رفتن به محتوای اصلی
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

این نبیشته از جنایات سید منصور نادری "خان آغا" قاتل برادرانش پرده برمیدارد که به دنبال درگیری های اخیر میان سید منصور نادری و ادارات امامتی اسماعیلیه در افغانستان نوشته شده است.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

سید نورالدین رونق، شاعر پر سوز و انسانگرا و آرمانگرا که با تاسف در عنفوان جوانی، برگهای گل عمرش بیرحمانه به دست دژخیمان پرپرشد ـ درحالیکه یک برگ گل ازصد برگ آن نشگفته بود، در خاک لحد، در کجای سر زمینی ما در خاک خفته است. استعداد شگرف او در سرودن اشعار عشقی در دوران جوانی و شعر مقاومت در دوران جوانی و پختگی ـ نوای پرخاشگرانه او را چون دشنۀ ساخته و با این خنجر می توان کام هر ظالمی را که با نظر چپ بنگرد، درید.

جناب سید نورالدین رونق در افق شعر مقاومت چون ستاره تابناکی، پرتو افشانی میکند، چشمان حاسدان کینه توز را خیره میسازد. او سزاوار هرنوع مقام و جایگاه خاص خود است. سید نورالدین رونق که دارای چندین برادر است، اکثریت شان درعیاشی و فحاشی و بی بندوباری، در ناز و نعمت بزرگ شده، سخت رنج میبرد. در بین خاندان سید کیان سید منصور نادری که لقب الحاج در پسوند نامش صاحب را نیز در اخیر ان علاوه میکنند. اگر نام او را پر طمطراق و یکجا بنویسیم چنین میشود.«الحاج سید منصور نادری و نام خان آغا صاحب را اضافه کنیم. «خان آغا صاحب» که یک شخص مغرور، جاه طلب، حریص و سخت ظالم و درنده خو است، در زن باره گی مشهور خاص وعام است، وقتی قیافه گوشت آلود، شهوانی و سکسی او را بنگری، گوئی دنبال زنان مشغول چشم چرانی است. او با این خوش خلقی واخلاق حمیده اش همیشه مترصد شکار است. در این روز ها سخت عصبانی، جگرخون و پلنگی است. زیرا تمام نام و القابی که خود برای خود تراشیده بود و پیروانش او را، به ان لقب یاد میکردند و در هر نوشته و فرمان آن را مینوشت. و ادعای خدایی میکرد. چنان او را در مخمصه قرار داده که هر طرف چون شیر میغرد. «خان آغا صاحب» القاب اعزازی را که به مشوره مشاوران غیر اسماعیلیه اش، انتخاب کرده و آنهم با چه رزالت و ذلت و نیرنگ پردازی در بین مردم عوام از ان القاب استفاده میکرد وشادمان بود.و خود را رهبر روحانی یکه تاز قلمداد مینمود. او همیشه وجود رقیب و مزاحم را تحمل کرده نمیتواند، فورا دست به دسیسه و تو طئه های خونبارزده، حریف را از سر راه خود برداشته و نابود میکند. قرار بود، این نبشته تمام حرکات و سکنات او را جهت عبرت دیگران یادداشت نموده و به جامعه پیشکش نماید. زندگی نامه سیاه او مملو از سیاهی، و سیاهکاری، خون و دسیسه تا سر حد نابودی است. اوکه سزاوار حفظ مقام و منصب مذهبی اش بهیچوجه نیست از هیچگونه جنایت و قتل و قتال خودداری نمیکند. درظالمی و بیرحی نظیری ندارد، انسان را مثل آب نوشیدن از بین بر میدارد. من این دو برادر را از بین سایر برادران متعدد به مثابه نمونه انتخاب کرده، کرکتر و شخصیت «خان آغا» را به نمرود تشبیه کرده، شخصیت جناب سید نور الدین رونق را به خلیل. تا جا ییکه خبر ازمجرای جاسوسان خاد بیرون درز کرده است، زمینه قتل جناب رونق را نیز«خان آغا» یعنی سیدمنصور نادری، توسط خبر چینانش در خاد تدارک دیده، از روی رشک و حسادت با جلب همکاری و تطمیع اعضای خاد، نزدیک به «خان آغا» تحت اوامر او، ذریعه دژخیمان خاد سر به نیست شده است. زیرا چندین بار دیده شده است که در محافل باده نوشی، اوانیکه «خان آقا» از حالت عادی خارج شده با خشم و قهرنارضایتی خود را از سید نورالدین رونق برملا ابراز کرده است. زیرا «خان آغا» جناب سید نورالدین رونق را مزاحم و مخل محافل، زن باره گی و کارهای ضد اخلاقی خود به حساب میاورد. نصایح، اعتراض و اندرز او را با قهرو غضب پاسخ داده و به مسخره میگرفت. در بین سایر اعضای فامیل با دید عنودانه بسوی او مینگرست. وقتی حدس ما مبدل به یقین میشود که «خان آغا» نیز با سه و چهار برادرش به شمول سید نورالدین روونق در یک زندان محبوس بود. پس همه رها شدند. چرا جناب سید نورالدین رونق به دست دژخیمان خاد به پلی گون در پلچرخی زنده به گور میشود. حالا شما تصور کنید، کسیکه به یکی از شاعران نخبه وجوان وطن و دارای مفکوره عالی و جهان بینی روشن و شفاف و یکی از منتقدین سر سخت و تسلیم ناپذیر«خان آغا» وکارها و زدو بند های ضد اخلاقی، انسانی و اسلامی اش بود، لگام این اسپ سرکش را که بعضی اوقات فراغت خود را با سک جنگی، مرغ جنگی و بودنه جنگی سپری میکرد و چاپلوسان و دلقکان چهار اطرافش «صاحب دم» گویان کف میزدند. برای جناب آقای رونق همچو رفتارلاوبالی غیر قابل تحمل بود. حتی بعضی اوقات از او میترسید. الحاج سید منصور نادری با همچوخصایل منفور و پیشینه سیاه، چون جغدی در تاریکی شب به خوشگذرانی و باده گساری روی میاورد، تلاش میکرد پنهانی به این کار مبادرت ورزد. سید نورالدین با همچو برادریکه با آن خط و خال و چهره گوشت آلود و چاقک و کومه های سرخ و سپید، هیچ زنی تمنای هماغوشی او را رد نمیکرد. او که درجایگا رهبری مذهبی خود را با نیرنگ و پشتیبانی یک تعداد اشخاص فریب خورده و بی سواد تحمیل کرده بود. یک تعداد اشخاص گمرا و منحرف که تحت امر او قرار داشت، غیر از کارهای انتحاری در تمام فعالیت های ترورستی اوسهم میگرفتند. چون غلام حلقه بگوش از انجام هرکاری که او دستور میداد، دریغ نمیکردند. این نوکران بی سواد از تمام سیاهکاریها «خان اغا» بخوبی واقف بودند و تمام جنایت و ترور مردم را به چشم سر دیده ولی دم بر نمیاوردند. هر روز کارهای خلاف انهارا ز نزدیک تماشا میکنیم و این بادیگاردها از ترس و ارعاب دست به جنایت میزنند و راه گریز هم ندارند.شاید با تهدید و ارعاب وتذکار اهمیت مقام خود وادار به کارهای غیر قانونی کند. ترس ازجاسوسان وخبرچینان مسلکی، حتی مردمی که با او واعمال ناروایش موافق نیست. ازترس مخالفین «خان اغا» دم زده نمیتوانند. این یک روی سکۀ زندگی منفور«خان آغا» است که سنا ریو آن در تاریکی شبهای ظلمانی اتفاق میافتد. یک مشت انسانان ترسو، بزدل و بی اراده ، اجیر صفت حاضر و ناظر آن است. «خان اغا» نمرود صفت مشغول چیدن دسایس نو و تازه است. در این چند روز که از پیامد جدال پسر بزرگش که دست های ان تا آرنج آلوده به خون است ودر جنگ مسلحانه دوران انتخابات وقتل نمودن دو نفر و فلج شدن پای های اش در غرب متواری و فراری بود، مخفیانه در افغانستان آمده و در خفا بسر میبرد، فامیل مقتولین در پی شکار قاتل پای را لچ کرده به کابل آمده ند. تا شکار را بدام بیاندازند. ویا سربه نیست کنند.یکی از ارزوهای حریصانه او این بود تا اکثر اعضای فامیلش را با توزیع بیشمار دالرباد آورده از نذرانه مردم در انتخابات، پیروز سازند، تابعد در پرتو مصوونیت پارلمانی، هر کاری را انجام دهند، کسی جرأت پرسان را نداشته باشد. روی این ملحوظ بود که خود و دخترش فرخنده و برادر زاده اش سید داوود یعنی خودش بادخترش از کابل و برادرزاده اش از کندز در پارلمان راه یافته اند. تنها پسرش بد شانسی اورده و مرتکب جنایت در بدخشان هنگام انتخابات شده، فعلا در تک ودو است تا واپس به تاشکند بفرستد و آن هم در صورتی که بدست بدخشانی ها گرفتار نشود. در غیر ان دمار از روزگارش درخواهد آورد. در این روز ها که درتک ودو پسر بزرگش سخت درمانده است. دست به نیرنگی دیگری زده ووسیله تبلیغات و پروپاگندی را در خود مهیا کرده و میلیون ها دالر را مصرف کرده، قران شریف را در سنگ حکاکی کرده و با تبلیغات وسیع آن را به معرض تماشاگذاشته وزمینه تبلیغات را به نفع خود مهیا کرده است. در حالیکه از قران مجید هیچگونه سودی نمیبرد، یکنوع برحرمتی و بی احترامی علیه کتاب مقدس اسمانی مرتکب میشود. در حالیکه این کار توسط شخص شور یختی نوشته و حکاکی و کندن کاری شده، مبلغ پنج میلیون دالر مصرف شده و مدت پنجسال را دربر گرفته تا به پایه اکمال برسد. «خان آغا» زمینه پروپاگند را برای خود مهیاکرده، در گذشته این کار به روی سنک قبور نوشته و کندن کاری شده و ابتکار نوی هم نیست. از کتاب مقدس اسمانی وسیله پروپاکندی برای شخص خود که مرامی جز شهرت طلبی و تو جه مردمی را جلب کردن که 98 فیصد بی سواد است، چه دردی را دوا میکند. درحالیکه چند صد قدم دور ترصدها فامیل بیجا شده زیر خیمه ها و خنک چیله جان میدهند، پشت یک لقمه نان هردم شهید اند، «خان آغا» با طمطراق قران سنگی را به تماشا میگذارد. و فخر فروشی مینماید. در مخیله او هیچگاهی کارهای که بنفع مردم . جامعه دور نمی خورد. زیرا او یک ماجراجو و شهرت طلبی است که تا سرحد جنون ودیوانه گی درپی حفظ مقام ورهبری خود، شب و روز خواب و خورش را از او گرفته است. بگروند و پس منظرزندگی منفور او غیر از کشتن و بستن و نابودی نسل جوان که به نام های کمونست و کافر از مدارس اخراج و بیسواد نگاه میشد، لکۀ ننگی است بر دامان گلگون او که هیچ جوان اسماعیلی آن را فراموش کرده نمیتواند و همیشه به او نفرین می فرستد. آنها در عالم بیسوادی از همدیکر می پرسند که کی قران را برای انها قرأت خواهد کرد. و چه نفعی به انها خواهد رسید، زمانیکه جوانان به تار خام «خان اغا» بند مانده و مجبور اند اوامر شبانه او را کور کورانه انجام دهند. یک اصل کلی را بیاد داشته باشند و همین «خان اغا» که با طمطراق از رشادت وقهرمانی خود صحبت میکند، از یاد برده است که هنگام آوازه آمدن طالبان به صفحات شمال، با تمام خانواده اش ذریعه هلیکوپتر چنان بزدلانه فرار را بر قرار ترجیح داد، که نه مرید به یادش بود، نه وظیفه خطیر رهبری، به تنها چیزی که میاندیشید، کشیدن دم بی ننگش از میدان مخاطره بود. او از شرم و خجالت باید آب شده به زمین فرو برود. اکر یک مثقال غیرت در وجودش موجود باشد. با آنهمه سلاح و مهمات،تانک و راکت های پیشرفته، هزاران عسکر مسلح و جان فدا، همه را بی سرنوشت رها کردند و ذرۀ به انها دلش نسوخت. دم بی ننگ چقدر شیرین است البته به «خان اغا» نه به دبگر مردم. با امدن طالبان و طالبان بغلانی صدها مردم بی گناه را به جرم واهی انتقام از «خان اغا» بیرحمانه مردم عادی را به شهادت رساند، نه به کودک و نه به پیر و جوان و به هیچکس رحم نکرده همه را از دم تیغ گذراندند. در حالیکه آنها قران بدست و بدون مهمات و سلاح بودند. انتقام جنایات خان اغا و کفاره گناهان انها را مردم دادند. «خان آغا» و پسر والی اش در دوران قدرت فرعونی، دستان شان، به خون صد ها سرباز و افسر آغشته است. البته «خان آغا» به خاطرهمبستگی و زد و بند با اتحاد جماهیر شوروی و عضویت در سازمان جهنمی کی. ژ .ب و تاسیس قطعات نظامی از مقامات امامت به خاطر نافرمانی و ایجاد قطعات مسلح که خلاف اساسات اسماعیلی است از کارهای رهبری بکلی سبکدوش گردید. زیرا جنگ و جدال و برانگیختن خصومت دیگران با طریقه اسماعیلیه در تضاد است. شرانگیزی و کشمکش با این طریقه و سیاستی که «خان اغا» در پیش گرفت باعث بر کناری او از قدرت گردید. و آتش در جان او در گرفت و تاسرحد دیوانگی و جنون پیش رفت. البته در دوران حکمرانی «خان آغا» و پسرش ثروت هنگفتی بدست اورد ند و پول نذرانه را که قرار بود برای کمک بمردم وعمران و ابادانی مدارس و کلنیک های صحی به مصرف برسانند، مگر اوبرعکس ده ها قصر و کاخ در سراسر افغانستان و اسیای میانه اعمار کرد. او هیچگاهی نیاندیشیده بود که با نظامیگری تمام هستی و قدرتش را از دست میدهد. تحمل این ضربه که راسا به مغزش حواله شده بود، نزدیک بود مبتلا به جنون شود. نقض کردن قانون اسماعیلی برای او سخت گران تمام شد.

«خان آغا» هیچگاهی باخت را نمی پذیرد. بعد ازیک ناکامی، دوباره دست به دسیسه دیگر میزند. قبلا حد اقل سال یکیار به خارج مسافرت میکرد. دربازگشت دلقک هایش تبلیغ میکرد که «خان آغا» از حضور امام برگشته و امام خطا و خباثت او را بخشیده ودوباره به حیث نماینده اش در افغانستان گماریده است. «خان آغا» در دروغ گفتن چنان مهارت دارد که اشخاص نا بلد، بسیار به زودی فریب سوگندهای دروغین او را میخورند.

انارشی و هرج و مرج در کشور چنان سایه انداخته که گویی ابر سیایی تیره در اسمان افغانستان پدیدار شده، همه جا را تاریکی گرفته وچورو چپاول در روز روشن بدون ترس و هراس صور میگیرد. در همچو شرایطی که تنور داغ است، «خان اغا» نان میپزد، او بعد از دست دادن مقام و چوکی رهبری مذهبی را که در پیش خود غصب کرده بود، دست به کارهای جنون امیز و نا سنجیده میزد که او را نزد چهار کلا ها یش مسخره و بی اعتبار ساخته بود. با افراد مسلح و بادیگارد هایش بالای جماعت خانه حمله میکند و قومانده میدهد که جماعت خانه را تخریب کنند. «خان اغا» اول در صف نخست گام بر میدارد. وقتی متوجه قوای امنیتی میشود، بزذلانه خود را عقب میکشد و دزدانه فرار میکند و قتی مردم می بیند که حریف فرار کرده و مردم را با قوای امنیتی مقابل ساخته ، شانس فرار را هم ندارد. همه اسیر میشوندو تاپه مخیل امنیت در پیشانی شان میخورد و همه بندی میشوند. مگر «خان آغا» موضوع را بی اهمیت جلوه میدهد.

در نوشته دیگر«خان آغا» درپرتو آثار باقیمانده جناب سید نورالدین رونق ارزیابی خواهد شد. آنگاه شما باچهره واقعی او بخوبی آشنا خواهید شد. در ادامه شما قصیده از سید نورالدین رونق میخوانید که هنگام افتتاح جماعت خانه عمومی سروده است. در این قصیده عقاید او را شمابخوبی درک خواهید کرد که چقدر ژرف و عمیق است.

به مناسبت افتتاح جماعت خانه عمومی سروده شده است

گر فراز ما نگاۀ لطف یزدان نیست چیست
ورهمای رحمتش هرجا نگهبان نیست چیست
آن زلال معرفت آن چشمه آب بقا
باعث سیرابی ما تشنه کامان نیست چیست
این جبین عجز ما و درگۀ پاک کریم
یک نگاهش بهر درد خلق درمان نیست چیست
افتخار جاویدان گردید بهر ما نصیب
این سعادت خود بگو بهتر تر ازجان نیست چیست
خیر مقدم ای جماعت های با صدق و صفا
گردل مابرشما مرهون احسان نیست چیست
آن ندای جاویدانی گردن اعدا شکست
در حقیقت دوستان این تیغ بران نیست چیست
افتتاح شد این جماعت خانه با امر امام
این سرور جشن ما رشک گلستان نیست چیست
می نهد هر بنده در این استان روی نیاز
این محل گر بارگاه فیض رحمان نیست چیست
رهزنان را گوی از سحرو فسون بر دار دست
از امام عصر این فرخنده فرمان نیست چیست
آن پیام آسمانی، آن فروغ جاویدان
باعث جمعیت خلق پریشان نیست چیست
بعد ازین باید بر افرازیم کاخ اتحاد
زانکه بهر وحدت این شایسته بنیان نیست چیست
اتحاد و مهر ما باید که روز افزون شود
من به آن، آن با دگر بهتر ز اخوان نیست چیست
اهل فرمان کی بماند بی نصیب از فیض او
آفتاب رحمتش مهر درخشان نیست چیست
شهریار کشور روح است در ملک وجود
امر پاکش بر قلوب خلق سلطان نیست چیست
بار دیگرکس فریب مفسدان را کی خورد
بهر دام کذب شان این خط بطلان نیست چیست
غنچه از فرخندگی چون لب کشاید در چمن
بلبلان در مدح اوصافش ثنا خوان نیست چیست
همچو سوسن در صفاتش صد زبان باید کشود
دیده نرگس به صنع دوست حیران نیست چیست
بی وجود اقدسش برهم خورد چرخ فلک
خلق و وحش و طیر دنیارا نگهبان نیست چیست
آنکه سر پیچد زامرش می شود، رد خدا
منکر امر امام عصر، شیطان نیست چیست
آنکه مکی خویش را گوید بجز امر امام
چون سپند افتاده اندر نار سوزان نیست چیست
ازخط امرش بیرون رفتن بود ضرب المثل
الحذر در هر زمان فرعون دوران نیست چیست
آنکه مردم را فریبت بهر نفع خویشتن
روز محشر حامل ادبار عصیان نیست چیست
آنکه بیرون پا نهد از این صراط المستقیم
رو سیاه محض از قولش پشیمان نیست چیست
نیست ما را درگۀ غیر از کریم داد گر
این صدای قلب آن آواز وجدان نیست چیست
روزی خورانیم از خوان کریمش همچو مور
ذات پاکش منبع ملک سلیمان نیست چیست
نیست غیر از بارگاه اقدسش دیگر دری
آستانش کعبۀ اعمال انسان نیست چیست
ما اگر غافل نباشیم آن زذ کر حضرتش
هرکجا خورشید فیض اش پرتو افشان نیست چیست
دورکن یارب جماعت را ز افات زمان
باعث ما بحر لطفش اب حیوان نیست چیست
ای برادرهای روحانی مبارک جشن تان
با صفا تربزم ما از باغ رضوان نیست چیست
مختصر رونق وجود قدس مولای زمان
بهرما عقل وشعور و دین و ایمان نیست چیست

این اثر بعد از دیدار امام زمان در بنگال، سروده شده است.

آوانیکه پرتو ارشادات مولانا حاضر امام بالای جماعت تابنده شد، این قصیده را سرودم. راجع به اینکه ما پرورده خاک افکار و عقاید و مطالعات عمیق عارفانه و تحقیقات حکیمانه در مدارج عالی معنوی در مکتب فقر و عرفان بر مبنای الهام و دریافت های باطنی تربیت یافته عارفان عالی مقام بوده ایم، زیرا که دانشمندان محقق و اولیای حقه الهی خود منشاه آثار برجسته حقیقی هستند که معرفت آنهاست. فرد: آفتاب آمد دلیل آفتاب وبدین استناد و استشهاد مینماید، تا مبتدیان پاک فطرت چه میطلبند و چگونه باید بطلبد. دریافت حقایق معنوی و ایمانی به نشانیهای باطنی تحت تعلیم خاصه و خواص معلم صادق که از هرگونه تردید و شبه که علت اصلی اشاعۀ خرافات و انحرافات میباشند میباشد، مصوون و مبراست.

سنگ اندازیها و این قبیل بازیها نشانه بی دردی و بی عشقی است. عارفی گوید:

پاکبازی طلبد عشق، که خود سازی و رنگ

مست کاریکه ز هر بلهوسی میاید

ناگفته نماند که ما از آبا و اجداد خویش دست بدامن سالکان راه حق و صاحبدلان آگاه زده ایم و از خویشتن سازی نفرت داریم، زیرا که گفته اند :

دست به دامن هرکس زدن رسوایی بود. عارف یافته خالص است نه بافته های ناقص. از پیروی گفتار و رفتار ایشان به معرفت امام زمان رسیده ایم. مایان نباید تقلید از دیگران نماییم، بلکه جهانیان باید آداب و رسوم از ما بیاموزند. (رونق)

یادداشت نویسنده : تمام اشعار اگر به دقت ارزیابی شود، خطاب به سید منصوراست گویی او پیشبینی میکرد که روزی و روزگاری چنین اتفاق میافتد که محل نیایش مردم ، از روی حرص و جهالت توسط «خان اغا» تخریب خواهد شد. فریب خورده های خان اغا از همه اولتر باید بخوانند و قضاوت کنند، که برادر شاعرش چگونه نقاب از چهره شیطانی او برداشته است . دنباله روی با «خان اغا» فاصله گرفتن ازاسماعیلیه ودشمنی با ان است. من الله توفیق

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

46 دیدگاه
ناشناس

خاندان سیدکیان رابشناسید!

درحالیکه شهامت آقای شیرافگن راشایسته قدرمیدانم.اماداستان صدوبیست ساله(شایدهم بیشتر)خاندان فاصدوکلاهبردار
وبی رحم کیانی کاریک مقاله وچندمقاله نیست.به تمام روشن اندیشان وچیزفهمان وآگاهان اسمعیلیه افغانستان است
تا جهت افشای تمامی جنایات هولناک خاندان سیدکیان تلاش لازم رابکارگیرندکه دربرگیرنده همه ابعادآن باشد.
– سیستم برده گی (مردانه وزنانه)
– املاک منقول وغیرمنقول.
– زندان های شخصی.
– سرمایه گذاری های داخلی وخارجی.
– مواشی افسانوی.
– سگ بازی ومرغ بازی و....
– عیاشی ومیگساری وکلکسیون های مشهور شراب های این خاندان....
– رتبه جنرالی وقوت های نظامی ورمامداری وی درولایت بغلان.
– ..............
وازهمه دردناکتر قتل های وحشیانه انفرادی وزنجیره ای(به شیوه مافیای بین المللی).
اگرروزی مردم افغانستان ازهمه جنایات خاندان کیان آگاه گردندهمه دراندوه وحیرت فروخواهندشد.
بروید وپرده ازاین رازسربه مهربردارید.
ممنون

فرمان
خاندان سیدکیان رابشناسید!

عزت و ذلت به دست خداوند است،خداوندعزتی که به جناب ایشان (سید منصور نادری)عطا نموده آن عزت را نگهداری هم خواهد نمود،اگرتمام گمراهان دنیاهم برضدش گردنداگریارویاورش پروردگارش همراه اش باشد هیچ کسی و هیچ خبیثی به ایشان ضرری نمی تواند برساند.
با خدا دادگان ستیزه مکن که خدا دادگان را خدا داده.

ناشناس
بی پیر به خرابات مرو هاهاها

به خدمت (فرمان)
فرمان جان خدمت شما عرض میشود که بالای پدر پدرت باداری شده و بالای خودت میشود. من به شما اطمینان میدهم که اگر وحشت خان آغا نمیبود همه مردم به خلافش میستاد. همگی میداند که خان آغا چی ظلم و ستم کرده است. شما هم میدانید و دلتان میشود که آوازتان را بالا کنید مگر متاسفانه وحشت خان آغا ....
خوب میگزریم.

به زودی همه چیز معلوم خواهد شد.

بی پیر به خرابات مرو هاهاها

انسان آزاده آفریده شده و آزاده باید زیست نماید مثلیکه مولای ما حسین زیست نمودند،تهمت شما بیجا است الحاج سید منصور نادری کی را کشته؟ البته همه چیز های که شما مینویسید همه اش فرمایشی واز طرف دیگران برایتان یاد داده میشودوبس اینجا حکومت است،قانون است بلی واقعآ این خاندان به پدرو پدران ما خدمت نموده اند وما مثل خودت احسان فراموش نیستیم

ناشناس
بی پیر به خرابات مرو هاهاها

بالای پدر پدر کلانیت باداری کرده اند و بالای نو میکنند.

Jaweed
خاندان سیدکیان رابشناسید!

you are barking like a dog .All the things That you are saying abut Alhaj Sayen Mansoor Naderi,it is not true. it is totally nonsense . nobody listen to you . obusely it is clear that you barked too much ,you are a real dog.

ناشناس

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

درست است... با مولا زده گان سیتزه مه کن کی خان آغا دم را مولا زده است.......

ناشناس

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

your right dear Danishdost, but this guy (khan agha) he was a harmful person he is and he will be for all afghan jamat. his job is killing the educated people of jamat. He is never been to any school, therefore he doesn’t like educated people. there is a lot to say but for now its enough. He is a criminal. He killed a lots of loved ones in our community. like mothers lost their young sons, wives lost their husbands, children lost their fathers. Its a sad and long story, it wont be finished to fast. All who lost their dearest they have the pain and they know the pain its not a forget able thing. finally lets pray that he go to hill soon and faster. ameen ya rabbul alameen

احسان
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

خانوادۀ نادری چگونه از مردم اخلاص مند ودرعین حال نا آگا ۀ اسماعیلیه بهره برداری سوء کردند؟ درین راستا در رسالۀ جوانان پیشگام اسماعیلیه مطالب مستندی ذکر شده که درینجا نکات چندی از صفحۀ 6 آن بدون دخل و تصرف نقل میشود:
" نادریها عناصر فاقد اید یالوژی مذهبی و عناصر لا قید بوده معتقدات آنهارا صرف مسایل سبعانۀ زر اندوزی، شهوت رانی وقدرت نمایی تشکیل میدهد. آنها نه تنها معتقد و مومن به امام ویا کسی دیگری نیست، بلکه اصلاً عناصر نا ساز گار به اصول اسماعیلیه و هر سنت انسانی دیگر است. آنان از عقاید به ارث باقیماندۀ مردم که به آن" فقیر پشمینه پوشی " که رمه ها و گله های از مواشی و کمندی از اسپ و املاک زراعتی پهناور و گدام های از مال ومتاع و دیگر اندوخته بود، درست بهره جسته واز ارادت مردم که نسبت به دین و آیین آبایی خود داشتند سوء استفاده واز همه مسایل ارادتمندی مردم بر ضد خود مردم کار گرفتند. اینها چون گرگانی که در رمه اندر شده باشد هرچه خواسته بودند کردند. در اندرون خانواده ها نفوذ کرده به ناموس مردم تعرض کردند. عدۀ را به دهقانی و چوپانی و مزدوری گماشتند. کسانیرا در تولید طلا ( معدن طلا قره ذغن از توابع ولسوالی دوشی ) و غنیمت کردن دارای های عامه چون تصرف عواید تولیدات فابریکات پلخمری و انتقال سامان و پرزه جات تحویلخانه های فابریکات گماریدند. شماری را در گارد های مسلح تروریستی و پاسداران تنظیم و عدۀ را در بخش های قاچاق وازین قبیل توظیف واز وجود هر کسی مطابق استعداد و سلیقۀ آنها کار گرفتند و آنانی را که از اجرای اعمال پست سربازمیز دند، سرزدند ویا جلای وطن شدند."
در تاراج دارایی های عامه انجینر معراج که بعد ها لقب انجینر تاراج را بخود گرفت واز طرف سید منصور بحیث معاون اقتصادی ولایت بغلان توظیف شده بودرول عمده داشت. همچنان ارباب محمد ثنا که از سوی موصوف گاهی به صفت مسؤل زراعتتعیین میشد و گاهی هم ولسوال دوشی ،نیز نقش اساسی را در اختلاس دارایهای عامه وغارت اموال مردم ایفا داشت. (صفحۀ 10 رسالۀ فوق)

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

Wow Mr.Aflatoon what a beautiful statement
you first learn your mother’s language then give lecture

سيفو

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

عجيب لوجك مردم بيسويه هستيد لعنت به شما هزاران لعنت من ازبغلانم تا زمانيكه همين خانواده بود ارام بوديم وبعد أز انها طالب أمد كه ديكر تعريف از طالب را همه ميداند وبعد از طالب اندرابى ها أمد كه مردم همان خانواده را همين أكنون ياد ميكنند ولى موضوع مذهب شان بخود شان تعلق دارد وبه إقاخان كه دركذشته مردم اورا انكليس وكافر ميدانستند وأما ادارات او در بغلان ثابت كر د كه فرزند امام على رض است سخى است بى تعصب است مرد بزرك است ولى جوانان خانواده كدام عياشى كرده هركس زور داشت هر جه ازدستش ايد ميكند مكر سيدومنصور من خودم شاهد هستم اكر كسى أزيسرهايش شكايت داشت بمرك لت وكوب ميكرد وأما ازخودش نه زنكه بازى را شنيدم ونه كدام ظلم را اما افغانهاى بغلان هم هر جه كه در كيان بود جور كرد وجندين نفر ازقوماى سيد منصور را تير باران كرد شرائط جنك بود ومردم خان آباد كه مريد سيد منصور بود مردمان دزد وشرور بودند سيد غضنفر وشير داد هم هر كارى كرد به جان سيد ها شد معراج هر دزدى كرد بجان سيد ها شد مردم نيك ئى را افغانهاى كنده سنك ميكفت هيج ازمسلمانى نميداند ولى مردم إزار نبودند وقدرت زياد هم ازمردم نيك ئى بود وسيد جعفر عمرش در سنكر كذشت سيد حسام الدين عمرش درسنكر كذشت سيد ظاهر ادم هوشيار وبى إزار بود مشكل مردم را حل ميكرد داكتر داماد سيد منصور هم درسمنكان بود وضرشان بكس نرسيده حكيم ضربه يك هزاره مرده كاو بود اورا به سيد ها جى وأما ازجنايت اندرابى وغوربندى وفغانان بغلان همه بد بودند وفرق سيد ها ان بود اكر بكس ظلم ميشد حداقل يرسان بود ودرسر دستر خوان شان همه مردم بود خليل غزنى جى هم مردهكاو بود تمام سيخ كول سيد جعفر كرفت وحال اوهم سيدها ره بد ميكويد وبايد راست را بكويم نه دروغ وتهمت خدا خواست فردا همه بطرفش ميرويم سيفو ازشهر جديد بغلان 

بهرام خوش کلام

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

سلام خدمت تمام دوستان: مقاله فوق و نظریات تمام دوستان را با دقت تمام خواندم. و من هم بدین باورم که در گذشته اگر خدمت و خیانت این خاندان را برای مردم اسماعیلی به بر رسی بگیریم، خیانت شان بیشتر تر است نسبت به خدمت شان حتی که این خیانت ها با مخالفت های این خاندان با اداره امام زمان الی اکنون نیز جریان دارد. ولی میگویم که او میداند و اعمال شان و امام زمان.
دوماً : از دوستان خواهشمندیم وقیتیکه قضاوت می کنید هرگز قضاوت یک جانبه نه نمایید. بدید دلیل که مخالفت های که میان این خاندان و اداره مولا برای افغانستان وجود دارد بعضا روی غرض های شخصی شان میاشد نمونه مثال آن : استاد عاشوری معاون ارشد کونسل ملی میباشد که در بین یک تعداد رضاکاران به نام های آدمک برفی، خدا سر سفید وغیره مشهور است و همچنان در بین بعضی اعضای کمیته های ادارات کونسل ملی به نام شخص مداخله گر... و غیره معروف است. دوستانیکه در اداره مولا عضویت کمیته ها را داشته باشند بخوبی از مداخلات این آدمک برفی که خیلی فصاحت زبان در گویای دارد و خیلی هم تملق گرا، دروغ گو، چابلوس و... است از این خصوصیات شان بخوبی برخوردار هستند. من خودم سالهای را در کمیته های ادارات مولا کار کردم و می کنم چون نقص در ادارات امام زمان نیست بلکه نقص و هر عیب در بعضی کارکنان ادارات امام زمان است. دوستان ما شاید در جماعت خانه ها و یا سایر اجتماعات متوجه شده باشند که جناب عاشوری به چی اندازه عقده آمیز، کینه توزانه در مقابل آن خاندان صحبت میکند در حالیکه وظیفه اصلی ایشان اینست تا این دوری را از میان جماعت بردارد مگر نه چنین نیست او و یک تعداد دیگر به این دوری در میان جماعت بیشتر دامن میزنند. تعداد زیادی از کسانی که به گونه داوطلب در ادارات جماعتی ایفای وظیفه می نمودند امسال به نسبت مداخلات استاد عاشوری خود را پس کشیدند. یکی از جوانان که در وعظ نمودن خیلی عالی بود بدلیل اینکه عضویت حزب پیوند ملی را کسب کرده است از وعظ نمودن در جماعت خانه ها محروم گردیده است حالانکه این جنابان باید بدانند هر فرد حق دارد تا فعالیت های سیاسی داشته باشد و هدف آن جوان صرف خدمت برای مردم اسماعیلی است نه کدام چیزی دیگری.
مطلب من از این نوشته اینست که هردو طرف مقصر اند و در بین ما مردم بی چاره در ماندیم چون هر دو طرف خود را درست جلوه می کند حتی به عقیده مردم کار دارد حتی میخواهد که عقیده مردم را تغیر دهد حالانکه عقیده یک عمل فردی است بین مرید و مرشید.
من کاملاً باور دارم که خیلی از دوستان با من موافق اند ولی بیاید دعا کنیم که خداوند همه مارا به راه راست هدیایت بفرماید بخصوص خاندان سید کیان و عده از کارمندان اداره امام ( بخصوص عاشوری را). آمین

آنلاین : چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

امروز شما مردم متدین و دیانت شعار ما را با دروغ های واقعآ گیچ کننده خود میخواهیید از راه صراط المستقیم روی اهدافی شخصی که دارییدبنام دین و مذهب ومولانا حاضر امام واداره امامت بیرون نمایید واقعآ گناه بزرگ را مرتکب میشویید،اما شما باید متعقین باشیدکه مردم با تجاربی که دارند و یا بهتر بگویم قطع نظر از همه چیز دیگر این را همه میدانند که خوب و بد کیها استند؟و این دروغ پراگنی های بی بنیاد هم جایی را نخواهد گرفت صادقانه بگویم آنانیکه خود را خادم مردم هم میگویند با تمام تمتراق وسینه کوبیدن های شان هیچ خدمتی را برای مردم رنج دیده ما که باید و شاید میکردند نکردند و تنها واقعا به خود ووابسته های خود نمودند وبس ودیگر کاری که کردند نه تنها که مردم را به دور یک محور جمع نتوانستند بلکه با عقده درونی که با فامیل عالیقدرسید نادر خان داشتند دوستداران این فامیل بزرگ وار را رنجانیده تر کردندصرف بخاطر هراسی که از چوکی ها و قدرت خود داشتند که مبادا اینها حریفان ما گردند وما بیرون نمانیم وهمه این را میدانند و چیزیکه عیان است عاجت به بیان نیست.
شما باید متعقین باشیدکه دیگرشما با این چالها موفق نخواهی شد تا مردم را فریب دهیدوبهترین راه اینست که من یک پیرو این مذهب بشما پیشنهاد تا نکات ذیل را بجای فتنه ودروغ اختیار نمایید!
1-قبول اشتباهات قبلی و دست کشیدن از لجاجت های بیجا
2-احترام گذاشتن به بزرگان و خدمات های شان که در دوره های واقعا دشوار زحمت ها و رنج های بسیار را متقبل شده اند
3-نپذیرفتن دیکته های خارجی ها و رهنمایی های تفرقه اندازه ایشان
تا باشد همه در فضای صلح و ارشادات مولای زمان مان در پهلوی همدیگر زندگی و خدمت واقعی نماییم

بهرام خوش کلام
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقای بی نام: ما هیچ وقت از خارجی ها پیروی نکردیم مگر آنکه آنها به امر و دستور امام زمان معرفی شده باشد.
اداره خدمات بی نظیری را در این سالها انجام داده است که نمونه بارز آن ساخت جماعت خانه ها در دور ترین نقاط اسماعیلی نشان میباشد در حالیکه خاندان جناب عالی حتی با ساخت تعمیر جدید جماعت خانه مرکزی در مخالفت قرار دارد. خدمات ادارات از هر نگاه بلند است نسبت به خدمات آن خاندان. ولی باید این حقیقت را نیز پذیرفت که کسانی در درون اداره نیز هستند که از روی بغض و کینه برخورد می کنند درست همان قسم که آن جناب عالی و سید داود نماینده دروغین مردم می نمایند. بهتر است ما خود جماعت دست به دست هم بدهیم و خود را از شر هر دو این جناح خلاص نماییم..... و من الله توفیق

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

دوست عزیز مخالفت ها هم ریشه در موضوعاتی که در بالا ذکر نمودم ام موجودمیباشد.....
واقعآ درد ناک است برای کسانیکه خدمت واقعی نموده اند و حالا گنهکارتلقی میشوند،خودت در پیام پیشترت نامی از یکی از این اشخاص خود خوا و منفعت جو برده اید که در اداره امامتی ایفای وظیفه مینمایددیگرانش هم همان طور استند بجز شاید از خودت وبعضی برادران مثتثنی دیگر،اگربه خودت لقب خیانت کار را بدهند از خود چی مقاومتی نشان خواهی داد عزیزم؟

بهرام خوش کلام
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

دوست عزیز. منظور من از این گفته ها اینست که هر دو طرف مقصر اند و این فرق نه می کند کی زیاد مقصر است و کی کم مقصر است چون مقصر، مقصر است.

عارف الف

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقایان و خوانندگان گرامی که خود را اسمعیلیه خطاب مینمایید;

> آیا واقعآ بجا میدانیم که اینگونه موضوعات را باید اینگونه و در مهظر خاص و عام به نمایش گرفته و خود(خود) را عریان نماییم؟

> آیا واقعآ فکر می نماییم که ما قادر به قضاوت عادلانه میباشیم؟

> آیا لحضه یی به فکر افتاده ایم که اینگونه جر و بحث ها به چه درازا خواهد کشید و چه
نتیجه ئی را در عاقبت خواهد داشت؟

خواهشمندم لحظه عمیق فکر نموده و از خود بپرسید که با اینگونه روش چه چیزی مثبتی حاصل خواهد شد؟

بیائیدخردمند باشیم و منحیث و همانند یک مومن واقعی عمل نماییم!!!

خداوند بزرگ یار و یاور شما باشد،

عارف الف

گل احمد
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

کامنت گذاران گرامی!
وقتی انسان در باره ی یک فرد یا موضوعی نظر میدهد ویا تبصره میکند، قبل از چیز ایجاب میکند که جایگاه یعنی مقام ومنزلت او تثبیت گردد ومعیین شود که او چه کاره است. برای مثال شخصی بعنوان والی یا مامور دولت در یک ولایت ویا منطقه موظف به ایفای خدمت به مردم همان ولایت ومنطقه میگردد، حد و حدود ماموریت، کار ووظیفه ی او معلوم ومشخص است . همچنان مردمِ تحت ماموریت وی به مقام ونحوه ی کاری او آگاهی ومعلومات میداشته باشد. اگر فرد توظیف شده مصدر کار نیک گردید یا نگردید، آنگاه مردمش میتواند قضاوت کند. در امور مذهبی نیز این تعامل صدق میکند. حال بیائید اولتر ازهمه عین تعامل یا پروسیجر را نسبت به آقای سید منصور در نظر بگیریم که براستی او چه کاره است؟ در نظام یاسیستم فعلی طریقه ی اسماعیلیه او دارای چه مقام یا منزلت میباشد؟ اگر دارای کدام مقام میباشد این مقام یا ماموریت را کی به او تفویض داشته وهم دوره ی ماموریت او چند سال است؟ برای اینکه نظام فعلی طریقه ی اسماعیلیه دارای قانون اساسی وآئین نامه ی معتبر است که در سال 1986 میلادی از سوی امام به تصویب رسیده ودر سراسر دنیای اسماعیلیه یکسان تطبیق میشود وکلیه امور مذهبی وعقیدتی ونیزبرخی موارد امور مادی جامعه ی اسماعیلیه (که با قوانین مجوزه ی هرکشور مطابقت داشته باشد) طبق این قانون اعمال و پیش برده می شود وجامعه ی اسماعیلیه ی افغانستان نیز ازین قانون مستثنا نیست. نظام یا سلسله ی مراتب مذهبی گذشته نظر به تقاضای زمان در زمان امام قبلی اسماعیلیه ملغا گردید وبجای آن یکسلسله کونسیل ها، ادارات، نهاد ها وتاسیسات عدیده که کلیه امور مادی ومعنوی جامعه اسماعیلیه را تحت پوشش می گرفت ایجاد گردید وتحت قانون اساسی جدید آن نهاد ها منسجم تر وکارآتر گردید.
بناءً وقتی جایگاه ومقام سید منصوردر عرصه ی مذهبی تثبیت وروشن شد آنگاه میشود در باره ی کارکرد های مذهبی او قضاوت وداوری کرد، و اگر در عرصه ی امور مذهبی او فاقد مجوز لازمی است یا بعبارت دیگر از سوی امامت اسماعیلی در امور مذهبی جامعه ی اسماعیلیه مقرر، تعیین ومنصوب نشده، و حوزه ی کاری او قبلاً فرقه ی 80 ملیشه ی خاد حکومت دست نشانده شوروی بود و فعلاً رئیس "حزب پیوند ملی " است، لذا ایجاب میکند که موضوع از نقطه ی نظرنظامی ـ سیاسی به برسی گرفته شود و زوایای تاریک ومبهم آن روشن گردد، تا نسل جوان اسماعیلیه از قضایا آگاه گردند وکامنت گذاران عزیز نیز همان مورد ومسأله ی مشخص را در کانون توجه قرار دهند.
آقای عارف الف! در زمینه ی این مشوره ی شما باید بگویم اولاً به چهار طرفت نگاه کن که در کدام قرن زندگی میکنی، انکشافات محیر العقول تکنالوژی امروز جهان را بصورت یک دهکده نه، بلکه تحت پوشش یک خیمه در آورده است وهمه از حال یکدیگر آگاه ومطلع می شوند. واینکه گفته ای"اینگونه ودر مهظر( البته محضر) خاص و عام به نمایش گرفته وخود (خود) را عریان نماییم؟) این فرموده ی شما شک وشبهه را در اذهان دیگران ایجاد میکند که براستی این طبقه مردم چه چیز پنهانی وتوجیه ناپذیر دارند که عریانی آن به حیثیت ومقام وشان و شرف انسانی شان لطمه میزند. اگر در گذشته مردم ما تقیه کرده و هویت خودرا ازدیگران پنهان میکردند از یکطرف در اقلیت بودند واز جانب دیگر در امور مذهبی نا آگاه و از طرفی هم بانام های بدو زشت ماخوذ که درنتیجه از زخم زبان دیگران رنج می کشیدند. چنین مشوره های را درگذشته نیز داده بودید وما و شما بحث وگفتگوی طولانی نیز درین باره داشته بودیم وعده ای دیگری نیز دران گفتگو نظر داده بودند و خودت در جواب آقای "عطاخیل" گفته بودی که سید منصور در امور مذهبی مردم اسماعیلیه دارای کدام منزلت ومقامی نیست. آن گفتگوها در بایگانی سایت و نیز کاپی های آن نزدم موجود است اگر مایل باشی آن گفتگو را درین جا نیز به داوری وقضاوت می گذاریم. در پایان کامنت تان همه را به خرد مندی دعوت کرده اید ماهم طرفدار خرد مندی هستیم و علل عقب ماندگی مردم اسماعیلیه نیز ناشی از عدم کاربرد عقل وخرد بوده است. بااحترام. گل احمد

عارف الف
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقای گل احمد جان،

با تشکرصمیمانه از اصلاح املا و انشای نادرست بنده;

اجازه بدهید یک اشتباه ساده را از اذهان دوستان رفع بسازم.
مشوره بنده صرفآ شامل حال آن عده از کامنت گذاران میشود که منحیث یک مسلمان اسمعیلیه کامنت میگذارند ولی متأسفانه عفت قلم و کلام را زیر پا گذاشته و شخصیت وماهیت خویشرا برعکس ارشادات و توقوعات دین و آئین خویش، در محضر نمایش قرار میدهند.

مطمئنآ ما پیروان مذهب و فرقه اسمعیلیه در افغانستان، گذشته تلخ و دشواری را که ناشی از تعصبات بیجاه، موقف دشوار اجتماعی و سیاسی کشور و یا هم کوتائی در معرفی و شناخت درست از طریقه ما از طرف مردم و اشخاص که مسؤلیت امور را بعهده داشند، پشت سر گذاشته ایم تا ماهیت و اصلیت خویش را منحیث یکی از فرقه های مسلمان در بین اجتماع تحکیم بخشیده و از آزار و اذیت های بیجا و بی مورد و از شک و سؤ ضن ها مبرا و آزاد گردیم.

من فکر میکنم اینگونه برخوردهای لفظی درین چنین صفحات انترنتی نه تنها نتیجه مورد پسند را ببار نیآورده بلکه عکس آنچه را که انتظار داریم به تعاقب خواهد آورد.

در باره کامنت من در پاسخ به آقای عطاخیل یادآور شده اید، من هر حرف و یا سخنی که در گذشته گفته باشم تصدیق نموده و برایتان اطمینان میدهم که در آینده نیز تمام مسؤلیت های نوشتاری و گفتمان خویشرا به عهده میگیرم و درین ضمینه کدام اسم مستعاری انتخاب نکرده و هیچ هراسی هم دربیان حقیقت نخواهم داشت.

تنها امید و خواهش بنده از تمام پیام گذاران اینست که آنچه مینویسند باید با ضمیر و وجدان پاک بنویسند و در گفته های شان ارشادات دینی و مذهبی ما را که همانا پابندی به اصول و ارزشهای اسلامی یعنی صداقت و خودکامگی، قضاوت عادلانه و عاری از تعصب و ادعاهای مبنی بر اثتناد و واقعیت ها باشند، فراموش نکنند.

موفق باشید،

عارف الف.

گل احمد
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقای عارف الف! اجازه دهید اولاً خدمت عرض شودگرچه اشتباهات املائی وانشائی تا حدی اصل مطلب را مغشوش نمی سازد مانند " توقوعات" بجای توقعات" سوء ضن" بجای سوء ظن " اثتناد" بجای استناد ولی " خود کامگی" که معنای استبداد، خودسری، مستبد و خودرای را میدهد، ودر ردیف ارزشهای اسلامی معادل "صداقت " بیان شده، معنای پاراگراف را بکلی تغییر میدهد. بهر صورت من نیز با شما موافقم که کامنت گذاران عزیز عفت قلم وکلام را مراعات کنند تا این گونه مباحث که هدفش روشنی وبیداری است از مسیر اصلی خود منحرف نشود.
آقای محترم! در پارا گراف دیگر تان خلط مبحث نموده ی گذشته ی تلخ ودشوار مردم اسماعیلیه را به تعصبات بیجاه، موقف دشوار اجتماعی وسیاسی کشور ونیز کوتاهی در معرفی وشناخت درست از ین طریقه از سوی اشخاص که مسؤلیت اموررا بعهده داشتند وانمود کرده ای. ولی اُس اساس مسأله کوتاهی یا اگر واضح تر گفته شود، نگهداشتن عمدی مردم در بیخبری وعدم آگاهی از معتقدات مذهبی بوده است واین گفته ی شما که مردم اسماعیلیه در " موقف دشوار اجتماعی وسیاسی در کشور" قرارداشتند، جای تامل است. زیرا مردم اسماعیلیه نزدیک به یک قرن بجز ازدوره ی 6ـ 7ساله ی طالبان در موقف دشوار نه، بلکه دارای موقف خوب اجتماعی وسیاسی نیز بوده اند. زیرا از زمانیکه سید نادر خان بنیان گذار خانواده ی نادری در سال 1310 هجری به همکاری نظامی وسیاسی وسیع خود بادو لت آن وقت دست یازید، دولت اختیارات گسترده ی بوی تفویض داشت وا وازصلاحیت واختیارتام بر خوردار بود. چنانچه سید نادر خان در سر گذشت خود مینویسد:" سردار اعلی وکیل اعلیحضرت(شاه ولی خان) بنده را بحضور طلبیده بدست راست پهلوی خود جای تعین نموده خیلی شفقت و میروبانی نمودن ونان چاشت را باتفاق این فقیر تناویل نموده فرمان دادند از حضور شان مرخص گردیده، از جانب سردار شاه ولی خان تا کنون رضا من بوده خیلی منت پزیرم بخاندانی محمد زائی مثل سردار شاولیخان یک شخصی نجیب و شریف وبا دیانت دارای کمالات و خلق نکو نادر وکمیاب است چونک فرمانرا تسلیم شده بخانه آمدم" (تاریخ غریب ص 88) ( انشا ء خود سید نادر خان است بدون دخل وتصرف نقل شد) پس از دریافت فرمان همکاری با دولت وی با قدرت وصلاحیت تمام وارد مناطق شمالی کشور گردیده، مریدان خودرا تسلیح وتجهیز ساخته، در راه آزادی مناطق ومحلات از چنگ مخالفین دولت نقش ارزنده ی را ایفا میدارد. چنانچه خودش می نویسدد:" به نسبت آرزو قل نام دزد که نفری زیادی به آیبک میباشد وگزمه شان نیز تا خرم وسر باغ گردش دارند جهان گیر خان غند مشر و فقیر محمد خان غند مشر را فرمودم ازین نفر موجود هزار نفر جوان ودلاور وشجاع بر گزیده معه اسلحه ویراق وطنی با خود گرفته شبا شب عازم غوری شوید واز آنجا آنچه نفری لازیم وبکار میدانید با خود گرفته طرف آیبک حرکت نمائید... وخودم نیز با دوهزار سوار وپیاده طرف آیبک عزیمت کردم." ( تاریخ غریب صفحه 90) وبدین طریق آیبک را ازتصرف آرزو قل و افرادش خارج می سازد.
موصوف در سرکوبی بقیه مخالفین دولت نیز همکاری همه جانبه با دولت مینمایدکه ابراهیم بیگ لقی یکی از آنان است وی مینویسد:" مکتوب محمد یعقوب خان والی رسید مضمونش اینکه ابرائیم بیگ لقی بحکومت خودرا تسلیم نساخته بغاوت نمودند ده ملاه عرب فتوی داده اند که به نسبت ابرائیم بیگ لقی غزا لازم شده وقتل او نیز مباح است و شما نیز نفری خودرا بزودی تکمیل نموده بزیر اثر جهانگیر خان روانه خان آباد نمائید ...همان بود که سوارو پیاده سه هزار نفر تکمیل نموده روانه خان آباد نمودم...بعد از وارید شدن خود لشکر ابراهیم بیگ را پاشان و پراگنده نموده ... وچند نفر سرکرده های شان را نیز بقتل رسانیدند...ابراهیم بیگ ازدریای آمونیه طرف روس عبور نمودند لاکن برای این فقیر چقدر خساره کلی از مال چقدر اسپ و آدم تخمیناً چهل پنجاه نفر بقتل رسیدند." ( تاریخ غریب صفحات 95 و96)( ابراهیم بیگ لقی مبارز آزادیخواه ازبک بود ودر سال های اول ده ی بیست میلادی در رأس سوار کاران ماهر ازبک بر ضد دولت نادر خان میجنگید. دولت با همکاری افراد قبایلی اورا مجبور ساخت تا از آب آمو به خاک شوروی عبور کند. وی در آنجا بدست افراد اردوی سرخ افتاده با همکارانش اعدام شدند. میر محمد صدیق فرهنگ: افغانستان در پنج قرن اخیر ج اول قسمت دوم ص 608)
این همکاری های گسترده ی نظامی موجب میگردد که سید نادر خان روابط بسیار نزدیک و مؤدت آمیز با در بار شاهی پیدا کند؛ با پیش کشی انواع تحایف و هدایای گرانبها به در بار و خانوادۀ شاهی به استحکام و تقویت موقف سیاسی و اجتماعی خود می افزاید. تا آنجا این روابط دوستانه گسترش می یابد که ظاهر شاه بعضی اوقات استراحت گاه او را در کیان برای تبدیلی آب و هوا وخوش گذرانی انتخاب می کند. چنانچه دریکی ازین سفر ها ی تفریحی به افتخار شاه دروازه ی دولتی برپا ودر وسط آن با خط درشت این مصرع را نوشته بود:" درینجا پر جبریل را گذری نیست." وی با این مصرع قدرت خود را که ناشی از حمایت عام وتام مردمش بود برخ شاه میکشید ونیز از امنیت عام وتام ومطلق، شاه را مطمئن میساخت. در جواب آن استاد خلیلی که در معیت شاه بود مصرع دوم را انشاء کرد"....ولی از رود نیل اثری نیست".
در دوران دموکراسی تاجدار سید ناصر پسر ارشد سید نادر خان دوبار در چوکی شورا راه یافت وباردوم بحیث منشی دوم شورا انتخاب گردید. صرف در یکسال اخیردولت داود خان ویک سال و نیم رژیم خلقی نسبت دوسیه های ضخیم جنائی که داشتند در زندان بودند. بعد از نصب ببرک کارمل ورهائی سید ناصر وسید منصور از زندان، آنطوریکه در کامنت بالا ذکر شد سید منصور دارای تشکیلات نیرومند نظامی گردید که صلاحیت واقتدارش از ببرک وداکتر نجیب کمتر نبود. روشنی انداختن در باره ی تشکیلات نظامی وقدرت سیاسی وی به نسبت تطویل کامنت صرف نظرشد البته بعداً روشنی انداخته خواهد شد.
آقای الف! هدف ازآوردن موارد مستند فوق آنست که اگر براستی این خانواده احساس مسؤلیت میکردند با اقتدار وصلاحیتی که در اختیار داشتند میتوانستند خدمات ارزنده ی را از نگاه مذهبی، عقیدتی وعلمی به مردم اسماعیلیه انجام دهند، ولی چنین نکردند واگر مصدر خدمتی میشدند امروز همه بشمول شما وماشاهد آن می بودیم. آنچه مادیدیم وشنیدیم بجز از یک سری سخنان ناشایست، طنز های تلخ وزخم زبان نسبت به مردم ما چیز دیگری نبود که شور بختانه مردم ما با گوشت و پوستش آنرا حس ولمس میکردند.اما واقعیت تلخ آنست که به شهادت تاریخ جامعه ی برخوردار از علم ودانش وآگاهی های دینی وعقلانی به آسانی مورد استثمار وبهره کشی قرار نمی گیرند، وچنین جامعه ی درد سر همیشگی برای سردمداران خود بوده اند ، واین پالیسی است که مردم اسماعیلیه در طی این سالهای طولانی با آن مواجه بوده اند. باقی حرف ها باشد برای بعد.با احترام گل احمد

عارف الف
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقای گل احمد،

بدون شک در ادبیات دری رسیدگی خوب و قابل ستایش دارید و بنده مکررآ از اصلاح اشتباهات املائی، لفظی و لغوی ادای شکران می نمایم.

مطمئنأ این اصلاحات ازروی صداقت بوده و نه فخر فروشی!

و امیدوارم که در بیان هرگونه موضوعات به خاطر روشنگری و اصلاح جامعه نیز، از روی صداقت عمل نموده و از تعصب و کینه توزی پرهیزگاری نمائید.

عارف الف.

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آن را که حلال زاده گی عادت و خوست عیب همه مردمان به چشمش نیکوست
معیوب، همه عیب کسان مینگرد از کوزه همان بیرون تراود که در اوست

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقای که نام مستعار گل احمد را استفاده مینمایی!
اولآ به یقین صد در صد که خودت از جمله کسانی استیدکه وظیفه همین تبلیغات را قبلآهم بخاطراعراز قدرت تان وفعلآ هم بخاطر بقای تان درادرات امامتی بکار میبرید،برای کسانیکه در امورات کار های شما و همکاران تان معلومات دارند شما افشآ استیدبکلی خاطر تان جمع باشد.
باز خودت خود را و همدستانت را مورد انتقاد وجدانی اگر بشما باقی مانده باشد قرار دهید که آیا شما فرشته استید؟
یا یک درجه خیانت کار؟

به آهوی کسان چشمت نه بگذار ..................نباشد عیب کس دیدن سزاوار
از آن بهتر که عیب خویش بینی..................ز نم پند است و میگویم به تکرار

احمد شاکر
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

ابیاتی از عارف بزرگ سید نادر شاه کیانی:

غلام عشق سرشاراست و نادر............................ به علم وعقل کل یاراست و نادر
نبیند چهار اطرافش به جز حق...........................همیشه محو دیدار است و نادر

نادر دل شکسته ام یارب.........................در کنج خلوت نشسته ام یا رب
منما محتاج بنده مرا.............................دل بفضل توبسته ام یا رب

دوستان عزیز در هر زمانی منافقین بوده واست حتی در زمان خود حضرت پیامبر(ص) بسیار بودند سید نادر خان هم از آنها گله های زیادی داشته اند مانند این بیت:

الهی چون کنم با خلق غدار...................منی عاجز ندارم با کسی کار

فرقانی- قم

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

سلام آقای عارف الف! سلام های مرا هم پذیرا شوید و امیدوارم روز خوشی داشته باشید. ماشالله فهمیده میشود که آدم چیز فهمی هستید و منت لله که در این در گیری می خواهید واسطه شوید و احسنت که کاری خوبی هم هست و برادران را از مناقشه و یخن گیری هم می رهانید. اما منحیث یک طلبه از شما یک سوال دارم، بالاخره در این جنگ و ناملایماتی کی را مقصر می دانید؟ صرف یک جواب از شما می خواهم و آنهم بگوئیید که کی؟ اگر زیاد مهربانی فرمودید و جنگ جمل را مثال آوردید، پیام شمارا مطالعه نخواهم کرد.

موفق و موئید باشید جان برادر.

گل احمد
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقای فرقانی! پس از درود وتحیات هیچج چیز بطور مطلق وجود ندارد، بلکه نسبی میباشد. مقصر دانستن وندانستن این گروه یا آن گروه بر مبناء ذهن گرائی یا حب وبغض با معیار های علمی ومنطقی صدق پیدا نمی کند، زیرا پی آمد ونتیجه ومیراث هر مکتب، آیدیالوژی، مسلک ونظام هارا میتوان از تاثیر گذاری ومفید بودن آنان نسبت به مردمش قضاوت کرد،خواه درامور مادیات باشد یا شؤن معنویات. بااحترام

عارف الف
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقای محترم فرقانی - قم

متأسفانه خصلت انسانی چنین است که همیشه دو جناح مخالف طرف مقابل را مقصر میداند!

در جامعه مدنی هیچ متهم تا زمانیکه جرمش ثابت نشود، مجرم شناخته نخواهد شد.

شریعت نیز داد و فریاد مدعیان را از پشت پرده و بدون شواهد و اسناد نمی پذیرد.

بیشتر از آن بنده قضاوت را بخالق یکتا میسپارم چونکه بدون شک او تعالی بر همه چیز آگاه ومالک یوم دین است.

با احترام،

عارف الف.

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

تنها خود را فهمیده شمردن فخر فروشی محسوب میگردد،دیگران هم شاید چیزی باشند،باید سوال شود از شما آقای فرقانی که این قدر دانشی که شما بالای آن فخر مینماید از برکت کی است؟

ٍ

گل احمد
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقای بینام! اینکه نوشته های تحقیقی وافشاگرانه ی مرا راجع به آقای سید منصور باادارات جدید التاسیس امامت اسماعیلیه در افغانستان ارتباط داده اید، باید صادقانه بگویم، این ارتباط دادن یا سوء ظن شما بکلی نادرست است. من نه هیچگونه ارتباط باادارات متذکره دارم، نه همکار دارم ونه از آنها مشوره والهام میگیرم ونه به حمایت شخصی از آنان تاحال کدام نوشته ی دارم، اگر داشته باشم لطفاً با نام وتاریخ ذکر فرمائید. هدف نوشته هایم صرفاً وصرفاً روشنی انداختن در اوضاع واحوال گذشته های نزدیک وفعلی مردم اسماعیلیه است و موضوع گفتگو نیز روشن است ،تا مردم اسماعیلیه و علی الخصوص نسل جوان به آگاهی برسند، وبس. اینکه اتهام خیانت درجه یک به این بنده ی عاجز بسته ای ، این اتهام شما نادرست وبدور از انصاف است، وکسی که دعوی مومنی دارد چنین اتهام بندی دروغ شایسته ی شان اونیست. وهمچنان من نه فرشته هستم ونه دعوی فرشته گی دارم، هرکه حدود وثغور وظایف انسانی خودرا بشناسد او هیچگاه دعوی فرشتگی یا تقدس نمی کند.
آقای بینام! باز هم همان مثال قبلی را بزبان ساده تکرار میکنم، وقتی یک ماموری از سوی دولت در یک منطقه ی تعیین میشود، او بامکتوب یا فرمان تقرری اش از جانب افراد موظف به مردم وادارات همان محل معرفی میگردد تا همه مردم تحت اداره ی او ومامورینش از تقرری او باخبر باشند. عین این پروسیجر یا تعامل در امور مذهبی نیز صدق میکند. اگر بتاریخ اسلام نظر افگنیم می بینیم که والی ها وعامل های که از طرف خلفا وبخصوص حضرت امام علی در یک بلاد مقرر میگردید، فرد تعیین شده اولآ در مسجد همان محل رفته ومتن فرمان ونیز حدود صلاحیت خودرا به مردم ابلاغ ومردم را بوظایف محوله اش آگاه می ساخت. چنانچه آقای سید ناصر در سال 1973که از سوی امام اسماعیلی برای مدت دوسال بحیث نماینده ی امام تعیین گردید، موصوف متن فرمان خودرا در جماعت خانه ی عمومی سابقه به اطلاع مردم رساند. حال عین سوال در مورد آقای سید منصور مطرح است که اگر او خود ادعای رهبری مردم اسماعیلیه ی افغانستان یا یک بخش از مردم را دارد ویا اینکه شما ادعای رهبری مذهبی بودن اورا دارید، آیا این رهبری تحت قانون اساسی اسماعیلیه صورت گرفته یا خیر؟ ونیز ایجاب میکند روشنی انداخته شود که کی اورا درین مقام انتخاب کرده است؟ وچه وقت وبر مبناء کدام فرمان امام حاضر اسماعیلیه این رهبری را حاصل کرده است؟ زیرا طبق احکام مصرح قانون اساسی اسماعیلیه کار گزاران ارشد جامعه ی اسماعیلیه ازسوی مردم بر گزیده نمیشوند بلکه امام اورا تعیین میکند. در صورت درست بودن این ادعا آیا مانند برادر بزرگ خود متن این فرمان را به اطلاع مردم خود رسانده است؟ وقتی این موضوع بروشنی کشیده شد بعداً در مورد وظایف ومسؤلیت های رهبری گفتگو خواهیم کرد.
مهمتر ازهمه باید این نکته را در نظر داشت که در طریقه ی اسماعیلیه بین سیاست ومذهب خط قرمز کشیده شده است، مذهب از سیاست بکلی جدا است، یعنی یک رهبر مذهبی به هیچ عذر وبهانه از قبیل اوضاع وشرایط مملکتی، اقلیت واکثریت بودن جامعه غیره وغیره نمیتواند در فعالیت های سیاسی حصه بگیرد یا واضحتر گفته شود نمیتواند حزب بسازد.
آقای بهرام خوش کلام! در مورد آن واعظی که عضو " حزب پیوند ملی " است وبه او اجازه ی وعظ در جماعت خانه داده نشد، خدمت محترم عرض شود که نظر به قانون اساسی اسماعیلیه امور وعظ مذهبی تحت صلاحیت طریقه بورد یعنی اداره ی معارف مذهبی قرار گرفته است، و واعظین که از سوی این اداره توظیف می گردند، نحوه ومضمون وعظ ایشان از سوی این اداره معیین ومشخص می گردد. حتا دانشمندان که از سوی موسسه ی تحقیقات اسماعیلی(IIS )که مدرک ماستری در اسلام شناسی دارند اگربرای کنفرانس یا سیمینار در کدام منطقه توظیف می گردند، و اگر خواست برای جماعت وعظ نماید باید به اجازه طریقه بورد همان محل وعظ او صورت بگیرد . امید است قناعت شمارا فراهم کرده باشم.با احترام گل احمد

بهرام خوش کلام
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

جناب گل احمد: من نیز نیک میدانم که تمام موضوعات که در جماعت خانه وعظ می گردد از جانب اداره طریقه و تعلیمات مذهبی ارزیابی و بر رسی می گردد ولی مشکل اداره با آن جوان چیزی دیگریست زیرا او عضویت حزب پیوند ملی را به دست آورده است از این خاطر از وعظ نمودن محروم گردیده است.

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

بر حق بودن الحاج سید منصور نادری برنکات زیرین ثابت میگردد که:
1-وقتی برادر ایشان سید شاه ناصررهنما که اموراداره جماعت افغانستان را داشتند نظر به شرایط دشوار آن زمان راهی دیار مهاجرت گردید والحاج سید منصور نادری را به سرپرستی جماعت گماریدندچون نماینده امام زمان بودنداین صلاحیت را داشتند و شما میدانید که در شرایط های دشوار و یا حکومات استبدادی امام های زمانه روی انگیزه های که امامان وقت و زمان دیداری نمینمودند پیرانیکه در آنجا ها تعیین گردیده بودند امورات مذهبی واجتماعی آنکشورها رانظر به تقاضای زمان به پیش میبردند مانند کشور های افغانستان،تاجکستان،چین و بعضی کشور های دیگرو من یقین دارم که سرپرستی جناب عالیقدرسید منصورنادری هم بدون مشوره نبوده.
2-آیا در همان زمان خیلی خطیرو دشوار جماعت افغانستان میتوانستند بدون رهنمایی باشند سوال من اینست،کی بود و کی تعیین شده بود؟جواب خود به خود واضع است که همین بزرگوارمسوولیت داشتند چون باید یک مسوولی میبود تا این همه جماعت را رهبری وسرپرستی میکرد.

احمد شاکر
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

آقای گل احمدبنا به گفته شما،اگرشما کدام ارتباط یا همکاری با ادارات ندارید پس چطور از موضوعات بسیارمهم با خبراستیدو قضاوت مینماید،بنآ درباره شما چیزهای که گفته شده صدق نموده و تمام نظرات دوستان درست میباشد.

برخوردار/آرزو/نوراحمد شیبر/میراحمد خان /شاه قدم و.......

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

طرفداران سید منصور ادعا دارند که بادارشان با ساختن فرقه 80 جوانان اسماعیلی را از مرگ حتمی رهانید .
آقای گل احمد نظر تان در این مورد چیست؟

احمد شاکر
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

دشمنانیکه زیر عناوینی مختلفی........ از مردمان بیچاره ما که در قرآ وقصعبات خصوصآ در ولایات کشور زندگی مینمودند باج میگرفتند و در ضمن صد ها توهین و تحقیر به نام های مختلف مینمودند شاید شما از یاد برده باشید...
این حرکت دفاع از خود بود،در اسلام دفاع از خود جایز میباشد، شما میدانید در نظام طبیعت کمزور زیر پا است.

hussaini

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

اگر خان آغا مجرم و گناه کار است چرا حاضر امام اورا لقب وزیر خودش را داد و سپاس گذاری از خاندان نادری که در چند نسل انجام داده و دعای خیر با و مهربانی به آنها داد...چرا چرا?

این طلقه را که بعد از سپردن جماعت خانه عمومی فرستاده شد همه جماعت شنیده اند.

آیا پیام امام غلط گفته شده یا طلقه غلط است یا?

لطفآ بدون کینه و تعصب جواب دهید

نقیب الله
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

حسینی عزیز!
خوشحالم از اینکه در جستجوی حقایق هستی. ما نباید در مورد هیچ مساله ی بالخصوص مسایل دینی و مذهبی بدون تجزیه و تحلیل درست تصمیم بگیریم. زیرا کوچکترین خطا میتواند بسیار گران تمام شود. امید وارم که در راستای پیداکردن حقایق صادقانه تلاش نمایی. مهم این نیست که کدام طرف اشتباه میکند، مهم این است که ما خود را نا آگاهانه در قطار کسانیکه اشتباه میکنند، قرار ندهیم.
در رابطه به تعلیقه ی که شما اشاره نمودید، من هم شنیده ام و در واقعی بودن آن هیچ شک و تردید وجود ندارد. در تعلیقه مذکور القاب وزیری به سید ناصر، سید منصور و سید سعدی اعطا گردیده است. بنظر من ، این بدین معنا نیست که اکنون سید منصور و خانواده اش هرچه که بخواهد، بکند. عزازیل هم مقرب ترین فرشته نزد خداوند بود ولی نافرمانی کرد، طوق لعنت به گردنش افتاد. حمدان قرمطی و ابو عبدالله شیعی مقامات داعی داشتند ولی در اواخر عمر شان با امام دشمنی کردند.
بقول سعدی
چو کنعان را طبیعت بی هنر بود پیامبر زاده گی قدرش نیافزود
به نظر من آنها باید بعد از اخذ این القاب با مسوولیت تر عمل میکردند ولی متاسفانه که نکردند. سید ناصر و سید منصور پای از گلیم شان فرا تر دراز کردند ولی در مورد سید سعدی چیزی نشینده ام. فکر میکنم او آدم صادق و شایستۀ این لقب میباشد. سید ناصر صرف همین قدر گستاخی میکند که زکات مردم را حیف و میل میکند و بس و دیگر کاری به مردم ندارد. ولی سید منصور نه تنها که مخالف ساختار ادارات امامتی در افغانستان است بلکه عملاً ادارات را از طریق مختلف تخریب میکند. مثال های زنده آن؛ جلوگیری از اعمار جماعتخانه عمومی، فرستادن افرادش بخاطر لت و کوب مسوولین ادارات، جلوگیری از ایجاد بیت العلم در ده خدایداد، با راکت زدن جماعتخانه کمپیرک و صدها موضوع دیگر. بار ها سید منصور گفته است که اگر من زنده باشم، این ادارات را از بیخ و بن بر میکنم. اگر فکر میکنید که اینها همه تهمت است، پس سخنرانی دامادش که سی دی های آن در بازار پیدا میشود، گوش کن. اگر او با ادارات امام مخالفت ندارد، چطور دامادش در حضور خودش جرآت میکند که ادارات را متهم به ترویج هندویزم در افغانستان میکند و او بعوض اینکه او را نصیحت کند، سی هایش را به بازار میفروشد.
حسینی عزیز! من نمیگویم که هرچه من میگویم باورکن ولی جداً خواهش میکنم که درمورد اینها تحقیق کن و بعداً تصمیم بگیر.

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

دوستان عزیز!
حالا منافق به رنگ دیگر و نام مستعار دیگر جلوه نمایی و هنر نمایی مینماید(نقیب الله)
این آقا در اولین پیام خویش با وجودیکه خود را بسیار حکاک و هوشیارفکر مینمایندبتاریخ26 مارچ بساعت22:45 چنین اقرار نموده و نوشته اند که :
قبلآ نیز در همین سایت تحت عنوان "اسناد تقلب و رشوه دهی سید منصور نادری بدست نیرو های امنیتی افتاد" و نا امنی در دره نیکپی"بقلم جولوکیانی"معلومات مکفی در باره سید منصورارایه داشته ام.
بنآ شما دوستان اهل خبره و قلم خود قضاوت نمایید که آیا ادعای که من نوشته بودم که نویسنده همه این مطالب یکنفراست که قبلآ هم شخص مذکورو همکارانش بخاطراعراز قدرت خویش وحالا هم به خاطربقای بیشتر شان در ادارات امامتی دست به یک سلسله تبلیغات دروغ میزنند ثابت است یا خیر؟
نظرات هذا هم مربوط همین شخص بوده که حالا بنام نقیب الله به نام مستعاردیگری میخواهد اذهان مردم شریف ما را مغشوش نماید.
چهره وشخصیت فرد مذکور را همه دیده وهم میشناسند

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

البته باید یاد آوری نمایم که شخص مذکور بسیاروقت ها بنام مستعار گل احمدمینویسند.

رحمت الله
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

گمراه والضالین آیا عکس سیدشاه ناصر را در مراسم GOLDEN JUBLEE که در پهلوی مولانا حاضر امام در دست راست ایشان نشسته اند ندیدهی خدا تره زوال کنه مرتدهی گمراه

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

!Dear Hussini

As an ismaili we all know that we have only one leader(Imam) around the world, which we all are following. There can’t be any one else as second leader. And i believe you are an educated person. You just need to do some more research or you could ask some one who knows more about it or you can ask our scholars they can help you in this regards. as new generation we should take the right path

...All the best

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

Dear educated i am absolutely agree with you but i have a question for you who were our past guiders to know our beloved Hazir Imam definitely our pirs if your father and mother didn,t recognized Mowlana Hazir imam
How you could recognized imam-e-zaman ?
who were your families guider or ranomas in tense times ?
Afghanistan has 30 million population why the others do not recognized Imam-e-zaman?
now are we must forget and ignore those people including our families who tried to be on the right path of suratul mustakim and should we insult them?

ناشناس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

we are by grace of moula on the right path
you mentioned you can ask our scholars
i ask you who appointed those scholars and you tell me the fact that the scholars you are talking about will be on who’s side

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 46 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس