دستم میلرزیدودر عالم خیال منظره ی گودال کندن مدینه و سربریدن یهودی های امان خاسته وتسلیم شده ی مدینه واهل کتاب را بخاطر آوردم که ذبح وسربرین آنان توسط مجاهدین شمشیر زن اسلام از صبحگاهان شروع وتا پاسی از شب ادامه یافت و زنان وفرزندانش با چشم اشکبار گاهی بسوی سر برین بستگانش وگاهی بسوی پیغمبر رحمت مینگریستند تا مگردریای رحم وعطوفت مبارک بجوش آمده و قلم عفوبرجرم ناکرده ی بقیه بستگانش کشیده وخود آنان را از تجاز جنسی مجاهدین شهوت ران اسلام در امان نگهدارد. لذا مغز و اعصابم به من نهیب زد که ای ساده بخاطر ذبح کفار، ملحد، مفسد فی الارض وبیدین احساساتی نشو رسول مقبول خون این طبقه را مباح اعلام داشته ومال ایشان را حلال، و این ذبح ها وتکبیر های پر شور وجذبه دار اسلامی تا آنگاهی ادامه دارد که در این دین مبین اصلاحات نیاید و مطابق تعاملات زمان تلطیف نشود وجنبه های وحشی گری اش زدوده نشود. لذا با نوشته وداع و پدرود گفتم وموضوع را در معرض قضاوت خوانندگان سایت می گذارم. نظام

نظام
نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

با معذرت ( بوسیله ای احسان درست نیست یک غلط تایپی است) بوسیله ای نظام درست است. عفو مسخواهم

ناشناس

نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

بعضی از کامینت ها که صرف نداشت را از قلم بدور انداخته اید:

مثلا:

24 مارس 08:00 قرآنیار
رهګذر بیخدا جنین فرموده اند:
؛؛یکی ازصفاتی که قرآن به جن گرایان ارزانی فرموده صفت وحشی گری است.
وحشیگری یعنی اینکه بهم زدن نظم جهان از طریق تیرور و آدم کشی؛؛
اما من بینام این را می پرسم که برای اولین سلاح هستوی را علیه بشریت کی استعمال کرد وهزاران انسان بیګناه را پیروان کدام ایدیالوژی بخاک وخون کشاند؟ امروز پیروان کدام قدرت شیطانی برکشورهای ضعیف حمله نموده ونظم امنیت انسانی را بالای کشورهای ضعیف برهم میزند؟
بفرمایید با تمام جعلکاری ودشنامزنی های تان اګر ذرهء ازمنطق وخرد انسانی دروجود تان است صادقانه جواب بګویید!

واكنش رهگذر:
26مارس 17:04, بوسيله ى رهگذر(بیخدا)

قرآنیار(شبیرکاکر)، اینکه بقول شما که بمب هستوی (هسته ای) به کاربرد یا نبرد، مربوط به تاریخ گذشته است و تآثیر به زندگی امروز من و شما ندارد. کسی اینجا مدافع امریکا و غرب هم نیست. بحث بر سر دشواری ها و ناهنجاری‌های جامعه امروز من و شما است. از آنجایکه اسلام با قوانین عقب مانده خود سد راه پیشرفت جامعه شده است و از آموزه های فاشیسم اسلامی قانون تعیین می‌کنند و آیین ضد بشری اسلام بر مقدرات زندگی مردم حاکم است، دوستان خرد گرا ناچار اند این طاعون آدمی را نقد کنند. اگر اسلام شما ادعای حقیقت نکرده بود و در حوزه باورهای شخصی کسان قرار داشت، کسی کار به کاری اسلام نداشت. فکر می‌کنید عزیز یاسین و یا هر انسان اندیشمند دیگر بیکار اند که ذهن خود را خراب کنند که مثلا هزار و چهارصد سال پیش یک انسان مشنگ مثل محمد چه غلطی کرده؟

اسلام هم یک نوع بیماری روانی است همانند بقیه ادیان، مانند موش پرستی، و تا زمانیکه در حوزه شخصی کسان باشد محترم است!

فکر نکن با بکارگیری واژه های زشت می‌توانید دوستان خرد گرا را وادار به خاموشی کنید. اگر من به شما بگویم محمد از پدر پدر مفعول تشریف داشتند و خود جناب عالی فرزند یکی مفعولین افغانستان تشریف دارید، چیزی را ثابت نکردم، جز چند تا سخن مزخرف و بیهوده نوشتم، همین!

و در پیام برای دوست بنام نظام چیز های در باره خرد نوشته‌اید.

قرانیار( شبیرکاکر) می‌نویسد: «خرد ورزی وعقل ګرایی بخشی ازدین است که یک مسلمان مومن ومعتقد به آن مامور ګردیده است»

بیخود است، اسلام تشویق به خرد گریزی می‌کند، نه خردگرایی! پشتوانه ای خردگرایی استدلال‌های عقلی است. استدلال عقلی (علمی) استدلال‌های است که قابل اثبات باشند. برای نمونه: مسلمین را باور بر این است که اجنه وجود دارد، چون از دید استدلال‌های عقلی (علمی) اجنه قابل اثبات نیست، این در تقابل با خردورزی و خرد گرایی قرار می‌گیرد. باور به اجنه یعنی گریز از خرد تندرست آدمی!

ناشناس
نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

آقای رهګذر!
هر دشنام وتوهین قابل جواب دادن نیست. نشنیده اید که میګوید کاسهء چینی که صدا میکند خود صفت خویش ادا میکند.
زیر پرده خرد ګرایی توهین به باورها وعقاید ملیونها انسان آنهم ازپردهء نام مستعار خودش بیخردی است. بحث جن واثبات جن وغیره با اصل مطلب درمقاله ارتباط ندارد من این پیام خودت را دربخش مقالات یاسین خواندم ولی به آن اهمیت ندادم چنانچه که به پیام احسان؟ نظام؟ جعفررضایی؟ عزیز یاسین؟ وغیره نامها هم اهمیت نداده ام.
برای من مهم نیست که کی کی است ودرکجاست منظور اشتراکات عقیدتی ودشمنی با اسلام است که من همه را فکرمیکنم وهیج تفاوتی میان این نوشته ها ازحیث کاربرد کلمات هتاکانه والقای فکر الحادی نمی بینم.

رهگذر(بیخدا)
نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

جناب قرآنیار(شبیر کاکر)،
بپذیرید که صرف نداشت! این همه سخنان زشت و توهین تحقیر که شما کردید، توهین نبود، پیام بالای من توهین است؟ شگفت آدم وقیحی تشریف دارید شما! آغاز گر این مهمل نویسی‌ها خود شما بودید. دیدید که از راه فرنود خرد پذیر و منطقی نمی‌توانید پاسخ گویی خرد دوستان باشید، روی آوردید به شیوه قرآنی توهین و تحقیر کسان؛ و با سخنان زشت مانند حرامی، بی پدر مادر و پدر لعنت(که شایسته همه این واژه های زشت خود شما و پیقنبر بچه بازتان هست) راه بحث را منحرف کردید. انگیزه ادامه ندادن عزیز یاسین هم همین است که نمی‌شود با هر آدم بی آبروی مثل شما خودش را طرف کرد!

نوع استدلال شما:

اگر از سخنان رکیک و زشت و حملات شخصی شما بگذریم، استدلال‌های که شما می‌کنید از دید منطقی سست و بیشترینه آن شبیه به شعارهای سر منبر ملایان است، نمونه‌اش را برای شما در پست بالایی در باره خردگرایی و خرد ورزی نشان دادم.

آذین

نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

.اگر میلیون ها نفر به یک چیزی احمقانه باور داشته باشند ، بازهم آن چیز احمقانه است .
مانند : « شق القمر » و « سفرِ معراج » سوار بر مرکب و عبور از کهکشانها و ملاقات خدا . مشاهده دوزخ که بیشترین ساکنان آن زنان بودند و ...
گفتند که موضوع شریعت نه به عقل است / زیرا که شد اسلام به شمشیر مقرر .
افکار مذهبی نوعی بیماری روانی است در سطح جهانی . و این همان بقایای پوسیده زنده گی گذشته است که دین خویان را مفتون می سازد. اصطلاحات عرفانی که به اثر تربیت مذهبی افراد با آن خو کرده ، دراعماق اسرارآمیز دعا وافسون غرق مانده . ریشه کن ساختن آن ، عمل بزرگی است و از خود جراحت های بدی به جا می گذارد . باور کردن دروغی که صد بار شنیده ایم ، خیلی آسانتر است از حقیقتی که برای بار نخست می شنویم .
خر باش که این جماعت از فرط خری / هر کی نه خر است کافرش می خوانند .
... و بدین صورت اهالی قبیله ی بنی قریضه سومین و آخرین قبیله ی یهود در یثرب ( مدینه ) به حکمیت سعد بن معاذ ، خلع سلاح گردیدند و فرمان داد تا کلیه مردان یهود را گردن بزنند و اموالشان را تصاحب کنند و زنان و کودکان آنان را اسیر و به عنوان برده بین مسلمانان تقسیم کنند . آنگاه یهودی ها که تعداد آنها را مورخین تا 900 نفر نوشته اند ، بر سری گودالی که قبلاً حفر شده بود آوردند و همه را علی بن ابیطالب و زبیر بن عوام ، گردن زدند . وقتی هوا تاریک شد ، مشعل ها افروختند و بقیه را سر بریدند و چنان شد که در فصل گرما بود و فضای مدینه بوی گند گرفته بود .
ریحانه دختر یکی از یهودی های بنی قریضه در سهمی خود محمد قرار گرفت . او دختری نمکین و زیبا بود و چون حاضر نشد اسلام آورد ، تا پایان عمر بصورت کنیز همخوابه با محمد بسر برد .
« ای صاحبان خرد ، قصاص برای شما مایه ی حیات است » آیة 175 سوره بقره .
« ای کسامیکه ایمان آورده اید قصاص بر عهده ووظیفه شماست . کشتن مرد آزاد به جای مرد آزاد ، بنده به جای بنده و زن به جای زن . » بقره 173

پروفیسور وات watt نویسنده کتاب محمد و مدینه ، تعداد زنانی را که محمد با آنان روابط جنسی داشته ، 36 نفر می نویسد . و خدای محمد این اجازه را به پیغمبرش در آیه 49 احزاب چنین ارشاد میفرماید :
« ای پیغمبر ما حلال کردیم بر تو همسرانی را که اختیار کرده ای چه آنها که حق شان را داده ای و چه آنها که کنیز تو بوده اند و خدا آنها را به عنوان غنیمت نصیب تو کرده است و همچنین دختران عمو ، دختران عمه ، دختران دایی و دختران خاله هایت که با تو مهاجرت کرده اند همه را بر تو حلال کردیم و نیز زنی مومنه ای که خودش را به پیامبر ببخشد و پیامبر هم بخواهد با او نکاح کند . و این نکاح بدون مهریه تنها برای تو است نه برای سایر مومنین . »
.و در آیه 51 احزاب ارشاد میفرماید :
« لازم نیست که در همبستری با زن های خود نوبت را رعایت کنی ، هرکدام را که مایل بودی نزد خود بخوان و هر کدام را که نخواستی کنار بگذار . بر تو ایرادی نیست . آزادی و اختیار مطلق در ترک آنها داری و برای انها نیز این ترتیب بهتر است .
آیینی که پیغمبرش در تصاحب زنان چنین دست و دل باز باشد ، زنان ( بنده خدا و بنده مرد ) ، از پیروان این دین چه انتظار میتوانند داشته باشند .
وختی محمد عاشق ( زینب ) همسر « زید » پسر خوانده اش شد او را به همسری خود درآورد . در بین اعراب پسر خوانده ، مانند پسر فزیولوژیک وارث پدر شناخته میشد و تمام قوانین فرزندی بر او جاری بود . محمد که خودش خطبه عقد زید و زینب را خوانده بود و مدتی هم آنان زن و شوهر بودند تا اینکه یکروز محمد سرزده و ناچاپ به خانه « زید » رفت و زینب را نیمه عریان دید و دل باخت و فوراً گفت « فتبارک الله احسن الخالقین » و بر گشت به خانه و ... داستان طلاق دادن زینب و به همسری پیغمبر در آمدن و رسوایی و طعنه ی اعراب ، و دوباره محمد دست به دامان جبرییل زد و چاره جست و دوباره یک آیة دیگر برای پایان تنه محمد به این شرح که : ازدواج محمد و زینب را قدسیان کر و بیان و ملایک آسمان جشن گرفتند . نیز در آیة 37 الاحزاب :
« و اذ تقول للذی انعم الله علیه و انعمت علیه امسک علیک زوجک و اتقوالله و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی الناس والله احق ان تخشاء فلما قضی زید منها و طراً زوجنا کها لکی لایکون علی المومنین خرج فی ازواج ادعیاییهم اذا قضوا مبنهن و طراً و کان امرالله مفعولا . » ترجمه :
« و چون تو با آن کس که خدایش نعمت بخشید و شما هم نعمت آزادی دادی و به نصیحت گفتی برو و زن خود را نگهدار و از خدا بترس ( زنت را طلاق نده ) و آنچه در درون پنهان میداشتی ( عشق به زینب را ) خدا آشکار ساخت و تو از مخالفت و سرزنش مردم ترسیدی و سزاوارتر بود از خدا بترسی . پس ما هم چون زید از آن زن کام دل بگرفت ، او را به نکاح تو درآوردیم تا بعد ازین مومنان در نکاح با زنان پسرخوانده خود که از آنها کامیاب شدند بر خویش حرج و گناهی نپندارند و فرمان خدا به انجام رسیده . » « ترجمه الهی قمشه ای »

ادامه : آیات 38 و 39 نیز در تأیید همین کارخیری است که سبب دامادی حضرت محمد شده است . تا اینکه در آیة 40 میخ را محکم می کوبد و دهان طاعنان را قفل میزند .
« ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لاکن رسول الله و خاتم النبیین کان الله بکل شیء علیما » ترجمه :
« محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی رسول خدا و آخرین پیغمبر است . و خدا به همه چیز آگاه است . » کار تمام . الله با صراحت به کمک آمده تا نیروی شهوت رسولش را ارضا کند و به اعراب فضول دستور میدهد ، خفه شوید . که زید پسر محمد نیست و زنش برای رسول الله حلال و مباح است .

از لباس ژنده ات خجالت نکش . از افکار کهنه ات شرمنده باش .

بالمکنداس

نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

اسم دوکتور : بالمکنداس
اسم مریض : قرآن یار
نسخه :
1- « خرد نامه » سه جلد
2- « ماهنامه بیداری »
آدرس دواخانه :
Bidari
P.O.Box 22777
San Diego CA 92192
USA
3- کتاب « و انسان خدا را آفرید »
4- « باز شناسی قرآن »
آدرس : ketab.com
توصیه :
زیاد آب بنوشید ، تنقیح در صورت قبضیت ، نه سوراخ تان را پاکیزه نگهدارید ،عمیق نفس بکشید . راسته بخوابید .
انزار : ایشاء الله پهلو می گردید ، می بینید که صبح شده .

نظام

نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

این کامنت را در جواب آقای قرآنیار در نوشته ی "نهضت های اسلامی وجهان..." نوشته ودرانجا ارسال کردم ولی چون فکر کردم که آقای قرآنیار شاید درآنجا سری نزند یا وقت نداشته باشد، لذا کاپی آنرا درینجا نیز گذاشتم.

دست کاری در تاریخ ها
آقای قرآنیار! درین کامنت باز هم مانند کامنتهای قبلی ات به موعظه پرداختی و جواب گفتن به موعظه طویل فکر میکنم خسته کننده خواهد بود. همچنان در کامنت گذشته ات ونیزدر این کامنت تذکرداده ی که در کار ترجمه تاریخ های اسلامی فاشیستان فارس دست کاری کرده اند، لطفاً تاریخ های که توسط انتی فاشیستها ترجمه شده باشند، معرفی بدارید تا مِنبعد به آنها مراجعه کنیم. فکر میکنم تاریخ های اصیل ودست ناخورده وتحریف ناشده ای عربی در دسترس جناب خودتان قراردارد بنا براین به موارد ذیل مطمح نظر فرمائید که با آن انطباق پیدا میکند یانه؟:
1 ـ خدیجة الکبرا زن جوان وزیبای بود 25 ساله اما فقیر ومستمند و محمد 45 ساله اما ثروتمند،متمول، اشراف زاده وصاحب قافله های تجارتی، لذا ثروت ومکنت او موجب شد که جدیجه بااو ازدواج کند. تاریخ های دست نا خورده شماهمین را میگوید،نی؟
2 ـ ازدواج باعایشه هفت ساله وترتیب تجلیل محفل شب زفاف در نه سالگی وی، آیا برکت انفاس قدسی حضرتش موجب شد که عایشه ناراحتی جسمی آن شب را تحمل کند؟ولی تا جائیکه دیده می شود، او خاطره آن شب را فراموش نکرد ، ووقتی شوهرش برای مجاهدی وصف بهشت و زنان باکره را مینمود، عایشه نا خود آگاه صدا کرد " آه! چه دردی دارد" ولی پیغمبر فرمود در بهشت درد وجود ندارد وکسی احساس درد نمیکند ؟
3 ـ حضرت پیغمبر دو دختر خودرا یکی به تعقیب دیگری به از دواج عثمان در آورد وگفت اگر دختر سومی میداشتم نیز به وی میدادم، آیا این یک معامله ی سیاسی بود مبنی بر راضی نگهداشتن بنی امیه، یا حضرتش میدانست که مرد پخته ی چون عثمان می تواند دختران نابالغ و بالغ را به درجه انتهای ارگاسم برساند؟
4 ـ آیا حامیان اولیه پیامبر اسلام آنانیکه در ساختار تشکیلات، اعتلاء و گسترش اسلام نقش فعالی داشتند همه از طبقات پائین اجتماع واشخاص فقیرو مستمندی بودند مانند بلال حبشی وعمار یاسر وغیره نه صاحب خدم وحشم وضیاع وعقار ،و نه هم دارای زرو زورتز ویر؟
5 ـ انگیزه مجاهدین اولیه اسلام اعتلای کلمة الله بود نه غنیمت، لذا تجاوز به ناموس و چپاول به مال فتح شدگان بدور از ساحت این فرشتگان معصوم بودند،ودر بازار مدینه از گله های طویل کنیزان و بردگان اثری نبود. البته آیه ی غنیمت که میگوید پنچ یک آن حق خدا ورسول وبقیه از مجاهدین یک آیه ی تکوینی است نه تشریعی، چنین نیست؟
6 ـ آیاسیف الله ها یا شمشیر های خدا از جمله ی ملیحترین وزاهد ترین یا الگوی ناب اسلامی بودند که با طبقات مختلف ونیز قبایل واشخاص نام نهاد کذائی" اهل رده " (یعنی آنانی که از دادن زکات شانه خالی میکردند) باعطوفت و مهربانی رفتار کرده و درخواست آنهارا مبنی بر ار جاع امور ایشان به خلیفه ی مسلمین پذیرفته و از سر های شان بحیث مواد سوختی در تنور استفاده نمی کردند؟
7 ـ از عمر بن عبد العزیز یادکردی ولی باز هم کم لطفی نمودی از بانیان حکومت اموی که چون ستارگان در آسمان حکومت اسلامی تلا لؤ میکنند یاد نکردی.
8 ـ فکر میکنم از واژه ی " الیگارشی " فامیلی چون یک واژه مقدس عربی نبود خوشت نیامد وآنراچون قانون تکوینی وتشریعی به نکاح اسلامی ارتباط دادی وحتا سایت وشخص متخصص نکاح رانیز معرفی داشتی. اما " الیگارشی " معنای حکومتی را افاده میکند که توسط چند نفر اداره شود و کلیه قدرت در اختیار عده ای محدودی از یک خانواده یا قوم باشد. نکاح اسلامی تا حال درین سایت مورد بحث وتدقیق قرار نگرفته آیا میل داری درین مورد هم صحبت شود؟
آقای قرآن یار!
ازانجا که در علوم عربی و تفسیر قرآن ید طولائی وتبحر فراوان داری امید میرود که در مورد آیات ذیل از سوره الواقعه که آیا تکوینی هستند یا تشریعی علاقمندان این سایت را محروم نسازی؟ ( چون جناب شما ترجمه فارسی را بدون اصل عربی آن در کانون توجه قرار نمیدهی ناگزیر عربی آنرا بدون علامات عربی نوشتم برای اینکه پروگرام عربی نداشتم)
فی جنات نعیم ( در بهشت پر نعمت. آیه 12) علی سرور مو ضونة.( بر تخت های جواهر نشان.آیه 15) یطوف علیهم ولدان مخلدون.( بر گرد شان پسران جاودان (به خدمت )می گردند.آیه17) باکواب واباریق وکاس من معین.( با جام ها ومشربه ها وپیاله های از شراب ناب.آیه 18) وحورعین.( وحوران سیاه چشم آیه22) کامثال اللؤ لؤ المکنون.( مثل لؤ لؤ نهان در میان صدف آیه 23)
فجعلنا هن ابکاراً.( وهمیشه آن زنان را با کره گردانیدیم آیه 36) با احترام

ناشناس
نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن ! به آقایان رهګذر ونظام

آقایان!
شما هرجا که پای منطق تان لنګ شد آن سخنان را موعظهء دینی تلقی کرده به دشنام پیامبر وآل پیامبر می پردازید وبحث را ازیک شاخچه به شاخچهء دیګر می پرانید. اما توهین طرف مقابل را برای تان جواز ندانسته انتظار دارید که مردمان بیایند وبا این اراجیف تان دستان تان را ببوسند. خودتان زیر هزار نام مستعار پنهان می شوید ولی توقع دارید که دیګران یک نام مشخص را برای خودشان انتخاب کنند. خودتان شبیر کاکر وقرآن یار یکی دانسته وبرهردو می تازید ولی از دیګران توقع دارید که جعفررضایی واحسان ونظام وعزیاسین را هریک جدا جدا دانسته وبه هریک جوابهای جدا ګانه بفرستیم.

من از روش کاری سایت کابل پرس تمام پیامهای مخالفین وموافقین عزیز یاسین وخود عزیز یاسین را جمع کرده وثابت کردم که شما حقه باز وکینه توز تشریف دارید وبا مبادی اسلام به نام خرد ورزی وروشنګری درمصاف استید وآنهم به بدترین شکل وجبونانه ترین شیوه عقده ګشایی می کنید.
ببنید من از خلال این مناقشه ها نمیخواهم که شما مسلمان شوید وباورمند به قرآن ورسالت پیامبر باشید. من خواسته ام که اګر کافر وملحد هم تشریف دارید لا اقل با خودتان وبا وجدان تان صادق باشید.

شما آقای رهګذر نوشته اید که آقای عزیزیاسین نظر به دشنامهای که به اومن داده ام آنرا شایستهء پاسخګویی ندانسته اند که من هم بنوبهء خود از ایشان سپاسګرار بوده وبه قول ایرانی ها میګویم دست شان درد نکند.

اما ازباقی سمندر چی؟
آيا اوهم دشنام داده است؟ آیا باقی سمندرهم مثل عزیز یاسین مستعار نویس است؟
شما یک بار دو پاسخ عزیز یاسیین را به باقی سمندر بخوانید آنګاه خود قضاوت کنید که این مرد قدرت وتوانایی آن جواب ها را دارد؟ آیا استفادهء ابزاری از کلمات ماتریالیزم دیالکتیک وتوهین طرف مقابل به شتر مرغ وفیل مرغ نشان ازعلمیت عزیزیاسین دارد؟ ګیرم که من شایستهء جواب دادن نباشم ولی دیګران چی؟ کسیکه وی را تائید میکند خیلی زود سرو کلهء خودرا نشان داده واز پیام وی استقبال می نماید اما به منتقدین خویش با زبان تهدید توهین پیش می آید؟

جالب این است که قبل ازپرداختن به سوالات باقی سمندر فورا به شخص باقی سمندر نظر به شناختی که او از وی دارد حمله نموده وبه سابقهء فکری وی حمله کرده ولی خودش که زیر نام مستعار پنهان ګردیده معلوم نیست که چقدر انسانهای بیګناه را در ولایات شمال افغانستان چون مزار وفاریاب درززمان حاکمیت کارمل ملعون به نام اشرار بی فرهنګ سربه نیست کرده وبعدش به پاداش همان اعمال انقلابی، درکشورهای سوریه وعراق چندسالی را بحیث کارمند سفارت افغانستان به عیش ونوش پرداخته است ولی امروز از نهایت شرم وخجالتی حتی حاضر نیست که چهرهء حقیقی خودش را بنمایاند. ولی به باقی سمندر که شخص معلوم الحال است می تازد تا وی را به سکوت وا دارد. دقیق همان شیوهء استالیستها ومائوویستهای که تاب وتحمل آرای مخالف را ندارند.
جالب این است که عزیز یاسین با نام مستعاریکه انتخاب کرده اکت وادای جوانها را می نماید ولی درجوابیکه به باقی سمندر نوشته است ازکبرسن وضعف نیروی جسمانی اش شکایت دارد که از خلال همین کلمات مطابق قواعد (کریمنال تکنیک) یا علم ردیابی مجرمین سر نخ را برای رد یابی هویت حقیقی این شخص خاین وقاتل وجانی میتوان بدست آورد.

پس این نابغهء معصوم وموسیچهء بیګناه که اګر سر از دانشګاه های کامبرج وآکسفورد برآورده ونه از قتلګاه های احزاب خلق وپرچم ودستش به خون بیګناهان اګر آلوده نیست بفرماید مانند باقی سمندر خودش را اززیر پرده بیرون آرند تا شناخته شوند که آیا ایشان کی تشریف دارند ودارای چه سابقه ای سیاسی وعقیدتی وحزبی بوده اند؟
شما بخش اول پیامهای مرا هم مرور کنید آیا در آنها دشنام را میخوانید؟
من به مسایل تکراری شما هرګز پاسخ نمیدهم واین آزادی را هم کابل پرس به شما داده وهم آن خالق که شما را خلق کرده واکنون شما منکر آن میباشید ولی شیوهء بحثهای علمی بخاطر کشف حقایق این راه نیست که شما ومرشد جاهل تان عزیز یاسین برګزیده اید. تمام این مواردیکه شما ذکر کرده اید وبه آن اعتراض دارید طوریکه در پیامهای قبلی ام ګفته ام مواردی اند که ازطرف غیر مسلمانان ودانشمندان غیر مسلمان درکشورهای اروپایی از دانشمندان مسلمان پرسیده شده است و دانشمندان مسلمان با منطق رسا به تشریح وتحلیل آن موراد پرداخته اند. شما به کانال شیخ ذاکر ناییک به زبانها اردو وانګلیسی اګر انګلیسی را بلد باشید سر بزنید مناظره های رو در رو میان دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان مسیحی هندو ملحد وبی دین غیره را می بنید ولی آنها مانند شما جبون وترسو نیستند . یا قناعت میکنند ویا قناعت میدهند ویاهم وقت میخواهند تا مطالعات شانرا تکمیل کنند. اما شما ازبیکاری وشکم سیری در اروپا دیګر مضمونی برای نوشتن وګفتن ندارید جز خالی کرده عقده های قبلی تان بالای مسلمانان .
تکرارا خدمت شما عرض میشود که این شیوه ، کارساز نیست شاید غیر مستقیم برای بیداری جوانان مسلمان کمک کند تا آنها بیشتر پیرامون قرآن وتاریخ اسلام مطالعه کنند . دیګر من کدام سودی ازین ماجراجویی ها نمی بینم .
درنوشته های آینده با اسناد من هویت حقیقی عزیزیاسین را هم برای تان افشا خواهم کرد.

یارو

نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

درود بر کافران و مسلمانان!

خواستم برای روشن شدن ذهن دوستانی که آگاهی درین مورد ندارند، آیاتی چندی از قرآن را که آشکار و هویدا نوشته شده است که قرآن تنها و تنها برای اعراب نازل یا تهیه شده، برای شان پیشکش کنم.

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿۴۷﴾ سوره یونس

و هر امتى را پيامبرى است پس چون پيامبرشان بيايد ميانشان به عدالت داورى شود و بر آنان ستم نرود (۴۷)

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۹۱﴾ وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۹۲﴾ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ﴿۱۹۳﴾
عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿۱۹۴﴾ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ ﴿۱۹۵﴾ وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۹۶﴾ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۱۹۷﴾ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ﴿۱۹۸) فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ﴿۱۹۹﴾ كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ﴿۲۰۰﴾ سوره شعرا

و در حقيقت پروردگار تو همان شكست‏ناپذير مهربان است (۱۹۱) و راستى كه اين [قرآن] وحى پروردگار جهانيان است (۱۹۲) روح الامين آن را بر دلت نازل كرد (۱۹۳) تا از [جمله] هشداردهندگان باشى (۱۹۴)
به زبان عربى روشن (۱۹۵) و [وصف] آن در كتابهاى پيشينيان آمده است (۱۹۶) آيا براى آنان اين خود دليلى روشن نيست كه علماى بنى‏اسرائيل از آن اطلاع دارند (۱۹۷﴾ و اگر آن را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مى‏كرديم (۱۹۸) و پيامبر آن را برايشان مى‏خواند به آن ايمان نمى‏آوردند (۱۹۹) اين گونه در دلهاى گناهكاران [انكار را] راه مى‏دهيم (۲۰۰)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿۱﴾
اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿۲﴾
الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ ﴿۳﴾
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۴﴾سوره ابراهیم

به نام خداوند رحمتگر مهربان
الف لام راء كتابى است كه آن را به سوى تو فرود آورديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكيها به سوى روشنايى بيرون آورى به سوى راه آن شكست ناپذير ستوده (۱)
خدايى كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست و واى بر كافران از عذابى سخت (۲)
همانان كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح مى‏دهند و مانع راه خدا مى‏شوند و آن را كج مى‏شمارند آنانند كه در گمراهى دور و درازى هستند (۳)
و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را] براى آنان بيان كند پس خدا هر كه را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند و اوست ارجمند حكيم (۴)

یارو
نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

جناب قرآنیار و دیگران امیدوارم از تهمت بستن به همگان بپرهیزید و دوستانه با رفتار انسان منشانه پاسخ بدهید، بدون دشنام و بد گفتن. من نه عزیز هستم، نه مزاری و نه نظام. بهروز باشید

شیرخان
نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

شیرخان به همه ی شما سلام دارد . بعدا به جواب قرانیار باید گفت: که همان قران که به نظر من به آن ایمان نداری در کمرت بزند که بر دیگران با الفاظ رکیک و داو دشنام می پردازی در آخیر نظر بنده نیز چیزهای زیاده نموده و به هم وطن مان نبیل مزاری تاخته اید این جعل کاری از کجا آموخته اید ؟ که خوانند فکر می کند شاید ادامه نظر بنده باشد این نشاندهنده بی پدری و بی مادری شماست . برای من جالب است که انسان که در این عصر زندگی می کند نمیداند که قرانیار یعنی چه ؟ قران به یارو یاور چون شما نیاز دارد؟ آیا واقعا شما از دانش و فهم خود را یار قران گفته اید؟ او خبیث خوب زنده باشی 5 سال دیگر بعد چه می شود قران می ماند بی یار و بی یاور ؟ این نشانده آن است که سخت پدرلعنت و مردم فریب هستی قران در لوح محفوظ هست و یار ویاورش الله است تو کدام بچه ی جنده هستی که یار ویاور قران هستی ؟ این شما ها هستید که چهره اسلام و فلسفه اسلام را مکدر ساخته اید این شما ها هستید که با حرف های زشت و رکیک تان که به دیگران می تازید باعث تاخت وتاز انها به اسلام وقران می شوید . شما چوچه های شیطان هستید . از نام مستعار تان گرفته تا آخرین سخن های یتان در تناقض با باور و ایمان یکتا پرستیست . نوشته هایتان برابری خود تان ارزش دارند . قرانیار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قادر
نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

یارو عزیز!
شما دقیق وبا اسناد نوشته اید باید گفت که نوشته های شما عزیزیاسین جغفر رضایی نبیل مزاری نظام وسایر حقیقت نویسان خارج از فهم قرانیار وامثالش هست با وجودیکه شما از قران کتاب خود قران یار با ایه ها وشماره های مستند ان مینویسید ولی متاسفانه که انان نه میفهمد امید اینکه پیرامون هر ایه و احادیث مستند در نوشته های شما جوابها ودلایل موقنع ایرایه نمایند توسل به سفسطه سرایی ودشنام گوییها میشوندگرچه جای تعجب هم نیست از کسانیکه قران به کمر بسته بخاطر بهشت رفتن خود ها را منفجر میکنند وبه زندگی انسانهای هم نوع خود خاتمه میدهند وتعداد کثیری از اقارب وفامیل ها وبخصوص مادران عزیز را در سوگ ماتم مینشانند وبا زبان قران و نعره تکبیر سر ها را از تن جدا میکنند وتعداد کثیری از اقارب وفامیل ها وبخصوص مادران عزیز را در سوگ ماتم مینشانند از انان انتظار بیشتر ازین را نباید داشت

بنده خدا

نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

عزیز یاسین همانند آقای جعفر رضایی، یک نقال و یاوه سرا بیش نیست و این نوشتار ایشان ازیک گروه اتیست ضد اسلامی صرفآ کاپی و پیست شده و بر خلاف جعفر رضایی، ایشان قصدآ فراموش میکنند که مآخذ آنرا ذکر نمایند تا همه این نبشته های دور از هرگونه شرافت نجیب عرفانی را از خود جلوه بدهند و نزد همفکرانشان به شهرت برسند.

بنده خدا

هاشم هاشمی
نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

شما در حقیقت بنده خدا نه بلکه بنده عرب هستید

جاوید

نمایشهای حقیقتی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

بادرود به همه
هم میهنان بیائید در پرتو خرد واقعیت ها را پیدا کنیم؟
ازین جهالت که به پاچه همدیگر بچسپیم چیزی حاصل نمیشود. جناب عزیز یاسین که با دلائل و خردمندانه تحلیل کرده بنظر من باید در نخست از نام خود شروع کند. یعنی میشد خود را یما ونام فامیل را هم خردمند بنویسد . ولی افسوس که ازتولد تا قبر زندگی ما در دست هیچ و پوچ و حرف مفت است . من به دیدگاهش ارج می گزارم.

چرا اینقدرعقب مانده و بی اهمیت در جهان هستیم برای اینکه هر کسی خوش دارد که غلام باشد .و یک حلقه ننگ در گوش داشته باشد .
یا غلام مادیات یا دین و یا فرهنگ ....
این واقعیت است دوستان از من ناراحت نشوید.

ما هنوز در خود غرق هستیم و تما هستی را دودسته برای غربیان تقدیم می کنیم .و با عینک های سبز کاه را مانند رشقه نشخوار می کنیم . بیماری بزرگ جامعه ما جهالت است و آن هم که در خانه تاریکی ستون گلی را طلا گفته بغل زده باشیم .

جهل با دانایی روشنی با تاریکی و چرندیات تا سخن نغز باهم تفاوت دارد.

آنلاین : خرددرچکامه

بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی

خدمت فیلسوفان، دانشمندان، دوکتوران، ماستران، ساینس دانان، حقوقدانان و سایرین سناریوهای فوق الذکر

سلام به صالحین و متقین!

مقالات را از اول تا اخیر خواندم فقط همه اش جز رسوا کردن و روی سیاه کردن خودتان چیزی دیگری نیست!

جنابان، فیلسوفان، ماستران، دوکتوران، خمینی پرستان، دالر پرستان، امریکا پرستان، انگریز پرستان، کافر پرستان و امثالهم!

فیلسوفان که از ارسطو و پرستو، ارشمیدس، انشتاین، مایکل جکسن، و رامبو و داروین سخن گفته اند میتوانند بگویند با این فهم و درایت که دارند که بادارانتان (کفار) از هنگام تولد شما توسط مادرانتان تا الحال کدام پرزه بدن شما را تکامل داده است؟ در رشد و نمو سلول سلول بدن شما کدام پرزه ساخت فرزندان داروین و بوش و تونی بیلر و دیگران بکار رفته است؟

یکبار سر در گریبانتان کنید اگر کمی عقل و منطق، خرد و جدان و ضمیر و شرف دارید؟ ببنید که شما کی هستید از کجا آمدید و به کجا میروید؟

چهار نفر دلاک چرندسرای میکند و دوستان مؤمن و مسلمان به ناحق با پشک خود را در جوال میاندازند.
اگر ذره ایی نیکی کنی پاداش میبینی و اگر ذره ایی بدی کنی پاداش میبینی!

برادران عزیز و گرامی!
امروز باید من و تو با عقیده راسخ و عزم متین دست بدست شویم تا درد و آلام ملت و کشور خویش را دور سازیم، آبادی وطن کنیم، کدر های علمی و ساینسی تربیه کنیم اما مدت دوشبانه روز میشود که من نظریات را میخوانم فقط رسوایی چند دلاک چیزی دیگری نتوانستم استنباط کنم.

دانشمندی، فیلسوفی و داکتری و چی و چی بدین معنی نیست که در سویچ های بالا دست بزنید، جنابان شما در کاری های بسیار نیک و پسندیده دانش و فهم و درایت و فراست خویش را بکار بیاندازید نه اینکه به مسایل که کاملاً از عقل و منطق بیخردان دور است تحقیق (ریسرچ) کنید!

بسیار جای تأسف است که امروز ملت افغان در چی عذابی است و فیلسوفان ما مصروف بازی طفلانه (آلوچه بالوچه مه ترکدم تو خشک کو) است! آفرین برشما فیلسوفان! یک جناب در بالا کسی را گفته است که به جای مدرسه به مکتب میرفتی! آفرین به مکتب رفتنت! اگر مکتب میرفتی آن شعر صنف دوم و سوم را به یاد میداشتی که: (هرکه مکتب رفت آدم میشود!) بسیار جای شرم است!

فیلسوفان عقده ایی:
مشکل شما در چیست؟
درد شما از کدام ناحیه است؟

قیمت و شرف انسان بسیار بلند که نباید نوکر دالر و کلدار شود!
نباید از ترس کفار و یهودان از مرگ هراس داشته باشند!

بهتر است از چرند سرائی بگذرید و زمینه را برای دشمنان افغانستان و اسلام (که از ایران و پاکستان شروع الی اروپا و امریکا و استرالیا و کجا و کجا) زمینه نفاق بیشتر را فراهم نکنید!

به امید اینکه الله تبارک تعالی همه ما را به راه راست، راهی که رضای اوتعالی است هدایت نیکی کند! تا بتوانیم از عقل و دانش، علم و فراست و منطق فیلسوفان خود در التیام بخشیدن درد و آلام مردم و ملت خود استفاده کنیم!

نوت: بنده بیسواد و کم سواد هستم، اگر در نوشتارم غلطی بود فیلسوفان عفو کنند!

به امید رستگاری و سرفرازی مسلمانان! و سرافگندگی، رسوایی و شرمساری کفار و دشمنان اسلام و افغانستان!

خ.نبیل (مزاری)
به آقای بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی !

آقای بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی ! انسان هایی که مکتب نرفته اند و بیسواد اند هیچگاهی بلند پرواز نمی کنند ، زیرا از افتیدن میترسند . اما جناب شما نه تنها که بسیار بلند پروازی نموده اید ، بلکه قصدأ اینبار دیگران را دلاک خطاب نمودید . میتوانم از شمائیکه که خود را رستگار و راه یافته شریعت غرای محمدی می دانید بپرسم ، چرا گویا چرند نویسان به زعم شما دلاک اند ؟ شغل دلاکی را شما چگونه یافتید که چرند نویسان را دلاک خطاب نموده اید ؟

شما با شخصیت دینی که دارید از دلاک ها پرسیده اید :

فیلسوفان عقده ایی( یعنی دلاک ها ) : مشکل شما در چیست؟ درد شما از کدام ناحیه است؟ مثیلکه تا حال خواب بودید یا بی حال که در پایان شب پرسیده اید لیلی مرد بود یا زن ؟

مشکل نه تنها ما بلکه ملیون ها انسانی که زیر یوغ شما تازی پرستان خورد و خمیر گشته اند درین است که شما محتسبین و دینداران را حتی در بستر خواب و پشم بند تنبان ما هم غرض است . مشکل ما درین است که شما مکتب نه رفتگی و نه خوانده گی ها امروز دارید با سرنوشت مردم بی دفاع و بیچارۀ ما بازی میکنید و شرم هم ندارید . اگر باز هم از محتوای پیامم سر تا خلاص نشد بفرمائید تا برایتان مشکلات و چالش هایی را خلق نموده اید قطار نمایم و برایتان بفهمانم که لیلی مرد بود یا زن . اگر باز به دشنام و توهین رو آوردید ، برایتان گوشزد مینمایم که گله نداشته باشید اگر صفات تانرا به زبان خود شما نوشتم .

بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی
به آقای بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی !

فیلسوف صاحب!

تربیه ام اجازه نمیدهد که مطابق زبانت جواب بدهم! فیلسوف صاحب!

بسیار موضوعات خطاب به دلاکان بود و بسیار سوالات از دلاکان شده بوده اما نمیدانم که چرا خودت اولین جواب دهنده بودی؟ بهر صورت فقط برایت اینقدر مینویسم که اگر علمیت و دانش داری در راه رفاه مردم افغانستان بخرچ بده تا درد افغان را مداوا کرده باشید! در غیر آن هر قدر بیجا و بیمورد بنویسید فقط نمایانگر تربیه و پرورش تان است! و اگر واقعاً یکروز شناخته شدی که کی هستی باز آن وقت رسواتر از امروز خود را خواهی ساخت! این یک مشوره برایت نیست! چون فیلسوف صاحبان و جامع الکمالات را نمیتوان با چند سطر تغییر عقیده داد!

خوش باشی

خ.نبیل (مزاری)
به آقای بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی !

آقای بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی ! شما پرسش مرا پاسخ ندادید ، یا اینکه تربیه شما اجازه نداد ؟ خدمت شما به عرض برسانم که من حقیر حضور تان ننوشته ام شما مرا دلاک خطاب نموده اید . لطفأ پیامم را بار دیگر و با خاطر آرام بخوانید که از شما پرسشی داشته ام . در قسمت پرسش شما فقط چند یاد آوری کوچکی نمودم تا علت نوشتن آنهمه چرند نویسی به فرموده شما دلاکان را برایتان بنویسم ، فقط همین .

با اطمینان برایتان مینویسم که من حقیر مستعار نمی نویسم و نامم خلیل ، تخلصم نبیل است و از بلخی های بومی ام . نیاگانم را ناقلین اوغان جبرأ از حومه شهر بلخ کوچ دادند و ایشان مجبورأ مهاجر شدند و در گذر مارمل شهر کوچک مزار آن زمانه ها در کلبۀ حقیرانۀ گوشۀ باغی از دوستان شان عزلت گزینند . اینکه مرا نمی شناسید تا ترور و یا به دارم می آویختید ، گناه من حقیر نیست .

نخستین روزیکه چشمم پیش (ماجی ملای) کوچه ما به قرآن خورد آن زمان صرف شش سال داشتم و نحستین پرسشم این بود که معنی این آیات را نیزبرایم بگوئید که بدانم خدایم برایم چی فرموده ، شوربختانه استادم را این سواد و توانایی نبود . وقتی از پدر مرحومم پرسیدم چرا قرآن شریف را معنی نمی کنند ، فرموده بودند ، گناه دارد !! ایکاش هرگز معانی قرآن را نمی دانستم و راحت زنده گی میکردم ومانند شما دیگران را (دلاک) خطاب میکردم . شاد باشید

نظام
به آقای بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی !

آقای بیسواد کم سواد مکتب نرفتگی یا مکتب دیده ی قرآنی!
جواب جاهلان باشد خموشی. وسلام

کمال کابلی
به آقای بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی !

« آنچه من از خدا می توانم تصور کنم ، همین علم یقین به وجود یک نیروی عاقله بالاتر از خیال ووهم است که در دنیای بیرون از فهم بشر مشهود است . » البرت انشتاین .
انسان فطرتاً حیوانی است تیوری ساز که بعد از هر رویدادی ، تیوری خاصی برای توجیه آن حادثه ابداع می کند تا بر واقعیات منطبق نماید . بشر اولیه برای توجیه حوادث طبیعی و مخاطراتی که هر آن حیات او را تهدید می کرد ، در مغز ناپخته ی خود ، وجود قدرت های مرموزی را پایه ریزی کرد و برای توجیه پدیده های طبیعی ، به مدد قوه تخیل خود به اسطوره سازی پرداخت و افسانه ها به وجود آورد . برای حفاظت خود در برابر خطرات هم ، دست توسل به جانب حامیان و نگهبانانی که تنها و فقط در مخیله و تصور او وجود خارجی داشتند ، دراز نمود . بدین ترتیب تیوری وجود خدایان و سپس قادر مطلق را بنیان نهاد و باور کرد که با اجرای مناسک عبادی و پرستش این قوای مرموز ، آنان نیز در دفع بلا و حل مشکلات ، به او کمک خواهد کرد . اگر به هریک از ادیان و مذاهب زنده که مورد قبول مردم جهان ، حتی داشمندان و روشنفکران است ، به دقت نظر کنیم ، می بینیم که معتقدین به این ادیان برای توجیه باور های خود به اسطوره ها متوسل می گردند و اسطوره خمیرمایه اعتقاد آنها را تشکیل می دهد . در هیچیک از تیوری های دینی و مذهبی بشر اولیه ، که پایه و اساس باور های امروزی ما را تشکیل می دهند ، انگیزه عقلانی و استدلال منطقی وجود نداشته ، بلکه از عوامل اقتصادی و تنازع بقاء سرچشمه می گرفته است . در سرتاسر قرون و اعصار که از عمر بشر می گذرد ، عامل اقتصادی بر تمام افکار و اعمال بشر حاکم بوده است . شکم یکدیگر را می دریدند ، گلوی برادران خود را می فشردند ، تا وسایل تولید و نیروهای اقتصادی آنان را تصرف کنند . برای حفظ و نگهبانی این عوامل اقتصادی در برابر حوادث آسمانی ، تیوری وجود خدایان را ابداع نمودند . و این ماهیت قضیه ، حتی با آفرینش تیوری خدای نادیده و علیرغم رنگ آمیزی های ظاهری بعدی ، هیچوقت تغییر نکرده است . عبارت زیبا و دلپسند ، تبلیغات و تلقینات فراوان گوناگون که توسط مبلغین و متولیان ادیان و مذاهب مختلف به کار می رود ، تنها لفافی است که به دور هسته مرکزی – اقتصاد و روابط – پیچیده شده است ، تا حقیقت مطلب را از نظر افراد کم سواد ، ساده لوح و زود باور اجتماع ، که بیشترین سنگینی بار تیوری وجود خدایان را تحمل می کنند ، پوشیده بدارند و تسلط و حاکمیتی را که از ریشه های اقتصادی سر چشمه گرفته و در پوشش دین تا اعماق روح و درون طبقه ی پایین اجتماع تزریق شده است ، برای همیشه نگه دارند .
تحقیق مختصری ماهیت اصلی قضیه را فاش می سازد و به خوبی نشان می دهد که در طول تاریخ ، به موازات تحولی که در اثر اکتشافات علمی در وسایل تولید و مفهوم اقتصاد پدید می آمده ، تیوری وجود خدایان نیز تغییر جهت می داده ، کما این که خدایانی که بشر در اواخر دوره حجر جدید و عصر شبانی می پرستیده ، با خدایان ادوار بعدی متفاوت بودند .
در دوران اقوام ابتدایی که هنوز قوانین مدون و ضوابطی برای تشکیل خانواده و روابط افراد با یکدیگر وجود نداشت ، بشر موضوع مذهب را پیش کشید و نظامات بدوی قبیله ای را در قالب دین ریخت ، این نظامات به تدریج بصورت قوانین مقدس آسمانی درآمدند و غیر قابل تغییر شدند . قصص و روایات قبیله ای با شاخ و برگ فراوان ، بصورت داستان های حیرت انگیز برای اثبات وجود خدایان و میزان قدرت قوای غیبی ، ساخته شد و در باورها و برداشت های دینی وارد شدند . مردم این اسطوره ها را به عنوان یک واقعیت مطلق و نشانه ای از قدرت متعال پذیرفتند ، مقدس داشتند و خصوصیات و صفات فوق بشری به آن ها بخشیدند . گذشت زمان ، این اسطوره ها را با خرافات در هم آمیخت . چون عامه مردم اسطوره ها را به عنوان حقایق اسمانی پذیرفته بودند ، خرافات نیز صورت تعالیم مقدس خدایی به خود گرفتند .
پیدایش تیوری وجود خدایان در مغز بشر ، به نوبه خود ، باعث بوجود آمدن افرادی در قبایل مختلف شد که مدعی ارتباط دایم با قدرت مرموز متعال بودند .
زود باوری و ساده لوحی عوام ، موجب گسترش این اعتقادات مذهبی و تقویت مدعیان زمان ، به صورت عادات ثانوی در ضمیر ناخودآگاه شخص جایگزین و به طوری تثبیت می گردد که هیچگونه منطق و استدلال عقلانی قادر به جا به جا کردن آن نخواهد بود . توده های مردم با توارث و عادت ف دین خود را پیدا می کنند ، نه با عقل و منطق و تحقیق . به همین دلیل است که در آستانه قرن بیست و یکم میلادی در جوامع مختلف بشری ، و حتی در بین دانشمندان ، به معتقدات و باور هایی بر می خوریم که عامل وراثت ، پس از گذشت قرن ها از دوران جاهلیت ، آنها را کماکان در مغز بشر امروزی زنده نگهداشته است . بشر اولیه ، وقوع تمام حوادث و اتفاقات را در جهان ، وابسته به اراده خدایان می دانست و قدرت های مافوق الطبیعه و نیروی های اسرار آمیز را عامل بوجود آمدن آنها تصور می کرد . اگر شهری در اثر زلزله ویران می شد ، ژاله ی درشتی از آسمان می بارید و یا طوفان سختی شهر ساحلی را در هم می کوبید ، همه را نشانه و آیتی از معجزات و خشم خدایان برای تنبیه گنه کاران می پنداشت ، و این درست نحوه تفکری است که دربین پیروان غالب ادیان و مذاهب زنده امروزی مشاهده می شود .
گذشت قرون و پیشرفت های علمی و تحولات فکری و مغزی بشر ، نتوانسته است تغییر مهمی در این طرز تفکر به وجود بیاورد . اینان غافل از آنند که ما در دنیای علت و معلول زنده گی می کنیم ، نه در دنیای معجزات و خرافات .
اکثر کسانی که باور های دینی را از پدران خود به ارث برده اند و گرفتاری های روزانه ، و تأمین معاش ، فرصت مطالعه و تفحص را به آن ها نداده است ، حاضر به شنیدن حرف منطقی و مستدلی که بطلان باور های موروثی را به ثبوت برساند ، نیستند . در مسایل دینی و تعصبات مذهبی ، حتی دانشمندان نیز قوه استدلال خود را از دست می دهند .
تمام ادیان در بدو پیدایش ، سعادت و تعالی ، آرامش جسم و جان ، وصول به سرحد کمال انسانی ، آسایش دنیوی و اخروی را سرلوحه ی مرامنامه خود قرار داده اند . ولی عملاً می بینیم که هیچیک از فرق مختلف دینی ، در هیچ دوره ای از تاریخ ، نه تنها گرهی از مشکلات بیشمار بشر را باز نکرده است ، بلکه با تحمیق بیشتر مردم و تحمل عقاید خرافی و موهومات ، موجبات گمراهی و بدبختی و ناراحتی بیشتر بشر را فراهم آورده و با ایجاد دلخوشی به کلمات خیال انگیز و امید های واهی در دل انسان ها ، بخصوص در درون طبقه فقیر و ساده لوح اجتماع ، آنان را از هرگونه اتکاء به نفس و کوشش و فعالیت در راه بهبود زنده گی اقتصادی خود باز داشته است . اگر شخص خود را مسوول و پاسخگوی اعمال خود بداند ، دیگر خداوند را در نتایج بدِ آن اعمال شریک و مقصر به حساب نخواهد آورد و در ترمیم خرابی ها و رفع نقایص زنده گی ، شخصا ً خواهد کوشید .
در طول تاریخ ، نه آتش جهنم و نه وعده های بهشتی ، هیچیک نتوانسته است بشر را از اعمال جنایت آمیز باز دارد و در برابر صفات بد او سدی ایجاد کند . بر عکس اگر نظری به جنگهای مذهبی بیندازیم و افرادی را که به نام دین کشته شده اند ، فجایعی را که به تحریک پیشوایان و متولیان مذاهب مختلف ، به دست مردم عامی و سرسپرده گان و متعصبین مذهبی به وقوع پیوسته است ، شمارش کنیم ، و جنایاتی را که به نام خدا اتفاق افتاده به حساب آوریم ، آن وقت تا حدودی به عمق مطلب ، میزان حماقت بشر ، و بلایی که خدایان ساخته ی دست بشر و مبلغین ادیان و مذاهب مختلف بر سر اولادان آدم آورده اند ، پی خواهیم برد .
اعتقادات مذهبی که از پدر به پسر منتقل و در اثر تکرار و تلقین در ضمیر باطن او به صورت تعصب نقش بسته است ، همیشه به عنوان وسیله ای برای اجرای مقاصد اجتماعی و اقتصادی پیشوایان و مبلغین مذهبی به کار گرفته شده است . بسیاری از کسانی که در اختلافات عقیدتی و دینی و برادر کشی های مذهبی شرکت می کنند ، در حال عادی مردمان نیک نفس و معقولی هستند . آنچه این مردمان ساده لوح را به حیوانات درنده و آدمیان خونخوار تبدیل می کند ، تحریک و تلقین پیشوایان مذهبی و به اصطلاح روحانیونی است که با استفاده ار نقاط ضعف مردم و تعصبات مذهبی ، آنان را به راهی که منافع اقتصادی و اجتماعی خودشان اقتضا می کند ، سوق می دهند . قلم و زبان بزرگترین متفکرین و نویسنده گان را برای انجام منظور خود به خدمت می گیرند تا در تحکیم مبانی مذهبی در مغز های ناپخته و علیل مردم بی سواد و عامی بکوشند و اسطوره ها را صورت حقیقت بخشند ، آن ها را به مردم تزریق نمایند تا بر اطاعت و انقیاد درونی و قلبی آنان بیافزایند . برای نشان دادن عظمت کاری که انجام می دهند و تحمیق هرچه بیشتر مردم ، انشگاه های علوم دینی و الهیات برای تعلیم اسطوره ها و افسانه ها ، تأسی می کنند و القاب پرطمطراق دهان پرکن مختلف به خود می بندند ، تا هرگونه تردیدی را در صحت این افسانه های مذهبی از ذهن توده مردم محو کنند .
تا زمانی که مردم به حقیقت ادیان و مذاهب و باور های افسانه ای خود پی نبرده و درنیافته اند که دین و مذهب و پیشوایان مذهبی ، موجودیت و حیات خود را مدیون اطاعت کورکورانه توأم با حماقت و تعصب پیروان خود هستند ، و تا روزی که مردم در صدد آزاد کردن خود از زیر بار استثمار دینی برنیامده اند ، تحریکات و تلقینات مذهبی به منظور بهره برداری های اقتصادی ، به قوت وشدت خود باقی و طفیلی های اجتماعی ، مقام والای کنونی خود را ، دارا خوهند بود .

کنون ناوقت شب است ، باز خوانی نشد ، امید اشتباهات تایپی را ببخشایید . ادامه ی این زنجیره از همین حالا ، فقط دو روز بعد .

بیسواد کم سواد مکتب نه رفتگی
ماستر صاحب ! دانشمند صاحب! و عاقل صاحب نظام خان

ماستر صاحب! دانشمند صاحب!

چطور در گرونج خودت کار کرد و باعث شد جواب که باید از طرف یک مسلمان به جاهلین داده شود از طرف خودت نوشته است بسیار نقال است! بهر صورت به امید اینکه یک روز از جهل و تاریکی به طرف نور و راه راست هدایت نیکی شوید!

آرام باشی!

کمال کابلی

نمایشهای مضحک فیلسوف قلابی بنام عزیزیاسین درباره قرآن !

پیوست به گذشته .

تمام پیروان ادیان و مذاهب مختلف جهان ، حتی قبایل سیاه پوست که در جنگل های افریقا هنوز به حالت قبیله ای و انزوا به سر میبرند ، عقاید مذهبی خود را وحی الهی می پندارند . مسلمانان بنا بروایت قرآنی ، عقیده دارند که هر دینی جز اسلام ، در پیشگاه خدا مردود است و در دنیای دیگر خسران نصیب پیروان آن ادیان خواهد شد . یهودی ها و عیسوی ها نیز در باره ی دین خود عقاید مشابهی ابراز می کنند . یهودی ها ، قوم یهود را قوم برگزیده خدا می دانند و حاضر نیستند هیچ فرد غیر یهودی را در این منزلت عظمی شریک و سهیم کنند . مسیحی ها ، تنها به عیسی ، پسر خدا ، معتقدند و می گویند ، اوست که در روز جزا درباره امت ها قضاوت خواهد کرد . هندوها و پیروان سایر ادیان تصور می کنند ، تنها آنچه باور آنهاست ، حق و حقیقت است و دیگران را گمراه می دانند . پیروان هریک از ادیان ، در محدوده تصورات خود ، به خدایی ممتاز از خدایان سایر ادیان معتقدند و گروه خود را از این نظر برگزیده می پندارند و توجهی به قضاوت های مشابه پیروان سایر مذاهب در باره معتقدات دینی خود ندارند . ولی در حقیقت امر ، هیچیک از این موجودات خدا نیست ، بلکه بتانی هستند که با صفات آدمی و اسامی گوناگون ، در روح مردم تلقین و جایگزین شده اند . پیروان ادیان ابراهیمی و فرق منشعب از این ادیان ، خدای نادیده را می پرستند . گرچه به ظاهر امر می بایستی ، هر سه دین بزرگ دنیای ما دارای خدای واحدی باشند و از احکام و دستورات مشابهی پیروی کنند ، ولی عملاً و در حقیقت امر ، شخصیت خدای نادیده نیز ، بنا به موقعیت جغرافیایی ، عوامل اقتصادی وویژه گیهای اخلاقی هریک از بنیانگذاران سه دین ، یهود ، مسیح و اسلام ، تغییر می نماید و دستورات متفاوت و متناقضی صادر می کند .
برای روشن شدن مطلب ، به ذکر چند مورد از تناقضات موجود در احکام سه کتاب به اصطلاح آسمانی بسنده می کنم و تحقیق بیشتر را به خود خواننده گان می گذارم .
اقتصاد محدود قوم یهود ، بیشتر به شبانی گله های گاو و گوسفند متکی بود و برای سواری و مسافرت از خر استفاده می کردند . به همین جهت دستورات یهوه به قوم یهود ، درباره قربانی هایی که باید به یهوه تقدیم گردد ، منحصراً در اطراف گاو و گوسفند و فاخته دور میزند و خوردن گوشت شتر ، خرگوش و خوک را یهوه بر یهودی ها حرام کرده است .
اسلام با توجه به سنت و اقتصاد جزیرة العرب ، به گونه دیگری با این مساله روبرو می شود . شتر ، محور اساسی اقتصاد کوچک عرب را تشکیل میداد . عرب ازپشت این حیوان برای بارکشی ، سواری و جنگ استفاده می کرد . شیر شتر را می نوشید . با پشم شتر لباس و پوشش خیمه تهیه می کرد . فضولات شتر به مصرف سوخت میرسید و گوشت شتر خوراک شاهانه و عمده قبیله بود . برای هر سنی از سنین شتر وهر حالتی از حالات این حیوان لغتی وضع و قصیده ی غرایی سروده شده بود . مسلم بود که چنانچه اسلام ، به پیروی از دستورات یهوه ، محدودیتی در استفاده از این عامل بزرگ و اساسی اقتصاد صحرا وارد می کرد . کوچکترین امیدی به شکوفایی و نشر دین اسلام در سرزمین عرب وجود نداشت . محمد زیرک تر از آن بود که این امر حیاتی دنیای عرب از دید او مخفی بماند . لذا بنا به اقتضای اقتصاد محل ، دستورات آسمانی تورات تغییر کردند . آیاتی چند در وصف شتر آمد و این حیوان عجیب الخلقه به منزله آیتی از قدرت الهی معرفی گردید . به مسلمانان دستور داده شد تا شتران را در راه الله قربانی کنند ، از گوشت آن بخورند و به سایر زایرین و حجاج نیز سهمی برای خوردن بدهند .
عیسی مردی سلیم النفس و صلح جو بود . مریدان و حواریون خود را از اِعمال خشونت در برخورد با مخالفان و یا هنگام تبلیغات مذهبی برحذر می داشت و می گفت :
« شنیده اید که گفته اند چشمی به چشمی و دندانی به دندانی ، لیکن من به شما می گویم با شریر مقاومت نکنید . بلکه هر که بر رخسار راست تو سلی زد ، دیگری را نیز به سوی او بگردان و اگر کسی خواست با تو دعوا بکند و قبای تو را بگیرد ، قبای خود را به او واگذار . » متی 5-38
خصوصیات ذاتی عرب با چنین پیغام صلح و مسالمتی ، کاملاً بیگانه بود و روشی را که عیسی در برخورد با مخالفان توصیه می کرد ، به ذایقه عرب خوشایند نبود . عرب مردی زود خشم و تند خو بود و به کوچکترین جسارت و یا توهینی ، چون کوره آتش گداخته میشد و داوری را به لبه تیز شمشیر واگذار می کرد . اگر قادر نبود فی المجلس حساب فیمابین را تصفیه نماید ، آن جسارت را همیشه به خاطر داشت و تمام عمر در کمین انتقام می نشست . خود محمد نیز از این قاعده مستثنی نبود . او یک عرب کامل العیار با تمام خصوصیات نژادی خود بود . به همین مناسبت ، دستوراتی را که اسلام در برخورد با مخالفان به مسلمانان میدهد ، با دستورات انجیل اختلاف فاحش دارد و بیشتر متناسب با ذوق و خصوصیات نژادی عرب است . اسلام انتقام گرفتن را مایه حیات و زنده گی می داند . بقره 175 . و آن را به مسلمانان توصیه مینماید . حتی قدمی بالتر مینهد و در انتظار دریافت سببی و به دست آوردن بهانه برای کشتن مخالفان دینی نمی نشیند . محمد به پیروان خود در مدینه ، اعم از مهاجرین و انصار و یا کسانی که پس از هجرت به دین اسلام گرویده بودند ، دستور می دهد که غیر مسلمانان و مخالفان را هر جا که یافتند ، بکشند . « توبه 9 . با آنان آنقدر بجنگند تا فتنه ای در جهان باقی نماند و دین ، دین الله باشد . » انفال 40 .
در ادیان مسیح و یهود هیچ گونه ممنوعیت و محدودیتی در باره شرب مسکرات برای عموم وجود ندارد . تنها کاهنان و رابی های یهود در مواقع اجرای مناسک عبادی از نوشیدن مشروبات الکلی منع شده اند . عیسی ، پسر خدا در آخرین شب حیات خود ، گیلاس شراب را نوشید و بقیه آن را به حواریون نوشاند . یکی از معجزات بزرگ عیسی تبدیل کوزه های آب به بهترین شراب ، برای مهمانان حاضر در عروسی بود .
در صدر اسلام نیز ، به تبعیت از سنن دیرین محل و دستوراتی که در دو دین دیگر ابراهیمی وجود داشت ، ممنوعیتی در شرب مسکرات برای مسلمانان وجود نداشت . ولی بیست سال پس از آغاز دعوی نبوت محمد ، حادثه ای موجب دگرگون شدن مقررات آسمانی دو دین پیشین گردید . روزی در منزل یکی از انصار در مدینه ، مجلس ضیافتی برپا بود . مهمانان ضمن صرف غذا ، شراب بسیاری هم نوشیدند . پس از صرف غذا هریک از حاضران به رجزخوانی و ذکر مفاخر شخصی و قبیله ای پرداختند . اندک اندک کار از مباحثات لفظی به جامه دری کشیده شد . عربی با استخوان شتر به صورت « سعد بن ابی وقاص » کوفت و بینی او را شکافت . خبر به محمد رسید . چون بیم آن میرفت که مستی ها و از خود بی خبری ها ، موجب نفاق در آیین نوبنیاد اسلام و تفرقه مسلمانان گردد ، لذا از نظر سیاست زمان و برای پیشرفت دین ، منع مسکرات ضروری به نظر رسید ، و مقررات مربوط به آن فی الفور به مسلمین ابلاغ شد . « مایده 92 »
بدیهی است اگر آن مرد اعرابی به خشم نیامده بود و بینی سعد را مجروح و خونین نمی کرد ، امروزه برای مسلمانان نیز ممنوعیت آسمانی در مورد شرب مسکرات وجود نداشت .
عیسی مرد مجردی بود و شاید در طول عمر کوتاه خود هرگز با زنی هم آغوش نبوده است . در نظر عیسی ، علت غایی ازدواج تشکیل خانواده پا برجا و تولید نسل است ، نه دفع شهوت و رفع احتیاجات جنسی . به همین دلیل دستوراتی که عیسی در این مورد صادر می کند در جهت جلوگیری از متلاشی شدن خانواده و بی سرپرست ماندن اطفال صغیر است . عیسی ، ازدواج را به یک بار محدود و طلاق را ممنوع کرد و گفت : « از ابتدای خلقت خدا ایشان را زن و مرد آفرید . از آن جهت مرد باید پدر و مادر خود را ترک کرده به زن خویش بپیوندد و این دو تن یک تن خواهند بود . پس آنچه خدا پیوست ، انسان آن را جدا نکند . هرکس زن خود را طلاق دهد و دیگری را نکاح کند ، بروی زنا کرده و اگر آن زن از شوهر جدا شود و منکوحه دیگری گردد ، مرتکب زنا شود . » مرقس 13-10
اجرای دستورات آسمانی عیسی در مورد ازدواج و طلاق با سنت عرب و روش خود محمد ، مغایرت کامل داشت . به همین علت ، اسلام نمی توانست دستوری در جهت دستورات انجیل در مورد ازدواج و طلاق به پیروان خود ابلاغ نماید . برعکس ، اسلام به مسلمانان اجازه داد حرمسرایی از زنان عقدی ، متعه و کنیز برپا کنند . طلاق را به دست مرد سپرد و توصیه کرد چنانچه زنی نتواند رضایت کامل مرد را به جا آورد ، پس از پرداخت کابین ، او را طلاق گوید و دیگری را به عقد ازدواج خود درآورد و یا کنیزی را ، بدون انجام مراسم زناشویی و پرداخت مهریه ، برای همخوابه گی انتخاب کند .
مهمتر و بالاتر از موارد فوق ، اختلاف فاحشی است که در صفات و مختصات خود خدا و رابطه ی خدای یکتای نادیده با پیروان هریک از ادیان سه گانه وجود دارد . عیسی وجود خدا را امر مسلمی میدانست و هیچگاه در صدد برنیامد دلایلی بر اثبات وجود خدا ارایه نماید . در نظر عیسی ، خدا مانند پدری است که فرزندان زشت و خوب روی خود هردو را دوست دارد . عیسی برای مهربانی و بخشش « پدر » حد و مرزی قایل نبود و می گفت : « محبت الهی در باره نیکان و بدان یکسان است و بشر هرقدر هم که گنهکار باشد و کفران نعمت کند ، از عنایات الهی چیزی کسر نخواهد شد . گرچه آن پسر تمام وسایل زنده گی مرفهی را که پدر برای او فراهم کرده به عیش و نوش تباه کرده باشد ، ولی آن پدر بازهم او را دوست می دارد . »
عیسی هیچگاه پیروان خود را برای گناهی که مرتکب شده اند به عذاب الهی تهدید نکرد . در دین عیسی ، « خدا عشق است و در عشق ترس و هراس وجود ندارد . هر که با محبت زنده گی کند در خدا ساکن است و خدا در او . » نامه 1 یوحنا .
آدامه دارد ....

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 20 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس